tgindex

صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)

описание

"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

1 670
подписчиков
Охват к подписчикам
20,0%
ERR
Реакции к просмотрам
0,76%
177 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
1,84%
430
Постов в день
0,0
всего 64

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 8 авг.✅چرا مردم ایران از تندروها متنفرند: ‏کتمان کرونا ‏مخالف اینترنت آزاد ‏مخالف ارتباط با دنیا ‏ضد زن بودن، طرفدار اعمال زور علیه زنان ‏تحریم رو نعمت میدونن ‏طرفدار جنگ به سبک غزه ای شدن ‏انحصار طلبی و خواهان حذف بقیه ‏امت سازی و بی وطنی، با شعار مرگ بر وطن ‏خودشون رو مالک مملکت میدونن و....4,27%
  • 2 июн. 2025 г.без подписи3,38%
  • 31 июл.✅اعلامیه شیخ فضل الله نوری درباره مشروطه هرکس به قانونگذاری اعتقاد داشته باشد ، مرتد است و طبق قانون اسلام خونش حلال است ، زنش مصادره می شود و اموالش نیز همینطور ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧ‌ﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ. ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ‏«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟» ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ ‏(ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ‏) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ۷ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: «ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ‏» ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ‏«ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ ‏[ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ. ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ: «اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.» ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ. ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ ‏[ﺍﺳﺖ‏] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯼ ﺑﯽ‌ﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽ‌ﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ‏[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ» منبع: #ﺭﺳﺎﻟﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞ_ﺍﻟﻠﻪ_‌ﻧﻮﺭﯼ ، ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧ @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd1,72%
  • 24 мая 2025 г.без подписи1,69%
  • 8 авг.✅بریده ای تاریخی از اطلاعات_ شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۴۷ «..مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!..» صدور قابل توجهی اتومبیل پیکان به «دوهه» پایتخت شیخ‌نشین «قطر» گام موثر دیگری است که در جهت تثبیت صنایع ملی ما برداشته می‌شود. ایران کشوری بود که خود تا قبل از انقلاب سفید ششم بهمن واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیل‌های مختلف به بازار آن سرازیر می‌شد، اکنون نه فقط نیازمندی‌های داخلی خود را تامین می‌کند؛ بلکه به کشورهای همسایه نیز اتومبیل صادر می‌نماید. این پیشرفت قابل توجه در سایه پشتیبانی و حمایت بی‌دریغ ملت ایران از کارخانجات صنعتی ایران‌ناسیونال و تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به دست آمده و امید می‌رود که هر سال بر تعداد صادرات پیکان افزوده شود. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd1,61%
  • 17 июн.без подписи1,53%
  • 11 авг.✅توصیف ناصرالدین‌ شاه از مفهوم «آزادی» هنگام بازدید از فرانسه: «راه می‌رفتند، می‌نشستند آزادی بود. یکی ایستاده بود ک*ونش را به امپراطور کرده بود سیگار می‌کشید. یکی نشسته بود و ک*ونش به امپراطور و سیگار می‌کشید. یکی ک*ونش را به ما کرده بود. هر کدام حالت آزادی داشتند!» روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd1,49%
  • 9 июн. 2025 г.без подписи1,47%
  • 10 авг.✅تاریخ در آستانۀ دگرگونی؛ از جهان ایرانی تا جهان اسلامی بعضی کتاب‌ها را نمی‌توان صرفاً «معرفی» کرد؛ باید در برابرشان اندکی درنگ کرد، از شتابِ خواندن کاست و گذاشت که معماریِ اندیشه‌شان خود را آشکار کند. The History and Culture of Iran and Central Asia: From the Pre-Islamic to the Islamic Period از همین شمار است؛ کتابی که نه فقط روایتی از گذشته، بلکه کوششی برای بازاندیشیدن در یکی از مهم‌ترین گذارهای تاریخ فرهنگی ایران و آسیای مرکزی است؛ گذار از جهانی به جهان دیگر، از ایرانِ پیش از اسلام به ایرانِ اسلامی، از سنت‌های کهن به صورت‌های نو، و از گسستِ ظاهری به استمرارِ پنهان. این مجموعه به ویراستاری D. G. Tor و Minoru Inaba در سال ۲۰۲۲ درUniversity of Notre DamePress منتشر شده و حاصل همکاری شماری از پژوهشگران برجستۀ تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، ادیان، ادبیات و فرهنگ ایران و آسیای مرکزی است. اهمیت کتاب اما در عنوان و تعداد صفحات و فهرست بلند مقالات آن خلاصه نمی‌شود؛ اهمیتش در پرسشی است که در سراسر آن چون نخِ نامرئی از میان پژوهش‌ها می‌گذرد: وقتی جهانی تاریخی دگرگون می‌شود، چه چیزی از میان می‌رود و چه چیزی باقی می‌ماند؟ آیا ورود اسلام به ایران و آسیای مرکزی را باید پایان یک جهان و آغاز جهانی دیگر دانست، یا باید آن را فرایندی پیچیده‌تر دید که در آن عناصر جهان پیشین، در هیئتی تازه، در زبان و فرهنگ و سیاست و حافظۀ جهان اسلامی استمرار می‌یابند؟ کتاب، به جای آنکه تاریخ را به دو نیمۀ ساده و متقابلِ «پیش از اسلام» و «پس از اسلام» تقسیم کند، به دنبال آن است که میان این دو جهان پل بزند و منطقِ گذار را آشکار کند. جهان ایران و آسیای مرکزی در اواخر دوران باستان، جهانی بود بی‌مرز به معنای امروزی و سرشار از مرزهای فرهنگی؛ جهانی که از فلات ایران تا ماوراءالنهر و از راه‌های سغدی تا سرزمین‌های چین امتداد داشت و در آن، شهر و کاروان، زبان و آیین، تجارت و مهاجرت، کتیبه و سکه، یکدیگر را می‌دیدند و بر یکدیگر اثر می‌گذاشتند. سغدیان در این میان تنها قومی در حاشیۀ تاریخ نبودند؛ حاملان شبکه‌ای گسترده از ارتباطات تجاری و فرهنگی بودند که شرق و غرب جهان ایرانی را به یکدیگر پیوند می‌داد. کتیبه‌های سغدی، متون پهلوی، آثار بلخی، منابع چینی و شواهد باستان‌شناختی، هر یک بخشی از این جهان چندلایه را در خود نگاه داشته‌اند؛ جهانی که برای شناخت آن، یک زبان کافی نیست و یک روش بسنده نیست. از همین‌رو یکی از امتیازات بنیادین این مجموعه، چندصدایی علمی و روش‌شناختی آن است. تاریخ سیاسی در کنار باستان‌شناسی قرار می‌گیرد، کتیبه‌شناسی در کنار زبان‌شناسی، سکه‌شناسی در کنار ادبیات، و منابع عربی و فارسی در کنار اسناد و روایت‌های چینی. پژوهشگر در صفحات این کتاب با شهرهای باستانی، کتیبه‌های پروتو-سغدی، معابد سغدیان در چین و کتیبه‌های چینی ـ پهلوی مواجه می‌شود؛ و همین کنار هم نشستنِ شواهد گوناگون نشان می‌دهد که آسیای مرکزی را نمی‌توان با جغرافیای سیاسی امروز فهمید. این سرزمین، بیش از آنکه حاشیه‌ای میان چند تمدن باشد، چهارراهی تمدنی و کارگاهِ شکل‌گیری و انتقال فرهنگ‌ها بود. کتاب سپس به لحظۀ دشوار و تعیین‌کنندۀ ورود اسلام و گسترش قدرت عربی در آسیای مرکزی نزدیک می‌شود؛ اما باز هم از روایت‌های ساده و خطی فاصله می‌گیرد. فتح، در اینجا تنها حادثۀ نظامی نیست؛ آغازی است برای سلسله‌ای از دگرگونی‌های عمیق در ساختارهای سیاسی و اقتصادی و شهری و فرهنگی. سرنوشت سغد، بلخ، پایکند و دیگر مراکز شهری و فرهنگی منطقه، نشان می‌دهد که اسلامی‌شدن نه حادثه‌ای یک‌روزه، بلکه فرایندی تدریجی، ناهمگون و چندلایه بود؛ فرایندی که در آن قدرت سیاسی، اقتصاد، تجارت، مهاجرت، زبان، دین و مناسبات اجتماعی درهم تنیده شدند. و درست در همین نقطه، یکی از بنیادی‌ترین درس‌های کتاب آشکار می‌شود: تاریخ با ورود امر تازه، الزاماً امر قدیم را نابود نمی‌کند؛ گاه آن را دگرگون می‌سازد، گاه در خود جذب می‌کند و گاه به آن معنایی تازه می‌بخشد. شهرها بر بقایای شهرهای پیشین بنا می‌شوند، زبان‌ها واژه‌های زبان‌های کهن را در خود نگاه می‌دارند، آیین‌ها در صورت‌های جدید به حیات ادامه می‌دهند و خاطره یک جهان، در ادبیات جهان بعدی بازتاب می‌یابد. از این منظر، اسلام نه تنها در برابر میراث ایران پیش از اسلام قرار نگرفت، بلکه در فرایندی تاریخی، بخشی از آن میراث را بازخوانی و بازتعریف کرد و در ساخت فرهنگی جهان اسلامی به کار گرفت. بخش پایانی کتاب از همین منظر اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا موضوع آن دیگر صرفاً گذشتن از گذشته نیست، بلکه بازساختن گذشته در حافظۀ فرهنگی جهان اسلامی است. ادامه دارد.... @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd1,42%
  • 27 июл.✅لعنت بر این جهل مقدس... ✍چکیده‌ای از کتاب *فاجعه جهل مقدس*، اثر: آیت الله محقق داماد 🔹 ۴۱۱سال پيش،در روز ۱۷ فوريه‌ سـال۱۶۰۰ ميلادی، *جوردانو برونو* فيلسوف ايتاليايی پس ازگذراندن ۸ سـال در سياه چالهای خوفناك دادگاه (تفتيش عقايد) در ميدان كامپودی فيوری شـهر رم زنده زنده در آتش سـوزانده شد. برونو كسی بود كه از حق تمام انسان‌ها برای انديشيدن بدان‌گونه كه دلشان می‌خواست، دفاع می‌كرد. 🔹نوشته‌اند كه وقتی برونو را به يك ستون‌ آهنين بسته بودند و انبوهی ازهيزم برای سوزاندن او جمـع كرده بودند، او هـم ساكت بود و تسليم شده بود و چيزی نمی‌ گفت؛ولی اتفاقی افتاد كه يك جمله‌ گفت كه در تاريخ باقی ماند. 🔹آن اتفاق اين بود كه ناگهان ديدند پيرزنی نزديك شد و تكه هيزمی دردست داشت و با آوردن نام خدا بر لب، آنرا به روی هيـزم‌ها انداخت.برونو سكوتش را شكست و گويی عمل اين پيرزن مغز استخوانش را سوزانده بود، گفت: *لعنت بر اين جهل مقدست!* 🔹مهـمترين و يا لااقل يكی از اهم آفت‌ های اجتماعی نه‌ تنها در منطقه‌ اسلامی بلكه شايد بتوان گفت درسراسر جهان که جوامع دينی از آن رنج می‌برند، *جهل مقدس* است (جهل مقدس جهلی است كه بُعد قدسی دارد). 🔹در چنين جهلی، شخص جاهل در جهل می‌سوزد، ولی برای خدا می‌سوزد . گرسنگی، فقر، فلاكت، بيماری، جنگ و دشمنی، جنايت، آدمكشی، ايذاء و آزار به همنوع، همه را به قصد قربت تحمل می كند و جالب اينست كه از هرگونه روشـــنگری هـم می هراسد، آن هم برای خدا!‌ 🔹 در *جهل مقدس* ، شخص جاهل با نهادی همراه می‌شود به نام " اعتقاد "؛یعنی براي چنين انسانی اعتقاد به جای تفكر می‌ نشيند.اعتقـاد از ريشه‌ "عقد" یعنی بستن است. شخصی كه به امری معتقد میشود فكرش را گـره زده ومعتقداتش راخط قرمز خويش می‌سازد. 🔹 كسانیكه به *جهل مقدس* گرفتار می‌ شوند، جاهلانه برای خويشتن، خدا می سازند، خدايی كه ناخودآگاه مجموعه‌ای از خواسته‌های خود آنان است. 🔹 *جهل مقدس* همـراه بااعتقادهاي دينی است؛ولی دينی كه نه براساس تعقل، بلكه براساس هواهای نفسانی،انسان معتقد می شود وبالاترين جنايت راممكن است مرتكب شـــود در حاليكه خيال می‌كند براي خداست و متقرب الی‌الله می‌شود. 🔹 يكي از آفات اجتمـاعی كه من مايلم آن را فاجعه‌ تأسف بار برای جوامع دينی امروز بنامم، *جهل مقدس* است؛ جهـلی كه قهرمانانش دست به مهمترين جنايات می زنند، به خيال آن كه كاری كه می‌کنند مورد خواست خداست و آنان برای خدا تلاش می‌کنند.‌در يونان باستان، جنگ ميان خدايان بود ولی در ادوار بعد در قالب جنگ اديان شكل گرفت. در تاريخ اسلام جنايات و خونريزی‌ هايی كه به بار آمد، عموما معلول همين نوع جهل است. 🔹 گاهی اوقـات جهل كه لباس تقدس می‌پوشد، يك ملت را در تاريكی و جهنم ابدی فرو می‌برد.نمونه‌اش در زمان ما، مردم *کره‌شمالی* هستند. 🔹 در كشور كره شمالی مـردمی زندگي می‌ کنند كه از حداقل شرایط حيات يك انسان برخوردار نيستند؛ ولی تبليغات حاكميت فكر آنان را چنان ساخته كه خيال می‌ کنند در بهشت برين‌اند!. اين افراد در تاريكی هستند؛ ولي قدرت مشت آهنين، اجازه‌ روشنگری به هيچ فردی نمی‌دهد. 🔹 در كره شمالی تنهـا كسی كـه حق فكـر كردن دارد، رهبـر حكومت است كه فرمانده‌ بزرگ ناميده می‌ شود. وقتی فرمانده‌ بزرگ درباره‌ مسئله‌ ای حرفی زد، ديگر هيچ كس حق ندارد در آن زمينه اظهارنظر كند! @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd1,38%
  • 4 авг. 2025 г.без подписи1,28%
  • 29 дек.без подписи1,23%