tgindex
آموزه های روانشناسی Psychology teachings

آموزه های روانشناسی Psychology teachings

Статистика
@tea1348Психологияперсидский

این کانال با هدف انتقال آموزه های روانشناسی در حوزه های مختلف این علم کاربردی و موثر در زندگی ایجاد شده است. ممکن است برخی مطالب آن با سلایق شما وفق پیدا نکند ولی آموزه ای راهگشا برای فردی دیگری باشد . ما را صبورانه همراهی کنید .

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
51
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
170
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
24
40 постов
Вовлечённость
14,1%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 51
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
12
1/48двое суток
13
1/72трое суток
14

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مهربانی شما را زیباترین فرد جهان میکندبدون توجه به آنچه شما هستید ... شادی ز میان غم برانگیز، در عالم بی‌وفا وفا کن. الهی آمین شود همه آرزوهایتان... و شبتون ستاره باران... 🦋🌸🌸🦋

  • . «بچه‌ها وسواس را از شیر آب یاد نمی‌گیرند؛ از نگاه والدین به دنیا یاد می‌گیرند. اگر دنیا در چشم والد همیشه خطرناک، آلوده و غیرقابل پیش‌بینی باشد، کودک هم همان عینک را به چشم می زند 🦋🌸🌸🦋

  • نامهربانی با فرزندان همیشه به صورت محبت نکردن، بی‌توجهی یا تنبیه کردن او نیست. بلکه وقتی است که: 🔸️دائم او را زیر نظر دارید و لحظه‌ای به حال خود رهایش نمی‌کنید 🔸️از او توقع موفقیت دائمی دارید 🔸️ از کوچک‌ترین اشتباه او نمی‌گذرید و برای جلوگیری از تکرار، آن را دائم یادآوری می‌کنید 🔸️فضای خلوتی برای او قائل نمی‌شوید 🔸️وقتی نشانه‌های ناراحتی را در او می‌بینید، سعی می‌کنید با انواع رفتارها مثل پرت کردن حواس یا دادن راه حل و ... تا وقتی به حالت عادی برنگردد، دوربین را از روی او برنمی‌گردانید.. 🔸️بیش از حد فداکاری می‌کنید و مسئولیت کارهای شخصی او را به عهده می‌گیرید 🔸️دائم مراقب نیازهای او هستید تا آنها را برآورده کنید 🔸️زیادی به او نزدیک می‌شوید و در فعالیتهای شخصی‌اش هم با او شریک می‌شوید 🔸️نمی‌گذارید با هیچ چالشی روبرو شود و خودش آن را حل کند همه این‌ رفتارها، نامهربانی با فرزند است و مانع داشتن آزادی عمل، مستقل شدن، فکر کردن به مشکلات و پیدا کردن راه حل، تحمل هیجان‌های منفی، لذت بردن از غلبه بر مشکل و پیدا کردن اعتماد به نفس و داشتن هویتی مستقل می‌شود. 🦋🌸🌸🦋 https://t.me/tea1348/1289

  • امیدوارم رها بشید، از رنج‌هایی که در موردش با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنید. امیدوارم برنده بشید، توی جنگ هایی که در سکوت باهاشون دست و پنجه نرم می‌کنید. امیدوارم برسید، به همون هدفی که صبح تا شب بهش فکر می‌کنید. امیدوارم اونجوری که دوست دارید حل بشه، همون مشکلی که توی خلوت و شلوغی توی ذهنتونه و داره وجود شمارو داغون می‌کنه بدون اینکه بقیه بفهمن. 🦋🌸🌸🦋

  • 🌹🌷شخصی پرسید که آیا دریا زن است یا مرد؟! دیگری گفت این چه پرسشی است!؟ دریا اسم دختره آیا توجه کرده اید ! وقتی که به بالا نگاه می کنیم آسمان ، خورشید ، ستاره ، ناهید ، زهره ، مهتاب ، باران ، به نامِ خانمهاست؛ به دریا نگاه می کنیم مروارید، صدف، موج ، پری ، به نام خانومهاست . ! به باغچه نگاه میکنیم شبنم ، مریم ، نسترن ، رز ، ، نرگس ، یاس ، نیلوفر ، لاله ، به نام خانم هاست . به دشت نگاه میکنیم آهو ، غزال ، گلشن ، کژال به نام خانمهاست . به دل کوه نگاه میکنیم طلا ، نقره، الماس ، یاقوت ، به نام خانمهاست. به تن نگاه میکنیم نفس، جان ، گیسو، کمند ، تن ناز ، ماه رو به نام خانمهاست. دیگر سئوالی ندارم. این چه ابهت وحکمتی است که خودکلمه ،، دنیا،، هم به نام خانمهاست. ایرانیان صاحب چنین فرهنگ قوی وافتخار آمیز هستند وبا خردگرایی تمام نام‌های موجود در طبیعت را که به نوعی بازیبایی،ظرافت وعظمت روحی، روانی مرتبط هستند برای خانمها اختصاص داده، آیا چنین پدیده‌ای رادر فرهنگهای دیگر سراغ دارید؟ تقدیم به مهر بانوی ایران زمین امروز سالگرد نامگذاری کشور عزیزمان "ایران" است حتی نام،، ایران،، هم مختص خانم هاست در سال ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت؛ و تصویب مجلس شورای ملی، نام رسمی “ایران” (به جای پارس و پرشیا) برای کشور ما انتخاب شد. نامی که امروز ایران گفته میشود، بیش از ۶۰۰ سال پیش "اِران" تلفظ می شد. زنده یاد سعید نفیسی نویسنده و پژوهشگر نامی ایرانی در سال ۱۳۱۳ نام "ایران" را به جای "پرشیا" پیشنهاد کرده بود . واژه ی "ایران" بسیار کهن و پیش از آمدن آریایی ها به سرزمین مان گفته میشد و نامی تازه و ساخته و پرداخته‌ای نیست ... واژه " ایران" از دو بخش درست شده است: بخش اول " ایر " به معنی اصیل، نجیب ، آزاده و شریف است ؛ ‌بخش دوم به معنی سرزمین، جا و مکان است. معنی کلی واژه ایران، “سرزمین آزادگان و نجیب زادگان" میباشد. مرا شادی از نام ایران بود دلم پر ز یاد نیاکان بود ز ایران جهان پیش من گلشن است *همیشه ز یادش دلم روشن است. چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد https://t.me/geranig/40096

  • ⏰ شنبه ۱۷ امرداد ۱۴۰۵    🌺🌸 درود       آدم وقتی همراهی دارد، برایش  زیاد حرف می زند. از هر چیزی که به ذهنش می رسد؛ از رنج‌هایش، علایقش، تجربیاتش، از کمبودهایی که داشته یا چیزهایی که قوی‌ترش کرده اند؛ از خانواده و دوست و دوران گذشته‌اش، از جزئی ترین چیزها می گوید...        آدم وقتی کسی را دارد که او را به خودش نزدیک می داند، برایش زیاد حرف می زند.  نه این که می خواهد خودش را خالی کند یا اساساً از آن آدم‌های وراج است که وقتی گوشی شنوایی گیر می آورند مدام حرف می زنند؛ نه این که چون آدم مقابلش شنونده خوبی‎ست وسوسه می شود آسمان و ریسمان ببافد. و نه این که عادت دارد به هر کسی می رسد حرف بزند تا جلب توجه کند یا همدردی بیابد. نه!!   آدم اگر کسی را دوست داشته باشد، برایش حرف می زند تا خودش را به او بیشتر بشناساند. بیشتر او را وارد فضای شخصی و خصوصی‌اش کند تا درک بهتری از او پیدا کند. حرف می زند تا زمینه ای فراهم کند که بشود از لابه لای حرف هایش به ظرائف شخصیتی و ذهنی و احساسی او پی ببرد. مسیری می سازد که به درونی‌ترین لایه های احساسی و ذهنی او راهی پیدا کند. دوستانش را بهتر بشناسد و خانواده‌اش را؛ تصمیم‌هایش را بشنود و انتخابهایی که داشته. مگر آدم با همین‌ها بهتر قابل شناختن و درک شدن نیست؟؟؟! مگر آدم بجز تصمیم ها و انتخابها و اعمالش است؟! این همراه حتا می تواند عضوی از خانواده باشد، خواهری یا برادری، فرزندی یا حتا یکی از نزدیکان، اما همین احساس همراهی و همدلی می تواند گاه چنان نیروبخش و شفادهنده باشد که حال آدمها بهتر شود. همین است که آدم دلش می خواهد تا فرصت و زمانی دارد برای عزیزش حرف بزند... بامدادتان سرآغازی برای گفت وگوهای دلنواز وشیرین روز و هفته تان پربار و پرروزی و پربرکت و زرین هادی_میرزاخانی https://t.me/geranig/40060

  • ✍️ اگر بخواهی به هر چیزی که به تو گفته می‌شود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد. قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهده‌گر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد. ✅وارن بافت 🌹https://t.me/tea1348/1285

  • #داستان_کوتاه 📝صبح دل‌انگیزی بود. مرد نابینایی کنار ورودی یک پارک روی نیمکتی نشسته بود. جعبه کوچکی برای دریافت کمک مقابلش قرار داشت و روی برگه‌ای نوشته بود: «من دنیا را نمی‌بینم؛ اگر خواستید، یاری‌ام کنید.» ساعت‌ها می‌گذشت، اما رهگذران بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کردند و تنها تعداد اندکی سکه در جعبه افتاده بود. اندکی بعد، نویسنده‌ای که از همان مسیر می‌گذشت، مکثی کرد. نوشته را خواند، لحظه‌ای فکر کرد و بدون آنکه چیزی بگوید، برگه را برداشت و جمله‌ای تازه روی آن نوشت. سپس آن را سر جایش گذاشت و بی‌سروصدا رفت. چند ساعت بعد، او دوباره از همان مسیر عبور کرد. این بار جعبه مرد نابینا پر از اسکناس و سکه بود و افراد زیادی هنگام عبور، با لبخند چیزی در آن می‌انداختند. مرد نابینا که صدای قدم‌های او را شناخت، گفت: «فکر می‌کنم شما همان کسی باشید که نوشته‌ام را عوض کرد. اگر ممکن است بگویید چه نوشتید که دل مردم این‌قدر تغییر کرد؟» نویسنده لبخندی زد و پاسخ داد: «من فقط به آدم‌ها یادآوری کردم که چه نعمت بزرگی در اختیار دارند.» او رفت و مرد نابینا هرگز متن دقیق نوشته را نخواند؛ اما روی برگه نوشته شده بود: «چه روز زیبایی است... خوش‌به‌حال کسانی که می‌توانند رنگ‌هایش را تماشا کنند.» پیام داستان: گاهی مشکل از تلاش ما نیست؛ بلکه از شیوه بیان و نگاه ماست. یک تغییر کوچک در زاویه دید می‌تواند نتایجی کاملاً متفاوت رقم بزند. اگر مسیری که انتخاب کرده‌اید به مقصد نمی‌رسد، شاید زمان آن باشد که روش خود را عوض کنید، نه هدفتان را. بسیاری از موفقیت‌ها از دل همین تغییرهای ساده اتفاق می‌افتد.... https://t.me/geranig/40052

  • ایران زیبای من به چنین توصیفی شاعرانه و شاد زیبنده تر می شود. درود بر ایران و ایرانی به وطنمان می بالیم. https://t.me/geranig/40047

  • خانم قنبری را دوست داشتم سختگیر بود و منضبط. طبیعتا مخالفینی هم داشت که وقت و بی وقت سر هر موضوعی که خوشایندشان نبود اعتراض میکردند ولی چون حساب کتابش درست بود با آرامش به حرفشان گوش میکردو توضیح می داد نه عصبانی می شد و نه کینه ای به دل می گرفت. برخلاف خیلی از مدیران دارو دسته ای هم برای خودش نداشت شاید مهمترین رمز موفقیت و مدرسه داری درستش عدالتش بود. من عدالت به معنای واقعی را فقط موقع مدیریت او تجربه کردم. هرچقدر هم زودتر می آمدیم باز هم می دیدیم خانم قنبری در حیاط مدرسه در حال قدم زدن و نظارت هست. نظارتش مستقیم بود نه از پشت میز و اتاق جداگانه ومحصور. بچه ها باید صف می ایستادند و ورزش صبحگاهی تمام و کمال انجام میگرفت. دانش آموزانی که چند بار تاخیر میکردند یا بی انضباطی، جریمه می شدند و جریمه آنها  نه تحقیربود نه تهدید، بلکه موظف می شدند در نظافت حیاط مدرسه به خدماتی کمک بکنند. حتی موقع اجرای این جریمه یا تنبیه قبل از همه خودش خم میشد و یکی یکی زباله هارا جمع میکرد. اگر دستوری باید توسط دانش اموزان یا کادر به مرحله اجرا در می آمد اول از همه خودش همان کار را انجام می داد.(مصداق تو خود سوزنی را فرو کن به تن سپس یک جوالدوز به مردم بزن) مدرسه مابا یک مدرسه دیگر موتور خانه مشترک داشت و زمستانها کفاف نمیکردبرای تابستان هم کولر   نداشتیم اما شرایط برای همه یکسان بود. بعضی وقتا که یادش می افتم پیش خودم میگویم اگر مدیر ما در اتاق مخصوص خودش روی صندلی های مخملی مینشست و بخاری و پنکه مخصوص می داشت   می توانست از درد بقیه باخبر شود یا برای حل انها تصمیمی عاجل بگیرد؟ یا اصلا رفاه زدگی به او اجازه بلند شدن از پشت میزش را می داد؟ یا برعکس اگر ماشاهد ریخت و پاشهایش بودیم توصیه های اورا برای تحمل مشکلات  چقدر جدی میگرفتیم. خانم قنبری عزیز نمی دانم کجایی و چه میکنی  حتما تا حالا باز نشسته شده ای مثل همه دیگرانی که آمده و رفته اند. اما خوشا تو که از فرصت خدمتت بهترین بهره را بردی خیلی وقتها آرزو کرده ام کاش تو متصدی امورات بزرگتر و مهمتری بودی البته مطمئن نیستم بعدش چه می کردی بازهم حاضر می شدی غذای سفره های مارا بخوری؟ در تحمل مشکلات همچنان دوشادوش ما گذران زندگی می کردی یا؟ یا عادت صندلی های مخملی فراموشکاری جلوس کنندگانش هست.... ✍# فاطمه_جمالی #دلنوشته 🌾🌸🌾🌸 https://t.me/jamali_poems

  • ۲۵ سال دیگه، نه تو خیابون قراره شماره بگیری، نه کسی توی اینستا مختو بزنه، نه قراره از کافه رفتنت استوری بگیری یا با کسی برنامه کنی! ۲۵ سال دیگه، وارد دوران میانسالی و پیری میشی. اون موقع یه پسر خوشتیپ یا یه دختر خیلی رو فرم نیستی! اون موقع چیزی به جز اینکه چقدر برای خودت تلاش کردی، چقدر به خودت رسیدی و چقدر پیشرفت کردی، چقدر دوستای مثبت یا یه پارتنر درست و خوب پیدا کردی به چشمت نمیاد. پس یکیو پیدا کن که تو دوران میانسالیت، بتونی کنارش لبخند بزنی و با آرامش یه قهوه‌ی گرم دو نفره بخورید. یکی که تعطیلات کنارش خوش بگذرونی، یکی که مطمئن باشی توی هر شرایطی کنارت میمونه و امنه.

  • آنچه روان شناسی به ما آموخته است

  • ♦️ رفتار را اصلاح کنید ، نه شخصیت فرزند را🌱 https://t.me/tea1348/1279

  • عادت های زیر رو جایی یادداشت کنید و هر روز انجام بدین، این روش کمک می‌کنه هر روز پیشرفت کنین : 1- جسمی : خواب - آبرسانی به بدن - تحرک و ورزش پیاده روی - تمرین تنفس - سبزیجات بیشتر 2- ذهنی : مطالعه - خودشناسی - موسیقی هدف گذاری - مراقبه - جملات تاکیدی 3- احساسی : کاهش استرس - شکرگزاری - خلوت با خود ژورنال نویسی - سرگرمی - سطح سروتونین 4- اجتماعی : معاشرت - وقت برای خانواده - شبکه اجتماعی ورزش های گروهی - حضور در لحظه - مهربانی با بقیه 5- سلامتی : ویتامین و مکمل - حذف شکر - غذای سالم چکاپ پزشکی - بهداشت فردی - دیر شام نخوردن 6- روتین ها : زودتر بیدار شدن - روتین صبح و عصر - روتین پوست - برنامه ریزی غذایی - پیگیری هزینه ها - تمیز کاری

  • برخیز و برفروز چراغ  سپیده را تا بنگرم به روی تو صبح ندیده را  فریدون_مشیری ❤️🍃❤️ https://t.me/aramesh0217 (ساحل آرامش)

  • 📍چرا بعضی آدم‌های پرتلاش به خودشان ایمان ندارند؟ (نگاهی به رابطه‌ی پنهان کمال‌گرایی، هدف‌های غیرواقع‌بینانه و اعتمادبه‌نفس) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 بعضی آدم‌ها از بیرون شبیه کسانی هستند که انگیزه، نظم و پشتکار زیادی دارند. ساعت‌های طولانی کار می‌کنند، مسئولیت‌هایشان را جدی می‌گیرند و مدام برای بهتر شدن تلاش می‌کنند؛ اما در خلوت خودشان، احساس رضایت چندانی ندارند. آن‌ها موفقیت‌هایشان را کم‌اهمیت می‌بینند و ذهنشان بیشتر درگیر فاصله‌ای است که هنوز با تصویری ایده‌آل از خودشان دارند. اینجا جایی است که کمال‌گرایی می‌تواند از یک نیروی محرک، به عاملی برای فرسودگی روانی تبدیل شود؛ چون فرد به جای تجربه‌ی رشد، دائماً در حال قضاوت خودش است. □ کمال‌گرایی همیشه از میل به بهترین بودن نمی‌آید؛ گاهی از ترسِ کافی نبودن تغذیه می‌کند. فرد کمال‌گرا ممکن است در ظاهر به دنبال موفقیت باشد، اما در لایه‌ی عمیق‌تر، تلاش کند ثابت کند که ارزشمند است. برای همین، رسیدن به یک هدف هم آرامش پایداری ایجاد نمی‌کند؛ چون ذهن بلافاصله هدف بعدی را می‌سازد. مثل کسی که تصور می‌کند اگر نمره‌ی عالی بگیرد، بالاخره احساس رضایت می‌کند، اما بعد از رسیدن به آن، نگرانی تازه‌ای پیدا می‌کند. □ یکی از ویژگی‌های مهم کمال‌گرایی این است که فرد، مرحله‌ی فعلی خودش را نمی‌پذیرد. او از خودش انتظار دارد بدون طی کردن مسیر، به نتیجه‌ی نهایی برسد. شبیه کسی که برای اولین بار وارد باشگاه می‌شود، اما سنگینی را انتخاب می‌کند که یک ورزشکار حرفه‌ای هم برای بلند کردنش نیاز به آمادگی دارد. وقتی موفق نمی‌شود، به جای بررسی انتخابش، توانایی خودش را زیر سؤال می‌برد. □ در اتاق درمان، یکی از مسیرهای مهم گفت‌وگو، شناخت رابطه‌ی فرد با معیارهایی است که برای سنجش خودش انتخاب کرده است. گاهی انسان با وجود تلاش فراوان، خودش را با استانداردهایی ارزیابی می‌کند که با شرایط فعلی زندگی‌اش هماهنگ نیستند. دانش‌آموزی را تصور کنید که چند ماه مطالعه‌ی منظمی نداشته و ناگهان تصمیم می‌گیرد در چند هفته همه‌ی عقب‌ماندگی‌هایش را جبران کند. او برنامه‌ای بسیار سنگین می‌نویسد، چند روز ادامه می‌دهد و بعد از نرسیدن به هدف، خودش را بی‌اراده می‌بیند؛ در حالی که فاصله‌ی میان نقطه‌ی شروع و هدف، نیازمند یک مسیر تدریجی بوده است. □ ذهن انسان فقط از موفقیت‌ها یاد نمی‌گیرد؛ از تفسیری که درباره‌ی تجربه‌هایش دارد هم یاد می‌گیرد. دو نفر ممکن است در یک موقعیت مشابه با شکست روبه‌رو شوند، اما برداشت متفاوتی داشته باشند. یکی می‌گوید: «این روش نیاز به تغییر دارد.» دیگری نتیجه می‌گیرد: «من توانایی ندارم.» در کمال‌گرایی ناسالم، اشتباه‌ها از یک تجربه‌ی قابل اصلاح به بخشی از تصویر فرد از خودش تبدیل می‌شوند. □ اعتمادبه‌نفس واقعی از تصور ذهنی درباره‌ی خود ساخته نمی‌شود؛ از رابطه‌ای که فرد با تجربه‌های خودش ایجاد می‌کند شکل می‌گیرد. وقتی فرد هدفی متناسب با شرایطش انتخاب می‌کند، تلاش می‌کند، اشتباه می‌کند و دوباره ادامه می‌دهد، مغز او شواهد واقعی برای اعتماد کردن پیدا می‌کند. جمله‌ی «من می‌توانم» زمانی عمیق می‌شود که پشت آن تجربه‌های واقعی وجود داشته باشد. □ یکی از ویژگی‌های کمال‌گرایی این است که موفقیت‌های کوچک را کم‌رنگ می‌کند. فرد فقط زمانی به خودش اجازه می‌دهد احساس موفقیت کند که به نقطه‌ی ایده‌آل رسیده باشد. برای همین، یادگیری یک مهارت، پیشرفت تدریجی یا تلاش مداوم را کمتر می‌بیند. او مسیر رشد را از دست می‌دهد و بیشتر متوجه فاصله‌ای می‌شود که هنوز با مقصد دارد. □ شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها برای فرد کمال‌گرا این باشد: «آیا انتظاری که از خودم دارم، با مرحله‌ای که در آن قرار دارم هماهنگ است؟» رشد، فرآیندی تدریجی است و توانایی‌ها در طول تجربه، تمرین و اصلاح شکل می‌گیرند. کسی که تازه شروع کرده، قرار نیست مانند فردی رفتار کند که سال‌ها در آن مسیر بوده است. □ اعتمادبه‌نفس زمانی ساخته می‌شود که انسان بارها تجربه کند می‌تواند حرکت کند، اشتباه کند، یاد بگیرد و دوباره ادامه دهد. کمال‌گرایی زمانی فشار روانی ایجاد می‌کند که فرد را از تجربه‌ی مسیر دور کند و فقط نتیجه‌ی نهایی را معیار ارزشمندی قرار دهد. شاید اولین قدم برای باور کردن خود، انتخاب هدفی باشد که امکان رشد در آن وجود داشته باشد؛ چون انسان بیشتر از طریق «دیدن توانستن‌های خودش» به خودش ایمان می‌آورد. ❤️☘https://t.me/geranig/39971

  • 🔴 دکتر خویی، روانشناس : بدن انسان امروزی توانایی تحمل این حجم از فشار و استرس و غم ساخته نشده و برای زندگی تو ایران طراحی نشده و با این سطح از استرس تو ایران همه مردم مشکلات شدید مغزی پیدا میکنن.

  • 📍بهایِ دوست داشتن (چرا بعضی والدین، ناخواسته، مانع استقلال فرزندشان می‌شوند؟) ✍️ #مصطفی_سلیمانی 🔻 گاهی بزرگ شدن، هیچ ربطی به سن ندارد. آدم ممکن است چهل سالش باشد، اما هنوز برای مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی، چشم به تأیید پدر یا مادرش بدوزد. ممکن است ازدواج کرده باشد، اما هر اختلافی با همسرش، او را اول به خانه‌ی پدری بکشاند؛ نه برای مشورت، بلکه برای آرام گرفتن. بعضی‌ها پیش از خریدن خانه، تغییر شغل یا مهاجرت، بیش از آنکه نگران درست یا غلط بودن تصمیمشان باشند، نگران دلخوری پدر و مادرشان هستند. از بیرون، این آدم‌ها خانواده‌دوست به نظر می‌رسند، اما در واقع هنوز استقلال روانی را تجربه نکرده‌اند. ▪️ سالوادور مینوچین، روان‌شناس برجسته‌ی خانواده، این الگو را «درهم‌تنیدگی» می‌نامد. در خانواده‌ی درهم‌تنیده، محبت کم نیست؛ گاهی حتی بیش از اندازه است. مسئله اینجاست که مرزهای عاطفی میان اعضای خانواده کم‌رنگ می‌شود. احساسات، تصمیم‌ها و هویت افراد آن‌قدر به هم گره می‌خورد که جدا شدن، به جای آنکه نشانه‌ی رشد باشد، شبیه بی‌وفایی به نظر می‌آید. در چنین فضایی، فرزند به‌جای اینکه یاد بگیرد چگونه خودش باشد، یاد می‌گیرد چگونه دیگران را از خودش راضی نگه دارد. ▪️ این الگو معمولاً از عشق آغاز می‌شود، نه از سلطه. مادری را تصور کنید که هر بار به دخترش می‌گوید: «فقط من را تنها نگذار.» یا پدری که به پسرش می‌گوید: «اگر از این شهر بروی، کمرم می‌شکند.» پشت این جمله‌ها اغلب محبت واقعی وجود دارد، اما محبتی که مرز نداشته باشد، ناخواسته به وابستگی تبدیل می‌شود. کودک کم‌کم احساس می‌کند مسئول آرامش پدر و مادرش است. از همان‌جا، احساس گناه جای اشتیاق را می‌گیرد و هر انتخاب تازه، باری بر دوش او می‌شود. ▪️ کارل یونگ معتقد بود یکی از مهم‌ترین وظایف روان، رسیدن به «تفرد» است؛ یعنی انسان بتواند به هویت مستقل خودش برسد، حتی اگر این مسیر با تأیید همیشگی دیگران همراه نباشد. تفرد به معنای بریدن از خانواده نیست؛ به معنای پیدا کردن صدای خود است. انسان بالغ، خانواده‌اش را دوست دارد، اما زندگی‌اش را با ترس از ناراحت کردن دیگران اداره نمی‌کند. ▪️ درهم‌تنیدگی همیشه با اتفاق‌های بزرگ خودش را نشان نمی‌دهد. گاهی مردی در چهل‌سالگی هنوز بدون نظر پدرش ماشین نمی‌خرد. دختری از رشته‌ی مورد علاقه‌اش می‌گذرد، چون مادرش آن را نمی‌پسندد. زوجی برای ساده‌ترین تصمیم‌های زندگی، منتظر رضایت دو خانواده می‌مانند. این رفتارها فقط از احترام نمی‌آید؛ گاهی نشان می‌دهد که مرز میان «زندگی من» و «خواست خانواده» هنوز به‌درستی شکل نگرفته است. ▪️ هنرِ والدگری، پرورش انسانی مستقل است؛ انسانی که بتواند انتخاب کند، مسئولیت انتخابش را بپذیرد و در عین حال، پیوند عاطفی‌اش با خانواده را حفظ کند. موفقیت از روزی آغاز می‌شود که فرزند، با آرامش و اعتماد، مسیر زندگی خودش را انتخاب کند و باز هم خانه‌ی پدری را جایی برای عشق بداند، نه جایی برای گرفتن اجازه. عشقِ بالغ، امنیت می‌آفریند، نه وابستگی. بهترین هدیه‌ای که یک پدر و مادر می‌توانند به فرزندشان بدهند، جرئتِ زندگی کردن با پای خود اوست. https://t.me/geranig/39816

  • امروز شنبه است... 🌿 ✍ هفته‌ای تازه آغاز شده است؛ فرصتی دوباره تا کمی بیشتر ببینیم، بیشتر قدردان باشیم و مهربانی‌هایی را که در شتاب زندگی از کنارشان می‌گذریم، دوباره کشف کنیم. گاهی آن‌قدر چشم به اتفاق‌های بزرگ می‌دوزیم که نعمت‌های کوچک اما ارزشمند زندگی را فراموش می‌کنیم؛ در حالی که آرامش، بیش از آنکه در آینده‌ای دور باشد، در همین لحظه‌های ساده پنهان شده است. شاید بهشت، همین نزدیکی‌ها باشد... در صدای مادری که هنوز نگران دیر رسیدن فرزند خویش است. در نگاه پدری که بی‌صدا بارِ خستگی و مشقات فراوان خانواده را بر دوش می‌کشد. در دوستی که بی‌هیچ چشمداشتی احوالمان را می‌پرسد و دل‌داریمان می‌دهد در کودکی که با خنده‌اش، برای چند لحظه در این روزهای سخت، غبار اندوه را از دلمان کنار می‌زند. و در فرصتی که هنوز برای گفتنِ یک «دوستت دارم»، یک «منو ببخش عزیزم» یا یک «متشکرم» باقی مانده است. روان‌شناسان ما سال‌هاست از پدیده‌ای سخن می‌گویند که آن را «عادت به نعمت‌ها» می‌نامند؛ یعنی ذهن ما به‌تدریج به داشته‌ها عادت می‌کند و بیشتر کمبودها را می‌بیند تا نعمت‌ها. شاید به همین دلیل است که گاهی خوشبختی واقعی، درست کنار ما ایستاده، اما ما آن را نمی‌بینیم. بیاییم این هفته، کمی آهسته‌تر زندگی کنیم؛ با تامل و دقت بیشتری به عزیزانمان نگاه کنیم و پیش از آنکه دیر شود، محبت و قدردانی‌مان را ابراز کنیم از مهربانی‌کردن به عزیزان و اطرافیانمان نترسیم. 🌱 قرار ما در این هفته: تا شنبه آینده، به یکی از توصیه‌های #دکتر_مارتین_سلیگمن بنیانگذار روانشناسی مثبت‌نگر گوش جان بسپاریم: هر روز از دست‌کم یک نفر که حضورش زندگی‌مان را زیباتر کرده است، صمیمانه قدردانی کنیم؛ با یک تماس، یک پیام، یک آغوش، یا حتی چند جمله صادقانه از ته دل. شاید همین کار ساده، هم دل او را گرم‌تر کند و هم دل خودمان را. خوب آگاهیم که: «بهشت، همیشه مقصدی دور نیست؛ گاهی در رابطه‌هایی است که هنوز فرصت داریم قدرشان را بدانیم.» البته که: «بهشت، بیش از آنکه مقصد باشد، شیوهٔ دیدن و مهربانی‌کردن است.» هفته‌ای سرشار از قدردانی، مهر و آرامش برای همه شما آرزو می‌کنیم. 🦋🌸🌸🦋

  • *❣️به نام پروردگار بی‌همتا❣️* درخشش آفتاب صبحگاهی، گوارای وجود پرمهرتان باد زندگی گاهی با روزهایی روبه‌رویمان می‌کند که بیش از همیشه به امید، صبوری و همدلی نیاز داریم. تاب‌آوری یعنی با وجود سختی‌ها، هنوز دلی برای مهربانی داشته باشیم و اجازه ندهیم ناامیدی، آخرین روایت زندگی‌مان باشد. آدم‌های تاب‌آور، کسانی نیستند که هرگز نشکسته‌اند؛ آن‌ها همان‌هایی هستند که هر بار، با عشق، صبوری و امید دوباره برخاسته‌اند. از نو ساختن، همیشه با امکانات بزرگ آغاز نمی‌شود؛ گاهی از یک نفس عمیق، یک لبخند کوچک یا گرفتن دست عزیزی که دلش خسته است. شاید نتوانیم همه آنچه را از دست رفته بازگردانیم، اما همیشه می‌توانیم اعتمادی عمیق‌تر، محبتی خالص‌تر و امیدی ریشه‌دارتر بسازیم. *✅ زندگی بارها ثابت کرده است که پس از هر طوفان، درختانی می‌مانند که ریشه‌هایشان عمیق‌تر شده است. بیاییم ما هم از همان درخت‌ها باشیم؛ شاید شاخه‌هایمان گاهی خسته شوند، اما ریشه‌هایمان همچنان به زندگی و شکفتن ایمان دارند.* محمدحسین فرقانی 🦋🌸🌸🦋