طوفان الاحرار
Статистикаدربارهی فلسطین، غزه، اسراییل و چیزهایی از این دست
- Последний пост
- 12 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
نحمد الله ونستعينه
از تجربهی مقاومت ۷۳۰ روزهی غزه میدانیم که تشکیل بانک اهداف اسراییلی، تعیین اولویتهای حملات، و در نهایت انتخاب نقاط اصابت در هر حمله را با یک هوش مصنوعی به نام اسطوخودوس (lavender) انجام میدهند. در طول دوران مقاومت، نشریات حامی مقاومت، از جمله نشریاتی با روزنامهنگاران اسرائیلی ضدصیونیزم، مانند 972+ و The Cradle افشاگریهایی بر اساس اطلاعات دست اول، از جمله مصاحبههای ناشناس با افراد درگیر در این روند منتشر کردند. این افشاگریها بعدها با ارزیابیهای بسیار سختگیرانه نیز معتبر شمرده شد و به رسانههای مشهور به جریان اصلی نیز راه پیدا کرد. محور اصلی افشاگریها این بود که اسطوخودوس و هوش مصنوعی دیگری که همراه با آن به کار گرفته میشد، قابلیت تنظیم پارامترها را داشت؛ سفارشپذیر بود. و شواهد نشان میداد پارامترها در طول مقاومت غزه طوری تنظیم میشدند که حملات به نقاطی انجام شود که کشته و زخمی خانوادگی بیشتری بگیرد. خانوادههای چند ده نفره، زنان، و کودکان اولویت بودند. دشمن همزمان با این رفتار ضد انسانی، با ساختار تبلیغاتی عظیم خود در دو عرصهی جنگ شناختی و جنگ روانی تمام مساعی خود را با بودجههای بزرگ پیدا و پنهان به کار گرفت تا از خود چهرهای موجه و حتی انساندوست بسازد. نوشتن دقیق و معتدل همراه با توصیفات عینی و به دور از جملات انشاگونه در مورد تکتک شهیدان و مجروحان این حملات، و انتشار آن به فارسی، انگلیسی، عربی، اسپانیایی، و چینی میتواند بخشی از حضور در نبرد دفاعی علیه دشمن باشد. هر کسی، فارغ از نسبت سیاسیش با ما، وقتی مورد هجوم دشمن قرار گرفته، روایتی دارد و آن روایت شایستهی انتقال است و انتقال آن به پیروزی جبههی مقاومت و احیای کرامت انسانی و شکست آل اپستین کمک میکند.
و در مورد سنوار از نگاه زندگینامهای: https://youtu.be/wgLv0Xlxs5k
به مناسبت سالگرد فاجعهی بیمارستان الاهلی غزه. ۱۶ دقیقه گفتار در قالب ویدیو. https://youtu.be/6ITsk9SgNoE
به مناسبت سالگرد شهادت یحیی سنوار گفتوگویی مکتوب کردم با ایبنا، خبرگزاری کتاب. فکر میکنم بد نشده. ibna.ir/x6CBD
یادداشت جدیدم که در سایت کانون اندیشهی جوان منتشر شده است. هدف تمام زمین است https://canoon.ir/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/
دربارهی نامهی یوآو گالانت به رهبر انقلاب، در گفتوگو با «نگار»
بازسازی استراتژی مرگ با هزار زخم در روزهای اول شهریور ۱۴۰۰، نفتالی بنت نخستوزیر مجتمع تروریستی اسراییل با جو بایدن رییسجمهور ایالات متحدهی آمریکا دیدار کرد. در این دیدار بنت از اصطلاحی استفاده کرد که نام نوعی تنبیه دردآور و کشنده در چین باستان بود؛ مرگ با هزار زخم (death by a thousand cuts). اما چرا؟ بنت در واقع در آن دیدار استراتژیای به بایدن ارائه کرد که با این نام مشخص شده بود و شامل مقابله با ایران از طریق ترکیبی از اقدامات کوچک متعدد در چندین جبهه - ی نظامی و دیپلماتیک - به جای یک حملهی دراماتیک واحد بود. که از هر طرف و به شیوههای مختلف و متنوع به ایران آسیب بزنند. آنچه امروز در حملهی اسراییل و مزدورانش با آن مواجه هستیم، هیچ چیز جدیدی نیست، بلکه باز تعریف عملیاتی گفتمان استراتژیک مرگ با هزار زخم است. حملات پهپادی کور، بمبگذاریهای کور، خرابکاری و تخریب تاسیسات شهری و زیستی، و ترور افراد تأثیرگذار نظامی و علمی و احتمالا اجتماعی. میتوان پیشبینی کرد که این عملیاتها هم در اسباب و هم در اهداف به سمت تنوع خواهند رفت و برای مثال حتما با چندین عملیات پرچم دروغین ترکیب خواهند شد. فاصلهی آن گفتمان و این شیوههای اجرایی البته فاصلهی بنت و نتانیاهو نیز هست. نتانیاهو بعد از شارون بزرگترین قصاب اسراییل است. و قصابی است که هم شدیدا خونریز است و هم شدیدا ترسو. اما این شیوهی عملیاتی: 📌 برای اسراییل به کاهش هزینه و برای ایران به افزایش هزینه خواهد انجامید. 📌 ابتکار عمل را در زمینهی جنگ شهری به اسراییل خواهد داد. 📌 میتواند چراغ قرمز اسراییل در برابر متحدان ایران تلقی شود و.. مهمترین کارکردی هم که اسراییل منتظرش بود و به آن نرسید، آمیختن نارضایتی، بیاعتمادی، و شورش خیابانی بود. اسراییل در عوض با چه مواجه است؟ با: ✅ تشدید و رسمیت یافتن درگیری ✅ مواجهه با مقابلهی ترکیبی و احتمالا به زودی چندجانبه از سوی ایران و متحدان ✅ فرسایش جامعهی اسراییل ✅ اعتبارزدایی از اسراییل چه به لحاظ اخلاقی و چه در ساختار قدرت جهانی ایران چه به دست آورد؟ ✍🏻 روایتهایی عینی و قابل اشاعه از توحش اسراییل ✍🏻 وحدت و انسجام ملی ✍🏻 کسب وجاهت برای عملیات نظامی علیه اسراییل ✍🏻 به میدان آوردن ولو لفظی پاکستان و چین به عنوان متحدان جدید و رمز پیروزی در این نبرد یک مفهوم ساده اما عمیقا موثر است؛ تابآوری. طرفی خواهد برد که بتواند تابآوری خود را در برابر حریف حفظ کند و همزمان از تابآوری حریف بکاهد. شواهد خوبی در دست داریم که جامعهی ایرانی «میتواند» در این نبرد پیروز میدان باشد. اما فقط میتواند.
محور شیعی: بخش ۳ پیامدها برای اسرائیل: o درک شبکه بهجای محور نیازمند بازنگری در استراتژیهای بازدارندگی و نظامی است. o اقدام علیه یک بازیگر ممکن است واکنش دیگران را به دنبال نداشته باشد و حتی میتواند استقلال آنها را تقویت کند. o سیاستها باید فراتر از فشار بر تهران،به تشویق بازیگران عملگرا و ایجاد شکاف در شبکه متمرکز شوند. o شبکه ممکن است به دلیل ساختار غیرمتمرکز خود از انعطافپذیری بیشتری برخوردار باشد، اما کاهش نقش ایران بهعنوان تأمینکننده تسلیحات و پشتیبانی میتواند چالش را کاهش دهد. این هم لینک مطلب اصلی https://www.inss.org.il/publication/shiite-axis/
محور شیعی: بخش ۲ • محدودیتهای ایران در ایجاد هژمونی منطقهای: o ایران بهعنوان کشوری با اکثریت پارسی، حتی از سوی متحدان عرب خود بهعنوان بازیگری خارجی دیده میشود که گاهی با تکبر و برتری نژادی با همسایگان عرب خود رفتار میکند. o تحقیقات نشاندهنده بحران اعتماد بین حزبالله و فرماندهان سپاه پاسداران در سوریه است که رزمندگان لبنانی و دیگر شیعیان را با تحقیر و تکبر مدیریت میکردند. o ایران شیعه در فضای عمدتاً سنی با چالش هژمونی مواجه است. o حتی در میان جمعیتهای شیعه منطقه، مانند شیعیان عراق، ایران با مقاومت و سوءظن مواجه است، بهویژه به دلیل خاطرات جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰. o رقابت مذهبی بین شیعیان ایران و عراق وجود دارد و اکثر شیعیان عراق، از جمله آیتالله سیستانی، مفهوم ولایت فقیه را رد میکنند. • استقلال نیروهای نیابتی: o حتی نیروهای وفادار به ایران، مانند حزبالله و برخی شبهنظامیان شیعه عراق، گاهی منافع خاص خود را بر منافع ایران ترجیح میدهند. o هویت لبنانی حزبالله در مقایسه با هویت اسلامی-ایرانی آن تقویت شده، اگرچه ایران همچنان منبع اصلی اقتدار آن است. o در عراق، شبهنظامیانی مانند کتائب حزبالله و عصائب اهل الحق وفاداری بیشتری به تهران نشان دادهاند، اما دیگران مانند ارتش مهدی به رهبری مقتدی الصدر رویکرد انتقادیتری نسبت به نفوذ ایران اتخاذ کردهاند. o حوثیهای یمن، که به شاخه زیدی شیعه تعلق دارند، نسبت به شیعیان دوازدهامامی ایران استقلال بیشتری دارند و بر اساس دستورکار یمنی عمل میکنند. o حوثیها گاهی برخلاف توصیههای ایران عمل کردهاند، مانند تصرف صنعا در سپتامبر ۲۰۱۴. • اتاق عملیات مشترک و همگرایی میدانها: o پس از ترور سلیمانی و توافقنامههای ابراهیم، ایران هماهنگی بین حماس، جهاد اسلامی فلسطین، حزبالله، شبهنظامیان شیعه عراق و حوثیها را افزایش داد. o اتاق عملیات مشترک در بیروت در جریان عملیات «نگهبان دیوارها» در سال ۲۰۲۱ تشکیل شد که شامل افسران سپاه پاسداران بود و همکاری اطلاعاتی و لجستیکی را هماهنگ میکرد. o اسناد حماس که در جنگ «شمشیرهای آهنین» در غزه به دست آمد، همکاری گسترده استراتژیک و عملیاتی بین ایران و متحدانش را نشان میدهد. o مفهوم «همگرایی میدانها» شامل اقدام هماهنگ محور با تقسیم کار بین اجزای آن است، مانند حملات شبهنظامیان شیعه عراق به پایگاههای آمریکایی و حملات حوثیها به کشتیها در دریای سرخ. • محدودیتهای ایران در جنگ غزه: o ایران نتوانست از تمام قابلیتهای محور برای پایان دادن به جنگ غزه یا فشار بر آمریکا برای توقف حمایت از اسرائیل استفاده کند. o نگرانی ایران از درگیری مستقیم با اسرائیل یا آمریکا مانع از بهرهبرداری کامل از محور شد. o تنشهایی بین ایران و نیروهای نیابتیاش به دلیل تفاوت در منافع ایجاد شد، مانند ناامیدی ایران از عملکرد حزبالله در حمله به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴. o حملات شبهنظامیان شیعه عراق و حوثیها خطر درگیری مستقیم ایران با آمریکا را افزایش داد. • ضربات به محور: o جنگ غزه تهدیدی برای بقای حماس ایجاد کرد و خسارات سنگینی به حزبالله، دارایی استراتژیک اصلی ایران، وارد کرد. o حذف اکثر رهبران حزبالله، از جمله نصرالله، و ضربه به قدرت نظامی آن، توانایی ایران برای بازدارندگی اسرائیل را تضعیف کرد. o فروپاشی رژیم اسد ستون اصلی عمق استراتژیک ایران را از بین برد. o شبهنظامیان شیعه عراق تحت فشار برای خلع سلاح و ادغام در نیروهای مسلح عراق هستند. o حوثیها با فشارهای ناشی از حملات آمریکا (تا مه ۲۰۲۵) و اسرائیل مواجهاند. • تابآوری و تعهد ایران به محور: o مقامات ارشد ایران، از جمله رهبر انقلاب، بر ادامه حمایت از محور تأکید دارند و ادعا میکنند که قادر به غلبه بر چالشها هستند. o ایران به بازسازی قابلیتهای آسیبدیده محور، بهویژه در لبنان و عراق، ادامه میدهد. o ایران در برابر خلع سلاح شبهنظامیان شیعه عراق مقاومت میکند و آنها را جزء کلیدی حاکمیت عراق میداند. o حمایت ایران از فعالیتهای حوثیها در دریای سرخ و علیه اسرائیل ادامه دارد. • تحلیل شبکهای بهجای محور: o نویسنده پیشنهاد میدهد که مفهوم «محور شیعی» دیگر دقیق نیست و باید بهعنوان شبکهای سست و پویا تحلیل شود. o این شبکه از بازیگرانی با منافع، هویتها و عملکردهای متفاوت تشکیل شده که با هماهنگی موقت و ایدئولوژی مشترک به هم متصلاند. o این دیدگاه نیازمند سیاستهای متناسب برای هر بازیگر، شناسایی آسیبپذیریها و تشویق شکافهای داخلی برای تضعیف شبکه است. •
محور شیعی: بخش ۱ • بررسی کلی مفهوم «محور شیعی»: o ایران طی دو دهه گذشته شبکهای از بازیگران منطقهای، عمدتاً گروههای غیرحکومتی، بر اساس ایدئولوژی مشترک مقاومت در برابر اسرائیل و غرب ایجاد کرده است. o هدف این محور گسترش نفوذ ایران و ایجاد عمق استراتژیک در خاورمیانه بوده است. o در گذشته، این محور بهعنوان سیستمی متمرکز و هماهنگ تصور میشد، اما اکنون بهعنوان شبکهای غیرمتمرکز، انعطافپذیر و موقت شناخته میشود که بازیگران آن دارای منافع و هویتهای مستقل هستند. o بازیگران این شبکه از استقلال عملیاتی بیشتری برخوردارند و کمتر تحت کنترل مستقیم ایران قرار دارند. • تحولات اخیر و تأثیرات آن بر محور: o فروپاشی رژیم بشار اسد در سوریه، کاهش تواناییهای استراتژیک حزبالله، فشارهای فزاینده بر شبهنظامیان شیعه در عراق و حوثیها در یمن، و تضعیف توان بازدارندگی ایران، انسجام محور را بهشدت تضعیف کرده است. o با وجود این چالشها، شبکهای که ایران طی سالها ایجاد کرده، همچنان با سطحی از هماهنگی و تعهد عمل میکند و ایران به تأمین مالی، تسلیحاتی و پشتیبانی از آن ادامه میدهد. o پیشنهاد نویسنده: تغییر تحلیل از مدل محور سلسلهمراتبی به شبکهای سست و پویا، و تدوین سیاستهای متناسب برای هر یک از اجزای این شبکه با شناسایی شکافها، آسیبپذیریها و فرصتهای تضعیف نفوذ ایران. • مفهوم «هلال شیعی»: o در دسامبر ۲۰۰۴، عبدالله دوم، پادشاه اردن، از ظهور «هلال شیعی» از ایران تا لبنان از طریق عراق و سوریه هشدار داد که میتواند توازن قدرت منطقهای را تغییر دهد. o این هشدار در پی ظهور دولت شیعهمحور در بغداد پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مطرح شد. o نگرانیهای اعراب سنی از افزایش نفوذ ایران در قلب جهان عرب و حمایت آن از شبهنظامیان شیعه، سازمانهای تروریستی و بازیگران غیرحکومتی را منعکس میکرد. • تشکیل و اهداف «محور مقاومت»: o ایران پس از حمله آمریکا به عراق و تحولات بهار عربی در سال ۲۰۱۱، «محور مقاومت» را بهعنوان ائتلافی ضدآمریکایی و ضداسرائیلی تقویت کرد. o این محور در مقابل «محور همکاری» به رهبری عربستان سعودی و مصر شکل گرفت. o اعضای محور شامل سوریه بشار اسد، حزبالله لبنان، شبهنظامیان شیعه عراق، حوثیهای یمن، و حتی حماس و جهاد اسلامی فلسطین هستند. o این محور توانایی ایران برای گسترش عمق استراتژیک در هلال حاصلخیز را تقویت کرد. o نفوذ فزاینده ایران یکی از ویژگیهای تعیینکننده چشمانداز ژئوپلیتیکی خاورمیانه در دو دهه گذشته بوده است. • ویژگیهای ساختاری محور: o برخلاف تصور رایج، این شبکه هرگز بهصورت یک چارچوب سلسلهمراتبی تحت کنترل مستقیم ایران عمل نکرده است. o شبکه بهعنوان انجمنی سست از اجزا با منافع مشترک و دیدگاه ایدئولوژیک مقاومت در برابر اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقهای آنها عمل میکند. o ایران هرگز فعالیتهای خود را از طریق اتحادهای رسمی یا توافقنامههای الزامآور رسمی نکرده است. o پس از ترور قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، مدیریت شبکه حتی غیرمتمرکزتر شده و ایران کنترل کامل و مداوم بر اجزای آن نداشته است. • نمونههای استقلال اجزای محور: o تلاش شبهنظامیان شیعه عراق برای ترور مصطفی الکاظمی، نخستوزیر سابق عراق، در نوامبر ۲۰۲۱ بدون حمایت ایران. o حملات حوثیها به ابوظبی که با منافع ایران برای بهبود روابط با امارات متحده عربی همخوانی نداشت. o این نمونهها نشاندهنده واگرایی منافع بین ایران و نیروهای نیابتیاش است. • تقویت همکاری بین اجزای محور: o همکاری بین اجزای محور تقویت شده است، مانند دیدارهای رهبران ارشد سازمانهای اسلامگرای فلسطینی با رهبری حزبالله. o توسعه هماهنگ برنامههای عملیاتی حزبالله و حماس برای نفوذ به خاک اسرائیل. o کمک حزبالله به حوثیها و شبهنظامیان شیعه عراق از طریق آموزش و راهنمایی. o نقش محوری حزبالله و حسن نصرالله به دلیل تجربه طولانی و نفوذ در تهران، بهویژه پس از ترور سلیمانی. • تلاش برای خودکفایی تسلیحاتی: o اجزای محور تلاش میکنند تا تسلیحات دقیق بیشتری به دست آورند و تواناییهای مستقل برای تولید تسلیحات (مانند موشک و پهپاد) ایجاد کنند. o این تلاش در پاسخ به اقدامات (عمدتاً اسرائیل) برای جلوگیری از انتقال تسلیحات از ایران به شرکای آن است. o این تحولات تعهد متقابل بین اجزای محور را افزایش داده و منابع در دسترس آنها را متنوع کرده است.
محور شیعی: مقدمه یک تحلیلگر اسرائیلی یک تحلیل دقیق در مورد آنچه محور مقاومت نام دارد منتشر کرده است. تحلیل صحیح نیست اما دقیقترین تحلیل از سوی اندیشکدههای اسرائیلی است. دقیق نبودن تحلیل از دو جنبه است: ۱. شیطنتهایی مانند محور شیعی خواندن تجمعی که حاوی حماس و جهاد اسلامی نیز هست. ۲. ارزیابی خطا مانند مورد ارزیابی جایگاه و تاثیر گروه صدر در عراق. با اینحال مطالعهی این تحلیل بسیار مفید است. در پستهای بعدی خطوط اصلی این تحلیل را به شکل یک فهرست منظم میبینید.
زندهسوزی موردی مهم در مجموعهی جنایات اسرائیل دیروز دوباره کودکی فلسطینی زنده در آتش بمباران اسرائیل سوخت. این اتفاق نیست. یک اشتباه ناگهانی یا خروج پیشبینینشده از مسیر نیست. زندهسوزی بخشی از روال نسلکشی است، بخشی از سازوکار مرگ. گرچه در مقیاس آماری نسبت به دیگر روشهای کشتار کمتر بهکار میرود، اما دقیقاً به همین خاطر باید جدی گرفته شود: چون نادر بودنش نشانهی تصادفیبودن یا نیتمند نبودنش نیست. این اتفاقی در حاشیهی نقشه نیست، در دل نقشه است. نسلکشی جنایت علیه بشریت است و اسراییل مشغول این جنایت است. بمباران غیرنظامیان و افراد بیدفاع به قصد نسلکشی هم خود مستقلا جنایت علیه بشریت است. و چیزی که ای بسا در این میدان خوشبینانه و خیالپردازانه به نظر برسد این است که تلاش نکردن برای محدودسازی تبعات بیماران، مخصوصا وقتی میدانی که زندهسوزی از تبعات آن است و در این تبعات کودکان، بیماران و افراد ناتوان قربانی میشوند، غفلت نیست، بیاخلاقی نیست، مشارکت فعال و تنوعطلبانه در جنایت است. اینجا نه با فاجعه که با جنایت روبهرو هستیم. جنایتی که هر بار که در ابعاد عددی تحلیل شود، عمقش نادیده گرفته میشود. عمقی تروریستی و ارعابگر. عمقی که در آن بدن انسان، آنقدر بیدفاع و بیپناه است که حتی امکان گریز از زنده زنده سوختن را هم ندارد.
قسمت سوم در طول دو ماه آتشبس، اسرائیل فقط حملات خود را به غزه تشدید کرد (علاوه بر کارزار تخریب اردوگاههای آوارگان در کرانهی باختری و عدم خروج از جنوب لبنان و بخشهای وسیعی از سوریه). به گفتهی وزارت بهداشت غزه، در جریان آتش بس از اواسط فوریه ، دست کم ۱۱۸ نفر در غزه بر اثر آتشبس اسرائیل کشته شدند. جدی ترین حادثه شنبهی گذشته رخ داد، زمانی که اسرائیل برای بازگشت به روال قتل عام، شمال نوار غزه را بمباران کرد و ۹ نفر را کشت. از مجموع موارد فوق الگویی روشن به دست میآید که بر اساس آن اسرائیل نه تنها از همان ابتدا آتشبس را نقض کرده است، بلکه با اصرار حماس بر صبر و پایبندی به توافق، به تدریج نقضها را تشدید کرد. هنگامی که همهی نقضها و تحریکات با شکست مواجه شد، اسرائیل به سادگی از تلاش خود برای تظاهر به این که حماس مسئول انهدام توافق است دست کشید و بمباران گستردهی نوار غزه را در آشکارترین و شدیدترین نقض آتشبس آغاز کرد. در حالی که افکار عمومی اسرائیل به طور انحصاری درگیر پیامدهای اقدامات دولت بر سرنوشت ۲۲ ربوده شده و اسیر است - که ممکن است هنوز زنده باشند یا نباشند - مهم است که به یاد داشته باشیم و به خود یادآوری کنیم که از زمان حملهی مجدد، بیش از ۴۰۰ غزهای دیگر کشته شدهاند. مانند تمام ۱۸ ماه گذشته، این جمعیت غیرمسلح و بیدفاع غزه، که بیش از نیمی از آنها زیر ۱۸ سال سن دارند، هدف اصلی کارزار تجدید قتل عام هستند. تمام این تظاهر که اسرائیل تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آسیب رساندن به غیرنظامیان انجام میدهد ، مدتها است که در برابر واقعیت انتقامجویی خونین اسرائیل در غزه از بین رفته است. بر اساس برآوردهای محافظه کارانه، ۱۳۰۰۰ کودک به قتل رسیدهاند و این تعداد فقط شامل کسانی میشود که در حملات مستقیم اسرائیل کشته شدهاند، نه نوزادانی که از سرما در اردوگاههای آوارگان جان خود را از دست دادهاند، و نه کودکانی که از بیماری و گرسنگی مردهاند . تمام زیرساختهای اساسی لازم برای زندگی در حملات عمدی از بین رفت. درد و رنج عظیم ساکنان غزه فقط «خسارت جانبی» جنگ متمرکز بر حماس نیست. «بازگرداندن بازدارندگی» که به طور گسترده به عنوان هدف اصلی جنگ مورد بحث قرار گرفته است، از طریق سوء استفاده عمدی از مردم غیرنظامی غزه انجام میشود تا از آنها ترسیده شود. در نهایت، این اشتباه است که فکر کنیم زمان کشتار مجدد برای منحرف کردن افکار عمومی از اغتشاشات مربوط به برکناری برنامهریزی شدهی رونن بار، یا تضمین ثبات ائتلاف با بازگرداندن ایتامار بن گویر به دولت بسیار قبل از اقدام برای اخراج رونن بار بوده است. به همین ترتیب، تکمیل پروژهی پاکسازی قومی نوار غزه در حال حاضر هدف اصلی نتانیاهو است و تکمیل آن حتی بر اهمیتی که او برای بقای سیاسی خود قائل است، ارجحیت دارد. نتانیاهو همیشه ادامهی حضور خود در قدرت را شرط لازم برای دستیابی به اهداف امنیتی خود میدانست نه برعکس. تجربه تلخ او با شارون به او آموخت که نمیتواند به ژنرالها، هر قدر هم که جنگطلب باشند، اعتماد کند، و او تنها کسی است که به نظر خودش میتواند از تشکیل کشور فلسطینی جلوگیری کند. اگر اولویت اصلی نتانیاهو بقای سیاسی او بود و نه ادامهی جنگ، او خطر ناراحت کردن حامی خود در کاخ سفید و فرستادگانش را نداشت، همانطور که در زمان امتناع خود در طول مذاکرات انجام داد. نتانیاهو میتواند به راحتی به حمایت گانتز و احزاب مرکزی برای ادامهی مراحل بعدی توافق و آزادی همهی گروگانها بدون تکیه بر بن گویر تکیه کند، که شانس او برای ماندن در قدرت را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. نتانیاهو برای اخراج بار و بازگرداندن بن گویر به دولت به کشتار غزه برنگشت. او بار را اخراج می کند و بن گویر را بازمیگرداند زیرا میخواهد نه تنها در قدرت بماند، بلکه این کار را در عین از بین بردن گتوی غزه انجام دهد. پن: این متن ترجمهی متنی عبری از یک معترض اسراییلی است و در مواردی اختلاف نظر طبیعی میان نویسنده و مترجم وجود دارد. نشانی متن عبری: https://www.mekomit.co.il/ps/147708/
قسمت دوم اسرائیل همچنین متعهد شد که از کریدوری که از طریق تخریب گسترده برای قطع نوار شمالی از جنوب (دالان نضاریم) ایجاد کرده بود، عقب نشینی کند، نیروهای خود را از مراکز جمعیتی به سمت نوار مرزی (بسیار ضخیم) با نوار غزه خارج کند ، و همچنین متعهد شد که بلافاصله پس از امضای توافقنامه، تخلیه و کنترل گذرگاه به مصر، تدارکات را برای تخلیه و کنترل آن به مصر آغاز کند. در حالی که اسرائیل در واقع حضور نظامی خود را در مناطق پرجمعیت کاهش داد (به دلایل خاص خودش، نه لزوماً برای رعایت توافق) و از کریدور نضاریم عقبنشینی کرد، علناً اعلام کرد که این توافق را نقض خواهد کرد و از محور فیلادلفی خارج نخواهد شد و همین کار را هم انجام داد. اسرائیل مطمئناً به سمت شرق به منطقهی مرزی ضخیمتر که در نقشههای ضمیمهی توافق پذیرفته شده بود عقبنشینی نکرد و هیچ قصدی برای انتقال کنترل گذرگاه رفح نشان نمیدهد. به عنوان بخشی از این توافق، اسرائیل متعهد شد که اجازهی ورود گستردهی کمکهای بشردوستانه به نوار غزه را بدهد، از جمله ورود ۶۰۰ کامیون کمک در هر روز آتشبس، و ورود ۶۰۰۰۰ کاروان و ۲۰۰۰۰۰ چادر برای اسکان صدها هزار غزهای که خانههایشان ویران شده است. در هفتههای اول آتشبس، تقریباً ۱۰۰۰۰ کامیون کمکرسانی وارد نوار غزه شد، اما اسرائیل اجازهی ورود تریلرها و تجهیزات آواربرداری را که هنوز در گذرگاه رفح منتظر هستند، نداد. فقط حدود یک دهم تعداد چادرها اجازهی ورود به نوار را گرفتند. در همان زمان، اسرائیل پس از امضای توافقنامه شروع به این ادعا کرد که از تریلرهایی که آوارگان را در خود جای میدهند و بولدوزرهایی که کوهها را از آوار پاک میکنند، میتوان برای جنگ استفاده کرد. در شرایطی که حداقل هفت نوزاد در روزهای سخت زمستانی ماه فوریه از یخزدگی جان خود را از دست دادند. سپس، در اوایل ماه مارچ، اسرائیل تصمیم گرفت این توافق را به هم بزند و در یک اقدام خاص سادیستی، جلوی ورود همهی کمکها به نوار غزه را گرفت و همچنین برقی را که در اختیار نمودار غزه قرار میداد قطع کرد (برقی که در ابتدا ناچیز بود) و بخش عمدهی آن برای راهاندازی یک کارخانهی آب شیرینکن برای جمعیتی که از کمبود شدید آب آشامیدنی رنج میبردند، به کار میرفت. در این زمینه ذکر این نکته نیز ضروری است که دلیل وابستگی غزه به تامین برق اسرائیل در وهلهی اول این است که اسرائیل عمدا و مکررا به تنها نیروگاه در نوار غزه حمله کرده و سالها از ورود سوخت و تجهیزات برای احیای سیستم برق غزه جلوگیری کرده است، دقیقا برای اطمینان از این که ساکنان غزه به مرحمت آنان وابسته هستند. علاوه بر این؛ در بند آتشبس که در ابتدا به نفع اسرائیل بود، مبادلهی اسرا در این توافق قرار نبود به طور همزمان انجام شود، بلکه در هر مرحله، حماس ابتدا گروگانها و اسیران را آزاد میکرد و در عرض یک ساعت پس از دریافت آنها در اسرائیل، اسرائیل در مقابل اسرای فلسطینی را که در این مرحله بودند آزاد میکرد. اسرائیل بدون استثنا در هر یک از مراحل، آزادی اسرای فلسطینی را بیش از یک ساعت و در برخی موارد تا شب و در یک مورد نزدیک پنج روز به تعویق انداخت، این ظاهراً در اعتراض به مراسم تحقیرآمیز در جریان آزادی گروگانهای اسرائیلی بود، که علیرغم ترسناک و زشت بودن، نقض خاصی از تعهدات حماس محسوب نمیشود. در عمل، مانند سایر نقضها، اسرائیل امیدوار بود که واکنش خشونتآمیز جناحهای فلسطینی را برانگیزد که بهانهای برای بازگشت به جنگ برای آنها فراهم کند. مانند هر توافق آتشبس در تاریخ، تعهد اصلی طرفین این است که دقیقاً همین کار را انجام دهند: آتشبس. به طور مشخص، فاز اول توافق قرار بود شامل یک آتشبس موقت دو ماهه باشد، در حالی که مراحل بعدی آتشبس دائمی را مورد بحث قرار میداد. در طول دو ماه که از اجرایی شدن این توافق میگذرد، حتی یک حملهی حماس به اسرائیل یا نیروهای نظامی در نوار غزه ثبت نشده است (به گفتهی اسرائیل در ۲۴ فوریه یک موشک از نوار غزه شلیک شد، اما حتی در اسرائیل حماس را به پرتاب موشک متهم نکردند). از سوی دیگر، اسرائیل عملاً آتش خود را متوقف نکرد، بلکه فقط آن را کاهش داد. اسرائیل بارها با بهانهای عجیب و غریب به غزه حمله کرده است و این بهانهی عجیب و غریب «شناسایی مظنونانی که نیروها را تهدید میکردند» بوده است. حتی اگر معتقد باشیم که «مظنونان» در همهی موارد واقعاً افراد مسلح فلسطینی بودهاند، صرف حضور نیروهای مسلح در منطقهای که درگیری در آن رخ داده است، توجیهی برای نقض آتشبس نیست، وگرنه هیچ آتشبسی در تاریخ حتی یک ثانیه هم دوام نمیآورد.
چنین شد که اسرائیل در مسیر بازگشت به کشتار غزه، تمام مراحل توافق را زیر پا گذاشت در حالی که حماس به تعهدات خود در فاز A توافق پایبند بود، نتانیاهو برای جلوگیری از رسیدن به فاز B، مجموعهای از اقدامات را قدم به قدم با هدف انهدام آتشبس انجام داد که در نهایت چنین شد. لیلک بن دود در پایان ژانویه، یک هفته پس از اجرایی شدن توافق آتشبس، من [لیلک] نوشتم «از اولین لحظهی آتشبس، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، تمام تلاش خود را برای انهدام آن از طریق تحریکهای بهخوبی برنامهریزیشده با هدف بازگشت به یک جنگ تمام عیار انجام داده است.» نتانیاهو دیروز (سه شنبه) پس از دو ماه نقض شدید توافق آتشبسی که به او تحمیل شده بود، به کشتار غزه بازگشت. همانطور که در شرطیسازی پاولوفی این کار را میکنند، تیترهای روزنامهها در اسرائیل به دروغهای «هثبره» استناد میکنند، که بر اساس آن، بازگشت به جنگ برای «شکستن بن بست در مذاکرات و آزادی گروگانها» است، و «سازمان امنیتی به ردهی سیاسی گفته است که این عملیات میتواند گروگانها را به خطر بیندازد، اما به دلیل بنبست مذاکرات، تایید آن را توصیه کرده است»، و «نتانیاهو و کاتز پس از این که حماس بارها و بارها از آزادی گروگانها امتناع کرد و همهی پیشنهادهای دریافتی را رد کرد، دستور حمله به اهدافی در غزه را صادر کردند»، و از همین دست حرفها. بار دیگر شاهد بازنویسی وقایعی هستیم که در هفتههای اخیر در مقابل چشمان ما رخ داده است. بار دیگر، رسانههای جریان اصلی در اسرائیل کمتر شبیه «سگ نگهبان دموکراسی» و بیشتر شبیه «پراودا» رفتار میکنند، بنابراین، مهم است که واقعیتهای مربوط به «بنبست در مذاکرات» را که ظاهراً به تصمیم برای بازگشت به کشتار غزه منجر شده است، تکرار کنیم و همچنین تشخیص دهیم کدام طرف مکرراً توافق را نقض کرده است. توافق آتشبس امضا شده در ۱۵ ژانویه شامل سه مرحله بود که هدف از مرحلهی اول امکانپذیر ساختن مذاکرات برای اجرای فازهای دوم و سوم بود که منجر به پایان جنگ، خروج ارتش اسرائیل از نوار غزه و راهحلی دائمی میشود که شامل بازسازی نوار غزه و استقرار یک رژیم غیرنظامی در آن میشود. حماس به تعهدات خود در چارچوب مرحلهی اول عمل کرد و هر اقدامی را که متهم به نقض شرایط اجرای آن بود (مانند موارد آزادی اربل یهود و بازگرداندن جسد شیری بیباس) ظرف چند ساعت یا چند روز اصلاح کرد. با این حال، برای همه، از جمله در داخل اسرائیل، واضح بود که نتانیاهو قصدی برای رسیدن به فاز دوم توافق (چه رسد به فاز سوم) ندارد و اسرائیل در واقع بلافاصله شروع به برداشتن گامهای سختگیرانهی فزایندهای برای انهدام آتشبس کرد. یکی از تعهدات کلیدی در توافق آتشبس این بود که مذاکرات برای اجرای فاز دوم توافق ظرف ۱۶ روز، یعنی در ۳ فوریه آغاز شود. آخرین مهلت برای پایان مذاکرات در مورد فاز دوم ۲۲ فوریه تعیین شده بود. طرحهای مرحلهی دوم توافق مورد توافق قرار گرفت و برای همگان شناخته شد: خروج اسرائیل از نوار غزه و اعلام آتشبس دائمی در ازای آزادی تمامی اسرای ربوده شده و زنده. [ادامه دارد] به گفتهی آدام بوهلر، نمایندهی پرزیدنت ترامپ در امور گروگانگیری و اسیران (که البته میانجی بیطرفی نیست، بلکه به شدت هوادار اسرائیل است)، حماس در جریان مذاکرات موافقت کرد که اگر توافق به مرحلهی سوم برسد، کنترل خود بر نوار غزه را رها کرده سلاحها را زمین خواهد نهاد و همچنین با «کشورهایی که همراه آنها هستند» موافقت خواهد کرد که این توافق تضمین میکند که حماس از نظر نظامی اسرائیل را تهدید نمیکند. اسرائیل در نقض آشکار تعهد خود برای بحث در مورد اجرای فاز دوم، حتی تا زمانی که مهلت پایان مذاکرات به پایان نرسیده بود، هیئتی را برای شروع مذاکرات نفرستاد. در حالی که نیمی از گروگانها آزاد میشدند و در نتیجه اسرائیل از تعهد خود مبنی بر عقبنشینی از نوار سرباز زد. این «بنبست» که مذاکرات به آن رسیده است، نتیجهی امتناع حماس نیست، بلکه نتیجهی این است که اسرائیل تکتک تعهدات خود در توافق آتشبس را زیر پا گذاشته است، در حالی که دائماً تهدید میکند در صورت عدم موافقت حماس با «طرح کلی ویتکاف» که خود نقض توافق آتشبس است، به کشتار غزه بازخواهد گشت. نبود آشکار حسن نیت در سوی اسرائیل در مورد آتش بس محدود به نقض تعهد برای بحث در مورد فاز دوم نیست. یکی دیگر از تعهدات کلیدی در این توافق کاهش نیروها ، قبلاً به عنوان بخشی از فاز اول، در مرز نوار غزه و مصر (محور فیلادلفی) بود. خروج نهایی از محور قرار بود در روز چهل و دوم آغاز شود و در روز پنجاهم به پایان برسد (لازم به ذکر است که تمام ضرب الاجل ها به پایان رسیده است).
видео или голосовое, без подписи
سه از چهار بررسی دو گزارش - ۲ نعمه همان دختری است که در آن عکس مشهور سمت چپ همه ایستاده است. در عکسهای نزدیکتر میبینید که او و قرینه از لیری و دانیلا بلندتر هستند. نعمه صورتی کشیدهتر از قرینه دارد و دندانهای جلویش درشت هستند و مویش کمی از قرینه روشنتر است. پدر نعمه میگوید «دخترم خلاف خواست خودش با آن عکس معروف شده.» پدر نعمه هم از قول دخترش در مورد فرق روز اسارت با بقیهی روزها گفته «وحشتناکترین ساعتها همان هفت اکتبر بوده است.» مادر نعمه کمی واضحتر حرف میزند. او میگوید «نعمه احساس میکند که قصد داشتهاند او را بکشند، چون خانههایی را که در آن بوده بمباران کردهاند. حتی یک بار در آخرین لحظه از خانه فرار کردهاند، دیوار فرو ریخته و نعمه مجروح شده. نعمه داستانهای سختی دارد. بزرگترین ترس او بمباران اسرائیلی بوده.» پدر نعمه از حال این روزهای او میگوید «در خانه نشسته بودیم که یک ماشین عبوری سر و صدا کرد، این چیزی بود که ما اصلا بهش توجهی نمیکردیم، اما نعمه خیلی ترسید. داشت تعطیلی روز شنبه را میدید و این مستقیما به او استرس وارد میکرد. چون نمیتوانست معنی این سر و صدا را بفهمد. دوباره جنگ شده؟ دوباره جنگ نشده؟ ما نمیتوانستیم بهش توضیح بدهیم که اصلا این کلمهی «نوعدوستی» یعنی چه، نمیتوانستیم بهش توضیح بدهیم که اینها یک مشت جوان و سرباز هستند [که آمدهاند از او حمایت نوعدوستانه کنند]. مدام میگفت “همهشان باید بروند، چرا نمیفهمید؟” به طور مشخص، تا این بساط جمع نشود و همهشان نروند، روند بهبود او هم آغاز نخواهد شد.» عجیب است اما آنها سکوت میکنند و دوست ندارند در مورد روز هفت اکتبر صحبت کنند. به نظر میرسد آنها چیزی دارند که به قدر کافی شواهد برای مطرح کردنش ندارند. چیزی از جنس قصد اسرائیل برای کشتن آنها در اسارت. چیزی از جنس نامعلوم بودن هویت کسانی که در آن چهار ساعت به آنها شلیک میکردهاند. اما بیشترین سکوت، سکوت دانیلا گلبوع (דניאלה גלבוע) است. سکوت او چنان محکم است که حتی از قول خانوادهی او هم در این گزارش چیزی ذکر نشده. البته یک روز قبل در مَعَریو (מעריב) گزارشی شبیه به این از قول «نزدیکان به خانوادهی او» منتشر کرده بودند، و شاید سکوت این بار آنها به دلیل نارضایتی او یا خانوادهاش از گزارش پیشین باشد. دنیلا همان دختری است که از بقیه به وضوح کوتاهتر است، پوست تیرهتری دارد، و در روز تبادل بسیار مشهور شد. او در لحظهای از مراسم تبادل از کنار یک نیروی مسلح حماس که رویش را پوشیده بود رد شد، یک لحظه توقف کرد، سرش را برگرداند، به نیروی حماس لبخند دوستانهای زد و بعد مسیرش را ادامه داد. گزارش معریو به دنبال مالهکشی به ویدیویی است که در زمان اسارت از او منتشر شده و همینطور مالهکشی روی این لبخند. در گزارش نقل قولها با دو واسطه و بسیار اندک هستند و تقریبا واضح است که لحن و گاه حتی محتوا دستکاری شده است. این «نزدیکان به خانوادهی دانیلا» که هویت مشخصی ندارند این حرفها را زدهاند. «به او گفتند باید برای تحت فشار قرار دادن دولت یک ویدیو بگیرد. او اصلاً هم نمیخواسته ویدیو بگیرد و حتی التماس میکرده که ویدیو نگیرند. اما آنها اصرار کردهاند و او در نهایت چارهای نداشته.» و «او را هم در خانهها نگهداری میکردهاند و هم در تونلها. بیشتر اوقات “با” یکی از ارشدترین “تروریست”های حماس و در خانهی شخصی او بوده. او میگوید که گاهی غذا بوده و کمبودی نداشته، اما دورههایی هم به سختی غذا میخورده و غذا بسیار کم بوده.» و «جز ۷ اکتبر هرگز”جرات کتک زدنش را نداشتهاند”. رفتار خوبی با او داشتهاند، عمدتاً به خاطر افسر ارشدی که او را تحت حمایت خودش گرفته بوده و اسیرکنندگان را از انجام این کارها منع میکرده. در آستانهی آزادی او را به جای دیگری منتقل کردهاند و در آنجا اسیرکنندگان سرسختتر بودهاند. اما اصلاً او را کتک نزدهاند.» به نظر میرسد هدف گزارش زدن اتهام رابطهی جنسی با یک عضو ارشد حماس به دانیلا است تا اورا ساکت نگه دارند. گناه او چی است؟ این که در دوران اسارت ویدیو پر کرده، در روز تبادل به عضو حماس لبخند زده، و به نزدیکانش گفته او را کتک نزدهاند و هر وقت برای خودشان غذا داشتهاند به او هم از همان غذا دادهاند. ما با اسرائیل مواجه هستیم. کسانی که در زندان به پزشک مرد میانسال چنان تجاوز کردهاند که جان باخته است. کسانی که برای تبلیغات خود در مورد سربازان اسیر خودشان صحبت از تجاوز شدید منجر به خونریزی میکنند که بعد دروغ بودنش ثابت میشود، و سربازی را که میترسند طوری حرف بزند که با اهدافشان سازگار نباشد متهم به رابطهی جنسی با حماس میکنند.
سه از چهار بررسی دو گزارش - ۱ یِدیعوت اَحرونوت (ידיעות אחרונות) در جمعه ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ (۱۴ فوریه ۲۰۲۵) گزارشی منتشر کرده در مورد وضع کنونی چهار اسیر زن اسرائیلی که در روز شنبه ۶ بهمن ۱۴۰۳ (۲۵ ژانویه ۲۰۲۵) در تبادل اسرا آزاد شدند. در واقع این گزارش حاصل گفتوگو با خانوادههای این چهار نفر است. خوانندهی اسرائیلی متوجه میشود که هر کدام کی است و چه شکلی است و احتمالا چه سابقهای دارد، اما خوانندهی فارسیزبان حق دارد که آنها را نشناسد. و متن گزارش پر است از توصیفات تهی خبرنگار که عملا دارد یک پروژهی پروپاگاندا را پیش میبرد. آنچه میخوانید نقلقولهای مستقیم آن گزارش، توضیحات مفید برای خوانندهی ایرانی، و بخشهایی از یک گزارش دیگر است. آنچه بین این اسیران مشترک است سکوت است. خانوادههای آنها تاکید دارند که «چند هفته گذشته، اما آنها هنوز صریح حرف نمیزنند.» البته که چیزهایی به خود خانوادهها گفتهاند، اما با رسانهها و در فضای عمومی سکوت میکنند. و سکوت آنها بیشتر به چه مربوط است؟ «آنها هنوز میترسند از ساعتهای منتهی به اسارت صحبت کنند.» یکی از آنها قرینه اریو (קרינה ארייב) است. او همان است که از همه بلندتر است. در عکس مشهور روی سکو در لحظهی تبادل سمت راست همه ایستاده و چهرهاش کمی شبیه هندیها است. پدر قرینه میگوید «ماجرا دو بخش مجزا است، ساعات منتهی به اسارت و خود اسارت. قرینه در آن بخش اول آرزو میکرده بمباران کنند و بمیرد.» او به پدرش گفته «آن روز از جهنم گذشتم. بدترین روز آن روز بود.» پدر قرینه میگوید «قرینه ترجیح میداده در تونل بماند. ترجیح میداده آن زیر باشد، زیرا آن بالا را مرتباً گلولهباران میکردهاند. روزهایی بوده که آنها را از جایی به جایی دیگر منتقل میکردهاند، چون خانهها به چپ و راست فرو میریختهاند و ترکشها سمت آنها پرت میشدهاند. قرینه فقط میخواسته در یک جای محفوظ باشد. حتی اگر آنجا یک تونل باشد. برایش فرقی نمیکرده که کجا، مهمترین چیز این بوده که زنده بماند.» پدر قرینه میگوید که «اسیرگیران به دخترها گفتهاند که چرا عملیات ۷ اکتبر را انجام دادهاند. گفتهاند که این به دلیل محاصرهی غزه بوده. چون نمیتوانستهاند غذا تهیه کنند، چون آب هم در کار نبوده، چون برق را هم مدام قطع میکردهاند. آنها واقعا این موضوعات را با دخترها در میان گذاشتهاند.» اینجا احتمالا پدر قرینه حس میکند شاید حرفهایش برایش دردسرساز شود. برای همین آرام جهت صحبت را عوض میکند. او میگوید «”تروریست”ها هم عصبانی و هم حساس بودهاند. قرینه متوجه میشود که مشکلش از کجا آب میخورد. برای او مشخص است که دشمن کیست، او میداند که حماس یک سازمان تروریستی است که عملیات ۷ اکتبر را انجام داده است، اما او از دست اسرائیل هم خیلی عصبانی است. چون از نزدیک جنگ را تجربه کرده است.» یکی دیگر لیری اَلبَگ (לירי אלבג) است. همان که وقت تبادل به طرز آشکاری چاق بود. عموما میگویند او در زمان اسارت دچار پرخوری عصبی شده و به همین دلیل وزن اضافه کرده است. لیری قبل از اسارت چهرهای کاملا متفاوت دارد. موهای نسبتا کوتاهش را به شدت صاف کرده، بینیش جراحی شده و لبش اندکی ژل دارد. لیری در زمان تبادل لبهای معمولی دارد، موهایش بلند شده، جعد کمی دارد و چاق شده است. او در عکسهای پیش از تبادل عینک نمیزند. اما در زمان تبادل و عکسهای بعد از آن با عینک طبیعیتر برخورد میکند و دچار شرم عینک نیست. مادر لیری در توصیف حال او میگوید «بچهها کشته شدن دوستانشان را دیدهاند و چهار ساعت آنجا منتظر بودهاند.» او میگوید دخترش به او گفته «باید ببینیم آن روز آنجا چه اتفاقی افتاده.» او در مورد رابطهی دخترش با آن سه نفر دیگر میگوید «بچهها حرف نمیزنند. رابطهی عجیبی با هم دارند. ما هرگز نخواهیم فهمید. وقتی یکدیگر را میبینند در موردش صحبت نمیکنند. دست هم را میگیرند و یکدیگر را درک میکنند.» مادر لیری میگوید «لیری به محض بیرون آمدن [از غزه] گفته “ما توی جهنم بودیم و پسرها توی جهنم بدتری هستند.”» مادر لیری به فرق ظاهر و باطن اشاره میکند. او میگوید «ما دخترها را میبینیم و قوی به نظر میرسند، انگار خوب هستند و میخندند، اما این طور هم نیست. باید این را درک کنیم. هنوز هیچ کس در اسرائیل نمیداند. همه در حال یادگیری هستند، هم ما و هم لیری.» سومی نَعمَه لِوی (נעמה לוי) است. نعمه پیش از آزاد شدن یکی از سه اسیر مشهور اسرائیلی بود. او همان دختری بود که در عکس لحظهی اسارتش او را در حالی میدیدی که پشت شلوارش شدیدا خونی بود. شایعههای بسیاری در این مورد ساختند. گفتند به او به شدت تجاوز شده و او به همین دلیل مجروح شده است.