- Последний пост
- 18:16
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4 740
- 1/48двое суток
- 5 432
- 1/72трое суток
- 5 858
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔻مسیری که برای «نشدن» طراحی شد 🔴 آیا اساساً سازوکار اسلام آباد برای «بودن و عمل کردن» طراحی شده بود؟ 🔴برخلاف آنچه ادوات رسانهای فریق مذاکره تلاش میکنند القا کنند، نقض غرض در اجرای تفاهم اسلامآباد صرفاً فقط نتیجه بدعهدی طرف مقابل نیست. بخشی جدی از این شکست، محصول طراحی معیوب سازوکارهایی است که دوستان مذاکرهکننده خود بر سر آن توافق کردهاند. 🔴تفاهم برای تحقق اهداف اصلی خود، دستکم بر دو سازوکار مهم استوار بود؛ و عجیب آنکه هر دو سازوکار، از همان ابتدا گرفتار اشکالاتی بدیهی و قابل پیشبینی بودند. 🔴اول؛ سازوکاری برای لبنان که حتی یکبار تشکیل جلسه نداد در بند مربوط به لبنان، عزیزان دیپلمات ، پس از دو عقبنشینی غیرتاکتیکی ، به سازوکاری رضایت دادند که امروز نتیجهاش مقابل چشم همه است. 🔴عقبنشینی نخست، رفتن به دور اول مذاکرات بدون تحقق آتشبس در لبنان بود. عقبنشینی دوم، رفتن به سوئیس پس از امضای تفاهم، بدون آنکه آتشبس در لبنان برقرار شده باشد؛ آن هم در شرایطی که در بعدازظهر همان روز امضا، جنوب لبنان نزدیک به ۳۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت. 🔴پس از این دو تجربه، انتظار طبیعی آن بود که سازوکاری سخت، اجرایی و غیرقابل تعلیق برای لبنان طراحی شود. اما چه چیزی روی میز گذاشته شد؟ «کمیته نظارت بر آتشبس» با حضور دولت لبنان، آمریکا، قطر، ایران و پاکستان. کمیتهای که از روز توافق تا امروز حتی یک جلسه تشکیل نداده است. چرا؟ چون دولت لبنان حاضر نشده نمایندهای معرفی کند. 🔴همین یک جمله برای فهم عمق اشکال طراحی کافی است. شما اجرای یکی از اساسیترین بندهای تفاهم را به حضور دولتی گره زدهاید که بقای مسیر سیاسی فعلیاش در گرو حفظ کانال مستقل خود با دشمن صهیونیستی است. سپس یک طرف میگوید بدون لبنان کمیته را تشکیل دهید و طرف دیگر، برای «رفع بهانه»، بر حضور همان دولت اصرار میکند! واقعاً باورکردنی نیست. 🔴این دیگر صرفاً بدعهدی آمریکا یا کارشکنی رژیم صهیونیستی نیست؛ این یک خطای معماری است. وقتی مهمترین سازوکار اجرایی خود را به اراده بازیگری وابسته میکنید که انگیزهای برای فعالشدن آن ندارد، در حقیقت «حق وتوی عدم اجرا» را از روز اول به همان بازیگر هدیه دادهاید. 🔴نتیجه روشن است: اسرائیل و لبنان در رم مذاکره میکنند و کمیتهای که قرار بود محصول تفاهم اسلامآباد باشد، هنوز برای نخستینبار دور یک میز ننشسته است. 🔴این سازوکار معیوب و حقیقتاً باورناپذیر، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت طرف مقابل باشند، از ناتوانی فریق مذاکره در طراحی سازوکار اجرایی برای اساسیترین بندهای همان تفاهمی حکایت دارند که خود پای آن نشستهاند. مذاکره فقط نوشتن بندهای زیبا نیست. توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است. 🔴اگر برای اجرای آتشبس، کمیتهای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسهاش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمیخواهد آن کمیته فعال شود، شما آتشبس طراحی نکردهاید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کردهاید. 🔻 @hossein_pak69
أخطر ما يسلبه العدو ليس الأرض، بل يقيننا بأنها ستعود. خطرناکترین چیزی که دشمن از ما میگیرد، زمین نیست؛ بلکه یقین ما به بازگشت آن است. The most dangerous thing the enemy takes from us is not the land, but our certainty that it will return. #علي_الطاهر
🔻حالا که آنچه «تفاهم اسلامآباد» نامیده میشد ــ همان تفاهمِ نقضِ غرض ــ حتی ظرفیت مطالبهگری برای پایان جنگ را هم ندارد، پرسش اصلی این است: با نسلکشی در جنوب لبنان و خیز ارتش رژیم صهیونیستی برای اشغال «علیالطاهر»، بهعنوان مهمترین سنگر جنوب، چگونه باید مواجه شد؟ 🔴هرگونه تأخیر ایران در ورود جدی به مسئله علیالطاهر میتواند خسارتهایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد. 🔻 @hossein_pak69
🔻سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهمتر از خود خاطره آن جنگ باشند. همچنین فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که چرا مقاومت توانست در برابر یکی از سنگینترین جنگهای تاریخ لبنان بایستد؟ 🔴پاسخ را نباید در یک سلاح، یک عملیات یا حتی یک فرمانده جستوجو کرد. پیروزی محصول یک منظومه بههمپیوسته از ابتکار عملیاتی، حفاظت فرماندهی، تصمیم سیاسی، فرماندهی میدانی و جنگ شناختی بود؛ منظومهای که اگر یکی از حلقههای اصلی آن از کار میافتاد، ممکن بود سرنوشت جنگ متفاوت شود. 🔴نخستین حلقه، مبادرت و ابتکار عمل بود. عملیات اسارت دو نظامی اسرائیلی در خلة وردة، برآمده از طراحی عملیاتی عماد مغنیه، نشان داد مقاومت قرار نیست صرفاً منتظر حرکت دشمن بماند. ابتکار عمل، از همان آغاز، بخشی از منطق نبرد بود؛ یعنی تلاش برای تحمیل مسئله و زمان به دشمن، نه صرفاً واکنش به تصمیمات او. 🔴اما با آغاز جنگ، مسئله مهمتری خود را نشان داد: بقای شبکه فرماندهی. اسرائیل میکوشید با ترور فرماندهان و قطع ارتباط میان سطوح مختلف، مقاومت را از یک سازمان منسجم به مجموعهای از واحدهای پراکنده تبدیل کند. حفظ اتاق عملیات، فرماندهان و پیوستگی فرماندهی و کنترل، یکی از پایههای اصلی ادامه جنگ بود. مقاومت زیر شدیدترین آتش، توان تصمیمگیری خود را از دست نداد. 🔴در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود که فرمانده نیروی قدس در لبنان حضور داشت؛ مهمتر این بود که فرماندهای در این سطح، خود در مجاورت میدان قرار گرفته بود و تصویر جنگ را بدون واسطه دریافت میکرد. شناخت او از پیچ و خم های ضاحیه، ساختار مقاومت و محیط لبنان، امکان انتقال تصویری دقیقتر از وضعیت نبرد به عالیترین سطح تصمیمگیری در تهران را فراهم میکرد. این همان نقطهای است که «شناخت میدان» به بخشی از قدرت راهبردی تبدیل میشود. 🔴جنگ اما لحظهای داشت که مسئله دیگر صرفاً نظامی نبود؛ مسئله، تصمیم به ادامه مقاومت بود. با گسترش عملیات زمینی اسرائیل و افزایش فشار بر جنوب لبنان، امکان شکلگیری این محاسبه وجود داشت که هزینه ادامه جنگ بیش از ظرفیت تحمل آن است. در چنین شرایطی، تصمیم به ایستادگی و نپذیرفتن تحمیل اراده دشمن، حلقهای تعیینکننده در زنجیره پیروزی بود. این تصمیم توسط امام شهید سید علی خامنه ای گرفته شد. 🔴در کنار این تصمیم، یک پشتوانه منطقهای نیز وجود داشت. سوریه در دوره بشار اسد یکی از مسیرهای اصلی پشتیبانی تسلیحاتی مقاومت بود. انتقال تسلیحات ضدزره و موشکی، به حزبالله امکان داد بخشی از برتری تکنولوژیک اسرائیل را در میدان محدود کند. نبردهای جنوب نشان داد که وقتی نیروی زمینی مهاجم نتواند با اطمینان بر زره و تحرک خود تکیه کند، معادله عملیات زمینی بهشدت تغییر میکند. 🔴در رأس این منظومه، سید حسن نصرالله قرار داشت؛ نه فقط بهعنوان دبیرکل حزبالله، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین عناصر جنگ شناختی. او میدانست که جنگ فقط در بنتجبیل، عیتا الشعب و وادیالحجیر جریان ندارد؛ بخشی از جنگ در ذهن جامعه اسرائیل جریان دارد. اعلام هدف قرار گرفتن ناو جنگی اسرائیلی در سخنرانی تلویزیونی، نمونهای برجسته از پیوند عملیات نظامی و اثرگذاری روانی بود: یک واقعه تاکتیکی، در لحظه مناسب، به یک پیام راهبردی تبدیل شد. پینوشت: ببینید سید شهید چه حسی از حاج قاسم دریافت می کرد؛ این احساس است که فتح به همراه می آورد. 🔻 @hossein_pak69
🔻اگر برکت آمدن آقا محسن همین چند کلمه باشد، کافی است. چند هفته بود کسانی که باید، حتی از نوشتن همین چند کلمه درباره «مقاومت» استنکاف میکردند؛ اما آقا محسن نوشت، صریح و بیلکنت. برای همین چند کلمه، مقاومت از او تشکر کرد؛ همان توفیقی که ظاهراً نصیب بعضیها نشد. 🔴گاهی برای فهمیدن تفاوت آدمها، نه کارنامهای بلند؛ فقط چند کلمه کافی است. 🔻 @hossein_pak69
🔻عفو عمومی در لبنان؛ قانون زندانها یا بازآرایی یک موازنه سیاسی؟ 🔴پارلمان لبنان سرانجام یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای سالهای اخیر را بست و قانون «عفو عمومی» را به تصویب رساند؛ قانونی که در ظاهر با هدف کاهش تراکم زندانها، حل معضل بازداشتهای طولانی و تخفیف یا اسقاط بخشی از مجازاتها تدوین شده، اما در سطح سیاسی، معنایی بسیار فراتر از اصلاح وضعیت زندانهای لبنان دارد. برای فهم اهمیت این مصوبه باید دید چه کسانی از آن منتفع میشوند و چه توازن سیاسیای پشت آن شکل گرفته است. 🔴یکی از اصلیترین گرههای مذاکرات چندماهه بر سر این قانون، پرونده موسوم به «الموقوفین الإسلامیین» بود؛ مجموعهای از زندانیان و محکومان اسلامگرا که برخی از آنان در پروندههای امنیتی سنگین، درگیری با ارتش لبنان و فعالیت گروههای مسلح در سالهای بحران سوریه محکوم شدهاند. همین مسئله باعث شد موضوع عفو عمومی از ابتدا نه یک پرونده صرفاً حقوقی، بلکه بخشی از چانهزنی سیاسی و طایفهای لبنان باشد. گزارشهای پیش از تصویب نیز نشان میداد نمایندگان سنی صراحتاً بر بهرهمندی زندانیان اسلامگرا از قانون پافشاری میکردند. 🔴در میان این پروندهها، نام احمد الأسیر اهمیت نمادین ویژهای دارد. الأسیر تنها یک زندانی عادی نیست؛ نام او با یکی از خشنترین دورههای قطبیشدن سیاسی ـ مذهبی لبنان در جریان جنگ سوریه گره خورده است. شبکهای که پیرامون او شکل گرفت، نهایتاً در سال ۲۰۱۳ در عبرا وارد درگیری خونین با ارتش لبنان شد و شماری از نظامیان لبنانی کشته شدند. به همین دلیل، هرگونه تخفیف مجازات او از نظر سیاسی پیامی بسیار فراتر از سرنوشت یک زندانی دارد. 🔴البته برخلاف برخی روایتهای اولیه، مصوبه جدید به معنای آزادی فوری الأسیر نیست. اطلاعات منتشرشده نشان میدهد او از سازوکار کاهش محکومیت منتفع میشود و امکان آزادیاش در سالهای آینده فراهم خواهد شد. اما مسئله اصلی دقیقاً همین است: پروندهای که تا همین چند سال پیش یکی از خطوط قرمز امنیتی لبنان محسوب میشد، اکنون وارد مسیر تخفیف و عفو شده است. از این نقطه میتوان به لایه مهمتر ماجرا رسید. 🔴عفو عمومی در لبنان را نمیتوان جدا از بازآرایی موازنه قدرت داخلی و منطقهای این کشور بررسی کرد. طی ماههای گذشته، مسئله زندانیان اسلامگرا به یکی از مطالبات اصلی بخشی از جریان سیاسی سنی تبدیل شده بود. در چنین فضایی، تصویب قانونی که راه آزادی یا کاهش محکومیت بخشی از این شبکه را باز میکند، عملاً به معنای بازگرداندن یک پرونده امنیتی قدیمی به متن رقابت سیاسی جدید لبنان است. 🔴نگرانی اصلی نیز فقط این نیست که چند ده زندانی از زندان خارج میشوند. سؤال مهمتر این است که این نیروها پس از آزادی وارد چه محیط سیاسی و امنیتیای خواهند شد؟ 🔴لبنان در مجاورت سوریهای قرار دارد که همچنان در معرض رقابت شبکههای امنیتی، جریانهای مسلح و بازیگران منطقهای است. تجربه سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ نشان داد که شمال لبنان، عکار، طرابلس، عرسال و برخی شبکههای سلفی چگونه میتوانند در شرایط مناسب به عقبه انسانی، مالی و لجستیکی تحولات سوریه تبدیل شوند. بنابراین آزادسازی گروهی از افراد دارای سابقه فعالیت در چنین محیطی، بدون وجود سازوکارهای مؤثر امنیتی و قضایی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً «اصلاح زندانها» نامید. 🔴در این میان، نقش عربستان سعودی در معماری سیاسی جدید لبنان نیز باید جداگانه مورد توجه قرار گیرد. ریاض طی سالهای اخیر برای بازیابی نفوذ خود بر ساختار سیاسی اهل سنت و سپس بر معادلات کلان دولت لبنان تلاش کرده است. از همین منظر، هرچند نسبتدادن مستقیم تصویب این قانون به دستور یا فشار عربستان امروز دیگر نیاز به علم غیب ندارد و نمیتوان آن را خارج از روند بزرگتر بازگشت نفوذ سعودی به ساختار تصمیمسازی لبنان تحلیل کرد. مسئله بنابراین از «عفو» فراتر میرود. 🔴آنچه امروز در پارلمان اتفاق افتاد، بخشی از تغییر توازن سیاسی در لبنان است: پروندههایی که در دوره گذشته «امنیتی» تعریف میشدند، اکنون در قالب مصالحههای سیاسی بازتعریف میشوند؛ گروههایی که زمانی تهدید امنیت ملی تلقی میشدند، بخشی از آنان دوباره امکان بازگشت به جامعه پیدا میکنند؛ و بازیگران منطقهای نیز میکوشند از این تغییر برای بازسازی شبکه نفوذ خود استفاده کنند. 🔴اگر این روند در ماههای آینده با سازماندهی مجدد شبکههای تندرو، انتقال منابع مالی یا فعالشدن دوباره خطوط ارتباطی لبنان ـ سوریه همراه شود، آن زمان قانون عفو عمومی دیگر صرفاً یک تصمیم داخلی لبنان نخواهد بود. 🔴و شاید پرسش مهمتر از اینکه «چه کسانی آزاد شدند؟» این باشد: چه کسی از بازگشت آنان به صحنه سیاسی و امنیتی لبنان و سوریه سود خواهد برد؟ 🔻 @hossein_pak69
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سالهای جنگ، از سیاست، از فراز و فرودهای چند دهه گذشته. امروز مسئله، قضاوت دوباره درباره تمام آن گذشته نیست. 🔴برای من، مهم این است که آقا محسن، همان فرماندهای که روزگاری امام روحالله او را برای مسئولیتی بزرگ برگزید، این بار از سوی آقا سیدمجتبی برای مسئولیتی در یکی از حساسترین نقاط تصمیمسازی کشور فراخوانده شده است. 🔴این انتخاب را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری دید. وقتی در یک مقطع تاریخی حساس، فردی با چنین سابقهای به مرکز تصمیمگیری امنیت ملی بازمیگردد، معنای آن میتواند اراده برای تغییر یک روند باشد؛ تغییری که بیش از هر چیز باید در «فکر»، «تصمیم» و «ابتکار عمل» خود را نشان دهد. 🔴آنچه امروز اهمیت دارد، احیای جایگاه «امر ولی» در منظومه تصمیمگیری است؛ اینکه دستگاههای مسئول، خود را صرفاً مجموعهای از ساختارهای اداری و کارشناسی نبینند، بلکه نسبت خود را با جهت کلان انقلاب دوباره تعریف کنند. 🔴در کنار آن، نقش سپاه پاسداران نیز مسئلهای صرفاً سازمانی نیست. سپاه در منطق انقلاب فقط یک نیروی نظامی نیست؛ حامل تجربهای تاریخی از دفاع، بازدارندگی، ابتکار و تصمیمگیری در شرایط سخت است. استفاده از این تجربه، البته نه به معنای حذف سایر نهادها، بلکه به معنای بازگرداندن وزن واقعی میدان و تجربه عملیاتی به محاسبات امنیت ملی است. 🔴و شاید مهمتر از همه، مسئله «استقلال فکری و استقلال در تصمیمسازی» باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی مسائل خود را با عینک دیگران نبیند، ادبیات دیگران را مبنای تعریف منافع خود قرار ندهد و برای تشخیص تهدید، فرصت، جنگ، صلح و مذاکره، صاحب دستگاه محاسباتی مستقل خود باشد. 🔴من این انتخاب را بیش از آنکه بازگشت یک فرد بدانم، نشانهی بازگشت یک منطق میبینم. 🔴آقا محسن امروز برای من «ثقهی ولی» است؛ نه به این معنا که نقد گذشته او ممنوع باشد و نه به این معنا که درباره عملکرد آیندهاش پرسشی وجود نداشته باشد. بلکه به این معنا که وقتی ولی، در چنین مقطعی مسئولیتی را بر دوش کسی میگذارد، باید فهمید که مأموریتی در کار است. 🔴مأموریتی برای تغییر روند؛ برای بازسازی قدرت تصمیم؛ برای نزدیکتر کردن سیاست و میدان؛ و برای بازگرداندن جسارت، استقلال و ابتکار به جایی که تصمیمهای بزرگ امنیت ملی گرفته میشود. 🔴اکنون باید منتظر عمل ماند؛ زیرا ارزش این انتخاب، در نهایت نه با نامها، که با تغییری سنجیده خواهد شد که در مسیر کشور ایجاد میکند. 🔻 @hossein_pak69
🔴یک تجربه تاریخی در منطقه به ما میگوید که پیمانهای دفاعی، برای آنکه واقعاً موفق و اجرایی باشند، دستکم به دو پیششرط اساسی نیاز دارند: 🔻نخست، آمریکا در طراحی و مدیریت آنها دخالتی نداشته باشد؛ و دوم، مفهوم «دفاع» در این پیمانها، دفاع در برابر اسرائیل باشد، نه مقابله با کسانی که در برابر اسرائیل مقاومت میکنند. 🔻 @hossein_pak69
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانیتر خوانده شود 🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ میگذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایههای تابآوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحلهای تازه از بحران شد و کشوری که پیشتر نیز با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد، آسیبپذیرتر شد. 🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیهای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگتر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آمادهسازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیهای که البته تاکنون بهطور قضایی اثبات نشده است. 🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژهای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویسهای اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده میشود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژهای باشد که سالها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است. 🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفههایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد. 🔴در دکترین جنگهای جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمیشود. گاهی سالها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساختهای حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که میتوان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید. 🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بستهشده نیست. سابقه عملیاتهای پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، بهویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دستکم این ضرورت را ایجاد میکند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود. 🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمیدانست سالها بعد با تمام ابعاد آن روبهرو خواهد شد؟ 🔻 @hossein_pak69
🔻فقط انسان های ضعیف به اندازه امکاناتشان کار می کنند؛ و خداوند حسن طهرانی و علی لاریجانی را فرستاد تا ما مفهوم انسان قوی را درک کنیم. 🔴شب اربعین شهدا را فراموش نکنید بخصوص شهدایی که اثر عملشان باعث ازاله کیان موقت اسرائیل خواهد شد. 🔻 @hossein_pak69
🔻آیا کسی از اربعین جا میماند؟ 🔴 اربعین فقط پیمایش جادهای میان نجف و کربلا نیست؛ هرچند شاید افضلِ اعمال در این روزها، همین قدمزدن در آن جاده و پیوستن به دریای زائران حسین علیهالسلام باشد. جادههای دیگری هم هست؛ جادههایی که هرکدام از ما، از جایی در آن، عمود به عمود به سوی حسین قدم برمیداریم. 🔴رزمندگانی در صنعا و حدیدهاند که اربعینشان، ایستادن بر بابالمندب است؛ آنجا که راه حسین از میان موجهای دریا میگذرد. 🔴کسانی در بندرعباس، قشم، سیریک و آباداناند که زیر آسمان آتش و موشک، مقابل تجسم یزیدِ زمان ایستادهاند و عمود به عمود، به سوی امام خود قدم برمیدارند. 🔴و کسانی در جنوب لبنان، در علیالطاهر، به «فوز عظیم» دیگری رسیدهاند؛ موکبدارانی که اینبار نه با آب و خرما، که در میان آتش و موشک، حامی و پذیرای شمشير امام هستند. 🔴و امامِ همه این اربعینیها هنوز در میدان است؛ حامل پرچم حسینِ زمان، امامِ معرکه. شمشیرش هنوز در نیام نرفته است؛ و از هیاهوی این روزگار، هنوز میشود صدای ذوالفقار را شنید. 🔻 @hossein_pak69
نترسیم! 🔻بخش مهمی از آنچه این روزها میبینیم، جنگ با ذهن مردم است؛ دشمن میخواهد پیش از آنکه در میدان کاری انجام دهد، در ذهن ما تصویر یک قدرت شکستناپذیر از خود بسازد. 🔴اما واقعیت میدان چیز دیگری است. دشمن در حوزه عملیات هوایی، بسیاری از ظرفیتها و الگوهای اصلی خود را پیشتر به میدان آورده و با آنها ناشناخته نیستیم. تفاوت مهم اینجاست که ما از هر مرحله جنگ درس گرفتهایم. ضعفها دیده شده، روشهای دشمن بهتر شناخته شده و تجربهای که با هزینه به دست آمده، امروز بخشی از قدرت دفاعی ماست. 🔴توان ایستادگی ما فقط در سلاح خلاصه نمیشود؛ تجربه، شناخت میدان، آمادگی نیروها و قدرت انطباق نیز چند برابر گذشته اهمیت پیدا کرده است. جنگ برای ما دیگر یک سناریوی روی کاغذ نیست؛ دشمن را در میدان دیدهایم و میدانیم چگونه باید مقابلش ایستاد. 🔴پس نترسیم؛ وضع ما خوب است و توان ایستادن مقابل دشمن را داریم. اما آرامش به معنای بیاحتیاطی نیست. توصیههای امنیتی و پدافندی را جدی بگیریم، از انتشار اطلاعات و تصاویر حساس خودداری کنیم و اجازه ندهیم عملیات روانی دشمن، جای واقعیت میدان را در ذهنمان بگیرد. هوشیار باشیم، اما نترسیم. 🔻 @hossein_pak69
🔻آیا حماس واقعاً سلاح خود را تحویل خواهد داد؟ چه زمانی و چگونه؟ 🔴آنچه تاکنون اعلام شده، به این معنا نیست که حماس تصمیم به تحویل سلاح خود گرفته یا اجرای چنین تصمیمی را آغاز کرده است. آنچه اکنون در برابر آن قرار داریم، پذیرش یک چارچوب مذاکراتی از سوی طرف فلسطینی است؛ چارچوبی با شروطی بسیار سختگیرانه که هرگونه فرآیند محدودسازی و انبارش سلاحهای سنگین را به اجرای کامل تعهدات رژیم اشغالگر در مرحله نخست مشروط میکند. 🔴این تعهدات شامل توقف حملات، بمبارانها و عملیاتهای ترور، عقبنشینی تا «خط زرد» و خروج از مناطقی است که طی ماههای گذشته اشغال شدهاند، فراهم کردن زمینه فعالیت کمیته ملی فلسطین و نیروی بینالمللی حفظ ثبات، و نیز اجرای کامل پروتکل انسانی شامل ورود کمکهای بشردوستانه، اسکان آوارگان، آواربرداری و بازسازی زیرساختهای حیاتی از جمله برق و آب است. 🔴چارچوب پیشنهادی فلسطینی بر سه اصل تدریج، همزمانی و راستیآزمایی استوار است. بر این اساس، هیچ مرحلهای پیش از تکمیل مرحله قبل آغاز نخواهد شد. همچنین، مسئولیت محدودسازی و انبارش سلاحها بر عهده یک نهاد فلسطینی خواهد بود و این سلاحها بدون آنکه به رژیم اشغالگر یا هر طرف خارجی دیگری تحویل داده شوند، در داخل نوار غزه نگهداری خواهند شد. 🔴از منظر سیاسی، میتوان این میزان انعطاف را تلاشی برای محافظت از پروژه مقاومت در برابر یک جنگ وجودی دیگر و خرید زمان تا عبور از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ دانست. در این معادله، زمان خود یک سرمایه راهبردی است؛ سرمایهای که به غزه فرصت میدهد نفسی تازه کند و در انتظار تحولات منطقهای و تغییر موازنههای قدرت بماند. 🔴در مقابل، احتمال آنکه نتانیاهو در میانه رقابتهای انتخاباتی به تمامی تعهدات خود پایبند بماند، اندک به نظر میرسد. هرگونه نقض تعهدات از سوی اسرائیل، روند مرحلهای توافق را متوقف خواهد کرد و این امکان را برای مقاومت فراهم میآورد که اعلام کند توافق از سوی طرف مقابل نقض شده و عملاً قابلیت اجرا ندارد. در چنین شرایطی، بخشی از بهانههای سیاسی و حقوقی مورد استفاده برای ازسرگیری جنگ نیز از میان خواهد رفت. 🔴تجربه تاریخی مقاومت فلسطین نیز نشان میدهد که آتشبسها و توافقهای مرحلهای بارها بهعنوان ابزاری برای بازتنظیم اولویتها، بازیابی توان و حفظ مؤلفههای قدرت مورد استفاده قرار گرفتهاند. همچنین، تجربه لبنان پس از قطعنامه ۱۷۰۱ نشان داد که محدودیتهای اعمالشده بر استقرار نظامی در جنوب رود لیتانی، به خلع سلاح کامل منجر نشد و حزبالله در سالهای بعد توانست توانمندیهای خود را بازسازی و حتی توسعه دهد. 🔴از این رو، پرسش اصلی امروز این نیست که «حماس چه زمانی سلاح خود را تحویل خواهد داد؟»؛ بلکه این است که آیا رژیم اشغالگر اساساً به تعهداتی که آغاز این فرآیند به آنها وابسته است عمل خواهد کرد، یا پذیرش این چارچوب درست در نقطهای متوقف میشود که باید عقبنشینیهای واقعی خود را آغاز کند؟ 🔻 @hossein_pak69
🔻چرا آمریکا الگوی «جنگ پلکانی و فرسایشی» را برگزیده است؟ 🔴اگر این درگیری را صرفاً از زاویه حجم آتش و تعداد حملات تحلیل کنیم، ممکن است بسیاری از رفتارهای طرف مقابل غیرمنطقی به نظر برسد؛ اما اگر آن را در چارچوب «مدیریت ادراک میدان نبرد» ببینیم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. 🔴یکی از اهداف چنین الگویی میتواند جلوگیری از شکلگیری احساس «جنگ تمامعیار» در جامعه باشد. تجربه نشان داده است که در شرایطی که یک ملت احساس کند با یک نبرد سرنوشتساز روبهرو است، ظرفیت بسیج اجتماعی، همبستگی ملی و آمادگی عمومی بهطور چشمگیری افزایش مییابد. از این منظر، حفظ درگیری در سطحی کنترلشده و پلکانی میتواند به کاهش این احساس و جلوگیری از فعال شدن کامل این ظرفیتها کمک کند. 🔴از سوی دیگر، تداوم حملات محدود و پراکنده ممکن است با گذشت زمان، احتیاطهای ضروری دوران بحران را در ذهن مردم، نیروهای عملیاتی و خانوادههای آنان به امری فرسایشی و عادی تبدیل کند؛ پدیدهای که در ادبیات نظامی از آن با عنوان «عادیسازی تهدید» یاد میشود. هنگامی که تهدید عادی جلوه کند، احتمال کاهش حساسیت و پایبندی به برخی ملاحظات حفاظتی افزایش مییابد. 🔴همزمان، تداوم این وضعیت میتواند برای هر طرف درگیر فرصت مشاهده و تحلیل الگوهای رفتاری، زمان واکنش، جابهجاییها و شیوههای تصمیمگیری طرف مقابل را فراهم کند. این موضوع در بسیاری از درگیریهای مدرن، بخشی از فرایند شناخت میدان نبرد پیش از تصمیمگیریهای بعدی تلقی میشود. 🔴به همین دلیل، مهمترین خطا در چنین شرایطی، عادیانگاری است. حتی اگر شدت درگیری در مقاطعی کاهش یابد، رعایت اصول حفاظتی، انضباط عملیاتی و هوشیاری عمومی نباید کاهش پیدا کند؛ زیرا در هر بحران، حفظ آمادگی تا پایان تهدید، بخشی از بازدارندگی و مدیریت ریسک است. 🔻 @hossein_pak69
🔻از پایان جنگ جهانی دوم، یکی از مهمترین راهبردهای امنیتی ایالات متحده و بریتانیا در غرب آسیا، شکلدهی به ارتشهایی بود که بیش از آنکه برای نبردهای راهبردی و فرسایشی آماده باشند، برای حفظ نظم داخلی، صیانت از حکومتهای همسو و ایفای نقش در معماری امنیتی غرب آموزش ببینند. تجربه مصر پس از کمپ دیوید، عراق پس از ۲۰۰۳، اردن، لبنان و سوریه پس از بشار اسد ،کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی بسیاری از ارتشهای آفریقایی نشان میدهد که بخش مهمی از آموزش، سازمان رزم، دکترین، تسلیحات و زنجیره فرماندهی این ارتشها بر پایه اتکا به پشتیبانی اطلاعاتی، هوایی و لجستیکی غرب شکل گرفته است؛ ارتشهایی که بدون چتر فرماندهی و پشتیبانی آمریکا، توان ورود به یک جنگ بزرگ و مستقل را با محدودیتهای جدی مواجه میبینند. 🔴در این بستر تاریخی، ظهور عبدالرحیم موسوی نماد بلوغ نسلی از فرماندهان ارتش ایران بود که از میدانهای نبرد دهه ۱۳۶۰ برخاستند و تا عالیترین سطوح فرماندهی رسیدند. او افسری از رسته توپخانه بود که جنگ را از خطوط مقدم آغاز کرد و دههها بعد، فرماندهی کل ارتش و سپس ریاست ستاد کل نیروهای مسلح را بر عهده گرفت. 🔴آنچه جایگاه او را متمایز میکند، تنها درجه نظامی یا مسئولیت سازمانی نیست؛ بلکه شکستن یک تصویر تاریخی است. برای دههها، در ادبیات امنیتی غرب این تصور وجود داشت که ارتشهای منطقه یا در کنار آمریکا میجنگند، یا اگر مستقل باشند، توان فرماندهی یک رویارویی مستقیم با قدرتهای بزرگ را ندارند. اما برای نخستین بار، یک فرمانده برخاسته از ارتش ایران در جایگاهی قرار گرفت که مسئولیت هدایت عملیات نظامی در تقابل مستقیم با ایالات متحده را بر عهده داشت؛ رخدادی که فارغ از هر ارزیابی سیاسی، از منظر تاریخ نظامی منطقه واجد اهمیت است. 🔴شاید اهمیت این رخداد، بیش از آنکه در شخص عبدالرحیم موسوی باشد، در تغییر جایگاه «ارتش» در معادلات غرب آسیاست؛ ارتشی که روزگاری برخی آن را بازمانده ساختار پیش از انقلاب میدانستند، امروز در بالاترین سطح فرماندهی عملیاتی حضور یافته است؛ نه در کنار فرماندهان غربی، بلکه در برابر آنان. 🔴تاریخ نظامی غرب آسیا فرماندهان بسیاری را به خود دیده است، اما کمتر پیش آمده که یک افسر برخاسته از ارتش کلاسیک، در منطقهای که دههها ارتشهایش بر مبنای وابستگی و نه استقلال طراحی شده بودند، در عالیترین جایگاه فرماندهی، مسئول هدایت جنگی مستقیم با بزرگترین قدرت نظامی جهان شود. همین واقعیت، عبدالرحیم موسوی را به نقطهای قابل توجه در تاریخ ارتشهای منطقه تبدیل میکند؛ نه صرفاً به عنوان یک فرمانده، بلکه به عنوان نمادی از تغییر الگویی که دههها بر معماری امنیتی غرب آسیا سایه افکنده بود. 🔻 @hossein_pak69
راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد «...وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» امام مجاهد سيد مجتبى حسيني خامنه اي 🔻 @hossein_pak69
فدايى صاحب العصر و الزمان عجل الله و فدايى امام شهيد سيد على خامنه اى برادرم و تاج سرم و نور چشمانم حسن زعرور
🔻برای داغ هایی که دیده ایم و سرد نمی شوند؛ برای مویه کرمانشاهی حاج رمضان بالای سر «عمار» محمد حسین محمد خانی 🔴برای آن وداع آخر که حاجی به عمار گفت «عمار عزیزم ای کسی که حاج قاسم را به یاد شهید همت میانداختی دست مرا هم بگیر» خدا راهی جز پیروزی برای ما نگذاشته است. 🔻 @hossein_pak69
🔻ميكائيل... و يك تصوير آخرالزماني 🔻در راه اربعين، چند كودك ايستادهاند؛ نهراسيده از راه، بلكه نگران تهران. تهران براي آنان يك شهر نيست؛ خيمه رسول خداست. خيمهاي كه اگر دشمن به آن چشم بدوزد، دل همه اين راه از نجف تا كربلا خواهد لرزيد. 🔴با همان دستهاي كوچك، محكم بر سينه ميزنند و با افتخار نام امام، سيد مجتبى را بر زبان ميآورند؛ نه از سر احساس، كه از سر بيعت. گويي خوب ميدانند فرمانده اين نسل كيست و پرچم فتح قدس بر دوش چه كساني خواهد نشست. 🔴از تشييع ميگويند؛ با لبخند، نه با اندوه. با غرور، نه با حسرت. ميگويند ما امام خود را بر روي دست بدرقه كرديم؛ بدرقهاي كه هيچ دستي نتوانست آن را به تفرقه و ترس آلوده كند. آن روز، تاريخ ديد كه يك امت چگونه با اشك، تجديد بيعت كرد. شايد راز آن تصويري كه اين روزها دلها را تكان داده همين باشد. ميكائيل، همسرش و فرزندانش، حسين عليهالسلام را قصد كردهاند؛ اما مقصدشان كربلا نيست. كربلا، آغاز راه است. 🔴راه اين نسل، از كربلا ميگذرد؛ از الرطبه عبور ميكند؛ به كرانه باختري ميرسد؛ و در قدس، زير سايه پرچم حق، به منزل مينشيند. 🔴شايد آخرالزمان، همين باشد؛ كودكاني كه ميان صداي موشك و بوي خاك اربعين، هنوز با لبخند، راه قدس را از كربلا پيدا ميكنند. 🔻 @hossein_pak69
🔻یکی از مهمترین تحولاتی که در الگوی آتش ارتش آمریکا طی هفتههای اخیر مشاهده میشود، کاهش اتکای آن به موشکهای کروز تاماهاوک و افزایش استفاده از سامانه راکتی M142 HIMARS است. این تغییر بیش از آنکه یک انتخاب عملیاتی باشد، به نظر میرسد ناشی از محدودیت در نرخ مصرف و جایگزینی ذخایر موشکهای دوربرد کروز باشد. 🔴تاماهاوک یک سلاح راهبردی برای حملات عمقی، دقیق و دورایستا است؛ اما هایمارس یک سامانه آتش تاکتیکی با برد و مأموریت کاملاً متفاوت محسوب میشود که برای اجرای آتش حجیم علیه اهداف عملیاتی از پایگاههای زمینی به کار گرفته میشود. افزایش نقش هایمارس نشان میدهد آمریکا بخشی از بار آتش خود را از ناوهای مستقر در دریا به پایگاههای زمینی منتقل کرده است. 🔴در دکترین نظامی، هر سکویی که مأموریت تولید آتش، هدایت آتش یا پشتیبانی مستقیم از عملیات رزمی را بر عهده بگیرد، به یک هدف نظامی مشروع در محاسبات طرف مقابل تبدیل میشود. از این رو، انتقال بار آتش از شناورهای آمریکایی به پایگاههای زمینی، عملاً ریسک درگیری را از نیروهای دریایی آمریکا به خاک کشورهای میزبان منتقل کرده و این کشورها را به سپر انسانی و سپر عملیاتی برای جبران محدودیتهای زرادخانه ایالات متحده تبدیل کرده است. 🔴به همین دلیل، استقرار گستردهتر هایمارس در خلیج فارس را نباید صرفاً یک جابهجایی تجهیزات دانست؛ این اقدام، بیانگر انتقال مرکز ثقل عملیات آتش آمریکا به جغرافیای متحدانش و افزایش آسیبپذیری آنان در هرگونه رویارویی است. 🔻 @hossein_pak69