Neurologue 🧠
СтатистикаAmirhossein Dehqan Echoes of dialogues between Neurons, Philosophy and Art!
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 12 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 173
- 1/48двое суток
- 198
- 1/72трое суток
- 213
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
حالا جدای از این پارادایم اسپانتینیس برین اکتیویتی، یک سری کارهای خیلی جالب دیگه، استفاده از دیتای مالتیامیکس در سطح سینگلسل و دیتای رگولاتوری نتورکس RNAبیسد هست که کمک میکنن بتونیم ببینیم در تایم اسکیل فراتر از ثانیه تا روز و حتی ماه و ..، چه محاسباتی انجام میشه و چه معناهایی در مغز بواسطه این محاسبات میتونن شناخته بشن. خیلی مهمه، چون تقریبا تمام متدهایی که از نورال دیتا استفاده میکنن، مثل الکتروفیزیولوژی، یا پروکسیای ازش، مثل ایمیجینگهای متابولیکبیسد، دارن از یه سمت اون اتاق تاریک به فیله نگاه میکنن. منتها وقتی به دنیای مالتیامیکس ورود میکنی انگار یه بعد دیگه باز میشه و یه سری کامپیوتیشنهای دیگهای اتفاق میوفتن که عینک تازهای بهت میدن. نمیگم کاملا معنای مستقلی قراره بهت بدن، اما تا به همین چندسال پیش بخاطر سختی جمع آوری و دقت آنالیزها و مشکلات دیگه اون اندازه که باید بهش نگاه نکردیم. من خودم هم اگر فرزاد ( که یقینا چند سال دیگه اسمش رو خیلی آدمها خواهند شناخت) نبود، هیچ ایدهای از داستان نداشتم و دارم میخونم و کمکم که دستم اومد، اینجا ازش بیشتر مینویسم.
Luppi2026-NatRevNeuro.pdf
без подписи
Unlocking spontaneous cognition in the age of data science: the under-estimated utility of resting state neuroimaging data, given exciting new methods to analyse it. @theNeurologue 🧠
«نشستم اسلاید ارائهی فردا رو آماده میکنم، این عزیز قشنگم دارم پخش میشه و دلم دنیا دنیا تنگ خونه و دوستام»
مطالعه بسیار زیبایی بتازگی منتشر شده که اهمیت کارهای بین فیلدی تو نوروساینس رو نشون میده، در اینجا: پیوند مالتیامیکس و الکتروفیزیولوژی یه سؤال مهم دربارهی تحریک الکتریکی مغز اینه که وقتی به مغز جریان برق میدیم، در سطح سلولها چه اتفاقی میافته؟ آیا فقط firing نورونها برای مدت کوتاهی تغییر میکنه، یا این تحریک میتونه فعالیت شبکههای عصبی و برنامههای ژنی سلولها رو هم تغییر بده؟ این سؤال برای روشهایی مثل Deep Brain Stimulation یا DBS مهمه. DBS سالهاست برای درمان اختلالاتی مثل پارکینسون و OCD استفاده میشه و کاربردش برای حافظه و اختلالات شناختی هم در حال بررسیه. بااینحال، هنوز دقیق نمیدونیم تحریک الکتریکی چه اثری روی انواع مختلف سلولهای مغز انسان میذاره. در این مطالعه، از بافت زندهی کورتکس تمپورال انسان استفاده شد که هنگام جراحی خارج شده بود و چند روز در آزمایشگاه زنده نگه داشته شد. برشهای بافت روی یک high-density microelectrode array قرار گرفتن تا هم تحریک الکتریکی انجام بشه و هم فعالیت نورونهای زیادی قبل و بعد از تحریک ثبت بشه. نتیجهی اصلی این بود که تحریک، فعالیت نورونها رو به شکل مشخصی تغییر داد. نورونهای excitatory، مخصوصاً pyramidal neurons، پاسخ بیشتری نشون دادن و بعضی گروههای نورونی هماهنگتر با هم فعال شدن. در نتیجه، فعالیت cell assemblyها قویتر شد؛ یعنی گروههایی از نورونها که بهصورت هماهنگ فعال میشن و احتمالاً در پردازش اطلاعات و حافظه نقش دارن. بعد با single-cell multiomics بررسی شد که در هر نوع سلول چه تغییر مولکولی رخ داده. تحریک، ژنهای مرتبط با neuronal activity، synaptic function، ion channels و plasticity رو فعال کرد. این پاسخ بین cell typeها متفاوت بود و بعضی subtypeهای نورونهای excitatory پاسخ قویتری داشتن. ژنهای immediate-early مثل FOS، FOSB و EGR1 هم بهسرعت فعال شدن. سلولهای غیرنورونی مثل astrocyteها و microgliaها هم تغییرات ژنی مخصوص خودشون رو نشون دادن. بنابراین stimulation میتونه یک پاسخ چندسلولی ایجاد کنه که در اون هر نوع سلول به شکل متفاوتی واکنش میده. نکتهی مهم این بود که بخشی از این تغییرات مولکولی در بافت افرادی که داخل مغز زنده تحریک الکتریکی دریافت کرده بودن هم دیده شد. بنابراین احتمالاً این نتایج فقط مربوط به شرایط آزمایشگاهی نیستن. تصویر کلی مقاله اینه که تحریک الکتریکی مغز میتونه هم فعالیت شبکههای نورونی رو تغییر بده و هم برنامههای ژنی سلولهای مشخص رو فعال کنه. در سطح شبکه، cell assemblyها هماهنگتر و قویتر میشن. در سطح سلولی، مسیرهای مرتبط با plasticity و عملکرد سیناپسی فعال میشن. این موضوع از نظر درمانی خیلی خیلی زیبا و مهمه، چون شاید در آینده بشه پارامترهای stimulation رو طوری تنظیم کرد که cell typeها و مسیرهای مولکولی مشخصی هدف قرار بگیرن. این شناخت حتی میتونه به ترکیب دقیقتر neuromodulation با درمانهای دارویی کمک کنه. Stimulation modulates gene-linked cell assemblies in the human brain - Nature, 2026 https://www.nature.com/articles/s41586-026-10879-9 @theNeurologue 🧠
без подписи
"صورت ها آنگونه در خیال میدیدم بر صفحه سیاه آغاز نشد. کمی دلسرد شدم اما قلم،بر کاغذ خود را نگه داشت. نه!صورت های ناپسند و پلاسیده،به اندازه کافی خود را نمایان نکرده بودند! چهار صورت؟ خیال میکردم همینقدر باشد. با وجهی شبیه به یک. آنقدر سرکوب نشدم. سرکوب نشدم تا چِرک آلودین ساخته با دستان خودِ من شکمم را لبریز کند تا آن را به بالا بیاورم.تا گناهانم سر بارِ کاغذ سیاه شود و همراه با او به فراموشی رود."
https://www.nature.com/articles/s41586-026-10884-y "Here we present Virtual Tissues (VirTues), a general-purpose foundation model for spatial proteomics that learns marker-aware, multi-scale representations of proteins, cells, niches and tissues directly from multiplex imaging data. From a single pretrained backbone, VirTues supports marker reconstruction, cell segmentation and typing, niche annotation, spatial biomarker discovery and patient stratification, including zero-shot annotation across heterogeneous panels and datasets."
без подписи
حالا نکته بامزه آنکه کل ایدهی بالا من رو یاد این انداخت که مغز واقعی هم احتمالا تا حدی به همین شکل سازمان پیدا کرده باشه: چندین سازوکار یا «موتور» compositional، هم از نظر عملکردی و هم از نظر ساختاری، که بتونن برای پاسخ دادن به مسائل مختلف با هم ترکیب بشن. روی این ایده کارهای جالبی انجام شده. مثلاً یه مقاله خیلی خوبی پارسال اومد و شاید دیده باشین: Building compositional tasks with shared neural subspaces https://www.nature.com/articles/s41586-025-09805-2 که اومده بودن و بررسی کرده بودن مغز چطور میتونه از neural subspaceهای مشترک بهعنوان اجزای قابلبازاستفاده استفاده کنه و اونها را در taskهای مختلف دوباره با هم ترکیب کنه. امروز هم یه مقالهی پرسپکتیوی دیدم که استدلال میکرد compositionality احتمالا حتی بتونه یکی از سازوکارهای مهم شکلگیری هوش از ابتدا باشه: The compositionality continuum as a principle for studying the neural basis of intelligence https://www.nature.com/articles/s41593-026-02382-1 شخصا البته هنوز مطمئن نیستم که آیا اینجا intelligence کلمه درستیه، یا cleverness! (منظورم؟ ویدیو پایین! که اینو یادم نیست من برا رضا فرستادم یا ایشون برا من😂) @theNeurologue 🧠
без подписи
احتمالاً شما هم این خبرها رو توی شبکههای اجتماعی دیدین که هر چند روز یکبار، یک ریاضیدان توییت میکنه بعد از چند دهه برای فلان مسئلهی ریاضی اثبات پیدا کردیم، یا برای یک ادعای دیگه مثال نقض ساختیم. نکتهی مشترک خیلی از این موارد اینه که دارن از مدلهای OpenAI یا Anthropic استفاده میکنن. یکی دو هفته پیش رضا قلیچ عزیز که یه ساینتیست و انسان بسیار خفنیه، برام یه نمونهی جالب از «پرامپتی» فرستاد که یکی از این افراد استفاده کرده بود و ظاهراً باهاش به نتیجه رسیده بود. چیزی که برای من خیلی جذاب بود، خود طراحی پرامپت بود: اینکه چطور از یک AI agent خواسته بودن «فکر کنه»، یا دقیقتر بگیم، با توجه به ابزارهایی که در اختیار داره و معماری پشت این LLMها، چطور به مسئله حمله کنه. مثلاً اینکه چطور از چند sub-agent مختلف استفاده کنه که با هم بحث کنن، ایدههای همدیگه رو نقد کنن، رفتار همدیگه رو بهینه کنن و تا حدی به سمت خلاقیت یا out-of-the-box thinking هل داده بشن. شاید برای شما هم جالب باشه، مخصوصاً از این جهت که میتونه کمک کنه بفهمیم چطور میشه هوشمندانهتر با این AI agentها کار کرد، نه اینکه صرفاً یک سؤال بندازیم جلویشون و منتظر معجزه بشینیم. Disclaimer: این پست تبلیغ «چطور فکر کردن رو کامل برونسپاری کنیم، ۱۰۱» نیست 😄 @theNeurologue 🧠
خلاصه کلام بچهها جنبه سوشال مدیا و اسمارتفون ندارن (سرباز بگم ماها هم نداریم)(خودم دیشب دو تا گیم جدید ریختم رو گوشی، بعنوان جایزه ریموو کردن توییتر و اینستا) https://www.nature.com/articles/s41562-026-02522-4
این موسیقی قشنگ رو از کانال دکتر محمدی فوروارد کردم. پیج یوتوب و اینستای خیلی خوبی دارن برای علاقمندان به پزشکی و اپروچهای صحیح بالینی :) https://t.me/dr_hossein_mohamadi1
без подписи
https://www.youtube.com/watch?v=f8fAfTl9rpc واقعا این روزها خیلی توصیه میشه!
اینجا رو :) Creating true and false memories from forgotten information in Drosophila https://www.nature.com/articles/s41593-026-02381-2
کتابچه_راهنمای_بنیانگذار_فارسی.pdf