tgindex
مجله نبوغ

مجله نبوغ

Статистика
@thegeniusmagazineперсидский

學而不厭,誨人不倦。 در یادگیری سیری ناپذیر و در یاد دادن خستگی ناپذیر باش "کنفوسیوس" ادمین: المیرا

Последний пост
12 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 103
−3 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 151
20 постов
Вовлечённость
104,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 июн.6441311

    "ما یك خانه‌ داریم‌ که‌ بنیانش‌ کلاً معیوب‌ و خراب‌ است‌ و بی‌آنکه‌ در خیال‌ استحکام‌ و تعمیر بنیان‌ باشیم‌ در بالاخانه‌های‌ مخروبه‌ از یک‌ سمت‌ متّصل‌ نقاشی‌ می‌کنیم‌ و از سمت‌ دیگر خراب‌ می‌شود، بعد وقتی‌که‌ به‌ حاصل‌ زحمات‌ خود نگاه‌ می‌کنیم، عوض‌ اینکه‌ سبب‌ اصلی‌ خرابی‌ را ملتفت‌ بشویم، رنگهای‌ نقاشی‌ را مورد بحث‌ می‌سازیم‌ و از پی‌ رنگهای‌ دیگر می‌گردیم. وزرای‌ ما متّصل‌ در خرابه ایران‌ نقاشی‌ می‌کنند و متّصل‌ فریاد می‌کشند که‌ ایران‌ نظم‌ بر نمی‌دارد! این‌ بدیهی‌ است‌ که‌ ایران‌ به‌ واسطۀ این‌ بازیچه‌ها نظم‌ نمی‌گیرد. شما رخت‌ سرباز را تغییر می‌دهید، می‌خواهید لشکر نظم‌ گیرد!" 📚مجموعه آثار میرزا ملکم خان، بقلم محمد محیط طباطبایی گردآوری و نگارش: المیرا @thegeniusmagazine

  • 29 мая1 1541526

    این است شاه ما محقق الدوله می‌گفت این روزها در حضور اعلیحضرت یک نفر را استیکان به مقعدش کرده‌اند. تمام فرو رفته و نتوانسته‌اند بیرون آورند. دکتر ادکاک [را] آورده‌اند که درآورد. در ضمنِ کار شکسته است و به مناسبت این مطلب گفت فخرالملک را چندی قبل تخم مرغ به مقعدش کرده‌اند بعد به حضور رفته تخم کرده است. این است شاه ما و ذوق و سلیقه و تفنّن و عیش او و اینها هستند رجال ما و این است مملکت ما خداوند اصلاح کند. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 30 дек.1 3321314

    میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی در نامه‌ای که در شماره‌ی ۴۳ روزنامه‌ی انجمن تبریز به چاپ رسیده، می‌نویسد: ایرانی تاکنون اسیر یک گاو دو شاخه‌ی استبداد بود، اما بعد از این اگر اداره‌ی خود را قادر نشود، به گاو هزار شاخه‌ی رجاله دچار گردد. آن وقت مستبدین به نابالغی ما می‌خندند و دشمنان اطراف شادی کنان لاحول کنند. فاش می‌گویم که من این مسئله بی چون و چرا می‌بینم. 📚از صبا تا نیما: تاریخ ۱۵۰ سال ادب فارسی، بقلم یحیی آرین پور شادی کنان لاحول گفتن: از اندوه و زیان کسی شاد شدن گردآوری و نگارش: المیرا @thegeniusmagazine

  • 13 нояб.4 71531111

    بخشی از نامه عباس میرزا نایب السّلطنه خطاب به میرزا ابوالقاسم قائم مقام: "علما مانند گرد و خاکی هستند که به لباس می‌نشینند و وجود انسان را آلوده می‌کنند، سعی کن وجود خودت را از این گرد و خاک نجات دهی و بجای آنها از افراد لایق، صلاحیت‌دار و وطن دوست استفاده نمائی. علما مانند اسب های پرخوری هستند که از پرخوری وظیفه دویدن را فراموش کرده‌اند". 📚مخزن الإنشاء گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 13 нояб.1 5862717

    کسروی در زندگانی من می‌نویسد در سال ۱۳۲۲ وبای مهلکی در تبریز ظهور و کشتار بسیار کرد. مردم بشیوه آنزمان از کوچه ها قرآن آویزان کردند که هر کسی از زیر آن بگذرد، از وبا در امان باشد و در بندها و سر کوچه ها فرش گستردند و روضه خوانیها بر پا کردند. یکروز هم یکی از نوه های آقا میرفتاح مجتهد را سوار الاغ کردند و بآن کوی آوردند و در کوچه ها گردانیدند که مردان و زنان دست و دامنش را ببوسند و در نتیجه تبرک وجود او وبا از تبریز رخت بر بندد. آقا میرفتاح مجتهد که در هنگام ورود روسها به آذربایجان در سال ١٢٤٣ قمری بجلوی مردم افتاده و آنانرا به پیشواز روسها برده و بدینسان نام او در کتابها مانده، خانه اش در تبریز در محله «اجاق» واقع بود و مردم برای او و خانواده اش نذرها می‌کردند و ارمغانها نزد وی می‌بردند و در هنگام شیوع وبا و دیگر پیش آمدها دست بدامان او و بازماندگانش مییازیدند. در سال ١٢٨٤ قمری که مجدداً وبا در تبریز شیوع پیدا کرد، مردم باز به محله «اجاق» روی آوردند و یکی از پسرهای میرفتاح را در کویها گردانیدند تا بلای وبا از آن سامان رخت بر بندد. اما پسر میرفتاح خودش به وبا دچار شد و مرد. پس از مردن پسر میرفتاح بین مردم شایع شد که «آقا برای نجات مردم بلا را به تنِ خودش خرید.» این موضوع باعث شد که ایمان و اعتقاد مردم به آن خاندان زیادتر شود. 📚زندگانی من، به قلم زنده یاد احمد کسروی گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 13 нояб.1 0951111

    ادیان، کمونیسم و دموکراسی از نگاه استاد مجتبی مینوی: صاحبان ادیان به‌ مردم می‌گویند که اگر در این دنیا بخود سخت بگیرید و تمام جزئیات زندگی تان را بر طبق دستور ما ترتیب بدهید و اندیشه و گفتار و کردارتان موافق قواعد معینی باشد؛ اگر نماز بخوانید و روزه بگیرید و ریاضت بکشید و در کلبه گِلی منزل کنید؛ در آن دنیا خدا شما را به بهشت خواهد برد، و از تمام نعمات و لذتهایی که نفس می‌خواهد و چشم از آن لذت می‌برد برخوردار خواهید شد. كمونيسم هم يك نوع دين و مذهب سیاسی است، و صاحب این مذهب سیاسی می‌گوید علی العجاله بخود سخت بگیرید و اندیشه و گفتار و کردار خود را بر طبق دستور و قواعدی که من معین می‌کنم ترتیب بدهید تا بعد از چندین نسل مملکت ما در همین دنیا بصورت همان بهشتی در آید که اهل دین پیش خود فرض کرده اند. ولی شرطش اینست که حتی در آن بهشت هم آزادی نداشته باشید که به میل خود عمل کنید، و تامن خدائی میکنم احدی حق ندارد از لام تا کام چیزی بگوید که منافی با دستور من باشد. کمونیستها در موقعی که خودشان در اقلیت هستند و محکوم به اطاعت دولتی هستند که مخالف عقاید ایشان است، دم از آزادی فکر و آزادی نطق و آزادی تحریر می‌زنند، اما بمجردی که زمام امور را بدست خود گرفتند، می‌خواهند که همان قیود و حدودی را که دولت قدیم بر افکار و اقدامات ایشان می‌گذاشت آنها هم بر افکار و اقدامات دیگران بگذارند. فرقی که در بین هست در سر مقصد و مرام است. بهانه کمونیست اینست که ما می‌خواهیم مملکت را بهشت بکنیم و مرتجعین نمی‌گذارند و باید دهان ژاژخایان را بِگِل بست. دموکرات می‌گوید که با دادن آزادی سیاسی و آزادی مدنی به تمامی افراد مملکت بتدریج مملکت ما بهشت روی زمین خواهد شد، و چه امروز، و چه در آن روزی که بهشت موعود حاصل شده باشد، همه کس حق ایراد و انتقاد دارد و خواهد داشت. شاعر می‌تواند در وصف لب معشوق و زیبائیهای عالم یا در تلخی هجران و بدبختیهای مردم بر طبق خواهش طبع خود شعر بگوید؛ رمان نویس و تئاتر نویس هر قصه و واقعه ای را که بذوق خودشان موافق می‌آید بصورت رمان و نمایش در بیاورند؛ موسیقیدان و مصنّف الحان هر آهنگ و دستگاهی را که پسند خاطرش باشد بسازد؛ و عالم و محقق در هر رشته و فن و قضیه ای که توجه او را جلب می‌کند، و استعداد تحقیق و تتبع آن را دارد، کار کند. میزان و ملاک اینکه آیا این شعر و این رمان و این نمایش و این سمفونی و این کتاب مفید است یا نه تشخیص هیأت حاکمه نباشد، بلکه بحث و انتقاد آزادانه مردمی باشد که این چیزها برای ایشان نوشته و ساخته شده است. اگر کسی می‌خواهد یکی دو سال از وقت خود را صرف نوشتن يك نمایش لیلی و مجنون بکند و بعد از آنکه نوشت بمعرض نمایش بگذارد و آن قدر خوب (یا مناسب ذوق و میل مردم) نوشته باشد که ده بیست هزار نفر طالب دیدن آن باشند، و هر شب تالار نمایش از جمعیت پر شود و نان نویسنده نمایش از این راه در آید، بگذار بنویسد و توئی که آن را بدو مزخرف می‌دانی هم آزاد هستی که عقیدۀ خود را بگوئی و انتقادی که بنظرت می‌رسد بنویسی. خلاصه مطلب اینکه لباس و کفش من باید به بدن و پای من بخورد و من باید مختار باشم که به ذوق و سلیقه خود آن را انتخاب کنم نه مطابق ذوق و مصلحت دید دیگران. اگر بنا شد که اقتدار بی حد و قيد به يك يا چند نفر داده شود که در زندگانی سایرین دخالت کنند امثال فلان شاه پیدا می‌شوند. کسی که باید از قانونی اطاعت کند باید که در تهیه و تدوین آن قانون هم رأی و نظر داشته باشد، و کسانی که قوانین را وضع می‌کنند خودشان هم باید مطیع و محکوم همان قوانین باشند، نه اينكه يك عده قانون وضع کنند و دیگران را مجبور باطاعت از آنها بنمایند و خودشان از اتباع آن قانون معاف باشند. 📚آزادی و آزادی فکری، به قلم استاد مجتبی مینوی گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 7 нояб.1 1321910

    محمّدعلی میرزا؛ بی اعتنا به علم و تربیت از قرار تقریر دکتر رنار، ولیعهد اعتنایی به عوالم علمی و تربیتی ندارد. خدا رحم کند از وقتی که این بد ذات فرّاش منش به سلطنت برسد. عجب طائفهٔ رذلی بوده‌اند قاجاریّه. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • عقیده دربارهٔ ناصرالدّین شاه نیز معتمد الممالک اظهار کرد که ناصرالدّین شاه ابداً به خیال ترقی مملکت و علم و صنعت نبود بلکه مخالف آن بود و از مدرسه متنفر بود. این مطالب را همه کس می‌داند و حاجت به تفصیل نیست. از حجره آقا شیخ حسن به منزل آمدم آقا محمدحسین با آقا تخته بازی می‌کردند جزئیات دیگر نظرم نیست. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • اکول بودن ناصرالدّین شاه باری کم کم از حالات و افعال ناصرالدّین شاه صحبت شد و از کثرت اکل او که متصل چیز می‌خورد و حتی در جیب خود سنجد و انجیر خشک و امثال آن می‌ریخت و تنقل می‌کرد و از حرص او به جماع که با داشتن سیصد زن باز این اواخر جنده بازی می‌کرد و پیشخدمت‌‌‌‌‌ های مخصوص او از در شمس العماره برای او زن می‌آوردند. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • بهانه‌ی فرنگی‌ ها ؛ دنيا ميدان غارت تمام بهانه‌ی فرنگی‌‌‌ ها در دست درازی به ممالک ما این است که شما از عهده به کار بردن نعمت‌‌‌‌‌‌ های طبیعت برنمی‌آئید و آن را حرام می‌کنید. پس ما باید این کار صحیح را بکنیم. پس اگر خود مشرق زمینی‌ ها این کار را بکنند فرنگی‌ ها چه حقّ فضولی دارند. مقصود این است که دنیا میدان غارت است. فرنگی ها میل ندارند آسیایی‌ ها بیدار شوند و دست غارت آنها را ببندند. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 6 нояб.1 0261512

    مظفرالدین شاه سبحان الله چه بگویم که شقاوت و نفسانیّت و دنائت و رذالت انسان به چه درجه می‌رسد. عمده تعجب من این است که این شاه با وجود [۱۲] متشکّل بودن به شکل انسان چرا این طور از عقل و تمیز و تصرّف و خودداری و سایر صفات انسانیّت بی‌بهره است. چیزها از او می‌دانم که شخص متحیّر و مبهوت می‌شود. دماغ این مرد ابداً قوۀ کار ندارد. آنچه به او بگویند قبول می‌کند. تصدیق و تکذیب او از روی حرف دیگران است و آنچه به ذهن او راسخ کردند دیگر بیرون نمی‌رود. اطرافیان شاه کسانی که اطراف او را گرفته اند با آن که دارای حالات سابق الذکر هستند در نظر او اعقل و اعدل و اکمل ناس می‌باشند. ضعف حال و عقل او این است که از رعد و برق می‌ترسد و هر وقت هوا منقلب می‌شود باید سیّد بحرینی او را زیر عبای خود گرفته ورد بخواند و رعد و برق را از او دور کند و اگر سیّد بحرینی که او را آقای بزرگ می‌خواند خانه نباشد اضطراب زیاد برای او حاصل می‌شود و لامحاله یکی دو نفر سیّد باید اطراف او را بگیرند و بلا را از او دور کنند. این قدر فکر و شعور ندارد که سایر مردم چه می‌کنند او هم بکند. صحبت مجلس او تماماً لغويّات و شهوانیّات است بطورهای رکیک و شنیع. کسانی که در خلوت او می‌روند اطمینان ندارند که پاکدامن بیرون آیند. معامله‌ی او با ایشان مثل معامله‌ی هم شأن و هم رتبه است، آن هم در صورتی که با هم معامله‌ی مهتر و مشدی می‌کنند. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • 6 нояб.1 855816

    مردم چه می‌خواهند مردم آن همه جوش و خروش بر ضدّ اتابک (امین السلطان) داشتند، او را از میانه برداشتند. حالا به محض اینکه عین الدوله جای او شد همۀ جوش و خروشها به سمت او متوجه می‌شود. یکی نمی‌داند این مردم چه می‌خواهند. اگر متوقعند که کارها یک مرتبه درست شود این محال است و اگر عین الدوله واقعاً هم خیال اصلاح داشته باشد و کفایت داشته باشد باز چندین سال برای اجرای این قصد لازم است. مردم نمی‌دانند چه می‌خواهند به عقیده من خود مردم هم نمی‌دانند چه می‌خواهند. زیرا آنچه می‌خواهند واقعاً خیر مملکت نیست. 📚یادداشت‌ های روزانه‌ محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • استعداد ایرانی اگر ایرانیها از آن عاری هستند به علّت این است که می‌بینند این کمالات فایده ندارد، بلکه مانع ترقّی و تنزّل است. هر کس جوانی خود را صرف تحصیل می‌کند از مهارت یافتن در اخّاذی و تقلّب و سایر لوازم پیشرفت کار محروم می‌ماند و گرسنگی می‌خورد و نادر اتفاق می‌افتد که خوشبخت واقع شده ترقّی کند. این است که کسی در عقب کمال نمی‌رود و به محض اینکه مردم ببینند کمال قدر دارد همه با کمال می‌شوند و ایرانیها مستعدّند و مثل بعضی ملل دیگر نیستند که به زور باید آنها را آدم کرد. همین قدر بدانند آدم شدن فایده دارد بلکه مضرّ نیست آدم می‌شوند. 📚یادداشت‌ های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • ولخرجی‌های شاه (مظفرالدین شاه) افتضاحات دیگر که در فرنگستان بار آورده اند که جای خود دارد. پول‌ هایی که بی معنی خرج کرده عروسک و امثال آن خریده اند که معلوم است. از ترکهای اطراف خود هیچ چیز را نمی‌تواند مضایقه کند. هزار کرور که امروز داشته باشد در ظرف یک هفته ترکها از او می‌گیرند. جواهر و نفایس این خزانه [را] همین طور به تدریج بردند. اگر بخواهم شرح بدهم مثنوی هفتاد من کاغذ شود. هر وقتی به مناسب چیزی خواهم نوشت. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • اهمیت رجال ناصری سبحان الله چه مردمانی بودند و چه خیالها در سر داشتند، و چه پیش آمد و چه کسانی جای آنها را گرفتند من گفتم این طبیعی است. حاجی میرزا حسین خان که آن حال داشت تربیت یافته دورۀ امیر بود که او خود مربّای قائم مقام بود. رجالی که حالا هستند تربیت یافته دورۀ آخر سلطنت ناصرالدین شاه می‌باشند. اگر وضع مملکت ایران به همین منوال باشد طبقهٔ بعد که تربیت یافتگان این دوره اند طوری خواهند بود که ما آرزوی رجال حالیه را بکنیم. 📚یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش زنده یاد ایرج افشار گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • آمادگی مردم برای انقلاب از زبان مخبرالسلطنه: «ایران را بی سامانی و پریشانی فراگرفته، روس از یکسو می‌کُشد انگلیس از یکسو، ترکیه هم سری توی سرها می‌آورد. دولت یکجا ۲۲/۵ میلیون روبل در صد پنج، يكجا یازده کرور تومان در صد چهار به دولت روس مقروض است. دویست و نود هزار لیره به انگلیس. گمرکات وثیقه قرض است. خزانه خالی است و دولت محتاج پول. بودجه‌ی منظمی در کار نیست ... بالمقاطعه حکام پیشکش به شاه، وسهمی به صدور، و مبلغی به اجزای دربار و صدر اعظم می‌دهند و می‌روند به بخت واقبال، یا قوه تعدی، که چه وصول کنند. به انواع اسامی از رعیت نقد و جنس گرفته می‌شود. مردم آن که در شمال است خود را به روس بسته، آنکه در جنوب است به انگلیس. وزرا چشمشان به دهان سفارتین است. اکثر علمای تهران سر به سفارتی سپرده اند، به روس کمتر و به انگلیس بیشتر. مردم بازاری که خارج از این بازی هستند خشم آلوده منتظر دست غیبند. شاه مریض است و گرفتار به درد خود. رجال دولت همه در فکر منفعت. فکری که در هیچ کله ای نیست فکر مملکت است. اگر چند نفری هم در این فکرند مغلوب اکثریتند. مردم چیزهائی شنیده اند و آرزوهایی در دل دارند. بمبی در سینه ها مخفی است تاکی بترکد». 📚انقلاب مشروطیت ایران به قلم دکتر محمد اسماعیل رضوانی گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • عقاید اهل منبر درباره حکومت از دیدگاه ژان شاردن سیاح فرانسوی در عصر صفوی اهل منبر می‌گویند: چگونه ممکن است که این پادشاهان (نا مقید یا بیدین باصطلاح خاص آنان) شرابخور و هوسباز، خلیفه خدا باشند و با آسمان پیوند داشته باشند و از آنجا روشنائی (فر) لازم برای رهبری مردم مؤمن دریافت کنند؟ چگونه می‌توانند مسائل وجدانی و شکیات مذهبی را بطرزی كه يك نماینده خدا باید حل کند حل کنند و حال آنکه خود غالباً بدشواری خواندن می‌توانند؟ پادشاهان چون مردانی وقیح و ستمکارند تسلط آنها ستمکارانه است و خداوند ایشانرا برای تنبیه بر ما مسلط کرده است و جانشین شرعی پیامبر خود را از جهان بدر برده است، اورنگ والای جهان تنها بِيك مجتهد يا مردی که واجد تقدس وراثتی مافوق عامه مردم باشد تعلق دارد، راست است که مجتهد چون مقدس و در نتیجه مردی صلحجوست؛ باید پادشاهی صاحب شمشیر نیز وجود داشته باشد تا عدالت را برقرار سازد اما وی باید همچون وزیر و وابسته‌ی مجتهد باشد و بس. گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی پشت مکتوبی که در ۱۶ شعبان سنه ۱۳۲۵ به شخصی نوشته است و نام او را نمی‌دانیم چنین می‌نویسد: «کارهای ایران چون از درجه‌ی هرج و مرج و اندازه‌ی بی‌نظمی و رجاله بازی از حد امکان ... و اقتضای نظام عالم گذشته یا باید پادشاه مستبد استعفا نماید (یعنی محمد علی‌ شاه) ... و ملت اطمینان حاصل نماید و جان و مال خود را از بذل حفظ وطن بکند یا باید شورش خانمان سوز داخله رطب و یابس را بسوزد و خاکستر نماید». 📚آزادی و سياست به قلم میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • «هرگاه دولت بخواهد به مردم آزادی بدهد آزادی را در شرط ها و قید هایی محدود خواهد کرد که قدرت مطلقه‌ی خودش کوچکترین تزلزلی نبیند و در این صورت حكومت استبدادی را به نام حکومت قانونی و ملی بر مردم تحمیل خواهند کرد و مثل آن خواهد شد که طبیبی زهر را بنام داروی شفابخش در داخل یک پوسته‌ی شیرینی به بیمار بخوراند و بعنوان معالجه او را مسموم نماید». نقل از یادداشت های خطی نصرالله صبا (مختارالملک) گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine

  • بخشی از روزنامه‌ی قانون، یکی از کوبنده ترین و پر صدا ترین روزنامه ها در خارج از کشور در زمان قاجار: «در کره زمین هیچ دولتی نیست که بقدر دولت ایران بی نظم و پریشان و غرق مذلّت باشد. کدام قلمی است که بتواند هزار يك هرج‌ و مرج ادارۀ ما را بیان نماید. اختیار کل مصالح دولت در دست جهال نانجیب، حقوق دولت مزد رضایت مترجمین سفرا ... لشكر ما مضحكه‌ی دنیا، مأموریت سفرا گدائی مواجب، شاهزادگان ما مستحق ترحم گداها... شهرهای ما پایتخت کثافت... کل شهرهای ما را چند نفر گبر بمبائی و چند نفر یهودی لندن ده دفعه می‌توانند بخرند ... هیچ ایل وحشی نیست که پول آن به رسوائی پول ایران تنزّل کرده باشد ... این فغان و ناله عامه ایران و این دریای مذلّت که ما همه غرق آن هستیم هیچ سبب و منشأی ندارد مگر اینکه ما خلق ایران هنوز معنى و قدرت قانون را نفهمیده ایم». گردآوری و نگارش: المیرا @Thegeniusmagazine