“کالبـد آبـی”
Статистикаگاهی مینویسم، گاهی عکس میگیرم، گاهی هم زندگی میکنم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1198594237
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 263
- 1/48двое суток
- 301
- 1/72трое суток
- 325
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
میگذره عزیزم، حالت خوب میشه، بهت قول میدم.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
مرداد بود، باران بارید، مرا به پاییز برد، بوی خاک نم خورده و باران، از جا بلند شده، به مشامم میرسد، باد ملایمی موهایم را نوازش میکند، من به پاییز میروم، در میانهی تابستان، هوس عشق کردهام، از جنس باران، از جنس خزان, باران بارید، من به پاییز رفتهام.
نمیدونم کی قراره بپذیرم که قرار نیست همیشه توی همهکار بهترین باشم و طبیعیه که اشتباه کنم و بینقص نباشم!
who am i without books and tea?
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
[مجموعهی تاریک]
روزها خوب پیش میرن. هفت صبح بیدار میشم، هرچند هنوز در بخش کیفیت خواب به شدت مشکل دارم! باشگاه میرم، رانندگی میکنم، کتاب میخونم، کار(عکاسی، فیلمبرداری، تدوین) میکنم، با آدمهای موردعلاقهم وقت میگذرونم، مینویسم، یک سری فعالیتهای جانبی رو دارم کمکم وارد روزمرهم میکنم و در نهایت زندگی میکنم. تقریباً زمان خالیای در طول روزم وجود نداره و این خوشحالم میکنه، توی اوج روزهایی که زندگی جمعی داره مانع ادامه دادنمون میشه، دارم ادامه میدم و همین من رو به زندگی وصل کرده، درود بر تلاشها. */نیاز به چندین ساعت خالی دارم تا عکسهایی که میگیرم رو ادیت کنم و براتون بذارم، البته اکثر روزها اونقدر غرقم که کمتر از قبل درحال ثبت کردنم، از یک جهت خوبه، اینکه زیستن در لحظه برام کامل صرف میشه، اما برای ثبت خاطره به مشکل میخورم، برای همین ترجیحمه که بیشتر ثبت کنم.
برایم چای ریختی، قند در قندان ماند. وجودت بود که مرا از شیرینی سرشار میکرد.
видео или голосовое, без подписи
زندگی را از توی سطل آشغال پیدا کردهایم، پستچی روزی برایمان آورده و یا آرزوی ابدی قلبمان بوده که فرشتهها آنرا شبی زیر بالشتمان قرار دادند و ما زاده شدیم؟ هر چه که هست، به هر شیوهای که به آن دست پیدا کردیم، هرلحظه چیزی برای شگفتی دارد. گاهی ممکن است در ساعتی تمام شیوههای آغاز زندگی به ذهنم برسد، از اوج کثافتش بگیر تا رویاییترین حالتش. در نهایت هرروز بیش از دیروز نمیدانم که چه است این بودن، هر چه که هست، رهاست، حتی در بند، چون من در بند غم، که باز آزاده و رهایم، شادیام را در آغوش میگیرم و دستم را آرام از میان میلههای سلول رد میکنم، چون عارف قزوینی به رفیقی که به طرف چمن است، میگویم که فکری در ره آزادی خویش کنند، باشد که رها باشیم.
لحظات گذر.
видео или голосовое, без подписи