típota.
Статистикаسلام. اینجا هیچ چیز است و شما صدای بی آوای مرا از لا به لای کلمات لال میشنوید. ناشناس: https://t.me/HarfBeManBOT?start=Nzg1NjAzNjYz
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 36
- 1/48двое суток
- 41
- 1/72трое суток
- 44
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#پیام_ناشناس همینایی که ریپلای زدی @HarfBeManBot
#پیام_ناشناس همینایی که ریپلای زدی @HarfBeManBot
غذاش آماده شد الان دیگه منتظر نیست البته. در حال خوردنه.
پیشی گشنه. پیشی منتظر. پیشی کلافه.
کدوم؟
#پیام_ناشناس تو این اشعارو خودت نوشتی؟ @HarfBeManBot
Heartbroken, misspoken, breaking anything I touch I'm not in love, I won't let you control what I want Hate me, won't break me, I'm killing everyone I love
Will you end my pain? Will you take my life? Will you bleed me out? Will you hang me out to dry? Will you take my soul in the midnight rain? While I'm falling apart While I'm going insane
I'm losing my soul My demons they grow They drag me below But nobody knows No nobody knows When they take control I cannot die, I don't bleed anymore Still I feel the pain Inside this hell
به جای «همیشه اینجا خواهم ماند» بس بود که بنویسی «اینجا خواهم ماند» و خودت را با همیشه اسیر نکنی. همیشه هرگز وجود ندارد. به زودی میبینی که همیشه آنجا نماندهای. آنوقت شاید از خودت بدت بیاید. شب یک شب دو بهمن فرسی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
1. Jean-Philippe Charbonnier — Lovers, Paris, 1950s. 2,3,4. Édouard Boubat — Couple kissing on bench, Paris, 1960s. Lovers in Paris, 1952. Lovers, Paris, 1988.
رد سرخ لبهات بین استخونهای قفسه سینهم، ردیه که نمیخوام هیچوقت پاک بشه. ردت رو به روی من جا بذار. بذار هربار با دیدنش واقعی بودن این رویا بهم ثابت بشه.
مهم نیست چه خوابهایی دیده باشم، مهم نیست چقدر کابوسها من رو فراری بدن و چقدر توی دنیای خواب جا بمونم و فرار کنم و بدوم، وقتی با نوازشهای تو بیدار میشم هیچی جز اون دو وجب و نیم آغوش تو و بوی خونهای که از تنت بلند میشه مهم نیست.
видео или голосовое, без подписи
عشق. عشقی تیز و برنده که دست به چشمانت گذارد دیده را سیاه کند و کور و گوشهایت را پر کند از توهم نوای عاشقانه که نبینی و نشنوی لجنزار حقیقت را. به نام عشق، پیش باد. گوشت از استخوانم جدا کنید، پیش باد. دندانهایم را به حراج بگذارید و گیسوان سفیدم را تار به تار از ریشه درآورید، پیش باد. به نام عشق جان و مالم را غارت کنید. آوارهی کوچههای شهرم کنید و پوتینهای پارهام را به سگ ولگرد شپش زدهای ببخشید، پیش باد. به نام عشق رهسپارم کنید به گورستان زندگانی برای زیستن و پیمودن مسیر تا رسیدن به گور سرد منتظر تا خفتن و مردن هراس انگیز شود به هوای جدایی از معشوق.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи