اورميه٢
Статистикаآیدی ارتباط با ما: @Nina242424 اورميه ٢ این کانال به اورمیه و تاریخ آن میپردازد وقایع مهم سیاسی کردستان و ایران را منعکس میکند
- Последний пост
- 2 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- Категория
- Политика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 186
- 1/48двое суток
- 1 359
- 1/72трое суток
- 1 465
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 ترامپ: به درخواست ایران و کشورهای منطقه، حمله را برای فراهم شدن زمینه توافق متوقف کردم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده با وجود آمادگی کامل نظامی، به درخواست ایران و برخی کشورهای منطقه، حمله به جمهوری اسلامی ایران را برای فراهم شدن زمینه دستیابی به توافق متوقف کرده است. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال مدعی شد چارچوب یک توافق مورد موافقت قرار گرفته که شامل بازگشایی فوری، کامل و بدون قید و شرط تنگه هرمز و پایان دادن به آنچه «تهدید هستهای ایران» خواند، است. او افزود به دلیل این درخواست و «به نفع جهان و بقای ایرانی موفق و شکوفا»، تصمیم گرفته از اجرای حمله خودداری کند، مشروط بر اینکه توافق در کوتاهترین زمان ممکن نهایی شود. ترامپ همچنین گفت اسرائیل نیز با این تصمیم همراه شده و از همه طرفها خواست برای نهایی کردن توافق تلاش کنند. @Zagros24_Fa
🔴 در آستانه لحظات تاریخ ساز 🔺 به احتمال زیاد امریکا و اسرائیل بزودی حمله گسترده ای علیه ج ا آغاز خواهند کرد. این حمله گسترده میتواند شیرازه کشور را از هم بپاشد، اینترنت هم احتمالا دوباره قطع میشود. نیروهای رژیم به احتمال زیاد به شهرها و مناطق کردستان حمله خواهند کرد. احتمال کشیده شدن درگیری ها به اقلیم کردستان هم وجود دارد 🔺کانالهای تلویزیونی ماهواره ای کردها تنها منبع موثق خبررسانی خواهند ماند. اخبار را از طریق این کانالها دنبال کنید 🔺فراخوانهای همپیمانی کردستانی متشکل از ۶ حزب از طریق کانالهای ماهواره ای پخش خواهند شد. این همپیمانی تنها نهاد مشروع است. 🔺جمهوری اسلامی از طریق جنگ روانی پیچیده، پخش اخبار فیک و بکارگیری افراد نفوذی تلاش خواهد کرد که صفوف متشکل احزاب کرد و جامعه کردی را هدف قرار دهد. نباید به افراد و رسانه های نفوذی دشمن اهمیت داد 🔺حفظ وحدت، آرامش و نیفتادن در دام تله های امنیتی از اهمیت حیاتی برخوردار است. 🔺همپیمانی کردستانی هم باید در این لحظات سرنوشت ساز به وظیفه تاریخی خود به درستی عمل کند @urmiye2
🟠 هێرشی درۆنیی بۆ سەر سلێمانی بە دوو درۆن هێرش کرایە سەر شاخەکانی سوورداش، شوێنی نیشتەجێبوونی بنەماڵەکانی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان. تا ئێستا ئەنجامی هێرشەکە و زانیاری لەسەر زیانە گیانی و ماڵییەکانی ئەم هێرەشە لەبەردەستدا نییە. @zagros24_Ku
🔴 ئەمجەد حوسێن پەناهی، ئەندامی ڕێبەریی کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان بە زاگرۆس ٢٤ی ڕاگەیاند، هێرشەکە بە دوو درۆنی جۆری شاهید، کاتژمێر نزیکەی ٥ی پاشنیوەڕۆ بەکاتی هەولێر ئەنجام دراوە و تەنیا ئاگر لە پووش و پەڵاشی ناوچەکە کەوتووەتەوە و زیانی گیانی نەبووە. هەروەها ڕاشیگەیاند ئێمە چەند مانگ لەمەوبەر ئەو شوێنەمان چۆڵ کردبوو. بەگوێرەی زانیارییەکان هێرشەکە لە ئێرانەوە بۆ سەر ناوچەیەک لە نزیک ئەشکەوتی جاسەنە ئەنجام دراوە. @zagros24_Ku
🔴 شبکه خبری Nûçe TV به کوردی کورمانجی و سورانی نیز به جمع شبکه های ماهواره ای کوردی پیوست 🔺پخش زنده شبکه تلویزیونی نوچه تی وی: https://nucetv.net/live-tv
🔴 بازپخش برنامه ویژه افتتاحیه شبکه زاگرس ۲۴ را در کانال یوتوب این شبکه ببینید https://www.youtube.com/live/Exy_jg5fu1Y?feature=shared
без подписи
🟠 صدای زاگرس ۲۴ در قلب رویدادهای جهان باشید پوشش بیواسطه و دقیق اخبار، نیازمند حضور در میدان است. شبکه رسانهای زاگرس ۲۴ برای ارائه روایتی مستقل و دستاول در حال توسعه شبکه ارتباطی خود با تکیه بر روزنامهنگاران بومی و آشنا به محیط در نقاط کلیدی جهان است. اگر در پایتختهای مهم سیاسی و خبری نظیر واشنگتن، نیویورک، بیروت، بغداد و بروکسل و دیگر مراکز حساس تصمیمگیری ساکن هستید، استانداردهای روزنامهنگاری حرفهای را میشناسید و فکر میکنید میتوانید بخشی از تیم میدانی ما برای گزارش رویدادها باشید، جای شما در زاگرس ۲۴ خالی است. برای پیوستن به شبکه خبرنگاران ما، رزومه و سوابق کاری خود را به این ایمیل ارسال کنید: contact@zagros24.tv @Zagros24_Fa
🎥 زاگرس ۲۴ فعالیت خود را بە زودی آغاز میکند 🔴 شبکه رسانهای زاگرس ۲۴، بە زودی فعالیت رسمی خود را آغاز میکند. 🔺این شبکه جدید دوزبانه درمعرفی خود می نویسد : ما با هدف ارائه اخبار دقیق، سریع و بیطرفانه، نقد قدرت و انعکاس صدای حذفشدگان، تولیدات خود را در قالب بولتنهای خبری، برنامههای تحلیلی، گزارشهای میدانی و محتوای وب و شبکههای اجتماعی عرضه میکنیم. با ما باشید و رسانە خود را به دوستان و آشناهایتان معرفی کنید. #zagros24 @Zagros24_Fa
🔴 متن دستنویس امشب صلاحالدین دمیرتاش بعد از حکم دادگاه حقوق بشر اروپا در باره پرونده وی سلام، تصمیم دادگاه اروپایی بدون شک مهم و از نظر حقوقی الزامآور است. اما این تصمیم تنها از دید ما نه، بلکه از دید ۸۶ میلیون شهروند کشورمان نیز اهمیت دارد، چرا که میان ما «حقوق برادری» از هر چیز باارزشتر است. این حقوق برادری نیز زمانی استوار میشود که ما بتوانیم در جامعهای برابر، آزاد، عادلانه و صلحآمیز در کنار هم زندگی کنیم و در این راه گامهایی در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و حقوقی برداریم. باید مسائل را نه از زاویهی پیروزی، شکست، کینه و انتقام، بلکه از دیدگاه «عقل جمعی» و آیندهی مشترکمان بررسی کنیم. با آرزوی اینکه هر گامی که برداشته میشود در خدمت صلح، آرامش و رفاه باشد، به امید دیدار در روزهای آزاد، سلام و محبتهایم را میفرستم. صلاحالدین دمیرتاش ۳ نوامبر ۲۰۲۵ @urmiye2
🔴 دمیرتاش و رفقایش به احتمال زیاد آزاد خواهند شد 🔺دادگاه حقوق بشر اروپا (AİHM) درخواست دولت ترکیه برای تجدیدنظر در پروندهی صلاحالدین دمیرتاش، رهبر پیشین حزب دموکراتیک خلقها (HDP)، را رد کرده است. بدین ترتیب، حکم آزادی دمیرتاش قطعی و لازمالاجرا شد. 🔺دمیرتاش امشب در پیامی گفت این تصمیم قانونی و مهم است و تأکید کرد که باید برای برادری، صلح و عدالت اجتماعی تلاش شود و اقدامات آینده در خدمت آرامش و رفاه مردم باشد. 🔺رهبران حزب DEM (حزب جانشین HDP) اعلام کردند که ترکیه باید به قانون پایبند باشد و ادامهی بازداشت دمیرتاش و دیگر زندانیان سیاسی هیچ توجیه سیاسی یا وجدانی ندارد. 🔺مرال دانش بشتاش (نماینده دِم از ارزروم) گفت که در صورت ادامهی بازداشت، دولت عملاً در حال تکرار جرم است. 🔺سزگین تانریکولو (نماینده حزب جمهوریخواه خلق، CHP) نیز تأکید کرد که دادگاه اثبات کرده بازداشت دمیرتاش سیاسی و بدون مدرک معتبر است و او باید فوراً آزاد شود. 🔺به این ترتیب، تصمیم دادگاه حقوق بشر اروپا آخرین مانع قانونی در مسیر آزادی دمیرتاش را از میان برداشت و اکنون نگاهها به واکنش دولت ترکیه دوخته شده است @urmiye2
🔷کوچ جمعی ترکان افشار به اورمیه در سال ۱۰۳۵ق/١٠٠٥ش ✍ اسماعیل شمس متن زیر،صفحات ۴۶-۴۹ تاریخ افشار نوشته میرزا رشید ادیبالشعراست که در سال۱۳۴۶ در نشر شفق تبریز چاپ شده است. او علت "واگذاری منطقه ارومی به افشاریان" را پس از قتل امیرخان برادوست و اخراج کردان منطقه توسط شاه عباس شرح داده است. 🔻پس از آنکه قلعه موصل به سبب سستی"قاسم خان افشار در ضبط و نگهداری آن بهتصرف پاشایان رومیه[عثمانی]درآمد...قاسم خان و اتباع چندگاهی در نظر حضرت ظلاللهی[شاه عباس] از درجه اعتباری که داشتند، هابط شدند و این فقره نیز مزید بر علل سابقه گردیدکه همانا این طائفه افشار در مقدمه قتل سیده مظلومه والده شاه عباس و شهادت سلطان حمزه میرزا برادر شاه عباس دخالت داشته و متهم بودند؛ چنانچه در عالمآرای عباسی مشروحاً ضبط است تا اینکه در مقدمه محاصره بغداد که صفیقلیخان و اهالی آنجا محصور بودند...کلبعلیسلطان پسر قاسم خان مدعی و داوطلب گردید و با معدودی از میان دریای عساکر رومیه گذشته سرب و باروت به قلعهگیان رسانید و فیالحقیقه جلادتهای فوقالعاده چه از بریدن طنابهای بعضی خیام مخالف و چه قتل و غارت بعضی از رومیه از مشارالیه بهظهور آمد، لهذا حضرت ظلاللہی بهعفو و صفح ملوکانه از تقصیرات سابقه و لاحقه طائفه افشار گذشته کلبعلی سلطان را مخلع به لقب خانی بین الاماثل سربلند فرمود و از مصدر جلال حکم صادر شد که طائفه مزبوره هر ناحيتی وسرحدی را از ممالك ایران برای اقطاع و سکنای خودشان استدعا نمایند در حق ایشان عنایت شود.کلبعلیخان و امرای افشار ملتزمین رکاب زانوزده عرض نمودند که چون الکای ارومی سرحد معظم و متصل بهخاك دولت علیه روم است و بهاین ملاحظات همواره در زیر اقدام خيول حوادث لگدکوب؛ و اهالی آنجا از اکراد و عشایر مقهور و مغلوبند و تا غایت سکان بلده مزبوره از تطاول و دستاندازی اشرار آسوده نبوده و دمی در مهد امن و امان نغنودهاند؛خاصه در فتنه امیرخان برادوست خرابی کلی بدان دیار راه یافته، اگر ایالت آن دیار به اقطاع این چاکران جان نثار عنایت گردد، رجاء واثق است که به تأییدات خداوند متعال و اقبال بلند خسرو بیهمال،جبران جرائم گذشته را در مراسم نيك بندگی و استرضاى خاطرخطیر،کوشش بلیغ بهجای آورده و ساحت آن مملکت را به داس تیغ بیدريغ از خار و خاشاك وجود اشرار آراسته و پیراسته کرده باشیم. این عرض و استدعای کلبعلیخان و طائفه افشار در حضور شاه عباس ماضی موقع قبول و استحسان یافته محض امنیت و آبادی این سرحد، ایالت و سرحدداری...ارومی به کلبعلیخان عنایت شد.پس از این مقدمات کلبعلیخان بهموجب حکم فرمان معادل هشت هزار خانوار از طوائف افشار که در عراق و فارس و کرمان و خراسان سکنی داشتند در اندك روزگاری از اوطان خودشان حرکت داده با استبداد و استعداد شایان روی به الکای ارومی نهادند. چون کلبعلیخان و ابوابجمعی وی کوچ بر کوچ به حوالی سلماس رسیدند عده ای از عشایر ایران و عثمانی ساکن سرحدات از استماع این خبر بهاشارت تمیرخان پسر امیرخان صاحب دمدم با جمعیت بیحدومر بهمقابله و ممانعت طائفه افشار پیش آمدند و در کنار قراسوی سلماس تلاقی شد و محاربه سخت بينالجانبين وقوع یافت.دلیران افشار که شیران بیشه کارزار بودند دست به آلات حرب و ضرب برده جلادتها و مردانگیها بهظهور آوردند.مهاجمان عاقبت از صدمات حملات غازیان افشار پای ثبات و قرارشان از جا دررفته بسیاری عرصه هلاك وبقيةالسيف گریزان و در معاقل جبال حصينه منزوی و پنهان شدند.سپس کلبعلیخان با طائفه افشار مظفر ومنصور به بلده ارومی وارد شده توپراق قلعه را برای نشیمن خود اختیار کرده و برای هر طائفه از ایل افشار بلوکی و ناحیتی معین داشت که سکنی و توطن نمایند.اولاً محال دول را...بهطائفه قرهلو معروف به گندزلو داد. طائفه مزبور در محال مزبور طرح دهکده و فلاحت و زراعت انداخته به آبادی امکنه واحداث انهار و غرس اشجار پرداختند. بناب نازلو را که منبع آب آن از سه شعبه است، یکی از زیر قلعه بردوك و یکی از مهرانرود و جرمی و بیدکار است،بهطائفه کهکلو واگذار نمود و سمت رودخانه روضه بهجماعت قرقلو تقسیم شد و طوائف قاسملو و ارشلو و ایمانلو بعضی در حواشی بلد و بعضی در بحبوحه آن تمکن جستند و حکومت صاین قلعه به اللهیارخان قاسملو و قصبه اشنویه بهخداوردیخان ارشلو مفوّض گشت و سلدوز به اسکندرخان ارشلو داده شد و هکذا کلاً محالات و نواحی را فراخور شأن و رتبت در میان رؤسای ایل مزبور قسمت نمود. این طائفه که چندگاه پراکنده و پریشان روزگار بودند در چنین نقطه که به تنزه و صفا و خوشی آب و هوا الحق از سایر بلاد آذربایجان ممتاز و مستثنا است،ساکن، زبانها به شکر و سپاس ایزد یکتا و بیهمتا گشوده بهاطمینان بال و فراغت حال به فلاحت و آبادی پرداختند،تا اینکه در اندک روزگاری همگان علی قدرمراتبهم خداوندان ملك و مكنت و دارای سامان و ثروت گردیدند". @kurdistanname
🔺سخنی با استاد به بهانه ی انتشار بیانیه ی نفرت آلود کمیسون حقوق بشر کانون تبریز ✍️ عابد كفاشي اصل-وكيل دادگستري جناب آقاي "دکتر حسن فرهودی نیا" استاد گرانقدر و ریاست محترم کانون وکلای دادگستری آذربايجان شرقي با سلام و احترام؛ اینجانب در ابتدای دهه ۸۰ شمسی افتخار اين را داشته ام كه دانشجوي شما در دانشگاه تبريز باشم. ماحصل شناختی که از شما دارم و درسهایی که در آن سالها از محضر شما آموختم، امروز مرا مصمم تر کرد تا در برابر رویدادی که بلاشک هم نافی بنیانهای والای حقوق بشر است و هم مایه وهن تشکیلات مستقل و آبرومندی چون کانون وکلا، لب به اعتراض بگشایم و از شما انتظار داشته باشم که به عنوان ریاست نهادی که فلسفه وجودی و افتخار آن تقلای بی وقفه در اعتلای عدالت و پاسداشت بی قید و شرط حقوق آحاد مردم است، در برابر این اقدام خطرناک و هم-وطن- ستیزانه ی همکارانتان در کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای آ. شرقی، موضعی روشن اتخاذ فرمایید و با همان صراحت و شهامتی که از منش شما به عنوان استاد در مخیله ما به یادگار مانده است بر این جهالت ویرانگر خط بطلان بکشید. استاد گرامی قطع یقین مستحضرید که اخیراً کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی، که ریاست آن بر عهده جنابعالی است، در اقدامی که فاقد هرگونه نسبتی با فلسفه وجودی و صلاحیت حرفه ای چنین کمیسیونی است، بدون توجه به واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی منطقه بیانیهای آکنده از نفرت و کذب منتشر کرده است. بیانیه چه عرض کنم کیفرخواستی که بوی تند قوم گرایی، تفرقه انگیزی و دیگری ستیزی و حتی تعفن فاشیسم از سطر به سطر آن به هر مشام سالمی می رسد. نویسندگان این ناروانامه ی شرم آور با هدف گرفتن بخشی از هم وطنان کرد خویش، میکوشند تحت لوا و ردای مقدس حقوق و با ابزار انحصاری فرقه ضاله پانتورکیسم (که قلبش نه در ایران که در آران و آناتولی می تپد) که همان نیرنگ تحریف تاریخ و دروغپردازی است، انسانهایی را که بنا بر ضرورتهای انسانی و بشردوستانه در برهه ای از زمان به این مرز و بوم پناه آورده و متعاقباً به کشور خود بازگشته اند را با کردهای ساکن در جغرافیای ایران كه به گواهي تاريخ موطنشان اين آب و خاك است و صرفا" با آنان قرابت نژادی و قومی داشته و دارند یکی بنمایاند و با استناد گزینشی به کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو، پروتکل الحاقی ۱۹۶۷، و برخی مواد قانونی داخلی، نتیجه مذموم و بی اساس مورد نظر خود را استخراج کند امری که در گام نخست با روح همان اسناد بینالمللی و در گام بعدی با ارزشهای بنیادین حقوق بشر در تضاد آشکار است. دردآور آنکه، تکیه بر ادعاي وهم آلود عراقی الاصل بودن کردهای آ.غربی، تکرار دروغ بی اساس تغییر ترکیب جمعیتی استان به ضرر آذری ها، تصویرپردازی کردها به عنوان مخاطرات فرهنگی و فراتر از آن تهدیدات امنیتی از فرازهای این بیانیه است که انگار مستقیم از دهان بوقچی های نفرت پراکن استادیوم یادگار تبریز به سطور گهربار این نفرت نامه پمپاژ شده است. و این مضامین دقیقاً گزاره های مسموم همان گفتمان غیرانسانی است که این منطقه بارها عواقب ویرانگرش را به خود دیده است و احدی طرفی از آن برنبسته است. جناب استاد حقوق بشر، به ویژه در چارچوب کنوانسیونهای بینالمللی، بی قید و شرط و فارغ از ملیت، مذهب، زبان یا نژاد اعمال میشود پس هرگونه برخورد تبعیضآمیز یا دستهبندی مردم به «خطر» و «تهدید» در این بیانیه ، نهتنها اعتبار نهاد كانون وكلا را مخدوش میکند، بلکه جایگاه وکالت که باید پناه مظلومان باشد را در اذهان جامعه تنزل می دهد. لذا از جنابعالی که در زمره زعمای حقوق، به صفت بارز و فضیلت شاخص دفاع از حیثیت کانون وکلا شناخته شده ايد، انتظار میرود با صراحت و بیپروایی مثال زدنی خودتان، مرز میان رویکرد انسانی و بیانیههای آلوده به تبعیض و نفرت را اینبار برای همیشه مشخص کنید؛ تا روشن شود که کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی، همچنان وفادار به اصولی است که وکیل را در مقام مدافع انسانیت، نه ابزار سیاست و امنیت، تعریف میکند و این سیاهنامه لغزشی بوده و بس! لطفا سکوت روا مدارید, نه بر ما، که بر خود و بر حیثیت پیشه تان! با مهر عابد کفاشی اصل-وکیل دادگستری مهاباد، ۷ مهر ۱۴۰۴ پ.ن: این بیانیه یک ایده محوری دارد که حول این ادعای شاخدار می چرخد که در نتیجه مهاجرت کردهای عراق به آ. غربی و عدم بازگشت آنها به کردستان عراق، ترکیب جمعیتی استان به ضرر آذری ها تغییر یافته است. ذکر یک نکته در این رابطه ضروری به نظر می رسد که یک دانشجوی کارشناسی جمعیت شناسی هم می تواند با بررسی اسناد موجود و روندهای متقن جمیعیتی، کذب بودن چنین ادعایی را ثابت کند. اگر هم مدعی اسناد و شواهدی سراغ دارد، این گوی و این میدان. @sharname1
حلول روح طلعت در کانون وکلای تبریز(1) ✍طاهر خدیو بیانیه کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری استان آذربایجانشرقی در خصوص مهاجرت کردهای عراق به آذربایجانغربی و ادعای گزاف به هم خوردن ترکیب جمعیتی این استان در نتیجه این مهاجرت، بدعتی بسیار خطرناک در ایران به شمار می رود. از این لحاظ که این متن اسفناک آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تاثیر روح قومی آناتولی و قفقاز نوشته شده است. آنچه آنها طرح کرده اند چیزی جز واگویه کردن شبهه افکنی های محافل پانترک در ده سال اخیر نیست. ادعای آن محافل این است که در دهه ۵۰ و ۷۰ خورشیدی با ورود جمعیت عظیمی از آوارگان کرد عراقی به استان آذربایجانغربی، ترکیب جمعی این استان دگرگون شد. آن محافل و نویسندگان این کانون احیانا نمی دانند که دولت های امروزی به خلاف دولت های پیشامدرن از بدو تاسیس سوابق سجلی اتباع خود را ثبت میکنند، بنابراین با بررسی سوابق سجلی هر شهروندی در استان آذربایجانغربی به راحتی می توان به کذب بودن این ادعا پی برد. راست آن است که در دومرتبه آوارگان کرد عراقی به این استان پناه آوردند، اما به ضرس قاطع می توان گفت که تقریبا همه آنها به کشور خودشان بازگشته اند و به خلاف این ادعا، در دو دهه اخیر به سبب وخامت اوضاع اقتصادی ایران دست کم ده ها هزار نفر از کردهای این استان به اقلیم کردستان مهاجرت کرده اند. چنانکه شاید هیچ شهروند کردی نباشد که چند نفر از دوستان و بستگانش ساکن اقلیم نباشد. گویا نویسندگان بیانیه با تصوری ایلیاتی از انبوهی جمعیت می پندارند که در این قلمرو هرج و مرج برقرار است و هر سخن لغو بیهوده ای را می توان به آسانی به زبان آورد . اینان نمی دانند که ایران از لحاظ اعطای تابعیت یکی از سخت گیرانه ترین قوانین دنیا را دارا است و جز در مورد برخی گروه های شیعه مذهب به سختی در این زمینه تساهلی به خرج می دهد. در این رابطه بلاتکلیفی حقوقی فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی در سال های گذشته به قدر کافی گویا است. تنها استثنای تاریخی اعطای تابعیت به خیلی عظیمی از مهاجران قفقازی در دوران رضاشاه است، برخی از این مهاجران در سال های بعد با استفاده از تابعیت ایرانی خود وارد ماجراهای سیاسی شده و نقش مهمی در ترورهای فرقه دمکرات پیشه وری از جمله حمله به فرماندار زنجان در سال ۱۳۲۴ و سرکوب مردم نواحی آذری نشین ایفا کردند. به جز این مورد تاکنون سازمان ثبت احوال به عنوان متولی امور سجلی کشور هیچ سند یا گزارش مستندی در مورد دگرگونی تعداد یا ترکیب جمعیت در هیچ نقطه ای از کشور به ویژه استان آذربایجانغربی بر اثر اعطای تابعیت ارائه نکرده است. افرون بر این، جای شگفتی است که نویسندگان این بیانیه تابحال از مسئولان استان آذربایحان غربی و دوستانشان در ثبت احوال این استان استعلامی نگرفته اند! به خصوص از این جهت که مسئولین این استان بر اساس روالی نامعاصر همگی از یک گروه قومی انتخاب می شوند و اغلب با همفکران کانون وکلای تبریز بسیار گشاده رویانه برخورد میکنند. براساس سرشماری های کشوری که مرکز آمار ایران از سال ۱۳۳۵ به صورت منظم انجام داده است و نتایج آن به تفکیک شهر و روستا منتشر شده است، هیچ دگرگونی معنادار و غیر طبیعی در تعداد و ترکیب جمعیت استان آذریایجان غربی خصوصا در بازه زمانی ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ رخ نداده است. گفتنی است که تنها بخش قلیلی از آوارگان کرد عراقی سال ۱۳۵۵ در استان آ.غربی اسکان یافتند، رژیم سابق عمده آنها را در شهرهای کرمان، شیراز، اصفهان و کرج اسکان داد. در سال های بعد قریب به اتفاق آنها به کشورشان مراجعت کردند و بنا به گزارشها تنها حدود هزار نفر از آنها موفق به دریافت تابعیت ایرانی شدند، با سرنگونی رژیم صدام نیمی از این تعداد با استفاده از تابعیت عراقی به کشورشان بازگشتند. آوارگان سال ۱۹۹۱ حتی اجازه اقامت در شهرها را نیافتند و زیر نظر سازمان ملل در مراکزی مانند مجتمع کشت و صنعت مهاباد اسکان یافتند و ظرف چند ماه با ایجاد منطقه امن به کردستان عراق بازگشتند. @sharname1
عنوان کتاب: شهر در دیدار ناسیونالیسم عنوان فرعی: مهاباد در گذرگاه تاریخ نویسنده: صلاح الدین خدیو کتاب به پیوست، جستاری است در پدیدارشناسی و شناسایی زمینەها و علل پیدایش ناسیونالیسم کرد در ایران در یک بستر تاریخی پانصد ساله. بازەای که با تاسیس سلسلەی صفویه و بازگشت وحدت ملی به ایران پس از سقوط ساسانیان آغاز می شود و به امروز می رسد. صفویه موفق شد سلطنت را علیه خلافت احیا و با خروج ایران از دائرەی امت، مفهوم ملت را - هر چند در صورتی ابتدایی و پیشامدرن - ابداع نماید. یکدست سازی ایرانیان بر اساس مذهب واحد تشیع در کانون دولت سازی صفوی قرار داشت. امری که مقاومت های هویتی را در میان کردهای عمدتا سنی مذهب برانگیخت و پویایی های آن به تدریج به نضج گرفتن ملی گرایی کرد در منطقەای حساس به لحاظ ژئوپولتیک و تنوع جمعیتی - استان آذربایجان غربی کنونی - انجامید. کتاب شهر در دیدار ناسیونالیسم به روایت این داستان دور و دراز طی پنج سدەی گذشته می پردازد. سه سال صبر و انتظارم برای گرفتن مجوز جهت چاپ کتاب بی نتیجه ماند. از این رو تصمیم گرفتم جهت استفادەی علاقمندان و پژوهشگران این حوزه، فایل pdf آن را به صورت رایگان در اینجا منتشر کنم. بر خود لازم می دانم از زحمات و تلاش های نشر افکار جدید و مدیر محترم آن در این راستا قدردانی نمایم. #صلاح_الدین_خدیو @sharname1
🔴ترکیه در آستانه فصلی نو؟ آغاز بهکار کمیسیون پارلمانی برای گفتگو جهت حل مسئله کرد ✍️ گزارشگر ساکن ترکیه 🔺پس از سالها کشوقوس و بینتیجه ماندن روندهای موسوم به “گفتوگوی صلح” در ترکیه، بهنظر میرسد دولت این کشور گامی تازه برای حل مسئله کردها برداشته است. 🔺پارلمان ترکیه اعلام کرده کمیسیونی ویژه برای بررسی روند صلح، اصلاحات قانونی و کنار گذاشتن سلاح از سوی پ ک ک تشکیل خواهد شد. قرار است این کمیسیون فعالیت خود را از اوایل ماه اوت (اواسط مرداد) آغاز کند و تا اکتبر (مهرماه) پیشنهادهای مشخصی ارائه دهد. توافق میان احزاب و ورود اپوزیسیون به فرآیند 🔺یکی از نکات مهم این فرآیند، پیوستن حزب اپوزیسیون جمهوریخواه خلق (CHP) به این کمیسیون است. این حزب در ابتدا تمایل زیادی به حضور نداشت، اما پس از آنکه رئیس مجلس، نعمان کورتولموش، اعلام کرد که تصمیمگیری در کمیسیون بر اساس “نصاب کیفی” (اکثریت کیفی) خواهد بود، CHP نیز موافقت خود را اعلام کرد. نقش کردها در روند جدید 🔺حزب دم (DEM) که نماینده بخش مهمی از جامعه کرد در ترکیه است، در این کمیسیون چهار نماینده خواهد داشت. این موضوع از منظر نمادین حائز اهمیت است، زیرا بهنظر میرسد برای نخستینبار در سالهای اخیر، فرصتی واقعی برای طرح دیدگاهها و مطالبات کردها در سطح رسمی پارلمان ترکیه فراهم شده است. 🔺عبارت نمادینی که نعمان کورتولموش در گفتوگوی امروز با رسانهها به کار برد – «نسبت طلایی، افتخار کرد و غرور ترک است» – نشانهای است از تلاش دولت برای خلق نوعی روایت مشترک میان ترکها و کردها، اگرچه برخی آن را بیش از حد آرمانگرایانه میدانند. آیا با روندی تازه روبهرو هستیم؟ 🔺ترکیه در دو دهه گذشته چند بار تلاش کرده گفتوگوی ملی برای حل مسئله کردها را به جریان بیندازد، اما به دلایل گوناگون – از جمله تنشهای امنیتی، بیاعتمادی تاریخی و مخالفت نهادهای امنیتی – این روندها به بنبست رسیدهاند. 🔺اینبار اما تفاوتهایی وجود دارد: - نخست، مجلس بهعنوان نهاد قانونگذار وارد عمل شده است، نه صرفاً دولت یا نهادهای امنیتی. - دوم، تقریباً همه احزاب بزرگ، حتی اپوزیسیون اصلی، در این فرآیند مشارکت دارند. - سوم، مسئله کردها دیگر فقط یک موضوع امنیتی دیده نمیشود، بلکه جنبه سیاسی و حقوقی آن نیز مورد توجه است. 🔺با این حال، هنوز مشخص نیست که دولت اردوغان تا چه میزان حاضر است امتیاز بدهد یا در برابر فشارهای ملیگرایان ترک چگونه مقاومت خواهد کرد. برای مخاطبان کرد در ایران: چرا این روند مهم است؟ 🔺تحولات سیاسی ترکیه همواره تأثیر مستقیمی بر وضعیت کردها در منطقه داشته است. اگر روند جدید در ترکیه به سمت حل واقعی و پایدار مسئله کرد پیش برود، این میتواند: - به کاهش تنشهای مرزی ترکیه و شمال عراق کمک کند - فضا را برای گفتوگو و همزیستی بیشتر در مناطق کردنشین باز کند - بر رویکردهای منطقهای نسبت به مسئله کردها، از جمله در ایران و سوریه، اثرگذار باشد 🔺با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که نباید دچار خوشبینی زودهنگام شد. تجربه نشان داده است که بدون اراده سیاسی مستمر، ضمانتهای حقوقی و مشارکت مستقیم جامعه کرد، هیچ راهحلی پایدار نخواهد بود. @urmiye2
🔴پیام وریشه مرادی زندانی سیاسی محکوم به اعدام برای جانباختگان محیطزیست کوردستان: 🔺سوزی در سینهٔ این خاک است، زمین فرزندانِ خود را با رنجی گران به آغوش کشید. به هر بهانهای کشته میدهیم و شاهدیم این تلخیِ بیپایان را. شعلهٔ رقصانِ پیکرهاتان در میانِ درختانِ شعلهور، بر دامانِ کوهستان، خوابِ کودکانِ این سرزمین را آشفته و بُغضِ ما مردمانِ سینهسوخته را دوچندان نمود. آتشی که پیکرهایتان را بلعید، شعلهٔ خشمیست که زبانههای سرکشش، بنیانِ ستم را در خود خاکستر خواهد کرد. نام و یادتان، آوازی شد بر ئاویەر؛ زمزمهای شد در گوشِ جانِ ما که ماندهایم و فدایِ جانتان، برای مامِ زمین را نظاره کردیم. 🔺پیکرهایتان به خاک و جانهای همیشه بیدارتان، پیشکش به طبیعت. جاوید باد یادتان که برای زندگی، برای نجاتِ طبیعت، جان دادید. 🔺از پسِ میلههای زندان، با دلی آکنده از اندوه و احترام، مراتبِ همدردیِ عمیقِ خود را با خانوادههای داغدار و سرافرازِ حمید مرادی، چیاکۆ یوسفینژاد و خبات امینی اعلام میدارم. وریشە مرادی زندانی اعدامی بند زنان قرچک، مرداد ۱۴۰۴» @urmiye2
🔴فاکس نیوز: یک حساب کاربری مرتبط با موساد میگوید، علی خامنهای روزهایش را با خوابیدن و نئشه شدن میگذراند. @urmiye2
🔴 مرکز تصمیم میگیرد، حاشیه میسوزد ✍️ زارا امجدیان 🔺در ستایش آنان که جان میدهند، بیآنکه سهمی در تعیین سرنوشت سرزمین داشته باشند. 🔺کوه آبیدر در آتش سوخت؛ اما اینبار با هزینهای خونینتر: جانباختن حمید مرادی، وکیل و فعال محیطزیست و زخمیشدن پنج نفر دیگر که در غیاب امکانات دولتی، داوطلبانه برای مهار آتش اقدام کردند. این نخستینبار نیست که شعلهها جان میگیرند. 🔺سالهاست که در کوههای کردستان، فعالان محیطزیست با دستانی خالی و قلبهایی آکنده از تعهد، به دل آتش میزنند؛ از شریف باجور و یاران سبزچیا تا حمید مرادی—نامهایی که در حافظهی کوهستان و مردم، به شعله بدل شدهاند. آنچه رخ داده، نه صرفاً حادثهای طبیعی یا فاجعهای اقلیمی، بلکه بازتاب نظمی نابرابر است؛ ساختاری که در آن، مردمان بهحاشیهراندهشده، بیآنکه نقشی در تصمیمگیریهای کلان داشته باشند، بار سنگین بحرانها را بر دوش میکشند. 🔺در کردستان، مانند خوزستان، بلوچستان و دیگر مناطق بهحاشیهراندهشده، این الگو آشناست: حذف ساختاری از سطوح تصمیمسازی و احضار ناگفته برای فداکاری در لحظههای بحران. این نه فقط شکاف در مدیریت، بلکه بازتابی از مناسبات قدرت نابرابر در دل ساخت دولت-ملت تمرکزگراست؛ مناسباتی که در آن، «مرکز» تصمیم میگیرد و «حاشیه» میسوزد. 🔺در این نظم نابرابر، مردم کورد نهتنها از ساختار قدرت حذف شدهاند، بلکه در گفتمان رسمی نیز بهمثابه «دیگری خطرناک» بازنمایی میشوند—متهم به تهدید تمامیت ارضی، جداییطلبی یا بیوفایی. اما واقعیت میدان، خلاف این برچسبزنیها را نشان میدهد. آنچه دیده میشود، نه گسست، بلکه پیوندی عمیق و زیسته با زمین است؛ پیوندی که در رابطهی مردم با کوه، جنگل و زمین تجسد یافته است. برای مردم کورد، کوه تنها یک چشمانداز طبیعی یا منبع بهرهبرداری نیست. کوه حافظهی زنده است، سنگری برای هویت، و نماد مقاومت تاریخی. از همینروست که در هر آتشسوزی، این مردماند که بیمزد و بیسلاح، خود را سپر شعلهها میکنند. نه صرفاً از سر احساس، بلکه از دل یک کنش زیستی-سیاسی. این کنش، پاسخی است به دو نوع حذف: حذف از ساختار حاکمیت، و حذف از روایت رسمی ملت. 🔺مقاومت زیستمحیطی کردها را نمیتوان از مبارزهشان برای بقا، عدالت و حق تعیین سرنوشت جدا کرد. آنها با تبعیض چندلایه مواجهاند: اتنیکی، جغرافیایی، زیستمحیطی. و با اینحال، همچنان حافظ زیستبوم، و حافظ کرامت انسانیاند. کنش آنها در برابر آتش، سد، معدن و پروژههای مخرب، تلاشیست برای بقا در سرزمینی که تصمیمها، اغلب در جای دیگر، برای اهدافی دیگر و به زبان قدرت گرفته میشوند—تصمیمهایی که گاه چنان بیپروایانهاند که مصداق (بومکشی) اکوسایداند: تخریب نظاممند زیستبومها، بدون رضایت یا حضور مردم، که خود حافظان اصلی آن زیستبوماند. 🔺در سیاستگذاریهای زیستمحیطی، مردمِ حاشیه غایبان دائمیاند. تصمیمها در اتاقهای دربسته گرفته میشوند، اما هزینهها را کسانی میپردازند که حتی فرصت اعتراض ندارند. سیاست، بدون مردم انجام میشود؛ اما وقتی پای جاندادن و ایستادگی در میان است، این مردماند که پیشقدم میشوند—بیدعوت، بیوعده، بیپاداش. آنچه در ظاهر بیکفایتی حاکمیت خوانده میشود، در واقع بخشی از یک سازوکار ساختاری و آگاهانه است که به تخریب نظاممند زیستبوم و حذف مردم انجامیده است و هیچگاه بهعنوان جرم بازشناخته نمیشود. 🔺مرگ حمید مرادی در دل همین نظم نابرابر رخ داد؛ نظمی که در آن، سهم مردم از سرزمین، نه مشارکت، بلکه مرگ است. گویی دیده نمیشوند، مگر آنگاه که جان میدهند؛ و در این سرزمین، حاشیه همیشه میسوزد. 🔺 این یادداشت، سوگنامهایست برای یک جان شریف؛ اما در عینحال، نقدیست بر ساختاری که فاجعه را بازتولید میکند. تا زمانی که مشارکت سیاسی مردم، بهویژه جوامع بهحاشیهراندهشده، در قلب سیاستگذاریها قرار نگیرد، مرگهایی از این دست، نه استثنا، بلکه قاعده خواهند بود. ستایش، کافی نیست؛ آنچه نیاز است، بازتوزیع واقعی قدرت و حق تعیین سرنوشت است. @urmiye2
без подписи