tgindex
USA WITH ALI
@usa_with_aliперсидский

بفرمایید تو کانال خودتونه

Последний пост
18 апр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
556
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
915
20 постов
Вовлечённость
164,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مِن بی‌گِناه قِربانیِ جنگ ته بومه.

  • 18 апр.543211из RememberTheirNames

    ۲۸۵. آرنیکا دباغ ۱۵ ساله ۱۹ دی ۱۴۰۴ گرگان @RememberTheirNames

  • ۱۲ دقیقه راه رفت، از یه جای تکراری رد نشد، یه جنازه تکراری ندید و بازم سپهرشو پیدا نکرد. آخرین باری که این حالِ پُکیده رو داشتم صبح پرواز هواپیمای اوکراینی بود. دیگه هیچی ازمون باقی نمونده.

  • без подписи

  • مامان غصه نخور همه چی درست می‌شه مامان غصه نخور همه چی آروم می‌شه بادو ببین فریاد می‌کشه به جاش خیابون پربرگ‌تر می‌شه جای پاهارو ببین روی برفا همین طور داره محوتر می‌شه اگه هوا از اینم سردتر شه ابر آسمون از این تیره‌تر شه باز دستامون با هم گرم می‌شه غصه ها یه کم سبک‌تر می‌شه سپهر بابا کجایی؟

  • 19 дек.1 022212

    دیگه به درد نمی‌خوره این دنیا

  • 5 дек.1 14036

    هر بار که بوی جام جهانی به مشام می‌رسه، از ته قلبم دلم برای حمیدرضا صدر تنگ می‌شه.

  • 31 окт.1 425301

    پنج شیش ساعته دارم پیر پسر می‌بینم خودم پیر پسر شدم این هنوز تموم نشده

  • 29 окт.1 4602016

    کاش بودی و می‌دیدیمت خانوم هایده.

  • 29 окт.1 360183

    و به خودت میای می‌بینی هم اولش غم بود که همراهی‌مون می‌کرد، هم وسطش با غم هم‌کلام شدیم و در پایان هم با غم به خونه برگشتیم و دقیقاً همون اتفاقی که برای اونی که می‌خوند مستی‌ام درد منو دیگه دوا نمی‌کنه برای خودمون رخ داد. واقعاً متن عجیب و قشنگی داره. هیچی رو دست تصویر‌سازیش نمیاد.

  • 29 окт.1 18093

    و در انتها وقتی چند پیک توی مِی‌خونه زد و راه می‌افته که برگرده خونه می‌گه «خسته از هر چی که بود خسته از هر چی که هست راه می‌افتم که برم مثل هر شب مستِ مست باز دلم مثل همیشه خالیه باز دلم گریه‌ی تنهایی می‌خواد برمی‌گردم تا ببینم کسی نیست می‌بینم غم داره دنبالم میاد»

  • یه کم بعد اشاره‌ای به فکر و خیالایی که میاد سراغش با هر پیک توی مِی‌خونه می‌گه «گرمی مستی میاد توی رگ‌های تنم می‌بینم دلم می‌خواد با یکی حرف بزنم کی میاد به حرفای من گوش بده آخه من غریبه هستم با همه یکی آشنا میاد به چشم من ولی از بخت بدم اونم غمه»

  • بعد همین‌ جا انتهای یه شب مستی رو که انتهای شعر قراره برای خودمون اتفاق بیوفته رو از زبون فردی که از می‌خونه داره میاد بیرون لو می‌ده. «مستی‌ام درد منو دیگه دوا نمی‌کنه غم با من زاده شده منو رها نمی‌کنه»

  • اول به زیبایی هر چه تمام‌تر از حال و اوضاع کسی که با کوله‌باری از غم و غصه راه می‌افته سمت مِی‌خونه می‌گه. «شب که از راه می‌رسه غربتم باهاش میاد توی کوچه‌های شهر باز صدای پاش میاد من غمای کهنه‌مو برمی‌دارم تا توی می‌خونه‌ها جا بذارم می‌بینم یکی میاد از می‌خونه زیر لب مستونه آواز می‌خونه»

  • هر چی فکر می‌کنم هیچی رو دست آهنگ مستی از هایده و ترانه‌سرایی اردلان سرفراز نمیاد. هر سری گوش می‌کنم یا زیر لب واسه خودم می‌خونم مو به تنم سیخ می‌شه.

  • без подписи

  • یا مثلاً کله‌پاچه خوردی بعد میاد بالاسرت می‌گه دسر چی میل دارین؟ آقا اجازه بده شما این ۱ کیلو چربی ته‌نشین شه، چشم فردا میایم واست رولتتم می‌خوریم

  • آخه کجای ایران کشک بادمجون رو به عنوان پیش‌غذا می‌خورن؟ والا ما تا ما رو به یاده کشک بادمجون غذای اصلی بوده یه خانواده‌ رو هم سیر می‌کرد.

  • بنظرم یکی از نامربوط‌ترین فرهنگ‌هایی که رستوران ایرانیای خارج از کشور به‌زور می‌خوان بکنن تومون این فرهنگ پیش‌غذا و دسره

  • بعد کافیه آدم بخواد که یه کاریو نکنه مثلا مراقب باشه که فلان چیز از دستش رها نشه. یهو تمام نیروهای جاذبه به سمتی حرکت می‌کنن که تو حتماً اینو بریزی