وردة حمراء🥀
описание
و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را میتکاند، همانند دیدن یک گلسرخ ... صفحهای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات... @vardeahmar
1 455
подписчиков
Охват к подписчикам
54,6%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
0,63%
352
Постов в день
0,9
всего 101
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 14 авг.صلوات، ذکری که در رحمت را به روی دل باز میکند🤍 اللهم صلِّ وسلم وبارک على نبینا محمد ﷺ0,00%
- 14 авг.ایمان فقط باور داشتن نیست؛ جهتی است که آدم را از درون مرتب میکند. وقتی ایمان در دل ریشه داشته باشد خواستهها دیگر فرمانروای آدم نیستند، صبر ممکن میشود، خویشتنداری معنا پیدا میکند و انسان یاد میگیرد هرچه را میخواهد لزوماً دنبال نکند. به قول دوستی هیچچیز به قدرت ایمان، این دیوِ سرکش درون را رام نمیکند. ایمان، آدم را از خود بیقرارش عبور میدهد؛ از آن «من»ی که هر خواستن را حقش میپندارد و هر نرسیدن را شکست. ﴿وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ﴾ و شاید همین یکی از عمیقترین وجوه ایمان باشد؛ اینکه خدا فقط دست آدم را در مسیر نگیرد، بلکه قلبش را هدایت کند. پیش از آنکه راه را عوض کند نگاه آدم به راه را تغییر دهد، و پیش از آنکه خواستههایش را برآورده کند، خواستنهایش را تربیت کند. قلب که هدایت شود آدم کمکم یاد میگیرد چه چیز را بخواهد، از چه چیز بگذرد و برای چه چیزی بایستد. از زیباترین شکلهای هدایت همین است؛ اینکه خدا آنقدر درونت را به خیر نزدیک کند که خودت خیر را بخواهی...خودت! این خیلی حرفه... #باقرآن0,00%
- 12 авг.تا بخوان یه ریتم بخونن نمیدونید چه دعوایه سرکلاس😑0,00%
- 12 авг.مسال در دورهٔ تابستانی از ده نفر دختری که اینجا بودن پنج نفرشون حفظ جزء سی رو تمام کردند و چقدر خوشحال بودن خودشون، خوشحالیش مثل بارانه... در کلاسمون یک باران زیبای کوچک هم داریم که مثل لبخنده و نمیشه ببینیش و دوستش نداشته باشی...0,00%
- 12 авг.گاهی پیش رفتن نشدنی به نظر میاد؛ که جهان تاریک است و راه حیلهگر و سایهها در تعقیب و دیوها مراقب و مه غلیظ و گامها سنگین. اما ادامه دادن سرنوشت ناگزیر ماست. این روح سرکش، این میل بیانتها، این تکهی کوچک امید که هر روز صبح همراه ما بیدار میشود و شب در خیال ما تصویر میسازد که برو، برو، برو... 🤍0,00%
- 11 авг.غروب، مرز آرامِ پایان و آغاز است...0,00%
- 10 авг.میان تنگناها، اما هنوز به آن نوری ایمان دارم که پشتِ دیوارِ ندیدنهاست... به خیری که هنوز نمیفهممش، و به خدایی که اگر بخواهد، گشایش را از جایی میآورد که حتی خیالِ من هم به آن نمیرسد... هنوز میان تمام این ندانستنها به توکلِ تو دل بستهام...0,00%
- 10 авг.میان تنگناها، اما هنوز به آن نوری ایمان دارم که پشتِ دیوارِ ندیدنهاست... به خیری که هنوز نمیفهممش، و به خدایی که اگر بخواهد، گشایش را از جایی میآورد که حتی خیالِ من هم به آن نمیرسد... هنوز میان تمام این ندانستنها به توکلِ تو دل بستهام...0,00%
- 8 авг.در کلاس نوجوانان، از همه کمسنتر است؛ اما باهوش، زیرک و خوشصدا. اگر دل به کار بدهد، خوب درس میخواند، عالی حفظ میکند و بیاشکال تلاوت میکند. مربی تجوید، طراحی و تصحیح آزمونها را به من سپرده بود. هر بار که برگهاش را میدیدم، نامش را «هری پاتر» نوشته بود. مثل بسیاری از نوجوانهای این روزگار، که شخصیتهای خیالی آرامآرام جای قهرمانهای واقعی را در ذهنشان میگیرند. بار اول، روی برگه نوشتم: «آفرین هری پاترم!» نخواستم همان ابتدا پای نصیحت بنشینم. بار دوم هم همان نام را نوشت، باز چیزی نگفتم و بیتفاوت از کنارش گذشتم. تا آزمون سوم... این بار نام واقعیاش را جستوجو کردم. در زبانهای مختلف، زیباترین معنایش را پیدا کردم و بالای برگه برایش نوشتم و در آخر اضافه کردم: تا امروز نمیدانستم نامت اینهمه زیبایی را در خود جای داده است... درست شبیه خودت، خوشصدای من... برگهها را که پس دادم وقتی نوشته را خواند سکوتی در چهرهاش نشست؛ سکوتی که از هر پاسخی رساتر بود. من هم چیزی نگفته وانمود کردم که حتی این سکوتت را ندیدهام. دیروز میان برگهها چشمم دوباره به برگهی او افتاد. بالای صفحه کنار پرسشها با خطی مرتب نوشته بود: هانا... و فهمیدم همیشه راه اصلاح از تذکر نمیگذرد؛ گاهی کافیست زیبایی حقیقت را نشان بدهی تا دل، خودش آن را انتخاب کند... #دخترانم #یومیات0,00%
- 7 авг.شاید ادامه داشته باشد... شما هم بگویید0,00%
- 7 авг.صلوات، ذکر اهل محبت است... اللهم صل علی نبینا محمد و علی آل محمد🌱0,00%
- 7 авг.فقط خدا میدانست پشتِ این سکوت، چه اندازه دلتنگی، دعا، نگرانی و محبت پنهان مانده بود... بعضی دوستداشتنها بلند و پرهیاهو نیستند؛ آراماند، اما عمیق. نه گفته میشوند و نه به چشم میآیند، فقط در دل، بیصدا زندگی میکنند... اما نور توکل از آغاز، پناه امن این مسیر بود... ۰۵/۰۵/۱۶0,00%