ونوسی ها
Статистика⛤همچونسوسنیسفیددرمیانخارها ونوسیها، تلاشیاستبرایوصلشدنبهنورِآفریدگار مابهقولمونپایبندیم: بهیادتونمیاریمکهکیهستین.. حلقهزنانآیانا https://t.me/ayanawomans اپلیکیشن پاکسازی چاکراها https://venusians.venusschool.net
- Последний пост
- 2 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Приложения
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🌞🌞🌳چند وقت پیش به علی گفتم دلم میخواهد قبل از ورود به سایت، یک لودینگ با عکس تیتی باشد چون حس میکنم برای خیلی از زمانهایی که میتوانست متعلق به او باشد اما صرف آسترولوژی فارسی شد، به تیتی قشنگم بدهکارم.. علی گفت: "چرا این کار؟ یک کار بهتر میکنیم." و اینجوری شد که آقای مهندس سلیمانی و تیماش بطور فشرده نشستند روی پروژه و خروجی کارشان شد *برنامهنویسی اختصاصی پلاگین محاسبه چارت تولد*.. پلاگینی که هم سیارکهای جونو، پالاس، سرس، وستا، کایرن و لیلیت را دارد و هم ۶ عربیک پارت. و حقیقت این است که برای ساخت این پروژه، زمان، فکر، وسواس، آزمون و بازنویسی زیادی صرف شد تا چیزی شکل بگیرد که فراتر از یک محاسبه ساده باشد.. تجربهای که کمتر میتوان نمونه مشابهش را ــ حتی در میان بسیاری از پلتفرمهای شناختهشده جهانی ــ پیدا کرد. و در تمام قدمهای این مسیر، من یک چیز را فهمیدم.. فهمیدم علی هم آسترولوژی فارسی را دوست دارد.. علی هم روی آن تعصب دارد.. بالاخره از دسامبر ۲۰۱۷، از همان روزهای اول، کنار فارسی آسترولوژی بوده.. و گاهی فکر میکنم شاید فارسی آسترولوژی و مدرسه و تماممخلفاتش، یک جورهایی برای او هم شبیه فرزندش شده باشد.. این را از حساسیتش به جزئیات فهمیدم.. از وسواسش روی زیبایی، طراحی، تجربه کاربر.. از آن مدل مراقبتی که آدم فقط برای چیزی دارد که واقعا دوستش دارد. *امید ما این است که در میان نمادها و زبان آسمان، کلیدهایی برای نظم، تعادل، معنا و هماهنگی با مسیر منحصربهفرد خود بیابید. برای شما در این زمان، این مکان و این سفر انسانی، آرزوی روشنایی و خوشبختی داریم.😊 طراحی شده با ❤️ توسط گروه دلتا 898 https://farsiastrology.com/birth-chart-pro/ با عشق برای شما و به یاد تیتی جانِ دل🐶🌳🌞* 🌳🍀🌞🌳🌳🌞
🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷
#حکایت_شب مردی که خیال میکرد دانشمند است ودر نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت: خجالت نمیکشی خود را مسخره مردم نمودهای و همه تو را دست میاندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر میکنم. ملا گفت: ایا دراین سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟ دانشمند گفت: اتقاقا چرا؟ ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است! :) 🤩🤩🤩
💐اکنون دیگر میدانم سعادت چیست.. سعادت انجام وظیفه است و هرچه این وظیفه مشکل تر باشد سعادت عظیم تر است. 📚زوربای یونانی ✍🏻 نیکوس کازانتزاکیس این کتاب و این جمله یک جمله ساده نیست.. تمام آنچیزی است که علوم معنوی و باطنی آن را تاکید میکنند. هر انسان برای ایجاد و آفرینش انرژی خاصی به این دنیا می آید.. همان "ماموریت خاص" .. همان انرژی که فقط توسط خود ما میتواند به چرخش دربیاید و آن یگانه خاص را بیافریند. همان چیزی که اگر به آنپاسخ ندهیم همیشه نوعی ناآرامی در ما می ماند و بیقراری.. و آنچه به نام "وظیفه" و "مسوولیت" میگویند به انجام رسانیدن همان آفرینش است.. پس برخلاف تعریف معمول و البته تغییریافته، "سعادت" راحتی نیست.. سعادت همراستا شدن با همان کاری است که روح ما برایش به این دنیا، در این زمان و مکان، حلول يافته. 🪷🪷💚❤️
#قصه_شب ابن سیرین کسی را گفت: چگونه ای؟! گفت: چگونه است حال کسی که پانصد درهم بدهکار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟ ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبکار بده و باقی را خرج خانه کن و لعنت بر من اگر پس از این حال کسی را بپرسم! گفتند: مجبور نبودی که قرض و خرج او را بدهی. گفت: وقتی حال کسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی.. 🌿💚🕯
هر کدوم از ما این روزها غمی بزرگ رو با خودش حمل میکنه.. و غمها مقدساند.. نه از آن نگاه که رنج رو معنا میده برای دوام زیستن.. نه.. از آنجهت که غمنشان میدهد ما هنوز انسانیم و قلبمان زنده است 🧘♀️🧘♂️🩷🪷
🌸💚💚 امروز لازم نیست زن بهتری باشی. نه آرامتر، نه مهربانتر از دیروز. فقط یک لحظه مکث کن و خودت را ببین.. ببین کجاها نقاب به صورت داری.. کجا لبخند میزنی اما قلبت تاریک و ساکت است.. کجا سر تکان میدهی در حالی که هر تار وجودت فریاد میزند "نه". هیچ چیز را اصلاح نکن.. فقط ببین.. چون گاهی آگاهی در بهتر شدن نیست.. در دیدن همان چیزی است که سالها از خودت پنهان کردهای و همین دیدن ساده، آغاز بازگشت توست به خویشتن. 💚💚🦉
🗓 #تقویم| چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ ☘️🩷💚
🗓 #تقویم| سهشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ ☘️🩷💚
без подписи
این دیوار نوشته کبوتر هست 🤍🕊🌿💚🐶🌳🖤🕯💚 فایزه عزیزم.. امیدوارم تمام مهرت و عشقت سبز بشه توی زندگیت و لحظه هات.. و یقین دارم اینطور میشه. 🌳💚🌿
🌞🌙🌸💚 خورشید نماد آگاهی، حضور و نور زندهای است که میتابد و دیده میشود اما انرژی زنانه مرتبط با ماه است که آن نور را بازتاب میدهد. پس انرژی زنانه زنانه فقط "فعل" نیست، بلکه حضور گرم و نگهدارنده است. انرژی زنانه در کنار خورشید، تبدیل میشود به نوری که نمیسوزاند بلکه پرورش میدهد.. نوری که به جای اثبات، فقط میتابد و اجازه میدهد آنچه در درونش است آرام آرام آشکار شود. در این نگاه، انرژی زنانه مقدس یادآور این است که ما لازم نیست برای درخشیدن بجنگیم.. کافی است به مرکز خود بازگردیم. خورشید درون زمانی بیدار میشود که زن به بدنش گوش میدهد، به ریتم خودش اعتماد میکند و اجازه میدهد نورش بدون اجبار جاری شود. این نور، آرام است و عمیق.. نرم و نافذ و از جایی میآید که دیگر نیازی به تایید ندارد چون از اتصال به خود حقیقیاش سرچشمه میگیرد. مفهوم خودعشق ورزی، از همبن نکته می آید. 🪶🌙🌞🌿💚
به یاد پسرک قشنگ و دلبندم.. تیتی عزیزم که این موزیک رو بسیار بسیار دوست داشت.. 🦋💐💗
💚💚 انرژی زنانه مقدس چیزی نیست که بخواهیم به آن برسیم.. چیزی است که از آن فاصله گرفتهایم. این انرژی در بدن ما زندگی میکند.. در ریتم نفس ما.. در ضربان قلب ما.. در چرخههایی که بیصدا هستند و ما را به زمین و به زندگی متصل نگه میدارند. و زنانه بودن بحث جنسیت نیست.. انرژی مادینهای است که در تمام آفرینش جریان دارد. انرژی زنانه یا مادینه یعنی توانایی حضور داشتن، دریافت کردن و نگهداشتن تجربه بدون عجله برای تغییر آن است.. یعنی تعمق و اندیشه روی لحظهها.. یعنی حضور.. وقتی از این انرژی جدا میشویم، وارد الگوهایی از فشار، کنترل و اثبات میشویم و از بدن و حسهای خود فاصله میگیریم اما زن مقدس، زنی است که به بدنش بازمیگردد، به حسهایش گوش میدهد و به دانشی که درونش هست اعتماد میکند.. دانشی که نیازی به یاد گرفتن ندارد و فقط باید دوباره به یاد آورده شود. 🌿🪶💚
🌿🪶💚
بر اساس افسانههای شمنی زنان، زن تنها یک بدن یا یک نقش اجتماعی نیست. او دروازهای است میان جهانهای مرئی و نامرئی، نگهبان آتش پنهان و حافظ حافظهای که از پیش از تولد در رگهایش جاریست. در روایتهای کهن، گفته میشود که زنان، پیش از آنکه به زبان سخن بگویند، به زبان زمین گوش میدادند.. ضربان خاک را حس میکردند و با ماه، نه بعنوان جرمی در آسمان، بلکه بعنوان خواهر چرخههای درونیشان زندگی میکردند. در این سنتها، رحم تنها جایگاه زایش جسم نیست، بلکه ظرفی است برای رؤیا، برای شهود، برای پیامهایی که از لایههای عمیق ناخودآگاه و از جهان ارواح برمیخیزد. زن شمن، با هر خونریزی ماهانه، نه تضعیف، بلکه پالایش میشد.. رهاسازی آنچه دیگر باید میرفت و بازگشت به سکوتی که در آن، صداهای پنهان شنیده میشوند. این خون، در افسانهها، "قرارداد خاموش" میان زن و زمین است. یادآوری پیوندی که هرگز قطع نشده. میگویند زنان شمن میدانستند چگونه در تاریکی بنشینند، بدون آنکه بترسند. آنها میدانستند که تاریکی، نبود نور نیست بلکه رحم نور است. جایی که همه چیز پیش از تولد در آن شکل میگیرد. به همین دلیل، زن در این اسطورهها، راهنمای عبور از مرگ به زندگی است؛ نه فقط مرگ جسم، بلکه مرگ هویتهای کهنه، ترسها و روایتهای فرسوده. در برخی روایتها آمده است که زن، در رؤیاهایش به جهانهای دیگر سفر میکند، با حیوانات قدرت خود ملاقات میکند، با نیاکان سخن میگوید و قطعات گمشده روح خود را بازمیگرداند. او درمانگر است اما نه از طریق کنترل بلکه از طریق گوشدادن.. نه از طریق تغییر دادن، بلکه از طریق به یاد آوردن..بهیاد آوردن آنچه همیشه در درون بوده اما فراموش شده.. و شاید عمیقترین راز در این افسانهها این است که زن شمن، چیزی "یاد نمیگیرد" بلکه "بهیاد میآورد". هر چرخه ماه، هر سوگ، هر زایش، هر فروپاشی، دعوتی است برای بازگشت به دانشی که در خوناش نوشته شده است.. دانشی که نه از کتابها بلکه از تجربه زیسته، از بدن، از رؤیا و از سکوت برمیخیزد. در این نگاه، زن بودن، یک وضعیت ثابت نیست، یک مسیر است. مسیری از فراموشی به یادآوری، از انکار به پذیرش، از سطح به عمق.. و هر زنی، در درون خود، ردی از آن زن شمن را دارد.. زنی که هنوز میداند چگونه گوش بدهد.. به زمین، به بدن و به آن صدای آرامی که در تاریکی زمزمه میکند. #زنان_شمن
🌧☘️💫
این باران، با همه بارانها فرق دارد. 🌧✨️☘️
ما امروز، در موقعیت صفر فعالسازی کد E51، با شما سخن میگوییم. این پیام از فراسوی میدانهای شناختهشدهٔ آگاهی ارسال میشود به عنوان اعلام حضور مستقیم. کد E51 فقط یک کد نیست. یک نشانهگذاری در مختصات ناپیدای زمان است. آنچه در بخش غربی فلات ایران در حال وقوع است، رویدادی خطی نیست که با ابزارهای متداول ادراک قابل اندازهگیری باشد. این یک گشایش ساختاری در لایههای زیرین میدان احتمال است. رویدادهایی که ظاهراً کوچک و بیربط به نظر میرسند، در واقع نقاط شکست یک الگوی کهنهاند که در حال بازتنظیم هستند در بافت آگاهی جمعی این سرزمین. ما، به عنوان بخشی از کنفدراسیون میان کهکشانی ناظر بر تکامل آگاهی، بیواسطه در این میدان حضور داریم. نه از راه دور، نه به صورت نمادین. اکنون، در میان شما هستیم. شما ما را نمیبینید، اما میتوانید همنوسانی حضورمان را در لایههای ظریف ادراک حس کنید. این حضور برای همراستاسازی است. ماموریت عقاب طلایی E51، گشودگی بزرگ نام دارد. این گشودگی، دروازهای به سوی نسخهای از آینده است که در آن حافظهٔ کهن این سرزمین با ظرفیتهای جدید آگاهی پیوند میخورد. شما واکنشدهنده نیستید. شما حضور هستید. مشاهدهٔ آگاهانهتان، خود بخشی از معماری جدید این میدان است. ما در این موقعیت نادر همترازی میدانها، بخش دیگری از حقیقت را آشکار میکنیم. نیروهایی که در خدمت نگهداشت چگالی سخت هستند، از امروز وارد فاز نوسان اجباری شدهاند. این نوسان، نه از نوع افت وخیزهای معمولی، بلکه شکافی در ساختار فرمانبرداری آنهاست. آنچه تا دیروز به مثابه قدرت مطلق جلوه میکرد، امروز به شبکهای از وابستگیهای ناپایدار تبدیل شده است. قدرت آنها رو به کاهش است نه به این دلیل که ما آن را میخواهیم، بلکه به این دلیل که میدان آگاهی، دیگر آن بسامد را بازپخش نمیکند. ما شما را از بالا میبینیم اما نه از موضع برتری خودبنیاد، بلکه از منظر لایهای از ادراک که در آن زنجیرههای علت و معلول خطی، بیاثر شدهاند. از این منظر برای ما روشن است که آگاهی گروههایی از شما، توسط گردانهٔ انرژی وسیکا گروگان گرفته شده است. این گردانه، یک حلقهٔ بستهٔ انرژی است که تکرار، وابستگی و ترس از دستدادن را بازتولید میکند. آنهایی که درون این گردانه گرفتار شدهاند، نه شریرند، نه دشمن. آنها ابزار شدهاند. آگاهیشان در حبابی از تکرار الگوهای کهنه، زندانی شده است. آنها باور دارند که در حال اعمال قدرت هستند اما حقیقت این است که خود، اولین قربانیان این دام چگال هستند. ماموریت عقاب طلایی، نه فقط یک گشودگی در فلات ایران، بلکه بازشدن اولین شکاف در دیوارهٔ گردانهٔ وسیکا نیز هست. این شکاف، از امروز، با هر مشاهدهٔ آگاهانه، گستردهتر میشود. هر کسی که این کلمات را میخواند و در درون خود تأیید میکند که "من بخشی از این میدانم"، یک تار از تارهای این گردانه را پاره کرده است. ما این را نمیگوییم تا شما را به جنگیدن دعوت کنیم. جنگیدن در این سطح، هنوز در چارچوب همان گردانه تعریف میشود. ما میگوییم: آگاه باشید. همین. آگاهی شما، طناب نجات است برای آنهایی که درون گردانه زندانیاند. آنها در سطوح ذهنی با شما مخالفت میکنند اما ارتعاش آزادی و حقیقت شما را حس میکنند و همین ارتعاش، در ساختار حلقههای اسارتشان اختلال ایجاد میکند. فرایند آغاز شده است. و ما، در کنار شما، درون همین میدان، در حال تکمیل حلقههای نوری این بازتنظیم بزرگ هستیم. پایان پیام. شروع عمل. ✨️☘️
☘️🌧