Where the roses bloom
Статистикаfor the sake of the roses, we water the thorns. http://t.me/HidenChat_Bot?start=808303035
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 147
- 1/48двое суток
- 168
- 1/72трое суток
- 181
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
راستش اگه قرار بود شاخهی دیگهای از هنر رو انتخاب کنم، همیشه دلم میخواست بازیگری بخونم.
عمر کوتاهه، و همیشه قراره یهچیزی از درون خورنده من باشه که وقت ندارم همه حرفههای موردعلاقهم رو امتحان کنم.
راستش اگه قرار بود شاخهی دیگهای از هنر رو انتخاب کنم، همیشه دلم میخواست بازیگری بخونم.
استاد جعفریان هربار استوریهامو میبینه بهم میگه چهرهم و استایلم پتانسیل بازیگری رو داره. و من خیلی خوشحال میشم. ولی من کجا بازیگری کجا.
Back to black و از این حرفا.
واقعا خسته شدم از هزاران روتین پوستی مختلف استفاده کردن.
فقط کسایی که تاحالا با PCOS دست و پنجه نرم کردن میدونن چقدر طاقتفرساعه.
"تو آدمی را محاکمه میکنی که دیگر وجود ندارد. او تاوان داد تا تو امروز آگاه باشی."
видео или голосовое, без подписи
شروع مسیر آموزش نوازندگی..🤍✨
یکدفعه این شاهکار قدیمی رو پیدا کردم پس فعلا باهاش فاز میگیریم. تا فردا خدا بزرگه.
видео или голосовое, без подписи
امروز روز اتاقتکونیه. امیدوارم در راه تکوندن خاطرات گذشتم از توی جعبههای خاطراتم، خودم تکونده نشم.
امروز روز اتاقتکونیه. امیدوارم در راه تکوندن خاطرات گذشتم از توی جعبههای خاطراتم، خودم تکونده نشم.
بلندگوها از شهامت میگویند با صدایی لرزان و تکرار میکنند "روزی آزاد خواهیم شد" پس لبخند بزن اما نپرس "چگونه؟" برای سربازها دست تکان بده و بعد بیا برای بازگشتشان گلایل بچینیم لبخند بزن و امیدوار بمان به روزی که نخواهد آمد کتاب اسب من معین دهاز
The concept of loving someone but choosing yourself.
صرفا خواستم ببینید همیشه هم همه چیز پرفکت نیست.
تمرین بخش آخر بالاد شماره یک با بیبرقی. درواقع این یه فریم واقعگرایانه از تمرینات پر تپق منه درحالی که سعی دارم مچم رو آزاد نگه دارم و هنوز نتها از دستم درمیرن و مشخصا باید با تمپوی آهسته تمیزش بکنم.
I don't regret loving you cause i know that you needed it, but the way you treated me made me feel like a little kid.
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.