برهوت فلسفه
Статистикаنوشتههایی آزاد در رابطه با فلسفه و حکمت متنها از دانشجوی همیشگی فلسفه راه ارتباطی: @arash_bagheri_7394
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
«چگونه میتوان به سرآغاز بازگشت؟» این پرسش را مدام از خود در مقام فیلسوف پرسیدهایم. اما پرسش از ضرورت بازگشت به سرآغاز و بازنگری انتقادی این تمنا پراگماتیسم را ممکن ساخته است. پیروان فتیش بنیادگذاری باید به این پرسش پاسخ دهند که لزوم پی گرفتن تفکر از مسأله…
آریگویی به زندگی یعنی به جای افتادن به جان خویش و انتقام گرفتنِ از خویش به جای انتقام گرفتن از زندگی -که در هر دو حال انتقامگیری خصوصیت نهگویی به زندگی است- در جهان متناسب با جهان از برای بیشتر کردنِ قدرت خود در جهان عمل کنیم؛ و این یعنی نه انتقام بلکه عمل، نه واکنش بلکه کنش بر صدر اولویت تخلیهی ارادهی ما جای گیرد. http://t.me/will_to_morality
فروید در کتاب تفسیر خواب (با ترجمهی شیوا رویگریان) در مورد نسبت چیزی که رویا آشکار میسازد و افکار پنهانی که در نسبت با رویا در فرایند تفسیر آن میتواند آشکار شود چنین میگوید: نخستین چیزی که برای هر آنکه به مقایسهی رویا-محتوا و رویا-افکار بپردازد روشن میشود این است که عمل تراکم به مقیاسی وسیع انجام گرفته است. رویاها در مقایسه با دامنه و غنای رویا-افکار، کوتاه، لاغر و موجزند. اگر رویایی را بنویسیم ممکن است شاید نیمی از صفحه را پر کند. شرح رویا-افکاری که پایهی آن است ممکن است شش، هشت یا چند ده برابر آن باشد. این نسبت در رویاهای مخنلف تغییر میکند؛ ولی تا آنجایی که تجربهی من میگوید جهت آن هرگز تغییر نمیکند. معمولا انسان میزان تلخیصی که صورت میگیرد کم برآورد میکند، چون انسان تمایل دارد رویا-افکارب را که آشکار شده است بهمثابه تمام اطلاعات تلقی کند، در حالی که اگر کارِ تفسیر بیشتر ادامه یابد ممکن است افکار باز هم بیشتری که در پس رویا پنهان است آشکار شود. اندیشهی آگاهانه محصول کارخانهی اندیشهی ماست، و رویا پنجرهای است به کارگاه ساخت اندیشه. مدیر خوب صرفا به تولید محصول توجه ندارد، بلکه کیفیت کارگاه ساخت را نیز رصد میکند. http://t.me/will_to_morality
روح آزاد: از هر فیلسوف به قدر نیاز خویشتن میآموزم و تفکر وی را فرامیگیرم.
رفیق این روزهای من
او فردی مبادی آداب و باشخصیت و با مراعاتهای دقیق اخلاقی است اما شباهنگام در خواب مرتکب زشتترین اعمال می شود، طوری که در بیداری مرتکب شدن چنین اعمالی برایش قابل تصور نیست. پس صبح با وحشت از خواب برمیخیزد. در این هنگام این پرسش برای او و بعد برای ما ایجاد…
او فردی مبادی آداب و باشخصیت و با مراعاتهای دقیق اخلاقی است اما شباهنگام در خواب مرتکب زشتترین اعمال می شود، طوری که در بیداری مرتکب شدن چنین اعمالی برایش قابل تصور نیست. پس صبح با وحشت از خواب برمیخیزد. در این هنگام این پرسش برای او و بعد برای ما ایجاد میشود که آیا او واقعا انسانی اخلاقی است؟ یا نه! در ذات وی ناخالصیهای غیراخلاقی بسیاری وجود دارد و در نتیجه نباید وی را واقعا انسانی اخلاقی دانست؟ اخلاقی بودن فرد آنجا که اعمال وی به ارادهی وی انجام گیرند قابل آزمودن است. یعنی انتخابهای وی است که او را اخلاقی یا غیراخلاقی میکند. حال از آنجا که اعمال وی در رویا نه بر حسب انتخاب وی بلکه نمایشی از افکار گذرای وی بوده است، پس او ذاتا غیراخلاقی نخواهد بود. http://t.me/will_to_morality
تقدیم به دوست عزیزم، علی مزرعتی: هرکسی باور دارد که ادراک وی از امور ادراکی از واقعیت است حال با خود صادق باشیم، وقتی شبها میخوابیم و رویا میبینیم، آیا این ادراک نیست؟ بله! رویا نیز دریچهای به واقعیت دارد. بله! رویا نیز حاکی از واقعیت است. رویا چیزی جز…
مواجههی فیلسوفان، از لایبنیتس تا هوسرل با امر ناخودآگاه در نقطهای بسیار مهم از مواجههی روانکاوانهی فروید با آن جدا میشود؛ و این به زعم من موجب میشود هر تلاشی برای ایجاد همسویی و مشابهت و اذعان به نوعی وحدت میان مواجههی فلسفه در پارادایم آگاهی با روانکاوی به در بسته بخورد. برای فیلسوفان آنچه از یاد رفته گرچه با کوشش دشوارِ سوژه به چنگ بیاید، اما همان چیزی است که سوژهی واحد خودش تجربه کرده است، و به هنگام یادآوری خاطرهی ازدسترفته با چیزی غریبه مواجه نمیشود. اما یادآوری ناخودآگاه نزد فروید چیزی از جنس دیگر است، آنچه با کوشش فراوان به چنگ میآید برای ایگوی سوژه چیزی غریبه با وی است، نه صرفا یادآوری آنچه برای وی اتفاق افتاده است. درحالیکه نزد سنت فیلسوفان آگاهی برای آگاهیِ یگانه یادآوری اتفاق میافتد، در فروید خاطرهی بهیادآوردهشده (و یا حتی شاید به عنوان یادآوریِ برساختهشده) باید با ایگوی سوژه دوباره وحدت بخشیده شود تا دوپارگیِ موجود در خود مجددا به وحدت مبدل شود. یادآوری در سنت فلسفهی آگاهی از جنس پر شدنِ جاهای خالیِ یک پازل است، در حالی در روانکاوی فرویدی از جنس جوش دادن دو فلز ازهمگسختهشده به یکدیگر است. پ.ن: اینکه هوسرل و فروید هر دو شاگرد برنتانو بودهاند پس به خاطر مبدا مشترک باید میان آنها ربط و نسبتی و مشابهتی و همسوییای یافت، تلاشی مبتذل به چشمم میآید که جهت احتیاط میگویم که شاید روزی در آن به جای ابتذال یک تدقیق قابل توجه ببینم، اما هنوز جز ابتذال برایم چیزی نیست. https://t.me/Solitude_of_Thought
دونمایگان از هر چیزی ابتدا زشتیهایش را برمیگیرند، حتی از استاد. http://t.me/will_to_morality
شارلاتان انسانی سست و تهی است که حرف مفت بسیار میزند و عمل هیچ نمیکند. http://t.me/will_to_morality
شناختن بهمثابهی توانستن، یعنی فرد آن هنگام که از شناخت برخوردار باشد میتواند در عمل غایت مطلوب خویشتن را تحقق بخشد. بدین ترتیب سوژهای که در دل سنت قرار دارد زمانی در نسبت با هدف خود از شناخت کافی برخوردار است که بتواند در نسبت با مجموعهی روابطِ موجود در دلِ سنت از کامروایی بیشتر در تحقق بخشیدنِ غایات مطلوب خود برخوردار باشد. بدین ترتیب آنچه شناختن را برای سوژه تضمین میکند تواناییِ وی است در تحقق غایاتِ خویشتن. بر این اساس تجربهی مرزی شکست خود فراخوانی خواهد بود برای به کار گرفتنِ نیروی مخربِ تخیل در جهت فراروی از باورهای فعلی و آزمودنِ باورهای بدیل برای عمل و نسبت آن با کامروایی در عمل به جای شکست. بدین ترتیب تجربهی شکست و یاری گرفتن از نیروی تخیل در فراروی از وضع موجود در جایگذاری پیروزی به جای شکست، و سنجیدن باورهای نو (برای اینکه آیا چنین باورهایی منتهی به پیروزی به جای شکست میشوند یا خیر؟)، مولفههای یادگیری در حین عمل هستند که هر نظریهی شناخت باید بدانها توجه کافی داشته باشد. http://t.me/will_to_morality
عقلانیت چیست؟ آن ویژگی بالقوهی انسانی است که در گفتوگو، که فقط بر مبنای تکثرِ ارتباطیِ استدلالکنندگان ممکن میشود، خود را در بلندای تاریخ برحسب آن بالقوگی نمایان کرده و برمیسازد.
🔔 #تازههای_نشر 📕 شکاکیت و زمان نزد کانت ✍ نویسنده: آدرین باردون 👤 مترجمان: آرش باقری محمدآبادی و فاطمه نعمتی (دانشجویان دکتری فلسفهی دانشگاه تهران) 📕 معرفی کتاب: آدرین باردون (استاد فلسفهٔ دانشگاه ویک فارست) در این مجموعهمقالات به بررسی ابعاد مختلف…
🔔 #تازههای_نشر 📕 شکاکیت و زمان نزد کانت ✍ نویسنده: آدرین باردون 👤 مترجمان: آرش باقری محمدآبادی و فاطمه نعمتی (دانشجویان دکتری فلسفهی دانشگاه تهران) 📕 معرفی کتاب: آدرین باردون (استاد فلسفهٔ دانشگاه ویک فارست) در این مجموعهمقالات به بررسی ابعاد مختلف پاسخ کانت به شکاکیت میپردازد و نشان میدهد که پروژهٔ انتقادی کانت را باید در پیوند با استدلالهای استعلایی، ساختار تجربه و زمانمندی آگاهی فهمید. او با تحلیل مباحثی چون استدلالهای استعلایی، ردیهٔ ایدئالیسم، تشابهات تجربه و نسبت کانت با تجربهگرایی هیوم، استدلال میکند که کانت در برابر شکاکیت نه صرفاً به دفاع از امکان شناخت، بلکه به تبیین شرایط پیشینیِ تجربهٔ عینی روی میآورد. باردون همچنین میکوشد نشان دهد که برخی جنبههای اندیشهٔ کانت، بهویژه در بحث زمان، همزمانی و آگاهی از جهان خارج، ظرفیت بازخوانی و بازسازی در پرتو مباحث معاصر معرفتشناسی و فلسفهٔ ذهن را دارند. از این منظر، کتاب تصویری از کانت ارائه میکند که در آن نقد شکاکیت، تحلیل تجربه و تبیین ساختار زمانی آگاهی اجزای یک پروژهٔ فلسفی واحد را تشکیل میدهند. 🔗 خرید کتاب 🆔 @AnjomanPhUT
آنچه تدریس متون فلسفی را برای مدرسان موجه میسازد ترجمهی متون نیست، اِشراف داشتن به متون است. کسی از ماشین ترجمه توقع تدریس ندارد. پس مترجمان نباید به صرفِ ترجمه مدعی تدریس متون باشند. https://t.me/will_to_morality
گزینگویه را غالبا کسی بهتر میفهمد که از پیش در منظر آن شریک شده باشد. https://t.me/will_to_morality