زخم حسینی
Статистикаشعر، زندگی و ادبیات اگر مطالب کانال برایتان جذاب است آن را با دیگران به اشتراک بگذارید 🙏 ارتباط با شاعر @mohoseyni
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 462
- 1/48двое суток
- 529
- 1/72трое суток
- 571
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نیرنگ و فریب ، تیغ و تیر آوردند کینه ز محرم و غدیر آوردند آه ای کس بی کسان عالم مولا! مداح تو را غریب گیر آوردند #زخم_حسینی #شهید_حمیدرضا_رجب_زاده @zakhmofficial
دو روزه میخوام یه چیزی بنویسم زبونم از کار افتاده تو دلم همهی زنان جهان دارن رخت میشورن نمیدونم یه چه جرمی این بلا رو سر این بچه اوردن نمیدونم چیکار کرده بود نمیدونم هیچی نمیدونم... دو روز دارم به اون شبی فکر میکنم که من برای خانوم رقیه شعرخوندم و رفتم بعدش تو سینه زنی خوندی کاش قلم پام میشکست نمیرفتم حداقل یکبار باهات دست میدادم سلام علیک میکردیم غمگینم خیلی غمگینم از دیروز یه مصرع که برای علی اکبر گفتم توو مغزم داره مدام تکرار میشه: مانده ام پیش تو بر چند بدن گریه کنم بیچاره مادرت از پدرت که بعید میدونم چیزی مونده باشه #شهید_حمیدرضا_رجب_زاده
هرکس که از فراق تو میمرد پیش توست ما بی تو زنده ایم که دوری سزای ماست #زخم_حسینی @zakhmofficial
محبوب من به خانهی غمها خوش آمدی دیر آمدی به منزلت اما خوش آمدی بعد از تو گریه همدم من شد، کنار من غمگین ترین رقیهی دنیا خوش آمدی قهرند با رقیهی تو دختران شهر پیش من این غریبهی تنها خوش آمدی با زخم گونه نیز قشنگی قبول کن زخمی ترینم ای سر زیبا خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ میزدند میدیدمت برای تماشا خوش آمدی رفتی نگفته ای دل ما تنگ میشود؟ حالا که آمدی به بر ما خوش آمدی با بوی عطر و نان به کنارم رسیدهای ای رفته در تنور و کلیسا خوش آمدی در تشت پیش پای زنازاده بودهای اه ای سر شبیه به یحیی خوش آمدی آخر نجات دادمت از خانهی یزید ویرانه بهتر است از آنجا خوش آمدی پن:غزل در استقبال غزلی از فاضل نظریست #زخم_حسینی #رقیه_خاتون #محرم @zakhmofficial
اینان نمک به روی جراحت گذاشتند بر روی اهل بیت تو قیمت گذاشتند #شام
سر آن که جهاد فیسبیلالله با هجرت آغاز میشود در کجاست؟ طبیعت بشری در جستوجوی راحت و فراغت است و سامان و قرار میطلبد. یاران سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است که اسلام آوردهاند اما در جستوجوی حقیقت ایمان نیستند. کنج فراغتی و رزقی مکفی... دلخوش به نمازی غرابوار و دعایی که بر زبان میگذرد اما ریشهاش در دل نیست، در باد است. در جستوجوی مأمنی که او را از مکر خدا پناه دهد؛ در جستوجوی غفلتکدهای که او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل که خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است که صخرههای بلند را نیز خرد میکند و در مسیر درهها آن همه میغلتاند تا پیوسته به خاک شود. اگر کشاکش ابتلائات است که مرد میسازد، پس یاران، دل از سامان برکنیم و روی به راه نهیم. بگذار عبدالله بن عمر ما را از عاقبت کار بترساند. اگر رسم مردانگی سر باختن است، ما نیز چون سیدالشهدا او را پاسخ خواهیم گفت که: ای پدر عبدالرحمن، ایا ندانستهای که از نشانههای حقارت دنیا در نزد حق این است که سر مبارک یحیی بن زکریا را برای زنی از قوم بنیاسرائیل پیشکش برند؟ آیا نمیدانی که بر بنیاسرائیل زمانی گذشت که مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را میکشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش نشستند، آن سان که گویی هیچ چیز رخ نداده است و خدا ایشان را تا روز مواخذه مهلت داد. اما وای از آن مواخذهای که خداوند خود این چنیناش توصیف کرده است: أخذَ عزیز مقتدر. آه از یاران. در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است که سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به [بدکارهها] هدیه کنند. بگذار این چنین باشد. این دنیا و این سر ما #فتح_خون #شهید_آوینی @zakhmofficial
نجف چه جای قشنگی برای تشییع است دلم خواست 😭 #یاعلی
َلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ عزت از آنِ خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان نمیدانند #نزل_بک
https://bagheketab.com/content/%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1…
https://bagheketab.com/content/%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C
گشت ناموست اسیر دست بیناموسها بدات حکایه الزینب @zakhmofficial
با عرض معذرت خدمت ولی الله الاعظم امام زمان لطفا با حال مناسب این چند خط را بخوانید #گودال_قتلگاه نیزه از سمت چپ به پهلو خورد یعنی از راست آن بدن افتاد شاه از ذوالجناح ساقط شد با تنش کل پنج تن افتاد در شلوغی گودی مقتل هرکسی هرچه داشت را میزد ازدحام انقدر فراوان بود یکنفر موقع زدن افتاد نیزه وقتی که در دهن برود ابتدا میخورد به دندانها بدنش را که شمر برگرداند چند دندانش از دهن افتاد حرقو را شنیده اید آیا؟ مادرش گفت حرقو یعنی بر تن شاه وقت جان دادن چوب در حال سوختن افتاد یک نفر توی گودی مقتل خواست غارت کند لباسش را بدنش را کشید غارتگر بدن از بین پیرهن افتاد بدنی که مقطع الاعضاست در حصیر آن قبیله جمعش کرد وقت برداشتن ز خاک اما چندتا عضو از کفن افتاد #زخم_حسینی @zakhmofficial
بیابانی به غایت غم، غروبی تیره تر از شب طلوع شمس از مغرب؛ قمر زندانی عقرب جهان انگار سوی جهل مطلق واژگون میشد افق، مغرب به مشرق سر به سر دریای خون میشد چو انسان نخستین یک نفر تنهاتر از تنها به معراجش قدم میزد ورای قاب او ادنی به گودالی که میقات تمام انبیا بودهاست مقام گفتگوی روح هستی با خدا بودهاست چه خورشیدی که هنگام غروبش شد فروزان تر به عالم تا ابد از اینحقیقت نیست عریان تر حضیضش اوج، پایان ابتدا، در قلب قربانگاه گشود آغوش بر شمشیرها فرمود بسم الله زمین افتاد آن کس که جهان بر شانههایش بود همان کوهی که عمری آسمان بر شانههایش بود مگر بر سینهی خورشید تاریکی فرود آمد که باز از کوچه های شهر یثرب بوی دود آمد کسی بر هیکل توحید، بی پروا لگد میزد و شیطان داشت دم از قل هو الله احد میزد کسی که سفرهی افلاک را بی وقفه نان میداد چرا لب تشنه زیر چکمههای شمر جان میداد به زیر دست و پا روح عبادت دست و پا میزد همان ساعت کسی در لشکر دشمن اذان میداد مناجاتش به مقتل روبه پایان بود بی تردید سنان تنها اگر یک لحظهی دیگر امان میداد لگد کوب آنچنان شد زیر پای مرکب دشمن نسیمی پیکر او را در آن صحرا تکان میداد تنش عریان رها شد زیر هرم افتابی داغ سرش بر نیزه اما کاروان را سایه بان میداد نشان میداد سیرش را، طلوعش را، افولش را سرش؛ قوس صعودش را، تنش؛ قوس نزولش را گرفتند از سر او خوود را، عمامهاش را هم به غارت برد دستی از تن او جامهاش را هم اگر چه زخمی سر پنجهی زجر است پیراهن سلام فیه حتی مطلع الفجر است پیراهن کدامین پیرهن؟ هر تار و پودش ریشهی طوبا که آن را بافت با دستان خود انسیه الحورا کدامین پیرهن؟ پیراهن پیغمبر خاتم همان سوغات ختم المرسلین از لیلة الاسری کدامین پیرهن؟ حرز علی در غزوهی خیبر که هر تارش چنان حبل المتین در لفظ و در معنا کشید آن را به سر صدیقه در هنگام نفرینش چه میشد گر علی عارض نمیشد بهر تسکینش؟ همان که اول ماه محرم زیور عرش است هم از آغاز خلقت، دکمههایش گوهر عرش است توسل کرد هر پیغمبری وقت گرفتاری به آن پیراهن صد چاک سرشار از سزاواری کدامین پیرهن؟ همراه یونس در دل ماهی همان حکمت که لقمان نیز از او میگیرد آگاهی به داوود نبی، آن پیرهن بخشید قدرت را سلیمان داشت از آن خاتم خود را، حکومت را چراغ راه شد آن پیرهن بر خلق سرگردان به ظاهر بادبان، اما برای نوح کشتیبان اگر آدم پشیمان بود و گریان در بیابان شد مشرف شد به این پیراهن و مشمول غفران شد به خاکستر بدل میشد، خلیل اما در آن آتش تنش بود این کهن پیراهن و آتش گلستان شد نه تنها بود در اعماق زندان منجی یوسف که بویش نیز نور چشمهای پیر کنعان شد عصا گر مار شد اعجاز موسی نیست بی تردید ید بیضا هم از این آستین و این گریبان شد از آدم تا به خاتم حرز بود این پیرهن، آری حسین اما برای این کهن پیراهن عریان شد چرا کشتند آن مردم امام خویش را آسان؟ بگو: والعصر…. انسان چیست غیر از زیست در خسران ملالی نیست گر رو بند را از ماه دزدیدند حجاب الله را از جسم ثار الله دزدیدند چه شبهایی که زهرا کوک میزد آستینش را چه ساعتها در آن می دید طفل نازنینش را به چشم قدسیان آن قوم هول محشر آوردند سر پیراهن او اشک زینب را در آوردند فقط نور از تنش بر دیدهی اهل عذاب افتد ((که چشم خیره بینان در خیال افتاب افتد)) طمع کردند ابلیسان چرا پیراهن او را و آغشتند با خون خدا پیراهن او را به چاه کربلا افتاد آن یوسف تر از یوسف دریدند از تن او گرگها، پیراهن او را چه سرّی بود در عریانی آن کبریا پیکر که میدیدند آنسان برملا پیراهن او را خدا گر خود نمیفرمود: داغش را خریدارم جهان هرگز نمیشد خونبها پیراهن او را نمیماند به حبس کالبد، روح خدا هرگز چنین دیدند از پیکر جدا پیراهن او را اگر ارثیهی زینب نمیشد تا دم رفتن نگه میداشت در بر کربلا، پیراهن او را حسین عریان شد و پیراهنش میراث انسان شد برای گاه موعود خدا از دیده پنهان شد همان پیراهن صد پاره پرچم میشود روزی نوید صبح آزادی عالم میشود روزی به چشم خویش میبینیم: راه دور، نزدیک است ظهور، آری ظهور وارث آن نور نزدیک است… #عاشورا #زخم_حسینی #پیراهن @zakhmofficial
برای آنکه بمانی بگو چهکار کنم چه مانده است برایم بگو نثار کنم گلایه، گریه، تمنا، نگاه، قربانی بگو چه کار نکردم بگو چه کار کنم نمانده یار برایت؟ نمرده خواهر تو اشاره کن که برای تو کارزار کنم اشاره کن که اباالفضل دیگرت باشم علم بگیرم و کار سپاه دار کنم هنوز چادر خاکی مادرم به سر است اراده کن که جهان را پر از غبار کنم ولی بدون تو جانی به من نمیماند پس از تو مجبورم صبر اختیار کنم اگر تو کشته شوی من همین زن تنها میان اینهمه دشمن کجا فرار کنم سپرده ای به من آل رسول را اما چگونه یکنفره حفظ این تبار کنم پر است خیمه ات از بانوان پرده نشین بگو به ناقهی عریان که را سوار کنم اگر ندیدمت امشب مراقب خود باش که من مراقبت از خیل سوگوار کنم نمیشود که به آن لالهزار سر بزنم اگر محافظت از این بنفشه زار کنم به شام میروم اما فقط به خاطر تو که سیل خون شمارا ادامه دار کنم #وداع #زخم_حسینی @zakhmofficial
سرو ما از خیمه بیرون زد صلابت را ببین مادرش میگفت زینب قد و قامت را ببین پنج تن در یکنفر گر جمع باشد این علیست در وجودش روح انوار هدایت را ببین خلق و خو و صوت و سیمای رسول خاتم است نام این دیگر شباهت نیست، رجعت را ببین جمع سبطین است یعنی که حسین است و حسن نقطهی عطف شجاعت با کرامت را ببین پیش ما مولا نماز است و علی اکبر اذان باب سالار شهیدان است نسبت را ببین از پدر تا اذن میدان خواست فرمودش برو ماه را قدری تماشا کرد رخصت را ببین رزم عباس است یا اکبر نمیدانم دگر در نگاه شمر و ابن سعد وحشت را ببین تشنه لب برگشت و جای آب بوسیدش پدر تشنهی این بوسهها بودهست نیت را ببین خون فرقش ریخت روی چشمهای مرکبش اسب بین دشمنانش رفت فرصت را ببین صد پسر میخواست با نام علی آقای ما یک علی شد صد علی در دشت، قسمت را بیین زخم تیغ و زخم نشتر زخم قیچی زخم گرز در تنش اثار انواع جراحت را ببین اولین بار است زینب بین مردم آمده تکههای پیکرش لرزید غیرت را ببین #مولانا_علی_اکبر #محرم #زخم_حسینی @zakhmofficial
سلام و نور اعیاد مبارک ان شاالله به مدد اباالفضل العباس علیه السلام همگی سالم و سلامت باشید
🧡🖤❤️ 🔖به مناسبت ایّام ولادت حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها و لیالی شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها 🕯🕯🕯شب شعر «دو بانوی ملکوت» 💭با اجرای #سید_محمدجواد_شرافت 💭با حضور استاد حاج #مهدی_آصفی 💭با شعرخوانی شاعران ارجمند آقایان: #احمد_بابایی #سید_محمدحسین_حسینی_زخم #محمدرضا_طهماسبی #علیرضا_نورعلیپور #جواد_هاشمی_تربت با مدّاحی آقایان حاج #محمدرضا_بذری (از شهر بابل) حاج #زهیر_سازگار حاج #مهدی_عزیزیان هیأت جوانان مهدوی حسینیهی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسّلام م.خراسان؛ خطیّب؛ خ.حصاری. ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
📣 فراخوان سیزدهمین کنگره ملی شعر فاطمی هجده سال نوری 🔹شعر به زبان های فارسی ( کلاسیک و آزاد ) ، عربی ( فصیح و محلی ) و آذری 🔹بخش اصلی: شعر در مدح و مرثیه ، فضائل و مناقب و ابعاد وجودی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 🔹بخش ویژه: شعر در فضائل ، مناقب و مراثی حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها 🔹نحوه ارسال آثار: از طریق پیام رسان های واتس آپ ، ایتا و بله به شماره ۰۹۹۰۲۹۶۹۶۰۲ 🔹مهلت ارسال آثار: تا ۱۰ آبان ماه ۱۴۰۴ 🔹جوایز: با نظر هیئت داوران به آثار منتخب جوایز ۲۵۰ ،۱۸۰ و ۱۲۰ میلیون ریالی به همراه لوح تقدیر و تندیس کنگره تقدیم می گردد.
برای چهل سالگی خاکم؟ دمم؟ هنوز ندانم که چیستم محبوب من بگو که برای تو کیستم شرمندهام ز خویش ، نه از خلق روزگار من آنچنان که باید و شاید نزیستم زخمم اثر گرفته ز یاران و دشمنان محتاج مرهم از احدی زین دو نیستم من پادشاه مردم رنجیده ام رواست بعد از وفات نیز کماکان بایستم سر خم نکرده ام بخدا پیش هیچکس تنها مجیز گوی حسین علیستم پرسند اگر به حشر چه کردی به عمر خویش گویم به زخمهای تن او گریستم زخم حسینی @zakhmofficial
اسعدالله ایامکم قبول باشه عزاداریها ان شاالله مرضی رضای راضیهی مرضیه سلام الله علیها قرار گرفته باشه #زخم_حسینی