tgindex
ضمایم
@zamaimhaперсидский

ادبیات و جامعه شناسی

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
274
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
93
27 постов
Вовлечённость
33,9%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 27
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
46
1/48двое суток
52
1/72трое суток
56

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 13 авг.257удалён 14 авг.

    без подписи

  • حکایت رستم و اسفندیار در میان اعراب چند روزیست سیرت ابن هشام را می خوانم، کتابی عظیم و مهم که می شود از قدیمی ترین سیرت ها و مستند ترین کتاب ها در باره حیات پیامبر دانست. این کتاب برگرفته از سیرت ابن اسحق است که ابن اسحق در هشتاد قمری تولد و‌ در حدود ۱۵۳ وفات کرده است. امروز از سیرت ابن اسحق چیزی بر جای نمانده است. در جلد اول کتاب "سیرت رسول الله" ابن هشام می گوید که فردی به اسم نضر بن حارث که با پیامبر دشمنی داشت بخاطر تخریب پیامبر به حیره رفت و قصه های پادشاهان پارس و رستم و‌ اسفندیار را یاد گرفت که هر‌گاه پیامبر برای مردم اسلام را تبلیغ کند او میامد و قصه های رستم و اسفندیار را می کرد و می گفت: من نیز مثل او می توانم سخن بگویم پس از من بشنوید که قرآنی مثل قرآن‌او دارم!

  • از اشعار بجا مانده از شهید بلخی، چند بیتی را محمد عوفی در "لب الالباب" آورده است: دانشا چون دریغم آیی از آنک بی بهائی و لیکن از تو بهاست بیتو از خواسته مبادم گنج همچنین زار وار با تو رواست با ادب را ادب سپاه بسست بی ادب را با هزار کس تنهاست یا دانش و خواسته است نرگس و گل که بیکجای نشکفند بهم هر کرا دانش است خواست نیست و آنکه را خواسته است دانش کم

  • یاقوت حموی در "معجم الادباء"در ذیل زندگی‌نامه ابوالحسن وراق مشهور به شهید بلخی که فیلسوف و شاعر بزرگ روزگار سامانی است و اشعار کمی از او بجا مانده است از جمله مدح نصر بن احمدسامانی، می گوید: شهید در حفظ مطالب همواره در پی صحت مطلب بود و در نوشتن نیز چنین بود و هر گاه در کلمه ی شک می کرد بسیاری از نسخ و کتاب ها را برای تحقیق در صحت آن می گشت. بنظرم انسان و پژوهشگر امروزی نیز باید چون شهید باشد؛ به مطلبی سر می خورد آن را بدون دلیل نپذیرد و یا به اینکه،گوینده اش فلان فیلسوف و یا فلان فقیه است اکتفاء نکند.

  • زیرکی را گفتم این احوال بین خندید گفت: صعب روزی، بولعجب کاری ،پریشان عالمی "حافظ شیرازی"

  • آدم با همه روزهای عمرش زندگی نمیکند، آدم با خاطرات بعضی روزهای عمرش زندگی میکند. " گابریل گارسیا مارکز "

  • هوای صبحگاهی شولگره و بیانات مارکوس اورلیوس.

  • در ما یک نوع امیدواری بیهوده نسبت به آینده وجود دارد که: همه چیز به خودی خود خوب خواهد شد. این نگاه نه تنها که با ماهیت فلسفه تاریخ منافات دارد که بیهوده نیز است؛ اینکه آینده را پیش بینی کنیم که همه چیز خوب خواهد شد. در صورتی که آنچه آینده را می سازد تلاش برای دگرگون ساختن وضعیت در حال خواهد بود.

  • فیلم "گاو" براساس داستان «گاو» از کتاب عزاداران بیل اثر غلام حسین ساعدی به کارگردانی داریوش مهرجویی با بازی محمود دولت آبادی.

  • 10 авг.9174из its_mine_home

    فیلم "گاو" براساس داستان «گاو» از کتاب عزاداران بیل اثر غلام حسین ساعدی به کارگردانی داریوش مهرجویی با بازی محمود دولت آبادی.

  • در مدرسه، در بازار، در مسجد، در میدان، در زندان، در زنجیر، ما نام تو را زمزمه می‌کردیم: آزادی! آزادی! آزادی! آن شب‌ها، آن شب‌ها، آن شب‌ها، آن شب‌های ظلمت و حشت زا، آن شب‌های کابوس، آن شب‌های بیداد، آن شب‌های ایمان، آن شب‌های فریاد، آن شب‌های طاقت و بیداری، در کوچه تو را جستیم. بر بام تو را خواندیم: آزادی! آزادی! آزادی! می‌گفتم: روزی که تو باز آیی، من قلب جوانم را چون پرچم پیروزی برخواهم داشت. وین بیرق خونین را بر بام بلند تو خواهم افراشت. می‌گفتم: روزی که تو باز آیی، این خون شکوفان را چون دسته گل سرخی در پای تو خواهم ریخت. وین حلقه‌ی بازو را در گردن مغرورت خواهم آویخت. #هوشنگ_ابتهاج 1306-1401

  • زندگی به هیچ نمی‌ارزد اما ارزش هیچ چیزی به اندازه زندگی نیست. 📖گفت‌و‌گو با مرگ آرتور کوستلر اصفهان/از این عکس نزدیک دوسال می گذرد.

  • از احمدظاهر رهایی نیست.

  • دوستی پرسیده که ضمایم یعنی چی؟ ضمایم یعنی جمع ضمیمه. ضم کردن یا ساده ترین اش پیوست کردن! من در اینجا مطلبی از جامعه شناسی،تاریخ،ادبیات یا از کتاب های که می خوانم،فلم های که می بینم و آهنگی‌که می شنوم مطلبی ضم می کنم یا می گذارم. برای همین اسم آن را به مشورت دوستی،ضمایم گذاشتم. اسم من ضما نیست که ضمایم یعنی "ضما هستم" باشد.

  • https://t.me/HarfChatBot?start=aafc009acd96 حرفی،سخنی یا درودی

  • علاقه شدیدی برای خریدن کتاب ‌و انتخاب آن دارم؛ حتی وقتی کسی را در کتابفروشی می بینم که‌ دنبال کتاب است از او می پرسم چه کتاب هایی خوانده تا بر متقضای آن، به او کتاب معرفی کنم. دوستی می گفت این ها را می خری می خوانی اش؟ می گفتم کتاب خوب خواندنش مهم است داشتنش مهمتر! البته بی کتاب نمانده ام؛ در کفش و‌ لباس و برند پوشاک بی علاقه ام اما در کتاب و نشر های معتبر کتاب علاقمندم. خرید کتاب تنها برای خودم نه، برای دوستان نیز لذت بخش است، لیستی از کتاب ها را از دوستم گرفتم و گفتم به هیچ کسی نمی فروشی جز کسی که من معرفی می کنمش! گفت چرا؟ گفتم حیف است این کتاب های خوب دست کسانی که قدر شان را نمی دانند بیافتد. عکس کتاب ها را به دوستان فرستادم و علاقه نشان دادند؛یکی دو‌عنوان، یکی پنج عنوان انتخاب کرد. هماهنگی کردم کتاب به‌دست دوستان برسد و کیف کنند و من از کیف شان‌ کیف کنم.

  • ریشه زبان فارسی در جامعه ماست. این زبان با آنکه اسم اش مسمی به فارس است اما زبان خراسانی است. از خراسان آمده و در مناطق امروزی فارسی زبان فراگیر شده است. از شاعران اولیه زبان فارسی می توان به حنظله بادغیسی، ابواسحاق جویباری، ابوحفص سغدی، فیروز مشرقی، رابعه بلخی، معروفی بلخی، ابوشکور بلخی، دقیقی بلخی، شهید بلخی، بدیع بلخی، ابوالموید بلخی، رودکی سمرقندی، خبازی نیشاپوری، ابوسعیدابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری، رونقی بخارایی، کسایی مروزی و ‌....... اشاره کرد که همه خراسانی هستند. حتی شاعران برجسته این زبان چون فردوسی، عطار، خیام، ناصر خسرو بلخی، مولانای بلخ، مولانا جامی، رودکی و رابعه خراسانی هستند. ادعای اینکه فارسی در این جامعه ریشه ندارد ادعای است که از طرف متعصب های نادان مطرح می شود.

  • همیشه حین راه رفتن که کتاب میخوانم این حکایت طالس در ذهنم می چرخد. نمی دانم چرا. طالس فیلسوف پیشا سقراطی است که در باره زمین نظریات جالبی دارد. روزی غرق در تماشای آسمان راه می رفت که به گودالی افتاد. زنی که از آنجا می گذشت به طالس گفت تو که نمیتوانی گودال پیش پایت را ببینی چگونه می توانی راز های آسمان را کشف کنی؟

  • امسال کلاغان  سُفال‌هایند بر بام تابستان.  ترس، چون دستِ مردِ کور  به دنبال دستگیره‌ی در می‌گردد.  تو بر سنگ نشسته‌ای  آرامی، چون خسته‌ای  مهربانی، چون بسیار ترسیده‌ای  به سادگی فراموش می‌کنی چون که نمی‌خواهی به یاد داشته باشی فراموش نمی‌کنی. "یانیس ریتسوس"