tgindex
نقاب خنده زورو

نقاب خنده زورو

Статистика
@zorro_chперсидский
Последний пост
12 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
51
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
718
+4 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
573
40 постов
Вовлечённость
79,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 51
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✍🗡z «مارتین لوترکینگ» به خط و‌ ربطِ #زورو ! «یک قانون‌ناعادلانه اصلاً قانون‌ نیست. همه‌ی ما وظیفه‌ی اخلاقی داریم از قوانین ناعادلانه سرپیچی کنیم، چرا که همدستی نکردن با شر، به همان اندازه وظیفه‌ی اخلاقی‌ست که همکاری با نیکی.  کسی که از قانون ناعادلانه  سرپیچی می‌کند و با ماندن در زندان تاوان آن را می‌دهد تا وجدان جامعه را بیدار کند، بیشترین احترام را به قانون گذاشته است» @zorro_ch   https://www.instagram.com/bazgashtezorro

  • ✍🗡z #شعرخوانی #زورو آخرین صبحگاه قبل از حبس به امید طلوع آزادی ✅ امروز از این زندان بزرگ، به زندان کوچک‌تر «برمی‌گردم»! ✅✅ می‌خوریم «آب خنک» در کوره‌ی عشق وطن! در نگاه عدّه‌ای هرچند علّافیم ما! تا چنان پروانه، آزادی نصیب ما شود پیله‌ی زندان به دور خویش می‌بافیم ما! ✅✅✅ به زندان می‌برم در راه آزادی تن خود را تو هم آماده‌کن ای دشمن من باسن خود را ! ؛ که برمی‌گردد این چرخ و ورق یک‌روز البتّه که ملّت می‌کند توی فلانت سوزن خود را ! درود و بدرود 🌺 به امید دیدار در صبح آزادی 🙏 @zorro_ch https://www.instagram.com/bazgashtezorro

  • ✍🗡z ✅ دعوت به تفکّر و لبخند در زمان غیبت صغرای #زورو ! با عرض سلام ... در ادامه گوید زورویِ سیاه‌جامه: ای هموطنان! آهای مردم! دعوت به تفکّر و تبسّم ای دوست بیا سراغ بنده توی کانال "نقاب خنده" با طنز «زورو» گر آشنایی با سر توی این کانال آیی! ممکن است بالاجبار مدّتی نباشم، بماند که اگر بودم هم فعلاً نیازی به نوشتن نمی‌دیدم چرا که اگر قرار بود روحیّه‌ای به موافقانِ «هم‌راهم» (یعنی مخالفان حکومت!) بدهم و مخالفانم (یعنی موافقان حکومت!) را «در راه بیاورم»! به شهادت پُست‌هایم در پیج اینستاگرامم و به‌صورت ویژه‌تر و مفصّل‌تر در کانال تلگرامم که آدرسش در ادامه به پیوست تقدیم‌تان می‌گردد، سالهاست گفتنی‌ها را گفته‌ام و نوشته‌ام؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است؛ کفایت مکاتبات اعلام می‌گردد! ؛ از طرف دیگر هم به قول خودم! لااقل از دی‌ماه خونین پارسال به بعد : نه نوشتن لازم است و نه دگر گفت و شنید دیدنی‌های وطن را هرکسی «می‌خواست» دید با این وجود در زمان فقدانِ تأثربرانگیزم! همانا دو یادگار گرانبها و صندوق ذخیره عرضی! در بین شما برجا می‌گذارم! یکی پیج اینستاگرامم و دیگری و مهم‌تر و کامل‌تر از آن کانال تلگرامم، فرصت داشتید به پست‌های گذشته‌ام رجوع کنید و گوشه‌ای از وقایع تاریخ معاصر را به طنز بخوانید؛ به دوستانتان هم بگویید و از جانب زورو و گروهبان‌گارسیا دعوت‌شان کنید! اینهم دعوت‌نامه‌ی رسمی‌: می‌کُنی ذوقْ اَوَّلش چندی می‌کنی بُغضْ بعد و.... می‌خندی! ( خنده‌ای تلخ، از سر حسرت نه که از بی‌غمیّ و خُرسندی ) می‌کنی فکر یک‌کمی... بعدش نیش خود را دوباره می‌بندی! می‌دهی فُحش چون به‌یک عدّه!!! می‌زنی پس دوباره لبخندی! ( می‌دهی فحش هی به مسئولی که به ایران زده چنین گَندی ) اَلغَرض ای که خسته‌ای از ظلم گَر به آزادگی تو پابندی، هستی اهل تَفکّر و لبخند؟ گَر چنین حالی آرزومندی، اینچنین حالْ، مُفتِ چَنگَت! اگر به کانال زورو بپیوندی (و به پیج زورو بپیوندی) " کاشکی خاک بودمی در راه که مگر سایه بر من افکندی " پی‌نوشت: ✅ بر طبق توافقات برجام! این آدرس ماست در تلگرام: @zorro_ch سرچ عبارت( نقاب خنده زورو ) در تلگرام ✅ پیوست سفارشات دوستا! این آدرس ماست در اینستا! https://www.instagram.com/bazgashtezorro #زورو (عباسعلیِ ذوالفقاری)

  • без подписи

  • ✍🗡z ✅ دعوتنامه من شیفته‌ی تَفَکّر و لبخندم پس باز به سوی #طنز می‌خوانمتان من ابر بهارم و شما گُل، مَردُم! می‌گِریم تا اینکه بخندانمتان #اصل_مطلب در پست بعد👇 https://t.me/zorro_ch/2712 #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 9 июл.361175

    ✅ توجه! : این شعرِ گلایه‌آمیزِ عاقبت‌به‌خیر شده! ظاهراً به نام و کام #زورو ! است، امّا در اصل به صورت نمادین از زبان مبارزانِ در بند و در خاک‌خفته‌ی از یادرفته! است به مردم گلادیاتوردوستِ گلادیاتورپرورِ گلادیاتورکُش ✅✅ با تشکر از همکاری صمیمانه #مولوی، #حافظ ، #مجذوب_تبریزی، #عمان_سامانی و #صادق_آهنگران ! https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 7 июл.4451810

    ✍🗡z با شما یا مثل حالا بی‌ شما! ما به پایان می‌بریم این راه را ✅ #شعرخوانی #زورو ✅✅ با تشکر از همکاری صمیمانه #مولوی، #حافظ ، #مجذوب_تبریزی، #عمان_سامانی و #صادق_آهنگران ! ✅✅✅ توجه! : این شعرِ گلایه‌آمیزِ عاقبت‌به‌خیر شده! ظاهراً به نام و کام «زورو»! است، امّا در اصل به صورت نمادین از زبان مبارزانِ در بند و در خاک‌خفته‌ی از یادرفته! است به مردم گلادیاتوردوستِ گلادیاتورپرورِ گلادیاتورکُش! #متن_شعر 👇 https://t.me/zorro_ch/2419 https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 5 июл.510226

    ✍🗡z «مبارزه مسلّحانه» به جرم حمل سلاح بازداشتم کردند... (آلت جرم را هم ضمیمه‌ی پرونده کردند) اما باز هم جای شکرش باقی‌ست که هنوز متوجّه نشده‌اند «قلم» اسلحه‌ی گرم است #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 2 июл.494221

    ✍🗡z 《 رَحِم‌َ اللّٰه مَن قَرِأ فاااااتحه .... 》 شبهای جمعه که نه فقط، هر شبِ خدا بی‌ قیل و قال و نوحه و مدّاح، سالهاست _چِل سال بیش رفته به اندوه و اشک و آه_ در روضه‌خانه‌ی دل ما هست از شما پیوسته ذِکر خیر : ای "رَفتگانِ" این وطن داغ‌دیده، آی! #آزادی و #عدالت و #امنیت و #رفاه ! ای درگذشتگان! روح شما قرین رحمت حق یادتان به‌خیر! #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 1 июл.418192

    ✍🗡z ✅ مثنویِ معنویِ زورویی دفتر هفتم حکایتِ دسترسی #زورو به گوشی قبلی‌اش و رجوع به گروه‌های پیشین در فضای‌ مجازی و وقوف از بی‌معرفتی همگروهانش و آغازیدن گِلایه را و نصیحت فرمودن، مَر رسیدن به آزادی، ایشان را https://t.me/zorro_ch/2418 السّلام! ای دوستان…

  • 1 июл.399192

    ✍🗡z هنوز قصّه، همون قصّه‌است؛ آره! من که هنوز همونم، خودشونم می‌دونند! #زورو @zorro_ch

  • ✍🗡z بُغض و فریادِ #زورو (با یادی از پریش و آشفته‌ی شهرضایی) پی‌نوشت: بُغض که چِکّه می‌کُنه! «زورو» که داد می‌زنه! «زورو» که گریه می‌کُنه! https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • ✍🗡z تاریخ تَبَری (فصل آخر: ساقهْ در خون، ریشهْ در خاک) «اثری متفاوت از #زورو » https://t.me/zorro_ch/2701 حبسِ قنات فرمان حَصرِ خانگی چشمه‌سارها رَدِّ شکنجه بر بدن جویبارها قطع نخاع رود شلاق جور و گُرده‌ی بید و چنارها حقّا که جانگَزاست تزریق زَهر در رگ سیب گلاب باغ در چشم‌های سبز سپیدار، میلِ داغ مرگ نهال نورَس زردآلو از عطش آلوچه مثل راش ‌و صنوبر به حال غش از ضعف، رنگ‌‌باخت رُخِ آلبالویی گیلاسِ تشنه‌کام سیه گشت چهره‌اش با خون خویش بر تنه‌اش سنجدی نوشت «اظهار عجز پیش ستم‌پیشگان خطاست» می‌ریخت آبِ صافی و پاکی- شبی سیاه - بر روی دست‌ ناروَن و یاس و سَروِناز با قطع عضو تاک کُشتار دسته‌جمعی بادام‌های تلخ گُردان ضدشورش رَمل و غبار و باد می‌کرد گرد و خاک - آماده سینه‌چاک - روان در مسیر باغ تیر خلاص، ... (قاضیِ عادل - تبر به دست!- ) اعدام انقلابی گردوی پیر باغ اَفرای سالخورده به یاد رفیق خویش کرد اعتصاب خشک آمد صدای «عرعر» بی‌‌غیرتی به گوش: لَختی درنگ تا شود از تشنگی هلاک دردا و حسرتا زین درد جانگداز می‌ریخت اشک منبر «چوبی» به روی خاک خَلخال غم به پای تَرَک‌خورده‌ی بلوط یوغ ستم به گردن انجیر و شاه‌توت بُغض انار، هِق‌هِق  آرام بیدمشک هیهات از این جفا، فریاد از این سکوت «زین همرهان سست عناصر دلم گرفت» نه شِکوه‌ای به لب، نه دفاع و نه اعتراض تکرار گشت قصه‌ی پُر‌غصه‌ی «دو کاج» «ای سروِ "پایْ‌بسته" به آزادگی مناز» شد غیرتی «کِویجی»* و قصد مصاف کرد صدها هزار تیغ برون از غلاف کرد؛ هَل مِن مبارز... این منِ عمری در انتظار هَل مِن مبارز... این منِ لب‌تشنه‌ی فکار! آن سوی، ارّه با تبری ائتلاف کرد پس این خدا کجاست؟ پس این خدا کجاست؟ باید به بی‌خیالی او اعتراف کرد جُز این ، چه بود حکمت آن صبر بی‌حساب؟ - «نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب»... - ما توبه می‌کنیم ولی رسمش این نبود کردند دِق ز غصّه، درختِ بِه و هلو نَفی‌بَلد شدند گلابی و آمرود «آری حدیث خوردن شرم و قی حیاست» ناگه سکوت باغ به فریاد شد بَدَل زآنسوی می‌رسید ولی بانگ «رود، رود» شمشاد سرفراز چو در پای دار رفت - با قامتی شکسته، تنی زخمی و کبود با دست‌های بسته و پابند و چشم‌بند معصوم و سربه‌زیر، مغرور و سربلند - می‌خواند این سرود: ای ریشه‌های بر سر پیمان خود سپاس ای کودک جوانه، هَماره تو را سلام ای روح سبز باغ همیشه تو را درود پی‌نوشت: *کِویج (کیویج): زالزالک ؛ درختی است با شاخه‌هایی پُر از تیغ ** مصراع‌های داخل گیومه به ترتیب از : صائب، مولوی، رهی معیری، محتشم، بیداد #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • ✍🗡z پس این خدا کجاست!؟ پس این خدا کجاست!؟ باید به بی‌خیالی او اعتراف کرد ... ✅تاریخ تَبَری (فصل آخر: ساقهْ در خون، ریشهْ در خاک) «اثری متفاوت از #زورو » متن کامل شعر در پست بعد 👇 https://t.me/zorro_ch/2702 @zorro_ch https://www.instagram.com/bazgashtezorro

  • без подписи

  • 7 янв.945278

    ✍🗡z از لطف شما شد وطن آزارِستان! کاری کردید باز هم کارِستان! ؛ هی وعده‌ی امنیت به مردم دادید حالا خودتان ... حمله به بیمارستان!؟ پی‌نوشت ۱. مستندات و فیلم‌ها در تاریخ هویداست و در گوگل قابل سرچ ۲. کارتونیست: مانا نیستانی #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 6 янв.753264

    ✍🗡z ✅ شاید برای شما هم اتّفاق بیفتد! تا حالا شده که توی یه دورهمی و جشن خونوادگی یا دوستانه هیچ‌کاری نکرده باشی و هیچ‌ سهمی نداشته باشی!؟ هرچقدر هم سورچرون و مُفت‌خور و بی‌رگ باشی! بازم اونجوری که باید به دلت نمی‌چسبه. امّا اگه شده در حدّ روشن کردن شمع کیک تولّد، یا سیخ کردن جوجه‌ها، یا عَلَم کردن آتیش، یا گردوندن سیخ‌ها یا ... حتّی کوچیکتر از این‌کارها هم کمک داده باشی یه حال دیگه‌ای داری و توی اون شادی خودت رو سهیم می‌دونی هیچی، فقط خواستم بگم بالاخره مردم جشن #پیروزی و #آزادی رو برپا می‌کنند، دیر و زود داره و سوخت و سوز نه، همین! پی‌نوشت: پیک شادی با شوق وقتی از راه رسید گفت با خنده آهای! جشن آزادی‌تان شود آخر برپا پیک‌تان را بدهید! #زورو https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 4 янв.848187

    ✍🗡z شعرخوانی #زورو دی‌ماه ۹۶ ، تهران (بُرِشی خاصّ و بِجا از یک شعر زورو) دیوارهای کاخ ستم شد تَرَک‌تَرَک... آری بساط ظلم نماند عَلَی‌الدَّوام ای دست‌های سَرزَده از آستین! درود ای مُشت‌های گشته گِره در هوا! سلام https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch

  • 3 янв.605194

    ✍🗡z پیشنهاد ویژه! #شعرخوانی_زورو گُزیده‌ای از مثنوی گِلایه دی‌ماه ۱۴۰۳ ... کودک احساس این را چون شنفت گریه‌اش افتاد و حافظ‌وار گفت: «ما زِ یاران چشم یاری» ... بگذریم! الغرض! اینک به میدان‌اَندَریم! با تنی رنجور و قلبی پُر زِ درد ما رَجزخوانیم هنگام نبرد…

  • 1 янв.745228

    ✍🗡z آ ... د  بدون شرح من این حروف نوشتم چنان‌که غیر ندانست (حافظ) تو خود حدیث مُفصّل بخوان از این مُجمَل (عمان سامانی) #زورو دعوت به تفکّر و تبسّم https://www.instagram.com/bazgashtezorro @zorro_ch