tgindex
ابیانه«viunj»

ابیانه«viunj»

Статистика
@AbyaneviunjРелигияперсидский

﷽ سلام خوش آمدید مواردی که در کانال به اشتراک گذاشته خواهد شد: *اخبار *عکس و فیلم از طبیعت، رسومات سنتی و مذهبی *انتقادات و پیشنهادات

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
147
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Религия
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
308
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
164
40 постов
Вовлечённость
53,2%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 147
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
89
1/48двое суток
101
1/72трое суток
110

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📝گفتار وارده «دیدگاه جوان ابیانه»

  • با اندکی تأمل و تدبیر بر این مسئله، حقیقتِ امر آشکار می‌شود: اگر حضور در این مسند برای ایشان سودی سرشار به همراه نداشت، هرگز حاضر به بقا در این موقعیت نمی‌شدند. اما شواهد نشان می‌دهد که این مسند چنان پرمنفعت بوده است که علی‌رغم انباشتِ بحران‌ها و خسارت‌های ناشی از بی‌برنامگی، همچنان بر ادامهٔ این راهِ اشتباه اصرار می‌ورزند. و اما ... ؛ *آقای نعیمی! شما که مسندِ ریاستِ شورای اسلامیِ ابیانه را بر عهده داشتید، آیا در این دورهٔ چهارساله، تکلیفی حیاتی‌تر و مهم‌تر از حفظِ کیان، میراث و رفعِ بحران‌های اولیهٔ مردم بر دوش‌تان بود که به فراموشی سپرده شد؟ مسئولیتِ شورا فرار از پاسخگویی در ایامِ بازنشستگی نیست؛ ریاست بر شورایی که مردمش در عطشِ آبِ شرب می‌سوزند و آثارِ تاریخیشان به سرقت می‌رود، چه افتخاری برای ارائه در کارنامه دارد؟ *آقای عابدینی! شما به عنوان نمایندهٔ نسلِ جوان‌ترِ این جمع، چه پاسخی برای افکار عمومی دارید؟ آیا توسل به امکانات و اموالِ بیت‌المال برای آبادانی و ساخت‌وساز در باغاتِ شخصی، بر صیانت از زیست‌بوم و آبادانیِ «ویونا» ارجحیت داشت؟ راستی، هدفِ واقعیِ شما از تکیه زدن بر این صندلی چه بود؛ خدمت به ولی‌نعمتانِ روستا یا پیگیریِ منافعِ شخصی از راه دور؟ *آقای محسنی! شما که سال‌ها در شهرداریِ کلان‌شهری چون تهران مشغول به کار بوده‌اید و ادعای تجربهٔ امور مدیریتی و اجرایی در سطحِ کلان را داشتید؛ مدیریتِ روستایی کوچک اما اصیل چون ابیانه نباید چالشِ پیچیده‌ای برایتان می‌بود. شما چطور؟ چگونه با آن همه ادعای ساختارشناسی و سابقهٔ مدیریتی، چشم بر نابودیِ تدریجیِ این میراثِ کهن بستید و به جای تدبیر، راهِ انزوا و حرکت در پستو‌ها را پیش گرفتید؟ *دهیارِ نطنزی ؛ متولیِ بی‌خبر از دردهای خاک و اما سخنی مستقیم با دهیاری که از جغرافیایی دیگر بر مسندِ مدیریتِ اجراییِ این دیارِ کهن تکیه زده است؛ جناب دهیار! مدیریتِ روستای جهانی و تاریخیِ ابیانه، ادارهٔ یک معبرِ ساده یا انجامِ کارهای روزمرهٔ اداری نیست؛ ابیانه زنده به اصالت، تاریخ و فرهنگِ بومیِ خویش است. شما که بدون شناختِ دقیق از پیچیدگی‌های اجتماعی، فرهنگی و زیست‌بومِ این خطه، مسئولیتِ دهیاری را پذیرفتید، در این مدت چه خطِ مشی و کارنامهٔ روشنی از خود به جای گذاشتید؟ چگونه توانستید زوالِ تدریجیِ «مزرعهٔ تاردر»، خشکیِ بوته‌های گلِ محمدی و بی‌تدبیری در واگذاریِ اموال و اراضیِ روستا را به نظاره بنشینید و هیچ طرح و برنامه‌ای برای حفظِ این منابعِ ارزشمند نداشته باشید؟ آیا بی‌تفاوتی در برابرِ پروندهٔ حیاتیِ «ثبت جهانیِ یونسکو» و انفعال در حفظِ آثارِ گران‌بهایی چون «تونِ حمامِ یسمان» و «دبستانِ شهید خلیلی»، حاصلی جز بی‌انگیزگی و غریبه بودن با دغدغه‌های واقعیِ اهالی داشته است؟ اگر درایت، توانمندی و طرحی نو در انبانِ مدیریتیِ خود داشتید، نخست باید اثرات و ثمراتِ آن در دیارِ خودتان متجلی می‌شد؛ چرا که «کوزه‌گر از کوزهٔ شکسته آب می‌خورد!». حضورِ کم‌اثر و ماندگاریِ پرعلامتِ‌سؤالِ شما در این مسند، زمانی که حاصلی جز سرگردانیِ اهالی و تنزلِ خدماتِ روستایی نداشته، این گمانه را در ذهنِ هر ناظرِ آگاهی پررنگ می‌کند که شاید جذابیت‌ها و منافعِ این موقعیت بر مسئولیت‌پذیری و خدمتِ صادقانه چربیده است. ابیانه نیازمندِ مدیری دلسوز، بومی‌شناس و پاسخگوست، نه ناظری منفعل که مدیریتِ اجرایی را با عافیت‌طلبی اشتباه گرفته باشد.

  • آیا خبر دارید بر سرِ این یادگارِ پرارزش چه آمده است؟ جای بس تأسف و اندوهِ عمیق دارد که در سایهٔ بی‌مسئولیتی و غفلتِ آشکارِ شما آقایان، این مکتبِ هویت‌ساز به آموزش و پرورشِ شهرستانِ نطنز واگذار شد و ملکیت و اصالتِ آن از دستِ روستا بیرون رفت. خبرِ این سهل‌انگاری، زخمی عمیق بر پیکرِ حافظهٔ جمعیِ مردمِ ابیانه نشاند؛ اتفاقی دردناک که نشان داد متولیانِ امر هیچ‌گاه درک و دغدغه‌ای برای حفظِ سرمایه‌های فرهنگی و تاریخیِ ده نداشته‌اند. مکتبی که روزگاری خانهٔ دومِ ما و مایهٔ افتخارِ دیارمان بود، امروز دیگر متعلق به این روستا نیست و تماماً از دست رفته است. آقایانِ شورا! برای این خسارتِ جبران‌ناپذیر چه پاسخی دارید؟ آیا کلامی برای دفاع یا ادله‌ای برای پاسخ به این پرسشِ تلخ دارید که چرا و چگونه خانهٔ علم و خاطرهٔ فرزندانِ این دیار را بر باد دادید؟ ناپدید شدنِ میراث؛ حراجِ تاریخ در سایهٔ بی‌تفاوتی آقایانِ شورا! پس پروندهٔ تونِ حمامِ یِسمان به کجا رسید؟ *سخن از یکی از ارزشمندترین و قدمت‌دارترین آثارِ کهنِ این روستا در میان است؛ میراثی گران‌بها که پس از انتقال به محدودهٔ عوارضی و نگهداری در آن مکان، امروز سر از ناکجاآباد درآورده است. اثری تاریخی که سالیانِ متمادی در همان نقطه دست‌نخورده باقی مانده بود، چگونه و با چه مجوزی ناگهان به سرقت رفت و آب از آب تکان نخورد؟ چرا در مواجهه با این فاجعهٔ ملی و بومی نیز ناپدید شدنِ اثر را با عزلت‌نشینی، سکوت و فرار از پاسخگویی پاسخ دادید؟ آیا وظیفهٔ اولیه و ذاتیِ شما ایجاب نمی‌کرد که برای حفظِ این میراثِ ملی، پیگیری‌های مستمر و حقوقی انجام دهید و مراجعِ ذی‌ربط و انتظامی را برای کشفِ حقیقت و بازگرداندنِ اثر فعال سازید؟ یا نکند بی‌توجهی و عدمِ دلسوزیِ خودِ شما سبب شد که هیچ دستگاهی این خسارتِ جبران‌ناپذیر را جدی نگیرد؟ *فرصت‌سوزیِ تاریخی؛ بازماندنِ ابیانه از تارکِ یونسکو آقایانِ شورا و دهیاری! در سالیانِ اخیر، جهان بیش از پیش در برابرِ عظمت و شکوهِ میراثِ کهنِ ایران‌زمین سرِ تعظیم فرود آورده و شاهدِ ثبتِ جهانیِ آثار و روستاهای متعددی در سازمانِ جهانیِ یونسکو بوده‌ایم؛ از روستای تاریخیِ کندوان گرفته تا دژِ الموت که بر تارکِ میراثِ بشریت درخشیدند. اما در این میان، سهمِ ابیانه ـ این نگینِ سرخ‌فامِ تاریخِ ایران — چه بود؟ متأسفانه به لطفِ ناکارآمدی، بی‌تفاوتی و انفعالِ مفرطِ این دوره از شورا و مدیریتِ غیربومیِ دهیاری (دهیارِ نطنزی)، هیچ اراده، میل و انگیزه‌ای برای پیگیریِ این امرِ حیاتی و سرنوشت‌ساز وجود نداشت. این بی‌تدبیری سبب شد تا بار دیگر یکی از بزرگ‌ترین و طلایی‌ترین فرصت‌های تاریخی برای ثبتِ جهانیِ ابیانه و تثبیتِ جایگاهِ بین‌المللیِ آن از دست برود. آیا دلیلی منطقی و قانع‌کننده برای این فرصت‌سوزیِ بزرگ و پاسخ به این بی‌مهریِ آشکار در حقِ تاریخِ ابیانه دارید؟ *سوءمدیریت در تاردر؛ قربانی کردنِ برکت و خشکیِ بوته‌های گل در ادامهٔ این بی‌برنامگی‌ها، هر ساله شاهد بودیم که اجارهٔ مزرعهٔ گلِ محمدیِ «تاردر» به دست اهالی و دوستانی سپری می‌شد که دلسوزانه در پیِ نگهداری و بهره‌برداری از آن بودند. اما امسال به لطفِ تصمیماتِ کارشناسی‌نشدهٔ اعضای شورا و دهیارِ غیربومی، این مزرعهٔ ارزشمند به مجموعه‌ای واگذار شد که نتیجه‌اش حاصلی جز ویرانی نداشت. عدم رسیدگی، بی‌توجهی و رهاسازیِ این زیست‌بومِ کوچک اما بی‌نهایت ارزشمند، چنان ضربهٔ مهلکی به پیکرِ مزرعه وارد کرده که امروز در انتهای آن، بوته‌های خشکیده و سوخته، گواهی بر این سوءمدیریت هستند. منطقهٔ پرآب و حاصلخیزِ تاردر که روزگاری چشم‌ونوازی می‌کرد، چرا و با چه تدبیری باید به چنین روزی می‌افتاد و در آتشِ بی‌تدبیری بسوزد؟ اقداماتِ بی‌هدف و بی‌برنامهٔ شما چنان خسارتِ عمیقی به این ثروتِ طبیعی وارد آورده که اثراتِ مخربِ آن تا سالیانِ سال باقی خواهد ماند؛ بی‌آنکه متوجه باشید دوره‌های بعدیِ مدیریتِ روستا تنها باید تاوانِ این بی‌کفایتی‌ها و آسیب‌های جبران‌ناپذیر را بپردازند. *غفلت از سرمایه‌های بومی و پناه بردن به تدبیرِ بیگانه «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم / یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم» آیا تاکنون با خویش اندیشیده‌اید که چرا و با چه منطقی برای دیاری چون ابیانه — با آن سابقهٔ درخشانِ انسانی و فرهنگی — دهیاری غیربومی منسوب کرده‌اند؟ اگر کارآمدی و درایتی در میان بود، نخست سود و ثمره‌اش به همان نطنز می‌رسید؛ نه دیاری که خود مهدِ اندیشه و نخبگان است. ما که شورایی منتخب از جنسِ خود داشتیم به چنین بن‌بست و فلاکتی گرفتار آمده‌ایم، دیگر چه چشم‌داشتی می‌توان از شخصی غریبه و ناآشنا با دردهای واقعیِ این خاک داشت؟

  • طلوعِ سراب در دیارِ کهن؛ نگاهی انتقادی به کارنامهٔ چهارسالهٔ شورای اسلامی ابیانه هم‌دیاران گران‌قدر و فهیم، در گذرِ این چهار سالِ پرفراز و نشیب، دیارِ تاریخی و کهن‌مان شاهدی بر ادواری تلخ و کم‌سابقه بوده است. دوره‌ای با حضور آقایان حمید نعیمی، علی عابدینی و بهروز محسنی در مسند شورای اسلامی که متأسفانه حاصلی جز انباشتِ مشکلاتِ بنیادین و بی‌توجهیِ مضاعف به مسائل حیاتیِ ابیانه به همراه نداشته است. اگر پذیرشِ بارِ سنگینِ مسئولیت و نقدپذیری برای این آقایان طاقت‌فرسا و دشوار بود، هرگز نباید با تصدیِ این مسند، زیست‌بوم و ارزش‌هایِ دیرینِ روستا را به سوی چالش‌هایی چنین حیاتی و بحران‌ساز سوق می‌دادند. در تمام این مدت، آنچه از سوی متولیان امر به چشم آمد، نه دلسوزی و تدبیر برای آبادی، بلکه تماشای انفعال و تخریبِ تدریجیِ چهرهٔ زیبای این دیار بود؛ داغی که بر دلِ هر ابیانه‌ایِ دلسوز نشست و ما تنها سوختیم و ساختیم. همهٔ ما بر این باوریم که فلسفهٔ انتخابِ افراد، کمک به بالندگی، آبادانی و بهبودِ روزافزونِ شرایطِ زندگی در این خِطه است؛ اما کارنامهٔ این دوره حاصلی جز سرگردانیِ خلق در راهروهای بی‌سرانجام و عرضهٔ سراب به جای تدبیر برای اهالی به همراه نداشت. نگاهی به عملکردِ تک‌تکِ اعضا، عمقِ این بن‌بستِ مدیریتی را آشکار می‌سازد: * آقای نعیمی؛ گویی حضور در این مسند را تنها فرصی برای سپری کردن ایام بازنشستگی خویش در محیط روستا پنداشته‌اند. ایشان نه‌تنها نقشهٔ راه و برنامه‌ای برای سامان‌دهی به امور ده نداشتند، بلکه در مواجهه با بحران‌ها و مسائلِ پیش‌رو، همواره طریقِ فرار و شانه‌خالی‌کردن از مسئولیت را برگزیدند. * آقای عابدینی؛ به عنوان نمایندهٔ نسل جوان‌ترِ این شورا، غالبِ زمانِ خود را خارج از روستا و درگیرِ امور شخصی در تهران گذراندند. اگر هم سعادتی نصیب اهالی می‌شد تا ایشان را در روستا زیارت کنند، یا به جهت شرکت در مراسمات بود و یا پیگیریِ ساخت‌وسازهای شخصی و توسعهٔ باغات با استفاده از امکانات و اموالِ بیت‌المال! * آقای محسنی؛ ایشان نیز تمرکز و توانِ خود را صرفاً بر تصرف و ساخت‌وساز در محدودهٔ سکونت‌گاه خویش، رسیدگی به املاکِ شخصی و فروشِ محصولاتِ باغات‌شان معطوف ساختند. در تمام این چهار سال، اقدامِ مفید و عام‌المنفعه‌ای از سوی ایشان به چشم نخورد و ترجیح‌شان همواره حرکت در پستو‌ها و دوری از شفافیت بود. در نهایت، با مسئولانی مواجه بوده‌ایم که به جای پاسخگوییِ روشن و مسئولانه به مطالباتِ برحقِ مردم، عزلت گزیده‌اند و خود را پشت درهای بسته پنهان ساخته‌اند. هم‌دیاران گران‌قدر و فهیم، ما در این دیارِ دیرپای، تنها پاسدارانِ میراثِ نیاکان و بازماندگانِ نسل‌های گذشته نیستیم؛ بلکه معمارانِ زیست‌بومی هستیم که باید به امانت، به نسل‌های فردا سپرده شود. ابیانه، این کهن‌دیارِ خرم و پربرکت، چنان گنجینهٔ سرشاری است که نه‌تنها جان‌بخشِ اهالیِ خویش، بلکه پناه‌گاه و بهره‌رسان به روستاها و شهرهای هم‌جوار نیز بوده است. دیاری که آب‌وهوای گوارا و طبیعتِ بی‌بدیلش، در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، آغوشی آرام و دل‌انگیز برای مجاوران و میهمانان می‌گشود؛ اما افسوس که در این سال‌ها، به دلیل نبودِ مدیریتی تدبیرمحور، نه برنامه‌ای برای حفظِ زیست‌بوم و طبیعتِ شکنندهٔ آن تدوین شد و نه بستری شایسته برای سامان‌دهی و هدایتِ گردشگران فراهم آمد. دردا و دریغا که روستای پربرکتِ «ویونا» امروز به وضعیتی دچار شده که اولیه و حیاتی‌ترین نیازِ آن، یعنی «آب شرب»، در سایهٔ بی‌تفاوتِ متولیان رها شده است. در ماه‌های اخیر، شاهدِ اعتراضات و شکایاتِ بی‌شمارِ اهالی، به‌ویژه در مناطقِ بالادستِ روستا (محلهٔ پَل)، نسبت به بحرانِ کمبود و افتِ شدیدِ فشارِ آب بوده‌ایم؛ بحرانی که قلبِ زندگیِ روزمرهٔ مردم را نشانه رفته است. حال، خطابِ آشکارِ ما با اعضای محترمِ شوراست: آقایانِ شورا! آیا هرگز تدبیری بنیادین برای این دردِ کهنه اندیشیده‌اید؟ آیا هم‌دیاران و ولی‌نعمتانِ شما در چشم‌تان ارزش و اهمیتی دارند؟ آیا پاسخی روشن، شفاف و عملی برای رفعِ این بحرانِ حیاتی دارید، یا همچون گذشته قرار است راهِ عزلت‌نشینی، شانه خالی کردن از مسئولیت و فرار از پیگیری را پیش گیرید؟ دردا که مکتبِ خاطره‌سازِ ما نیز بر باد رفت... در امتدادِ این بی‌تدبیری‌ها، در این سال‌ها شاهدِ از دست رفتنِ یکی از اصیل‌ترین و خاطره‌انگیزترین اماکنِ دیارمان بوده‌ایم؛ جایی که شناسنامهٔ فرهنگی و هویتِ تعلیمیِ روستای ماست. دبستان شهید خلیلی ابیانه؛ مکتبی که بیش از نود درصد از نسلِ ما و پیشینیانِ ما، نخستین الفبای آگاهی و دانایی را در کلاس‌های درسش آموختند. خشت‌خشتِ این بنای پربرکت، پرورش‌دهندهٔ فرزندانی بود که از همین کلاس‌های ساده به والاترین مناصب، مدارج عالیِ علمی و مسئولیت‌های کلانِ این کشور دست یافتند.

  • 📝گفتار وارده «دیدگاه جوان ابیانه»

  • هردم از این باغ بری میرسد نمیدونم برای حال و روز ابیانه چه بگویم. سال گذشته  شورائیان و دهیار در بوق و کرنا کردند ، ابیانه در حال ثبت جهانی گردشگریست و کار تمام است. جالب اینکه نه تنها از چرخه رقابت حذف شد ، جالبتر اینکه امسال نامی از ابیانه در لیست کاندیداهای رقابت نیست و میراث فرهنگی اصفهان روستای مصر را جایگزین ابیانه کرده است. بنازم قدرت لابیگری و چانه زنی. اگر روستای مصر را دیده باشید تا حدود ۲۰ سال پیش خالی از سکنه بود و توسط یک نفر به شیوه ای جالب احیا گردید. وی با تلاش فردی روستا را به حد روستاهای هدف گردشگری کشور رسانید. و با همین شیوه در حال جهانی کردن روستاست. او همه روستای مرده و متروک را زنده کرد و ما مرگ روستا را دامن زدیم. چگونه است که ما از لیست استان اصفهان هم خارج میشویم. واضح است ، مسئولین روستا از پارسال حاضر نشده اند حتی یکبار به اصفهان بروند و خود را معرفی و بر خواسته اهالی پا فشاری کنند. وقتی مسئول روستا نداند که چه میخواهد و برای خواستن چه عملی میبایست انجام دهد ، نتیجه همین میشود. ظاهرا آقای نعیمی مثل کدخداها نشسته تا دولتیها بیایند به او بگویند اجازه میدهید ابیانه را ثبت روستاهای گردشگری جهانی کنیم و یا ابیانه را کاندید ثبت جهانی یونسکو کنیم. یقین دارم اگر سوال کنند وی قادر به تشخیص دو گزینه و انتخاب مناسب نیست. فرق است از زمین تا اسمان از آن علاقمند و دلسوز روستای مصر تا مسئولین ابیانه  و باید آنها سبقت بگیرند. یقین دارم شورا (از دهیار انتظاری نیست ، بدلیل ژن نطنزی که نمیپذیرند ابیانه سبقت بگیرد.)یکبار به فرماندار هم مراجعه نکرده و ایشان را هم رأی خود نکرده اند. بدا به حال ما که همه فاکتورهای روستای جهانی   و ثبت یونسکو را توامان داریم اما یتیم مانده ایم . یقین دارم اگر شورا و دهیار نبود و این موضوع به احدی از ابیانه ایها واگذار شده بود ، به سرانجام رسیده بود. و اما جای تاسف است ما پایگاه میراث فرهنگی در ابیانه داریم و اینها هم در نقش ایوان و بوروکراسی کاهگل و ….. فرو رفته اند. البته صاحب خانه (مسئولین شورا) که نخواهد از اینان انتظاری نیست.

  • без подписи

  • اقای عسگری نطنزی دهیار ابیانه همه مخالفان و معاندان و منتقدان شما انسانهای نادانی هستند و از بودجه نویسی و سرفصل و دستور العمل های آن اطلاعی ندارند. اعتراف و اذعان میکنیم شما متخصص بودجه نویسی و هزینه اعتبارات هستید. اعتراف میکنیم شما در هزینه بینظیر هستید وآن را دیده ایم. ما نمیدانیم چگونه وچرا ماهیانه ۳۰۰ میلیون تومان حقوق پرداخت و این مبلغ برای ما عجیب است. اعتراف میکنیم دروغ با ماشین حساب ۳۰۰ میلیون تومان در ۱۲ ماه۳/۶۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان نمیشود. اعتراف میکنیم با چند عدد و چهار عمل اصلی و ماشین حساب خراب مبالغ زیادی خروجی آن است. اعتراف میکنیم دستورالعمل بودجه نویسی شما چون دهیار روستای تاریخی هستید با دستورالعمل سازمان دهیاریهای کشور و همه دهیاران متفاوت است. اعتراف میکنیم به خیال پردازی و اینکه بودجه سالانه دهیاریها بایستی بر اساس ۶۰ درصد عمرانی و ۴۰ درصد غیر عمرانی باشد و عسگری نطنزی بودجه نویسی خاص برایش در دستورالعمل محرمانه تعریف کرده اند. ظاهرا در یک چیز اشتباها هم نظریم  تعریف عمرانی  اما در اجرا نظرات متفاوت ، شما قصددارید نظافت عمومی وحقوق کار کنان را عمرانی تعریف کنید که این خیانت اشکارست و کسانی که این بودجه نویسی را مهر کرده اند هم نادان خائن بیش نیستند. شما که از نقد منصفانه‌استقبال میکنید و همه نقدها مغرضانه است ، پس لطفا گزارش بودجه سال ۱۴۰۴ و تفریغ آن را منتشر کنید تا مغرضان و پلیدان برای همیشه سیه روی و رسوا شوند. اگر مرد میدانی بسم الله والا همه فریاد و عصبانیتت برای انتشار حقایق است.

  • 8 авг.177161

    روز خبرنگار دیدم درفضای مجازی عده ای از کانال و گروه داران ابیانه به همدیگر تبریک میگویند. دستشون درد نکنه زحمت میکشند ادمین ها اما کدامیک بعنوان خبرنگار ریسک کرده اند و در گروه وکانال خود که بنام ابیانه فعالیت میکنند ، اقدام به بررسی و تحقیق و یا مصاحبه های چالشی برای موضوعات ابیانه از مسئولین روستا و شهرستان انجام داده اند؟! ازخودتون بعنوان خبرنگار و صاحب رسانه و صاحب مخاطب سوال کرده اید منظورتان از کانال و گروه داری مجازی چیست؟! خبرنگاری شجاعت و از خود گذشتگی میخواهد . خبرنگاری هنر است. شما هیچکدام حتی حاضر نیستیداخبار مرتبط با ابیانه را شفاف و واضح و بدون خود سانسوری پوشش بدهید. کدامیک حاضر شدید در زمان حضور مسئولین شهرستانی و یا استانی در روستا از وی درخواست مصاحبه کنید و برخواسته خود پافشاری کنید؟! کدامیک از شورا و دهیاری درخواست مصاحبه براساس خواسته های مردم انجام دادید و پیگیر پاسخ سوالات مردم بودید. یادتان باشد شما هم سهم بزرگی در ناکارامدی روستا دارید. بعضی این خبر نگارنماها برای مصلحت گرایی فقط مجیز وضعیت موجود را انجام دادید. امیدوارم از جمع اینهمه خبرنگار و ادمین یکی واقعا به بررسی مشکلات ابیانه بپردازد و با قدرت قلم و رسانه پیگیر موضوع شود. براستی میتوانید با مصاحبه با صاحب نظران و مسئولان وتهیه مقالات و درخواست همکاری از اعضا برای بررسی تخصصی موضوعات در رفع نارسایی ها و پیشرفت ابیانه کمک کنید ، اگر خودتان را باور دارید. تا زمانی که ترس انرا دارید ، ایجاد چالشها موجب ناراحتی و برخوردگی افراد شود راه بجایی نمیبرید.

  • 8 авг.171111

    نوشته اقای مهندس محمد رضا حیدری در مورد باغات هینزا را دیدم ، احساسی به موضوع آب کشاورزی هینزا نگاه کرده بود که در جای خود درخورستایش است. امروز موضوع آب کشاورزی و شرب در کشور بسمت بحران میرود و ابیانه هم از این قاعده خارج نیست و تهدید بیشتر بدلیل ارتفاع روستا از سطح دریا حفر چاه عمیق را هم منتفی میکند. مدیریت روستا بایستی برنامه اول و مداوم خود را در راستای چاره اندیشی برای حل و یا لااقل کم کردن تنشهای ابی قراردهد. آنچه اکنون برای آب شرب که همان حق ابه کشاورزیست رخ میدهد و هیچکس متوجه آن نیست  بحرانی است که صدایش بزودی در خواهد امد. مسئولین روستا برای جبران کم ابی شرب در سکوت و ارامش در حال اضافه کردن سرچشمه های بیشتردوآب  و هدایت به لوله اب هستند . بدیهیست بی برنامگی مدیریت آب راهی مسکن را طلب میکند تا گرمای هوا تمام شود و ابیانه ایهای غیر مقیم به تهران برگردند. در اینده نزدیک تمامی اب سرچشمه های دوابی بایستی برای شرب به لوله و منبع تزریق شود تا در خانه ها اب داشته باشیم. از اول تابستان  چه مقدار از سر چشمه ها  به لوله تزریق  شده است.؟ سال دیگر چه مقدار اب به این لوله ها اضافه خواهد شد و چه مقدار از دبی اب کشاورزی کم خواهد شد.!؟ اصلا مدیریت روستا تا به حال به این فکر کرده است که با دعوت کارشناسان معضلات آب را بررسی و تحقیق و گزارش جامعی برای بحران و راه حلها به مردم ارائه دهد.؟! هستند شرکتها و متخصصین که موضوع را تحقیق و راهکارهای مختلف ارائه دهند ،تاکی باید مدیریت سنتی و بدون برنامه و روزمره برای ابیانه که ادعای فرهنگ و تمدنش گوش جهانیان را کر کرده است ، ادامه داشته باشد. امروز چند نفر اهالی به اقای نعیمی زنگ میزنند آب منزل ما قطع شده است. اقای نعیمی از تهران به اقای مسعود همتی زنگ میزند ، مسعود جوون  تورو خدا یه کاری بکن این هفته هم مشکل اینا حل بشه دست از سرم بردارن من توان پاسخگویی به …… را ندارم. مسعود هم روانه سرچشمه دواب شده و اب بیشتری را به لوله هدایت میکند. وقتی دچار رخوت و زوال عقل باشیم چگونه میخواهیم جامعه ای را مدیریت کنیم. روزمرگی واستفاده از مسکن برای درد مزمن که نیاز به اراده و جراحی سخت دارد ، رفتن به سمت میرایی است و رد هرگونه طبابت و تخصص روش منسوخ است. ما حاضر نیستیم با مراجعه به متخصص حداقل بیماری را تشخیص دهیم ، جرات جراحی و درمان پیشکش. پراکنده میگویم و بیشتر مفهوم یادداشت دارد. در موضوع آب شرب روستا داستان معضل بزرگی شده است و همه شوراها تا کنون نخواسته اند حتی گروهی کارشناس گزارش میدانی تهیه کند ، تا مردم عمق بحران را درک کنند. همه شوراها از ورود به موضوع ترسیده اند و با روزمرگی از کنار آن رد شده اند. اکنون شبکه ابرسانی داخل روستا از لوله ازبست و مربوط به قبل از انقلاب میباشد که استفاده از این لوله بدلیل عوارض منسوخ شده است. اکنون هیچ مشترکی کنتور ندارد و به هر میزان میتواند مصرف کند. اکنون اگر به سرچشمه های کارون هم متصل باشیم توان مصرف بیشتر آب آشامیدنی را خوشبختانه داریم. البته زاینده رود هم به سرچشمه کارون وصل بود. اکنون ما مدعی هستیم آب خودمان است و هر جور خواستیم مصرف میکنیم و پولی برای آب خودمان نمیپردازیم. اکنون  دبی اب شرب و کشاورزی روستا که حداقل ۴۰ لیتر در ثانیه است ، را برای حدود ۵ ماه رها میکنیم و در تابستان آب نداریم. چهل لیتر در ثانیه را در ۵ماه ضرب کنید( یک ثانیه چهل لیتر  هر ۶۰ثانیه یک دقیقه هر۶۰ دقیقه یکساعت هر روز ۲۴ ساعت هرماه ۳۰ روز  در ۵ماه …..) این موضوع از ابعاد مختلف قابل بررسیست. ما مفتخریم که آب خودمان را براحتی روانه باغچه و فاضلاب سطح روستا میکنیم. آقای مهندس حیدری عزیز از آب خوردن گوسفندان از اب هینزا گله داشتند ، آقای مهندس آیا براورد کرده اید چه مقدار هرز و هدر روی آب بدست خودمان داریم و براحتی اب مرغوب دواب را فاضل اب میکنیم. آقای مهندس محاسبه کرده اید که هر نفر گردشگر در روستا چه مقدار مصرف اب دارد؟! طبق اخرین امار مردمی در یک جمعه حدود ۱۰۰۰ خودرو گردشگر ، اگر تعداد هر خودرو ۴ نفر باشند ۴۰۰۰ نفر مصرف اب داشتند ، این مصرف علاوه بر هدر دادن اب جوی های مسیر از دواب تا باغات است. چرا تا کنون هیچ شورا و کدخدایی حاضر نشده موضوع ذخیره سازی آب روستا در فصل غیر کشاورزی را حتی طرح نماید؟! چرا نمیخواهیم خواسته ذخیره اب را به خواسته عمومی از همه سلیقه ها کنیم.؟! آیا باید شبکه آب روستا را به آب و فاضلاب دولتی واگذار کنیم؟! اگر واگذار شد آنها چه میکنند؟! شرکتی تاسیس و با نصب کنتور و فروش آب  و با نرخهای دو گانه ساکن وغیر ساکن درامدزایی و خوشبینانه خرج شبکه میکنند. آیا مدیریت روستا میتواند این شرکت را تاسیس کند و شبکه را به دولتی ها واگذار نکند ؟! بله نمونه های زیادی هست. آیا برای ذخیره کردن اب غیر فصل کشاورزی میتوان اقدامی کرد؟! بله اکثر روستاهای منطقه انجام داده اند.

  • ضمن احترام به دغدغه مردم عزیز ابیانه، لازم است چند واقعیت را بدون حاشیه و شفاف بیان کنیم. آب شرب روستا طبق قانون، موضوعی است که باید توسط متولی مربوطه یعنی شورای آب روستا (با شورای اسلامی روستا متفاوت است )و یا مجموعه آب و فاضلاب شهرستان مدیریت شود. اما جای تأسف دارد که روستای تاریخی و نام‌آشنای ابیانه با این همه قدمت و جایگاه، حتی از داشتن شورای آب روستا محروم است و در عمل بسیاری از پیگیری‌ها و رفع مشکلات بر دوش دهیاری افتاده است که این مورد کلا خلاف قانون است. دهیاری ابیانه در سال‌های گذشته بارها در موضوع آب، فراتر از وظایف قانونی خود وارد عمل شده و برای حل مشکلات مردم پیگیری و هزینه کرده است؛ اما ظاهراً وقتی مشکلی پیش می‌آید، همان مجموعه‌ای که همیشه در خط مقدم خدمت بوده، تبدیل به اولین متهم می‌شود! واقعیت این است که کمبود آب فقط با گلایه در فضای مجازی حل نمی‌شود. وقتی آب شرب برای آبیاری باغچه‌ها و درختان منازل استفاده می‌شود، طبیعی است که فشار شبکه کاهش پیدا کند و خانواده‌ها دچار مشکل شوند. بارها تذکر داده شده که آب شرب سرمایه‌ای عمومی است و نباید برای مصارف غیرضروری مصرف شود. کاش به جای متهم کردن کسانی که پیگیر مشکلات هستند، همه کمک کنیم تا مدیریت آب روستا سامان پیدا کند؛ از تشکیل شورای آب گرفته تا همکاری مردم در مصرف درست. دهیاری ابیانه همیشه پاسخگوی مردم بوده و خواهد بود، اما قرار نیست مسئولیت دستگاه‌های دیگر نیز بدون دلیل بر عهده دهیاری گذاشته شود. علی ایحال با توجه به پیگیری های انجام شده و جلسه تشکیل شده توسط بخشدار محترم بخش مرکزی شهرستان نطنز و با حضور شورای اسلامی روستا و دهیاری،مقرر گردیده است تا در اسرع وقت شورای آب روستا (تشکیلات خود گردان آب شرب) تشکیل و مسئولیت به نمایندگان مردم روستا محول گردد. فیلم از ساعاتی پیش محل مخزنهای آب روستا میباشد که مشاهده می‌شود بدلیل مصرف بیش از اندازه آب در محل پنج علی به شدت کاهش یافته است.👇👇👇

  • بسمه‌تعالی سلام و عرض ادب خدمت همه همدیاران عزیز و دلسوز ابیانه مدت‌ها بود که می‌خواستم این چند سطر را بنویسم، اما هر بار به دلیلی از آن گذشتم. شاید به این امید که خودم را از فکر کردن به برخی دردهای دیارمان دور نگه دارم؛ اما مگر می‌شود آدم، ریشه‌هایش را فراموش کند؟ مگر می‌شود دل در گرو این خاک داشت و رنج آن را نادیده گرفت؟ حدود هشت سال پیش، در جمعی از بزرگان و معتمدان ابیانه، صحبت از هینزا و آب قنات آن بود. یکی از بزرگواران که سال‌ها تجربه دامداری داشت، سخنی گفت که هنوز در ذهنم زنده است. ایشان فرمودند در روزهای گرم تابستان، هر بار که گله برای آب خوردن به کنار قنات می‌آید، تقریباً به اندازه آب یک استخر بالای هینزا مصرف می‌کند. بعدها خودم نیز این موضوع را از چند دامدار باسابقه پرسیدم و یکی از دوستان دلسوز نیز آن را بررسی کرد. نتیجه برای همه یکسان بود؛ این موضوع حقیقت داشت. با این حال، متأسفانه در دو سال گذشته، صحرای هینزا را در برابر مبلغی اندک به دامداران اجاره داده‌ایم، بی‌آنکه به بهای سنگینی که طبیعت و باغ‌های ما می‌پردازند، آن‌گونه که باید بیندیشیم. هفته گذشته برای چیدن سیب‌های بهاره به باغ هینزا رفتم. آنچه دیدم، هنوز از خاطرم بیرون نرفته است. سیب‌هایی که باید نویدبخش زندگی باشند، از تشنگی بر شاخه‌ها خشک شده بودند. باور کنید دلم آتش گرفت. نه از آن جهت که محصولی از بین رفته بود، بلکه از این اندوه که سال‌ها تلاش و رنج پدرانمان، آرام‌آرام در برابر چشمانمان رنگ می‌بازد. وقتی قدم در آن باغ گذاشتم، ناخودآگاه خاطرات مرحوم پدرم در ذهنم جان گرفت؛ روزهایی که با عشق، امید و زحمت، وجب به وجب این زمین را آباد می‌کرد. به خدا قسم، یاد آن روزها اشک را بر چشمانم جاری کرد. این باغ‌ها فقط چند درخت نیستند؛ بخشی از هویت، خاطره و میراث ما هستند؛ امانتی که از گذشتگان به ما رسیده و باید سالم به آیندگان بسپاریم. با تمام وجود برای عزیزانی که مسئولیت آبیاری باغ‌ها را بر عهده دارند احترام قائلم. می‌دانم در این سال‌های سخت کم‌آبی، با چه مشقتی تلاش می‌کنند تا همین اندک آب به باغ‌ها برسد و خداوند به زحماتشان اجر دهد. اما هر بار که پیام پرداخت هزینه آبیاری را دریافت می‌کنم، این سؤال در ذهنم پررنگ‌تر می‌شود که چگونه پذیرفته‌ایم در اوج بحران کم‌آبی، گله‌های دام در این منطقه مستقر باشند و از همان منبع آبی استفاده کنند که حیات باغ‌های ما به آن وابسته است؟ این نوشته نه از سر گلایه از شخص یا نهادی است و نه برای مقصر دانستن کسی. تنها فریاد دلی است که نگران آینده هینزا، قنات‌ها، باغ‌ها و میراث نیاکانمان است. باور دارم همه ما خیرخواه این سرزمین هستیم و اگر امروز با همدلی، دوراندیشی و احساس مسئولیت تصمیم نگیریم، شاید فردا دیگر چیزی برای حسرت خوردن باقی نمانده باشد. بیایید پیش از آنکه آخرین شاخه‌های سبز نیز از تشنگی خم شوند، پیش از آنکه خاطرات پدران و مادرانمان تنها در قاب عکس‌ها باقی بماند، برای حفظ این امانت ارزشمند چاره‌ای بیندیشیم. هینزا تنها یک صحرا یا چند باغ نیست؛ بخشی از هویت ابیانه است و حفظ آن، وظیفه همه ماست. امیدوارم سخنانم را نه به عنوان انتقاد، بلکه به عنوان دردِ دلِ یکی از فرزندان این سرزمین بپذیرید؛ کسی که آرزو دارد فرزندانمان نیز روزی زیر سایه همان درختانی بنشینند که پدران ما با رنج و عشق پرورش دادند با احترام و ارادت : محمد رضا حیدری ابیانه

  • 7 авг.184184

    ما دهیاری داریم که خود را از پاپ کاتولیکتر و از ویونج ویونجتر میبیند ، کارش شده دیسلایک مطالب انتقادی  از دهیاری ، خودش و چند نفر که افراد پیاده نظامش هستند و شاید افراد نامحسوس در لیست حقوق ماهیانه ۳۰۰ میلیون تومان از اموال ابیانه ، باشند. دیدم جایی دهیار نوشته ما دوبار گردش مالی دهیاری را در جلسه عمومی برای مردم گزارش کرده ایم!!!! اگر شما یک برگ از تفریغ بودجه را حتی به شورا نشان داده اید ، مستند برای عموم اعلان کنید. فرض بر صحت گفتار شما ، شما میبایست سالی یکبار و در جمع ۷بار گزارش میدادید ، دروغگویی با عنایت به حافظه فضای مجازی حدی دارد. گزارش به مردم ادابی و دستورالعملی دارد ، بخوایند تا هذیان برای مردم ننویسید. شایستگی و ادب و احترام به قانون ، حکم میکند شما در برابر هر انتقادی ولو با نیت مغرضانه ،  بدرستی  پاسخ دهید. سکوت و فرافکنی و مشغول کردن اذهان به موضوعات انحرافی ، چیزی از پاسخگویی و تکلیف شما نمیکاهد. اگر با ابیانه ای ها هم دیار شده اید و آنها را همدیاران گرامی خطاب میکنید  ، احترام به قانون و پاسخگویی به افکار عمومی را هم در این چند سال یاد میگرفتید. وفق مقررات دهیاری و شورا کدام جلسه عمومی با اعلام قبلی زمان و مکان را در فضای مجازی و غیر مجازی اعلام کرده اید؟!؟!؟ حتی اگر مخفیانه جلسه گرفته اید صورتجلسه امضاء حاضرین را منتشر کنید ، تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد.

  • 7 авг.153101

    без подписи

  • 5 авг.189195

    بسم‌الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی به مردم شریف و عزیزو همدیاران گرامی همدیاران گرامی، همان‌طور که مستحضرید، بخش قابل توجهی از درآمد دهیاری ابیانه از محل عوارض ورود گردشگران به روستا تأمین می‌شود. متأسفانه در سال جاری، به دلیل شرایط اقتصادی، افزایش هزینه‌ها…

  • بسم‌الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی به مردم شریف و عزیزو همدیاران گرامی همدیاران گرامی، همان‌طور که مستحضرید، بخش قابل توجهی از درآمد دهیاری ابیانه از محل عوارض ورود گردشگران به روستا تأمین می‌شود. متأسفانه در سال جاری، به دلیل شرایط اقتصادی، افزایش هزینه‌ها و کاهش قابل توجه گردشگران، درآمد حاصل از عوارض ورودی نیز به میزان چشمگیری کاهش پیدا کرده است. در حال حاضر درآمد ماهانه عوارضی حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان است، در حالی که هزینه پرداخت حقوق نیروهای پاکبان و عوامل عوارضی حدود ۳۰۰ میلیون تومان در ماه می‌باشد.!! طبیعی است که در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از درآمد دهیاری صرف پرداخت حقوق و تأمین هزینه‌های ضروری و جاری روستا می‌شود و منابع مالی محدودی برای اجرای پروژه‌های عمرانی، سنگفرش معابر، زیباسازی و سایر درخواست‌های عمرانی باقی می‌ماند. با این حال، دهیاری همچنان خود را موظف می‌داند در حد توان و امکانات موجود، برای آبادانی و حفظ زیبایی ابیانه تلاش کند و پیگیر ایجاد منابع درآمدی جدید و پایدار برای روستا باشد. این توضیحات صرفاً برای اطلاع‌رسانی و آگاهی مردم عزیز از شرایط موجود ارائه شد تا همه ما در جریان وضعیت درآمدی و هزینه‌های دهیاری باشیم و با همدلی و همراهی یکدیگر بتوانیم این شرایط دشوار را پشت سر بگذاریم. بی‌شک ابیانه متعلق به همه ماست و آبادانی و پیشرفت آن، نیازمند همراهی مردم، شورا و دهیاری است. امیدواریم با بهبود شرایط گردشگری و افزایش حضور گردشگران، امکان اجرای پروژه‌های عمرانی و زیباسازی بیشتری در روستا فراهم شود. از همراهی، صبوری و حمایت همیشگی مردم شریف ابیانه صمیمانه سپاسگزاریم. 🌹 دهیاری روستای تاریخی ابیانه

  • 28 июл.3202111

    « هردم از این باغ بری میرسد» خدا رحمت کند خود و امواتشان را کسانی که درختان گل را کاشتند وکسانی که توسعه دادند و کسانی که نگهداری کردند تا به امروز. خدا لعنت کند خود و امواتشان ، کسانی را که به طمع پول  اجاره دادند و با پولش خرج ….. کردند و موکدا لعنت ونفرین کند کسانی که به نگهداری اموال عمومی خیانت کردند و امیدواریم اموالشان کنام روباه و شغال و …. شود. بحق محمد و ال و محمد فاتحه

  • «الموت جهانی شد» زنی که پای کار قلعه الموت ایستاد حمیده چوبک، باستان‌شناس و از مفاخر میراث فرهنگی ایران ده‌ها پای کار قلعه الموت ایستاد تا امروز آن را جهانی کند.

  • «الموت جهانی شد» زنی که پای کار قلعه الموت ایستاد حمیده چوبک، باستان‌شناس و از مفاخر میراث فرهنگی ایران ده‌ها پای کار قلعه الموت ایستاد تا امروز آن را جهانی کند.

  • هشدار پیام مخاطب پدیده ای  زشت در حال رشد است مبنی بر اینکه با شروع محصولات سردرختی  ، عده ای از افراد روزانه و شبانه اقدام به سرقت محصولات میکنند . این افراد معدود و شناسایی شده عموم با جا سازی مال سرقتی در وانت و موتور سیکلت و …. با وقاهت در مناطقی که باغی هم ندارند و در کوچه های ده تردد میکنند. ایا اینها فکر میکنند مردم متوجه نمیشوند ؟!؟ متاسفانه اینها از لحاظ مالی هم مشکلی ندارند و دچار این صفت کریه شده اند. اسامی انها و مکان و زمان و نوع محصول سرقتی موجود است در صورت تکرار اعلام خواهد شد. همه اینها ریشه در فقر مدیریت روستا دارد همانند سرقت اب شوندرو که بز و دزد حاضرند اما شورا جراتی ندارد .