تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
описание
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی * صفحهی من در سایت آکادمیا: http://independent.academia.edu/AdnanFallahi * لینک نخستین مطلب کانال: https://t.me/AdnanFallahi/2
2 898
подписчиков
Охват к подписчикам
41,6%
ERR
Реакции к просмотрам
0,57%
215 на 25 постов
Пересылки к просмотрам
1,00%
378
Постов в день
0,7
всего 27
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 13 авг.این هم در جوابِ فاشیستهایِ لیبرال نمایِ ایرانی که فکر میکنند میتونن صاف صاف راه برن و بگن: «حقوقِ مالکیتِ خصوصی خیلی خوبه ولی به شرطی که مالِ ما ایرانیها و دوستانِ آمریکایی و اسرائیلیمون باشه. وگرنه نژادهایِ پستی مثل عربها، حقِ مالکیت ندارند» و هیچکس…3,65%
- 13 авг.هم در نظر منتقدان و هم در نظر مدافعانِ نقش دین در زندگیِ سیاسیِ معاصر، مثال آمریکایی ردیه ای بر همۀ مدعیات سطحی درباره سکولاریزاسیونِ پیشروندۀ جامعۀ مدرن است. باید اذعان کرد که تجربه آمریکایی تجربه ای استثنایی است. هیچ جامعهی صنعتیِ کاملاً توسعه یافتهای…2,84%
- 11 авг.در روزگار ما [= قرون هفتم و هشتم قمری] واعظ جز برای انجام دادن مراسم مُردگان یا عقد زناشویی مورد نیاز نیست، البته اجتماعاتی بیهوده هم تشکیل میشود که مردم نه برای شنیدن پند و سود بردن در آنجا گرد میآیند بلکه این مجامع نوعی تفریح و سرگرمی است... ابن الإخوة…2,26%
- 7 авг.گوسالهپرستان [در ماجرای سامری] ـ با وجود کفرشان ـ بهتر از معتزله خدا را میشناختند. ابن ابي العز (792ق)، شرح الطحاوية، ص170، دار السلام، 2005. @AdnanFallahi2,01%
- 14 авг.🤥دروغهای واقعی در روابط بینالملل (مورد ترکیه و سعودی) سیاست خارجی، برخلاف ادبیات اخلاقگرایانهای که گاه درباره آن ساخته میشود، عرصه مطلقهای اخلاقی نیست؛ عرصه منافع، موازنه قوا و تغییر ائتلافهاست. موضع یک دولت نسبت به یک بازیگر خارجی میتواند با تغییر محاسبات سیاسی، در مدت کوتاهی از دشمنی به همکاری و حتی ستایش تغییر کند. نمونه ترکیه و عربستان بسیار گویاست. در سالهای پس از بهار عربی، بهویژه از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، رسانههای سعودی و نزدیک به حاکمیت سعودی بهشدت علیه رجب طیب اردوغان و حزب حاکم در ترکیه موضع میگرفتند. در بحران قطر، حمایت آنکارا از دوحه یکی از محورهای اصلی این حملات بود و پس از مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی، لحن رسانههای سعودی شدیدتر شد. العربیه حتی در یکی از گزارشهای خود به تاریخ ۲۰فوریهی ۲۰۲۰، با اشاره به تصویر یک سرباز ارتش ترکیه در سوریه که علامت گرگهای خاکستری را با دستش نشان میداد، سیاست دولت ترکیه را مبتنی بر "تحریک احساسات رادیکال قومی و مذهبی" دانست و آن را با مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی پیوند زد؛ در همان گزارش، سیاست اردوغان با بازگشت افکار "فاشیستی و نژادی" قرینهسازی شد که در تلاش برای احیای شکوه عثمانی و ایجاد "آشوب و فتنهگری" در منطقه است[۱]. اما امروز فضای سیاسی کاملاً متفاوت است. عربستان و ترکیه پس از چند سال تنش، به سمت عادیسازی روابط و حتی ائتلاف حرکت کردهاند و طبیعتاً بازنماییهای رسانهای نیز تغییر کرده است. برای مثال، امروز همان رسانهی العربیه در سالگرد تأسیس حزب عدالت و توسعه، مقالهای به قلم خود اردوغان منتشر کرده که یکسره در ستایش کارنامهی سیاسی این حزب در عرصهی اقتصاد، سیاست خارجی، توانمندیهای نظامی و ارتقای قدرت سخت و نرم ترکیه در ناتو و... است[۲]. این تغییر به ما یادآوری میکند که نباید ادبیات سیاسی رسانهها را به مثابه داوریهای ثابت و جهانشمول اخلاقی درباره «خوب» و «بد» تلقی کرد. اردوغان همان اردوغان است، ترکیه همان ترکیه است و حزب عدالت و توسعه همان حزب است؛ سعودی و العربیه و بن سلمان هم تغییری نکردهاند! آنچه تغییر کرده، موقعیت سیاسی و ژئوپلیتیک آنها و نسبتشان با منافع دولتهای دیگر است. چه بسا دولتهایی که یک حکومت را به اقتدارگرایی، فاشیسم قومی و مذهبی، توسعهطلبی و حمایت از افراطگرایی متهم میکنند و چند سال بعد، با تغییر ائتلافها و منافع، همان بازیگر را بهعنوان قدرت منطقهای مهم، شریک سیاسی یا حتی نمونهای موفق به تصویر میکشند. این الزاماً به این معنا نیست که همه نقدهای قبلی یا همه ستایشهای جدید الزاماً نادرستاند؛ بلکه نشان میدهد در سیاست، ارزشگذاریها اغلب درون یک زمینهی قدرت و منفعت شکل میگیرند و نباید آنها را بهسادگی با احکام اخلاقی مطلق اشتباه گرفت. ----- ارجاعات: [1]. https://ume.la/6s4Qd1 [2]. https://ume.la/2zJsRt ✍️عدنان فلّاحی https://t.me/AdnanFallahi1,45%
- 14 авг.🙅♂پدیدهی انکار حنبلیت: مورد کتاب السنة عبدالله الغِزّی نویسنده و پژوهشگر اهل سعودی در اینجا به شکل موجز و البته متقنی توضیح داده که چرا کوششهای برخی از معاصرین برای رد انتساب کتاب السنة به عبدالله بن احمد بن حنبل (پسر احمد حنبل و از کبار طبقهی دوم حنابله) عبث و بلاموضوع است. من در اینجا میخواهم با ذکر چند نکته بر قوت استدلالهای او بیفزایم. یکی از بهانههای رد انتساب این کتاب به عبدالله بن احمد، وجود انبوهی از سخنان اهل حدیث عراق در طعن و ذم امام اهل رای (ابوحنیفه) در آن است. برخی گمان کردهاند که با رد صحت این کتاب، تکلیف این روایات یکسره خواهد شد! اما چنین نیست: ۱) بسیاری از اقوال احمد بن حنبل در ذم ابوحنیفه، در آثار موسوم به "مسائل احمد" آمده است. این آثار حاوی گفتگوهای شاگردان بزرگ احمد حنبل با اوست. کسانی چون الکوسج، ابن هانئ و الأثرم سخنان احمد حنبل در ذم ابوحنیفه و اصحاب وی را ثبت و ضبط کردهاند. ضمن اینکه در سایر کتب عبدالله بن احمد حنبل - مانند العلل و المسائل - ما با همین اقوال رو به رو هستیم. پس اگر قرار به انکار انتساب باشد باید تمام این کتب را منکر شد. ۲) دیدگاههای رایج اهل حدیث عراق و در صدرشان احمد بن حنبل دربارهی اهل رای و ابوحنیفه، در طبقهی دوم علمای حنبلی نیز رواج یافته و امضا شده که این خود شاهدی است بر صحت انتساب تمامی اقوال پیشگفته. برای مثال دو شاگرد برجستهی احمد بن حنبل یعنی الکرمانی و المروزی در آثارشان همین دیدگاه مخالفت شدید با ابوحنیفه را از زبان خود بیان کردهاند. ۳) سخنان بقیهی اهل حدیث عراق در ذم و طعن اهل رای و ابوحنیفه محدود به همین چند کتاب احمد حنبل و پسر وی نیست. بسیاری از این سخنان در تمامی آثار مهم رجالی قرن سوم و چهارم و نیز در کتبی چون المعرفة والتاريخ الفَسَوی تکرار شدهاند. در واقع همانطور که عبدالله الغزی میگوید اگر در دل این کتب چیزی در مدح ابوحنیفه میآمد مایهی تعجب و انکار بود و نه بالعکس. ۴) حتی در قرون بعدیای که چهرهی متخیلی از ابوحنیفه ترسیم و تثبیت شده بود، بسیاری از علمای بزرگ حنبلی مانند ابن الجوزی، ابن تیمیه، الطوفی و... بر وجود حجم عظیمی از محتوای طعن و نقد طبقات نخستین اهل حدیث و حنابله علیه ابوحنیفه مقر و معترف بودهاند. گفتنی است ما تمامی این اقوال را مطابق با موازین قدما مورد بررسی رجالی و سندی قرار داده و در کتاب الحديثیة المتخيلة (نسخهی فارسی: حدیثگرایی متخیل) مفصلا تجزیه و تحلیل کردهایم. ✍️عدنان فلّاحی https://t.me/AdnanFallahi1,30%
- 22 нояб.без подписи1,19%
- 30 июл.اگر تهاجم ویتنامیها و اشغال کامبوج به دست آنان در دسامبر ۱۹۷۸ و ژانویه ۱۹۷۹ نشان دهندهی اولین جنگ متعارفی است که در سطحی گسترده، یک رژیم مارکسیستی علیه رژیم مارکسیستی دیگر برپا کرده است حمله ی فوریهی چین به ویتنام خیلی زود به تأیید و تثبیت این شیوه انجامید... اریک هابسبام کاملاً محق است وقتی که میگوید «جنبشها و دولتهای مارکسیستی نه تنها در شکل بلکه در ماهیت نیز به این تمایل پیدا کرده اند که ملی و ملیتخواه شوند. چیزی وجود ندارد تا بر مبنای آن بتوانیم به این برداشت برسیم که این روند ادامه نخواهد یافت». این روند به دنیای سوسیالیست محدود نمیشود.... واقعیت کاملاً روشن است، پایان عصر ملیتخواهی که از مدتها قبل پیشگویی شده بود حتی به صورت ضعیفی نیز امکان عینی شدنش وجود ندارد. در واقع، ملتبودن همچنان مشروعیتی جهانشمول در زندگی سیاسی عصر ما دارد. بندیکت اندرسون، جماعتهای تصوری [متخیل]، صص27ـ29، ترجمه محمد محمدی، تهران: رخداد نو، 1391. @AdnanFallahi1,15%
- 11 нояб.без подписи1,11%
- 9 авг.⚰️شهادتی که سکولار شد: میهندوستی و رستگاری همیشه در ذهن داشتم که شاید یکی از مهمترین نشانههای مؤید تداوم مفاهیم الهیاتی در تز سکولاریزاسیون امثال کارل شمیت، مورد توجه بزرگان این نحله قرار نگرفته است: شهادت در راه خدا (martyrdom). هدف از شهادت در راه خدا رستگاری فرد مسیحی بود. فرد مسیحی در راه خدا میجنگید و شهید میشد تا رستگار شود، یک رستگاری فردی. اتفاقا شمیت به مناسبتی به این مفهوم اشاره کرده است تا آن را از کشته شدنی که "دولت" در جنگهای خود از شهروندان و سربازانش طلب میکند متمایز سازد: یک جماعت دینی، یک کلیسا، میتواند یکی از اعضایش را از سر ایمانی که دارد به مُردن و شهید شدن ترغیب کند، اما فقط برای رستگاری روح خود او، نه برای آن جماعت دینی از این حیث که یک قدرت زمینی است؛ در غیر این صورت، این جماعت بُعدی سیاسی پیدا میکند. جنگهای مقدس و جنگهای صلیبیِ این جماعت دینی، مانند هر جنگ دیگری، اقداماتی هستند که مستلزم انتخاب دشمناند. تحت هیچ شرایطی نمیتوان از عضو جامعهای که مسیرش را [فقط] اقتصاد تعیین میکند و نظم آن در حوزه اقتصاد بر رویههای عقلانی استوار است، خواست که جان خود را در راستای عملیات عقلانی فدا کند. توجیه چنین مطالبهای بر اساس مصلحت اقتصادی با اصول فردگرایانه نظم اقتصادی لیبرال در تعارض است و هرگز نمیتواند با هنجارها یا آرمانهای اقتصادی که بهطور مستقل تصور شدهاند، توجیه شود... اینکه از انسانها بهطور جدی خواسته شود دیگران را بُکشند و خود نیز آماده مُردن باشند تا تجارت و صنعت برای بازماندگان رونق گیرد یا قدرت خرید نوهها افزایش یابد، شوم و دیوانهوار است"[1]. شمیت در اینجا میگوید که یک نظم لیبرال مبتنی بر صرف آرمانهای مادی و دنیوی مانند رفاه و اقتصاد و... نمیتواند مفهوم مرگ (فداکاری جانی) در راه چنین چیزهایی را صورتبندی یا توجیه کند؛ بلکه نیاز به انگیزهی بسیار اصیلتر و عمیقتری دارد. کارل شمیت و پرسشهایش را رها کنیم و سراغ یکی از نظریهپردازان مهم حوزهی ناسیونالیسم یعنی بندیکت اندرسون برویم. اندرسون در کتاب ماندگار و جریانسازش "جماعتهای متخیّل" دربارهی مفهوم جانفدای میهن و سربازان گمنام سخن میگوید. اندرسون میگوید که با ورود به عصر سکولاریسم در غرب و با تخریب مفهوم بهشت، دیگر رستگاریای در کار نبود تا کشته شدن و شهادت مذهبی را موجه سازد فلذا این مسأله به چیزی بیهوده تبدیل شد. در اینجا انگارهی مدرن و متخیّل ملت وارد میشود: تخیل یا تصور جماعتی از مردمان در یک مرز سیاسی مشترک با وابستگیها و پیوندهای افقی بدون در نظر گرفتن تفاوتهای بزرگ طبقاتی (عمودی) بین آنها. حالا مُردن و کشته شدن ـ اینبار در راه میهن ـ دوباره "معنادار" شد[2]. البته به غیر از اندرسون نویسندگان دیگر حتی با صراحت بیشتری متوجه این نکته شدهاند. برای مثال مورخ بزرگ یهودی/آلمانی جورج موسه برای نامیدن ناسیونالیسم از تعبیر "دین مدنی"(civic religion) استفاده میکند. موسه در کتاب "سربازان شهید وطن" توضیح میدهد که چگونه تصویر سربازان میهنیِ کشته شده در جنگ اول به مدد الهیات مسیحی، به سطح شهدای آیینی ارتقا یافتند: تصویر سربازان کشته شده در میان دستان مسیح ـ که در اثنا و بعد از جنگ جهانی اول بسیار رایج بود ـ باور سنتی دربارهی شهادت و رستاخیز را به ملت ـ به مثابه دین مدنی شامل و کامل ـ منتقل کرد"[3]. اغراق نیست اگر بگوییم هر جا مرگ و مرگاندیشی ـ تحت عنوان شهادت یا جانفدا یا قهرمان ملی و... ـ بخواهد صاحب نوعی تداوم و ابدیتِ معنایی در برابر دنیای فانی و مادی شود، ناگزیر از وامگیری از مفاهیم الهیاتی است. به دیگر سخن حوزهی مرگ و مرگاندیشی یکسره در قُرُق الهیات سیاسی است. ــــــ ارجاعات: [1]. Schmitt, The Concept of the Political, p. 48, Translation, Introduction, and Notes by George Schwab, The University of Chicago Press, 2007. [2]. اندرسون، جماعتهای تصوری [متخیل]، ص41ـ، ترجمه محمد محمدی، تهران: رخداد نو، 1391. [3]. George Mosse, Fallen Soldiers : Reshaping the Memory of the World Wars, p. 7, Oxford University Press, 1990. ✍️عدنان فلّاحی https://t.me/AdnanFallahi0,87%
- 4 авг.شما اگر بخواهید به جایی پناه برید روسیه و چین و آلبانی را برای ماندن و زیستن و کار کردن انتخاب میکنید یا آمریکا و آلمان و انگلیس را؟ پاسخ مخاطب روشن است، چه اگر روشنفکر ضد سرمایهداری یا حتی مارکسیست هم باشد، دموکراسی و آزادی و امنیت…0,79%
- 10 авг.... ملت به مثابه یک جماعت، تصوری [متخیل] است از این رو که بدون توجه به نابرابریهای عینی و استثمار و بهرهکشیهایی که ممکن است در میان هر ملتی شیوع داشته باشد ملت همیشه به صورت یک ارتباط عمیق و افقی بین افرادِ همگون فهمیده می شود. نکتهی آخر اینکه این احساس…0,49%