tgindex

مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC

описание

دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co

3 114
подписчиков
Охват к подписчикам
3,4%
ERR
Реакции к просмотрам
1,09%
168 на 25 постов
Пересылки к просмотрам
0,41%
63
Постов в день
0,0
всего 25

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 9 авг.Sulk /sʌlk/ یعنی با ناراحتی و دلخوری گوشه‌گیر شدن و عمداً کم‌حرف یا بی‌حرف بودن؛ معمولاً حالت کودکانه یا لوس‌گونه هم می‌تواند داشته باشد. He’s sulking. قهر کرده و توی خودش رفته. Stop sulking! بس کن دیگه، قهر نکن! She’s been sulking all day. تمام روز قهر کرده و اخمو بوده. Why are you sulking? چرا قهر کردی؟ 📌 Sulk هم فعل است و هم اسم: He’s in a sulk. قهر کرده / توی حالت قهره. Don’t sulk. قهر نکن. @bookfc10,38%
  • 3 авг.ماشین روشن نمی‌شود. The car won’t start. (رایج‌ترین حالت در مکالمه) ماشین خراب است. The car is broken. یا The car is not working. ماشین استارت نمی‌خورد. The car won’t crank. یا ساده‌تر: The engine won’t turn over. (یعنی موتور نمی‌چرخد و استارت نمی‌زند) ماشین آب و روغن قاطی کرده. The coolant and oil have mixed together. یا در اصطلاح مکانیکی: The engine has a blown head gasket. (احتمالاً واشر سرسیلندر زده است) چند جمله کاربردی: My car won’t start. I think the battery is dead. ماشینم روشن نمی‌شود. فکر کنم باتری خوابیده. My car broke down on the road. ماشینم وسط راه خراب شد. I need to take my car to the mechanic. باید ماشینم را پیش مکانیک ببر https://t.me/BOOKFC9,73%
  • 9 авг.عبارت be off to یعنی «راهیِ جایی شدن» یا «رفتن به سمت جایی». مثال‌ها: Are you off to work? داری میری سر کار؟ Are you off to school? داری میری مدرسه؟ Are you off to the gym? داری میری باشگاه؟ Are you off to London? راهی لندن هستی؟ I’m off to bed. دارم میرم بخوابم. / من دیگه میرم بخوابم. We’re off to the airport. داریم میریم فرودگاه. 🔹 where Are you off to…? @bookfc9,28%
  • 4 авг.Nude color یعنی: رنگ نود، رنگ پوست یا رنگی نزدیک به رنگ طبیعی پوست (بسته به رنگ پوست هر فرد می‌تواند بژ، کرم، قهوه‌ای روشن و… باشد) @bookfc She wore a nude dress. او یک لباس به رنگ نود پوشیده بود. I like nude lipstick. من رژ لب نود را دوست دارم. She bought nude high heels. او کفش پاشنه‌بلند به رنگ نود خرید. Nude colors go with almost everything. رنگ‌های نود تقریباً با همه چیز ست می‌شوند. نکته در دنیای مد و آرایش، nude معمولاً به معنی رنگی شبیه رنگ طبیعی پوست است، نه برهنه. اما اگر nude بدون کلمه color به کار برود، ممکن است معنی برهنه یا عریان بدهد. مثال: She is wearing a nude-colored shirt. او یک پیراهن به رنگ نود پوشیده است. He was nude. او برهنه بو9,09%
  • 4 авг.2. Could have + V3 معنی: می‌توانستی، اما انجام ندادی. (فرصت یا امکان از دست رفته) ساختار: Subject + could have + V3 مثال‌ها: @BOOKFC I could have won the game. می‌توانستم بازی را ببرم. You could have asked me. می‌توانستی از من بپرسی. She could have become a doctor. می‌توانست دکتر شود. We could have taken a taxi. می‌توانستیم تاکسی بگیریم. They could have helped us. می‌توانستند به ما کمک کنند. @BOOKFC9,09%
  • 4 авг.@BOOKFC این ساختارها برای صحبت درباره گذشته به کار می‌روند؛ اما هر کدام معنی متفاوتی دارند. 1. Should have + V3 معنی: باید کاری را انجام می‌دادی، اما انجام ندادی. (پشیمانی، انتقاد یا توصیه) ساختار: Subject + should have + Past Participle (V3) مثال‌ها: You should have called me. باید به من زنگ می‌زدی. I should have studied harder. باید بیشتر درس می‌خواندم. She should have told the truth. باید حقیقت را می‌گفت. We should have left earlier. باید زودتر راه می‌افتادیم. They should have listened to you. باید به حرفت گوش می‌دادند.9,09%
  • 4 авг.3. May have + V3 معنی: شاید… (احتمال درباره گذشته، اما مطمئن نیستیم) ساختار: @BOOKFC Subject + may have + V3 مثال‌ها: She may have missed the bus. شاید اتوبوس را از دست داده باشد. He may have forgotten my name. شاید اسمم را فراموش کرده باشد. They may have gone home. شاید به خانه رفته باشند. I may have left my keys at work. شاید کلیدهایم را سر کار جا گذاشته باشم. We may have made a mistake. شاید اشتباه کرده باشیم. @BOOKFC8,33%
  • 2 авг.«سخنرانی کردن» در انگلیسی چند معادل دارد که بسته به موقعیت استفاده می‌شوند: give a speech ⭐ (رایج‌ترین) make a speech (کاملاً درست و رایج) deliver a speech (رسمی‌تر) give a presentation (اگر ارائهٔ آموزشی یا کاری باشد، نه سخنرانی عمومی) speak in public (سخنرانی یا صحبت کردن در جمع) مثال‌ها She gave a speech at the conference. او در کنفرانس سخنرانی کرد. He made a speech about beauty. او درباره زیبایی سخنرانی کرد. The president delivered a speech yesterday. رئیس‌جمهور دیروز سخنرانی کرد. I have to give a speech tomorrow. من باید فردا سخنرانی کنم. I’m nervous about speaking in public. از سخنرانی در جمع استرس دارم @bookfc @Alihallajzadeh8,25%
  • 4 авг.بله، Must have + V3 را می‌توان این‌طور ترجمه کرد: «احتمال خیلی زیاد دارد که …» یا «به احتمال قوی …» یا در بعضی موقعیت‌ها: «حتماً … کرده است» اما دقت کنید: این قطعیت ۱۰۰٪ نیست؛ بلکه گوینده بر اساس شواهد یک حدس خیلی قوی می‌زند. مثال: He must have forgotten my name. = به احتمال خیلی زیاد اسم من را فراموش کرده است. = حتماً اسم من را فراموش کرده است. (ترجمه محاوره‌ای) @BOOKFC She must have been tired. = به احتمال زیاد خسته بوده است. They must have left early. = به احتمال زیاد زود رفته‌اند. @BOOKFC8,20%
  • 3 авг.Came to عبارت فعلی (phrasal verb) است. come to = به هوش آمدن / دوباره آگاه شدن گذشته‌اش می‌شود: come → came → come مثال: I fainted, but I came to a few minutes later. غش کردم، اما چند دقیقه بعد به هوش آمدم. When she came to, she was in the hospital. وقتی به هوش آمد، در بیمارستان بود. نکته: come to چند معنی دیگر هم دارد: به هوش آمدن He came to after the accident. او بعد از تصادف به هوش آمد. به یک نتیجه رسیدن / متوجه شدن I came to understand the problem. متوجه مشکل شدم https://t.me/BOOKFC7,55%
  • 4 авг.مثال مقایسه‌ای فرض کنید دوستتان در مهمانی نیامده است: He should have come. باید می‌آمد. (اما نیامد.) He could have come. می‌توانست بیاید. (امکانش را داشت.) He must have forgotten. حتماً فراموش کرده است. (حدس قوی) He may have forgotten. شاید فراموش کرده باشد. (فقط احتمال @bookfc7,46%
  • 8 авг.1. Prank caller 📞 = کسی که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کند معمولاً هدفش خنداندن خودش یا دیگران است؛ مثلاً با هویت جعلی تماس می‌گیرد یا حرف عجیب می‌زند. He was a prank caller. او کسی بود که برای شوخی و اذیت تلفن می‌کرد. Someone keeps prank-calling me. یکی مدام برای شوخی و اذیت به من زنگ می‌زند. ⸻ 2. Crank caller 📞 = مزاحم تلفنی / کسی که تماس‌های آزاردهنده یا عجیب می‌گیرد تأکید بیشتر روی آزاردهنده، عجیب یا بی‌دلیل بودن تماس است، نه لزوماً شوخی. I keep getting calls from a crank caller. مدام از یک مزاحم تلفنی تماس دریافت می‌کنم. @bookfc6,80%