- Последний пост
- 19 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یک آدم را دوبار پیدا نمیکنی! حتی در همان آدم...
میگویند: اگر دلت واقعاً پاک باشد، خداوند حقیقت انسانها را به تو نشان میدهد. و کسی که حقیقت را میبیند، خیلی وقتها تنها میماند. این تنهایی، مجازات نیست؛ بلکه یک محافظت الهی است
آرامش آنجاست که دل تسلیم خدا شود؛ نه از بیم فردا بلرزد، نه از یاد گذشته بسوزد. همهچیز را میسپارد به دست کسی که هیچگاه رها نمیکند..🤍✨
غم به شما عمق میدهد و شادی ارتفاع. غم ریشههایتان را گسترده میکند و شادی شاخههایتان را. شادی مثل درختی است که به سمت آسمان میرود، و غم مانند ریشههایی که تا بطن زمین پایین میروند. هر دو مورد نیازند، و هرچه درختی بلندتر شود، همزمان ریشههایش عمیقتر میشوند. اوشو
ولی موهایت که شروع به سفید شدن کرد تازه میفهمی که زندگی شوخیبردار نیست و تو جدی جدی داری پیر میشوی! در ذهنت هنوز یک کودک شادابی اما هربار مقابل آینه میایستی و چهرهی جاافتادهتری از خودت میبینی و مسئولیتهای بیشتری روی شانههای خودت حس میکنی، ناخواسته از کودک هیجانخواه درونت فاصله میگیری. هرچه بیشتر پیش میروی، احساس میکنی باید با جهان و آدمها جدیتر برخورد کنی و لبخندهایت کوتاهتر میشود و سقف آرزوهایت بلندتر و در فکر فرو رفتنها و سکوتکردنهایت بیشتر... گاهی از موهای سپیدت بیزار میشوی و گاهی دوستشان داری و گاهی دنبال راهی برای بازگشت به روزهایی میگردی که موهایت هنوز سیاه بود و لبخندهایت هنوز عمیق و شانههایت هنوز سبک! میترسی از سی ساله شدن و میترسی از چهل ساله شدن و میترسی از پنجاه و شصت و هفتاد ساله شدن و به مرور میپذیری که از تو سن و سالی گذشته و باید رفتارهایت را با میزان تجربهای که از زیستن داری، تنظیم کنی. تمام عمرت دلت میخواهد بازگردی به گذشتههای دور و کودکی کنی، ولی از یک جایی به بعد، منطقت به احساست پیروز میشود و با طبیعت جهان کنار میآیی و طبق قواعد نانوشته و گریزناپذیر جهان پیش میروی. روزی همه چیز را میپذیری و متقاعد میشوی که فارغ از سالهای گذشته و سالهای باقیمانده و میزان موهای سیاه و سپیدت و شرایط و سن و سالت و هرچیز که هست، باید زندگی کنی.. باید خوب زندگی کنی...
زنی که بسیاری از آسیبها را به تنهایی درمان کرده و همچنان قلب خود را پاک نگه داشته، فقط یک زن نیست! او یک هنرمند است...
میخواهم مادرم را ببوسم، بگویم دوسش دارم، در دامنش گریه کنم بدون این که از نشان دادن احساساتم خجالت بکشم. احساسات من همیشه همه جا بودهاند، فقط پنهانشان میکردم. پائولو کوئلیو
. شمس گفت: تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید: «چه کنم! تقدیرم این بوده» نشانهٔ جهالت است. تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست. گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است. پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی... تا دیر نشده ورژن ۱۴۰۵ خودتو استارت بزن✋
زنِ سالم در آزادیِ تمام، مرز های شخصی اش را حفظ میکند. همانطور که مردِ سالم، حتی در ثروت؛ وفاداریاش را!
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهٔ خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد. عباس معروفی
دلت به حال مردهها نسوزه. نگرانِ زندهها باش مخصوصا اونایی که بیعشق زندگی میکنن!
آدمها میمیرن، ولی عشقها نه. و اگه کسی رو واقعاً دوست داشته باشی، همیشه یه جایی کنارت میمونه. اُوه فردریک بکمن
همهی موفقیتها از سختکوشی به دست. نیامده و همه فقرها هم به دلیل تنبلی نیست. هنگام قضاوت درباره افراد، این را در نظر داشته باش. روانشناسی پول مورگان هازل
برای خیانت هزار راه وجود دارد، هیچکدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست. بهومیل هرابال
در تفسیرِ فایدهی حضورت در جهانم به همین بسنده میکنم که: تو باعث شدی چشمهای خودم را دوست داشتهباشم! نرگس صرافیان
آدمها فقط یکبار واقعاً عاشق میشن، حتی اگه نفهمن. بعدش فقط دنبال اون حس میگردن، هر جای دیگهای هم باشه. کافکا در کرانه هاروکی موراکامی
شما هرچقدر هم ارزش دیگران را حفظ کنید، در نهایت آنها طبق لیاقت و شایستگی خودشان با شما رفتار میکنند. آیین دوستیابی دیل کارنگی
هر چه بیشتر پیش میرم، بیشتر به این نتیجه میرسم که دنیا پر شده از دروغ و ریا و آدمیزاد در این بین تنها و بیپناهست. بوف کور صادق هدایت
اگه در زشت ترین شرایطم دوستم نداشته باشی، پس در بهترین شرایطم هم لیاقتم را نخواهیداشت.. مونرو
از آدم بودن، تناقصها را دوست دارم. اینکه پشت خندههایت یک اندوه عمیق داری. اینکه دوستش داری اما گاهی قلبت پر از نفرت میشود. اینکه غمگینی اما ته قلبت هنوز امید داری. ما آدمها تکههای سرهم شده حسهای متناقضیم. پر از وسوسه و شرم و عشق و رنج و شادی. هیچکس نیست که بتواند خودش را از این تناقضات جدا بداند. هر لحظه تجربهاش میکنیم و ادامه میدهیم. مهدی پورعبادی