دلمشغولیها
описание
کتابها (ترجمه): هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن درآمدی به فهم فایدهگرایی،نشرطه @BeKhod87
467
подписчиков
Охват к подписчикам
17,6%
ERR
Реакции к просмотрам
0,65%
17 на 25 постов
Пересылки к просмотрам
1,92%
50
Постов в день
0,0
всего 25
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 4 июл.تشیع، هویت و مقاومت ایرانی به شخصه، تشیع بیش از جنبههای الهیاتی و کلامیاش، از نظر عنصر هویتبخشی به هویت ایرانی برایم حائز اهمیت است. به نظر میرسد که ایرانیان از تشیع بهعنوان یکی از ابزارهای مقاومت و ایستادگی در برابر سلطه سیاسی اعراب و ایدئولوژی برتریجویانه سیادت عرب بر عجم استفاده کردند و در بستر تاریخی ایران، قرائتی از اسلام شکل گرفت که رنگوبوی ایرانی پررنگی به خود گرفت. اگر نگوییم تشیع نسخهای ایرانی از اسلام است، دستکم میتوان گفت ایرانیان در صورتبندی تاریخی، فرهنگی و آیینی آن نقشی بنیادین ایفا کردند و برخی مؤلفههای باوری و فرهنگی ایرانِ پیش از اسلام نیز در این فرایند بازتفسیر و جذب شدند. درباره مولفههای احتمالی ایرانی تشیع میتوان به نمونههای گوناگونی اشاره کرد: از میان آنها میتوان به احتمال ورود آموزههای زرتشتی درباره روز رستاخیز و زندگی پس از مرگ که بروشنی در کتاب ارداویرافنامه بیان شده است؛ یا تقدس عدد دوازده و امامان دوازدهگانه که چه بسا بازتابی از دوازده سپهبد نیک در آیین زرتشتی باشند؛ یا امر امامت که همچون مفهوم فرّه ایزدی امری اکتسابی نیست؛ یا شباهتهای بسیار ماجرای کربلا با داستان سیاوش–از حیث مظلومیت، شهادت و سنت سوگواری—و حتی عدد هفتاد و دو تن که چه بسا بازتابی از هفتاد و دو بخش یسناهای کتاب اوستاست–عددی که دوباره در تعداد رشتههای تشکیل دهنده کمربند مقدس زرتشتیان، یعنی کُستی، تکرار میشود؛ و یا مفهوم منجی که بنظر بازتابی از مفهوم سوشیانت در سنت زرتشتی است. میتوان گفت ایرانیان که بتازگی اسلام آورده بودند بجای آنکه اسلام را آنگونه بپذیرند که اعراب بدانها تحمیل کرده بودند، به مرور از قرائت رسمی اسلامِ خلافت فاصله گرفتند و در بستر فرهنگی و سیاسی ایران، قرائتی متمایز از اسلام را در «مقاومت» نسبت به اسلام سنی گسترش دادند. از اینرو، اتفاقی نیست که شماری از نخستین حکومتهای ایرانی در دوره اسلامی که تلاش کردند حکومتی مستقل از دستگاه خلافت عباسی را در بغداد تشکیل دهند، حکومتهای شیعه یا شیعهگرا بودند: علویان طبرستان (زیدیان مازندران) که نخستین حکومت شیعی مستقل ایرانی در قرن سوم بودند و در برابر خلافت عباسی مقاومت کردند؛ گزارشهایی از گرایشهای شیعی در سلسله زیاران وجود دارد که مرداویج زیاری بعنوان بنیانگذار این سلسله، که آرمان بازپسگیری تیسفون و احیای پادشاهی ساسانی را در سر میپروراند، هدفش تسخیر بغداد بود، هرچند نهایتن به هدف خود نرسید و در یک توطئه به قتل رسید؛ آل بویه که نهایتن عضدالدوله دیلمی توانست بغداد را تسخیر کرده و خلیفه را عزل کند و خلیفه دست نشانده قرار دهد، شیعه بودند؛ آل کاکویه در اصفهان و همدان با گرایش شیعی؛ در روایاتی نیز صفاریان و شخص یعقوب لیث صفاری نیز که همواره سر نزاع با خلافت بغداد را داشت شیعه دانسته میشوند؛ سپستر نیز این سربدارانِ شیعه بودند که در مقابل ظلم و جور مغولان مقاومت کردند و حکومتی شیعی را در منطقه خراسان بنیان نهادند؛ تا سپستر زمانی که صفویان که خود را در مواردی احیاکننده پادشاهی ساسانیان میدانستند در مقاومت نسبت به اسلام سنی عثمانی، تشیع را بعنوان عامل وحدتبخش بعنوان دین رسمی برسمیت شناختند. در واقع، یکی از عوامل مهمی که موجب شد ایران برخلاف بسیاری از سرزمینهای فتحشده، همچون مصر، هویت زبانی و فرهنگی متمایز خود را حفظ کند، همین ظرفیتهای مقاومت سیاسی و فرهنگی بود که تشیع در دورههایی یکی از حاملان اصلی آن شد. البته این تنها عامل نبود و عواملی چون تداوم زبان فارسی، میراث دیوانسالاری ایران و احیای فرهنگی در دورههایی مانند سامانیان نیز نقش بسیار مهمی ایفا کردند. براین اساس، جمهوری اسلامی را نیز بعنوان حکومتی شیعه باید میراثبر همین حکومتهای ایرانی دانست که در طول تاریخ عنصر مقاومت را برای حفظ هویت ایرانی در مقابل متجاوزین برگزیدند. مقاومتی که اگر نمیبود، احتمالن چیزی بنام ایرانِ یکپارچه پس از سه جنگ تحمیلی همهجانبه دیگر وجود نمیداشت. @BeKhodnotes2,96%
- 7 февр.без подписи2,27%
- 3 авг. 2024 г.без подписи1,74%
- 27 июл.وضعیت ساحل دریاچه ارومیه را مشاهده می کنید که غرق در زباله و کثافت است. این فقط دریاچه ارومیه نیست. هرجا طبیعتی هست در کنارش موجی از زباله و آشغال دیده می شود. با قاطعیت می شود گفت فرهنگ عمومی مردم در یکی دو دهه گذشته به طور چشمگیری رو به افول رفته است. این وضعیت در دهه های قبل به این وضع فاجعه بار نبود. مردمی که به طبیعت خود رحم نمی کنند حتی در برابر اشغال سرزمین توسط بیگانه هم بی تفاوت خواهند بود. @maktubaaat1,52%
- 4 авг.دوگانگی بنیادین و ذاتی نیک و بد این فقره از کتاب مینوی خرد بخوبی تضاد و دوگانگی ذاتی دو نیروی خیر و شر را در عالم، طبق الهیات زرتشتی نشان میدهد. خیر و شری که بهیچوجه نمیتوانند از منبعی یکسان ناشی شوند. این نگاه بیک معنا نیز پاسخی به مسئله شرور بدست میدهد…1,49%
- 29 июл.عبید زاکانی در رساله «صد پند» میگوید: «در شرابخانه و قمارخانه و مجلس قحبگان و مطربان، خود را به جوانمردی مشهور مکنید تا برای هر چیز به شما رو نکنند» حال این ابله دقیقا شبیه به «جوانمردان قحبهخانه» است که برای هر چیزی روی او حساب میکنند. طبق اعلام رسانهها سالهاست امورات زناشویی خود را برونسپاری کرده است. اینجا هم به زبان بیزبانی میگوید آی آمریکاییها و اسرائیلیها، ایران را از دست آخوندها بگیرد و به من بدهید آنوقت هرمز را میهم. موشک را میدهم، هستهای را میدهم و... چرا؟ چون جوانمرد مجلس قحبگان است:-) @kharmagaas1,23%
- 13 июл.ایران ای سرای امید، تنبور0,84%
- 13 июл.انسان خوب در شاهنامه چگونه کسی است؟ انسانی است که به زحمت میشود گفت که با امروز مناسبت دارد. کما آن که حتی در آن زمانها هم کسانی که در شاهنامه به خوبی شناخته شدهاند، جای محکمی در زندگی نیافتهاند. تقریبا همه آنها خیلی زود مردهاند و آن تعداد کسانی هم که زندگی کردهاند زندگی آنها با کشمکش و رنج همراه بوده است. به هر حال برای ما که در کار وداع کردن با گذشته هستیم، خالی از فایده نیست که ببینیم گذشتگان نسبت به انسان خوب و انسان بد چه نظری داشتهاند، زیرا شاهنامه چکیده فرهنگ و فرزانگی ایران پیش از اسلام است و تنها در این کتاب است که ما میتوانیم به ذخیرهای از تجربهها و آموختههای پدران خود در طی سالیان دراز دست یابیم. به طور کلی انسان خوب شاهنامه دارای این صفات است: ۱- خردمندی: هیچ صفتی برای مرد و زن بالاتر از خردمندی نیست کسی که از خرد برخوردار است میداند که چگونه باید زندگی کند. هرگز زیان نمیبیند و به راه کژ نمیافتد، خرد، گوهر زندگی است، چون آن را یافتی رستگاری این جهان و آن جهان با تست. ۲- فرهنگ: پس از خرد فرهنگ میآید. در واقع این دو به هم وابستهاند. خردمند به فرهنگ روی میبرد، و با فرهنگ از خرد نصیب مییابد. خاصیت فرهنگ آن است که به ما راه و رسم زندگی میآموزد و انسانیت ما را میشکفاند. فرهنگ اکتسابی است، هر چند برای دست یافتن به آن، آمادگی ذاتی لازم است. مرد با فرهنگ از اعتدال و آهستگی و رفتار برخوردار است. ۳- صلحطلبی: با آنکه شاهنامه کتاب جنگها است، با اینحال مرد خوب کسی است که صلح طلب باشد. تنها در یک مورد جنگ رواست، و آن جنگ بر ضد بدی است. جنگهای کینخواهی نیز از این جهت واجب است که برای مجازات گناهکار است. ۴- بیآزاری: انسان خوب به کسی آزار نمیرساند. مصراع معروف «میازار موری که دانه کش است»، همه حکمت شاهنامه را در خود خلاصه کرده است. فریدون به پسرش ایرج میگوید: نباید ز گیتی تو را یار جست بیآزاری و راستی یار تست بیآزاری جنبهٔ خودداری دارد، جنبه مثبت آن خدمتگزاری است، و همه مردان خوب شاهنامه سعی داشتهاند که خدمتگزار مردم باشند. ۵- نام نیک: این درست نیست که انسان به هر قیمتی شد زندگی کند، باید با نیکنامی و سربلندی عمر بسر برد. در نظر پهلوانان خوب شاهنامه، مرگ بهتر از بد نامی است، چنانکه در این بیت آمده است: بنام ار بریزی مرا گفت خون به از زندگانی به ننگ اندرون نوشتههای بیسرنوشت - اسلامی ندوشن @shekoftandaraftab0,81%
- 10 авг.без подписи0,00%
- 10 авг.без подписи0,00%
- 10 авг.مینوی خرد (پهلوی: Mēnōg ī Xrad — روح خرد) یکی از زیباترین و خوشساختترین آثار بازمانده از زبان پهلوی ساسانی است. این کتاب در قالب گفتوگویی میان یک انسان دانا و «مینوی خرد» نوشته شده؛ گفتوگویی که از اخلاق و شیوهٔ درست زندگی تا سرنوشت روان پس از مرگ، جهانشناسی…0,00%
- 7 авг.без подписи0,00%