کتابراه
Статистикаاین کانال به انتشار یادداشت ها از کتابهایی با مضامین اجتماعی، سیاسی و فرهنگی میپردازد.این یادداشتها چکیده، نقد و بررسی یا معرفی کتاب نیستند بلکه دقیقا بخشهای مهمی از کتاباند که با ذکر صفحه در اختیار شما قرار می گیرند. تماس با ادمین: @Koneshgaree
- Последний пост
- 26 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۳۱ (ص ۱۹۱) (طبقه متوسط) طبقهٔ متوسطِ غیرسنتی، بهطورکلی مرکب از استادان دانشگاه، پزشکان، مهندسان و کارمندان عالیرتبهٔ اداری و نظامیِ دولت بود. این طبقات اقتصادی، درنتیجهٔ تغییرات اجتماعی رشد و گسترش یافتهبودند. ازاینرو، رشد آنها کاملاً به شتاب تغییر اجتماعی وابستهبود: هرچقدر فرایند تغییر اجتماعی سریعتر و جدیتر میشد، اندازهٔ این گروهها بزرگتر میشد. این بخش از نیروهای اجتماعی، محصولِ فرعیِ مدرنیزاسیون بود؛ ازاینرو، نظام فرهنگیِ پذیرفتهٔ آنها، تقریباً بهطور کامل غیرسنتی بود. ارزشهای خصوصی و عمومیِ آنها هردو تحتتأثیر فرایند غربیشدنِ زیرساختهای کشور شکلگرفتهبود. این گروهها تمایل به تشکیل خانواده هستهای داشتند و کمتر در پی ایجاد ارتباط با خویشاوندان دور بودند. مذهب برای آنها موضوعی شخصی بود؛ احساس عمیقِ داشتنِ پیوند عاطفی با مذهب در آنها وجودداشت، اما شعائر مذهبی را بهطور منظم بهجانمیآوردند. ... بالاخره اینکه کانون توجهِ جهتگیری فرهنگیِ آنها بهجای سنت ایرانی، سنت غربی بود. بخش غیرسنتیِ طبقهٔ متوسط، وجه غالبِ جمعیتِ مراکز شهری را شکلمیداد و خود عاملِ واسطهای بود که ازطریق آن تغییرات اجتماعیِ بیشتری شکلگرفت. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۳۰ (ص ۱۹۰) (طبقه متوسط) اعضای سنتیِ طبقهٔ متوسط، موقعیت اقتصادیِ خود را در روابط تولید، در گذر تاریخ حفظکردهبودند. اعضای سنتیِ طبقهٔ متوسط عبارتبودنداز مالکان کوچک، بازرگانان (تاجرانِ بازار) و دلالانِ املاک. آنها اغلب موقعیت اقتصادیِ خود را بدون توجه به پیامدها و نتایجِ تغییرات اجتماعیِ جامعه حفظکردهبودند و منزلت اقتصادیِ خود را مدیونِ تغییراتِ زیربناییِ جامعه نبودند. ارزشهای فرهنگی و هنجارینی که این گروه، از آنها پیرویمیکردند، عمدتاً دستنخورده و بدونتغییر باقیمانده و با الگوهای سنتیِ رفتار و روابط قدرت هماهنگ بود. این ارزشهای سنتی عبارتبودنداز: تداوم و استمرارِ خانوادهٔ بزرگ و گسترده؛ هنر و بیانِ دیگراشکالِ ارتباط (ازقبیل سخن) ازطریق بهکارگیریِ زبان و اصطلاحاتِ سنتی؛ احترام عمیق به مذهب (اسلام) و اطاعت از آن در قلمرو احساسات و عواطف شخصی و بهجا آوردن شعائر مذهبی؛ اعتقاد به روابط کاملاً شخصی و بیتوجهی نسبتبه رعایت آداب و الزامات قانونی. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۹ (ص ۱۸۸) (طبقه متوسط) پیشاز انقلاب، طبقهٔ متوسطِ ایران، هم برمبنای جایگاه اقتصادیاش در روابط تولید، و هم برمبنای میزان تأثیرپذیریاش از تغییرات اجتماعی، تعریف و مشخص میشد. بهلحاظ اجتماعی، طبقهٔ متوسط به دو دستهٔ طبقهٔ متوسط «سنتی» و طبقهٔ متوسط «غیرسنتی» تقسیممیشد. طبقهٔ متوسطِ سنتی، به ارزشها و اعمال فرهنگیِ سنتی پایبند بود، درحالیکه طبقهٔ متوسطِ غیرسنتی، بهواسطهٔ فرایند صنعتیشدن و اشاعهٔ فرهنگی، به روندهای اجتماعی و [الگوهای] روابط قدرتِ جدید گرایشداشت. بهلحاظ اقتصادی، طبقهٔ متوسط به دو دستهٔ خردهبورژوا (یعنی طبقهٔ متوسطِ حقوقبگیر) و بورژوا (یعنی طبقهٔ متوسطِ بالا) تقسیممیشد. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۸ (ص ۱۸۷ و ۱۸۸) تحول و گسترش «طبقهٔ کارگر» در ایران، نتیجه و پیامد مستقیم تغییرات اجتماعی بود که کشور از دههٔ ۱۳۴۰ دستخوش آن شدهبود. ... طبقهٔ کارگرِ ایران، با اینکه خود یکی از پیامدهای اقتصادیِ تغییر اجتماعی بود، با تغییرات هنجارین و فرهنگیِ ناشیاز فرایندهای صنعتیشدن و غربیشدن، بیگانه بود. بهجز بخش کوچکی از کارگران صنعتیِ ماهر، تقریباً تمام کارگران، با اینکه در محیطهای شهری کار و زندگی میکردند، هنوز هم به ارزشها و هنجارهای اجتماعیِ سنتی، وفادار و پایبند بودند. کارگران میکوشیدند با دستیابی به شغلی مطمئن، تحرک اقتصادی داشتهباشند؛ بااینحال، اغلب آگاهانه از جذبشدن در فرهنگ شهری، که با نفرت و بدبینی به آن مینگریستند، خودداریمیکردند. تغییرات اجتماعیِ دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، زندگیِ طبقهٔ کارگرِ ایرانی را بیشتر به لحاظ اقتصادی متحولکرد تا به لحاظ فرهنگی. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۷ (ص ۱۸۰) یافتن شغل مناسب و تأمین مسکن، سازگارشدن با فرهنگ شهری و جذبشدن در روند کلیِ حیات شهری، ازجمله مسائل حادی است که مهاجران روستایی آن را تجربهمیکنند. در ایران، رنج و عذابِ طبقهٔ پایینِ جامعه، بهویژه هنگامی تشدیدشد که رشد اقتصادیِ سریع کشور در سالهای ۱۳۵۲–۱۳۵۳ با توقفی ناگهانی در سال ۱۳۵۴ روبهروشد و این روندِ بداقبالی در تمام دوران انقلاب ادامهیافت. بیکاریِ گسترده، تنها به برجستهتر و مشخصتر کردنِ مشکلاتِ مهاجران در سازگاری با محیط فرهنگیِ شهرها کمککرد. قرارگرفتن در شرایط نامساعدِ اقتصادی و فرهنگی و آگاهی نسبتبه این شرایط -که با درد و رنج بسیار نیز همراه بود- باعثشد مهاجران روستایی، در اوضاع و احوالی که مخالفتِ مرده و آرامِ روشنفکران با رژیم، درحال تغییر به جنبش تودهای بود، بهسرعت خلقیات و روحیهٔ انقلابی را پذیرا شوند. اگر مهاجران به جنبشِ مخالفِ انقلابی نپیوستهبودند، انقلاب ایران احتمالاً ماهیتی کاملاً متفاوت پیدامیکرد. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۶ (ص ۱۷۵) (اصلاحات ارضی) در سال ۱۳۴۵، یک تیم تحقیقاتی وابستهبه سازمان ملل متحد، دربارهٔ اصلاحات ارضی در ایران به نتایج زیر دستیافت: «هیچچیز مانع از آن نبود که زمینداران الگوی کشاورزی را بازسازیکنند که پیشاز اصلاحات ارضی در روستاهای آنان وجودداشت. آنان به شیوهای عملمیکردند که مطمئن شوند بهترین زمینهایشان -یا درحقیقت هرنوع از زمینهایشان- به دست دوستان، خویشاوندان و وابستگان وفادارِ خودشان میرسد. از این گذشته، زمیندارانی که میتوانستند از حق انتخابِ خود برای حفظ بخشهایی از روستا استفادهکنند، بهگونهای امور را پیشمیبردند که بهترین بخشهای روستا و احتمالاً بخشهایی را که بر آبِ مورداستفادهٔ بقیهٔ روستا مشرف بود، برای خود نگهدارند.» @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۵ (ص ۱۷۲ و ۱۷۳) (اصلاحات ارضی) تمایز و تفکیکِ جامعهٔ ایران به دو بخش «سنتی» و «مدرن» و تقسیمات درونیِ هریک از طبقات اجتماعی، در امتداد خطوطِ موازیِ یکدیگر، به شکلگیریِ یکی از عوامل اجتماعیِ اصلیِ انقلاب ایران منجرشد. آشفتگی و بینظمیِ بخشهای سنتیِ جامعه و نفرت و انزجارِ آنها از برنامههای رسمیِ حکومت، که با جهتگیریِ غربیکردنِ جامعهٔ ایران صورتمیگرفت، بعدها بهصورتِ مخالفتِ سیاسی با رژیم درآمد. در همان زمان، شناختِ همگانی از رژیم بهعنوان محرک و منبعِ اصلیِ تغییرات اجتماعی، به سوقیافتنِ فزایندهٔ مردمِ ناراضی از تغییرات اجتماعی، بهسوی افراد و گروههایی منجرشد که نهتنها به لحاظ سیاسی مخالفِ رژیم بودند، بلکه سیاستهای اجتماعیِ رژیم را نیز ردمیکردند (از قبیل روحانیان). @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۴ (ص ۱۶۴ و ۱۶۵) وجود این ناسازگاریها در نظام فرهنگی، باعث شدتبخشیدن به تنشهایی شد که به هر تقدیر، فرایند تغییر اجتماعی آنها را بهوجود آوردهبود. در سال ۱۳۵۷، تغییر اجتماعی در ایران آنچنان وسعت یافتهبود که نهتنها تمام مجموعهٔ ارزشهای سنتی در برخورد با ارزشهای نوین دچار چالش شدهبود، بلکه جامعه حداقل تجانس فرهنگیِ خود را ازدستدادهبود. فرهنگ ایرانی، در معنای دقیق کلمه، دیگر بهروشنی قابلتشخیص نبود و بسیار مجازی، بیثبات و ناپایدار شدهبود. صرفنظر از تمام پیامدهای دیگر، تغییر اجتماعی در ایران به سرخوردگی و ناامیدی فرهنگیِ کل جامعه و آشفتگی فرهنگیِ عامهٔ مردم منجرشد. ازاینرو، هنگامی که روند انقلاب در ایران آغازشد، نهتنها شاهد وجود مردمی بودیم که مشتاقانه و باحرارت در پی دستیافتن به هویت ازدسترفتهٔ خود در جنبشی افراطی بودند، بلکه جنبش انقلابی، وظیفهٔ طرد و کنارگذاشتن ارزشهای فرهنگیِ رایج و جایگزینکردن آنها با ارزشهای دیگر را بهعنوان یکی از اهداف اصلیِ خود تعریفکرد. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۳ (ص ۱۶۴) جامعهای که درحال گذراندن فرایند تغییر اجتماعی است، احتمالاً تحتتأثیر مجموعهای از عوامل متفاوت، اعماز داخلی و خارجی، خواهدبود. غربزدگیِ ایران، به معنای مدنظر جلال آلاحمد، یعنی اشاعهٔ عناصر فرهنگیِ عمدتاً غربی و بیگانه به فرهنگ بومی و اصیلِ ایرانی. تجربهٔ فرایند مدرنیزاسیونِ سریع، مانند اصلاحات ساختاری و حقوقیِ سالهای نخستین دههٔ ۱۳۴۰ و «افزایش ناگهانی بهای نفت» در سالهای نخستین دههٔ ۱۳۵۰، تغییر اجتماعی را در ایران سرعتبخشید. بهعلاوه، تأخر فرهنگی نیز وجودداشت. ارزشهای شخصی و خصوصیِ مردم (یعنی ارزشها و نمادهای مذهبی، نگرش آنها نسبتبه میزان زادوولد، شرایط ازدواج، بیان هنری و ادبی و...) نسبتبه ارزشهای عامِ آنها (یعنی شغل، عادات خرید و مصرف، پوشاک و مسکن، ابزار ارتباطی و حملونقل و نگرش آنها نسبتبه سلامتی، بهداشت عمومی، پزشکی و...) کمتر پذیرای تغییر بود. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۲ (ص ۱۰۶) (کنفدراسیون) کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، که از سالها پیش در ایالات متحده وجودداشت، در دههٔ ۱۳۴۰ از چنان قدرت و صلابتی برخوردار شدهبود که نادیدهگرفتنش ناممکن بود. کنفدراسیون، سازمانی فراگیر بود که عملاً تمام دانشجویان و فعالان ضدرژیم را شاملمیشد. بههرحال، در نیمهٔ دههٔ ۱۳۴۰، برخی از اعضای آن به مائوئیسم گرایشپیداکردند. تعدادی از اعضای آن، که دارای گرایشهای مذهبی بودند، از کنفدراسیون جداشدند و «انجمن دانشجویان اسلامی» را شکلدادند. انجمن دانشجویان اسلامی خیلیزود تبدیل به یکی از وابستههای نهضت آزادی شد و بعدازآن بهعنوان رابطی حیاتی در ایجاد هماهنگی میان فعالیتهای انقلابیون در داخل ایران و غرب عملمیکرد. بیشتر بنیانگذاران و فعالان اصلی انجمن در دههٔ ۱۳۵۰ برای دیدار با آیتالله خمینی به عراق سفرکردند. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۱ (ص ۱۰۲ و ۱۰۳) با اینکه حرف و حدیث درخصوص ملیکردن صنعت نفت، حتی پیشاز سال ۱۳۳۰، میان ایرانیان وجودداشت، مصدق در زمانی که دیگر سیاستمداران ایرانی از انجام این کار طفرهمیرفتند یا انجام آن را در حد سخنگفتن باقیگذاشتهبودند، سعی در انجام این وظیفه داشت. او همچنین در زمانی مبادرت به انجام این کار کرد (در سالهای بعداز ۱۳۲۴) که دولت بریتانیا قادر نبود از منافع خود در خاورمیانه صرفنظرکند، بهویژه به ایندلیل که نفت تبدیل به مادهای حیاتی برای شکوفایی دوبارهٔ اروپا در دورهٔ پساز جنگ شدهبود. مشخص نیست اقدام به ملیکردن نفت، واقعاً یکی از منافع ضروری و فوری ایران بود یا خیر. پرسش این است که آیا تودههای مردم، به اهمیت این موضوع واقف بودند یا نه؛ موضوعی که قابلبحث است. اما آنچه اهمیت داشت، این بود که این عمل، تبدیل به نماد احیای عزت نفس ملی و پایاندادن به نفوذ بریتانیا در ایران شد و بهصورت تلویحی، نشان از آغاز اقدامات بنیادیتر علیه نظم سیاسی الیگارشی داشت. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۲۰ (ص ۹۷) حزب توده مصدق، برخلاف تمام افسانههایی که حول شخصیت او گفتهمیشد، هرگز نتوانست بر گرایش ضدکمونیستی خود فائقآید. اگر او اجازهمیداد برخی از اعضای حزب توده نیز در کابینهاش مشارکت داشتهباشند، احتمالاً میتوانست جایگاه خود را به میزان زیادی تحکیمبخشد و پایه قدرت خود را گسترشدهد. برخی از رهبران حزب توده، صرفاً بهدلیل اینکه سهمی در افتخار ملیکردن صنعت نفت داشتهباشند، مشتاق پیوستن به دولت مصدق بودند. بااینحال، حزب توده دائماً از سوی جبهه ملی و دستگاه روحانیت موردحمله قرارمیگرفت. حزب توده، مصدق را «سیاستمداری ملی» میدانست و مواضع «ضدامپریالیستی» او را تحسینمیکرد، اما درعینحال او را به نادیدهگرفتن قدرت و توان امپریالیسم آمریکا در سالهای پساز جنگ جهانی دوم و جاهطلبی ایالات متحده برای دستیافتن به «سلطه جهانی» متهممیکرد. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۹ (ص ۹۳) شاه در دوران سلطنت خود، با سه کانون مخالفت روبهروشد: روحانیان، سازمانهای چریکی و احزاب سیاسی و روشنفکران. اگرچه ممکنبود در برخی دورههای زمانیِ خاص، یکی از این گروهها فعالتر از بقیه باشد، تمام گروههای یادشده در دورهٔ ۳۵سالهٔ حکومت محمدرضاشاه فعالانه علیه او مبارزهمیکردند. گروههای مخالف، با یکدیگر نیز در ارتباط بودند و فعالیت خود را به قلمرو گروهیِ خود محدود نمیکردند، اگرچه هریک از آنها، جدا از بقیه، گروه مشخصی از مخالفان رژیم را شکلمیداد. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۸ (ص ۹۱) (انقلاب) انقلابها، در نتیجهٔ فروپاشی ساختاریِ نظام سیاسی از یکسو، و فعالیت گروهها و سازمانهایی که از چنین شرایطی بهرهمیگیرند از سوی دیگر، بهوقوعمیپیوندند. انقلاب، تنها زمانی رویخواهدداد که این دو تحول، با یکدیگر مصادف شوند. پساز حادثشدن این دو پدیده است که گروههای انقلابی میتوانند آلترناتیو سیاسیِ خود را برای نظام روبهزوالِ پیشین مطرحکنند. هنگامی که نهادهای سیاسی، ضعیف هستند، ولی هیچ گروه سیاسیِ دارای حمایت مردمی وجودندارد که بتواند اقدام به سرنگونی رژیم مستقر کند، ممکناست جنگ قدرت داخلی یا کودتا رخدهد. اما انقلاب، مستلزم تغییر واقعیِ نظامهای سیاسی و جایگزینشدن یکی به جای دیگری است. بیثباتی سیاسی، شرط کافیِ تحول انقلابی نیست. بیثباتی سیاسی باید با فعالیت گروههای مخالفی همراه باشد که میتوانند مردم را در راه اهداف انقلابیِ خاص بسیجکنند. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۷ (ص ۶۲) تا اواخر تابستان ۱۳۵۷، رژیم برآورد اشتباهی از ماهیت و میزان قدرت مخالفان خود داشت. حکومت پهلوی مخالفت روحانیان با خود را مهم و فراگیر نمیدانست و چنین تصورمیکرد که میتوان دستگاه روحانیت را در سال ۱۳۵۷ به همان سادگیِ سال ۱۳۴۲ شکستداد. برعکس، رژیم تصورمیکرد چریکها، بهویژه چریکهایی که شاه آنها را «مارکسیستهای اسلامی» مینامید، نیرومندترین دشمنان رژیم هستند. شاه به آیتالله خمینی بهعنوان یک «روحانی پیر و ناتوان» نگاهمیکرد، نه چیزی بیشاز آن. شاه، حتی پس از سرنگونی خود، نه مساجد بلکه دانشگاهها را اصلیترین نهادهایی میدانست که باعث ایجاد شورشها و اعتراضها علیه سلطنت او شدهبودند. تصور حکومت این بود که جامعهٔ «مدرنشدهٔ» ایران بیشتر مجذوب روشنفکران کمونیست خواهدشد تا روحانیان سنتی. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۶ (ص ۵۳ و ۵۴) برخلاف قدرت ظاهریِ حکومت پهلوی، ماهیت واقعی نهادهای آن و شرایط تکوین و تحول این حکومت باعثشدهبود ضعیف و بسیار آسیبپذیر شود. ضعف حکومت پهلوی ریشه در پایههای ضعیف قدرت آن داشت که حکومت بر آنها بناشدهبود. استواربودن پایههای حکومت پهلوی بر شخصیت شاه، باعثشدهبود حکومت بهشدت به حضور مستمر شاه، وضعیت ذهنی و روانی و فرمانهای او وابسته شود. دستگاه اجرایی دولت نیز که کابینهای بیبرنامه و ناهماهنگ، یک حزب سیاسیِ فکاهی و مسخره، مجلسی نمادین و دستگاه اداریِ ناکارآمد و نابالغی را درون خود جایدادهبود، آشفته و بینظم بود. نهادهای نظامی نیز هیچ جایگاه و اعتباری برای استحکامبخشیدن به قدرت سیاسیِ دولت نداشتند؛ زیرا نیروهای مسلح اساساً بهمنظور برخورد با تجاوز خارجی طراحیشدهبودند و ساواک نیز در وهلهٔ اول، وظیفهٔ خنثیکردن و بیاثرساختن نقشهها و برنامههای جاسوسان خارجی را برعهدهداشت. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۵ (ص ۴۳ و ۴۴) (حزب رستاخیز) همچنین، بوروکراسی دولتی همچون سازوکاری عملمیکرد که ازطریق آن افراد جدید میتوانستند وارد قلمرو نخبگان قدرت شوند. رژیم، ازطریق سازوکارها و برنامههای متفاوت، تلاش وسیع و گستردهای برای جذب روشنفکران ـبهویژه روشنفکرانی که پیشازاین به احزاب مخالف یا دیدگاههای سیاسیِ خاصی گرایشنیافتهبودند- بهسوی نظام آغازکرد. رژیم میکوشید با انتصاب برخی از روشنفکران به پستهای بالای اداری یا واردکردن آنها به هستههای مشاورهٔ دربار، آنان را در نظام سیاسیِ حاکم حلکند. بههرحال، تعداد روشنفکرانی که به رژیم پهلوی پیوستند، بسیاراندک بود. همین تعداد محدود نیز در دادن جهت سیاسیِ خاص به رژیم و کاستن از میزان آسیبپذیری آن درمقابل انقلاب ناتوان بودند. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۴ (ص ۳۹ و ۴۰) (حزب رستاخیز) به حزب رستاخیز بهعنوان ابزار کارآمد و مطمئنی نگریستهمیشد که نظام سیاسی میتوانست از طریق آن، ضمن حفظ وضعیت کلی، بهتدریج خود را اصلاحکند؛ اما بسیاری از مخالفان خاموش رژیم که تعداد آنها نیز در حال افزایش بود، اعتقاد داشتند تأسیس حزب رستاخیز، باعث بهوجودآمدن محدودیتها و سختگیریهایی آشکار، همانند آنچه در هر رژیم دیکتاتوری دیدهمیشود، شدهاست. مهمتر اینکه، تأکید حزب بر مسألهٔ «راهنمایی» و «ارشاد» جامعه، یا به عبارت دیگر، تلاش این حزب برای تأثیرگذاشتن بر اذهان مردم و سوقدادن آرمانها و خواستههای آنها بهسوی اهداف و آرمانهایی که به آنها اعتقاد ندارند، بیانگر وجود فاشیسم بود. حتی امیدهایی که برخی افراد خوشخیال در سر میپروراندند، بسیارزود ازبینرفت و با بوروکراتیزهشدن حزب و تبدیل آن به عنصر دیگری از نظام اداریِ دولتی، ناامیدی از حزب رستاخیز، بسیارزود میان نیروهای سیاسیِ جامعه ریشهدوانید. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۳ (ص ۳۷ و ۳۸) (حزب رستاخیز) برخی بر این اعتقادند که دو گروه بسیارمتفاوت از مشاوران، حزب رستاخیز را طراحیکردند. گروه اول عبارتبود از تحصیلکردگان درجه دکتری در علوم سیاسی که فارغالتحصیل دانشگاههای ایالات متحده بودند. اینان براساس تفسیر و درک سطحی خود از کتاب «نظم سیاسی در جوامع درحال دگرگونی» اثر هانتینگتون، تأسیس حزب رستاخیز را پیشنهادکردند. گروه دوم عبارتبود از طرفداران سابق حزب توده که عقیدهداشتند فقط سازمان حزبی به شیوه لنینیستی میتواند تودهها را بهحرکتدرآورد و ایننوع سازمان، بهترین ابزار ملحقکردن تودهها به فرایند سیاسی جامعه است. ... تشکیلات سازمانی حزب رستاخیز و کارکردهای آن در دوره پساز شکلگیری اولیه، حاکی از آن است که شاه میکوشید با تأکید بر مدرنیزاسیون اقتصادی و اجتماعی کشور، مشروعیت خود را افزایشدهد و اقتدار سیاسی سنتی خود را تقویتکند. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️
📕 انقلاب ایران (ریشههای ناآرامی و شورش) ✍️ مهران کامروا | ترجمه: مصطفی مهرآیین 📚 نشر کرگدن (۱۳۹۸) 📝 کتابخوان: علی صاحبی 🏁 یادداشت ۳۰۱۲ (ص ۳۴ و ۳۵) هویدا تنها به برخی از وزیران خاص کابینه و کسانی اجازه ملاقات با شاه میداد که با تملق و چاپلوسی، اخبار دلخواه شاه را مطرحمیکردند، و دسترسی افراد دیگر را به شاه بهحداقلرساند. گفتهمیشود وقتی دربار در روزهای نخستین سال ۱۳۵۷ با شوکهای انقلابی اولیه روبهروشد، شهبانو فرح از اینکه دربار پیشازاین از دستیافتن به اطلاعات درست و دقیق درباره وضعیت کشور و احساسات مردم محروم بوده، شکایت و گله داشتهاست. شاه نیز بعدها اعترافکرد با وجود اینکه «چشم و گوشهایی میان مردم» داشتهاست، «اطلاعات دقیق اندکی» درخصوص پیامدها و نتایج سیاستهایی که او مشتاقانه آنها را دنبالمیکرد، به او میرسیدهاست. @Book_Way | کتابراه 📚〰️〰️〰️