Cinema Letters
Статистика- سینما به هیچ دردی هم نخوره، [ لااقل ] حواس آدمو پرت میکنه!
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 127
- 1/48двое суток
- 145
- 1/72трое суток
- 156
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
« میدونی دخترها چرا خونه رو ترک میکنن؟ اونها خونه رو ترک میکنن چون از خونه بیرون میشن! » • Cluny Brown 1946 • Director: Ernst Lubitsch @CinemaLetter
وقتی به خودت میای میبینی داری به هرچی که ازش بدت میومد تبدیل میشی:
مردم میگن نمیتونی با مشروب خوردن از مشکلاتت خلاص بشی، من میگم مشکلت اینه که به اندازه کافی نمیخوری. Shameless (2011) Created by: Paul Abbott
Will you be brave? • Hamnet 2025
Will you be brave? • Hamnet 2025
без подписи
- تا حالا به خودکشی فکر کردی؟ + نمیتونم بگم که کردم. همیشه یه کار دیگه بود که دلم میخواست انجام بدم. یا اوضاعم عوض میشد، یا از یه زاویهی دیگه به بدبختیهام نگاه میکردم؛ میدونی، از اون چیزایی که ممکنه پیش بیاد. هیچوقت خودکشی برام کار آبرومندانهای به نظر نرسید. - یه چیز رو با اطمینان بهت میگم؛ وقتی یه نگاه به اون طرف بندازی، دیگه برای مردن مقاومت نمیکنی. همونقدر که دلت نمیخواد استفراغ خودت رو دوباره با قاشق بخوری، دلت هم نمیخواد برگردی توی بدنت. • The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
اندر احوال
• Penny Dreadful (2014-2016)
• Penny Dreadful (2014-2016)
без подписи
دوستی خیلی جدیه. شاید حتی بیشتر از عشق. • A Summer's Tale (1996) Dir: Éric Rohmer
دچار بحران روحی شده بودم. باز تو خونه تنها بودم، روی تختم دراز کشیده بودم و گریه میکردم. میدونم همه روی تختهاشون دراز میکشن و گریه میکنن، ولی... یه بار یکی میگفت دعا کردن در واقع صحبت با خدا نیست، بلکه اعتراف کردن به ناامیدیه، خودتو نقش زمین میکنی چون تمام کاری که میتونی بکنی همینه، مثل وقتی که با دلی شکسته دراز کشیدی و با خودت میگی: "لطفا بهم زنگ بزن. لطفا منو ببخش، بیا آشتی کنیم." گند زده بودم تو همهچی، و تنها بودم، دراز کشیده بودم و داشتم گریه میکردم و بعد برای اولین بار، نشستم روی زمین و دعا کردم. نمیدونم حرفامو به کی زدم ولی به زبون آوردمش. گفتم: کمکم کن، دیگه تحمل ندارم، تنهایی نمیتونم، یه خونه میخوام. • Sentimental Value 2025
« ایوان کارامازوف (قهرمان رمان داستایفسکی) میگوید مرگ کودکان بیش از هر چیز دیگری این میل را در او برمیانگیزد که بلیت ورود خویش به عالم هستی را پس دهد. ولی او بلیت خودش را پس نمیدهد. او به جنگیدن و عشقورزیدن ادامه میدهد: او به ادامهدادن ادامه میدهد…
без подписи
بزرگ میشی و یاد میگیری که هیچ فضیلتی در رنج بردن و سختی کشیدن وجود نداره؛ که همهی این شعرها، رمانها، نمایشها و هر آنچه به رنج معنا میبخشند، در مقابل یک روز شادیِ از اعماق قلب، در مقابل تحقق یک رویا، در مقابل لحظهای عاشق زندگی بودن، در مقابل ثانیهای بیشتر داشتن آدمهای موردعلاقهت رنگ میبازند. ما به رنج معنا میدیم چون زورمون بهش نمیرسه، چون میخوایم ادامه بدیم.