Duman Radmehr
Статистикаدومان رادمهر؛ برای دمکراسی و توسعهی ایران با اولویت آذربایجان فعالیت میکنم. در شرایط فعلی معتقدم ایجاد جمهوری سکولار، فدرال و دمکراتیک، بهترین گزینه برای حل بحرانهای موجود، تحقق حقوق بشر و حل مسئلهی ملی در ایران است. تماس با ما: @Duman_Radmehr
- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 74
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 224
- 1/48двое суток
- 256
- 1/72трое суток
- 276
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
“İş səfərindəyəm. Təyyarədə yanımda təxminən, 35-40 yaşlarında bir xanım oturub. Ünsiyyətcildir, söhbət etməyi xoşlayır. İsveç dilində ləhcə ilə danışığından gəlmə bilib haralı olduğunu soruşuram. Kaliforniyalıdır, İsveçdə işləyir, indi məzuniyyətə çıxıb. Böyük bir şirkətdə marketinq və satış üzrə məsuldur. Yöteborqdan Münhenə uçuruq; mən oradan Çexiyaya, o isə Fransaya gedəcək. Müxtəlif mövzularda qısa söhbətdən sonra hərəmiz əlimizdəki kitaba başımızı qatırıq. Onun əlində elektron kitab oxuyucusu (Kindle), məndə isə kağız kitab var. Bir qədər keçmiş soruşur: - Nə oxuyursan elə maraqla? Gözləmə salonunda da kitaba necə daldığın diqqətimi çəkmişdi. - Hə, maraqlı kitabdır, - dedim.“ #çölqala https://edebiyyatqazeti.az/news/diger/14757-muellifin-dusunce-dunyasinin-portreti
«دومان رادمهر»ین، «واحید قاضی»نین «چؤل قالا» رومانی اوزرینده یازدیغی«موؤلیفین دوشونجه دونیاسینین پورترئتی» باشلیقلی یادداشتی، باکیدا«ادبیات قزئتی»ینده چاپ اولونوبدور. Duman Radmehrin, Vahid Qazinin “Çöl Qala” hekayəsi barədə yazdığı “Müəllifin düşüncə dünyasının portreti” başlıqlı qeydləri Bakının Ədəbiyyat Qəzetində dərc olunub.. Duman Radmehrin, Vahid Qazinin “Çöl Qala” hekayəsi barədə yazdığı “Müəllifin düşüncə dünyasının portreti” başlıqlı qeydləri Bakının Ədəbiyyat Qəzetində dərc olunub.. #çölqala #Ədəbiyyat #ادبیات #چؤلقالا
🎥 «دومان رادمهر»، فعال تُرک آذربایجانی و دبیر حزب دموکراسی و توسعه آذربایجان به ایرانوایر میگوید که در قوانین بینالمللی حق تعیین سرنوشت بهمعنای تجزیه طلبی و تغییر مرزها نیست. او با تاکید بر اینکه در ایران درباره ملیتهای تحت تبعیض و ستم، حق تعیین سرنوشت مصداق خودمختاری و فدرالیسم خواهد بود، میگوید که در ایران بهدلیل نظامی سیاسی فارسگرا و شیعهگرا، هر قومیتی که فارس و شیعه نیست، تحت تبعیض است. به گفته این فعال سیاسی تُرک، مترادف دانستن حق تعیین سرنوشت و مختل کردن تمامیت ارضی موضوعی سیاسی است که به منفعت نظام سیاسی حاکم بر ایران عمل میکند و مردم ایران را مقابل هم قرار میدهد. @Farsi_Iranwire
از سکوت تا خبر تصمیم به اشغال نظامی اورمیه تا بیانیه محکومیت… میهمان: دومان رادمهر، دبیر حزب دموکراسی و توسعه آذربایجان برنامه چالش تلویزیون جمهوری ایران #آذربایجان_غربی #جنگ_داخلی #ادعای_ارضی https://www.youtube.com/live/DJ1KyMzm9oA?is=mJgbK3oj6qTulAuG
تنها چند هفته پس از امضای تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن، تنشها دوباره به نقطه انفجار رسیده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، پس از حمله به چند کشتی تجاری در تنگه هرمز، آمریکا موج جدیدی از حملات علیه اهداف نظامی جمهوری اسلامی را آغاز کرد و جمهوری اسلامی نیز با حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در منطقه پاسخ داد. همزمان، دونالد ترامپ در نشست ناتو اعلام کرد که توافق با ایران را «تمامشده» میداند و ادامه مذاکرات را «اتلاف وقت» توصیف کرد. (Reuters) همزمان، بازارهای جهانی نیز به این تحولات واکنش نشان دادهاند؛ قیمت نفت دوباره افزایش یافته و نگرانیها درباره امنیت تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، بار دیگر شدت گرفته است. (Reuters) اکنون مهمترین سؤال این است: آیا این تنها یک دور جدید از درگیریهاست یا جهان در آستانه یک جنگ گستردهتر قرار گرفته است؟ #تنگه_هرمز
دومان رادمهر، تحلیلگر سیاسی در گفتگو با دویچهوله میگوید، افزون بر هزاران مامور امنیتی ترکیه، حدود هزار نیروی آمریکایی نیز برای تامین امنیت سفر ترامپ در آنکارا مستقر شدهاند. دومان رادمهر سفر ترامپ را فراتر از حضور در اجلاس ناتو ارزیابی میکند. به باور او، دیدار دوجانبه ترامپ و اردوغان میتواند بخشی از تلاش دو کشور برای بازتعریف گسترش همکاریهای نظامی و تقویت نقش منطقهای ترکیه باشد. او همچنین معتقد است، با توجه به نقش میانجیگرانه ترکیه و پاکستان، این دیدار میتواند به حفظ مسیر دیپلماسی و ادامه گفتوگوهای تهران و واشنگتن کمک کند. https://www.dw.com/fa-ir/%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/a-77866563
بیانیه ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان دربارهی تحرکات گروههای مسلح کردی در جنگ اخیر با وجود اینکه احزاب و فعالین آذربایجان، با توجه به شناخت از این گروهها و تجربیات منطقه، احتمال چنین تحرکاتی را پیشبینی کرده و با سازماندهی نیروهای مردمی، خود را برای چنین سناریویی آماده کرده بودند، افشای این پلانها بار دیگر حقانیت این نگرانی و بجا بودن آمادگی دفاعی مردم آذربایجان را نشان داده است. در کنار این، فرصتی فراهم شده تا افکار عمومی ایران نسبت به اقدامات برخی احزاب کردی و خطرات آنها آگاهتر شوند.
کردستان نامیدن شهرهای آذربایجان غربی بهعنوان اجرای مرحله اول از یک پروژه چهارمرحلهای برای تبدیل این مناطق به «سرزمینهای مورد مناقشه»، اشغال نظامی آنها و آغاز مرحله چهارم برای کسب مشروعیت تملک مناطق اشغالی است. افشای برنامه گروههای مسلح کردی برای اشغال اورمیه در ایام جنگ اخیر، مؤید اصرار این احزاب در اجرای این پروژه است. بارها گفتهایم و باز تکرار میکنیم: تلاش برای ورود این گروههای مسلح به شهرهای آذربایجان در دوران ضعف حاکمیت، به هر بهانهای، وارد کردن منطقه به جهنمی از جنگ داخلی است که خروج از آن متصور نیست. بدون شک این جنگ تنها به منطقهی آذربایجان و کردستان محدود نخواهد ماند و تمام ایران و شاید برخی کشورهای همسایه را نیز دربر خواهد گرفت. شکی نیست که آذربایجان در صورت وقوع چنین فجایعی، همچون تاریخ باعزت خود و با توجه به شرایط ملی و منطقهای کنونی، از عهدهی دفاع از خود و کاهش هزینههای تحمیلی بر خواهد آمد. اما باز توسعه منطقه و ساکنان آن با هویتهای گوناگون اتنیکی و مذهبی، قربانیان و بازندگان این ماجراجویی خواهند بود. صلاحیت در تعیین حدود جغرافیایی ما معتقدیم که هیچ حزب، گروه سیاسی یا سازمان مدنی حق تغییر نام، حدود، ساختار جغرافیایی یا داخلی مرزهای کشور، نام استانها و تقسیمات کشوری در اسناد رسمی، برنامهها یا مواضع خود ندارد. هرگونه تغییر در تقسیمات کشوری، نام استانها، مرزهای داخلی یا ساختار جغرافیایی ـ سیاسی کشور، صرفاً در صلاحیت نهادهای مشروع در ایران دموکراتیک آینده و از طریق راهکارهای عادلانه خواهد بود. هدف ما برپایی نظامی دموکراتیک و فدرال در ایران از طریق گذاری خشونتپرهیز و عادلانه است. لازمه این امر، امید و همراهی مردم با جنبشها و احزاب اپوزیسیون است که به نوبهی خود در گرو تضمین امنیت و جلوگیری از جنگ داخلی و هرجومرج در دوران گذار است. مسلماً ادعاهای ارضی و برنامههای متوهمانه اشغال برخلاف این اصل بوده و به هیچ وجه قابل قبول نیست. اما بهعنوان بخشی از اپوزیسیون جمهوریخواه ایران، امیدواریم همه جریانهای سیاسی کردستان ایران، با رعایت این اصول، به نزدیکی و اتحاد بیش از پیش نیروهای دموکراتیک، مخصوصاً جنبشها و نیروهای حول مسئله ملی کمک کنند. مردم ایران در طول یک قرن، از انواع ستم و بیعدالتی رنج بردهاند. طراحی هر سناریویی که بذر خشونت بیپایان را در خود داشته باشد، جفایی نابخشودنی در حق مردمی است که زخمهای صد سال استبداد دو نظام سنتی شاهی و دینی را بر تن خود حمل میکنند. ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان: تشکیلات مقاومت ملی آزربایجان حزب دموکرات آذربایجان حزب دموکراسی و توسعه آذربایجان جولای ۲۰۲۶- تیر ۱۴۰۵
بیانیهی ائتلاف فدرال دموکرات آذربایجان درباره برنامه و تحرکات احزاب مسلح کردی در طول جنگ ۳۹ روزه بعد از اتمام جنگ ۳۹ روزهی آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران و افشای برخی اخبار پشتپرده، مبنی بر برنامهریزی گروههای مسلح کردی برای ایفای نقش پیادهنظام در جنگ، بار دیگر توجه و حساسیت عمومی آذربایجان و ایران به حضور و فعالیت این گروهها در منطقه جلب شده است. این حساسیت زمانی چند برابر شد که در برنامه «عمق میدان» سرویس فارسی صدای آمریکا، با حضور مصطفی هجری، دبیر حزب دموکرات کردستان ایران، جزئیات دیگری از این پلان مطرح و به نوعی تأیید شد که گروههای مسلح کردی اصرار به اشغال اورمیه داشتهاند. با وجود اینکه احزاب و فعالین آذربایجان، با توجه به شناخت از این گروهها و تجربیات منطقه، احتمال چنین تحرکاتی را پیشبینی کرده و با سازماندهی نیروهای مردمی، خود را برای چنین سناریویی آماده کرده بودند، افشای این پلانها بار دیگر حقانیت این نگرانی و بجا بودن آمادگی دفاعی مردم آذربایجان را نشان داده است. در کنار این، فرصتی فراهم شده تا افکار عمومی ایران نسبت به اقدامات برخی احزاب کردی و خطرات آنها آگاهتر شوند. اعتبارزدایی از مبارزه مشروع مردم ایران برای تغییر رژیم تلاش مردم ایران در قالب جنبشها، احزاب و فعالین برای عبور از رژیم اسلامی حاکم، تلاشی برای اعمال اصل بنیادین حق حاکمیت ملی است؛ اصلی که تنها قدرت سیاسی منبعث از ارادهی مردم را مشروع میداند. این اصل به مردم هر کشور حق میدهد تا شیوه حکمرانی و حاکمان خود را با اراده آزادانه انتخاب کنند. حمایت کشورهای دموکراتیک دنیا، شامل افکار عمومی و نهادهای بینالمللی و دولتی از مبارزات مردم ایران، خواست دائمی آحاد مردم ایران بوده و هست. اما تلاش برخی از کشورهای خارجیِ درگیر با رژیم ایران برای به خدمت گرفتن نیروهای سیاسی ایرانی بهعنوان پیمانکار و حقالعملکار در جهت منافع خودشان، ضربهای مستقیم به مبارزات مردمی برای ساختن نظامی بهتر است. ورود احزاب اپوزیسیون به میدان جنگ و حمایت و همکاری آنها در جنگی که در آن کودکان و زیرساختهای کشور مورد حمله قرار میگیرند، بدون شک به بیاعتباری اپوزیسیون در نزد افکار عمومی انجامیده و امید مردم برای گذار دموکراتیک و عادلانه را کاهش میدهد. تدارک یک جنگ داخلی در کنار جنبهی ملی ماجرا، طرح مسئله فوق از سوی مجری برنامه میدان و تأیید ضمنی آن با سکوت آقای مصطفی هجری، تأییدی بر تداوم سیاستی است که حزب دموکرات کردستان ایران از سالیان پیش برای برپایی یک جنگ داخلی دنبال کرده است. درحالیکه ایران کشوری است با تقسیمات اداری شامل ۳۱ استان، حزب دموکرات کردستان تحت تأثیر اختلافات و تعاملات درونحزبی خود، ساختاری خیالی با عنوان «کردستان» طراحی کرده است که تعداد استانهای آن پس از آخرین تغییرات (و افزودن استان لرستان!) به پنج رسیده است. در همین چارچوب، آذربایجان غربی با ۲۰ شهرستان، در قالب تصمیمی حزبی تحت یک عنوان جعلی برای ایجاد مصالحه میان دو جریان داخلی، به این مجموعه افزوده شده است تا اتحاد مجدد با جناح انشعابی در سال 2006 را ممکن کند. با توجه به تجارب تلخ اوایل انقلاب ۵۷ و عوارض طولانیمدت آن، اهالی استان آذربایجان غربی، از جمله ترکها و کردها، بهتر از هر کس دیگری میدانند که ادعای ارضی گروههای مسلح، در وهله اول خیانت به مبارزات ضد تبعیض مردمان ترک و کرد و ریختن آب به آسیاب طرفداران تداوم تبعیض است. تقسیمات کشوری ایران که اکنون شامل ۳۱ استان است، بر پایه مرزهای زبانی یا مذهبی طراحی نشده است. تجربههای پیشین از تغییر مرز استانها و شهرستانها، حتی در نبود اختلافات زبانی یا مذهبی، گواهی بر پیامدهای فاجعهبار چنین اقداماتی است. لذا، هرگونه تلاش برای تغییر مرزهای استانی یا حتی تبلیغ این خواست در شرایط فعلی، اقدامی غیرمسئولانه و فاجعهآفرین است. این قبیل اقدامات در خدمت سناریوی حکومت جمهوری اسلامی برای القای «خطر تجزیه و جنگ داخلی» بهعنوان «شرّی بزرگتر از جمهوری اسلامی» عمل میکند. فعالسازی این پروژهها در هر مقطعی که نشانههایی از ضعف در ارکان جمهوری اسلامی دیده میشود، عملاً به تقویت رژیم کمک میکند؛ چراکه بخش بزرگی از جامعه، مخصوصاً در مناطق آذربایجان و لرستان، بهحق از ناامنی، بینظمی و سوریه شدن ایران واهمه دارند. تغییر اسامی استانها و انتشار نقشههای جدید از سوی جریانهای مسلح یا حتی غیرمسلح، از جمله اعلام پنج استان با نام «استانهای کردستان» از سوی حزب دموکرات کردستان ایران، اقدامی توسعهطلبانه، تحریکآمیز، فاقد پشتوانه حقوقی و تفرقهافکنانه است.
دكتر زيباكلام: "من از شكست تيم هاى ورزشى ايران در مسابقات جهانى كيف مى كنم و منطق اش اين است كه ما (ايرانيان) نژاد پرستيم و خود برتر بين و از اين احساسات به نفع اين نژاد پرستى و خود برتر بينى سوء استفاده مى كنيم ".
۲۲ خرداد ۱۳۲۵ سالروز تاسیس دانشگاه تبریز در دورانِ حکومت ملی آذربایجان، مجلس ملی در ۹ دی ۱۳۲۴ مصوبهای برای تأسیس دانشگاه تصویب کرد. تأمینِ مالیِ آن از بخشی از عوایدِ گمرکی و بودجهی سالانهی حکومت پیشبینی شد. در خرداد ۱۳۲۵، با حضورِ پیشهوری، سنگبنای «دانشگاه آذربایجان» (آذربایجان اونیورسیتهسی) گذاشته شد. ریاستِ آن را دکتر نصرتالله جهانشاهلو بر عهده گرفت. دانشکدههای پزشکی، تربیتِ معلم و کشاورزی راه افتاد، حدودِ ۱۷۹ دانشجو پذیرفته شدند، تحصیل رایگان و خوابگاه مجانی بود، و مراسمِ گشایش بهطور زنده از رادیو پخش شد. تأسیسِ این دانشگاه، نقطهی اوجِ یک برنامهی گستردهترِ فرهنگی بود که آموزش به زبان مادری و چاپِ کتابهای درسی را هم در بر میگرفت. رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی با جعل تاریخ، تاسیس دانشگاه تبریز را سال ۱۳۲۶ عنوان میکنند تا این خدمت بزرگ را به نوعی مصادره کنند.
انقلابی روی پیراهن امه سزر و جام جهانی در عصر حافظههای حذفشده جام جهانی ۲۰۲۶ تنها دومین حضور هائیتی در تاریخ این رقابتهاست. اما این بار، مسئله فوتبال نیست. مسئله انقلابی است که بیش از دو قرن پیش جهان را تغییر داد و هنوز نمیتواند بیحاشیه روی یک پیراهن فوتبال ظاهر شود. در آستانه مسابقات، فیفا از فدراسیون فوتبال هائیتی خواست بخشی از طراحی پیراهن تیم ملی این کشور را تغییر دهد؛ تصاویری از مبارزان انقلاب هائیتی و ارجاعی به نبرد ورتیر، نبردی که در سال ۱۸۰۳ راه را برای استقلال این کشور هموار کرد. استدلال فیفا ساده بود: لباس تیمهای ملی نباید حامل پیامهای سیاسی باشد. اما همین تصمیم پرسشی را پیش روی ما قرار میدهد که بسیار فراتر از فوتبال است: چرا انقلابی که بیش از دویست سال از آن گذشته، هنوز سیاسی تلقی میشود؟ برای فهم این پرسش، میتوان به سراغ امه سزر رفت؛ شاعر و متفکر مارتینیکی که در «گفتار درباره استعمار» نوشت استعمار فقط سرزمینها را اشغال نمیکند، بلکه حافظهها را نیز سازماندهی میکند. استعمار تعیین میکند چه چیزی «تاریخ» نامیده شود و چه چیزی «مسئله». کدام روایتها به بخشی از حافظه جهانی تبدیل شوند و کدام در حاشیه باقی بمانند. اگر از این منظر به ماجرای پیراهن هائیتی نگاه کنیم، با یکی از بزرگترین سکوتهای تاریخ مدرن روبهرو میشویم. دو قرن پیش، در مستعمره فرانسوی سندومینگ، بردگان سیاهپوست به رهبری توسن لوورتور و دیگر مبارزان انقلاب هائیتی، نظامی را به چالش کشیدند که بر بردگی و سلسلهمراتب نژادی استوار بود. این انقلاب تقریباً همزمان با انقلاب فرانسه رخ داد، اما در یک معنا از آن نیز فراتر رفت. اگر انقلاب فرانسه آزادی و برابری را اعلام کرد، انقلاب هائیتی آن را برای کسانی محقق کرد که در نظم جهانی آن روز اساساً انسان به شمار نمیآمدند. با این همه، انقلاب هائیتی هرگز جایگاهی متناسب با اهمیت خود در حافظه جهانی پیدا نکرد. هنگامی که از انقلابهای بزرگ عصر مدرن سخن میگوییم، نام پاریس، مسکو و واشنگتن به سرعت به ذهن میآیند، اما هائیتی اغلب غایب است. گویی تاریخ مدرن، انقلابی را که توسط بردگان سیاهپوست رقم خورده بود، کمتر از انقلابهایی که توسط نخبگان اروپایی و آمریکایی هدایت میشدند، به رسمیت شناخت. این فراموشی فقط به کتابهای تاریخ محدود نماند. حتی در سنتهای مترقی غرب نیز میتوان رد آن را دید. کارل مارکس در نامهای به آبراهام لینکلن از لغو بردهداری در آمریکا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ آزادی انسان استقبال کرد، اما انقلابی که دههها پیش از آن در هائیتی بردگان را آزاد کرده بود، هرگز جایگاهی مشابه در روایتهای مسلط مدرنیته نیافت. شاید همین جا باشد که پارادوکس اصلی جام جهانی ۲۰۲۶ آشکار میشود. فرزندان انقلاب هائیتی امروز پا به سرزمینی میگذارند که بخشی از تاریخ خود را وامدار همان انقلاب فراموششده است. از تأثیر هائیتی بر مبارزه با بردهداری گرفته تا نقش آن در شکلگیری آمریکای پس از استقلال، ردپای آن انقلاب در تاریخ قاره آمریکا دیده میشود. با اینحال، همان انقلاب هنوز نمیتواند بدون حساسیت و مناقشه بر روی پیراهن تیم ملی هائیتی ظاهر شود. به همین دلیل، ماجرای پیراهن هائیتی بیش از آنکه یک بحث ورزشی باشد، بحثی درباره حافظه است. درباره اینکه چه کسانی حق دارند گذشته خود را روایت کنند و چه کسانی هنوز باید برای به رسمیت شناخته شدن تاریخشان توضیح بدهند. مسئله فقط چند تصویر کوچک روی یک لباس نیست؛ مسئله جایگاه یک انقلاب در حافظه جهانی است. اگر امه سزر امروز روی سکوهای یکی از ورزشگاههای جام جهانی ۲۰۲۶ مینشست، احتمالاً نگاهش کمتر به زمین مسابقه بود و بیشتر به همان پیراهنی که از آن خواستهاند بخشی از تاریخ خود را پنهان کند. او در این ماجرا یک مناقشه ورزشی نمیدید؛ نشانهای از همان چیزی را میدید که سالها پیش دربارهاش نوشته بود: اینکه استعمار فقط بر سر سرزمینها جنگ نمیکند، بر سر حافظهها نیز میجنگد. بعضی انقلابها تاریخ میشوند و بعضی دیگر، حتی پس از دو قرن، همچنان باید برای حقِ بهیاد آورده شدن بجنگند. #جام_و_جامعه_در_90_دقیقه #جام_جهانی_2026 #انقلاب_هائیتی #امه_سزر #استعمارزدایی #حافظهی_تاریخی 📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم. @ISA_Tabriz @iran_sociology
یادداشت اختصاصی #پاراگراف فدرالیسم؛ نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی #آتیلا_حاجیزاده در نظریه های سیاسی معاصر، فدرالیسم یکی از اشکال «حکمرانی چندسطحی» است؛ الگویی که میکوشد میان وحدت سیاسی و کثرت اجتماعی تعادل برقرار کند. فدرالیسم بر این اصل استوار است که حاکمیت میتواند میان سطوح مختلف حکومت تقسیم شود، بیآنکه تمامیت ارضی یا یکپارچگی سیاسی کشور به خطر بیفتد اینچنین به تقویت این معنا میپردازد که فدرالیسم نفی دولت نیست بلکه محدود کردن تمرکز آن است. مشکل اصلی دولت متمرکز در به رسمیت نشناختن تفاوتها است؛ بدین معنا که اخذ تمام تصمیمات در مرکز مناطق را از «بازیگران سیاست» به «موضوع مدیریت» تبدیل میکند و در چنین وضعیتی، شهروندانِ پیرامون به جای آنکه صاحبان قدرت باشند، صرفاً دریافتکنندگان سیاستهای مرکز خواهند بود و فدرالیسم این رابطه عمودی را به رابطهای افقیتر و مشارکتیتر تبدیل میکند. بحث فدرالیسم در ایران، برخلاف آنچه مخالفانش القا میکنند، بحثی درباره جغرافیا نبوده و موضوعی درباره قدرت است و این بدان معناست که مسئله اصلی چگونگی ترسیم مرزها نیست بلکه ترسیم حدود حق تصمیم گیری و توزیع قدرت سیاسی میان شهروندان را در اولویت دارد. مخالفان فدرالیسم معمولاً از خطر تجزیه سخن میگویند اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تجزیه همواره محصول سرکوب تفاوتها و انسداد سیاسی بوده و به رسمیت شناختن حقوق جمعی عاملیّتی در رویداد های تاریخی نداشته است و شواهد نشان میدهند، دولتهایی که امکان مشارکت واقعی را از گروههای مختلف سلب میکنند، بیش از دولتهایی که قدرت را توزیع میکنند، در معرض بحران مشروعیت قرار میگیرند. از این منظر، فدرالیسم نه تهدید وحدت، بلکه بازتعریف آن است؛ وحدت در جهان امروز نمیتواند بر پایه انکار تفاوتها بنا شود. وحدت پایدار زمانی شکل میگیرد که همه ملتها، زبانها و مناطق، خود را نه موضوع حکومت، بلکه شریک آن بدانند. دولت مدرن ایران، بهویژه از آغاز قرن چهاردهم شمسی، بر پایه الگویی از تمرکزگرایی سیاسی و فرهنگی بنا شد؛ در این الگو، دولت نه تنها مدیریت سیاسی، بلکه تعریف هویت، زبان، فرهنگ و حتی روایت تاریخ را نیز در انحصار خود گرفت و نتیجه آن بود که تنوع ملی، زبانی و فرهنگی موجود در ایران به جای آنکه بهعنوان سرمایهای اجتماعی تلقی شود، به مسئلهای امنیتی تبدیل گردید. مسئله فدرالیسم از منظر آذربایجان، واکنشی به همین ساختار تاریخی است؛ آذربایجان نه در حاشیه تاریخ ایران، بلکه در متن آن قرار داشته است اما با این حال، در ساختار دولت متمرکز، حق اداره محلی، حق آموزش به زبان مادری و حق مشارکت مؤثر در تصمیمگیریهای منطقهای همواره محدود مانده است؛ از همین منظر مطالبه فدرالیسم را نه در گفتمان های جدایی طلبانه بلکه در چهارچوب مبارزه برای دموکراتیزه کردن قدرت، باید فهمید و طبقه بندی کرد. فدرالیسم برای آذربایجان، صرفاً یک مدل اداری نیست بلکه پروژهای دموکراتیک است؛ پروژهای که میخواهد میان هویت آذربایجانی و شهروندی ایرانی تعارضی نبیند؛ همانگونه که یک فرد میتواند هم آذربایجانی باشد و هم ایرانی، یک واحد فدرال نیز میتواند در عین برخورداری از اختیارات محلی، بخشی از یک ساختار سیاسی مشترک باقی بماند. به نظر نگارنده، آذربایجان زمانی که از فدرالیسم سخن میگوید در اصل خواهان توزیع عادلانه قدرت، به رسمیت شناختن تنوع ملی و پایان دادن به انحصار سیاسی مرکز است؛ اینچنین فدرالیسم، در معنای عمیق خود، نام دیگر دموکراسی در جامعهای چندملیتی و چندفرهنگی است یا به عبارت دیگر تلاشی برای آنکه قدرت از انحصار خارج شود و به صاحبان واقعی آن یعنی مردم بازگردد. _______ #پاراگراف @paragraph @paragraph
گاتاش (گونئی آذربایجان تشکیلاتلارین امکداشلیق شوراسی) آذربایجان مای قیامیننین ۲۰.جی ایل دؤنومو موناسبتی ایله کئچیردیگی وبیناردا، اینترسکشنال فمینیست و آذربایجان توسعه و دموکراسی پارتیاسینین اویهسی «اومای رادمهر»، مای قیامیندا اولان رولو و روایتینی دانیشیر، قیام گونلرینده تورک قادینین هم میداندا هم ده دوشونجه داشیدیغی رولو آنلاتیر. بو، یالنیز کئچمیش خاطرهسی دئییل، بیر خالقین دیرنیش حافظهسینه، قادین ایرادهسینین سیاسی معناسینا و ملی حرکاتین گلجهیه توتولموش آینادیر. اومای رادمهر، آذربایجان ملی حرکاتی و سیاسی موباریزهنین قادین حرکاتی قارشیسیندا داشیدیغی تاریخی مسئولیتی آچیر؛ آزادلیغین یالنیز شعارلارلا دئییل، قادینلارین سسی، ایرادهسی و اشتراکی ایله تاماملاندیغینی وورغولاییر.
*اهل عالم ایلده بیر قربان ائدرلر عید ایچون هر زامان قربانینام ای جمله قربان سیزلره* 🔹صحنه در آتش انداخته شدن ابراهیم(ع) و بنیانگذاری عید قربان (ذبح اسماعیل) در کتاب تُرکی سلسلهنامه، اثر لقمان بن سیدحسینالارموی. 🔹نوشته شده در دوره سلطنت سلطان مراد ثالث بن سلیم ثانی(ساری سلیم) بن سلیمان اول (قانونی سلیمان) بن سلیم اول (یاووز سلیم). با تشکر از استاد علی طارمی. 📆 ۱۴۰۵/۰۳/۰۵ بیزه قوشولون #یاخینخبر #یاخینسس #آیدیننیوز
без подписи
«سحر» : اردبیلدن مالمویا اوزانان وطن، حسرت، قادینلیق و اینجهلیک حیکایهسی. آراز سلیمانی - اردبیل آذربایجان اؤز چاغداش شعرینین قادین اولدوزونو ایتیردی. اردبیللی سحر خانیم(سیدهحمیده رئیسزاده) ۷۴ یاشیندا سوئدین مالمو شهرینده دونیاسینی دییشدی. شاعیر، حیاتینین سون ۲۰ ایلینی دوغما وطندن اوزاقدا کئچیرمیشدیر. بو آغیر ایتکی، تکجه بیر ادبی شخصیتین ایتکیسی دئییل، بلکه قادین شاعیرلرین سسینین، اجتماعی تنقیدین و درین دویغولارین بیر سیمبولونون یوخلوغودور. اردبیلدن باشلایان یول: ایلک سسلر سحر خانیمین یاشاییشی، اردبیلین تاریخی و مدنی توپراغیندا باشلاییب. اوشاقلیق و جوانلیق ایللرینی بو شهرین هاواسی، دیلی و مدنیتی ایله کئچیرن شاعیر، اؤزونه مخصوص دونیاگؤروشونو بو کؤکلردن آلمیشدیر و سحر خانیم اوچون «ایلهام» قایناغی اولوب. اونون اؤزونهمخصوص شعر دیلینین، تصویرلرینین اساسلاری بو یئرده قویولوب. آما شاعیرینده یولو وطندن اوزاقلاشماغا، یئنی آچیلیشلار آختارماغا دؤنوب. تهران: مدنی-ادبی حرکاتین اورتاسیندا تهران، سحر خانیم اوچون ادبی فعالییتلرینی درینلشدیرن بیر مئیدان اولوب. آذربایجانین دوغما توپراغلاریندان آلدیغی تاثیراتایله یاناشی بو بؤیوک شهرین ایجتیماعی و مدنی حرکاتلاری، اونون شعرلرینه مدرن بیر روح، اجتماعی دوشونجه و قادین مسلهلرینه حساس بیر یاناشما قاتمیشدیر. بو دؤورده اونون «ماویلر»، «یاشیل ماهنی»، «آیلی باخیش»، «بیر دسته تزه گونش» و «حکایتِ دَر» کیمی اثرلری ایشیق اوزو گؤروب. بو کیتابلار، سحر خانیمین چاغداش آذربایجان ادبیاتیندا آچدیغی یئنی یوللاری گؤستریر. او، وطنداش شاعیرلرله بیرلیکده، ادبی دیالوقلارا قاتیلیر، یئنی ایدئیالار اورتایا قویا بیلیب. حسرت، ایتگینلیک و غربت: مالمویا اوزانان یول ۸۰-جی ایللرده باشلایان مهاجرت، شاعیرین حیاتیندا یئنی بیر دؤور آچدی. سوئدده، مالمو شهرینده یاشاماق، اونون اوچون «غربت»ین و «حسرت»ین درینلیگینی یاشاتدی. وطندن، ائلدن، دیلدن و مدنییتدن اوزاق دوشمک، شاعیر اوچون تکجه بیر فیزیکی اوزاقلاشماق دئییل، بلکه بیر «وارلیق قاچقینلیغی» ایدی. اونون هله ده نشر اولونمامیش شعرلری، بو غربتین، بو حسرتین، بو ایتگینلیگین شاهیدیدیر. شاعیر، وطنینین خاطیرهسینی، اؤزونهمخصوص دیلینی و دویغولارینی اؤزو ایله آپارسا دا، اونون «کؤکلری» همیشه بو تورپاقدا قالدی. شاعیرین غربتده یاشاماغی ایللر سؤیلهدیگی حسرت و غربت مضمونلو شعرلر وسؤزلرینین سانکی بیر عینی گؤستریشی اولوبدور ! شاعیرین سؤز مضمونلاری: فلسفی درینلیک و ایجتیماعی حساسیت سحر خانیمین شعرلری، شخصی دویغولارین ایفاده گؤزللیکلریندن علاوه ، اؤز دؤورونون اجتماعی، سیاسی و مدنی حاللارینا بیر گوزگو اولوب. اونون شعرلرینده: وطن و حسرت: اردبیلین خاطیرهسی، وطنه اولان درین باغلیلیق و اوندان اوزاقلاشمیشلیغین یاراتدیغی حسرت، اونون شعرلرینده بیر آلت یاپی تشکیل وئریر. قادین و ایجتیماع: قادینین توپلومداکی یئری، اونون دردلری، اومودلاری و ایجتیماعی حیاتا قاتیلماسی، شعرلرینین اؤنملی مؤوضوعلارینداندیر. انسانسئورلیک و عدالت: شرق و غربین تضادلاری آراسیندا، اینسان حاقلارینا، عدالت و صولحه اولان سئوگیسی ده اؤزونو گؤستریر. دیل و مدنیت: آنا دیلینین قیمتی، مدنییتین قورونماسی و یاشادیلماسی دا اونون شعرلرینده یئر آلیر. فلسفی دوشونجه: حیاتین معناسی، وارلیق، ایتگینلیک و زامان کیمی فلسفی مؤوضوعلارا دا درینلهمهلر ائدیر. آنایوردوندان اوزاق بیر سون سحر خانیمین ۷۴ یاشیندا مالمودا وفاتی، بیر شاعیر اوچون هئچ ده آسان بیر سون دئییل. وطندن اوزاقدا، خسته بیر اوغولو سونونا قدر تیمارلاماق، آنا یوردونون ایستیلیگیندن کناردا حیاتین باشا چاتماسی، اونون حیات بویو یاشادیغی حسرتین سون نؤقطهسی اولدو. آنجاق، اونون شعرلری، اونون سسی، آذربایجان ادبیاتینین گؤیونده ابدی اولاراق پارلایاجاق. اونون یالنیز بیر شاعیر اولماسی ایله دئییل، بلکه بیر ایجتیماعی فعال، بیر قادین حقوقلاری مودافیعهچیسی اولماسی ایله ده اونون خاطیرهسی یاشایاجاق. روحو شاد، خاطیرهسی ابدی اولسون.
همه چیز با یک کاریکاتور آغاز شد، ولی موضوع بسیار فراتر از آن بود... خرداد ۱۳۸۵، زخمی فراموشنشدنی در حافظه جمعی آذربایجان و نمادی از ایستادگی در برابر یک قرن سیاستهای آسیمیلاسیون، نژادپرستی دولتی و فاشیسم فرهنگی است. این واقعه و واکنشهای پس از آن، یک چرخش استراتژیک در گفتمان سیاسی آذربایجان ایجاد کرد. نادیده گرفتن مطالبات پیرامون توسط جریانهای سیاسی مرکزگرا، بذر بیاعتمادی عمیقی را کاشت که اثرات آن در جنبشهای بعدی کاملاً مشهود بود؛ جایی که جامعه آذربایجان با حفظ استقلال گفتمانی و بر اساس مطالبات هویتخواهانه و رفع تبعیضهای بومی خود حرکت کرد، نه تحت لوای ائتلافهای مرکزمحور. همانطور که در بیانیه رسمی «ائتلاف دموکراتیک آذربایجان» تاکید شده است، تنها راه حل پایدار برای پایان دادن به بحرانهای ملی در ایران، گذار به یک نظام دموکراتیک، سکولار و غیرمتمرکز است؛ نظمی که در آن حق آموزش به زبان مادری، مشارکت برابر در قدرت و اداره امور خویش در مناطق خود، برای تمامی ملتهای ساکن ایران بدون هیچگونه تبعیضی تضمین شود. #آذربایجان #زبان_مادری #دموکراسی #ایران #فدرالیسم
در حالی که جهان روز ۲۱ مه را به عنوان روز تنوع فرهنگی برای گفتگو و توسعه جشن میگیرد،در ایران سیاستهای رسمی بر پایه «سکوت، انکار و توسعهنیافتگی» فرهنگها و زبانهای غیررسمی بنا شده است. سیستم های رسمی رسانه ای و آموزشی با بایکوت کردن فرهنگ ملت های مختلف ایران و با عامیانه و عقب افتاده نشان دادن آنها تلاش می کنند آنها را از هویت خود تهی کرده تا راحت تر سیاستِ یکدستسازی هویتی را در کشور پیاده کنند . #ایران #آذربایجان #دموکراسی #توسعه #آزادی #هویت #تنوع _فرهنگی
без подписи