tgindex
ایشیق یول

ایشیق یول

Статистика

☀️ایشیق یولا اینانانلار، قارانلیقدا قالمایاجاقلار☀️ Admin ما در اینجا سعی خواهیم کرد مطالب مفید فرهنگی و اجتماعی٫ مرتبط با ایران و آذربایجان را با شما به اشتراک بگذاریم

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
382
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
200
26 постов
Вовлечённость
52,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
110
1/48двое суток
126
1/72трое суток
135

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دو کامیون زباله فقط از یک گوشه دریاچه اورمیه!! 📚@ISHIQYOL

  • روز تبریز؛ سالروز به ثمر رسیدن رشادت‌های سرداران آذربایجانی و امضای فرمان مشروطه (چهارده مرداد) منبع: کانال ایشیق قاپیسی @Ishiqqapisi 📚@ISHIQYOL

  • ✅ماکسیم گورکی ۱۰۵ سال پیش سخنی گفته که جامعه امروز ایرانی در چنین وضعیتی گرفتارش شده است: در جهان سه گونه دزد هست: ١- دزد معمولی ٢- دزد سیاسی ٣- دزد مذهبی *•دزدان معمولی کسانی‌اند که؛* *پول،* *کیف،* *جیب،* *ساعت،* *زر و سیم،* *وسایل خانه‌ و … شما را برای سیرکردن شکم‌ خودشان و فرزندانشان می‌دزدند.* 🔻دزدان سیاسی کسانی‌اند که *آینده،* *آرزوها،* *رؤیاها،* *کار،* *زندگی،* *حق،* *حقوق،* *دسترنج،* *دستمزد،* *تحصیلات،* *توانایی،* *اعتبار،* *آبرو،* *سرمایه‌های ملی شما و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه‌ می‌دارند...* 🔻دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که *این دنیای زیبایتان را،* *جرأت اندیشید‌ن‌تان را،* *علم و دانش‌تان را،* *عقل و خِردتان را،* *جشن و شادمانی‌تان را،* *سلامتی تن و روان‌تان را،* *دارایی‌ و مال‌تان را می‌دزدند و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند!* *مانند جهل و خرافات و اندوه و سوگواری و …* این دزدان، با سخنان فریبنده دروغ می‌گویند، می‌فریبند، سواری می‌گیرند و شما را در جهل و فرومایگی، فقر و بدبختی، نکبت و … نگه می‌دارند! تفاوت جالب در این‌‌جاست که دزدان معمولی، شما را انتخاب می‌کنند؛ اما شما، دزدان سیاسی و مذهبی را خودتان انتخاب می‌کنید و به آن‌ها ارج می‌دهید و آن‌ها را بزرگ می‌شمارید. تفاوت دیگر و بزرگتر اینکه دزدان معمولی، تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند، دستگیر و زندانی می‌شوند اما دزدان سیاسی و مذهبی … از شما طلبکار هم می‌شوند... @ISHIQYOL

  • 🔸من صندوقدار یک فروشگاه مواد غذایی هستم شیفت شب کار میکنم از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح. وقتی شبها کار میکنی آدمهای ثابتی را میبینی؛ بی خوابها، کارگرهای شیفت شب، آدمهایی که شاید نمی خواهند به خانه های خالیشان برگردند. هفته گذشته مردی ساعت ۲ بامداد از صف من رد شد. ۱۷ دلار و ۲۳ سنت خرید کرد و با یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت کرد وقتی رسیدش را به او دادم یک دقیقه کامل به آن خیره شد بعد به من نگاه کرد و گفت: «میتونم یه چیز عجیب ازت بخوام؟» گفتم: «حتماً.» گفت: «میتونی چیزی روی این رسید بنویسی؟... هر چیزی فقط چیزی که یک انسان برای یک انسان دیگر نوشته باشه.» گیج شده بودم. گفتم: «مثلاً چی؟» گفت: «هر چیزی، اسمت، وضعیت هوا، یه شکلک لبخند... فرقی نمیکنه فقط به یک نشون نیاز دارم که بفهمم امروز یه نفر منو دیده.» این حرف را خیلی معمولی زد انگار درخواست عجیبی نبود یه خودکار برداشتم و روی رسیدش نوشتم «امیدوارم شب خوبی داشته باشی! مارکوس» رسید را با دقت تا کرد و داخل کیف پولش گذاشت. گفت: «ممنونم تو شش روز گذشته تو تنها آدمی هستی که با من حرف زده.» بعد رفت نمیتوانستم از فکر آن اتفاق بیرون بیایم. شش روز بدون یک گفت وگوی انسانی... چطور ممکن بود؟ شروع کردم بیشتر دقت کردن؛ زنی که ساعت ۳ صبح غذای گربه میخرد هیچ وقت حرف نمیزند. مردی که ساعت ۴ صبح قهوه و دونات میگیرد، همیشه هدفون در گوشش است دختر نوجوانی که غذای تک نفره می خرد همیشه نگاهش پایین است. همه اینجا هستیم؛ همان فروشگاه، همان ساعتها اما هر کدام در تنهایی خودمان، پس شروع کردم کاری انجام دادن نوشتن پیامهای کوچک روی رسیدها: تو مهم هستی!» «یک نفر تو را میبیند!» «امیدوارم فردا روز بهتری باشد.» این کار را دو هفته ادامه دادم. هیچکس چیزی نگفت. فکر کردم دارم کار عجیبی انجام میدهم. تا اینکه یک شب همان زن غذای گربه آمد ساعت ۳ صبح بود. رسیدش را گرفت خواند و سرش را بلند کرد. برای اولین بار بعد از هشت ماه چشم در چشم شدیم گفت: «اینها را تو مینویسی؟» سرم را تکان دادم شروع کرد به گریه کردن همانجا پشت صندوق. گفت: دارم طلاق میگیرم بعد از ۳۲ سال برای اولین بار تنهایی را تجربه میکنم این یادداشتها تنها حرفهای مهربانانهای هستند که در چند ماه گذشته شنیده ام. همهشان را نگه داشته ام. چهارده تا از آنها را روی یخچالم چسبانده ام.» عکس را در گوشی اش نشانم داد. یخچالش پر بود از رسیدهای فروشگاه با دستخط من روی همه شان. گفت: «تو داشتی با من حرف میزدی. من فقط نمیدانستم چطور جواب بدهم.» نمیدانم چطور اما این موضوع پخش شد. مردی که قهوه میخرید آن دختر نوجوان آنها هم شروع کردند به حرف زدن با من با همدیگر. فروشگاه ۳ صبح دیگر همان جای قبلی نبود. کمتر تنها بود. آدمها گاهی فقط برای حرف زدن می آمدند، نه برای خرید فقط برای اینکه کنار آدمهایی باشند که آنها هم وقتی دنیا خواب است بیدارند. مدیرم متوجه شد. گفت: «چرا مردم ساعت ۳ صبح اینجا دور هم جمع می‌شوند؟» گفتم: «تنها هستند. جایی می‌خواهند که بتوانند آنجا باشند.» فکر کردم قرار است به دردسر بیفتم، اما کاری کرد که انتظارش را نداشتم. یک نیمکت جلوی فروشگاه گذاشت و روی آن نوشت: «نیمکت ساعت ۳ صبح! برای هر کسی که جایی برای بودن می‌خواهد.» فقط خواستم اینو بدونی. حالا آن نیمکت هر شب همان‌جاست. آدم‌ها ساعت ۲، ۳ و ۴ صبح می‌آیند؛ وقتی خوابشان نمی‌برد، وقتی تنهایی سنگین می‌شود، وقتی فقط نیاز دارند بدانند یک نفر آن‌ها را می‌بیند. می‌نشینند، حرف می‌زنند، کنار هم هستند. همه‌اش از جایی شروع شد که یک نفر خواست روی یک رسید، چیزی انسانی دریافت کند. چون تنهایی یک همه‌گیری است که خیلی‌ها درباره‌اش حرف نمی‌زنند. چون گاهی دیده شدن، فرق بین دوام آوردن و تسلیم شدن است. من هنوز روی رسیدها می‌نویسم؛ تک‌تکشان را. چون هیچ‌وقت نمی‌دانی چه روزهاست منتظر شنیدن یک جمله از یک انسان دیگر است. نمی‌دانی یخچال چه کسی پر از دستخط توست. نمی‌دانی چه زمانی جمله «شب خوبی داشته باش»، تنها شب خوبی است که یک نفر تجربه می‌کند. پس می نویسم؛ هر بار، برای هر کسی. چون دیده شدن مهم است. چون دیده شدن می تواند نجات بخش باشد. 📚@ISHIQYOL

  • ♦️دلنشین ترین وانسانی ترین متن در این روزهای سخت👇👇👇

  • 🔸اهدای کتاب تورکی به کودکان توسط فعالان فرهنگی زنجان، به مناسبت روز ملی زنجان 🔸زنجان میللی بایرامی موناسیبتی ایله زنجان مدنیت فعالارینین اوشاقلارا تورکجه کیتابلار باغیشلاماسی 📚@ISHIQYOL

  • ‍ ♦️کوچه‌نشینی منفی‌کار تپه‌نشین‌های محلة ماللازینال در کوچه‌های پلکانی و مارپیچی زندگی می‌کنند. گاه بدن مار به بیش از صد پله هم می‌رسد. خیلی وقت‌ها این پله‌های بتنی بلند، صندل می‌شوند. در تپه‌پیمایی‌های روزانه، جمع‌های زنانة بسیاری را می‌بینم که با چادرهای گل‌گلی زانو به زانوی هم چسبانده و گرم صحبتند؛ گفتن‌هایی که تمامی ندارد و فقط با دیدن غریبه‌ای چون من قطع شده و بدل به نگاه‌های خیره می‌گردد. «من از خانه بیرون نمی‌رفتم. نگذاشتم دخترم هم تا کلاس نهم تو کوچه باشد. چون مستأجر هستم تا حالا در چند جا از محله ساکن شده‌ام. هرچه به من گفتند تو هم بیا بشین حرف بزنیم، نرفتم. می‌ترسیدم. نمی‌خواستم سرّ خانه‌ام به بیرون درز نکند.» خانم عیوضیان، زن میانسالی است که حدود هشت سال پیش، به خاطر کمک یک خیر به فرزندش، تحولی وجودی تجربه می‌کند. پس از آن، هرچند که وضعیت مالی‌اش «زیر صفر» است، با خداوند عهد می‌بندد دنبال آن نوع خانواده‌های فقیری بگردد و به خیرها معرفی کند که غیرت کار کردن دارند ولی درآمدشان کفاف نمی‌دهد؛ و در عین حال، «اوزلو» (پررو) نیستند و شرم اجازه نمی‌دهد از کسی چیزی بخواهند. «به زن‌ها پیشنهاد دادم کنار حرف زدن، یک کاری هم بکنید. با خانم خیری آشنا شده بودم که سرمایة اولیه را می‌داد. به زن‌ها گفتم مثلا بیایید کاموابافی کنید. کل درآمدش را هم خودتان برمی‌دارید. آن خانم خیر حتی پول مواد اولیه را هم نمی‌گرفت. یکی‌شان گفت کمرم درد می‌کند. یکی‌شان گفت سرم درد می‌کند. آن دیگری گفت چند روز دیگر باید برویم روستا... گفتم بهانه نیاورید. دست و چشم‌تان که سالم است. من خودم مریض بودم. تازه از عمل بیرون آمده بودم ولی کار می‌کردم. یک همسایة دیگر هم داشتیم که زن خوبی بود. هم در خانه فرش می‌بافت، هم وسایل بهداشتی می‌فروخت.» از اواخر سال ۱۳۹۴، حالا بیش از ده سال است که مدام در این کوچه‌ها پرسه می‌زنم و زن‌های زیادی را می‌بینم که ساعت‌ها روی پله‌های سیمانی نشسته‌اند و حرف می‎‌زنند، اما کار درآمدزایی انجام نمی‌دهند. چند سال پیش هم دفتر تسهیلگری محله، با فراهم آوردن چند دستگاه چرخ خیاطی و برگزاری کلاس آموزش خیاطی، با استقبال ناچیز زن‌ها مواجه شده و در نهایت ناکام مانده بود. زن‌ها، علیرغم اینکه نیاز مالی داشتند، کوچه را به کلاس ترجیح می‌دادند. قبلا جمع شدن زن‌ها جلوی در خانه‌ها و گپ زدن‌های روزانه را پدیده‌ای دو وجهی دیده و تفسیر کرده بودم: وجه مثبتی که می‌تواند با شریک کردن دیگران در داستان‌های رنج شخص یا خانواده، کارکرد پراکندن درد را در پی داشته باشد و بدین‌طریق همچون فنی تاب‌آورانه عمل کند؛ و وجه منفی به‌عنوان موقعیتی اجتماعی که از خلال بدگویی پشت سر این و آن، زخم زبان را تولید می‌کند و سمّی کشنده در فضای زیست جمعی می‌پراکند. حالا باید وجه سومی را هم در پدیدة کوچه‌نشینی و پاتوق‌های زنانه ببینم. این پدیدة همزمان خوش و ناخوش‌کننده، این الگوی رفتاری مثبتِ منفی‌ساز، تبدیل به شکلی از اعتیاد شده است. که اگر نباشد آدم‌ها در خانه‌های کوچک و تنگ و نمور کلافه می‌شوند. مادة مصرفی در این اعتیاد اجتماعی، جویدن حرف است. به تدریج، کوچه‌نشینی بدل به عادتی تن‌پرورانه می‌شود که ترک آن دشوار می‌نماید. در نهایت، عین در کوچه نشستن، نفی هر گونه کار پول‌آوری می‌شود. اگر به جای زبان، دست‌ها می‌جنبیدند و چیزی می‌بافتند، شاید تفاوتی هرچند جزئی در وضع مالی خانواده‌ها و تغییری در جوّ مسموم ساخته‌شده از غیبت‌ها ایجاد می‌شد. 🗒 اصغر ایزدی جیران 📚 آذربایجان را جامعه‌شناسانه بخوانیم. 📚@ISHIQYOL

  • ائی کونول مولکوموزون سروری سولطانی آنا سنین اوغروندا فدا ائیله‌یه‌ریک جانی آنا سئیر-ی جننت‌دی موبارک اوزووون سئیری منه نئیلیرم گولشنی، گولزاری، گولوستانی آنا آنا بیر ذات مقدس‌دی ملک‌خصلت‌دی قدم ایله بزه‌یر جننت رضوانی آنا منیم اوغرومدا آغارتدین ساچی‌نین قاره‌لرین قوربان آغ تئللرینه عومرومون هر آنی آنا نه قدر نازلی گوزل‌لر گله دونیا اوزونه آتیلان دیرناغیوین مین بیری قوربانی آنا سنه بو شئعری ووقار یاردی کیچیک تحفه کیمی ائی عومرومون ان عطرلی رئیحانی آنا @ISHIQYOL

  • بیر اویاق گئجه‌سی عوض ائدیلمز چکسم اولونجه ده یوکون آنامین معصوم اوره یینه یول تاپا بیلمز نه نیفرت، نه پیسلیک، نه کین آنامین جننتین ان گوزل گوللرین دریب آیاغی آلتینا اکین آنامین اریدیب گوزومون قارالارینی آغاران ساچینا چکین آنامین @ISHIQYOL

  • زندگی در قرن‌های استبداد، اکثریت مردم را شبیه به همان حکومت استبدادی می‌سازد که هرگز جایگاهی برای درک و تحمل حضور دیگری پیدا نمی‌کند. 📚@ISHIQYOL

  • 📝📝 چرا علم در حال از دست دادن نوآوری است؟ ♈️ یک پژوهش گسترده که بیش از ۴۵ میلیون مقاله علمی و ۳.۹ میلیون پتنت را بررسی کرده، نشان می‌دهد احتمال تولید دستاوردهای علمی و فناورانه تحول‌آفرین طی چند دهه گذشته به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است. به گفته پژوهشگران، امروزه بسیاری از تحقیقات بیشتر به توسعه و تکمیل دانش موجود می‌پردازند تا ایجاد جهش‌های بزرگ علمی. ♈️ نتایج این مطالعه نشان می‌دهد در دهه ۱۹۸۰ حدود ۲۲ درصد از مقالات علمی جزو آثار بسیار تأثیرگذار و تحول‌آفرین محسوب می‌شدند، اما این رقم تا دهه ۲۰۲۰ به حدود ۹ درصد کاهش یافته است. این یعنی احتمال خلق یک دستاورد علمی بزرگ در مقایسه با چهار دهه قبل بیش از ۵۰ درصد کمتر شده است. ♈️این روند تقریباً در تمامی رشته‌ها مشاهده می‌شود. در علوم پزشکی سهم تحقیقات تحول‌آفرین از حدود ۱۷ درصد به ۷ درصد رسیده است. در ریاضیات این رقم از ۲۵ درصد به ۱۱ درصد و در علوم رایانه از ۲۱ درصد به ۸ درصد کاهش یافته است. حتی در حوزه فناوری و ثبت اختراعات نیز روند مشابهی دیده می‌شود. ♈️ پژوهشگران چند عامل را در این افت مؤثر می‌دانند. یکی از مهم‌ترین دلایل، افزایش میانگین سن دانشمندان است. بررسی‌ها نشان می‌دهد میانگین سن پژوهشگران برجسته طی سه دهه گذشته حدود ۱۰ سال افزایش یافته است. همچنین فشار برای انتشار تعداد بیشتری مقاله، رقابت شدید برای دریافت بودجه‌های پژوهشی و تمایل دانشگاه‌ها به پروژه‌های کم‌ریسک باعث شده تحقیقات جسورانه کمتر مورد توجه قرار گیرند. ♈️در همین حال، تعداد مقالات علمی جهان همچنان با سرعت بالا در حال افزایش است. سالانه بیش از ۵ میلیون مقاله علمی در جهان منتشر می‌شود، اما سهم مقالاتی که بتوانند مسیر یک رشته را به‌طور اساسی تغییر دهند، رو به کاهش است. به بیان دیگر، حجم تولید علم افزایش یافته اما کیفیت نوآوری‌های بنیادین با همان سرعت رشد نکرده است. ♈️نویسندگان این مطالعه هشدار می‌دهند که ادامه این روند می‌تواند سرعت پیشرفت علمی و فناوری را در دهه‌های آینده کاهش دهد. در شرایطی که جهان با چالش‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، بحران‌های سلامت، امنیت غذایی و هوش مصنوعی روبه‌رو است، نیاز به ایده‌های نو و تحقیقات تحول‌آفرین بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. 🔰 منبع: The Economist | Nature | Proceedings of the National Academy of Sciences (PNAS) ✅️ @ISHIQYOL

  • در شهر مرند کسی نیست که از دوران بچه‌گی هر دفعه که گذرش به شهر میفتد از مقابل این مغازه رد نشود آیا قوشا توکانلار رو میشناسی؟ نکات جالب و شنیدنی از تاریخ این مغازه ✅️ @ISHIQYOL

  • ♦️مردم در زندگیِ روزمره‌ی خود اغلب از شکل‌های گوناگون حماقتِ مصلحتی یا نادانیِ عمدی سود می‌برند. به طور کلی، خودفریبی، نادانی، نادیده گرفتن و به روی خود نیاوردن می‌تواند در زندگیِ خصوصی بسیار مفید باشد. جامعه‌شناسانی که درباره‌ی «خرسندیِ زناشویی» تحقیق می‌کنند، دریافته‌اند که زوج‌هایی که فقط ویژگی‌های خوب و مثبت همسرشان را می‌بینند به مراتب خرسندتر از کسانی هستند که نگاه «واقع‌بینانه‌تر»ی به همسر خود دارند. ♦️نادانی چه رابطه‌ای با خودفریبی دارد؟ لئوناردو داوینچی می‌گفت هیچ‌چیز به اندازه‌ی باورها و عقایدمان ما را فریب نمی‌دهد. آپتون سینکلر نیز به این نکته اشاره کرده است که اگر منفعت مالیِ کسی در گرو نفهمیدن چیزی باشد، بسیار دشوار است که بتوان آن چیز را به او فهماند. هنریک ایبسن هم در نمایشنامه‌ی مرغابی وحشی به ما یادآوری کرده است که اگر یک آدم عادی را از خودفریبی محروم کنیم، ممکن است خوشبختی‌اش را نیز از میان ببریم. 📚@ISHIQYOL

  • آدامین انرژیسینین ۹۰ فایزی اؤزون قوروماغا گئدیر ✅️ @ISHIQYOL

  • زنوز شهرینین گوزل طبیعتی ✅️ @ISHIQYOL

  • ما فعالین اجتماعی و مدنی اصلا نمیدانیم با چه کسی باید صحبت کنیم و بدانیم که چه آورده‌ای باید داشته باشیم تا بتوانیم ایده‌آل‌هایی را که برای جامعه‌مان داریم را شروع به ساختن کنیم. ✅️ @ISHIQYOL

  • اجرای چندهزارنفری دُمبرا ساز ملی قزاقستان در ورزشگاه

  • دور بیر ایش گور چاره قیل شعر: استاد رحمانی سوزلری دقت‌له دوشونملی‌دیرلر ✅️ @ISHIQYOL

  • دوره آموزش تورکی آذربایجانی در مرند😍 🏢زیرنظر جهاد دانشگاهی آذربایجان شرقی ✅️ اعطای مدرک معتبر و قابل ترجمه در کشور آذربایجان 📭 آدرس؛ مرند ، خیابان هفت تیر 📞 شماره تماس 👈 04142222104 09015647401 ✅️ @ISHIQYOL

  • آذربایجان جمهوریتی تلویزیونو (AzTV) ،«آغ قویونلو» «اوزون حسن» پادشاهی‌نین سریالینی بو یاخینلاردا یایینلایاجاق. آذربایجان و تورک پادشاهلاری‌نین گوجلو و افسانه‌وی شاهلاریندان اولان و تبریزی پایتخت ائدن «اوزون حسن» سریالینی ایزله‌مک هر بیر ایزلیجی‌یه دوزگون تاریخیمیزی آنلادا بیلر. ✅️ @ISHIQYOL

ایشیق یول — tgindex