ادریس محمدی
Статистикаإِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ مدرس دانشگاه رازی مترجم و پژوهشگر مطالعات جهان عرب روزنامهنگار مدیرمسئول و سردبیر فصلنامه باوان
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 223
- 1/48двое суток
- 255
- 1/72трое суток
- 275
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آنارشیسم یعنی چه؟ قسمت دوم گردآوری: ادریس محمدی اصول اساسی آنارشیسم با وجود تفاوت میان مکاتب آنارشیستی، چند اصل در بسیاری از آنها مشترک است. نخست، نقد اقتدار است. آنارشیستها معتقدند هر قدرتی که بر دیگران فرمان میراند باید مشروعیت خود را اثبات کند و قانونی بودن یک حکومت لزوماً به معنای مشروعیت اخلاقی آن نیست. دوم، آزادی است. آزادی در آنارشیسم فقط رهایی از دخالت دولت نیست، بلکه رهایی از روابط سلطهآمیز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را نیز شامل میشود. سوم، خودگردانی است. جامعه مطلوب آنارشیستی قرار نیست بدون سازمان باشد؛ بلکه سازمان اجتماعی باید از پایین به بالا و از طریق شوراها، انجمنها، تعاونیها و توافقهای داوطلبانه شکل گیرد. چهارم، برابری و یاری متقابل است. بسیاری از آنارشیستها معتقدند نابرابری شدید اقتصادی و تمرکز قدرت، زمینه سلطه انسان بر انسان را فراهم میکند. انواع آنارشیسم آنارشیسم یک مکتب یکپارچه نیست و شاخههای مختلفی دارد. آنارشیسم فردگرا بر استقلال و آزادی فرد تأکید میکند؛ آنارکوکمونیسم خواهان جامعهای بدون دولت و مبتنی بر اشتراک منابع است؛ آنارکوسندیکالیسم اتحادیههای کارگری را ابزار اصلی تحول اجتماعی میداند؛ و آنارکوفمینیسم نقد سلطه را به روابط جنسیتی و مردسالاری گسترش میدهد. در دوره معاصر نیز جریانهایی مانند آنارشیسم سبز و بومگرایانه شکل گرفتهاند. آنارشیسم و سوسیالیسم آنارشیسم کلاسیک پیوند نزدیکی با سنت سوسیالیستی دارد، زیرا بسیاری از آنارشیستها سرمایهداری را عامل ایجاد نابرابری و سلطه طبقاتی میدانند. با این حال، آنان با سوسیالیسم دولتی و تمرکز قدرت سیاسی نیز مخالفت کردهاند. تفاوت اساسی آنارشیسم با مارکسیسم دولتی در همین مسئله است: در الگوی متمرکز، دولت وسیلهای برای گذار به جامعه جدید تلقی میشود، در حالی که آنارشیستها معتقدند تمرکز قدرت سیاسی خود میتواند به بازتولید سلطه منجر شود و بنابراین جامعه آزاد باید بر پایه خودگردانی و سازمانیابی از پایین شکل گیرد. @edrismohammadi2
آنارشیسم یعنی چه؟ - قسمت اول گردآوری: ادریس محمدی آنارشیسم یکی از جریانهای مهم اندیشه سیاسی مدرن است که مسئله اصلی آن مشروعیت قدرت، اقتدار و دولت است. برخلاف تصور رایج، آنارشیسم به معنای هرجومرج و بینظمی نیست؛ بلکه در معنای نظری، خواهان جامعهای است که در آن روابط سلطهآمیز و حکومت متمرکز جای خود را به خودگردانی، همکاری داوطلبانه، برابری و مشارکت مستقیم افراد بدهد. واژه Anarchism از ریشه یونانی anarchia گرفته شده و به معنای «نبود فرمانروا» یا «نبود حاکمیت» است. بنابراین پرسش اساسی آنارشیسم این نیست که چگونه میتوان نظم را از بین برد، بلکه این است که آیا برای ایجاد نظم اجتماعی الزاماً به دولت و اقتدار متمرکز نیاز داریم؟ پیدایش آنارشیسم مدرن اگرچه اندیشههای ضداقتدار را میتوان در برخی مکاتب فلسفی پیشامدرن نیز مشاهده کرد، آنارشیسم بهعنوان یک نظریه سیاسی منسجم عمدتاً در قرن نوزدهم شکل گرفت. انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی، گسترش سرمایهداری و شکلگیری طبقه کارگر زمینه اجتماعی و فکری مناسبی برای ظهور این اندیشه فراهم کردند. ویلیام گادوین از نخستین پیشگامان آنارشیسم مدرن بود. او در کتاب پرسش درباره عدالت سیاسی (۱۷۹۳) از عقل و استقلال فرد دفاع کرد و نسبت به ضرورت حکومت و اقتدار سیاسی تردید داشت. پس از او، پیر-ژوزف پرودون نقش مهمی در صورتبندی آنارشیسم ایفا کرد. جمله مشهور او، «مالکیت دزدی است»، بیانگر انتقادش از مالکیت سرمایهدارانه و تمرکز ثروت بود. پرودون به جای دولت متمرکز، بر تعاونیها، انجمنهای آزاد و نوعی فدرالیسم اجتماعی و اقتصادی تأکید داشت. میخائیل باکونین آنارشیسم را به سوی رادیکالیسم انقلابی سوق داد. او معتقد بود حتی اگر دولت به نام طبقه کارگر ایجاد شود، تمرکز قدرت میتواند شکل جدیدی از سلطه ایجاد کند. از این رو، آزادی انسان را در گرو رهایی همزمان از سلطه اقتصادی و سیاسی میدانست. پیتر کروپوتکین نیز با تأکید بر مفهوم «یاری متقابل» تلاش کرد نشان دهد که همکاری و همبستگی میتوانند بدون اجبار دولتی اساس سازمان اجتماعی قرار گیرند. از دید او، انسانها و جوامع صرفاً بر اساس رقابت عمل نمیکنند، بلکه همکاری نیز یکی از عوامل مهم بقا و پیشرفت اجتماعی است. @edrismohammadi2
📚 دوره آموزش بلاغت | علم معانی 🔹 مدرسه تابستانه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، با همکاری انجمن های علمی عربی دانشگاه لرستان و دانشگاه رضوی برگزار میکند: ✨ آشنایی با بلاغت و مبانی فصاحت 👤 مدرس: دکتر ادریس محمدی مدرس دانشگاه رازی | روزنامهنگار | مترجم…
📚 دوره آموزش بلاغت | علم معانی 🔹 مدرسه تابستانه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی، با همکاری انجمن های علمی عربی دانشگاه لرستان و دانشگاه رضوی برگزار میکند: ✨ آشنایی با بلاغت و مبانی فصاحت 👤 مدرس: دکتر ادریس محمدی مدرس دانشگاه رازی | روزنامهنگار | مترجم | پژوهشگر مطالعات جهان عرب 📅 تاریخ: جمعه ۲۳ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🕰 ساعت: ۱۷:۰۰ الی ۱۹:۰۰ 📍 مکان: در بستر اسکای روم 🎓 ظرفیت: ۵۰ نفر 🌿 اگر به زبان و ادبیات عربی علاقهمندید، این دوره فرصتی برای شناخت دقیقتر ظرافتها و زیباییهای بیان عربی است. 📌 برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام: @ad_anjomanarabic #انجمن_علمی_دانشجویی #زبان_و_ادبیات_عربی #دانشگاه_رازی #بلاغت #علم_معانی #ادبیات_عربی #آموزش_بلاغت 🔗 پایگاه اطلاعرسانی انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات عرب دانشگاه رازی
جناب اشکان خطیبی آدمی روی کوه باشد، دیگران او را بز صدا کنند و افکار ترقیخواهانه داشته باشد، بسی بهتر از خودانسانپنداری است که رعیت بوده و با افکاری متحجرانه ملیتها و قومیتهای دیگر را تحقیر میکند! @edrismohammadi2
چگونه «عبدل» برنده انتخابات درون حزبی سنا شد؟ نگاهی به پیروزی عبدالرحمن السید، کاندید حزب دموکرات ایالات متحده در انتخابات سنا ادریس محمدی @edrismohammadi2
لیبرالیسم محافظهکار یعنی چه؟ 🎙ادریس محمدی @edrismoammadi2
لمپن یعنی چه و از چه زمانی این واژه وارد ادبیات سیاسی شد؟ 🎙ادریس محمدی @edrismohammadi2
و سینهاش را کاویدند جز قلبش را نیافتند قلبش را کاویدند جز مردمش را نیافتند صدایش را کاویدند جز اندوهش را نیافتند اندوهش را کاویدند جز زندانش را نیافتند زندانش را کاویدند جز خودشان را در بند نیافتند محمود درویش مترجم: ادریس محمدی @edrismohammadi2
قدرت از آنِ مردم: نقش مردم در کتاب شهریار ماکیاولی نویسنده: کیت تاندبرگ تدوین و ویراست: دکتر ادریس محمدی منتشر شده در دانشگاه بریتیش کلمبیا آمریکا @edrismohammadi2
رواداری، این گمگشتۀ جامعۀ ایرانی ✍ دکتر ادریس محمدی، روزنامهنگار و مدرس دانشگاه دکتر عبدالکریم سروش، پس از نقد تند دکتر موسی غنینژاد از دکتر علی شریعتی، او را با الفاظی چون «بیادب»، «گستاخ» و تعابیری از این دست خطاب کرد؛ واژگانی که شنیدنشان از کسی چون سروش، که سالها نماد گفتوگو، مدارا و تکثر آرا معرفی میشد، دستکم برای من غریب است. گویی دکتر سروش فراموش کرده است که خود او سالها به ما آموخت هیچ اندیشهای نباید از نقد مصون بماند. مگر نه اینکه در سایۀ تیغ برندۀ نقد وحی را نیز مستثنا نمیدانست و نظریه «رؤیاهای رسولانه» را مطرح کرد و یکی از بنیادیترین مفاهیم سنت دینی را از نو به بحث گذاشت؟ اگر آن نقدها مجاز بود و باید شنیده میشد، چرا امروز نقد شریعتی تا این اندازه برآشوبنده شده است؟ فارغ از اینکه حق با موسی غنینژاد باشد یا با سروش، مسئله اصلی چیز دیگری است؛ اینکه اندیشه، تنها در میدان نقد رشد میکند، نه در حریم تقدس. شخصیتها هر اندازه بزرگ باشند، از خطا مصون نیستند و هیچ نامی نباید چنان مقدس شود که نقد آن، به بیادبی تعبیر گردد. جریانهای فکری، زمانی به بلوغ میرسند که بتوانند بدون خشم و برچسبزنی، یکدیگر را نقد کنند. اگر هر نقدی با واکنش احساسی و شخصی پاسخ داده شود، دیگر از گفتوگو چیزی باقی نمیماند و میدان اندیشه، جای خود را به میدان هواداری خواهد داد. شاید اکنون که باب نقد بیش از هر زمان دیگری گشوده شده است، وقت آن رسیده باشد که خانهتکانی جدی در افکارمان انجام دهیم؛ شخصیتها را از هاله تقدسی که خود بر گرد نامشان ساختهایم بیرون بیاوریم و به جای دفاع از افراد، از استدلالها دفاع کنیم. جامعهای که نتواند متفکرانش را نقد کند، دیر یا زود به تکرار همان اندیشههایی محکوم خواهد شد که زمانی قرار بود راهگشای او باشند. این واکنش از جناب سروش، که سالها منادی پلورالیسم، تساهل و تضارب آرا بود، بعید مینماید؛ هرچند شاید در این سالها دیگر هیچ تغییری در مواضع و رفتار روشنفکران، آنقدرها هم دور از انتظار نباشد. @edrismohammadi2
#پادکست هانا آرنت، فیلسوفی که شر را از نو تعریف کرد در این پادکست به یکی از برجستهترین فیلسوفان عصر معاصر میپردازیم؛ کسی که با تئوریهای نو پیرامون انقلاب، خشونت، توتالیتاریسم و ... سبب پدید آمدن تحولی عمیق در فرهنگ سیاسی شد. از جمله مهمترین مواردی که آرنت پیرامون آن به بحث میپرداخت، مسئله «شر» است. او معتقد بود که هر شخصی می تواند شر را بروز دهد و همدست جنایتکارترین دیکتاتورها شود. 🎙ادریس محمدی @edrismohammadi2
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
۵ تئوری سیاسی که باید بدانید! ترجمه از انگلیسی: ادریس محمدی @edrismohammadi2
هیمنۀ سانتیمانتالیسم بر رنج «جنوب قشنگم!» ادریس محمدی، روزنامهنگار سانتیمانتالیسم، آرامآرام به زبان غالب فضای مجازی بدل شده است؛ جایی که واژهها بیش از آنکه حامل معنا باشند، حامل احساساتِ ازپیشطراحیشدهاند. بسیاری از کلمات، نه از عمق همدلی، بلکه برای آنکه از قافلهٔ «ریلز» و «استوری» جا نمانند، بر صفحهها جاری میشوند. احساس، دیگر نه یک واکنش انسانی، بلکه بخشی از الگوریتمی است که از ما میخواهد در زمان مناسب اندوهگین شویم، چند جملهٔ شاعرانه بنویسیم، تصویری منتشر کنیم و سپس بیآنکه مسئولیتی بر دوش خود احساس کنیم، به زندگی روزمره بازگردیم. در چنین فضایی، رنج نیز به کالایی مصرفی تبدیل میشود؛ کالایی که تا زمانی ارزش دیدهشدن دارد که قابلیت بازنشر و وایرالشدن داشته باشد. جنوب نیز از این قاعده مستثنا نیست. بحث پیرامون جنوب، آنچنان در لابهلای واژگان آهنگین، تصاویر زیبا و دیالوگهای پوشالی گم شده که خودِ رنج، دیگر دیده نمیشود. گویی جنوب، پارهای از ایران نیست و ما آسودهخاطر، تنها نظارهگر سوگ مردمانی هستیم که در جغرافیایی دوردست زندگی میکنند؛ سوگی که با چند جملهٔ ادبی و چند استوری، وظیفهٔ اخلاقی ما را پایانیافته جلوه میدهد، بیآنکه حتی برای لحظهای از مدار الگوریتمهای تحمیلی اینستاگرام و ایکس خارج شویم. اکنون که آتش جنگ دامن ایران را گرفته است، چه کسی میتواند مدعی باشد که این شعلهها هرگز به او نخواهد رسید؟ درست است که ما، مردمانی بیقدرت، توان اثرگذاری مستقیم بر تصمیمهای جنگافروزان را نداریم؛ اما خطری که بیش از هر چیز باید از آن هراسید، عادیشدن جنگ است. جنگ، زمانی هولناکتر میشود که دیگر از شنیدن خبر انفجار، آوارگی، خاموشی و اضطراب، شگفتزده نشویم و آن را به یکی از خبرهای روزمرهٔ صفحهٔ تلفن همراه خود تقلیل دهیم. بچههای جنوب، بچههای ما هستند. اگر آنان خواستار تعویق امتحانهایشاناند، این مطالبه، مطالبهٔ همهٔ ماست. اگر از بیبرقی، ناامنی و اضطراب مینالند، نالهٔ آنان باید نالهٔ ما نیز باشد. همدلی، آن نیست که چند واژهٔ زیبا کنار هم بچینیم؛ همدلی، یعنی رنج دیگری را رنج خود بدانیم و نگذاریم فاصلهٔ جغرافیا، فاصلهٔ وجدان ما نیز بشود. مبادا جنوب را با یک استوری از سر باز کنیم. «جنوبِ قشنگتان» فقط برای ماراتن، جتاسکی، ساحل و سفرهای تفریحی قشنگ نباشد. جنوب، هنگامهٔ دود، آژیر، خاموشی و اضطراب نیز همان جنوب است؛ همان بخشی از ایران که سالها برای زیباییاش تحسینش کردهایم و امروز باید برای رنجش نیز کنار آن بایستیم. اکنون زمان آن است که از مرز همدردیِ نمایشی عبور کنیم و صدای خویش را مطالبه کنیم؛ زیرا جنوب، «دیگری» نیست. جنوب، ایران است؛ و رنجِ ایران. @edrismohammadi2
افزایش دانش زبانی با کتابهای طه حسین @edrismohammadi2