tgindex
–𝙁𝙖𝙣𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 𝙇𝙖𝙣𝙙–

–𝙁𝙖𝙣𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 𝙇𝙖𝙣𝙙–

Статистика

𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗼𝘂𝗿 𝘇𝗼𝗻𝗲 ✦ ִֶָ ۫ ˑ ֗ — چنل خلاصه‌ی فیکشن‌ها: – @FFL_Stories — معرفی نویسنده‌ها: – @FFL_Writers — ناشناس‌هاتون: – @FFL_Comments — چنل‌های زیرمجموعه: – @StayBySkz — راهنما: – #Guidance

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
46
Всего постов
547
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
7 845
−15 за 4 дн.
Сутки
−13
−0,17%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
275
40 постов
Вовлечённость
3,5%
к подписчикам
Постов в день
6,6
всего 547
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
323
1/48двое суток
370
1/72трое суток
399

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 〔 #OneBiteOfStory 〕 برای بار پنجم کاغذ کاهی دفترش رو پاره کرد و با استیصال موهای سرش رو کشید. فقط یه اشتباه دیگه موقع نوشتن سناریوی توی ذهنش کافی بود تا ته‌مونده‌ی سلامت روانش‌ رو از دست بده و بیخیال قراردادش با کارفرمای جدید، تن خسته‌اش رو تحویل بالش سفید و نرمش بده. تو سکوت اتاق تشری به‌ خودش زد و با لحن توبیخ‌گری شروع به نصیحت خودش کرد: -واقعا برام سواله داری چه غلطی می‌کنی که ده‌ روزه نتونستی یه‌ صفحه بنویسی!؟ فردا میخوای به کارفرما بگی ببخشید ننوشتم چون زیادی از خودم توقع دارم و از پس توقعات شخصیم برنمیام؟ لابد چی؟ اونم بوست می‌کنه و می‌گه اشکالی نداره چون خوشتیپی؟ جالبی چان! جدا جالبی! نیشش از شنیدن تعریف فرضی و غیرواقعی از جانب کارفرمای کیوتش باز شد و دقیقه‌ای بعد زمانی که یادش افتاد باید قسط صاحب‌خونه‌ی بداخلاقش رو تا دوهفته‌ی دیگه بده شروع به نوشتن کرد: «سنم‌ که کمتر بود خیال می‌کردم جواب همه‌ی سوالام به دو چیز ختم می‌شه؛ داشتن و نداشتن. اینکه احساس خوشبختی دارم یا ندارم؛ اینکه محبوب کسی هستم یا نیستم؛ اینکه کسی رو دوست دارم یا ندارم. یه زمانی فکر می‌کردم آدم‌ها یا می‌مونن یا می‌رن. فکر می‌کردم اگر کسی رو دوست داشته باشی، تا آخرش می‌مونی و اگر دیگه دوستش نداشته باشی، باید در رو باز کنی و بذاری بره. سال‌ها که گذشت گذر زمان بهم یاد داد که تکلیف زندگی، چشمای تو نیست که همیشه روشن باشه. تکلیف زندگی در مورد تو، برای من مثل یک کتاب قدیمی بود. کتابی بودی که بارها خوندمش؛ جاهای مهمش رو خط کشیدم؛ بعضی از جملاتش رو حفظ کردم و ورق‌به‌ورق باهاش خاطره ساختم. ذره‌های وجودم رو توی صفحاتت جا گذاشتم. رد کلمات تورو من روی قلبم نوشتم به خیال اینکه تویی که نویسنده‌ی زندگیمی. اما یه‌روز فهمیدم که دیگه نمی‌خوام این کتابو بخونم. نه اینکه کتاب ناخوانا شده باشه؛ نه اینکه بلدت نباشم؛ نه اینکه بخوام گرد روی صفحات قلبت بشینه اما… دیگه سراغ اون کتاب نرفتم؛ دیگه سراغت نرفتم. کتابی که یه‌ زمانی بهترین کتاب زندگی من بود در نهایت رفت کنار بقیه‌ی کتابای توی قفسه و صفحاتش گرد فراموشی رو به آغوش کشیدن. بهت گفتم وجودت برای من همه‌ی عمر مصداق همون کتاب بوده؟ نمی‌دونم! ذهن من فقط روایت تو رو حفظه؛ من فقط تورو خوندم، چه اطمینانی هست به دونسته‌های آدمی که توی تمام سال‌های عمرش فقط یک کتاب رو دوباره و دوباره خونده؟! شاید اگر کتاب‌های بیشتری خونده بودم، می‌فهمیدم دنیا فقط همون چند صفحه‌ای نیست که من از برش کردم. شاید اگر آدم‌های بیشتری رو می‌شناختم، می‌فهمیدم دوست داشتن فقط یک شکل نداره. شاید اگر بیشتر زندگی کرده بودم، می‌فهمیدم موندن همیشه نشونه‌ی صداقت و عشق، و رفتن همیشه نشونه‌ی دروغ و بی‌علاقگی نیست؛ اما می‌دونی، کاش همه‌ی ما با همین نشونه می‌تونستیم عشق واقعی رو از دروغ و فریب تشخیص بدیم. به‌هرحال عزیزکم اینبار تصمیمم به دروغ نزدیکتره؛ ترکت نمی‌کنم، اما دوستت هم نخواهم داشت! عیبی نداره اگر بین دروغ گفتن من و گریه کردن تو؛ انتخابم این باشه که من نقش منفی قصه‌مون باشم؛ همون آدم غیرقابل اعتمادی که ترجیح می‌ده دروغگو باشه تا تو مجبور نباشی صفحات وجودت رو با اشک خیس کنی.» خودکارش رو که روی میز رها کرد تازه متوجه شد هیچ اسمی برای مخاطب اصلی نوشته‌اش انتخاب نکرده؛ لحظاتی رو وقف خیره‌شدن به نوشته‌اش کرد و در نهایت اسم “سونگمین” رو لابه‌لای متنش جا داد. به‌هرحال بد نمی‌شد که به‌عنوان یک نویسنده به صاحب‌کارش می‌فهموند که خواستار هرچیز مربوط به اون پسر بامزه‌ و غرغروعه. ↳ #ChanMin ✦ @FanFiction_Land ✦

  • видео или голосовое, без подписи

  • 〔 #Teaser 〕 ᨵ ┤#Blue_Eyed├ ᨵ ┆┆┆ ┆┆ ⋆ ┆ ⋆ ⋆ ─Couple: #HyunLix, #MinSung, #ChanMin ─Genres: Omegaverse, Mpreg, Romance, Action, Smut ─Author: #Venatoria ─About: "رسم خاندانِ یانگ بود. وقتی بزرگ‌ترها حرفی رو می‌زدن و به سر انجام نمی‌رسید، مجازاتی سنگین در پی داشت. تا اینکه امگای قدرتمندی متولد شد، تمام قوانین رو سرکشانه زیر سؤال برد و نشون داد نمی‌شه چشم‌بسته به تصمیمات بزرگ‌ترها اعتماد کرد." *** «می‌خوای هنوز شروع نشده، پا پس بکشی؟» «پا پس بکشم؟ در مقابل کی؟ تو، خوش‌شانسیِ من؟ بهت نمی‌بازم امگا کوچولو. اگر آتیش به پا کنی من کسی نیستم که خاموشش می‌کنه. من اونی هستم که آتیشت رو شعله‌ور می‌کنه.» Authors Info ↲ Comments Group ↲ ✦ @FanFiction_Land ✦

  • видео или голосовое, без подписи

  • اگه تبادل خوب سراغ دارید ما اینجا نیاز داریم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 〔#FakeChat 〕 ↳ #ChanLix Part 2 ✦ @FanFiction_Land ✦

  • 13 авг.3663017

    〔 #Nighty 〕                 𖥔 برای خواندن لمس کنید 𖥔 -وقتی که داشت داروهای اشتباهی رو مصرف می‌کرد، کجا بودی؟ داشتی شلوارت رو می‌پوشیدی؟ یا... شایدم در می‌آوردی؟ ─Couple: #ChanLix ─Author: #Alita Authors Info ↲ Comments Group ↲ ✦ @FanFiction_Land ✦

  • видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.3633313

    ✮ #Daisy ─Couple: #ChanLix ─Genres: Crime, Angst, Horror, Romance, Smut ─Author: #Minos ─Part: 44 Authors Info ↲ Comments Group ↲ ✦ @FanFiction_Land ✦

  • 〔 #Fiction 〕 ↳ #Daisy ↳ Part 44 _این بهترین چیزیه که در کل عمرم دیدم. فکر کنم تا الان زندگی کردم تا بالاخره یک روز این لباس رو طراحی کنم و تو بپوشیش." طراح زمزمه کرد و فلیکس به یاد آورد که کجا این جمله رو شنیده. در حالی که یک انگشت شصت به آرامی پوست دستش رو نوازش میکرد. "اگر خدایی وجود داشته باشه، مطمئنم تمام این مدت وجود داشته تا تو رو خلق کنه." ◕ زمان آپ : پنجشنبه ‌‌ ✦ @FanFiction_Land ✦

  • видео или голосовое, без подписи

  • سلام عزیزانم. پارت دوم فیک‌چتی که قولش رو داده بودم خدمت شما. درسته به اون اندازه‌‌ای که داستان توی ذهن خودم بود، خوب نشد. اما شما وانمود کنید که عالی شده. احتمالا برای بستن پرونده این فیک‌چت یه پارت سومی هم درکار خواهد بود. (مطمئن نیستم) اگر قرار باشه پارت سومی داشته باشه بازم بستگی به استقبال خودتون داره. درنهایت ممنونم که منتظرش موندید. برای خوندن پارت اول، اینجا رو لمس کنید. -آلیتا

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

–𝙁𝙖𝙣𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 𝙇𝙖𝙣𝙙– — tgindex