فَرَح
Статистикаگریزی از اندوه در دنیایی که مردمانش برای فرح «شادی» خود را به آب و آتش میزنند، نیست. اندوه سایهای است که همواره همراه فرح است؛ همانگونه که شب سایهٔ همیشگی روز است، و مرگ سایهٔ جداییناپذیر زندگی.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
مردم اغلب ریا و خودپسندی (عُجب) را کنار هم میآورند؛ زیرا ریا نوعی شرک ورزیدن [با شریک ساختن] مردم است و خودپسندی نوعی شرک ورزیدن با [شریک ساختن نفس] خود. این دقیقاً ویژگی فرد متکبر است؛ بنابراین، شخص ریاکار حقیقتِ {إِيَّاكَ نَعْبُدُ} [فاتحه: ۵] (تنها تو را میپرستیم) را درک و پیاده نکرده است و فرد خودپسند هم حقیقتِ {وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ} [فاتحه: ۵] (و تنها از تو یاری میجوییم) را عملی نساخته است. حال اگر کسی آیهٔ {إِيَّاكَ نَعْبُدُ} را در زندگی خود محقق کند، از دام ریا رها میشود و هر کس آیهٔ {وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ} را جامهٔ عمل بپوشاند، از خودپسندی بیرون میآید. در حدیث مشهور نیز آمده است: «ثلاث مهلكات: شُح مُطاع وهوى مُتَّبَع وإعجابُ المرء بنفسه» (سه چیز انسان را به نابودی میکشاند: بخل و خسیسی که از آن اطاعت شود، هوای نفسی که پیروی گردد، و غرور و خودپسندی فرد نسبت به خودش). - شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله (مجموع الفتاوی: ۶/ ۱۴۸)
و دیدم کسی که برای آخرت تلاش میکند، اگر در این راه با ناگواری و سختی روبهرو شود، پروایی ندارد و حتی شادمان میگردد؛ چرا که امید به سرانجام کار، او را در رسیدن به خواستهاش یاری میدهد و اشتیاقش را برای دستیابی به مقصود افزون میسازد. همچنین دیدم اگر مانعی او را از ادامهٔ راهش بازدارد، باکی ندارد؛ زیرا در برابر آن مؤاخذه نمیشود و این مانع هیچ خللی در رسیدن به هدفش ایجاد نمیکند. و یافتم که اگر به او آزاری رسانند، یا مصیبتی بدو رسد، یا در راهی که پیش گرفته خستگی کشد، باز هم خوشحال و شادمان است. از این رو او همواره در شادی پیوسته به سر میبرد، در حالی که دیگران درست برعکس اویند. - ابن حزم رحمه الله (الأخلاق و السير في مدواة النفوس: ۷۹)
... سپس متوجه شدم که تلاش برای آخرت، از همهٔ این آفتها بهدور است و از هر گونه ناخالصی پیراسته؛ و حقیقتاً اندوه و نگرانی را دور میسازد. - ابن حزم رحمه الله (الأخلاق و السير في مدواة النفوس: ۷۹)
چقدر زیباست که نگهبان دروازهٔ دل خود باشی؛ هر که را بخواهی به درون آن راه دهی و هر که را بخواهی از حریم آن بیرون کنی. و اگر کسی از اعماق دلت سرپیچی کرد و بیرون نرفت، شمشیر اراده و عزیمت را از نیام برکشی و تمام امدادها، خیالپردازیها و پهنای یاد او را از او قطع کنی. (كرامت دل، ناصر العبودى)
Channel photo updated
التماس دعا دارم از شما همه عزیزان می توانید به اشتراک بگذارید، برایم دعا نمایند، مریضم... https://t.me/MUSLIMAH654321
خداوند از همه داناتر است؛ ميداند كه عطایا و فضل خویش را در کجا قرار دهد؛ او به جایگاههای فضل، و محلهای اختصاص [رحمت]، و مواضع محرومیت آگاهتر است. - امام ابن قیم رحمه الله (زاد المعاد: ٣٢٩)
چگونه دعا کنیم؟ آموزش دعا از مدرسهٔ پیامبران ⬜️ دکتر عبدالله حماد القرشی عزیزان این مکثی است دربارۀ دعا؛ یا بهتر بگویم، نوعی خاص از دعا که خداوند عزوجل آن را دوست دارد. همان دعایی که روش پیامبران خدا -صلوات الله و سلامه علیهم - بود. دعایی که تنها یک ذکر…
اینجا دو نوع توسل وجود دارد: ۱- توسل با ابراز نیازمندی، عجز، ضعف و قصور خود انسان: اینکه به کوتاهیها، ضعفها و گناهانت اعتراف کنی؛ همانطور که در دعای سید الاستغفار آمده: «أبوءُ لَكَ بِنِعمَتكَ عَلَيَّ وأبوءُ بِذَنبي» (به نعمتت بر خود و به گناهم اعتراف…
چگونه دعا کنیم؟ آموزش دعا از مدرسهٔ پیامبران ⬜️ دکتر عبدالله حماد القرشی عزیزان این مکثی است دربارۀ دعا؛ یا بهتر بگویم، نوعی خاص از دعا که خداوند عزوجل آن را دوست دارد. همان دعایی که روش پیامبران خدا -صلوات الله و سلامه علیهم - بود. دعایی که تنها یک ذکر…
چگونه دعا کنیم؟ آموزش دعا از مدرسهٔ پیامبران ⬜️ دکتر عبدالله حماد القرشی عزیزان این مکثی است دربارۀ دعا؛ یا بهتر بگویم، نوعی خاص از دعا که خداوند عزوجل آن را دوست دارد. همان دعایی که روش پیامبران خدا -صلوات الله و سلامه علیهم - بود. دعایی که تنها یک ذکر عمومی نیست که انسان فقط خواستههایش را بخواهد و بگذرد؛ بلکه در خلوت خود با پروردگارش به مناجات مینشیند، حال خود را بازگو میکند، نیازمندیاش را ابراز میدارد و با فروتنی به درگاه الهی دست نیاز دراز میکند. حتی گاهی با زبان و لهجۀ ساده و عامیانۀ خود سخن میگوید، حاجت خاصش را میخواهد و با ضعف و ناتوانیِ خود، و در مقابل با قدرت، توانایی، بخشش و فضل همیشگی خداوند به او متوسل میشود؛ چرا که او بس بخشنده، کریم و دارندهٔ عطای بیکران است و هرگز دست رد به سینه بندگانش نمیزند. هدف از دعا این است که روزنهای به سوی توحید، شناخت پروردگار و شناخت انسان از ضعف، قصور و عجز خودش باشد؛ چرا که این خود از کمال توحید است و دعا یعنی همین حقیقت بزرگ. از همین رو، خداوند متعال سورهٔ مریم را با دعای حضرت زکریا آغاز کرده است؛ دعایی که در آن موجی از مناجات، صمیمیت، اخلاص و توسل به پروردگار با ابراز عجز، ضعف، نیازمندی و اعتراف به فضل و قدرت الهی موج میزند. خداوند میفرماید: {ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا * إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا * قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا} (این یاد رحمت پروردگارت بر بندهاش زکریاست؛ آنگاه که پروردگارش را در خلوت و با ندایی پنهان خواند و گفت: پروردگارا! استخوانهایم سست شده و پیری بر سرم زبانه کشیده است، اما من هرگز از خواندن تو ناامید و بیبهره نبودهام). در این کلمات دقت کنید؛ این متن همان دعایی است که زکریا میگفت. او به خداوند گزارش میدهد، در حالی که خدا خودش داناتر و آگاهتر است. میگوید: «پروردگارا! استخوانهایم سست شده و موهای سرم سفید شده است.» خداوند این را میداند، اما دوست دارد این را از زبان بندهاش بشنود؛ دوست دارد اعترافِ بنده را به ضعف، فقر و نیازمندیاش بشنود. علامه سعدی - رحمهالله - میگوید: «وقتی زکریا در خود احساس ضعف کرد و ترسید که بمیرد و کسی نباشد که جانشین او در دعوت مردم به سوی خدا و خیرخواهی برای آنان شود، از ضعف آشکار و نهان خود به پروردگارش شکایت برد و او را پنهان خواند تا خالصانهتر و برتر باشد. گفت: {رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي} یعنی استخوانم که ستونِ بدن است سست شد و وقتی ستون سست شود، باقی بدن نیز ضعیف میشود. و گفت: {وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا} زیرا پیری نشانهٔ ضعف، فرتوتی و فرستادهٔ مرگ است. پس با ضعف و عجز خود به الله توسل جست، و این از محبوبترین راههای توسل به خداست؛ چرا که نشاندهندهٔ بیزاری از نیرو و توان خود و وابستگی دل به قدرت خداست. و گفت: {وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا} یعنی پروردگارا! تو هرگز مرا ناامید و محروم بازنگرداندهای، بلکه همواره نسبت به من مهربان بوده و دعایم را اجابت کردهای و مهربانی و احسانت پیوسته به من رسیده است». همچنان میگوید: «این توسلی است به لطف و اجابتهای گذشتهٔ خدا، تا کسی که در گذشته احسان کرده، احسانش را در آینده نیز کامل کند». (۱/۳)
مردی از بادیهنشینان به نام زاهر بن حرام رضی الله عنه بود، چهرهاش چندان زیبا نبود. او هر وقت به مدینه میآمد، هدیهای برای پیامبر صلى الله عليه وسلم میآورد و پیامبر صلى الله عليه وسلم نیز در مقابل، به او خرما یا چیزهایی از این دست هدیه میداد. رسول الله صلى الله عليه زاهر را دوست داشت، می فرمودند: "زاهر نمایندهی بادیه (صحرا) برای ماست و ما نمایندهی شهر برای او هستیم" روزی زاهر به مدینه و به خانهی پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد، اما ایشان را نیافت و به بازار رفت. وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم مطلع شد، به بازار رفت و زاهر را دید که مشغول فروش کالاهایش است؛ در حالی که عرق از جبینش میریخت و لباسهایش عطر و بوی بادیهنشینان را داشت. پیامبر صلی الله علیه وسلم از عقب، او را در آغوش گرفت، بدون اینکه زاهر ایشان را ببیند. زاهر نگران شد و گفت: "رها کن! تو کیستی؟" پیامبر صلى الله عليه وسلم سکوت کرد. زاهر سعی کرد خود را آزاد کند و وقتی به عقب نگاه كرد و چشمش به پیامبر صلى الله عليه وسلم افتاد، آرام گرفت و با اشتیاق شانههایش را به سینه پیامبر صلى الله عليه وسلم چسباند. رسول خدا صلى الله عليه وسلم شروع به شوخی با زاهر کرد و خطاب به مردم فریاد زد: "چه کسی این بنده (بندهی خدا) را میخرد؟" زاهر به وضعیت خود نگاهی انداخت؛ دید نه مالی دارد و نه جمالی، مردی فقیر و شکسته است. پس گفت: "ای رسول خدا! در این صورت، به خدا قسم مرا کالایی بیخریدار و کمارزش خواهی یافت!" پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: "اما تو نزد خداوند بیخریدار نیستی!، تو نزد خداوند بس ارزشمندی" (البداية و النهاية، ابن كثير رحمه الله ) _ جواهر العلم
فَرَح pinned «ابو عبدالله مطّوعی رحمه الله میگوید: دعای همیشگی ابراهیم بن ادهم این بود: «اللَّهُمَّ انْقُلْنِي مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَتِكَ إِلَى عِزِّ طَاعَتِكَ» (خدایا! مرا از خواریِ نافرمانیات به عزّتِ فرمانبرداریات منتقل کن). (أقوال إبراهیم بن الأدهم رحمه الله، احمد…»
«لا ترهقني بِتَبعةٍ ولا مَعتبةٍ» يا الله ..🩷 خدایا مرا به طلب حقوقم از بندگانت یا ملامت از سوی آنان، خسته [و خوار] نکن.
﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُون﴾ (و الله هرگز آنان را عذاب نمیکند، در حالی که تو در میان آنان هستی؛ و نیز الله آنان را عذاب نخواهد کرد، تا زمانی که از او آمرزش میطلبند). ابن عباس رضیاللهعنهما میفرماید: «در میان آنان دو امان از عذاب الهی وجود داشت: یکی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم و دیگری استغفار. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از میانشان رفت، اما استغفار همچنان باقی است.» - تفسير امام طبرى رحمه الله - تلاوت شيخ ماهر المعیقلى
بعضی انسانها را خداوند برای خودش میسازد. ﴿وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي﴾ [طه: ۴۱] برای خودش… چه سعادتی بالاتر از این؟