- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
همه تقصیرا رو گردن بگیر و ناپدید شو تو نمیتونی چیزیو بهشون بفهمونی که نمیخوان بفهمن.
و باز تقویم، یک برگ دیگر از من را ورق زد. "+1 year of experience"
گاهی آمادهام همه چیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسان ها نداشته باشم.
без подписи
نمیگذرد؛ نمیدونم شاید هم میگذرد، اما در پس این گذر؛ از من چه باقی خواهد ماند؟
از نا امید شدن از آدما به طور پی در پی خستم.
без подписи
اما عزیز من، من به تو بارها فرصت دادم تا رنجاندنم را جبران کنی؛ اما تو همان فرصت ها را هم صرف رنجاندن دوباره ام کردی.
در پایان نامه نوشت: و زمانی که نیازِ ضروری به حضورت کنارم داشتم، تو هیچ سراغی از من نگرفتی.
без подписи
- با آنان که ناامیدت نموده بودند چگونه تا کردی؟ +هیچ، گذشتم. انگار که هرگز نبودهاند.
без подписи
اگر بخوام مودمو توصیف کنم اینجوریه که: خستم ولی جوری نیست که با خوابیدن بشه حلش کرد، عصبیم و چیزی نیست که آرومم کنه فقط عصبیتر میشم، بیقرارم ولی نمیدونم برا چی؛من خستم ولی نمیدونم از چی.
من؟ دیوار کهنهای که؛ ملات و سیمانش ریخته و به کمترین ضربهای آجر به آجر فرو خواهد ریخت.
با خود می جنگید
без подписи
با خود می جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می گریست.
به هرچیزی توی جهان پناه ببری سالم خواهی ماند؛ بجز انسان.
ناگهان به یاد آوردم روزی کسی بودم با شوقی بی پایان و ذهنی متفاوت؛ کسی که دیگر راهی به او ندارم.
من؛گیاهی نیمهجانم،خسته از زیستن و از ماندن.