نویسنده کوچک 🌱
Статистикаمتن های که هیچ وقت قرار نیست کسی ببینه. ناشناس 👇 t.me/HidenChat_Bot?start=1316652112
- Последний пост
- 29 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 52
- 1/48двое суток
- 59
- 1/72трое суток
- 64
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امروز، تولدِ من است... یک سال گذشت؛ سالی پر از سختی، اشک، غم و اندوه... سالی که زخمهایش هنوز بر دل مانده، اما مرا پختهتر از همیشه کرد. آرزو میکنم امسال، پاداشِ تمامِ آن رنجها، آرامش باشد؛ جبرانِ تمامِ اشکها، لبخند باشد؛ و سهمِ دلِ خستهام، روزهایی باشد که دیگر بویِ غم ندهند. اگرچه گذشته را نمیتوان تغییر داد، اما شاید بتوان با پختگیِ امروز، آیندهای زیباتر ساخت. تولدم مبارک... به امید روزی که دیگر هیچ اندوهی، خانهی دلم نباشد. Hi22 🕊
تولدت مبارک... به کسی که هنوز نفس میکشد، میخندد، زندگی میکند... فقط دیگر کنارِ من نیست. شاید فاصله، شاید تقدیر، شاید انتخابِ زندگی... اما هیچکدام نتوانستند دوست داشتنت را از دلم بگیرند. امیدوارم هر کجا که هستی، حالِ دلت خوب باشد، آرامش سهمِ روزهایت شود و لبخند، هیچوقت از لبهایت دور نماند. و من... از همین دور، بیآنکه حضوری در زندگیات داشته باشم، بیآنکه سهمی از امروزت باشم، تولدت را از صمیمِ قلب تبریک میگویم. بعضی آدمها از زندگیات میروند، اما هیچوقت از قلبت نمیروند. بماند به یادگار
ورودی ۴۰۱ دانشگام از ۴۰۱ تا الان ممکلت روز خوش به چشم ندیده همین یه حرف نشون میده ما نسل زدیا چقدر خوشبختم......
اوضاع اصلا «پسر جوان تازه فارغالتحصیل سربازینرفته بدون والدین پولدار و آشنا و پارتی»فرندلی نیست. @Danshjuyar | Farhad
تو این سن آدما به داشته هاشون اضافه میکنن ولی من داشته هامم از دست دادم
یادمه یه زمانی می رفتم تو دیوار ماشین، خونه، ویلا و خیلی چیزای دیگه می دیدم و فکر میکردم مثلا تو این سن حداقل یه ماشین دارم یا اصلا حداقل یه موتور دارم. ولی خداروشکر تو این سن به خیلی چیزا رسیدم یکیش کچل شدن بود، خراب شدن دندون هام، شناخت اطرافیان بخصوص خانواده، غم و درد و غصه و چاقی ناشی از استرس از خدا راضی ام واقعا اونقدری که دوست دارم هر لحظه جونمو بگیره و به خودش نزدیک تر شم.
نه در لحظه زندگی کردم نه آینده ای ساختم
چیزای زیادی از زندگی فهمیدم ولی بدردم نمیخورن چون دیگه تکرار نمیشه که بلد باشم چجوری رفتار کنم
خونواده اون اوایل بهت میگن نرو کار، اصن پولشو بهت میدیم. بعد یه مدت توقع دارن بابت حضور در خونه اجاره بدی.
دردا و دریغا در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است
سوبر باشین وقتی که سیگار مد شده
مدتیست به یادت افتادم ای زیباترین اتفاق دور...
ای کاش بدانم کجای دل من تورا می خواست
کاشکی جای پروژه مشق شب داشتم... بزرگسالی اون چیزی نبود که بچگی می خواستیم
تو دوره ایم نه میتونم درس بخونم نه کار کنم و خودمم نمیدونم چی حالم خوب میکنه ای درخت زرد تنها....
امیدم به تهش بود اینم ازین آخری ....
امیدم به تهش بود اینم ازین آخری ....
مرا ببوس برای آخرین بار.... درد اینجاست نمیدونیم آخرین بار کییه
видео или голосовое, без подписи
خواستم بگم که تو تنها نیستی همه یه پلن دارن به اسم فرار از خانواده