tgindex
واویره لٛوڒ | حافظه لُر

واویره لٛوڒ | حافظه لُر

Статистика
@Lurishsongsперсидский

واویره در زبان لُری بختیاری معادل حافظه است. هم معنی ویرۊشه در زبان لکی و لری مینجایی. این کانال تلاشی‌ست برای احیای حافظه‌ی جمعی و تاریخی مردم لُر #لربختیاری #لرفیلی #لرجنوبی

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
69
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
686
+5 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
236
40 постов
Вовлечённость
34,4%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 69
Упоминаний
6
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
142
1/48двое суток
162
1/72трое суток
175

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • این همه در فضای مجازی و رسانه‌های تلویزیونی ادعا می‌کنند هزاران نیرو دارند و تحزب دارند و... و با این «گۊز گپ» ها خیلی‌ها را فریب می‌دهند. اما برای چند دیوارنویسی نیرو ندارند و دست به دامن فتوشاپ و هوش مصنوعی می‌شوند. آنقدر هم عقل ندارند که قبلش فکر کنند خب کسی نمی‌پرسد چرا دست‌خط همه این دیوار نوشته‌ها یکسان است؟ حالا فکر کن کسانی که این‌ها را باور می‌کنند چقدر احمق هستند. حتی همین چرندیات را هم وایرال می‌کنند. @Lurishsongs | واویره لٛوڒ

  • مِن بازیگه دونیا درَک اْشکسته پاپیچ گوشِسته گیوه شِڒِسته گۊزک تۊقسته هومال هم گۊڌرز بامڌی! کَس دِرک نی‌ستۊنه زم تاته‌زایل مندیر لا خَردنوم ای داڌ... خورزایل دلشاڌ! بوه‌م نۉمیڌ دام... ز مِن ئۊ ماسالگه‌ئو تِینا دام کِل اْزنه سیم وا تی‌یل هَرسالی شاپیروالی دَئس وم بڌه داؤ، داؤ آخره • دیار @Lurishsongs | واویره لٛوڒ

  • 10 авг.210182из LurCrest

    لُر بودن فقط یک واژه نیست؛ تار و پودی‌ست که سال‌ها با فرهنگ، غیرت، هنر و شرافت بافته شده. هر رنگش قصه‌ای دارد و هر نخِ آن، نشانی از ریشه‌ای که هنوز زنده است. این میراث ماست؛ چیزی که از گذشته به دستمان رسیده تا با افتخار به فردا بسپاریم. 𖣨 @LURCREST

  • 9 авг.246113из lurishlibrary

    معرفی کتاب «متل لوری»؛ پیوند ادبیات کلاسیک جهان با جان مایه و زوّن بختیاری کتاب «متل لوری» که به قلم «دیار» نوشته و ترجمه شده است، اتفاقی تازه و فراتر از یک ترجمه معمولی در حوزه ادبیات است. این اثر درواقع نخستین مجموعه از ترجمه و بازآفرینی شاهکارهای ادبیات کلاسیک جهان به زبان و گویش لری بختیاری است که فضای آشنا و دلنشین فرهنگ بختیاری را به دنیای قصه های ماندگار جهانی پیوند زده است. نگاهی به ساختار و گزینش داستان‌ها انتخاب داستان‌های این مجموعه با دقت و هوشمندی انجام گرفته است تا طیف وسیعی از عواطف انسانی، مفاهیم اخلاقی و تمثیل‌های عمیق را در بر بگیرد. در این کتاب، نام‌های بزرگ ادبیات جهان با بیانی بومی و اصیل جان دوباره گرفته‌اند: قصه‌های پرمهر و اندوه انسانی: مثل داستان «دوئدر کرمیت فوروش» (دختر کبریت‌فروش اثر هانس کریستین آندرسن) و «رودی که خو آستاره أديد» (دختری که خواب ستاره می‌دید) که از لطافت و عواطف ژرف برخوردارند. تمثیل‌های اخلاقی و نقد خودخواهی: مانند «دیو مغرور» (دیو خودخواه اثر اسکار واینالد) و «جغله نافرنگ» که به نقد خودمحوری و ستایش بخشش و محبت می‌پردازند. داستان‌های عامه‌پسند و فانتزی: از جمله «گورگ سی و هف بیگ» (گرگ و هفت بزغاله) و «خرگوشی وه نوم گردل» که برای مخاطب آشنا و یادآور متل‌های کهن هستند. حکمت‌های فلسفی و اجتماعی: بازآفرینی داستان‌های عمیقی چون «سه پورسائشت» (سه پرسش لئو تولستوی) و «افتو پرسن» (آفتاب‌پرست / اقتباس از آثار آنتون چخوف) که تفکر و تدبر در رفتار انسانی را به چالش می‌کشند. چرا این کتاب ارزشمند است؟ این اثر تنها برگردان ساده‌ی متن نیست؛ بلکه تلاشی است برای دمیدن روح زندگی، واژگان اصیل، آهنگ کلام و ضرب‌المثل‌های لری بختیاری در کالبد داستان‌هایی که سال‌هاست جهانیان آن‌ها را می‌شناسند. «متل لوری» به عنوان یک پیشگام در این عرصه، نشان می‌دهد که زبان لری بختیاری چقدر توانمند، آهنگین و آماده‌ی پذیرش و روایتِ عمیق‌ترین مفاهیم ادبیات جهانی است؛ اثری که هم برای نسل‌های جوان‌تر حکم یک پل ارتباطی با اصالت زبان مادری را دارد و هم برای دوستداران ادبیات، تجربه‌ای بدیع و به‌یادماندنی است. نوآوری در وام‌گیری واژگانی (گرته‌برداری خلاقانه): مترجم (دیار) برای انتقال مفاهیم دنیای مدرن یا شخصیت‌های غربی به فضای بختیاری، دست به واژه‌سازی‌های جالب و تطبیقی زده است؛ مثلاً برای «کرسنت (کودکِ ماه/کوپید)» از واژه «جغله نافرنگ» استفاده کرده یا نام شخصیت‌ها و مکان‌ها را با آواشناسی لری هماهنگ کرده است. تلفیق فرهنگ بومی با المان‌های جهانی: در حالی که بستر داستان‌ها کاملاً متعلق به ادبیات اروپا (مثل داستان‌های هانس کریستین آندرسن یا اسکار واینالد) است، اما توصیف سرما، کوچه‌پسندها، برف، چاله آتش و روابط عاطفی شخصیت‌ها با اصطلاحات رایج در مناطق بختیاری آمیخته شده است تا برای مخاطب بومی ملموس‌تر شود. اهمیت حفظ هویت زبانی: نوشتن متون ادبی جهان به گویشی که معمولاً به صورت شفاهی سینه به سینه منتقل شده، گامی مهم در جهت مکتوب کردن و تثبیت ساختار دستوری و واژگان لری بختیاری در قالب نوشتار به شمار می‌رود.

  • 9 авг.198122из JAHANELORI

    ما می‌خواهیم با این زبان برای تهران و اصفهان و مشهد و پاریس و لندن و نیویورک هم نامه بنویسیم.. بنابراین زبانِ نوشتاری ما باید هم ریشه در زبانِ واقعی مردم داشته باشد و هم بتواند از مرزهای یک منطقه و یک طایفه عبور کند.. برای انتخاب یک واژه یِ معیار بنابراین تنها زنده بودن آن کافی نیست.. شاید لازم باشد به پرسش‌های دیگری هم توجه کنیم.. این واژه چه گستره‌ای دارد؟ در چند منطقه و میان چه تعداد از گویشوران استفاده می‌شود؟ سابقه و تداوم نسلی آن چقدر است؟ آیا در میان گونه‌های مختلف زبان لری قابلیت پذیرش دارد؟ و آیا نسل آینده نیز با آن احساس بیگانگی نمی‌کند؟ تأکید می‌کنم که حرف من تنها درباره ی "کرمیت"نیست..بلکه همه ی انتخاب های ما را در بر می گیرد.. حتمن باید اجازه بدهیم گونه‌های زبانی زندگی خودشان را داشته باشند.. گوگرد، کرمیت، کربیت، کبریت... همهٔ اینها می‌توانند بخشی از تاریخ و جغرافیای زبانی ما باشند.. اما وقتی دربارهٔ نوشتار عمومی زبان لری صحبت می‌کنیم، شاید بهتر باشد در انتخاب صورت معیار.. کمی دقیق‌تر و محتاط‌تر باشیم.. و در پایان، می‌خواهم از نویسندهٔ این کتاب صمیمانه تشکر کنم.. کاری که انجام شد.. از نظر من ارزشمند است..دوبیشتر اینکه با نخستین تلاش‌ها برای نوشتن داستان کودک و نوجوان به زبان لری روبه‌رو هستیم.. طبیعی است که چنین تجربه‌ای با پرسش‌ها و بحث‌های مختلف همراه باشد.. به گمان من، ارزش چنین تلاش‌هایی فقط در خودِ کتاب نیست..بلکه در گفت‌وگوهایی است که دربارهٔ زبان.. شیوه یِ نوشتن و آینده یِ آن ایجاد می‌کند.. من نیز این چند سطر را از سرِ احترام به همه ی تلاشهایی که برای زبان لری شده و برای ادامه یافتن این گفت و لطف ها می‌نویسم.. امیدوارم این گفت‌وگوها، هرچند کوچک، بتوانند نقشی در هموارتر شدن راه نوشتن و خواندن به زبان لری داشته باشند.. -------------------------- آرش صبا.. https://t.me/JAHANELORI

  • 9 авг.17791из JAHANELORI

    کبریت همیشه بی خطر نیست.. تاملی درباره یِ کرمیت..و مسئله یِ معیارِ نوشتاریِ زبانِ لری.. ------------------- به نظرم در بحث دربارهٔ استفاده از واژهٔ «کرمیت» به جای «کبریت»، باید چند موضوع را از یکدیگر تفکیک کنیم.. اول اینکه من اصلن معتقد نیستم "کرمیت"واژه‌ای اشتباه ست یا نباید از آن استفاده کرد..بل چنان که واقفیم زبانِ زنده در دهانِ گویشوران تغییر می‌کند و بسیاری از این تغییرات.. بخشی از خودِ نظامِ آوایی زبان هستند. برای نمونه، در زبان لری تبدیل "ش" به "س"یا برعکس..دست‌ِکم در بخش بزرگی از گونه‌های لری.. تصادفی و موردی نیست.. در لری بختیاری نیز تا جایی که من مشاهده کرده‌ام..این ویژگی در بخش بزرگی از شاخه‌های هفت‌لنگ و چهارلنگ دیده می‌شود. برای مثال: دستش=دستس ماشینش=ماشینس لباسش=لواسس=جُوِس موهایش=موهاس=میاس و در جهت عکس نیز نمونه‌هایی وجود دارد..مثلن خاکستر=خاکشتر همین الگوهای آوایی می‌توانند در مواردی به شکل‌گیری صورت‌های واژگانیِ تثبیت‌شده در زبان منجر شوند.. برای مثال..انگُست"در لری دیگر فقط یک تلفظ اتفاقی یا اشتباه برای انگشت نیست..این صورت بر اساس همان الگوی آواییِ شناخته‌شده در زبان..در میان گویشوران به عنوان یک واژهٔ لری به کار می‌رود و می‌توان آن را در نوشتار نیز به همین صورت ثبت کرد.. چنان‌که در شعر داراب افسر می‌خوانیم.. "ی شو به کِلِ دستِ همیلا مو نشستوم انگستِ حنایی سه اوُورد زی کدِ دستوم.. بنابراین اصلِ تغییر و دگرگونی واژه‌ها در زبان نه‌تنها اشکالی ندارد.. بلکه اساسن یکی از ویژگی‌های طبیعی زبان‌های زنده است. یک زبان می‌تواند در مسیر زندگی خود..بر اساس نظام آوایی خودش.. صورت‌های تازه‌ای از واژه‌ها بسازد و این صورت‌ها به‌مرور به بخشی از واژگان آن زبان تبدیل شوند.. اما دربارهٔ «کرمیت» به نظرم پرسش دیگری هم وجود دارد.. همهٔ ما می‌دانیم که منشأ این واژه همان "کبریت"است و در مسیر کاربرد در میان گویشوران..تغییراتی آوایی پیدا کرده است.. اما جایی که به نظرم باید کمی محتاط باشیم، مسئلهٔ نوشتار است.. آیا "کرمیت"به اندازه‌ای در میان گویشوران زبان لری رواج دارد که بتوانیم آن را به عنوان صورت نوشتاری عمومی زبان لری استفاده کنیم.. تا جایی که من می‌دانم.. "کرمیت" در محدوده یِ نسبتن کوچکی از گستره یِ زبان لری به کار می‌رود.. در حالی که صورت‌هایی مانند "گوگرد" هم برای مفهومِ کبریت در بخش‌هایی از سرزمین‌های لری شناخته شده‌اند و حتی برای آن واحد شمارش وجود دارد.. "ی دَرجَن گوگرد"..یعنی یک بسته گوگرد.. از سوی دیگر.."کرمیت" تنها صورتِ متفاوتی نیست که در مناطق لرنشین برای "کبریت"استفاده می‌شود. مثلن در بسیاری از مناطقِ عشایری بختیاری.. "کِربیت" گفته می‌شود که اتفاقن از نظر آوایی به "کبریت" نزدیک‌تر است.. پس مسئله برای من این نیست که بگوییم "کرمیت"خوب است یا بد.. درست است یا غلط.. اگر مردم یک منطقه از این واژه استفاده می‌کنند، طبیعی است که آن را بخشی از واقعیت زبانی همان منطقه بدانیم و ارزش ثبت و حفظ آن را بشناسیم.. حتی در داستان و ادبیات.. وقتی شخصیتی متعلق به همان منطقه است..استفاده از واژه‌های همان منطقه کاملن طبیعی و ارزشمند است.. این کاری است که در همهٔ زبان‌ها انجام می‌شود.. پرسش اصلی برای من چیز دیگری است.. آیا هر واژه یِ زنده‌ای الزامن باید به واژهٔ معیار تبدیل شود؟ به گمان من پاسخ مثبت نیست.. "زنده بودن" یک واژه با "معیار بودن" آن یکی نیست.. ما امروز در شرایطی هستیم که لری هنوز یک معیارِ نوشتاری تثبیت‌شده و فراگیر ندارد.. بنابراین شاید لازم باشد میانِ زبان گفتاری..صورت‌های محلی و معیارِ نوشتاری تفاوت قائل شویم..نه برای اینکه صورت‌های محلی را حذف کنیم.. بلکه برای اینکه هر کدام جایگاه خودشان را پیدا کنند.. در عین حال، این احتیاط نباید ما را از آن سویِ بام بیندازد..تا جاییکه برای ساختنِ زبان نوشتاری..آن‌قدر از زبانِ واقعی مردم فاصله بگیریم که نسلِ جدید..و نسل هایِ آینده..که به گمان من مهمترین گروههایل هدفِ این تلاش‌هاست.. حاضر نباشد از آن استفاده کند.. این مسئله برای خود من بسیار مهم است.. زیبایی و قابلیت زیست زبان اهمیت بسیار زیادی دارد.. مراقب باشیم زبانی نسازیم که فقط برای پژوهشگر و نویسنده زیبا و درست باشد..بلکه باید زبانی باشد که در دهانِ نسل بعدی هم طبیعی بنشیند و مردم احساس خوشایندی نسبت به استفاده از آن داشته باشند.. اگر یک نوجوان لر که امروز در شهر زندگی می‌کند.. حاضر نباشد وارد مغازه‌ای شود و بگوید "یک بسته کرمیت می‌خواهم"، این خودش یک واقعیت زبانی مهم است که نباید نادیده گرفته شود..

  • 9 авг.226212

    این اسکرین شات هم برای پایان بحث هنوز یک روز نگذشته بود که خود همین پیج، گواه حرفم را تحویل داد. طوری استوری می‌گذارد که انگار مالک یا سخنگوی رسمی تیم است؛ و همین استوری به‌خوبی نشان می‌دهد استفاده از کلمه «رسمی» در آیدی این صفحه اتفاقی نبوده است. به نظر من هدف این صفحه چیزی جز حاشیه‌سازی برای تیم فوتبال خیبر لرستان و مالک آن نیست. مخصوصا این که در چند روز اخیر بسیاری از اکانت‌های بزرگ پهلوی طلب این صفحه را پروموت کرده‌اند. پی‌نوشت: جالب است که این قبیل صفحات، نماد چوقای لُری بختیاری، گلونی لُری و لوگوی سه دست، به نشانه اتحاد لُرها، را که هر سال روی پیراهن تیم نقش می‌بندد، نشانه اصالت نمی‌بینند؛ اما دنبال این هستند که یک مجسمه شکسته و بی‌هویت باستانی را روی لباس نقش بزنند؛ مجسمه‌ای که اصلاً معلوم نیست متعلق به چه کسی بوده و چه نقشی داشته، تا بعد بگوییم: «بله، ما بااصالتیم!» چیزی را که امروز به‌عنوان هشدار می‌گویم، چند ماه دیگر روی سکوها خواهید دید. مردم لُر، و به‌طور کلی ایرانی‌ها، خیلی ساده می‌توانند تحت تأثیر روایت‌های رسانه‌ای قرار بگیرند. امیدوارم این بار چنین اتفاقی نیفتد. @Lurishsongs | واویره لٛوڒ

  • 8 авг.250362

    این یک پیج هواداری فوتبال نیست. بلکه یک پروژه سیاسی پانفارسی است که پس از دیدن جو هواداری سکوهای خیبر لُرستان در دو سال اخیر ایجاد شده و هدفش تغییر جو سکوها از لرگرایی به باستانگرای، مرکزپرستی و سیاسی شدن در جهت اهداف پهلویچی‌های کثیف است. ضمن اینکه استفاده عمدی از کلمه‌ی «رسمی» در آیدی پیج از همین الان حاشیه‌هایی برای تیم لرتباران ایجاد کرده است. امیدوارم پیج‌های دیگر هواداری خیبر از مسیر اصلی خارج نشوند و مثل این «کثافتِ حرام لقمه» فلسفه هواداری خیبر را فراموش نکنند. ریپورت این پیج و ساخت محتوای لُریاتی بیشتر برای هواداری تیم خیبر لُرستان راه‌حل مقابله با این پروژه است. @Lurishsongs | واویره لٛوڒ

  • 8 авг.260172

    📚 وقتی یک زبان شروع به نوشتن جهان خودش می‌کند ما سال‌ها زبان لُری را بیشتر در شعر و موسیقی دیده‌ایم؛ در ترانه‌ها، دوبیتی‌ها، آوازها و روایت‌های شفاهی. و مشکل این بود بخش بزرگی از تجربه زبانی ما همچنان در قلمرو گفتار و ادبیات منظوم باقی مانده است. به همین…

  • 8 авг.205123из amirbakhtiari2

    📚 وقتی یک زبان شروع به نوشتن جهان خودش می‌کند ما سال‌ها زبان لُری را بیشتر در شعر و موسیقی دیده‌ایم؛ در ترانه‌ها، دوبیتی‌ها، آوازها و روایت‌های شفاهی. و مشکل این بود بخش بزرگی از تجربه زبانی ما همچنان در قلمرو گفتار و ادبیات منظوم باقی مانده است. به همین دلیل، انتشار کتاب «متل لوڒی» اتفاقی فراتر از انتشار یک کتاب الکترونیک است؛ به‌ویژه اینکه این اثر به خط پاپریک و در قالب داستان کوتاه به بختیاری میانی نوشته شده است. اهمیت نثر برای یک زبان شاید کمتر از شعر و موسیقی دیده شود، اما از نظر حیات و آینده زبان، نقشی بنیادی دارد. ما سال‌ها عادت کرده بودیم و شاید عادتمان داده بودند که زبان ما در غالب همین اشعار و ترانه ها زنده می ماند ، که قطعاً اشتباه بود . زبان با شعر می‌تواند احساس را بیان کند؛ اما با نثر می‌تواند جهان بسازد. نثر به زبان اجازه می‌دهد داستان تعریف کند، کودک را آموزش دهد، تاریخ را روایت کند، علم و دانش را منتقل کند، تجربه‌های روزمره را ثبت کند، درباره سیاست و جامعه سخن بگوید و سیاست را به هَستی مردم لُر بیش از قبل نزدیک کند . وقتی کودکی بتواند یک داستان را به زبان مادری‌اش بخواند، زبان دیگر فقط زبانی نیست که در خانه یا در میان خانواده شنیده می‌شود؛ تبدیل می‌شود به زبان کتاب و یادگیری. و این مرحله بسیار مهمی در مسیر احیای یک زبان است. شاید ما به خط پاپریک لُری که سالها فعالان هویت خواه جوان برای آن از میانه دهه هفتاد زحمت کشیدند بتوانیم از این زاویه نگاه کنیم: نه صرفاً به‌عنوان یک شیوه جدید برای نوشتن لُری، بلکه به‌عنوان تلاشی برای گسترش قلمرو نوشتاری زبان. شکوفایی یک زبان زمانی آغاز می‌شود که از ترانه و شعر فراتر برود و بتواند نثر خودش را تولید کند؛ از داستان کودک و رمان گرفته تا تاریخ، پژوهش، روزنامه‌نگاری، آموزش و ادبیات. «متل لوڒی» شاید یک کتاب کوچک باشد، اما اهمیت چنین آثاری در اندازه‌شان نیست. هر کتاب نثری که از این پَس به لُری نوشته می‌شود، یک قدم دیگر است برای اینکه زبان لُری نه فقط موضوعِ سخن گفتن، بلکه وسیله‌ای برای اندیشیدن و نوشتن باشد نوشتن نثر لُری جسارتی بود برای آغاز این شکوفایی ‌ . و شاید این همان نقطه‌ای باشد که یک زبان، پس از سال‌ها حفظ شدن، کم‌کم وارد مرحله‌ی آفرینش و شکوفایی می‌شود.

  • 7 авг.254162

    پستِ موقت.. تجربه های نو..و تاملی کوتاه بر زیستِ واقعی زبان.. ------------------------- با سلام.. پیش از هر سخنی..لازم می‌دانم از دیارِ عزیز بابتِ زحمتی که برای زبانِ لری بر دوش گرفته‌اند..صمیمانه تشکر کنم.. ترجمه و انتشار چنین آثاری..فقط برگرداندنِ چند…

  • 7 авг.236103из JAHANELORI

    پستِ موقت.. تجربه های نو..و تاملی کوتاه بر زیستِ واقعی زبان.. ------------------------- با سلام.. پیش از هر سخنی..لازم می‌دانم از دیارِ عزیز بابتِ زحمتی که برای زبانِ لری بر دوش گرفته‌اند..صمیمانه تشکر کنم.. ترجمه و انتشار چنین آثاری..فقط برگرداندنِ چند داستان به زبانی دیگر نیست..بلکه تلاشی است برای زنده نگه داشتن جهانی که زبان لری آن را روایت می‌کند.. امیدوارم این مسیرِ ارزشمند با همین انگیزه ادامه پیدا کند و روزبه‌روز پربارتر شود.. در کنار این قدردانی..انتظار من از همه یِ دوستان این است که آثار را با دقت مطالعه کنند و از نقد غافل نشوند..نقد را نباید تنها به معنای ایراد گرفتن دانست..نقد..پیش از هر چیز.. گفت‌وگویی است که امکان رشد و پخته‌تر شدن یک اثر را فراهم می‌کند.. هیچ حرکتِ فرهنگی..بدونِ گفت‌وگو و نقدِ سازنده..به بلوغ نخواهد رسید.. برای نمونه..درباره یِ مَتَلِ نخست که همان داستان مشهورِ "دختر کبریت‌فروش"است..به نظر من ضرورتی ندارد که همه یِ واژه‌های متن را به هر قیمتی دگرگون کنیم.. زبان..تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست..زبان..شیوه‌ای از تجربه کردن جهان است.. اگر واژه‌ای مانند "کبریت"سال‌هاست در حافظه مشترکِ گویشوران جای گرفته و برای همگان آشناست..شاید اصرار بر جایگزینی آن با واژه‌ای محلی مانند "کرمیت"هرچند در برخی مناطق همچنان رایج باشد.. بیش از آنکه به روانی متن کمک کند.. فاصله‌ای میان متن و خواننده ایجاد می کند.. به گمانِ من..در چنین مواردی.. وفاداری به تجربه یِ زبانیِ فراگیر از تغییر همه واژه‌ها اهمیت بیشتری دارد.. چرا که ما باید متوجه باشیم که بینِ ثبتِ یک گونه یِ زبانی به این معنا که بگوییم مردمِ یک منطقه این واژه را اینگونه تلفظ می کنند.. Preserving local speech با ساختن یا احیایِ واژه..یعنی واژه ای که با ریشه و هویتِ مستقل دوباره واردِ زبانِ نوشتاری می شود.. Reviving old words این دو را نباید با هم اشتباه بگیریم.. زبان باید از جهانِ زیسته یِ مردم بیرون بیاید.. نه اینکه احساس کنم با یک واژه یِ مصنوعی روبرو شده ام که فقط برایِ لری کردنِ متن نوشته شده.. ارتباطِ پدیدار شناسانه ی من با دیدنِ کرمیت به جایِ کبریت..با متن ضعیف می شود‌..چرا که واژه دیگر حاصلِ تجربه یِ زنده یِ من نیست.. این نکته را ..بیشتر برای این عرض کردم.. تا باب گفت‌وگو گشوده شود..🙂😀 از سوی دیگر این تلاش..امکانی ست برایِ آزمودنِ ظرفیت هایِ پیدا و پنهانِ زبانِ لری.. تا بتواند توانایی خود را در انتقالِ مفاهیم و آفرینشِ ادبی با ترجمه یِ آثارِ شناخته شده یِ جهانی نشان دهد..امیدوارم که با استقبال از این فرصت ها..و تجربه هایِ جدید..پنجره ای تازه رو به جهان روبرویمان گشوده شود.. و باور دارم آینده یِ زبانِ لری..بیش از هر چیز..به همین گفت‌وگوهای صمیمانه.. و همفکری‌های دلسوزانه و دو بیشتر نقد وابسته است.. هر اثر تازه..فرصتی ست برای اندیشیدن دوباره به زبان..نه پایانی بر این اندیشه.. در آخر..بار دیگر از صمیم قلب از دیار عزیز برای این تلاش ارزشمند سپاسگزارم و امیدوارم این کتاب.. آغازِ راهی باشد که آثار بیشتری را به زبان شیرینِ لری در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.. ---------------------------------- آرشِ صبا.. https://t.me/JAHANELORI

  • 6 авг.4804126

    📚 کتاب الکترونیک متل لوڒی نخستین کتاب الکترونیک داستان کوتاه به خط پاپریک زبان: لُری گویش: بختیاری میانی موضوع: داستان کوتاه (کودک و نوجوان) مترجم: دیار تقدیم به همه لُروَندان❤️ #زبان_لری #خط_پاپریک @Lurishsongs | واویره لٛوڒ

  • 5 авг.4523410

    داشتم آرشیوم را مرور می‌کردم. از آغاز فعالیتم تا امروز، حدود ۱۴۰۰ متن کوتاه و بلند به زبان لُری نوشته‌ام. بیشترشان ترجمه آثاری از انگلیسی و عربی هستند و در کنار آن‌ها، تعدادی شعر و داستان کوتاه هم از خودم دارم. با این حال، از میان همه این نوشته‌ها، شاید کمتر…

  • 4 авг.323111из amirbakhtiari2

    وا فیس و قیز گو: مُلایی یا بِلایی مارِگِری یا فالگِری مال‌بَری یا مال‌خَری؟ هالو مال، کو وِلاتی؟ زِ ایما یا وَلدِ ساداتی؟ واز کو کیسَنت بِوینُم دَشگه و سیزَنت نُرقه، ریال، پیلَکَت مُهرِ مار و چو میخَکَت سی بَچیل، قِرّ قِرّ کَت نی نِشینی، چای بِدِمِت وِریسی وُ دِر بُدِمِت بِخوسی وُ تُر بِدِمِت جا جُل جا خُمِ بِدُمت نَبینی وُ هُن بِدُمت گُم : سیچه باز گولم زَنی ای همه سال بَست نَبی تَزبه و شال کَمت نبی مَر کوه مَنده بُری ولم کُنی جور جَوونی بِلام کُنی په ایگی نیشناسمت ای پوس جور آدمت دیم و سُم زیر دامنت راس و درو پَری زاتت یه عمر‌ی رَه ، ندیم هُنت #خَوپِلا +۱۸ #قصه_پریان یا سیدی احمد