🌍✍: مختاری نیا_خلیل
Статистика#گروس_بایاتیلاری - یایلیغین یاشیل ساپی / اینجه دیر ساپی_ماپی - سنی مندن ائیلیه ن/ دیلَنسین قاپی_قاپی ارتباط با ادمین : @Ajisevdalarim
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 53
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 200
- 1/48двое суток
- 229
- 1/72трое суток
- 247
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✍️...: #مختاری_نیا ⚽️ دخترانِ تراکتوری، زبان مادری و کابوس پانفارسها ⚽️ اینکه برخی و فرقه هایی در کسوت مذهب و در پوشش اعتقادات دینی ولی با تفکر ایرانشهری_فارسگرا، نسبت به حضور دهها هزار نفری دختران طرفدار تراکتور در استادیوم های آزربایجانِ تاریخی اعتراض میکنند در وهله اول: خبر از نفوذ تفکر منحط فرقه ی ضاله ایرانشهری در مراکز دینی و مذهبی آزربایجان می دهد، همان تفکری که در قوالب مذهبی و در پوسته های عقیدتی ولی با تفکر ایرانشهریِ ضد اسلامی، سالهاست در این مملکت جولان می دهند؛ همان تفکری که سالهاست تریبون هیئات مذهبی و آئینی را در اختیار مداحان و شاعران و ناظمان درباری متمایل به جریان ایرانشهری قرار داده است که به خودشان این اجازه را می دهند که در مسائل فردی و خصوصی مردم دخالت و حتی تفتیش عقاید بکنند. ⚽️ چطور می شود ایرانشهری هایی که ذاتا و در خلوتهای خود ضداسلام هستند ولی در جلوت، دلشان به حال اسلام می سوزد، یا وقتی که پای منافع ملی تُرکان در میان باشد فریاد واسفا بر اسلام و شیعه و قرآن سر می دهند؛ به قول معروف وقتی نوبت به هویت طلبی تُرکی می رسد هم سر پیاز اسلام می شوند و هم ته پیاز اسلام ⚽️ اعتراض عده ای معدودی تُرکستیز به حضور دختران و زنان هوادار تراکتور در استادیومها، در وهله ثانی دال بر عدم بلوغیت سیاسی_فرهنگی و ضعفِ #ملی_دوشونجه این فرقه ها و همچنین عدم درک آنان از فعالیت های شدیدا ضد اسلامی جریان پان ایرانیستی می باشد که ذاتا دوست ندارند سر به تن دین و تشیع مخصوصا از نوع تُرکی اش باشد ولی از دین و تشیع بعنوان ابزاری برای مقاصد پلید پان_ایرانیستی خود نهایت استفاده را می برند و در خوشبینانه ترین حالت از مراکز دینی و مذهبی بعنوان وسیله ای جهت نیل به همان اهداف انگلیسی و سیاست های ماسونی و اهداف #آنوسی_مانوسی خود استفاده می کنند. ⚽️ انتقاد به حضور دختران و زنان طرفدار تراکتور در استادیوم ها به هر دلیلی و بهانه ای که باشد حائز نکته ای مهم برای #ترکان_جغرافیای_موسوم_به_ایران هست و آن نکته مهم این است که: " دشمن از بیداری ملی دختران و زنان تُرک به شدت نگران است و نگران است و نگران !!!! ." و گرنه چرا به حضور دختران و زنان طرفدار دُردانه های قاجارکَند ( #تهران ) و دیگر تیم ها در استادیوم ها اعتراض نمی کنند و عکس العملی نشان نمی دهند؟؟؟!!! ⚽️ شاید از نظر شُل_مغزهایِ پانفارس و ساتقین های مزدور ، وقتی توپ و میدان به تراکتور می رسد آسمان می تپد؟؟ ⚽️ جریان ایرانشهری قطعا به این مرحله از یقین رسیده است که اگر بیداری ملی و #ملی_دوشونجه در بین دختران و زنان تُرک فراگیر شود - که اَلحَمدُ و المنّه ، دامنه ی نفوذ این تفکر مقدس هویت طلبی و #ملی_دوشونجه در جان و روح و فکر دختران تُرک هر روز بیشتر از دیروز می باشد - در آینده نه چندان دور " طومار فکری و جسدی مزدورانی انگلیسی به نام #ایرانشهری ها یا همان پان_ایرانیست های فارسگرا، برچیده خواهد شد" و این همان کابوسی و زلزله ای هست که میلیون ها زن و دخترِ تراکتوری، بر فکرِ انگلیسی و روحِ پلید پان_ایرانیست ها انداخته است به حول و قوه ی الهی !! ⚽️ : دشمن از فریاد انسانی " تورک دیلینده مدرسه، اولمالی_دیر هرکسه "_ی میلیون ها دختر هویت طلب و ملیگرای ترک و از شعار " آذربایجان قیزلاری_ گویلرین اولدوزلاری" یِ میلیون ها پسر غیرتمند تُرک می ترسد نه از به خطر افتادن اسلام در استادیوم های آزربایجانِ باستان ☪️ #دختران_تراکتوری_و_زبان_مادری ⚽️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ⚽️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
☪️ ✴️ روح ملی تُرک در قالب مرزهای جغرافیایی نمی گنجد ✍️: #مختاری_نیا ✍️ برای ما تُرکها، مرزهای سیاسی و جغرافیایی تنها یک خط فرضی جغرافیایی هستند که طبق قراردادهای سیاسی، حدود هر مملکتی را مشخص می کنند؛ در هر کجای جهان که اسبان تُرک نفس کشیده و تُرکی به زبان مادری اش عاشقانه هایش را زمزمه کند، وطن ماست؛ ✍️ در مردادماه ۱۳۰۳ ه.ش روشنی بیگ به همراه تعداد زیادی از سیاسیون تُرک مانند سلیمان نظیف از اعضای اصلی تشکیلات "تُرک اُجاغی" تُرکیه، ضمن سخنرانی در مجمع و با انتشار مقاله ای با تاکید بر نجات تُرکان ایران از دست فارس ها و مزدوران انگلیس :" ایران را اسارتگاه چهار میلیون تُرک خوانده و وظیفه مقدس تُرکها را تلاش برای نجات این چهار میلیون نفر از زنجیر فارس ها عنوان می کند."( بهمنی قاجار، تمامیت ارضی ایران، ۱۳۹۰: ۶۰۰) ✍️ در حالیکه متفکران معروف و بزرگی چون روشنی بیگ. سولیمان نظیف و حتی محمد امین رسول زاده آذربایجانی و دیگر روشنفکران و سیاسیون تُرکیه از جمعیت چهارمیلیونی ایران در سال ۱۳۰۳ سخن می گفتند که طبق اطلاعات ارائه شده توسط پایگاه خبری_تحلیل صراط، جمعیت ایران در سال ۱۳۰۳ ه.ش در حدود ۹میلیون و ۷۰۷ نفر بوده است." ( پایگاه خبری تحلیلی صراط، ۷ مهرماه ۱۳۹۳، کد خبر: ۱۹۹۹۲۲)؛ یعنی نزدیک به ۵۰٪ درصد جمعیت ایران تُرک و الباقی فارس، لر، عرب، گیلک، کُرد، بلوچ و... ✍️ ویکی پدیا نیز طی بررسی و تحلیل هایی تحت عنوان " تغییرات جمعیتی ایران طی سالهای ۱۲۶۵ تا سال ۱۳۹۵ کل جمعیت ایران در سال ۱۲۸۰ ه.ش حدود هفت و نیم میلیون نفر و در سال ۱۳۰۰ نیز در حدود ۹ میلیون نفر برآورد کرده است؛ ✍️ اعضای تُرک اُجاغی و بسیاری از سیاستمداران تُرک با انتقاد از حاکمیت ایرانِ پهلویِ زیر لوای انگلیس و یهود بر تُرکان ممالک محروسه قاجار، تلاش های جدّی برای نجات تُرکان از زیر یوغ پهلویان انجام می دادند:" روشنی بیگ و اعضای تُرک اجاغی معتقدند که وزیر جنگ ایران دست نشانده انگلیس است و باید تُرکها هوشیار باشند که دچار زحمت غیر مترقبه نشوند. آنها معتقدند پارچه متعفن [ پهلوی_انگلیسی] را که به منزله کهنه بی نمازی[= کهنه حیض] است را باید پاره کرد و به جای آن بیرق تُرک در ایران نصب شود."( گزارش اسحاق خان مفخم الدوله وزیر مختار ایران در استانبول به وزیر خارجه پهلوی در ۱ مردادماه ۱۳۰۲ ، به روایت بهبودی در کتاب "روزشمار تاریخ معاصر ایران" ) ✍️ اعضای تُرک اجاغی حتی از عنوان آذربایجان جنوبی برای ایران و تُرکهای ایران اعم از قشقایی و خلجی و خوراسانی و تُرکمنی و... استفاده کرده ، مساله ای که شیخ محمد خیابانیِ مزدور پان_ایرانیست در مقابل آن از عنوان آزادیستان در مقابل #آذربایجان_جنوبی استفاده کرده بود؛ کاوه بیات در کتاب "پان تورکیسم و ایران" با اشاره به نظریه پردازی های محافل تُرک برای جدا کردن آذربایجان جنوبی می نویسد:" در کنار اظهارات روشنی بیگ ، محمدامین رسول زاده که نغییر نگرش داده بود و از یک ایرانگرا به پان تُرکیستی تمام عیار تبدیل شده بود و کتابی نیز با عنوان " آذربایجان جمهوریتی" تالیف کرد وی از آذربایجانی نام می برد که پایتخت آن تبریز است وی [ محمدامین رسول زاده] تاکید می کند که آذربایجان با ایرانِ پهلوی و زبان فارسی هیچ پیوندی[ نداشته] و ندارد."( بیات، ۱۳۸۷، صص۴۴و۴۳) ✍️ و اما نکته جالبتر اینکه؛ دشمنان تُرک در مقابل افزایش موج هویت طلبی تُرکان و فعالیت های آذربایجان دوستانه تُرکان، پیشنهاد سیاست ترویج زبان فارسی در آذربایجان جنوبی را پیشنهاد می دهند؛ یکی از این تُرک ستیزان، امیرلشگر عبدالله خان طهماسبی از صاحب منصبان سیاسی و نظامی پهلوی در گزارشی به رضاخان پیشنهاد میدهد:" راهکار مقابله با سیاست تُرکها، گسترش آموزش فارسی و ترویج این زبان در آذربایجان و [ دیگر مناطق تُرکی ایران] دانسته و در این باره تصریح می دارد: به عقیده فَدَوی[ احتمالا اهل کاشان] فقط اساسا برای تعلیم و تعلُّم زبان فارسی در تمام حدود آذربایجان باید اقدامات جدی به عمل آمده و نقشه صحیحی طرح گردد تا از عملیات_ های [هویت طلبانه] تُرکها جلوگیری شود "( اسناد موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، س ۱۳۰۳، پ ۶، صص ۱۹۳_۱۸۳) ✴️ منابع: ۱_ بیات، کاوه، پانترکیسم و ایران، تهران، شیرازه، ۱۳۸۷ ۲_بهمتی قاجار، محمدعلی، تمامیت ارضی ایران، تهران مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، جلد اول، ۱۳۹۰، ۳_ بهبودی، هدایت الله، روزشمار تاریخ معاصر ایران، تهران:موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۸۸، ج۲و ۳ ۴_ پایگاه خبری تحلیلی صراط، ۷ مهرماه ۱۳۹۳، کد خبر: ۱۹۹۹۲۲ ۳_ معتمدی، رحمت الله، اورمیه در محاربه عالم سوز،به کوشش کاوه بیات، شیرازه، تهران، ۱۳۷۹ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
🔺️ سنگ، نان، شعر و جدایی 🔺️ ✍️#مختاری_نیا ✍️ نانی که از زیر سنگ دربیاید بوی جدایی می دهد؛شبیه نان تازه ای که از تنور بیرون می آید؛ شبیه طعم تلخ غُربت و جدایی که در نانها و نانوایی های شهرهای غریب بیشتر حس می کنید؟!! مردم بیجار گروس مخصوصا تُرکان گروسِ مناطق کورانی و چنگ الماس طعم تلخ جدایی از وطن و عزیزان را بیشتر حس و تجربه کرده اند. ✴️ دردی به نام مهاجرت که جدایی، میوه آن است؛ جدایی از وطن، خانه، کاشانه، عزیزان و چه بسیار عاشق و معشوق هایی که سالها در هوای وطن عاشقانه نفس کشیدند ولی گویا غم نان و درد بیکاری و فقر، نمکی ست بر زخم تلخ جدایی از وطن ✴️ طبق آخرین تقسیمات سیاسی،استان کردستان دارای 205 روستای خالی از سکنه که 46 روستا متعلق به بیجار گروس و 23 روستا مربوط به قروه می باشد. یعنی69 روستا و بیجارگروس با 228 روستا و ۴۶ روستای خالی از سکنه 🔺️سنگی از جنس گرانیت با اشعار تُرکی به ارتفاع ۴ متر و به وزن ۱۱تن در ورودی روستاِی آغبلاغ طغامین بخش کُرانی بیجار گروس؛ شروع شعر با" وطندن آیریلدیم گئدیرم غوربت ائللره "؛ حکایت از درد سنگین جدایی از وطن و عزیزان را دارد. ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil ✴️🔺️☪️
✴️ ☪️ #بایاتی؛ سلطان شعر و ادبیات جهان ✍️: #مختاری_نیا ✍️ ما ادعا نمی کنیم بلکه ادعایمان را با اسناد، ادلّه های تاریخی، مدارک و متون معتبره ؛ اثبات می کنیم؛ وقتی می نویسیم: بایاتی؛ اولین و کهنترین قالب شعری جهان که باید شعر و ادبیات جهان در مقابل عظمت و قدمت آن سرِ تعظیم فرود بیاورد" ، قطعا استنادات تاریخی و نمونه های ادبی و تاریخی آن را نیز به منصّه ظهور می رسانیم؛ اگر نبود آن پشتوانه تاریخی بایاتی، هرگز میلیون ها بایاتی از شاعری به نام" تُرک" سروده نمی شد. ✍️ دکتر #جواد_هیئت با اشاره به تاریخ باستان تُرکان، ادبیات قبل از اسلام تُرکان و داستانهایی مانند #یارادیلیش، افراسیاب، شو، گوگ تورک، اوغوز و اویغور در مورد افراسیاب می نویسد: " افراسیاب، خاقان و قهرمان باستانی تُرک است. قبل از میلاد، خاقان بزرگ تُرکان، ساقا(ساکا= توران) بود. او در نبردهای ایران و توران شرکت کرده و بارها ایران[ ایران= جغرافیای غربی و جنوب غربی افغانستان کنونی و نواحی شرقی تر ایران کنونی] را شکست داده بود. افراسیاب سرانجام در نبرد با کیاکسار پادشاه ماد[ تُرک]، مغلوب و کشته شد."(هیئت، تاریخ مختصر تُرک، ترجمه شاهمرسی، صص۷۰_۶۹ ) ✍️ علّامه محمود کاشغری در کتاب"دیوان اللغات الترک" از آلپ آرتونقا بحث کرده و مرثیه ای تُرکی ۳ هزارساله را در رثای مرگ او آورده است؛ یوسف خاص حاجب سه سال قبل از محمود کاشغری در کتاب شعر " قوتادقوبیلیک" ابیاتی تُرکی در رثای افراسیاب سروده و از افراسیاب. بعنوان #تونقا_آلپ_ار یاد کرده است.(همان، ۱۳۸۹ : ۷۰) ✍️:"یوسف خاص حاجب در کتاب #قوتاقوبیلیک این مصراع های ۲۷۰۰ ساله را در باره افراسیاب آورده است اشعاری که متعلق به قبل از میلاد مسیح که توسط قامان های دینی سروده شده است:🔻 بو تورک بئگ لرینده آتی بئلگولوک تونقا آلپ ار ایندی قوتی بئلگولوک (هیئت، تاریخ مختصر تُرک، ترجمه شاهمرسی، ۱۳۸۹: ۷۰) ✍️ دکتر هیئت در خصوص اشعار تُرکی متعلق به قرون قبل از اسلام می نویسد:" قدیمی ترین نمونه ها در باره شعر باستانی تُرک، در منابع چینی موجود است؛ شاعری تُرک در عصر امپراطوری تُرکان هون در سال ۱۱۹ قبل از میلاد اشعاری در فرم چهار مصراع و با مضمون از دست رفتن بخشی از سرزمین هونها سروده است:🔻 "ین چی شان یایلاسینی ایتیردیک حیوانلارین گوززللیگینی آلدیلار سی لان شان یایلاسینی ایتیردیک حیوانلاریمیزی بسلیه جک یئری آلدیلار"( هیئت، تاریخ مختصر تُرک، ۱۳۸۹: ۸۲_۸۱ ) ✍️:"دومین شعر تُرکی و یا نخستین شعر تُرکی مربوط به کتیبه های سنگی اورخون و سروده "یوللوق تگین" در سده ۸ میلادی می باشد: بونجا بیتیک بیتیگمه من کول تیکین آتیسی یوللوق تیگین بیتَدیم یگیرمی گون اولورپ بو تاشقا بو تامغا کوپ یوللوق تیگین بیتَدیم ( همان، ۱۳۸۹: ۸۲) ✍️ این اشعاری که به صورت ۷هجایی سروده شده دقیقا با وزن ۷هجایی قالب #بایاتی سروده شده است؛ ؛" این اشعار با اشعار هفت هجایی مندرج در دیوان لغات الترک کاشغری، مطابق است. تکرار مصراع سوم نیز به شکل نکره، با شعر آشیق هماهنگ است. این اشعار شاید دهه ها و قرن ها قبل از یوللوق تیگین، توسط شاعران و آشیقلار سروده شده و قرن ها بعد در دیوان کاشغری نوشته شده است."( تاریخ مختصر تُرک، ترجمه شاهمرسی، ۱۳۸۹: ۸۲) ✍️ یکی از اشعاری که با وزن ۷ هجایی بایاتی سروده شده و مربوط به ۷۰۰ سال قبل از میلاد است، :" مرثیه ای است که توسط یک آشیق برای افراسیاب، خاقان و قهرمان افسانه ای و تاریخی ترکان[تورانیان] در جنگ با ایران [ افغانستان کنونی و بخش شرقی تر ایران کنونی] سروده شده و زمان آن به ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می رسد:🔻 آلپ ارتونقا اولدی می ایسسیز آجون قالدی می ایندی یوره ک ییرتیلور اوزلک اوچین آلدی می (همان، ۱۳۸٩: ۸۲) ✍️دکتر هيئت حتی اشعار سروده شده در قالب رباعی منتهی با وزن۷هجایی و با خط اورخون را نیز از اشعار تُرکی باستان تلقی کرده و معتقد است:"یا شعر دیگری که مانند بایاتی ها با وزن ۷ هجایی سروده شده و از نظر قالب در مجموعه رباعی یعنی قالب شعر باستانی تُرک تشکیل یافته است:🔻 اوزلک یاراق کوزتتی اوغری توزاق اوزاتدی قاچاق قانی قورتولور بیگلر بیگین آزتینی (همان، ۱۳۸۹: ۸۲) ✍️ قالب بایاتی، قالب تاریخی و خونی تُرکان می باشد که گویا در آن ملتی به نام توران و تورک شاعر آن بوده و هستند ؛:" ترکان به شعر " قوشوق" یا " قوشقو" می گفتند؛ نخستین شاعران تُرک شامان یا قامان های دینی بودند. آنان ساز در دست، می رقصیدند و شعر می خوانند و این ساز را #قوپوز و این افراد را #اوزان، باقسی، باخشی، شامان و...می گفتند."( تاریخ مختصر تُرک، ترجمه شاهمرسی، ۱۳۸۹: ۸۱) ✴️ منابع: ۱_ هیئت، جواد،تاریخ مختصر تُرک، ترجمه پرویز زارع شاهمرسی، کرج، انتشارات پینار، ۱۳۸۹ ۲_ مختاری نیا، خلیل، گروس بایاتیلاری، ۱۳۹۸، انتشارات ساوالان ایگیدلری ☪️@Ajisevdalarim 👇 ⬇️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
☪️ #باش_آچیق_بایاتیلار کتابیندان بیر باش_آچیق بایاتی🔻 بو دار دونیادا بیز ایکیمیزدن باشقا بیر کیمسه یوخدور ساچلاریوین قارا قفسینی آچ قوی هاوا نفس چکسین پنجره نفس چکسین انار آغاجی چیچکلنسین من سیگار چِکَن دئییلیم آنجاق گونلوم ایستیر چایدان سونرا کوینگیوین ساپلاریندان بیر نخ دوگمه چِکَم سونرا ساچلاریوین اوزون_قوجاغیندا اوزانیب سنه قوشقو هورم سن بیر لیموتُرشسان یادیما دوشنده قلبیم سولانیر ترلانیم! بو میلچکلر کی گورورسن سنه سئودالانمییبلار قورخورام باخیشلاریندا بال گوروب یاناقلاریوی سورویوب سانجسینلار ✍️: #مختاری_نیا 💠 @Ajisevdalarim 👇👇👇 ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil 🔺️☪️🔺️☪️
✴️ ☪️ شیخی که با ساز انگلیس می رقصید... ✍️ #مختاری_نیا ✍️ بعد از اضمحلال امپراطوری مسلمان #اوسمانی توسط انگلیس، فرانسه و روسیه و تولّد جمهوری ترکیه؛ اکثر منوّرالفکرها، نخبگان سیاسی و فرهنگی و دولتمردان ایران، مژده عصری مبارک در مناسبات ایران و ترکیه را می دادند ولی وقتی پای انگلیس و مزدوران پان_ایرانیستش در میان باشد زیاد هم نباید خوشبین بود؛ بهبودی در کتاب "روزشمار تاریخ معاصر ایران " می نویسد:" احساسات دوستانه توده مردم ایران نسبت به مصطفی کمال پاشا #آتاتورگ و نیروی نظامی تحت فرماندهی وی بعنوان مجموعه ای سیاسی و نظامی که برای نجات سرزمین های اسلامی در برابر یورش کافران یونانی و به ویژه در مقابل نقشه های امپریالیستی انگلیس ها ایستاده بودند، با نوعی خوش بینی نخبگان ایرانی نسبت به جمهوری ترکیه پیوند خورده بود."( بهبودی، روزشمار تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۸: ۳۷۰) ✍️ سوال اساسی اینجاست: چه قدرت ها و چه دلایلی و چه سیاست های باعث می شود که علاقه قلبی آحاد مردم ایران به جمهوری ترکیه و شخص آتاتورک به یکباره با تاسیس اولین جمهوری دمکراتیک جهان اسلام یعنی #جمهوری_آذربایجان؛ با تبلیغات فرقه تُرک ستیز پان ایرانیست ها در قالب انگلیسی_پهلوی، تبدیل به کینه و دشمنی می شود تا جاییکه شیخ محمد خیابانی در کسوت تُرک عملا و علنا در دشمنی با تُرک ها تبدیل به آلت دست پان_ایرانیستها شده و می توان گفت به نوعی مزدور ثانویه انگلیسی ها بوده است. ✍️ کاوه بیات از جریان پان_ایرانیستِ ضد ترک در کتاب "پان تُرکیسم و ایران" با اظهار ترس باطنی خود از ابعاد فعالیت های هویت طلبانه جوانان تُرک در ممالک محروسه قاجار[ ایران] ، جمهوری آذربایجان و ترکیه و تُرکستان می نویسد:" با تاسیس جمهوری آذربایجان ابعاد خطرناک چنین سیاستی [ منظورش بیداری آذربایجان است ولی با عناوین پان ترکیستی بیان می کند] برای روشنفکران ایرانی مشخص شد و آنان به مبارزه با نفوذ چنین طرز تفکری در ایران برخاستند."( بیات، ۱۳۸۷: ۳۹ و ۳۰) ✍️ راقم این سطور بالشخصه شیخ محمد خیابانی را یک سیاستمدارِ تورکچو می دانستم ولی متاسفانه گویا ایشان نیز بعنوان یک ساتقین، مجری سیاست های ضد تُرکی انگلیس و پهلوی و بعنوان پادوی فرقه پان_ایرانیست ها در آذربایجان، به ایفای وظیفه و انجام امور محوله مشغول بوده اند؛ آنچه که برخی از محققان پان ایرانیست مانند کاوه بیات و رضا آذری شهرضایی از خیابانی توصیف می کنند خلاف تصورات حقير و بسیاری از تُرکان از شیخ محمد خیابانی می باشد:🔻 🔺️" شیخ محمد خیابانی به مبارزه سیاسی و فرهنگی تمام عیاری با پان تُرک ها مبادرت ورزیدند. استفاده از زبان فارسی به عنوان تنها زبان رایج در جلسات شاخه آذربایجانی حزب دموکرات و موافق متوقف ساختن استفاده از زبان ترکی در نشریات حزبی بودند."(آذری شهرضایی، درگیری های قومی در قفقاز ، ۱۳۸۱: صص۵۷_۴۷) ✍️ برای پانفارس ها ، ترکها به دو دسته تقسیم می شوند: تُرک خوب و تُرک بد؛ اگر تُرکی زبان و هویت خودش را به نفع فارس ها بفروشد خوب است ولی اگر تُرکی عاشق تاریخ ، فرهنگ، ادبیات و زبان تُرکی اش باشد ، بد است؛ فلذا پانفارس ها همیشه سنگ صفویان و جنگ چالدران را به سینه می زنند ولی مخالف سلجوقیان و قاجار هستند؛ از نظر پانفارسها تُرکهای ساتقین و بی هویت، وطندوست ولی هویت طلبان تُرک، وطنفروش هستند. ✍️ به زعم پانفارس ها احمد کسروی تُرک علامه الدهر است چون زبان موهوم و جعلی آذری را کشف کرد؛ یا شیخ محمد خیابانی مورد احترام هستند ؟!! چرا؟! دلیلش را آذری شهرضایی در کتاب" درگیری های قومی در قفقاز" اینگونه برای ما توصیف می کند:" مخالفت با استفاده از زبان تُرکی در نشریات حزب متبوع خیابانی و مخالفت با کسانی که[ تُرکانی که مخالف ارمنی بودند و ارمنی ستیزی می کردند] از مهمترین محورهای مخالفت خیابانی و همفکرانش با پان تُرکیسم بود"( آذری شهرضایی، ۱۳۸۱: صص ۵۴_۵۳ ) ✍️ رحمت الله معتمدی ( معتمدالوزاره) در خصوص فعالیت های ضدتُرکی خیابانی چنین می گوید:" خیابانی بعد از مخالفت با قرارداد ۱۹۱۹، خود زمام امور را در تبریز به دست گرفت و در این وهله نیز به مخالفت با سیاست های[ ترکان آذربایجان دوست ]برخاست، خیابانی برای بی اثر کردن نامگذاری جمهوری آذربایجان، نام آذربایجان[ جنوبی] را آزادیستان برای ایالت خود برگزید."( معتمدی، اورمیه در محاربه عالم سوز، ۱۳۷۹: ۳۳۳) ⬇️ ادامه دارد.... ✴️منابع: ۱_ آذری شهرضایی، رضا، درگیری های قومی در قفقاز و بازتاب آن در ایران،فصلنامه گفتگو، بهار ۱۳۸۱: صص۵۷_۴۷ ۲_ بیات، کاوه، پانترکیسم و ایران، تهران، شیرازه، ۱۳۸۷ ۳_ بهبودی، هدایت الله، روزشمار تاریخ معاصر ایران، تهران:موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۸۸، ج۲و ۳ ۳_ معتمدی، رحمت الله، اورمیه در محاربه عالم سوز،به کوشش کاوه بیات، شیرازه، تهران، ۱۳۷۹ ☪️@Ajisevdalarim https://t.me/Mokhtarinia_khalil
❌️ فقر فکر و فرهنگ مطالبه گری ؛ فقر اقتصادی ✍️ :#مختاری_نیا ✍️ کلیپی دیدم با موضوع " تهیه بزرگترین لواشک جهان در افغانستان"؛ تصور بفرمایید "بزرگترین لواشک جهان در افغانستان"!! ناخواسته یاد ضرب المثلی افتادم " از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ واقعا تفاوت خلاقیت و تکنولوژی را ملاحظه می فرمایید؟!! ؛به نظرم اگر می نوشتند" تهیه بزرگترین لواشک تریاک جهان در افغانستان" باز هم مقبولیت و عقلانی تر بود تا خود لواشک؛ خلاصه ناخواسته یاد این عناوین #بزرگترین خودمان افتادم؛ مثلا: 🔻 بزرگترین جشنواره آش ایرانی در زنجان 🔻 بزرگترین نمایشگاه پشمک ایرانی در تبریز 🔻بزرگترین عَلَم ماه محرم در جهان اسلام در یکی از شهرهای اردبیل 🔻 بزرگترین دسته عزاداری جهان در زنجان پایتخت شورحسینی 🔻 باشکوه ترین استقبال مردم اردبیل در حمایت از احمدی نژاد 🔻 بزرگترین سفره نذری جهان در فلان شهر تُرک 🔻 بزرگترین جشنواره کَشک جهان در قزوین 🔻 بزرگترین دسته قمه زنی و زنجیرزنی جهان در اردبیل 🔺️ بزرگترین جشنواره سفره هفت سین ایرانی در اورمیه 🔺️ بزرگترین همایش جهانی مداحان در زنجان 🔺️ برگزاری متوالی دهمین کنگره بین المللی زبان فارسی و تکریم فردوسی در تبریز 🔺️و...و... ✍️ و ما تُرکها چقدر هم افتخار می کنیم به این جشنواره هایِ مثلا ملی و بین المللیِ: آش و شکلات و مداح و آبنبات و فردوسی و کشک و پشم و عَلَم و شیرینی و دسته و آش ترش و لواشک و زبان فارسی و پشم و قمه زنی و مخصوصا بزرگترین تجمع استقبال مردمی از احمدی نژاد( آن مرد سرحلقه هاله ماه )!!! ✴️ و اما ...ترین های نقطه مقابل ما تُرکان: 🔺️افتتاح مدرنترین خط تولید "کویر موتور" در کرمان 🔺️ راه اندازی خط سوم تولید مدیران خودرو در کرمان 🔺️ دهمین کنفرانس بین المللی انرژی اتمی در اصفهان 🔺️ توسعه ۱۰۰ درصدی خط تولید شرکت های ایرانخودرو و سایپا در تهران 🔺️ بزرگترین همایش جذب سرمایه گذاران خارجی در زمینه نانوتکنولوژی در مشهد 🔺️ همایش بین المللی بزرگترین شرکت های دارویی جهان در اصفهان 🔺️ تجهیز و توسعه نیروگاه اتمی بوشهر 🔺️ و...و... ✍️ #دارون_عجماوغلو، استاد MIT و برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، از آن متفکرانی است که کتاب “چرا ملتها شکست میخورند”را هوشمندانه با یک شوک آغاز میکند: #نوگالس، شهری واحد، دو نیمه، یک خط مرزی. آنسوی خط آمریکا است، اینسویش مکزیک؛ زمین همان زمین است، هوا همان هوا، مردم حتی فامیلاند.اما زندگیها زمین تا آسمان فرق دارد. ✍️ عجم اوغلو می نویسد:" برلین شرقی و غربی "یک شهر، یک ملت، یک زبان؛ اما دو سرنوشت"؛؛؛آنجا که مردم میتوانستند حاکم را کنار بزنند، ثروت و آزادی شکل گرفت.آنجا که قدرت متمرکز شد، برای نگهداشتن مردم مجبور شدند دیوار بکشند. یا کره شمالی و جنوبی؛ "یک ملت، اما یکی در انزوای فقر و قحطی، دیگری در صف اقتصادهای پیشرفته جهان"؛؛؛. ✍️ ملتها زمانی شکست میخورند که نهادهای بهرهکش بر آنها حاکم شود؛ نهادهایی که قدرت را در دست یک فرد یا الیگارشی متمرکز میکنند و اقتصاد را به ماشین استخراج ثروت برای صاحبان قدرت بدل میسازند.در مقابل، ملتها زمانی اوج میگیرند که نهادهای فراگیر داشته باشند؛ جایی که قدرت پخش میشود، قانون بالاتر از افراد میایستد، رقابت آزاد است و مردم حق دارند حاکم را بر کنار کنند. ✍️ جمعبندی عجماوغلو به شدت سیاسی و ناراحتکننده است: اول قدرت سیاسی از مردم ربوده میشود، بعد اقتصاد غارت میشود؛ دیکتاتوری اگر راه توسعه بود، کره شمالی باید الگوی جهان میشد. توسعه نه از مشت آهنین، بلکه از مهار قدرت زاده میشود و این دقیقاً همان دلیلی است که “چرا ملتها شکست میخورند”.؛؛؛!!! ☪️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
✴️ زبان اهل بهشت، نور است و زبان اهل جهنم، آتش ✍️ :#مختاری_نیا 🌺 : " اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ و ..." ( سوره بقره، ۲۵۷) ✍️ حتی " جنَّت و جهنَّم" نیز از خُزعبلات و چرندیات فرقه پانفارس مصونیت ندارد گویا " پروژه یهودی تطهیر هندوتباران دری_گوی" در این کُره خاکی تمام شده و هدف بعدی پیمانکاران یهودی، یکدست سازی زبان اهل بهشت و جهنم به دست باکفایت وزیران هوشمند پارسی و پان_ایرانیست های فارسگرا می باشد تا برای اهل جهنم و بهشت نیز فرهنگستان زبان فارسی تاسیس کنند. ✍️ به قطع یقین می گویم هیچگونه آیه ای و روایتی و حدیثی که به صورت محکم به زبان اهل بهشت و جهنم اشاره کند وجود نداشته و ندارد؛ هر تفکری و هر فرقه ای و هر قومی و هر جریانی و هر ظاهرالصلاحی ولو فقیه و مجتهد و عارف اشاره به زبان اهل جهنم و بهشت بکند قطعا یا جاهل هست یا اینکه شیپورچی منافع فرقه ای و قومی شده است؛ قرائن و شواهد موجود و سیره عملی حضرت محمد ص و ائمه معصومین علیهم السلام نیز خلاف این موضوع را به اثبات رسانده است. ✍️ با مراجعه به کُتُب روایی معتبر هیچگونه حدیث معتبر و مستدلی وجود ندارد که زبان اهل جهنم به یکی از زبان های بشری صحبت بکند اینکه شخصی و جریانی با استناد به بحارالانوار و فلان حدیث جعلی و روایت کاذب ادعا کند که زبان اهل جهنم تُرکی و لسان اهل بهشت فارسی ست کاملا در کویر جهالت و سفاهت و دشت حماقت لوت سیر می کند؛ متاسفانه ابوهُریره های پانفارس در جعل و تحريف آیات و روایات نیز دست جاعلان جاهل عصر اُموی را از پشت بسته اند. ✍️ در "عُيون أخبار الرضا عليه السلام" آمده است که از حضرت علی (ع)در مورد زبان اهل بهشت سوال شد فرمود: " به عربی صحبت می کنند و در مورد زبان اهل جهنم سوال شد؟ فرمود به زبان مجوس صحبت می کنند."(عیون الاخبار الرضا عليه السلام، ج۱، ص: ۲۴۶)؛ اکثر محققین و محدثّات معتقدند: منظور حضرت علی از زبان مَجوسی، زبان آتشین اهل جهنم هست نه زبان اهل مجوس و زرتشتیان و آتش پرستان و منظور حصرت علی از لسان عربی نیز فصیح صحبت کردن اهل بهشت هست حضرت علی ع با کنایه و ایهام به صورت غیرمستقیم به فصاحت زبان بهشتیان و آتشین بودن زبان جهنمیان اشاره دارد نه زبان خاصی که تازه به دوران رسیده های پانفارس فورا زبات بهشت را به نفع خودشان مصادره نموده و حاتمی طایی نموده و زبان اهل جهنم را تُرکی بدانند. به قول ما تُرکها :" جهنمُّ بهشتین توپودا سیزین اولسون توپالاغیدا سیزن اولسون! طنز ماجرا اینجاست که خیلی از این پانفارس ها اصلا اعتقادی به بهشت و جهنم ندارند. ✍️ راغب اصفهانی در مفردات ألفاظ القرآن می نویسد: " زبان عربی در لغت به معنای روشن و آشکار است و این یعنی بهشتیان بدون غل و غش و با وجود نورانی خویش که به خاطر ایمان الهی است با یکدیگر ارتباط دارند و صحبت می کنند آنچنان که خداوند متعال در قرآن ایمان به خویش را راهی برای نورانی شدن معرفی میکند و میفرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور[بقره/۲۵۷] خدا یاور مؤمنان است و آنها را از تاریکى به روشنایى مىبرد."( راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ، ۱۴۱۲ ه. ق، ص۵۵۷) ✍️ :" در ادامه حدیث اگر گفته شده که جهنمیها با زبان مجوس با یکدیگر سخن میگویند، مقصود از مجوس «غیر عرب» نیست؛ بلکه به معنی قوم آتش پرست است و در اینجا امام با یک استعاره تلاش کرده است به مخاطب بفهماند که اهل جهنم به خاطر وضعیتی که در جهنم دارند، با زبان آتش با یکدیگر سخن میگویند."( همان، مفردات ألفاظ القرآن، ، ۱۴۱۲ ه. ق، ص۵۵۷) ✍️ هر زبانی که نام مقدس و لفظ جلاله الله در عربی، #تانری و #خودا در تُرکی و خووا در سورانی و God در انگلیسی و هر زبانی دیگری بیاید محال هست که زبان اهل جهنم باشد؛ زبان هایی که به نام مقدس و مبارک خداوند مزیّن شده اند زیبنده بهشت هستند نه جهنم ✍️ ضمن اینکه الله تعالی در آیه ۲۲ سوره الروم می فرماید:" وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمينَ " > و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست در اين نشانههايى است براى عالمان!"؛ طبق این آیه توهین به زبان ها، توهین به آیات الهی و محسوب می شود؛ ضمن اینکه از عدالت و صداقت خدواند خارج هست که زبان ملتی و قوم و اشرقگف مخلوقاتش را زبان جهنمی قرار دهد ، در حالی که در قرآن آن را از آيات محکم و نشانه های روشن الهی خود تعریف کرده است. 🔻منابع: ۱_ قرآن کریم ۲_ ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، دفتر انتشارات اسلامى، ۱۳۷۴ ه. ش،ج۱۱، ص۱۴ ۳_ مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانی، دار الشامیه، ۱۴۱۲ ه. ق، ص۵۵۷ ⬇️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
✏️میرزابنویس هایی که 📣 شیپورچی و 🔊 بوقچی هستند تا خبرنگار ✍️: #مختاری_نیا ✍️ ۱۷ مردادماه مصادف است با روز خبرنگار؛ این روز را به پیامبران واقعی، ساعی و رسالتمند جامعه خبری تبریک می گوییم؛ از اواسط دهه هشتاد که عمدتا مصادف بود با دهه هاله ی نور و همنشینی مسئولان وقت با امام زمان عج؛ حقير در روزنامه ایران و خبرگزاری فارس بیش از ۵ سال به صورت مداوم فعالیت خبری و روزنامه ای و گزارشگری داشتم و میدانم چقدر سنگین هست این رسالت و چقدر تفاوت هست اینکه خبرنگار باشی ، روزنامه نگار باشی یا یک میرزابنویس اکتیو و بله قربان گو؛ تفاوت از زمین تا آسمان هست و تنها رسالت برخاسته از تفکر انسانی و قضاوت وجدانی و درک قلبی دغدغه و درد جامعه هست که تفاوت یک خبرنگار و روزنامه نگار ِ آزاده یِ آزاداندیش و آزادنویس را عیان می کند نه رپُرتاژ، آگهی نه پول و نه تحریک و تشویش اذهان عمومی به نام انعکاس هر خبری ✍️ مطبوعات، جراید، آژانس های خبری، کانال های خبری و تحلیلی، روزنامه ها ، هفته نامه ها، ماهنامه ها و در راس همه اینها رادیو وتلویزیونی که با خبرنگاران، گزارشگران، مجریان، روزنامه نویسان اجاره ای خود در قالب رسانه هاي مجازی و واقعی فعالیت می کنند در حالیکه بخش عمده ای از اینها میرزابنویس هایی هستند که رسالت اصلی خود که همانا بیداری و تعالی جامعه و کمک به سیر تکاملی تفکر و فرهنگ جامعه است را فراموش نموده و بیشتر در نقش بنگاههای اقتصادی و خبرپراکنی در حال انجام وظایف و امور محوله از مافوقشان هستند. ✍️ جای دوری نمی رویم از همین استان ها و شهرهای تُرکی خودمان مثال می زنیم بجز عده معدود و تعدای محدود؛ کدامیک از این خبرنگاران و گزارشگران و روزنامه نویسان و کدامیک از این روزنامه ها و هفته نامه و کانال های مجازی و اینترنتی مناطق تُرکی به بحث تقویت، تبلیغ و ترویج تاریخ و فرهنگ و آیین و ادبیات و زبان تُرکی پرداخته و به تحلیل و آسیب شناسی و حل مشکلات هویتی و معضلات و تهاجمات فرهنگی و خطرات پیرامونی علیه تُرکان و زبان تُرکی پرداخته اند؟؟!! شاید به ضرس قاطع بتوان گفت هیچکدام، نه دولتی اش و نه خصوصی اش؛ پس فرق یک میرزابنویس با شماهایی مدعی رسالت خبری چیست؟ که مدام از جیب الناس و کیف المله و بیت المال در راستای تفکرات حزبی و باندی و اربابان خود هزینه می کنید !! ✍️ جامعه ای که رسالت روزنامه نگارش، خبرنگارش، روزنامه اش، کانال تحلیلی اش فقط گرفتن رپُرتاژ ، آگهی و کسب درآمد باشد معلوم است که وضعیت فرهنگی و هویتی جامعه چگونه خواهد شد؟ یا اینکه خبرنگاری یک کانال ایتایی ایجاد کند یکدفعه پولی از یک پرسنلی بگیرد تا معضلات و اختلاسلات سازمانی را در کانالش مطرح کند و مجددا پولی را از مدیران آن سازمان بگیرد تا جوابیه وی را در کانالش انعکاس دهد و اسم این رویه غلط و طریق غیراخلاقی را نیز رسالت خبرنگاری و خبرگزاری و بیداری جامعه بگذارد؛ این هست قطره ای از دریای جامعه خبری ما !! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ☪️@Ajisevdalarim 👇👇👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
☪️ ✴️ زن، زندگی، زبان مادری در میتولوژی تُرکان _۱ ✍️:# مختاری_نیا ✍️ خاتون، خانیم، آروات، قادین، قیز و گلین در باور تُرکان؛ تجسم خدای کوچک، نیمه پنهان مرد، نیمه پیدای عشق و نماد اصالت، وفاداری، شجاعت، محافظ زندگی، نگهبان مردِ زندگی و تجسم کامل عشق و زندگی می باشد؛ ✍️ #آروات در فرهنگ و باور آسمانی تُرکان الهه ی محافظ مرد و نگهبان معنوی و روحی زندگی و ارباب و همه کاره زندگی و ستون اصلی انسان تُرک می باشد؛ زن در باور ترکان چنان قداست دارد که همواره از حضرت ایشان بعنوان #خدای_کوچک_تُرکان یاد شده است خدایی که در قالب الهه های سومری، ایلامی، مادی، ساکایی، اوغوزی و ...تجلی یافته است. ✍️ وجود ضرب المثل های زیادی گواه جایگاه والای زن در فرهنگ کهن تُرکان می باشد. "آسلانين اركك ديشي سي اولماز" (شير، نر و ماده ندارد) و یا " آنا كيچيك تانري دي" (مادر خداي كوچك است) :"زن در باور تُرکان دارای خصائل آزادی، امکان تحرک اجتماعی، جسارت ، ایستادگی و ایفای حقوق و اختیارات همسر و مادر در عالیترین شکل است. به نظر می رسد امروزه این خصائل، به مرور زمان و تاثیرات سایر فرهنگها دچار تغییراتی شده است. دراین خصوص تامل در تفاوت بسیار میان جایگاه زن در فرهنگهای دیگر ضروری به نظر می رسد." (فرزانه،1358، : ) ✍️ در کتاب دَده قورقود [ شاهکار ادبی جهان ] زن با سیمای دلپسند و با مقامی ارجمند و والا و به عنوان نیمه ی انسان و همطراز مرد نمایانده شده است که در کنار قهرمانان مرد برای دفاع از حریم ایل و دیار و فرهنگ خود با مردان هماورد میکنند؛ محمد علی فرزانه در مقدمه کتابش تحت عنوان "دده قورقوت" در خصوص جایگاه زن در باور و تفکر ترکان اوغوز می نویسد :"برخلاف اغلب افسانههای مشرق زمین که در حق زنان دیدگاهها و برداشتهای تحقیرآمیزی دارند و آنان را چیزی جز بازیچه امیال جنسی مردان و تحملکننده انواع خواریها و سرخوردگیها بهشمار نمیآورند، زنان قبیله اوغوز با حفظ فضیلت انسانی و عزت نفس و شهامت و دلاوری خود، از موقعیتهای بلند و احترامآمیز برخوردار بوده و در بیشتر عرصههای زندگی همشأن و برابر با مردانهستند."(فرزانه،1358، 140) ✍️ مهندس م. کریم از محققان و نویسندگان معروف آذربایجان در کتاب "ادبیات باستان آذربایجان" در خصوص ویژگیهای زنان اوغوز می نویسد ."زنانی که در این اجتماع ایلی تصویر میشوند، جسور، دلیر، با شهامت و مبارز هستند. در منابع چینی شعر بلندی به نام «مولان تورکیسی» به ثبت رسیدهاست، که مضمون آن درباره ی ماجرای زندگی دختر شجاعی است که یکه و تنها پای به میدان کارزار مینهد و با کمال تهور آهنگ نبرد میکند و رشادتها و دلاوریهای شایان تحسینی از خود نشان میدهد." (م. کریمی، 1378، 170) ✍️ متاسفانه یک باور غلط و رایجی درخصوص معنای و مفهوم تاریخی #آرواد وجود دارد که این خدای کوچک را در همردیف جادوگری و رماله گی توصیف می کنند در حالیکه زنان تُرکان اوغوز در کتاب دده قورقوت هیچکدام با صفت جادو، جادوگری و رماله توصیف و معرفی نشده اند؛ لوئیس جفری در کتاب "بابا قورقود" حول محور شخصیت زنان اوغوز می نویسد :" شخصیتهای زن در این داستانهای حماسی برازنده، با شکوه، عظیم، قابل ستایش و فراموش نشدنی و در عین حال پرغرور، دلاور و پیکارجو هستند. بورلا (Burla) خاتون داستان چهارم، سولجان Suljan خاتون داستان ششم و چیچک Cicak بانو داستان سوم و دیگر زنان جسور اوغوز شخصاً در نبرد علیه دشمن به پا برمیخیزند و سرانجام موفق و پیروز هم میشوند بورلا خاتون همسر قازانخان، بانوی بلند بالا و خوبرویی است که از لیاقت و کاردانی و تدبیر بسیار بهرهمند است و یکی از نقشهای اجتماعی او رهبری انجمنهای زنان قبیله میباشد."( ترجمه فریبا عذبدفتری و محمد حریری اکبری،1355، 310) ✍️ دکتر صدیق(دوزگون)در "هفت مقاله پیرامون فولکلور و ادبیات مردم آذربایجان " با روایت صحنه ی حمله برق آسای سولجان خاتون به سوی انبوه سپاه دشمن را با این تشبیهات زنده و جاندار به تصویر کشیده شدهاست : «سولجان با اسب بادپای خود چونان شاهین تیزپروازی که به سوی انبوهٔ غازهای وحشی فرود آید، به قلب قشون دشمن یورش آورد.» این دختر دلیر در میان افراد قبیلهٔ خود به اوصافی از قبیل شکارچی بینظیر؛ کسی که تیرش هرگز به خطا نمیرود؛ پهلوانی که همواره دو کمان بر دوش دارد و … معروف بود."(صدیق،1357،. ۳۱) ⬇️ ادامه دارد... ✴️منابع: ۱) فرزانه، محمدعلی،کتاب دده قورقوت، انتشارات فرزانه- تهران ۲) جفری،لوئیس، فریبا عزبدفتری و محمد حریری اکبری ، کتاب بابا قورقود. نشر ابنسینا - تبریز. 1355 ۳) صدیق، حسین، هفت مقاله پیرامون فولکلور و ادبیات مردم آذربایجان، انتشارات دنیای دانش - تبریز. 1357 ۴) کریمی، م، ادبیات باستان آذربایجان-جلد اول،انتشارات رنگان - زنجان. 1387 ☪️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
🌍 ✍️: #مختاری_نیا ☪️ شاه_کلیدهای تاریخی در تایید و اثبات #نظریه_اورمو ✍️:" نوح پیغمبر علیه السلام زمین را از جنوب تا شمال سه قسم کرد: اول را به "حام" و میانه را به سام که پدر اعراب بود و سوم را به "یافث" که پدر اتراک بود، و مشرق زمین را به او [ یافث] داد."( جامع التواریخ رشید الدین فضل الله همدانی، به کوشش دکتر بهمن کریمی،1367: 29)؛ ❎ کلید اول: منطقه کوهستانی قاراداغ آزربایجان جنوبی : ✍️ "یایلاقِ ابوبجه خان [ لقب یافث پسر حضرت نوح ع) در اورتاق و کَرَتاق که کوههای عظیم و بلند است و در آن حدود شهریست "اینانج" نام، قرار دارد."(همان،1367: 29)؛ همانطوری که می دانیم " تاق" همان "داغ" و به معنای کوههای بلند می باشد و در اینجا منظور فضل الله همدانی همان کوهها و منطقه کوهستانی کَرَتاق ( قَره داغ ) در آذربایجان جنوبی هست که هم اکنون نیز به همین نام مشهور می باشد و حتی می توان ادعا نمود که " یافت آباد" تهران نیز مأخوذ از نام "یافث آوا = یافث اوبا" باشد که به مرور زمان به صورت یافت آباد تغییر و یا تحریف شده است کما اینکه اسم تهران نیز بی شک از نام " توران - تورهان " اخذ شده که بی ارتباط با "یافث" هم نبوده و نیست. ❎ کلید دوم: دیب باقوی / دیب باکوی / باکو ✍️:" و این ابوبجه خان ( یافث ) را پسری بود به نام #دیب_باقوی، معنی دیب موضع تخت و جای منصب و محل استقرار باشد و باقوی یعنی بزرگ جمهور و این پسر به شوکت و پادشاهی زیادت از پدر بود."(همان،1367: 30)؛ با توجه به اینکه به طوفان نوح در حماسه گیلگامیش( بیلگه میش) نیز اشاره شده و در این حماسه، جغرافیای شکل گیری طوفان، آذربایجان ذکر شده و کشتی حضرت نوح نیز در شرق تورکیه پیدا شده است، احتمال اینکه نام پایتخت آذربایجان شمالی یعنی "باکو" از نام "دیب باقوی" اخذ شده باشد، قوی تر است. ❎ کلید سوم: دربندِ آذربایجان 🔸:" وقتی که میان اُغوزخان و اعمام او بواسطه یکتاپرستی اوغوزخان مخالفت افتاد و جنگ و مصاف آغاز شد اویغورها که با اغوزخان بودند وقتی که عزم گرفتن دیگر ممالک کرد؛ ایشان را از حدود دربند بازگردانید تا در آن حد (دربند) نشسته و محافظت آن ملک می کنند تا زمانی که او مراجعت نمایند و تمامت اقوام اویغور از نسل این جماعت اند.."( جامع التواریخ رشید الدین فضل الله همدان، به کوشش دکتر بهمن کریمی،1367: 32)؛ با استناد به گفته فضل الله همدانی و براساس مستندات تاریخی و واقعیات امروز آذربایجان، دربند و دمیر قاپی در آذربایجان تاریخی بوده و این خود دلیلی بر این است که اویغورها که در اصل در آذربایجان حضور داشته اند بعدها به ترکستان رفته اند. ❎ کلید چهارم: آس بَی هان ( اسپیهان= اسپَهان = اصفهان) و قوم خَلَج :" میگویند که چون اوغوز اصفهان بستد و عزیمت مراجعت کرد؛ در راه به قومی برخورد کرد و نام آن قوم را قَلَج ( خَلَج ) نهاد."( همان،1367: 35)؛ امروزه قوم خلج در مرکز ایران مخصوصا در استان ها تهران، آلب اوروز ( البرز)، اراک، قُم، زنگان،همدان، قزوین و استان شیراز و گروس ساکن بوده و هستند و همچنین توپونیم اصفهان بدون شک یک توپونیم تُرکی می باشد که از حضور تُرکان و تاریخ کهن تورانیان در مرکز ایران حکایت دارد. ❎ کلید پنجم: اوغوز خان 🔸 فضل الله همدانی می نویسد:" این ابوبجه خان را پسری بود به نام دیب باقوی و ایشان چهار پسری داشته است به نام قراخان، اورخان،کرَخان و کزخان و قراخان قایم مقام پدر شد و از او پسری به دنیا آمد که در یک سالگی بغایت پاکیزه و خوب صورت بود و آثار رشد و هدایت از ناصیه او می تافت جهت نام نهادن ایشان با خویشان مشورت کرد و بچه یکساله به آوازه آمد و گفت که نام مرا اوغوز نهید که به اذن خدا من و فرزندانم یکتاپرست خواهیم شد ( همان ،1367: 30)؛ طبق مستندات متقن تاریخی، شخصیت و تمام وقایع تاریخی مربوط به اوغوزخان در آذربایجان باستان و تاریخی شکل گرفته است. ✍️ با توجه به نشانه ها و مدلول های موجود در جامع التواریخ و یافته های محققان در مورد تُرک بودن سومریان ، می توان استنباط نمود که حرکت تاریخی تُرکان از آذربایجان تاریخی و توران به سمت شرق ( تُرکستان ) شکل گرفته است که امروزه " نظریه اورمو " نیز همین امر را به اثبات رسانده و خط بطلانی کشیده است بر فرضیه آلتای که توسط روس ها و روسوفیل ها و پان ایرانیست های انگلیسی طی یکصد سال گذشته تبلیغ شده و کماکان بر همان طبل پوچ می کوبند. ✅ منبع: 🔹فضل الله همدانی، رشید الدین، جامعُ التواریخ، به کوشش دکتر بهمن کریمی، تهران، انتشارات اقبال، چاپ سوم 1367 ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
🔺 تُرکان گروس؛ طلایه داران صنعت قالی بیجار گروس ✍️: #مختاری_نیا ✅ صنایع دستی هر ملتی تابلویی از تبلور فرهنگ، هنر، تفکرات، ادبیات و باورهای کهن آنان می باشد که در طول تاریخ به اقتضای زمانه و شرایط جغرافیایی، محیطی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی سیر صعودی یا نزولی داشته است؛ ✅ قالی و گلیم؛ میراث و تحفه ارزشمند ترکان هست که بوسیله آنها به تمام مناطق جهان نفوذ کرده است که نمونه اش قالی تُرکان گروس معروف به "قالی آهنین بیجار" می باشد؛ 🔹حاج جواد نوری از معروفترین رنگرزها (بویاقچی) در بیجارگروس هست که اصالتا از ترک های منطقه مهربان همدان بوده و در زمان قاجاریان به بیجار آمده اند. 🔹 در امتداد تاریخی صنایع دستی تُرکان، حاج جواد نوری را میتوان بعنوان قدیمی ترین رنگرز(بویاقچی) گروس دانست، خانواده نوری معروفترین رنگرزهای گروس می باشد که هم اکنون نیز در بازار بیجار رنگرزی دارند 🔹مرتضی نوری، علی نوری، سلیمان نوری،مهدی نوری، سلیمان صادقی و ... طی سالیان گذشته در صنعت رنگرزی بوده و هستند. 🔻منبع: 🔺مختاری نیا، خلیل، مقاله "تُرکان گروس؛ طلایه داران صنعت فرش بیجار،فصلنامه بایرام، 1399 ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil 🔺️
✴️ ☪️ هرکجا که انگلیس باشد؛ فتنه و فساد آنجاست. ✍️: #مختاری_نیا ✍️ فکرش را بکنید: میراث تاریخی امپراطوری عظیم اوسمانی [ عثمانی] با آن سبغه و سبقه ی درخشان تاریخی، مُثله_مُثله شده و هر یک از این مُثله های جغرافیایی در توهم و خیال کشوری مستقل، تحت حمایت انگلیس و فرانسه قرار می گیرند دقیقا شبیه طفل یتیمی که تا رسیدن به سن بلوغ تحت سرپرستی و قیمومیّت کسی قرار می گیرد؛ در این وااسفای تاریخی از قضا عراق، تحت الحمایه انگلیس می شود. ✍️انگلیس و فرانسه دقیقا همان قیّم و سرپرستانی بودند که با از میان برداشتن امپراطوری #اوسمانلی داعیه دایه مهربانتر از مادر برای بچه یتیم ها و صغیر_صوغورهای خاورمیانه داشتند و انگلیس می شود دایه و قیّم کشوری به نام عراق که در جنوبش شیعیان افراطی ساز انگلیسی می زدند و در مرکزش اعراب سُنّی بر شیپور روسی_انگلیسی می دمیدند و در شمالش اکراد هم با ریتم انگلیسی و روسی می رقصیدند و تُرکان شیعه و سُنّی هم با قوپوز تُرکها، بایاتی می خواندند؛ طفلی نوپا به نام عراق و دقیقا باب میل فتنه و فساد جاسوسی انگلیسی به نام #ادوارد_براون_لورنس ✍️ به نظر می رسد ترکیب سیاست آتاتورکی_اردوغانی بهترین معجون شفابخش برای آنروز جهان اسلام می بود اگر آتاتورک در مقابل اکراد، سیاست اردوغانی در پیش می گرفت و انگلیس هم نمی توانست از این اختلاف به نحو احسن علیه تُرکها و اکراد استفاده کند. ✍️ شیخ محمود برزنجی از شیوخ طوایف سورانی در کردستان عراق و از جمله اشخاصی بود که بعلت بی مهری آتاتورک بعنوان مُهره اصلی انگلیس در شمال عراق به ایفای وظایف محوله از سوی انگلیس پرداخت؛ برزنجی بعنوان بازوی اصلی انگلیسی ها قصد تجزیه کشورهای ترکیه، ایران و تضعیف آذربایجان تاریخی را داشت؛ بهبودی در کتاب "روز شمار تاریخ معاصر ایران" با اشاره به موضوع وابستگی اکراد به انگلیسی ها می نویسد :" در پیام شیخ محمود برزنجی به سران عشایر کُرد ایرانی بیان شده بود: دولت انگلیس متعهد شده شانزده هزار قشون با قورخانه و دو کرور لیره به من [ شیخ محمود] بدهد تا برای استقلال کُرد از خاک عثمانی و ایران همراهی مخفی بنماید. لازم است شما و ایلات آن طرف با من همدست شده، مشغول اقدامات شویم."( بهبودی، ۱۳۸۸: ۵۳۴) ✍️ امپراطوری قاجار و اوسمانی همزمان سقوط می کنند و انگلیسی که دشمنی اش با اسلام تمام شدنی نبوده و نیست؛ این جُرثومه فتنه و فساد برای نیل به اهداف ضدتُرکی خود بَلَد است چگونه در و تخته را با هم جفت و جور کند؛ فلذا برای شیخ محمود برزنجی، اسماعیل آقا سیمیتقو [که دستش به خون هزاران آذربایجانی آغشته است] را جفت و جور کرد تا غرب آذربایجان تاریخی را به صحنه اِعمال سیاستهای شوم و کثیفش تبدیل کند؛ محمد علی بهمنی قاجار در کتاب" تمامیت ارضی ایران" می نویسد:" در روز ۱۳ دیماه ۱۳۰۱ ه.ش [ به سفارش انگلیس] برزنجی و سیمیتقو با هم مکاتبه می کنند. در این مکاتبات سیمیتقو بر اطاعت کامل از خود نسبت به شیخ محمود برزنجی تاکید می ورزد و از او می خواهد با پشتیبانی انگلیس ها برای استقلال کردستان اقدام نماید و شیخ محمود نیز در پاسخ ضمن حمایت از سیمیتقو، او را بعنوان " قهرمان کردستان" یاد می کند."( بهمنی قاجار، ۱۳۹۰، ج اول: ۴۸۹) ✍️ نام محمدعلی فروغی و محمود افشار در تاریخ نه تنها تداعی کننده بلکه عین و کپی برابر با اصل سیاست های کثیف و خباثت های انگلیس می باشد؛ کافیست نام فروغی و محمود افشار بعنوان پسوند و پیشوند رضاخان مطرح شود به صورت مستقیم ما را به اتاق فرمان و فتنه و فساد انگلیسی سِرجان مَلکُم سوق خواهد داد؛ فروغی طی گزارشی به آذرماه ۱۳۰۶ به وزارت خارجه پهلوی می نویسد: " تربیت کردن اکراد به تربیت ایرانی برای ما سهل تر است تا برای ترکیه، زیرا که اکراد از حیث زبان و نژاد ایرانی هستند و الآن کسانی که می خواهند غیرت ملی در آنها ایجاد کنند به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسل می شوند" ( بهمنی قاجار، ۱۳۹۰: ۶۷۰_۶۶۹ ) ✍️ فروغی در بخش دیگری از گزارش مذکور تاکید میکند :" روزی که خیال کُردستان مستقل قّوت بگیرد، کُردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبه ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد، بلکه منتفع هم بشویم."( همان، ۱۳۹۰: ۶۷۰) یکصد سال قبل فروغی ماسون بعنوان مزدور انگلیس و فرانسه در دولت انگلیسی_پهلوی، چقدر خوب وظیفه شیپورچی و بوقچی بودنش برای انگلیس را انجام داده و از انتفاع دولت پهلوی ها و پان ایرانیست ها از قِبَلِ اکراد سخن گفته است؛ معنای دیگر این سخن " استفاده ابزاری از کارت کُردی" می باشد ✴️ منابع: ۱_ بهبودی، هدایت الله، روزشمار تاریخ معاصر ایران، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۸۸، ج۲و ۳ ۲_ بهمنی قاجار، محمدعلی، تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۹۰، جلد اول ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
✴️ ☪️ از تبریز کوچک به تبریز بزرگ ✍️: #مختاری_نیا ✍️ تبریز بزرگم! تبریز اولین هایم! سلام! امیدوارم برای همیشه ی تاریخ، اولین های جهان باشی! من از تبریز کوچک برایت نامه می نویسم؛ من در دامن تبریز کوچکت #بیجار، بزرگ شده ام؛ شهری که تا ۱۳۴۰ ه.ش در آغوشِ آذربایجانِ تاریخی ات قدکشید و تربیت شد؛ شهری که نافش را با تاریخ و فرهنگ آذربایجان تاریخی ات بریده اند و کماکان نیز بازارش و همه آثار تاریخی اش بوی آذربایجانت می دهد؛ شهری که معیار و معمار اصلی بازار تاریخی اش یک تبریزی بوده، شهری که مساجدش بوی معماری تُرکی_اسلامی می دهد؛ وقتی در بازار تاریخی بیجار قدم می زنیم بوی برادر بزرگتر و رایحه معطر و تاریخی تبریز بزرگمان به مشاممان می رسد و چقدر قند در دلمان آب می شود برایت! ✍️ از روزی که فهمیدم هویت تُرکی_اسلامی چیست؟ زبان مادری چیست؟ تاریخ و فرهنگ و تمدن چندهزارساله تُرک و آذربایجان باستان چیست؟ اولین شهری که به ذهنم و فکرم و قلبم می رسید نام محتشم و زیبای شما #تبریز_بزرگ بود؛ وقتی در مدرسه از تو سخن می گفتند حس غرور به من و همکلاسی های تُرکم دست می داد انگار تمام تاریخ، افتخار، فرهنگ و زبان مادریمان در تو خلاصه می شد زبانی که به خاطر آن جان می دهیم. ✍️ بیجار گروس را بواسطه اینکه در مشروطه یار و یاور تبریز بوده، بواسطه اینکه در زمان تجاوز چندین ساله روس ها به آذربایجان برادر کوچکترت بوده، بیجار گروس را بواسطه اینکه شخصیت های تاريخي و قاجاری اش با شما بیشتر اُخت و اُخُوّت و انس داشتند #تبریز_کوچک می نامیدند. ✍️ #تبریز_بزرگ_و_اولینم! اگر حال و احوال این برادر کوچکتان بیجارِ گروس را جویا باشید! هیچ ملالی نیست جز دوری شما و دوری از شما و دوری از هویت تاریخی و دوری از زبان مادری و از دامان تاریخی آذربایجانمان؛ هیچ ملالی نیست جز اینکه هویتمان را نابود، آثار تاریخی_مان را تاراج، میراث معنوی و فرهنگمان را مصادره و زبان مادریمان را تحدید میکنند؛ #تبریز_بزرگم! متاسفانه ! ما تُرکهای گروس در طول یکصدسال گذشته چنان تربیت شده ایم که با تیشه بی تفاوتی و غفلت خودمان، داریم ریشه تاریخی خودمان را می زنیم؛ از اینکه مثل زمان قاجار نمی توانیم باری از دوشت برداریم خجالت می کشیم. ✍️ تبریز اولین هایم! می دانم مورخان و باستان شناسان معتقدند که بهشت عَدَن در محل فعلی شما بنا شده است و عده ای از محققین مانند ولادیمیر مینورسکی نیز شما را بعنوان پایتخت ترکان اشکانی و ساکالار دانسته اند.( V. Minorsky-[C.E. Bosworth]; Blair, Sheila S.، «Tabrīz»،]Islam Encyclopaedia of ) ✍️ شنیده ام نام زیبایت وردِ زبان سارگن دوم پادشاه آشور بوده است؛ تُرکان ماد، شما را بیشتر با نام تیبریس و تمیریس می شناختند؛ نام ملکه #آنا_تیمریس یا #آنا_تومیریس، خاتون زیبای ساکایی؛ همان جنگاوری که سر کوروش را از تنش جدا نمود تا درس عبرتی برای جنایتکاران، متجاوزان، جاعلان تاریخ و تازه به دوران رسیده ها باشد. ✍️ تبریز عزیزم! شما در عصر اسلام و در دوران حکومت ها و امپراتوران تُرک همواره پایتخت و یکی از شهرهای باشکوه جهان بودی و در عصر ایلخانلی لار پایتخت قلمرویی وسیع از رود نیل در شمالشرق آفریقا تا آمودریا در تُرکستان. ✍️ در عصر آق قویونلولار، صفوی لر، افشارلار و مخصوصا در عصر سلسله فخیمه قاجار، شمایِ محتشم بعنوان پایتخت و یکی از شهرهای پیشرو جهان بوده و تا اواخر قاجاریه نیز بعنوان #شهر_اولین ها معروف بوده ای. ✍️ می دانم زمانی که شما بعنوان شهر اولین ها شُهرت داشتی این شهرهای تازه به دوران رسیده که هنوز دهنشان بوی شیر می دهد وجود خارجی نداشتند؛ زبانم لال! شنیده ام دیگر از آن شکوه و عظمت تاریخی ات خبری نیست چرا که طی یکصدسال گذشته چنان بلایی سر شما آورده اند که دهستان های کویری که تا ۲۰ سال قبل دنیا را محدود به همان دهستان خود می دیدند اکنون ادعای کلانشهری دارند؛ ولی بازهم دود از کُنده بلند می شود، نگران نباش عزیزم! ✍️ زمانی که تو برای خودت پایتخت بودی و در جهان برای خودت اسم و رسمی داشتی شهرهای امروزی تهران، کرمان، سمنان و... در حد و قواره ی یک دهستان و شاید کمتر از آن بودند ولی امروزه همین شهرهای تازه به دوران رسیده ادعای جهانشهری دارند؛ خُب دیگه:" تولکولر جولان ائدر هر یئرده کی شیر اولماسا" ✍️ در حالی که در شهرهای اصفهان و مشهد برای هرکدام حداقل 30 کیلومتر خط متروی شهری احداث شده ولی همین مقدار در آغوش تاریخی شما با آنهمه اسم و رسم و سبغه و سبقه تاریخی به 5 کیلومتر هم نمی رسد این فقط تنها یک مشت از خروارها ظلمی هست که در حق کهنشهر و جهانشهری چون شمایِ عزیز طی یکصد سال گذشته صورت گرفته است و خود بخوان حدیث مفصَّل از این داستان اجحاف و بی عدالتی ها در حق آذربایجان و شمای محتشم و برادر کوچکترت: #بیجار_گروس راستی روزت مبارک #تبریز_عزیزم! ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
✴️ آریاپرستی، مزدوری و ترور ✍️ :#مختاری_نیا ✍️ مطالعه تاریخ ترور و تروریست ها نشان می دهد که عمده اقدامات تروریستی، ریشه در تفکرات نژادپرستانه نارسیستی تروریست ها دارد. تروریست ها با تفکرات نژادپرستانه خود به راحتی برای قدرتهای مافوق خود مزدوری نموده و بعد از آن نیز به راحتی اقدام به ترور می کنند؛ تاریخ نشان می دهد که عمدتا نیز افراد مزدور، حقير، بیسواد، جاهلان عاری از عقل، احمق های خالی از شعور با چاشنی تفکرات نژادپرستانه به راحتی مزدور می شوند و تروریست ✍️ شاید بتوان کوروش و داریوش را اولین تروریست های آریایی نامید ؛ کتزیاس مورخ یونانی می نویسد :" #کوروش با حیله و نیرنگ، آستیاگ[ آخرین پادشاه ماد] را ترور و به خاله خود تجاوز و حکومت مادها را غصب و به نام هخامنشی تاسیس می کند." کوروش حتی بعدها با خواهر خودش کاساندان نیز ازدواج می کند؛ چیز عجیب و غریبی نیست که اگر بگوییم نطفه این جماعت نژادپرست آریایی را با مزدوری و ترور و ازدواج با محارم بُریده اند. ⬇️ کمبوجیه [ کامبوجیه > قام بوجیا ] پسر کوروش برای رسیدن به سلطنت، برادرش بَردیا را به طرز فجیعی ترور می کند و خودش نیز در سال ۵۲۲ ق.م از میلاد در مسیر مراجعت از مصر میمیرد؛ گئومات مغ [ گوی ماتاGöymata ] نیز در این مدت خود حکومت را به دست می گیرد بعد از آن داریوش با فریب تعدادی از اقوام خود با حیله وارد قصر گئومات شده و ایشان را به شدیدترین وجه من الوجوه، ترور و حکومت را غصب می نماید. ✍️ فیروز نهاوندی معروف به ابولؤلؤ فیروزی (644م) با اسم فیروز ایرانی، به روایتی زرتشتی و از مردم نهاوند یا کاشان بود که اتفاقا داعیه خون آریایی نیز داشته است؛ وی در جنگ مسلمانان اسیر و برای "مغیرة ابن شعبه" فرمانروای کوفه مزدوری می کرد؛ ابولؤلؤ بعلت تفکرات نژادپرستانه و با تحریک شعوبی ها در مسجد کمین نموه و هنگام نماز صبح حضرت عُمر (رضی الله عنه ) را ترور و سپس چند نفر از اطرافیان حضرت عمر را زخمی و در نهایت خودش نیز خودکُشی می کند؛ دقیقا شبیه تروریست های داعشی و طالبانی ✍️ حسن صباح (حسن بن علی بن جعفر صباح حمیری؛ ۴۴۵ هجری قمری / ۱۰۵۰ میلادی) مزدور کریستین ها و بنیانگذار فرقه اسماعیلیان الموت در فلات ایران و داعی بزرگ مذهب اسماعیلیهٔ نزاری بود. حسن صباح موسس گروهک تروریست حشّاشین [ اهل حشیش به روایت کریستین ها] تحت عنوان اسماعیلیان [ فرقهای که پیروانش برای رسیدن به اهداف خود از ترور استفاده می کردند] متولد قم و تا آخر عمرش نیز مزدور مسیحیان بود و تمام عمر خود و حامیانش را صرف ترور شخصیت های سیاسی و نظامی سلجوقیان منجمله خواجه نظام الملک توسی نمود. ⬇️ و اما تروریست و پان_ایرانیست معروف عصر قاجار، میرزا محمدرضا کرمانی(۱۲۲۶ – ۲۲ مرداد ۱۲۷۵) اهل رفسنجان کرمان که برخی وی را مزدور انگلیس و برخی نیز مزدور روس ها می دانستند شاید هم از توبره می خورده و هم از آخور؛ یک نژادپرست پان ایرانیست که نهایتا با تحریک دشمنان قاجار، ناصرالدین شاه را ترور می کند. ✍️ به گواه تاریخ #ناصرالدینشاه_شهید هم سیاستمدار بود هم شاعر هم عکّاس و هم و هم جنگاوری سلحشور که نقش مهمی در گسترش و توسعهٔ تشیع داشت؛ ترمیم، نوسازی و زیباسازی حرمهای امامان و امامزادگان شیعه از جمله حرم حسین بن علی، حرم عسکریین و امام رضا اقداماتی انجام داد؛ بسیاری از اختراعات، ابداعات، مفاهیم، خدمات و ادارات و سازمانهای دنیای غرب، دوربین عکاسی، تلگراف، ضرب سکه، چاپ اسکناس و تمبر، انتشار روزنامه، چراغ گازی، راهآهن، سازهای موسیقی غربی مانند پیانو، ثبت اسناد رسمی، بانک، پلیس، نیروی دریایی، سالن تئاتر، مدرسه (دخترانه و پسرانه) و دانشگاه (دارالفنون) برای اولین بار به دستور ناصرالدین شاه قاجار وارد ممالک محروسه [ ایران] شد؛ چنین شخصیت بزرگی توسط یک مزدورِ تروریستِ نژادپرستِ پانفارس؛ شهید می شود. ✍️ شما اگر تمام صفحات تاریخ را ورق بزنید و طول و عرض تاریخ را از آدم تا به خاتم و از خاتم تا به قیام قائم آل محمد را وجب_به_وجب جستجو کنید نمی توانید یک تُرک را پیدا کنید که تروریست بوده باشد ؛ تُرک در میدان جنگ و سیاست خودش را نشان می دهد نه بامزدوری برای بیگانگان و ترور برای دشمنان و نه با جیره_خواری برای یهود و انگلیس ✴️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ✴️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
✍️ : #مختاری_نیا ✴️ سیر صعودی اپیدمی حماقت در جامعه ✍️ در قدیمُ الایّام که پای موبایل و اپلیکیشن های اندرویدی و اینترنت به سوراخ و سُنبه های زندگی منوّرالفکرها و عوام النّاس باز نشده بود؛ موضوعات جاریّه عمدتا نَقل و نُقل محافل توده ها در آرالیق های شهرهای تازه به دوران رسیده و روستاهای در حال تخلیه بود و نهایتا در اوقات منازعه و اختلاف، طرفین منازعه برای افتتاح مراسم #سووشمه به آرالیق رفته و دهان مبارک خود را با فحش های غلیظ مزیَّن می فرمودند ولی در عصر اینترنت و ارتباطات و فضا؛ حرکات و سَکَنات عوام الناس و حتی منورالفکرها نیز رنگ و لعاب مجازی به خود گرفته است و اینگونه شد که جهالتِ سُنّتی به حماقتِ مدرن اجتماعی تبدیل گردید. ✍️ حماقت جمعی یعنی اینگه بلاگر مزدور و قوندارمای مثلا تُرک به مردم شهر اردبیل توهین می کند و فضای مجازی نیز به سرعت آن را بولد نموده و در حد وسیع آن را فوروارد می کند؛ یا اینکه فلان جیره خوار معروف دست فلان پان_ایرانیست ضد تُرک را می بوسد و این تغییراتِ توده پسند، فی الفور تبدیل به مساله روز جامعه تُرک می شود که از قضا هیچ دخلی و ربطی به مشکلات و آسیب ها و معضلات هویتی جامعه ما نداشته و ندارد و ما بدون اینکه سر سوزنی به دلایل و اهداف این لُمپنیست ها و مبدأ شکل گیری آن فکر کنیم بی زحمت و اتومات اقدام به فوروارد و کپی پیست می نماییم. ✍️ در بدو ورود اینترنت به زندگی انسان ها؛ متخصصان امر معتقد بودند که تکنولوژی و اینترنت، انسان ها را از جهالت به سمت مدرنیته و تمدن عالی سوق خواهد داد ولی به مرور زمان ثابت شد که حماقت در انسان های مدعی و مدرن هر روز نهادینه تر شده و #عصر_جهالت در کسوت #عصر_حماقتِ مدرن، آپدیت می شود. ✍️ شاید آن روزی که کشیش #دیترش_بونهوفر در یک برنامهٔ رادیویی در خصوص ظهور استبداد جدیدی به نام هیتلر به آلمانی ها هشدار داد خیلی از آلمانی ها او را به تمسخر گرفته و حتی بونهوفر فکرش را هم نمی کرد که در سال ۱۹۴۵ بعلت اینکه هیتلر را گمراه کننده خطاب کرده بود، اعدام بشود؛ ✍️ مهم نیست که این استبداد، هیتلری باشد یا استالینی؛ استبداد و توهم مذهبی پسر آسمانی ژاپن باشد یا حماقت ناشی از تقدس هراس انگیز رئیس جمهور کره شمالی یا رضاپالانی مزدور یا فضای مجازی بی در و پیکر؛ مهم حماقت اجتماعی ناشی از قدرت و استبداد واقعی فضای مجازی ست که ما شدیدا مبتلابه آن هستیم. ✍️ بونهوفر مدت زمانی که در زندان بود در مقابل حماقت نازی های نژادپرست نوشت و حماقت نژادپرستان را بعنوان دشمنی به مراتب خطرناکتر از شرارت و شقاوت دانست؛ او معتقد بود که احمق ها برخلاف اشرار خیلی ازخود_راضی و از خودمتشکر هستند؛ بونهوفر اعتقاد داشت پاشنه آشیل احمق ها زمانی ظاهر می شود که آنها اجازه می دهند که جریانی و تفکری حتی غلط، از آنها بعنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف پلید خود استفاده کنند و جریان خزنده حماقت چنان نرم در بطن و متن ذهن و افکار احمق ها جاری و ساری می شود که خود احمق ها هم آن را احساس نمی کنند احمق ها نه تنها خود را احمق نمی دانند بلکه مدعی عقلانیت و منورالفکری نیز هستند. ✍️ بونهوفر معتقد بود: « وقتی شما با یک احمق صحبت می کنید انگار با خود او همکلام نیستید بلکه با مجموعه ای از شعارها و کلیشه هایی مواجه می شوید که در پشت آن یک قدرت سیاسی و عقیدتی نهفته است که پشتش به یک قدرت نظامی و سیاسی نیز گرم است؛ این قدرت هست که حماقت می آفریند این قدرت سیاسی و نژادپرستانه هیتلر بود که حماقت آریایی را به آلمان نازی تزریق کرد تا جهان را به ورطه هلاکت بکشاند؛ استبداد استالین و حماقت محض پهلویان و پسر آسمان ژاپن بود که جامعه آنها را به فلاکت کشید. ✍️ وقتی یک هویت طلب تُرک و #تورکچو که باید تمام هم و غم و رسالت خود را برپایه تقویت تفکر #ملی_دوشونجه تنظیم کند ولی در عوض رسالتش را پرداختن به ماجرای دستبوسی فردوسی پور اختصاص می دهد یا آن مزدورخانومی که به مردم اردبیل توهین می کند حکایت از فراگیری و مسری بودن #حماقت_جمعی ناشی از قدرت و استبداد فضای مجازی هست که عقل و فکر و تحلیل ما را به سخره گرفته است و ما را در مقابل سرایت و تهاجم حماقت جمعی، بی دفاع نموده است؟! ✍️ متاسفانه بخش زیادی از جامعه تُرک ایران در مقابل تهاجم #حماقت_جمعی پانفارس ها علیه خود هیچ واکنش هویت طلبانه ای از خود بروز نمی دهد و منفعلانه و البته متاسفانه برخی نیز احمقانه به ویروس حماقت_جمعی پان_ایرانیست ها مبتلا شده و اسفبارتر اینکه ملحق شدن به جریان شوم #حماقت_جمعی_پانفارسها در بین سلبریتی ها و بلاگرهای تُرک نیز سیر صعودی داشته و دارد!؟ اینجاست که بونهوفر فریاد می زند: خطرناکترین احمق ها، آن احمق هایی هستند که معروف می شوند تا آلت دست اربابانشان باشند. ✴️ @Ajisevdalarim 👇 👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
☪️ استفاده ابزاری روس ها از ارامنه و اکراد علیه تُرک ها ✍️:#مختاری_نیا ✍️ آنچه که ما از تاریخ می نویسیم مبتنی بر مستندات معتبر تاریخی و متّکی بر اسناد و مدارک و متون متقنی هست که با رفرنس های علمی ذکر می گردد؛ ما از زبان تاریخ و با زبان تاریخ می گوییم و می نویسیم و خارج از حوزه استنادات معتبره و موثّق به چیزی تکیه نداده و استدلال نمی کنیم؛ ولی متاسفانه عده ای با تکیه بر توهمات تزریقی و بعلت شدّت تفکرات نارسیستی،" صُمُّ بُکمُ و عُمیَُ" گویا وظیفه ای جز تکرار جعلیات جاعلان پان_ایرانیستی و کوبیدن های تکراری بر طبل تحریفات و توهمات تزریقی نداشته و ندارند؛ :" نَنَم منه کور دییب؛ گَلَنی گئدنَی وُور دییب" ✍️ روسیه و انگلیس و فرانسه در طول تاریخ تا جاییکه توانستند به صورت مستقیم با تُرکها دشمنی کرده اند و و آنجائیکه تیغشان کُند بوده و از تُرکها هراس داشتند به صورت غیر مستقیم و با استفاده ابزاری از سایر اقوام علیه ترکها دشمنی نموده اند در این میان ارامنه بیشترین سهم را در استفاده ابزاری برای روس ها داشته و دارند و بعضا نیز می بینیم که اکراد ابزار دشمنی روس ها و انگلیسی ها علیه تُرکان مسلمان بوده اند. ✍️ محمد پرینچک [ مورخ، محقق و سند پژوه که سالها در آرشیو اسناد روسیه مطالعه و تحقیق و در دانشگاههای روس ها سابقه تدریس داشته است ] در کتاب معروف خود تحت عنوان " یکصد سند" با اشاره به استفاده روسیه تزاری از کارت های ارامنه و اکراد علیه تُرکها مخصوصا آذربایجان و امپراطوری عثمانی می نویسد:" سازانف وزیر امور خارجه روسیه در ۱۷مارس ۱۹۱۴ طی تلگرافی به شماره ۵۳ به "گیرس" سفیر کبیر روسیه در استانبول به صراحت تاکید می کند که باید از کارت های ارمنی و اکراد علیه تُرکها استفاده کرد برای این کار باید در جهت دادن به کُردهای عبدالرزاق [ عبدالرزاق رئیس عشیره کُرد که به روسیه پناهنده شده بود] جهت هماهنگی شدن با گروه تروریستی داشناکسیون ارمنی در وان و بیتلیس ارتباط گرفت."( پرینچک، ۱۳۹۰، سند ۱۸: ۸۷] ✍️ پرینچک در سند ۶ کتاب خود با اشاره به تحریک ارامنه و تشکیل گروه تروریستی داشناکسیون علیه آذربایجان توسط روسیه و حتی اسقف ها می نویسد:" در سال ۱۹۰۵ م داشناک های ارمنی برای نابود کردن تُرکها [ آذربایجان] شروع به فعالیت کردند. در اوایل سال ۱۹۰۵ دسته های غارتگر داشناک به طور سازمان یافته در باکو و کامارلو نیز ادامه یافت. داشناک ها با شعار " به هيچ کس رحم نکن، تا توانستی بکش و غارت کن! به نابود کردن آذربایجانی ها پرداختند؛ داشناک ها هرگز در مورد سلاح در مضیقه نبودند و از طرف اسقف ها نیز مسلح می شدند؛ غارتگران داشناک تشکیل یافته از جانیان، قاتلان و ماجراجویانی بودند که بی دلیل و به خاطر مسائل بی اهمیت، سلاح خود را برای کشتن یک انسان بی گناه نشانه می رفتند"( یکصد سند، ۱۳۹۰، سند ۶: ۵۹) ✍️ در کتاب #یکصد_سند حتی به حمایت دولت وقت ایران از گروهک های تروریستی ارامنه برای قتل و غارت آذربایجان اشاره شده است :" داشناک ها از یکطرف، قراردادها و ارتباطات مخفی با ماموران دولت و جاسوسان انگلیس، روسیه، فرانسه و دیگران از یکطرف و از طرفی دیگر ارتباط با اروپا و...و ایران داشتند و حتی شرکت آنها در انترناسیونال دوم در سال ۱۹۰۷ از سیاست های حزب داشناکسیون است.:"( همان، سند ۲،: ۴۲) ✍️ تحریک ارامنه و اکراد و سُریانی جهت جنگ با تُرکها عنوان سند ۲۱ از کتاب "یکصد سند" پرینچک می باشد که با استناد به تلگراف سخنگوی دایره سوم سیاسی روسیه تزاری به سفیر کبیر م.گیرس در استانبول به سال ۱۹۱۴، تصریح می کند :" فرماندهی کل در قفقاز در موضوع فرا رسیدن زمان مهیا کردن ارامنه، کردها و سُریانی های آماده جنگ با ترکیه، همعقیده هستند. دسته ها به طور کاملا پنهانی توسط کنسول هایمان در آذربایجان تشکیل خواهند شد( پرینچک، یکصد سند، ۱۳۹۰: ۹۳) ✍️ در تلگراف رمزدار کنسول روسیه در ماکو به تاریخ ۲۷ اکتبر ۱۹۱۴ آمده است:" عبدالرزاق رئیس عشیره کُرد با پانصد کُرد مسلح از چالدران به طرف ترکیه حمله کرده است و هم اکنون در حال گردآوری کُردهای طرفدار خود است هدف او اخراج تُرک ها از کردستان با همکاری ارمنی هاست.( پرینچک، یکصد سند، ۱۳۹۰: ۹۵)؛ حتی در تلگراف یودنیچ فرمانده قرارگاه به ژنرال نیکولایف تاکید شده است :" کُردها و ارمنی هایی که با یکدیگر منازعه کنند از حمایت ما [ روس ها] محروم خواهند شد به آنها یادآوری کنید که هر یک از این دو گروه در [ جنگ و قتل و غارت تُرکها] اهداف خاص خود را تعقيب خواهند کرد. هرکس سرپیچی کند از حمایت ما محروم خواهد شد."( پرینچک، یکصد سند، سند ۲۳، ۱۴۹۰: ۹۷) ✴️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil
من #مختاری_نیا ماه را در آغوش سیاه خدا دیده ام و گربه هایی را که با کلاف بلند گیسوانت رویِ دیوارِ باغِ کوتاهِ انار چنگ می زدند من غرق شدن گرگی را در رودخانه های طولانی پلکهایت دیده ام که چگونه برای رسیدن به من رقص طلایی گندمزارهای آبادی را در گونه های باران دیده شما به طلوع نشسته ام من خواب دیده ام که کفتارها، شما را از چشمان" گرگ باران دیده " می گیرند من شاعری هستم که زوزه های چشمانش بویِ بلند گرگی را می دهد که در شبهای پاییزی عاشق ماهی می شود که در آغوش سیاه خدا باکره گی اش را به رخ دریاها می کشد. بله... من... آن " گرگ باران دیده " ای هستم که روی بلندای گونه هایت برای ماهِ باران خورده_ یِ شما، زوزه می کشد... ☪️ @Ajisevdalarim 👇👇👇 ☪️ https://t.me/Mokhtarinia_khalil 🌍🌗
без подписи
без подписи