Morteza Goodarzi مرتضی گودرزی (دوتار خراسان بزرگ)
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 8
- 1/48двое суток
- 9
- 1/72трое суток
- 9
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این دخترِ ۱۳ ساله، تا چند ماه پس از جراحی زنده مانده است؛ چرا که آثار ترمیم در استخوان مشاهده شده است. علت مرگ این دختر مشخص نیست؛ اما او را در گوری دستهجمعی همراه با ۱۳ اسکلت دیگر پیدا کردهاند. شهرستان هامون شهرستان هامون، از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران و مرکز آن، شهر محمدآباد است. شهرستان هامون از شمال تا غرب با شهرستان نیمروز، از شمال شرقی با شهرستانهای زابل و زهک، از شرق تا جنوب شرقی با مرز افغانستان و از جنوب غربی با شهرستان زاهدان همسایه است. پیشینه نگاه کوتاه به برجستگیهای شهرستان هامون به روشنی نشان میدهد، که این سرزمین خاستگاه و پرورشگاه نخستین شهرنشینی بشری بوده است، که شهر سوخته از حیث تقسیمات کشوری در دهستان لوتک بخش مرکزی شهرستان هامون به عنوان هفدهمین اثر جهانی ایران ثبت یونسکو نیز گردیده است. پژوهشهای انجام شده نشان میدهد که این شهر با بیش از ۵ هزار سال دیرینگی، خاستگاه بسیاری از اندیشههای نخستین بشری در ایجاد ساختارها و مناسبات شهرنشینی بشر با گرایشهای انسانی، صلح دوستی و ایجاد پیوندهای فرهنگی و تاریخی با تمدنهای همزمان و هم جوار با تکیه بر توحید و فن آوریهای صنعتی در یک مدیریت زنانه بوده است. شهرستان هامون پرچمدار شهرنشینی و نخستین ساختارهای اداری، اقتصادی و اجتماعی بشر در سایه خرد جمعی است. پیوندهای عمیق با تمدنهای بزرگ بشری هم دوران، ریشه در تکاپوهای تاریخی و تمدنی مردم این حوزه دارد. آثار بر جای مانده در کوه خواجه مهمترین و یگانهترین آثار برجای مانده در تمدن بشری است که به ما توان تحلیل و بررسی چند و چونهای استقرارهای بشری و به ویژه ساختارهای شهرنشینی در نیمه شرقی فلات ایران را از نسا در ترکمنستان امروزی تا تاکسیلا در پاکستان امروزی میدهد. بسیاری از اندیشهها و باورهای تأثیرگذار بشری که نماد و نماینده توحید هستند و بسیاری از آیینها مانند زرتشت، مسیحیت، یهود و باورهای اسلامی در کوه خواجه به اشتراک جغرافیایی میرسند و به همین دلیل کوه خواجه در فهرست ده آثار نخستین سازمان میراث فرهنگی برای ثبت در فهرست جهانی ثبت شده است. در متنهای روشن و درست تاریخی بویژه آنها که به روزگار اشکانیان و ساسانیان پیوند مییابند اهمیت و برجستگی این بخش در ساختارهای سیاسی و مذهبی آن روزگار بسیار روشنتر میشود بر مبنای همین متنها کوه خواجه، شاخه نشین ایلات سگستنا روزگار اشکانی و ساسانی است که شاه اینجا حکم فرمانروایی خویش و حوزه مدیریت خویش را دریافت میکرد. مردمشناسی جمعیت شهرستان هامون را بلوچ و سیستانیها تشکیل میدهند. جاذبههای گردشگری شهر سوخته آتشکده ورمال کوه خواجه قلعه رستم، قلعه مچی، قلعه سه کوهه، قلعه کهک کهزاد، قلعه رامرود، قلعه کک کهزاد دریاچه هامون آسیاب بادی سیستان سه کوهه آرامگاه خواجه غلطان تقسیمات کشوری بر اساس آمار سال ۱۳۹۵، شهرستان هامون شامل ۲ بخش، ۴ دهستان و ۳ شهر به شرح زیر است: بخش مرکزی محمدآباد ۲۹٬۷۹۱، محمدآباد ۱۳٬۵۲۶ شهر جدید رامشار ۳٬۴۶۸ لوتک لوتک ۱۲٬۷۹۷ نفر تیمورآباد تیمورآباد ۱۱٬۰۶۹ علیاکبر ۴٬۷۷۹ نفر کوه خواجه صیادان سفلی ۱٬۴۳۴ جمعیت شهرستان هامون برابر با ۴۱٬۰۱۷ نفر بوده است. صنایع در شهرستان هامون نیز بیشتر مردم به کار کشاورزی و دامداری مشغول هستند؛ علاوه بر آن، مردم محلی به خامه دوزی سیستانی حصیر بافی یا خولک بافی، پارچه بافی، پریوار دوزی بلوچی، سکه دوزی بلوچی، گلیم بافی(شال بافی سیستان)، سفالگری، زیورآلات، خامه دوزی نیز مشغول هستند. شهرک صنعتی محمدآباد عملیات اجرایی شهرک صنعتی محمدآباد در سال ۶۹ آغاز شد و با مساحت کلی ۷۸ هکتار در کنار شهر محمدآباد مرکز شهرستان هامون واقع شده است. شهرک صنعتی رامشار شهرک صنعتی رامشار یکی از شهرکهای صنعتی در کنار شهر جدید رامشار، شهرستان هامون در استان سیستان و بلوچستان است. این شهرک هم اکنون در محدوده و مالکیت منطقه آزاد تجاری-صنعتی سیستان است. ادامه دارد...
آنها میخواهند بهوسیله میکروسکوپ، تجزیههای مختلف از طریق رادیو کاربون و مطالعه دقیق با روشهای بسیار جدید روی آثار ناچیز؛ مانند ریزههای استخوانهای پرندگان یا باقیمانده حبوبات و چوب و غیره زندگی مردم آن ناحیه را در آن روزهای بسیار کهن معرفی کنند. این نکته قابل توجهاست، که شهر سوخته تنها نقطه از ناحیه جنوب ایران نبودهاست، که در هزارهٔ ۴ از میلاد به درجهٔ نسبتاً بلندی از تمدن رسیده بودهاست. اینها شاید علامتهایی باشند، که برای مردم آنروز مفهوم مشخصی داشتهاند و در واقع بتوانند به صورت مراحل اولیه «خط» معرفی گردند. در مجاورت نزدیک یا دور از شهر سوخته در نقاطی مانند «تپه یحیی» و «تلابلیس» و بم و شهداد کاوشهایی انجام گرفتهاست که حاکی از وجود تمدن پیشرفتهای در ناحیه وسیع جنوب ایران و سواحل فارس بودهاست. در تقسیمبندی کلی، اشیاء پیدا شده را میتوان به گروهای زیر تقسیم کرد: اشیاء زینتی، اشیاء آیینی، اشیاء مربوط به پیشهها، اشیاء مورد استفاده در زندگانی روزمره و مواد غذایی کشفیات چشم مصنوعی برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی پیدا شد. مطالعات اولیه نشان دادهاند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره ۶۷۰۵ مصنوعی بودهاست. همین مطالعات نشان میدهند که زیر طاق ابروی زن مذکور آثار آبسه دیده میشود. به علت طول زمان زیادی که بخش زیرین این چشم مصنوعی با پلک چشم در تماس بودهاست آثار ارگانیکی پلک چشم نیز در روی آن مشهود است. جنس و مادهای که چشم مذکور با آن ساخته شدهاست هنوز به دقت روشن نشده و تشخیص آن به آزمایشهای بعدی موکول شدهاست؛ اما به نظر میرسد، که چشم مزبور از جنس غیرطبیعی که با نوعی چربی جانوری مخلوط شدهاست ساخته شدهاست. در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگهای داخل کره چشم توسط مفتولهای طلایی به قطر کمتر از نیم میلیمتر طراحی شدهاند مردمک چشم در وسط طراحی شده و جز از آن تعدادی خطوط موازی که تقریباً یک لوزی را تشکیل میدهند در پیرامون مردمک دیده میشود از دو سوراخ جانبی واقع در دو سوی این چشم مصنوعی جهت نگهداری و اتصال آن به حدقه چشم استفاده میشدهاست. بررسیهای انسان شناسانه نشان داده که به احتمال بسیار زیاد زن مزبور دارای سنی بین ۲۵ تا ۳۰ سال بوده و دو رگه (سیاه و سفید) بودهاست. اشیاء پیدا شده در این قبر دو قسمتی عبارت بودهاند از ظرفهای سفالی، مهرهای تزیینی، یک کیسه چرمی و یک آینه مفرغی. قدمت این قبر و چشم مصنوعی به حدود ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد و ۴۸۰۰ سال پیش از این میرسد. مطالعه جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر در این مورد چشم و اسکلت ادامه دارد. گزارش شدهاست که زنی که در شهر سوخته دارای چشم مصنوعی بودهاست قدی برابر با ۱۸۰ سانتیمتر داشتهاست که با میانگین قد اهالی خود شهر سوخته تفاوت آشکاری دارد. مردم شهر سوخته قد و قامت متوسطی داشتهاند بهطوریکه میانگین قد خانمها ۱۶۰ تا ۱۶۵ سانتیمتر و میانگین قد آقایان ۱۶۵ تا ۱۷۰ سانتیمتر بودهاست، اما زن صاحب چشم مصنوعی استثنا محسوب میشده چراکه قامت او از ۱۷۶ تا ۱۸۰ سانتیمتر تخمین زده میشود و احتمالاً مهاجری از دوردست آمده به تمدن شهر سوخته بودهاست. تخته نرد کشف بازیای شبیه به تخته بازی یکی دیگر از شگفتیهای این شهر است۔ بازی شهر سوخته قدیمیترین مجموعه بازی کامل یافتشده جهان است که قدمتی ۴۶۰۰ یا حتی ۴۷۰۰ ساله دارد که ثابت میکند از بازی سلطنتی اور در میانرودان در کشور کنونی عراق قدیمیتر، کاملتکشورر و فکریتر است، به این علت که اولین نمونه بازی ۲۰ مربع است۔ این موضوع آن را به منبعی ارزشمند برای درک تاریخچه و تکامل بازیهای رومیزی تبدیل میکند و این پتانسیل را دارد که تاریخ بازیهای رومیزی را تغییر دهد۔ بازی شهر سوخته شامل ۲۷ مهره و ۴ تاس متفاوت است۔برای اولین بار، صفحه بازی با قوانین باستانی رمز گشایی و بازسازی شد که احتمالاً در آن دوران بازی میشده است۔ ساخت انیمیشن در شهر سوخته جامی سفالی پیدا شده است، که بزی روی جام کشیده شده و به مرور به گیاه نزدیکتر میشود. چیزی که این جام را منحصر به فرد میکند این است که بز در فریمهای متصل به هم، به گیاه نزدیک شده و به آن میرسد، درست مانند همان چیزی که در انیمیشنها میبینیم. انیمیشن بر اساس نقش سفالینهٔ شهر سوخته انیمیشنها هم از همین تکنیک استفاده میکردند، مجموعهای از فریمها، که به سرعت به دنبال هم میآیند. این جام در موزهٔ ایران باستان در تهران نگهداری میشود. جراحی مغز در یکی از گورهای شهر سوخته، اسکلت دختر نوجوانی پیدا شد، که روی جمجمهاش آثار جراحی مغز بود. در مورد این جراحی نظریههای متفاوتی وجود دارد. آنچه مشخص است، حجم جمجمه این دختر نسبت به سایر زنان و دخترانی، که در شهر سوخته پیدا شدند، بزرگتر است. به همین دلیل محققین معتقدند که این دختر از هیدروسفالی رنج میبرده است.
ظروف سفالین «شهر سوخته» با ظروف سفالین مکشوف در درهٔ پنجاب شباهت دارند. نقش خورشید، که روی یکی از این سفالها نشان داده شده در روی ظروف سفالین شهداد نیز دیده میشود. شباهت این نقوش با نقوش ظروف گلی بینالنهرین کمتر است. باید بخاطر داشته باشیم که تمدن شهداد نیز درهمین حدود اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در نتیجه تغییر مسیر رودخانه ازبین رفت و در آن زمان مردم شهداد بامردم پنجاب روابط نزدیک داشتهاند. برای انجام تحقیقات بیشتر، دانشمندان ایتالیایی با باستانشناسان شوروی که در ترکمنستان مشغول کاوش بودند تماس گرفتند. تحقیقات دقیق باستانشناسان شوروی رابطه مردم شهر سوخته با مردم ترکمنستان دراوایل هزاره سوم پیش از میلاد را تأیید نمود. وجود تعداد زیاد اشیاء بسیار کوچک که بعضی از آنها بیش از ۲ میلیمتر در ۲ میلیمتر عرض و طول ندارند موجب شد ک از یک متخصص «پالئوبوتانیست» نیز کمک خواسته شود. آزمایشهای میکروسکوپی نشان داد که در این اجتماع ماهیها و پرندگان و خرچنگها نیز مورد استفاده غذایی بودهاست. درمیان حیوانات استخوانهای بز و غزال و گوسفند ۹۹ درصد باقیماندههای حیوانی در این ناحیه را تشکیل میدادهاند. بین پرندگانی که دراینجا مورد مصرف اهالی بودند مرغهای آبی، قرقاول، مرغابی و غاز وجود داشتهاست که بیشتر آنها میتوانستند اهلی بوده باشند. ضمناً وجود هزاران پیکان سنگی نشان میدهد که شکار پرندگان درمیان شهروندان این ناحیه بسیار رواج داشتهاست. دانشمند پالئوبوتانیست «لورنزوکنستانین» مطالعه این آثار را برعهده گرفت و برای این کار به سیستان آمد و باستانشناسان پند فیلسوف جهان کهن «اپیکور» یا «ابیقور» را سرلوحه برنامه خود قرار دادند و آن این بود که «از اشیاء کوچک به حقایق بزرگ دست یابند». مجموع سطحی که از این نظر باید مورد بررسی قرار گیرد در حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد. میلیونها آثار بسیار کوچک از استخوان و چوب و صدف و چوب و نظایر آن تحت بررسی دانشمندان ایتالیایی قرار گرفت. باستانشناسان در این مکان آثار دانههای گندم و جو و شاهدانه و تخم خربزه و حتی انگور نیز پیدا کردند. این امر برای دانشمندان باستانشناس مسلم گردید که پرندگان و حیواناتی که آثارشان در شهر سوخته به دست آمده درحال حاضر دیگر در این مکان زندگی نمیکنند. اشیاء دیگری که ساخت دست انسان بودهاست و از جنس فیروزه یا سنگ لاجورد است در شهر سوخته به دست آمدهاست. کاوش کنندگان فکر میکنند که وسعت این شهر به ۷۰ هکتار میرسیدهاست. در طرف جنوب و مغرب آن مردگان بخاک سپرده شدهاند. با تخمینی که زده شده احتمال دارد که در حدود ۲۱۰۰۰ قبر در این ناحیه وجود داشته باشد. با کمک متخصصان «پالئوپاتولوژیست» و «آنتروپولوژیست» بسیاری از مطالب مربوط به زندگی در این ناحیه با مطالعه اسکلتها روشن شد. به این وسیله توانستند بفهمند صاحبان این قبرها تقریباً ازچه گروه نژادی بودهاند. سن مردگان در قبرهایی که شکافته شد نیز تشخیص داده شد و نسبت تعداد مردان به زنان و کودکان معین گردید. پروفسور «توچی» تصمیم دارد از متخصصان دیگری نیز کمک بخواهد، که با معاینه استخوان ساق پاها بتوانند گروه خونی این مردگان را مشخص نمایند؛ مثلاً معلوم شد در زمان معینی یک مرض مسری موجب مرگ تعداد زیادی کودکان و نوجوانان شده و آنها را بخاک سپردهاند. استخوان جنینی را در شکم مادرش که حامله بوده و مردهاست، تشخیص دادند. این نوع تحقیقات در مورد مردگان ممکن است نتایج بسیار جالبی دربرداشته و در علم باستانشناسی تازگی دارد. بنابر تخمینی که زدهاند در قبرستانی که تحقیق شده، ۵۵ ٪ از ۶۰ اسکلتی که بیرون آمده کودکان کمتر از ۹ سال بودهاند، اسکلتی از مرد ۲۰ ساله بوده، کودکی پنجساله به خاک سپرده شده و در یک گور دو نفر قرار داده شدهاند. نقوشی هم که بهاحتمال قوی نشانهای از خورشید، یا مفهوم دیگری است، که اکنون بر ما پوشیدهاست. نقش خورشید به صورت صلیب در بسیاری از نقاط فلات ایران دیده میشود و احتمالاً مربوط به پرستش خورشید در آن زمانهای کهن میباشد. تحقیقات باستانشناسان نیز نشان دادهاست، که تعداد زیادی از شهروندان شهر سوخته به کارهایی اشتغال داشتهاند که مربوط به قوت و غذا نبودهاست. صنعت کوزهگری، حصیربافی، سنگتراشی و تهیه جواهرات و زینتآلات از سنگ لاجورد یا فیروزه عدهای از صنعتگران شهر سوخته را به خود مشغول میساختهاست. پژوهشهای باستانشناسان در ناحیهٔ سیستان راه تازهای برای بازسازی کردن زندگی مردم پیش از تاریخ فلات ایران بازنموده است. برای آنان مهم نیست، که اشیاء گوناگونی را که از نظر هنری ارزشی دارد از زیر خاک بیرون آورده در موزهها قرار دهند.
باستان شناسان با یافتن مهرهها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور، پس از پژوهش دربارهٔ روشهای ساخت ورقهها و مفتولهای طلایی دریافتند که صنعتگران شهر سوخته سیستان با ابزار بسیار ابتدایی در آغاز صفحات طلایی بسیار نازکی به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل استوانهای لوله نموده و بین استوانههای طلا مهرههای لاجورد قرار میدادهاند. در شهر سوخته سیستان انواع سفالینهها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته نساجی در آن جاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته سیستان به دست آمده و تحقیق دربارهٔ اشیاء حصیری مشخص کرده که مردم شهر سوخته سیستان با استفاده از نیزارهای باتلاقهای اطراف دریاچه هامون سیستان سبد و حصیر میبافتند. از این نیها نیز، برای درست کردن سقف ساختمانها استفاده میشدهاست. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر پیشههای مردمان شهر سوخته سیستان بودهاست. سازماندهی مدنی شهر سوخته سیستان بدون شک جزو شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بودهاست. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی و صنعتی دیده میشود؛ بلکه در سازماندهی اجتماعی شهر نیز قابل مشاهدهاست. شهر سوخته سیستان دارای تشکیلات منظم و مرتبی بودهاست. آثار باقیمانده نشان دهنده این امر است، که این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد، دارای یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب بودهاست. در نخستین مرحله کاوشهای باستانشناسی، در شهر سوخته کوچهها و خانههای منظم و لولهکشی آب و فاضلاب با لولههای سفالی پیدا شده که نشاندهنده وجود برنامهریزی مدنی در شهر سوخته سیستان است. مهر باستانی ۵۰۰۰ ساله شهر سوخته تجارت و اقتصاد در شهر سوخته لوح گلی کشف شده که احتمالا وسیله ای برای محاسبات عددی در معاملات تجاری بوده است. پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر، همراه با آثار مهرها، نشان از ارتباطات تجاری و کنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد. مردم سیستان در این مدت با مردم ساکن بین دو رود دجله و فرات روابط تجاری داشته و این روابط از راه زمینی و دریایی کنار خلیج فارس انجام میگرفت. مردم بینالنهرین از همین طریق از سنگ لاجورد افغانستان استفاده مینمودهاند؛ ولی تمدن سیستان را نمیتوان وابسته به تمدن جلگه بینالنهرین یا مصر دانست؛ زیرا در این مکان خصوصیاتی وجود داشتهاست، که آن را کاملاً متمایز مینماید. در واکاویها به نظر میرسید عهده باستانشناسان داخلی به تنهایی برنخواهد آمد. به همین منظور بود که در حدود ده نفر از متخصصان مختلف ایتالیایی به محل کاوش آمدند و با میکروسکوپها و به وسیله تجزیههای «رادیو کاربون» مشغول مطالعه زندگی ۵۰۰۰ سال پیش در این مکان گردیدند. درهمین اوان بود که متخصصان ژاپنی نیز علاقهمند به کاوشهای «شهر سوخته» شدند و زمینشناسان و متخصصان «فیزیک هستهای» به همکاری با متخصصان ایتالیایی پرداختند و نمونههای به دست آمده را از طریق روشهای «پالئوماگنتیک» و «اورانیوم۲۳۸» تحت بررسی قرار دادند. بررسیهای دانشمندان مزبور نشان داد که به صورت دقیق شهر سوخته در فاصله بین ۲۹۰۰ تا ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد مورد سکونت بودهاست. هزار سال، نسبت به قدمت بشر، چیز فوقالعادهای نیست، ولی آنچه که بنظر ما فوقالعاده میآید این است که در عرض مدت هزار سال مردم این ناحیه موفق شدهاند شهر بزرگ و آبادی به وجود آورند که مردم آن به انواع صنایع دستی پرداخته و حکومت منظمی تشکیل داده بودند و پیرو مذهب واحدی شده روابط تجارتی و فرهنگی گستردهای با نواحی مجاور خود ترتیب داده بودند. نکته قابل توجه از نظر روشن شدن تاریخ سرزمین ایران این است که آثار مکشوف در «شهر سوخته» نشان میدهد که مردم این ناحیه در اوایل استقرارشان، یعنی در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد مسیح روابط بسیار نزدیک با مردم ترکمنستان داشتهاند و در اواخر دوران وجودشان، یعنی پیش از ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد با مردم ساکن در دره پنجاب رابطه بسیار نزدیک پیدا میکنند. برخی معتقدند اینها مردمی بودند که در حدود ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد از سوی شمال به طرف دهانه رود هیرمند که در نتیجهٔ شرایط بخصوصش برای شهرنشینی مناسب بود سرازیر شدهاند، و سپس هزار سال بعد، در زمانی که مسیر رود هیرمند تغییر یافت این مردم به طرف دره پنجاب مهاجرت کردند و درآنجا امپراتوری بزرگ «موهنجودارو» و «هاراپا» را تشکیل دادند.
حملهٔ اقوام مهاجم همسایه و تغییر مسیر رودخانۀ هیرمند را ازجمله مهمترین دلایل افول تمدن شهر سوخته ذکر کردهاند. برخلاف تصور عام، در واقع در این شهر آتشسوزی رخ نداده و حتی شواهدی بر وجود جنگافزار هم در شهر سوخته یافت نشده است. شهر سوخته، تمدنی وابسته به صنعت بوده؛ بنابراین کورههای بسیاری در آن فعال بودهاند که خاکستر آنها در اطراف منطقۀ مسکونی، تلانبار میشدهاست. همچنین در دورانهای پس از افول تمدن در این منطقه، مردمان کوچرو برای درستکردن غذا زمین را میشکافتند و آتش روشن میکردند. با این شرایط نخستین باستانشناسان وقتی از این منطقه بازدید داشتند، مشاهده کردند که یک سطح وسیع خاکستر وجود دارد؛ پس نخستین لقبی که به آن دادند، شهر سوخته بود. آنچه در شهر سوخته موج میزند، تخصص، همبستگی، دوستی و صلح بوده و جنگی در کار نبودهاست و علت نابودی آن تاکنون نامعلوم مانده است. جغرافیا و محیط زندگی شهر سوخته بر مبنای یافتههای باستانشناسان، شهر سوخته ۲۸۰ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان میدهد، که این شهر دارای پنج قسمت اساسی بوده که شامل بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته؛ بخشهای مرکزی؛ منطقه صنعتی؛ بناهای یادمانی و گورستان است که بهصورت تپههای متوالی و چسبیده به هم واقع شدهاند. هشتاد هکتار از شهر سوخته را بخش مسکونی تشکیل میدادهاست. محوطهٔ باستانی شهر سوخته در حدود ۱۸ متر از سطح زمینهای اطراف ارتفاع دارد. پژوهشها نشان دادهاست ناحیهای که شهر سوخته بر آن بنا شده بوده برخلاف اکنون که محیط زیستی کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده میشود، در ۵ هزار سال قبل از میلاد منطقهای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار فراوانی در آنجا وجود داشتهاست. دریاچۀ هامون در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد دریاچهای بزرگ و پرآب بوده و چندین رودخانۀ دائمی مانند هیرمند آن را تغذیه میکرده و هماکنون نیز کموبیش هیرمند و رودخانههای دیگر این دریاچه را غالباً بهصورت فصلی تغذیه میکنند؛ ولی افت بیش از اندازۀ آب در این رودخانهها بهدلیل رعایتنشدن پروتکلهای بین دو کشور همسایه -ایران و افغانستان امروزی- و برداشت بیرویۀ آب در درون خاک افغانستان امروزی سبب خشکی دریاچۀ هامون و مناطق اطراف آن شدهاست. در اطراف دریاچۀ هامون، در آن زمان نیزارهای وسیعی وجود داشتهاست. همچنین کاوشها نشان میدهند که نهرها و شاخههای قوی آبیاری از آن منشعب میشدهاست. در بررسیهای منطقهای در اطراف شهر سوخته بستر نهرها و آبراههای گوناگونی پیدا شده، که میتوان گمان برد به مزارع کشاورزی آن شهر آب میرساندهاند. رود هیرمند پیش از آنکه در میان شنزارهای سیستان گم شود، در جلگههای مجاورش وضعی شبیه به درۀ نیل بهوجود آورده بود، به این معنی که در مواقع معیّنی بهدلیل بالاآمدن سطح آب در نتیجۀ جزرومد دریاچۀ هامون، زمینهای ساحلی آن مشروب و لذا خاک آن حاصلخیز میشدهاست. این امر سبب شده بود که شهروندان این ناحیه بتوانند به کار زراعت پرداخته و در توسعۀ شهرنشینی به پیشرفتهایی نائل شوند. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده؛ اما آب رودخانۀ هیرمند و شاخههایش بهخوبی زمینهای کشاورزی شهر سوخته را سیراب میکردهاست. منطقه شرقی مسکونی شهر سوخته منطقه گورستان از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ تعداد ۱۴ گمانه به مساحت تقریبی ۲۳۰۰ متر مربع در گورستان شهر حفاری شده و در نتیجه ۳۱۰ گور کشف شدهاند. نقش مشهور به نخستین پویانمایی تاریخ بر ظرف سفالین کشف شده از شهر سوخته در منطقه سیستان قدمت: هزارهٔ سوم پیش از میلاد. محل نگهداری: تهران موزه ایران باستان طی کاوشهای بهعمل آمده توسط باستان شناسان، برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه کفنی دفن میکردهاند. در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان دیده میشود. پارچهها به سه شکل گوناگون در گورها دیده میشود: به صورت کفن، که مردهها را در آن میپیچیدهاند؛ به شکل لباس زیرانداز و روانداز؛ کف گور فرش شده و مرده را با لباس در آن میگذاشتند. اشیاء سفالی اصلیترین موادی هستند، که تقریباً در همه گورها وجود دارند در کنار این دسته از اشیاء، هدایای دیگری ساخته شده از سنگ، چوب و پارچه در قبور دیده میشود. صنعت و پیشهها در شهر سوخته سیستان شهر سوخته سیستان مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، در نوبت ششم کاوش در شهر سوخته سیستان نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاریهای نوبتهای گذشته در شهر سوخته سیستان مشخص شد که جهت صنایع ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، شهروندان شهر سوخته سیستان از درختان موجود در طبیعت اطراف برای سوخت استفاده میکردهاند. نقش مهر ۵۰۰۰ ساله بر روی گل
شهرستان زابل شهرستان زابل، از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران با مرکزیت شهر زابل است. جمعیت شهرستان زابل در سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۶۵٬۶۳۴ نفر بودهاست. مردم مردم شهرستان زابل را بلوچها و سیستانیها تشکیل می دهند. زابل بهلحاظ دارا بودن پیشینه تاریخی خوب و غنی فرهنگی و تاریخی، از جایگاه و ارزش بسیار والایی در میان شهرستانها و مناطق مختلف کشور برخوردار است. تقسیمات کشوری بر اساس بررسیهای سال ۱۳۹۵، شهرستان زابل دارای ۲ بخش، ۴ دهستان و ۲ شهر بهنامهای زیر است: ّبخش مرکزی زابل ۱۵۱٬۰۷۸ حیدرآباد حیدرآباد ۶٬۲۰۷ زابل ۱۳۴٬۹۵۰ بنجار بنجار ۶٬۱۶۱ نفر کرباسک کرباسک ۱۵٬۳۷۰ ژالهای ژالهای ۸٬۴۷۶ کرباسک کرباسک ۶٬۸۹۴ موقعیت جغرافیایی شهرستان زابل، در ضلع شمال شرقی استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان (زاهدان) ۲۰۷ کیلومتر است. عوارض طبیعی شهرستان زابل دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک است. رودخانههای هیرمند و شیله از رودخانههای این شهرستان میباشد. آب این شهرستان در گذشته از طریق حفر چاه و قنات تأمین میشدهاست و امروزه آب شرب زابل از مخازن بزرگ آب به نام چاه نیمه (که توسط رود هیرمند تغذیه میشوند) تأمین میگردد. پیشینه بیراند رایس، محقق آلمانی در کتاب خود با نام زابل، زمان پیدایش زابل را سال ۱۸۶۹ م. میداند. کشاورزی و منابع طبیعی و دامپروری اکثریت مردم این شهر از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند. در سال زراعی ۸۳–۱۳۸۲ سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان زابل بالغ بر ۲۵۸۶۱ هکتار شامل میشد که ۱/۱۶ درصد از سطح زیر کشت استان سیستان و بلوچستان را تشکیل میدهد. شهر سوخته شهر سوخته سیستان (به سیستانی: شَرِ سُخْتَه) نام بقایای دولتشهر باستانی ایرانزمین واقع در شهرستان هامون است. شهر مزبور بر روی آبرفتهای مصب رودخانۀ هیرمند به دریاچۀ هامون و زمانی در ساحل آن رودخانه بنا شده بود. به تشخیص بسیاری از محققان، دورهٔ بنای این شهر بزرگ با دورۀ برنز و تمدن جیرفت همزمان است، اما عزتالله نگهبان شهر سوخته را جزو آثار ایلامی برمیشمارد. عبدالمجید ارفعی در این باره گفته است، که نمیداند گِلنوشتههای نیاایلامی (Proto-Elamite) در شهر سوخته پیدا میشود یا خیر؛ اما در این صورت باید فهمید، که آیا اینها از جنوب غربی ایران به آنجا رفته یا واقعاً آنجا یک مکتب نوشتن پروتو ایلامی بودهاست. این را شاید حفاریها بهتر مشخص کنند. تاریخ ثبت ملی: ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ کاوشهای باستانشناسی سیدمنصور سیدسجادی سرپرست کاوشهای شهرسوخته در سال ۱۴۰۰ به یافت لوح حسابداری نیاایلامی (Proto-Elamite) در شهر سوخته انجامید. در سیوهشتمین اجلاس یونسکو در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۱۴ مطابق با ۱ تیر ۱۳۹۳ شهر سوخته بهعنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این محوطهٔ باستانی هفدهمین اثر تاریخی ایران در فهرست یونسکو محسوب شده و با برخورداری از قدمت ۵۰۰۰ ساله هماکنون بهعنوان یکی از پیشرفتهترین شهرهای باستانی دنیا شناخته میشود. موقعیت جغرافیایی این اثر باستانی از حیث تقسیمات کشوری در دهستان لوتک بخش مرکزی شهرستان هامون در ۸ کیلومتری شهر جدید رامشار، فاصلۀ ۱۴ کیلومتری از روستای لوتک و ۳۰ کیلومتری شهر محمدآباد مرکز شهرستان هامون در جادۀ محمدآباد به زاهدان و ۵۰ کیلومتری شهر زابل واقع شدهاست. گفتنی است شهر سوخته قبلاً در حوزۀ زابل بود، که با انتزاع بخش شیبآب از شهرستان زابل و ارتقای آن به شهرستان هامون در ۱۷ دی ۱۳۹۱ توسط هیئت وزیران، هماکنون در حوزۀ تقسیمات کشوری در شهرستان هامون واقع است. تاریخچۀ آغاز تحقیقات و پیدایش شهر سوخته شهر سوخته یکی از آثار تاریخی و باستانی عصر برنز و همدوره با تمدن جیرفت در سیستان در ایران بهشمار میآید. شهر در ساحل رودخانۀ هیرمند و دریاچۀ هامون و در کنار جادۀ کنونی زابل بنا شده بودهاست. کلنل بیت، یکی از مأموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دورۀ قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است، که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و تصور کرده است، که خاکسترهای بازمانده در اطراف تپه بهدلیل رخدادن یک آتشسوزی است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در ۱۹۳۷، اطلاعات سودمندی در خصوص این محوطه بیان کردهاست. سپس شهر سوخته توسط باستانشناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ بررسی و کاوش شد. پس از آن سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری سیستان تا به امروز مسئولیت کاوشگری در این تپه را به عهده داشتهاست.
همزمان با به قدرت رسیدن دودمان قاجار در ایران، مجموعه تحولاتی در اروپا روی داد که منجر به افزایش توجه دولتهای استعماری به ایران و تشدید رقابتهای آنها بر سر ایران شد. در اوایل دوران فتحعلی شاه، ایران بهطور ناخواسته درگیر کشمکشهای سه دولت فرانسه، روسیه و امپراتوری بریتانیا شد و این در حالی بود که آگاهی، امکانات و توان لازم را برای برخورد و رویارویی با آن نداشت. در نتیجه مواجهه با این دولتها، زیانهای بسیاری را به همراه داشت که از جمله آن میتوان به قراردادهای ننگینی اشاره کرد که طی آن قسمتهای وسیعی از شمال، شمال شرق، شرق و جنوب شرق کشورمان طی معاهداتی چون گلستان، ترکمانچای، آخال، پاریس و گلداسمیت از ایران جدا شد و به تبع آن مشکلات و مسائل بسیاری را به بار آورد. جدایی مناطق شرق ایران نواحی جداشده از ایران در پی معاهده پاریس و قرارداد گلداسمیت. با شکست ناپلئون بناپارت از امپراتوری روسیه، بریتانیاییها پس از بیست سال نفس راحتی از جانب حمله احتمالی فرانسه به هندوستان کشیدند و موانع سیاسی خود را در ارتباط با ایران تغییر داده و برای جلوگیری از حمله احتمالی روسیه به هندوستان درصدد برآمدند تا بخشهایی از شرق ایران را جدا کنند. هدف آنها از این امر ایجاد منطقه امن و تحت نظارت خودشان در مرزهای هندوستان بود. امپراتوری بریتانیا برای اجرای این سیاست ابتدا با انعقاد معاهده پاریس در سال ۱۲۳۵ خورشیدی، افغانستان را از ایران جدا کردند و سپس در سال ۱۲۴۹ خورشیدی طی کمیسیونی با شرکت نمایندگان دولت ایران، استان کلات و گلداسمیت، گلداسمیت را مأمور مرزبندی سرحدات بلوچستان کرد. گلداسمیت مرزهای بین دو کشور را از خلیج گواتر تا کوهک مشخص کرده و نقشه آن را به تصویب ناصرالدینشاه رساند که قسمتی از مرزهای امروزی ایران و پاکستان را تشکیل میدهد. ناصرالدین شاه برای جلوگیری از مزاحمتهای افغانستان در این منطقه، مکرر از دولت امپراتوری بریتانیا تقاضا میکرد تا براساس معاهدهٔ پاریس و فصل ششم آن که؛ «دولت ایران در صورت اختلاف میان ایران و افغانستان، میانجیگری امپراتوری بریتانیا را بپذیرد» میانجیگری کند. اما دولت امپراتوری بریتانیا جواب میداد که سیستان را جزئی از خاک ایران نمیداند و بنابراین نمیتواند در این موضوع مداخله کند. پس از آنکه تکلیف مرزهای بلوچستان تعیین شد، دولت امپراتوری بریتانیا اعلام کرد که حاضر به قبول میانجیگری در مورد سیستان است و گلداسمیت به عنوان میانجی تعیین شد. به موجب نظری که گلداسمیت در سال ۱۲۵۰ خ. داد، سیستان به دو قسمت، اصلی و خارجی تقسیم شد، سیستان اصلی از نیزار واقع در شمال آن ایالت تا ملک سیاه کوه؛ یعنی ناحیهای که در غرب رود هیرمند قرار دارد به ایران واگذار شد و سیستان خارجی یعنی ناحیهای که در شرق هیرمند واقع است به افغانستان داده شد. پس از خاتمه کار کمیسیون میانجیگری، دولت ایران نیروهایش را در کوهک مستقر کرد، زیرا پیشتر گلداسمیت مرزهای شرقی ایران را از خلیج گواتر تا کوهک و سپس از ملک سیاه کوه تا شمال سیستان تعیین کرد و بین این دو ناحیه بیابان به طول پانصد کیلومتر در جنوب سیستان، و نیز بیابان دیگر به نام دشت هشتادان وجود داشت که مورد اختلاف بود. این اقدام ایران مورد اعتراض امپراتوری بریتانیا قرار گرفت و اختلاف بین دو کشور بر سر کوهک و دشت هشتادان حدود بیست سال ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۲۶۷ خ. با کمک هنری دراموند ولف، وزیر مختار امپراتوری بریتانیا (سفیر) در تهران دولت امپراتوری بریتانیا با تشکیل کمیسیون میانجیگری دیگری موافقت کرد. این کمیسیون تحت ریاست ژنرال مک نیل امپراتوری بریتانیای تشکیل شد و طی آن طرحی که در سال ۱۲۶۹خ. مرز ایران و افغانستان را معین میکرد، با نصب ۳۹ علامت مرزی علامتگذاری شد و مثلثی به زیان ایران تشکیل داد که بخشی از جلگه هشتادان را برخلاف حقانیت و عدالت متعلق به افغانستان اعلام کرد. اثرات در پی این قرارداد نه تنها قسمتهایی از سرزمین تاریخی سیستان از ایران جدا شد بلکه در بحث حقآبه هیرمند و سهم ایران از این رود بیعدالتیهایی صورت گرفت و منطقه سیستان را که روزگاری جزء انبار غله ایران به حساب میآمد به منطقهای خشک تبدیل کرد. دولتهای حاکم در افغانستان (همچون طالبان و جمهوری اسلامی) در ۴۷سال اخیر با یاری شرکتهای روسی و چینی سدها و کانالهایی را بدون توجه به معاهدات بین طرفین روی رود هیرمند و شاخههای آن ساخته که میتوان گفت حتی زیستبوم سیستان را دگرگون کردهاند. به طوریکه در ۵۰ سال اخیر ۵ تا ۶ خشکسالی شدید بر سیستان وارد شده که سختترین آنها در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ و ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ بودهاند. در این سالها، دریاچه هامون خشکیده و زیست و مراتع پیرامون با خطر جدی روبرو شدهاست. پیامد این خشکسالیها مهاجرت و ترک خانه و کاهش شمار زیادی از جمعیت منطقه پس از انقلاب ۵۷ بودهاست.
۱. سیستان کهن و باستان: شامل مرکز تمام مناطق شرق فلات ایران، نیمهٔ جنوبی و شرقی افغانستان کنونی، مناطق شمال پاکستان، کشمیر و همچنین طبق متون تاریخی، در دوران باستان، منطقهٔ تبت در ادوار طولانی متعلق به فتوحات امیران و حکام سیستانی بودهاست. ۲. سیستان اصلی و محدود: شامل نیمهٔ جنوبی افغانستان، منطقهٔ چمن و ارتفاعات آن در پاکستان، مثلث شمال غرب پاکستان و سیستان ایران. ۳. سیستان رسمی: که بعد از عهدنامهٔ پاریس و گلدسمید به سه بخش سیستان ایران و سیستان افغانستان و سیستان پاکستان تقسیم شدهاست که ولایات هلمند، فراه، نیمروز، قندهار جزو سیستان افغانستان و شهرستانهای زابل، زهک، هیرمند، هامون، نیمروز، نهبندان، شوسف، سربیشه و توابعشان سیستان ایران محسوب میشوند. گلد اسمیت گلد اسمیت انگلیسی نخستین مدیر تلگراف در ایران بعنوان مامور وقت تعیین مرز سیستان انتخاب شد تا پس از انجام وظایف محوله نسبت به ارائه گزارش کار خود به تهران اقدام کند. متاسفانه در نهایت بیخبری دولت ایران، گزارش کمیسیون حکمیت مرزی در تهران به تایید و امضای میرزا ملکم خان ناظمالدوله به عنوان نماینده ایران در آن کمیسیون رسید. میرزا ملکم خان در حالی اسناد تعیین مرزهای سیستان را امضاء کرد، که نه تنها منطقه سیستان را ندیده بود، حتی از چگونگی کار مطالعات مرزی و تعیین حدود مرزی نیز کمترین آگاهی را نداشت. وی تنها پس از دوبار ملاقات با گلد اسمیت انگلیسی و پس از برخی لفاظیهای بی مورد و بینتیجه، خطوط مرزی تعیین شده از سوی گلداسمیت و نقشههای مربوطه را امضاء و خود را در دامان بریتانیا بیمه کرد؛ اما تنها موردی که در تصمیمات مرزی گلد اسمیت یادی از آب هیرمند دارد به این قرار است که: "... فراتر {از موضوع} ، باید کاملاً درک شود که هیچ کاری از سوی دوطرف نباید صورت گیرد که نتیجهاش دخالت در آب مورد نیاز (منظور آب هیرمند است) برای آبیاری در کرانه باشد...". از نظر انگلیسیها سیستان ارزش فراوان و سوق الجیشی داشت و تصرف آن از اقدامات مقدماتی مهمی بود، که سدی برای پیشروی همهجانبه به سوی هند و یا حمله به افغانستان به شمار میآمد. در اواخر سال ۱۹۰۱ م. عده کمی از افراد نظامی هندی و انگلیسی به فرماندهی سروان وب.ویر، پاسگاهی در میرجاوه تاسیس کردند که این نقطه، دهی در ساحل رود تالاب در محلی که عموماً آنجا را جزء خاک ایران میشناختند بود و میپنداشتند میرجاوه از نظر مرکزی در راه بازرگانی سیستان برای انگلیسیها حائز اهمیت میباشد. چنانچه روسیه به کشیدن راهآهن شرق ایران تا خلیجفارس اقدام کند، برای دولت متبوع خود بینهایت اهمیت خواهد داشت. تقسیم سیستان با نقشه انگلیسیها اما دسیسه و کار انگلیس در ایران به اینجا ختم نشد، بریتانیا پس از مدتی درصدد برآمد که در جنوب شرقی ایران و ساحل شمالی خلیج فارس حریم امنی بدست آورد و طوری اقدام کند که اگر روسیه روزی خواست به هندوستان حمله کند، پیشبینیهای لازم را با بالاترین درجه امنیتی و حفاظتی در دست داشته باشد. به همین دلیل، انگلستان ابتدا در سیستان به فتنهانگیزی و آشوب پرداخت و در اوت ۱۸۷۲ نماینده بریتانیا، سیستان را به دو بخش تقسیم و قسمتی از آن را در اختیار افغانستان گذاشت. پس از حکمیت گلداسمیت و تجزیه بخشهای وسیعی از سیستان ایران، افغانستان متعهد شده بود، که دست به اقدامی نزند که مانع رسیدن آب هیرمند به دریاچه هامون ایران شود؛ از این رو، دولت ایران مراقب بود که افغانستان دست به اقدامی نزند که مانع رسیدن حقابه ایران شود. در بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، اسناد مکمل، جلد ۱۶، سند شماره ۶۱۳ آمده است که در یک مورد ناصرالدین شاه به امین السلطان صدراعظم مینویسد: «جناب صدر اعظم؛ باید با سفارت انگلیس حرف بزنید به علاالسلطنه هم بنویسید که او هم در آن جا حرف بزند و بگویید طرقو را افغان نباید آباد نماید، زیرا که آبادی آن جا باعث نیامدن آب به سیستان است و این ضرر بیمعنی است که به دولت ایران وارد میشود و نباید آباد بشود.» قرارداد گلداسمیت یا قرارداد گلداسمید، به دو قراردادی است، که توسط فردریک جان گلدسمید طراحی و ناصرالدین شاه قاجار تأیید و تصویب شد. از این دو قرارداد، اولی در سال ۱۲۴۹ خ. صورت گرفت که منجر به جدایی مکران و بلوچستان شد. این سرزمینها از ایران به امپراتوری بریتانیا واگذار شد، که امروزه شامل ایالتهای بلوچستان و خیبر پختونخوا پاکستان میشود، که در طی حملهٔ نادرشاه به هند به ایران اضافه شده بودند. قرارداد دوم در ۱۲۵۱ خ. صورت گرفت، که منجر به جدایی بخشهایی از سیستان و واگذاری آن به افغانستان شد. پیشزمینه
بخش مرکزی میرجاوه ۱۳٬۱۹۵ انده انده ۳٬۲۶۵، حومه شهرک میل ۷۲ ۵۷۱ لادیز لادیز ۲۲٬۹۶۰ تمین تمین ۸٬۵۲۴ جونآباد جونآباد ۶٬۴۵۵ ریگ ملک ریگ ملک ۹٬۲۰۲ تهلاب حاج گمی ۲٬۰۱۸ میرجاوه میرجاوه، مرکز شهرستان میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان است که در منطقه سرحد بلوچستان و ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر زاهدان واقع است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۹٬۳۵۹ نفر بودهاست. گذرگاه مرزی میرجاوه شرقیترین دروازهٔ ورودیِ ایران و یکی از مرزهای قانونی در جنوب شرق کشور است که رفت و آمد گردشگران خارجی و داخلی از این معبر صورت میگیرد و از طریق راهآهن، ایران را به شبهقاره هند متصل میکند. یکی از قدیمیترین گمرکات کشور، گمرک میرجاوه با قدمتِ بیش از صد سال است که در آن صادرات و واردات صورت میگیرد. میرجاوه گذرگاه اصلی جاده بین ایران و پاکستان است. پاسگاه مرزی پاکستان در تفتان است. میرجاوه همچنین نقطهای است، که خط راهآهن پاکستان در مسیر کویته به زاهدان از مرز عبور میکند. از زمان ساخت این خط ریلی در سال ۱۹۲۱، این خط ریلی منزوی بود و از طریق راهآهن دیگری به شبکه راهآهن ایران متصل نشدهبود. در حدود سال ۲۰۰۷، اقداماتی برای پیوند دادن این خط با بقیه شبکه راهآهن ایران از طریق بم انجام شد. این امر اکنون به انجام رسیدهاست. از آنجایی که ابعاد ریلی راهآهن ایران و پاکستان متفاوت است، بهترتیب با اندازه استاندارد و اندازه ۵ فوت ۶ اینچ (۱۶۷۶ میلیمتر) در زاهدان ایستگاه تغییر شاسی قطار و مرکز بارگیری ساخته شدهاست. گردشگری گورستان هفتاد ملا و غار لادیز و باغات تمین از جاذبههای تاریخی و گردشگری منطقه میرجاوه هستند. پیشینه میرجاوه محل اسکان طوایف بلوچ، به ویژه طایفه ریگی، میربلوچزهی، گمشادزهی، تمندانی و ترشابی است. منطقه میرجاوه را نادرشاه افشار به میر بولان ریگی، یکی از اجداد طایفه ریگی، اهدا کرد. علت این اقدام نادرشاه افشار، همراهی میربولان به او در نبرد با هند خدمت کرده بود و در اصل یکی از فرماندهان نادر شاه بوده که بخاطر زیرکی خدمت بسیار به او لقب میر بولان داده شده.نام میرجاوه در زبان بلوچی به معنی «جایگاه میر» (سکونتگاه امیر) است و به همین موضوع تاریخی اشاره دارد. بارزترین چشمانداز میرجاوه، رودخانه آنجاست که از کچهکوه سرچشمه میگیرد و از وسط درهای وسیع عبور میکند. این رود در مرز مکران و کلات (ایران و پاکستان) تلخآب (تهلاپ: در زبان بلوچی) نامیده میشود و سپس در ریگزارهای هامون ماشکید فرومیرود. در زمان احداث راهآهن، با ایجاد منبع و لولهکشی، قسمتی از این رودخانه به ایستگاه راهآهن میرجاوه آورده شد و با واگنهای ویژه، از میرجاوه به تمام ایستگاههای بین راه حمل میشد. هوای میرجاوه گرم و محیط طبیعی آن محیطی خشک است. در آنجا ریزش باران به صورت رگبار است که به علت پستی و بلندی زمین، باعث وقوع سیل میشود. در قدیم در میرجاوه دو چاه آب وجود داشت: یکی چاه شهرداری که آب لولهکشی میرجاوه را تأمین میکرد و دیگری چاه راهآهن که آب هر دو شور بود و کمتر برای آشامیدن استفاده میشد. عمق هر دو چاه حدود ۱۷۰ متر بود. آب کشاورزی و آب آشامیدنی مردم از آبی بود که از لادیز و از فاصله ۲۰ کیلومتری میرجاوه میآمد. این آب از چهار قنات که به فواصل مختلف از یکدیگر قرار داشتند، سرچشمه میگرفت. در سرشماری عمومی نفوس و مسکن آبان ۱۹۷۶/۱۳۵۵م میرجاوه دهستان نامیده شد و در آن زمان ۲هزار و ۱۹۰ نفر جمعیت داشت. مردم و فرهنگ مردم شهرستان میرجاوه از قومیت بلوچ و اهل سنت حنفی میباشند. زبان مردم شهرستان میرجاوه بلوچی است و به زبان بلوچی با لهجه سرحدی تکلم مینمایند و تفاوتهای ناچیزی بین لهجهها موجود است. همچنین مردم پایبند سنن مذهبی هستند تقسیم سیستان سیستان یا سکستان یکی از سرزمینهای ایران بزرگ است که در ایران و افغانستان قرار دارد و قدمت سکونت در آن به دوران اساطیری ایران باز میگردد. انگلیسیها برای اینکه بتوانند مانع از پیشروی نیروهای روس به سمت هند شوند و سدی در برابر آنها به وجود آورند، سیستان را به دو قسمت تقسیم کردند؛ یعنی نیم از آن را که گستره جغرافیایی وسیعی و شهرهای مهمی را شامل میشد، برای همیشه از ایران جدا کردند. بخشی از سیستان تاریخی که در مرزهای ایران کنونی جای دارد. منطقهٔ سیستان در ایران کنونی شامل شهرستانهای زابل، زَهَک، نیمروز، هامون و هیرمند در استان سیستان و بلوچستان و شهرستان نهبندان در استان خراسان جنوبی است. حدود سرزمینهای تاریخی در افغانستانِ کنونی سیستان را میشود به سه نوع سیستان تقسیم کرد:
«دره نگاران با قدمتی ۱۰ هزار ساله، قلعه زیبای ناهوک، مقبره شیخ حسامالدین، تصاویر پیر گوران و سیکندر، چاه واجه، دروازه دلینوک، آبشار چوتین گون، آبشار پالیزوک و قنات پرآب»؛ از جمله جاذبههای دیدنی ناهوک است. قلعه زیبای ناهوک که در میان نخلستان واقع شده از دیگر جاذبههای دیدنی سراوان میباشد. مردمشناسی و فرهنگ جمعیت شهرستان سراوان بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۱۶۲٬۶۰۷ نفر بوده است. مردم، به زبان بلوچی گویش سراوانی سخن میگویند و پیرو دین اسلام و مذهب اهلسنت حنفی هستند. کشاورزی مهمترین محصول شهرستان خرما است. سراوان با دارا بودن نخلستانهای عظیم به عنوان قطب تولید خرما و در نوع خود بهترین خرمای مضافتی ایران را داراست. ۶۰ نوع مختلف از خرما در این شهرستان کشت میشود که در نوع خود بینظیر است. از دیگر محصولاتی که در این شهرستان کشت میشود میتوان به گندم، جو، انار، انگور، برنج، پرتقال، لیمو و گوجه نیز اشاره نمود شهرستان خاش شهرستان خاش، در محدوده سرحد بلوچستان و مرکز آن، شهر خاش است شهرستان خاش از شمال با شهرستان میرجاوه، از غرب با شهرستان تفتان، از جنوب غربی با شهرستانهای ایرانشهر و مهرستان، از جنوب با شهرستان سیب و سوران و از جنوب شرقی با شهرستانهای سراوان و گلشن همسایه است. پیشینه نام واش نام قدیمی این شهرستان است، که در سال ۱۳۰۸ توسط رضاشاه به خاش تغییر یافت. واش کلمه ای به زبان بلوچی و به معنی وش، شیرین و خوش است. دهخدا در لغت نامه اش دربارهٔ معنی خاش مینویسد: خاش: خوش آب و هوا. تقسیمات کشوری شهرستان خاش دارای ۳ بخش، ۸ دهستان و ۳ شهر ( بر اساس آمار ۱۳۹۵ ) به شرح زیر است: مرکزی خاش ۱۰۱٬۴۹۸ کوه سفید بیتآباد ۱۳٬۷۷۳ اسماعیلآباد عباسآباد ۱۲٬۷۰۹ کارواندر کارواندر ۷٬۱۵۳ سنگان سنگان ۶٬۴۱۱ پشتکوه گورچان ۱۳٬۵۸۷ بیلری بیلری ۷٬۶۵۴ پشتکوه افضلآباد ۵٬۹۳۳ ایرندگان ده رئیس ۱۳٬۳۲۳ کهنوک ده رئیس ۸٬۵۶۴ ده رئیس ۷۶۵ نفر ایرندگان قلعه پایین ۴٬۰۵۶ عوارض طبیعی ارتفاعات، رودخانهها، قناتها، چاههای آب، چشمهها (اعم از فصلی و غیر فصلی) و کوه تفتان، از نظر تقسیمبندی حوزهای آبریز ایران، شهرستان خاش را به ۵ محدوده مطالعاتی تقسیم کرده، که قسمتهایی از ۳ حوزه آبریز اصلی؛ یعنی حوزههای کویر لوت، جازموریان و ماشکید (ماشکیل) را در بر میگیرد. در این شهرستان تقریباً تمام بهرهبرداری آب توسط منابع آب زیرزمینی صورت میگیرد و رودخانههای منطقه عموماً فصلی میباشند. پیشینه تاریخی خاش امروزی در نزدیکی شهر قدیمی خاش قرار دارد، که تاریخ پیدایش آن به پیش از حکومت نادرشاه میرسد. این شهر تا قبل از نادرشاه به علت ناامنی چندان اعتباری نداشت؛ اما نادر شاه ضمن سرکوبی راهزنان، این منطقه را امن کرد و بعدها قلعههایی ساختهشد و بدینترتیب خاش رو به توسعه و آبادانی گذاشت و از شکل یک روستا خارج شد و آرامآرام سیمای شهر به خود گرفت. مردمشناسی مردم شهرستان خاش بلوچ و به زبان بلوچی (سرحدی و مکرانی) تکلم میکنند و مذهب آنها نیز اهل سنت است. جمعیت جمعیت شهرستان خاش در سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۲۸٬۴۰۸ نفر بودهاست. صنعت و معدن بزرگترین معادن در اطراف شهر خاش قرار دارد معادن طلای کوه تفتان که بیشترین ذخایر با بیش از ۴۸هزار تن ذخایر طلا را در خود جای داده است و جوانان محلی زیادی در آنجا مشغول به کار هستند زیر نظر شرکت توسعه معادن پارس تامین(شستا) تعداد صنایع موجود شهرستان خاش، ۳۱ واحد میباشد. در سال ۱۳۸۲ تعداد ۳ کارگاه فعال، مسئولیت استخراج معادن را به عهده داشته، که عمدهترین معادن موجود در سطح این شهرستان عبارتاند از: آهک، مارن پوزولان، سنگ لاشه معادن ساختمانی، تالک، کرومیت، مس، آهن و…؛ سهم شهرستان از کارگاههای معدنی فعال استان ۲۰٪ میباشد، که از این حیث در رتبه اوّل استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. میزان تولیدات اسمی سالانه گروه معدنی غیر فلزی ۵۰/۰۰۰ تن میباشد که ۴۱/۲٪ تولیدات معدنی کل استان را به خود اختصاص داده و از این حیث، در رتبه اوّل استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. همچنین شرکت سیمان خاش یکی از بنیادیترین شرکتهای سیمانی کشور در این شهر قرار دارد شهرستان میرجاوه شهرستان میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان در شرق ایران و مرکز آن، شهر میرجاوه است. این شهرستان در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۱ از شهرستان زاهدان جدا و مستقل شد. موقعیت جغرافیایی شهرستان میرجاوه از شمال تا غرب با شهرستان زاهدان، از جنوب با شهرستان خاش و از شرق با مرز پاکستان همسایه است. تقسیمات کشوری در سال ۱۳۹۵، جمعیت شهرستان میرجاوه برابر با ۴۵٬۳۵۷ نفر بودهاست. شهرستان میرجاوه شامل ۳ بخش، ۷ دهستان و ۳ شهر به نامهای زیر است:
در آبادی داورپناه در این شهرستان، تپهای سنگی وجود دارد، که مردم محلی از قدیم به آن کوه مهرگان میگویند و از اجداد خود نقل میکنند، که در روزهای معینی از سال، بالای این تپه آتش میافروختند و مراسم نیایش اهورامزدا را به جا میآوردند. موزهٔ تاس و کپل با مساحت ۱۱۸ متر مربع، در روستای دزک شهرستان سراوان قرار دارد. از سال ۶۲ تاکنون بیش از ۵ هزار شئ که نشان دهنده آداب و رسوم قوم بلوچ در گذشتههای دور بوده است در این موزه جمعآوری شده، همچنین این موزه به عنوان نخستین موزه محلی و شخصی در جنوب شرق کشور، برای بازدید علاقمندان باز است. یکی از ویژگیهای منحصر به فرد این موزه، حالت کاملاً سنتی و صنایع دستی میباشد، که چشم هر بینندهای را به خود جلب میکند. این موزه به همت عبدالله سپاهی بنا شده است. مصالح بکار رفته در ساخت موزه از ساقه نخل خرما و طنابهای بافته شده از برگ درختچه (داز) میباشد. موزهٔ محلی سراوان این موزه محلی به معرفی سراوان، سنگ نگارهها، آداب و رسوم سراوان، صنایع دستی، سوزن دوزی، زرگری، سفالگری و معرفی زندگی روزمره منطقه پرداخته شده است. این موزهٔ محلی در خیابان آزادی و در محل ساختمان فرمانداری قدیم قرار دارد. موزه زنده سفال هفت هزار ساله سراوان سفال کهن کلپورگان سراوان به دلیل خاک مرغوب روستاهای اطراف سراوان سفالگری در این شهرستان بسیار رواج دارد. بلوچستان مهد فرهنگ و ذوق هنری هزارساله میباشد سفال کلپورگان رامی توان شاهکار خلاق و هنرمندانه دستان زنان بلوچ دانست، که مشخصات منحصر به فردی دارد که از جمله آن میتوان به قدمت ۷ هزار ساله آن و اینکه چرخ در ساخت آن به کار نمیرود اشاره کرد. تمام مراحل ساخت این سفال را زنان انجام میدهند و از ویژگی دیگر سفال «کلپورگان» این است که طرحها و نقشهای آن انتزاعی است و سینه به سینه منتقل شده است. مردان فقط وظیفه آوردن خاک رس و سنگ را برعهده دارند س از تولید ظرفهای موردنیاز آنها را درمعرض نور خورشید قرار میدهند تا کاملاً خشک گردد. پس از آنکه سفالها طی چند روز کاملاً خشک شد با استفاده از سنگ مخصوصی که سوئینوک نامیده میشود آن را مالش داده تا سطح خارجی سفال تولیده شده خوب صیقل یابد با این عمل سطح خارجی جهت نقوش و تزئینات آماده میگردد. برای نقوش نیز از آمیخته شدن آب با مادهای بنام تیتوک –نوعی اکسید – که از کوه بیرک به دست میآید با کمک تکه چوب نازکی از برگ درخت داز، بر روی سفال نقش میدهند. رنگ سفال کلپورگان قبل از پخت به رنگ خاکستری روشن است، که در اثر حرارت به رنگ قرمز متمایل به قهوهای تبدیل میشود. ظروف تولید شده شامل کاسه، کوزه، جام، قدح، پارچ، لیوان اشکال نمادین حیوانات، بخوردان که به ان سوچکی نیز میگویند. مرداد ماه ۱۳۹۶ ارزیابان سازمان یونسکو به منظور بررسی ظرفیتهای روستای «کلپورگان» به عنوان نخستین روستای نامزد شده ایران برای ثبت جهانی وارد این روستا شدند و بعد از داوری یک ماه بعد به عنوان میراث ارزشمند موزه زنده سفال ثبت جهانی شد. در آذر ماه ۱۳۹۶ و در جشن ثبت جهانی این روستا، رئیس منطقهای شورای جهانی آسیا و اقیانوسیه و معاونش لوح ثبت روستای سفالگری کلپورگان به عنوان نخستین روستای جهانی منطقه آسیا و اقیانوسیه را به مسوولان و مردم سیستان و بلوچستان واگذار کردند. روستاهای گردشگری دزک روستای تاریخی دزک در ۳ کیلومتری شرق سراوان با آثار تاریخی؛ از جمله، مسجد جامع (دزک) با قدمت هزار ساله است و در شهرستان سراوان، روستای دزک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۰۱۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است قلعه دزک (بلقیس) مربوط به دورهٔ قاجار است و در شهرستان سراوان، بخش مرکزی، روستای دزک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۰۹۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است علاوه بر روستای کلپورگان، ناهوک و جالق علاوه بر قدمت تاریخی باستانی با داشتن نخلستانها و قنات پرآب و همچنین آبشار چوتین گون، وکله گان با لقب ماسوله بلوچستان و داشتن شالیزارهای زیبا به عنوان روستاهای هدف گردشگری این شهرستان معرفی شدهاند. ناهوک ناهوک در ۳۵ کیلومتری بخش مرکزی، که یکی از قدیمیترین و زیباترین روستاهای شهرستان سراوان محسوب میشود، واقع شده است؛ ناهوک در میان درهای قرار گرفته که در قسمت مرکزی دره رودخانه فصلی نسبتاً بزرگی قرار دارد که به هنگام بارندگی پر از آب میشود و منازل مسکونی، زمینهای مسکونی، زمینهای کشاورزی و باغات آن در کوهپایه قرار گرفتهاند. ناهوک از خوش آب و هواترین مناطق سراوان است و مسافران زیادی به ویژه در فصل تابستان از این منطقه بازدید میکنند.
عمیق بودن خلیج چابهار شرایط مناسبی برای پهلوگیری کشتیهای بزرگ در این منطقه و ایجاد تأسیسات بندری با هزینه مناسب و صرفه اقتصادی را فراهم کرده است. شهرستان سراوان شهرستان سراوان، از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران با مرکزیت شهر سراوان است. سراوان از دو کلمهٔ «سرا»؛ به معنی «مکان» و «وان» به معنای «بلندی» تشکیل شده، که به «جای بلند» اشاره دارد. نام قدیمی و باستانی سراوان، «شستون» میباشد، که در سال ۱۳۲۶ و بواسطه تبدیل آن به شهرستان، تغییر نام داده است. نام سراوان درگذشته «سر استون»، «شستون» و «شهستان» اطلاق میشده است. معانی آن شامل موارد زیر میباشد: سراستون: منطقهای که در آن رعدوبرق زیاد اتفاق میافتد. شستون: چشمه جوشان با توجه به رشته قنات جاری. شهستان: تمام حکام منطقه از این دیار برخاستهاند. جغرافیا شهرستان سراوان از شمال با شهرستان خاش، از شمال شرق تا شرق با شهرستان گلشن، از جنوب شرق تا جنوب با مرز پاکستان و از غرب با شهرستان سیب و سوران همسایه است. آب و هوا آب و هوای شهرستان سراوان گرم و خشک، بیابانی، کویری و کمباران است؛ در زمستان هوا سرد و معتدل است. منابع آبی رودخانه ماشکید از مهمترین رودهای شهرستان سراوان بوده که از دامنهٔ جنوبی شهرستان از نزدیکی شهر خاش سرچشمه میگیرد که با عبور از شهرستان مهرستان، جنوب شهرستان سیب و سوران و شمال بخش بمپشت، قسمت جنوبی بخش مهرگان را سیراب میکند. قناتها از دیر باز مهمترین منبع تأمین آب پس از رودخانههای فصلی بودهاند؛ بهطوریکه هماکنون ۳۳۰ رشته قنات که گویای فرهنگ کهن این دیار میباشند، در این شهرستان وجود دارد. تقسیمات کشوری شهرستان سراوان دارای ۳ بخش، ۷ دهستان و ۵ شهر به شرح زیر است: جمعیت بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ بخش مرکزی سراوان ۱۲۴٬۳۰۱، حومه محمدی ۴۱٬۷۳۵ گشت گشت ۴٬۶۵۵ نفر ناهوک کوشکوک ناهوک ۷٬۲۹۹ نفر بمپشت سیرکان ۲۵٬۰۲۶، بمپشت سیرکان ۱۴٬۴۸۱، سیرکان ۲٬۱۹۶ نفر کشتگان کشتگان ۸٬۳۴۹ مهرگان اسفندک ۱۲٬۸۸۰، کوهک کوهک ۵٬۳۵۰، اسفندک ۲٬۹۶۲ نفر اسفندک اسفندک ۴٬۵۶۸ نفر سنگنگارههای سراوان سنگ نگارههای دره نگاران در روستای ناهوک-سراوان مهمترین و بیشترین محل قرارگیری سنگ نگارهها در محدوده مناطق شهرستان را «کوه مهرگان»، «دره کندیک»، «دره شیر و پلنگان»، «دره درو»، «دره هلی»، «کوه تونان» در سیب و سوران و نقاشیهای صخرهای «پیرگوران» و همچنین شامل روستای ناهوک، سنگ نگارههای «سر دشت ناهوک»، «دره نگاران» و «گشت» اشاره کرد. مهمترین این سنگ نگارهها که بر روی کوههای منطقه سردشت دردرهای بنام دره نگاران در محدوده روستای ناهوک واقع شده است و بر اساس بررسیهای تاریخی و کارشناسیهای باستانشناسی مربوط به دره شکار مربوط به ده هزار سال پیش است. سنگنگارههای گشت سنگ نگارههای گشت، مربوط به هزارهٔ اول قبل از میلاد است و در شهرستان سراوان، بخش مرکزی، شهر گُشت و دهستان گشت واقع شده است، نشان از تاریخ کهن، هنر کهن منطقه گُشت است. مناطق کوهستانی و درههای فراوان اطراف گُشت، زیستگاههای کهن ایران را به نشان میگذارند. قدمت بعضی از آنها در کوههای اطراف گُشت به ۱۲۰۰۰ سال قبل میرسد. سنگنگارههای دره نگاران ناهوک «دره نگاران» مجموعهای کمنظیر از نقش و نگار کنده شده بر سینه سنگها و صخرهها است که نظر هر بینندهای را به خود جلب میکند. در این محل، انبوهی از نقوش اصیل و قابل مطالعه وجود دارد، که باستانشناسان با توجه به تعداد زیاد نقش و نگار و یافتههای باستانشناسی معتقدند که؛ مجموعه نقوش دره نگاران مشخص میکند مهاجران و مهاجمان در هزاره قبل از میلاد مسیح به این سرزمین وارد شدهاند. سنگنگارههای کوه مهرگان کوه مهرگان در حومهٔ شرقی شهر سراوان و در حد فاصل بین دو جادهٔ آسفالتهٔ سراوان به روستای دزک و آسپیچ محمدی و کوهک و در موازات آن قرار گرفته است. مردم محلی از این کوه به نام کوه مهرگان یاد میکنند که بر فراز آن و بر روی سطح صخرههایش نقوش متنوعی نقش شده بود و متأسفانه در حال حاضر فقط بخش اندکی از آنها باقی مانده است. اکثر سالمندان ساکن در همجوار آن از تعدد و تنوع این نقوش از بین رفته یاد میکنند، که احتمالاً بعد از آمدن آیین اسلام بهتدریج نابود شدهاند. بر فراز کوه مهرگان، که کوهی کمارتفاع است و در حدود ۴۰ متر ارتفاع دارد، بر روی صخرههای نسبتاً صاف و هموار، نقوش فراوانی دیده میشود، که از جملهٔ مهمترین موضوعات، میتوان به نقوش شکار حیوانات علفخواری؛ همانند غزال، جبیر و بز کوهی اشاره کرد. همچنین آثاری از نقوش انسانی یا حیوانی همچون نقش دو انسان در حال گفتگو با یکدیگر یا نقش یک بز و یک غزال یا جبیر نیز در میان سنگنگارههای کوه مهرگان به چشم میآید.
بخش قدیمی و جدید شهر چابهار بخش ساحلی لنجهای ماهیگیران که در منطقه قدیمی شهر و همچنین در ساحل کنارک نزدیک به فرودگاه میباشد. منطقه آزاد تجاری چابهار منطقه آزاد تجاری چابهار و صنعتی با ۱۴۰ کیلومتر مربع مساحت خود شامل ۹ پیکره میشود الف: بخش مسکونی ب- بخش سولهها، انبارها و تولیدات کارگاهی ج: بخش شهرکهای صنایع مانند مجتمع پتروشیمی مکران و مجتمع فولاد، و پروژههای بزرگ ملی مانند شهرک انرژیهای پاک شهرک صنایع خودرو شهرک صنایع غذایی شهرک شیلات و … اسکلههای بارگیری و تخلیه بار اسکله مجهز شهید بهشتی تمام این مناطق در پیرامون خلیج چابهار واقع شده است . منطقهٔ آزاد چابهار با مساحت ۱۴ هزار هکتار در منتهیالیه جنوب شرقی ایران، در شرق خلیج چابهار و در کنار آبهای دریای مکران قرار دارد. این منطقه، بهوسیلهٔ شبکه حمل و نقل زمینی و هوایی از شمال به کشورهای آسیای میانه، از شرق به پاکستان و از جنوب به اقیانوس هند اتصال مییابد. دسترسی مستقیم به آبهای آزاد و قرارداشتن در خارج از خلیج فارس و همینطور عدم آسیبپذیری در مواقع بروز بحران، موقعیت استراتژیکی را برای ایجاد یک گذرگاه ارتباطی بین کشورهای آسیابی میانه و سایر کشورهای جهان فراهم آورده است. بنا بر نظر سازمان ملل، چابهار یکی از مهمترین راههای کریدور شرق-غرب و جنوبیترین راه این کریدور است. مجتمع فولاد چابهار شهرک پتروشیمی مکران نام ساحل صخرهای چابهار چابهار ثبت نادرست نام «چهبار» است بار در پارسی به معنی ساحل است (مانند: رودبار / دریابار/ اروندبار/ ارسبار).دهخدا ذیل سرواژه بار آورده : « بار از پهلوی به معنی ساحل، کنار، کناره، ناحیه، منطقه، حوالی چون زنگبار، دریابار. اروندبار ( در کتاب زند وهومن یسن بمعنی ساحل دجله آمده است ). || ساحل دریا. کنار دریا:جای بر ایشان ایدون تنگ بکرد که سپاه اردشیر را گذشتن نشایست و اردشیر خود تنها به بار دریا افتاد. ( کارنامه اردشیر پاپکان ترجمه صادق هدایت ص ۲۰). اردشیر، راه به بار دریا گرفت. ( همان ). بواک را ابا اسواران آنجا هشته خود بر بار دریا شد. ( همان ص ۱۶ ). «چه / که » نیز به معنی صخره است بدینگونه «چهبار» بمعنی ساحل صخره ای است که به خاطر ساحل صخره ای تراسهای بلند چهبار به ان می گفتند. تاریخچه بندر چابهار بندر چابهار بهعنوان یکی از بندرهای مهم در جنوب ایران و در بخش شمالی دریای عمان قرار گرفته است. این بندر بهعلت موقعیت استراتژیک و دسترسی به آبهای آزاد جایگاه ویژهای در مبادلات ایران با سایر کشورهای منطقه دارد. از سوی دیگر، این بندر بهعلت نزدیکی به کشورهایی نظیر پاکستان و منطقه آسیای میانه، در آیندهای نزدیک با اتصال به شبکه ریلی کشور اهمیت ویژهای در ترانزیت کالا به این کشورها خواهد داشت. همچنین این بندر بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، یکی از نقاط کلیدی در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان است و در کریدور شمال – جنوب نقش مهمی ایفا خواهد کرد. همچنین این بندر در مسیر ترانزیتی شرق – غرب قرار گرفته است. بندر چابهار بهدلیل قرار گرفتن در کنار دریای عمان از دیرباز کانون داد و ستد و تجارت و دریانوردی بوده است. ویرانه قلعهٔ پرتغالیها، که در یکی از روستاهای این شهرستان (تیس) در پنج کیلومتری چابهار واقع شده است، گواه رونق دریانوردی و اهمیت استراتژیک این خطه از بلوچستان در روزگاری است که کشورهای استعمارگر و تجارتپیشه اروپا بازارهای چین، هندوستان و بهطور کلی شرق را جایگاه مناسب عرضهٔ کالا و مصنوعات خود دانسته و حفظ و تسلط بر آنها را جزئی از سیاستهای استعماری و سلطهجویانه خود قلمداد میکردند. از زمان حضور پرتغالیها از نخستین دهههای قرن ۱۶ در آبهای جنوب ایران تا ظهور انگلیس بهعنوان قدرت خلیج فارس در طول جنگ جهانی اول، همواره بخشی از فعالیتهای بازرگانی و دریانوردی رایج در آبهای جنوبی ایران در بندرهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان متمرکز بوده است. کسی که در سالهای جنگ جهانی دوم نیابت کنسول فرانسه را در بوشهر بهعهده داشته است، کشتیهای موجود در چابهار را که در خطوط کشتیرانی فعالیت داشتهاند ۱۱۹ فروند ذکر میکند، که از این تعداد ۵ فروند کشتی تجاری و ۶۴ فروند کشتی بادبانی بودهاند؛ همچنین در سالهای مزبور در بندرهای گواتر، بریس و پسابندر دفاتر پستی و گمرکی وجود داشته که حاکی از رونق فعالیتهای تجاری و دریایی در این بندرهای کوچک است. وجود فعالیتهای دریایی در بندرهای جنوب استان در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ نشانه این است، که بندرهای مزبور در داد و ستد کالاهای تولیدی و مورد نیاز بخش شرقی کشور و مبادله با بندرهای پاکستان و هندوستان فعال بودهاند. چابهار در مقایسه با دیگر مناطق ساحلی و جنوب ایران دارای موقعیت ممتازی در امر کشتیرانی و حمل و نقل دریایی است.
زیرساختها راهآهن چابهار–زاهدان، این راهآهن با احتساب خطوط ایستگاهی، ۷۳۰ کیلومتر طول دارد. پیشرفت فیزیکی ۷۰ درصدی رسیده است فرودگاه چابهار دارای دو فرودگاه است. یکی فرودگاه کنارک است که به دلیل فاصلهٔ حدود ۵۰ کیلومتری با بندر راهبردی چابهار، رفتوآمد فراوانی در آن صورت میگیرد و دیگری فرودگاه بینالمللی چابهار است، که هماکنون در دست ساخت است. مراکز آموزش عالی دانشگاه بینالمللی چابهار این دانشگاه سومین دانشگاه برتر ایران، در بین دانشگاه های خصوصی است.این دانشگاه علاوه بر ایران، از هفت کشور جهان شامل چین، هند، عمان، قزاقستان، تاجیکستان، پاکستان و افغانستان نیز دانشجو می پذیرد و در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بورسیه به آنها ارائه می دهد؛ به شرط اینکه بر زبان فارسی تسلط کامل داشته باشند. سایر مراکز آموزش عالی پژوهشگاه اقیانوسشناسی دریای عمان و اقیانوس هند دانشگاه بینالمللی علوم پزشکی، پیام نور، فرهنگیان، آزاد و چند دانشکدهٔ علمی کاربردی جمعیتشناسی جمعیت شهر چابهار در سرشماری سال ۱۳۹۵ برابر با ۱۰۶٬۷۳۹ نفر بوده است. مردم بندرچابهار بلوچ هستند و به زبان بلوچی صحبت میکنند. ساکنان بومی این منطقه اهل سنت هستند؛ اما شهر چابهار به دلیل موقعیت راهبردی خود شهری مهاجرپذیر محسوب میشود و مهاجرین بسیاری را به خود جذب کرده است؛ اقلیتی از شهر را نیز شیعیان تشکیل میدهند. دین مردم چابهار سنی ۸۱٪، شیعه ۱۹٪ مذهب و قومیت مردم چابهار بلوچ (سنی) ۸۰٪، فارس (شیعه) ۱۱٫۵٪، بلوچ (شیعه) ۵٪، سایر اقوام ۳٫۵٪ کشاورزی چابهار با داشتن آب و هوای منحصر به فرد استوایی، یکی از قطب های کشاورزی و میوه های استوایی در ایران است. به طوری که انواع میوه های استوایی در آن کشت میشود. بخش عمده میوه های استوایی ایران مانند موز و انبه، در چابهار و شهر های ساحلی استان سیستان و بلوچستان آن مثل زرآباد تولید می شود. میوههای حارهای، از جمله مامی ساپوت، انبه، پاپایا، آناناس و چیکو کارشناسان معتقدند، اگر در دههٔ گذشته موز نماد کشاورزی نوین جنوب سیستان و بلوچستان بود، در سالهای پیش رو آناناس میتواند به نماد جدید توسعه باغداری گرمسیری ایران تبدیل شود. علاوه بر موز، کشت انبه، گواوا، چیکو، پاپایا، کنار پیوندی و انواع میوههای نیمهاستوایی نیز در سالهای اخیر در نوار ساحلی سیستان و بلوچستان و به خصوص چابهار، توسعه یافته است. تولید گسترده نهالهای این محصولات در مراکز تخصصی استان نشان میدهد کشاورزی بلوچستان در حال حرکت به سمت تنوعبخشی و توسعه باغات گرمسیری است. کارشناسان معتقدند، کمتر منطقهای در کشور چنین تنوعی از محصولات گرمسیری را در اختیار دارد. گسترش باغداری گرمسیری میتواند به یکی از پیشرانهای اصلی اشتغال در جنوب استان و این سواحل تبدیل شود. موقعیت اقتصادی و بازرگانی براساس پیشبینی محققان سازمان ملل در زمینه ترابری بینالمللی، حدود نیمی از ترابری جهان میان خاور دور با سایر نقاط دنیا انجام میشود. از مجموع ۳ کریدور ترابری جهانی که کارشناسان سازمان ملل برای این امر پیشبینی کردهاند، ۲ کریدور از ایران میگذرد و چابهار نقطه عبور جنوبیترین کریدور شرقی–غربی جهان خواهد بود. این کریدور از «دروازه ابریشم» در چین آغاز میشود و قلب اقتصاد این کشور یعنی استان کانتون را تغذیه کرده و به سرزمین آسیای جنوبشرقی میپیوندد و پس از طی این مسیر وارد هندوستان شده و با پوشش مهمترین شهرهای این ناحیه؛ مانند کلکته، ناگپور، جایپور، حصیرآباد، کراچی و بن قاسم به چابهار میرسد. بندر چابهار آسانترین و راهبردیترین راه دسترسی به آبهای آزاد برای ۶ کشور محاط در خشکی در آسیای میانه است. بندر چابهار به دلیل موقعیت راهبردی، که نزدیکترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آبهای آزاد است از اهمیت فراوانی برخوردار است و سازندگی و سرمایهگذاری فراوانی در آن صورت میگیرد؛ از جمله ساخت اسکله و افزایش گنجایش بارگیری کشتیهای اقیانوسپیما و ساخت راهآهن به سوی آسیای میانه و احداث فرودگاه بینالمللی. این بندر یکی از مهمترین چهارراههای کریدور شمال-جنوب بازرگانی جهانی است. بهگفتهٔ مسئولان افغانستان در سال ۱۴۰۳، عمدهٔ بازرگانی خارجی این کشور از مسیر چابهار انجام میشود. توسعه بندر شهید کلانتری چابهار طرح توسعه بندر چابهار با توجه به جنگ عراق و ایران و تأکید دولت بر لزوم داشتن بندری خارج از تنگه هرمز و خلیج فارس با آغاز عملیات اجرایی بندر شهید کلانتری، که یکی از دو بندر مهم چابهار میباشد، از سال ۶۲ بهطور جدی آغاز شد. بندر شهید کلانتری در سال ۱۳۸۸، دارای مساحت کل ۳۰ هکتار و با ظرفیتهای زیادی نسبت به دیگر بندرهای ایران می باشد. چابهار دارای چند منطقه یا بخش است:
بدون تردید مهمترین و مشهورترین صنایع دستی ایرانشهر سوزن دوزی بلوچی است که دارای شهرت جهانی میباشد. شهرستان ایرانشهر واقع در بلوچستان در سال ۱۳۹۷ به عنوان شهر ملی سوزن دوزی ثبت شد؛ اما از صنایع ظریفه دیگر رایج و مشهور در این شهرستان میتوان گلیم بافی، حصیر بافی ،پولک دوزی و سکه دوزی را نام برد. جاذبههای گردشگری قلعه ناصری (ایرانشهر) غار کرمانچی رودخانه دامن تالاب جازموریان کوه بزمان بازار روز ایرانشهر چشمه های آبگرم بافت تاریخی ایرانشهر محله قدیمی ایرانشهر محله قدیمی ایرانشهر مربوط به دوره قاجار است و در ایرانشهر، خیابان امام خمینی واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ دی ۱۳۷۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۲۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. زیرساخت فرودگاه فرودگاه ایرانشهر یک فرودگاه مسافری در ایران با کد یاتا IHR و ایکائو OIZI است که در شهر ایرانشهر قرار دارد. این فرودگاه در دولت یازدهم و در سال ۱۳۹۶ افتتاح و در دسترس مردم ایرانشهر قرار رفت. راهآهن ایرانشهر در مرکز خط ریلی زاهدان_چابهار قرار گرفته است. اما این خط ریلی هنوز کامل افتتاح نشده است. سال ۱۴۰۳، ایستگاه راهآهن خاش افتتاح شد و خبر ها حاکی از آن است که دولت و جمهوری اسلامی، در تلاش هستند تا ایرانشهر زودتر صاحب خط ریلی شود. بزودی و احتمال طی چند ماه آینده ایستگاه راهآهن ایرانشهر افتتاح خواهد شد. آموزش دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر دانشگاه آزاد، ولایت، پیام نور، کشاورزی، فرهنگیان، علمی کاربردی شهرک صنعتی ایرانشهر عملیات اجرایی شهرک صنعتی ایرانشهر در سال ۱۳۷۱ آغاز شد و با مساحت کلی ۳۴۷ هکتار و دارای ۱۹۰ هکتار فاز عملیاتی در کیلومتر هفت جادهٔ ایرانشهر - بمپور واقع شده است. بمپور واقع در ایرانشهر (پهره) مکران (بلوچستان)، از لحاظ تاریخی، یکی از قدیمیترین شهرهای ایران بهشمار میرود و براساس کاوشهایی که در اطراف آن انجام شده، تاریخ پیدایش آن به زمان ساسانیان و اشکانیان برمیگردد. از قدمت این شهر اطلاع دقیقی در دست نیست اما شهرت این محل به دلیل وجود قلعه بمپور است، که به عهد ساسانیان تعلق دارد. برخی روایات و افسانههای محلی، علت نامگذاری این منطقه را به بمپور را مربوط به بهمن (پسر اسفندیار) میدانند، که اول بهمن پور بوده و به مرور زمان به بمپور تبدیل شدهاست. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران در سال ۱۳۸۷ اعلام کرد که محوطه باستانی را در اطراف بمپور با وسعت ۱۵۰ هکتار کشف کرده و کاوشها نشان میدهد که آثار به دست آمده در آن با تمدنهای شهر سوخته و جیرفت همخوانی دارد. همچنین سفالهای به دست آمده در بمپور متعلق به ۲۷۰۰ سال قبل از میلاد هستند. روستای تیس این روستای بندری که به دریای آزاد عمان راه دارد، قدمتش به دوران امپراتوری هخامنشیان میرسد. در آن زمان، کالاها از آسیای شرقی و هند به بندر تیس آورده میشد و از این بندر به جاهای مختلف خاور میانه، آسیای میانه و قفقاز فرستاده میشدند. در سدههای اولیه اسلام نیز تیس بندر مهم بودهاست و مقدسی مورخ سدهٔ ۴ ه.ق از رونق بندر تیس سخن گفتهاست. در شاهنامه هم از این محل با نام تیز یاد شدهاست. چو آگاه شد اشکش آمد براه ابا لشکری ساخته پیش شاه همه تیز و مکران بیاراستند ز هر جای رامشگران خواستند بندر قدیمی تیس سابقهای چندین هزارساله دارد. وجود آثار تاریخی کهن از قبیل قلعهها و قبور، حاکی از وجود تمدنی بسیار کهن در این محل است که بسیاری از این آثار مورد شناسایی قرار گرفتهاند. گورستان صخرهای در تیس کشف شدهاست که نشان میدهد گذشتگان صخرهها را میشکافتند و مردگان را در قلب صخرهها دفن میکردند. در این گزارش، به این موضوع نیز اشاره شده بود، که ناآرامیها در بلوچستان و بهویژه آشوبهای دین محمدخان بر اثر سیاست دولت انگلیس است و دلیل این سیاست نیز بیم این دولت از اقتدار دولت مرکزی ایران در بلوچستان و بهویژه در چابهار است؛ اقتداری، که میتوانست نفوذ ایران در بلوچستان انگلیس را نیز امکانپذیر نماید. در سال ۱۳۰۷ خ، عملیات نظامی علیه دوست محمدخان آغاز شد و در بهمن ماه همان سال آخرین حکومت بلوچستان سقوط کرد. با حذف دوست محمدخان از معادلات سیاسی بلوچستان، قدرت دولت مرکزی در این ایالت و از جمله در چابهار بهطور کامل تثبیت شد. چابهار در سال ۱۳۲۸ خ. به شهر تبدیل شد. در سال ۱۳۵۲ خ. طرح جامع راهاندازی بندر چابهار آغاز شد و در همین راستا قراردادهایی نیز با پیمانکاران منعقد گردید. دوران جمهوری اسلامی پس از انقلاب اسلامی، عملیات راهاندازی بندر پس از وقفهای چند ساله این پروژه از سر گرفته شده و در سال ۱۳۶۲ عملاً به بهرهبرداری رسید البته تکمیل این پروژه تا چند سال بعد نیز ادامه پیدا کرد.
چرا ساز دوتار ابتکاری مرتضی گودرزی را " دوتار خراسان بزرگ" نام نهاده ایم؟! دکتر کیوان پهلوان پژوهشگر موسیقی قسمت سی و ششم ادامهء " خراسان بزرگ کجاست ؟" ایرانشهر (سیستان و بلوچستان) ایرانشهر (به بلوچی: یِرانشهر) یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است که نام پیشین آن پَهرَه (در فرهنگ فارسی معین به معنی نگهبانی می باشد.) بودهاست. ایرانشهر سومین شهر مهم و پرجمعیت استان پس از زاهدان و زابل می باشد. این شهر در میانهٔ سیستان و بلوچستان قرار دارد. مردم این شهر بلوچ هستند و اهل سنت هستند و به زبان بلوچی و فارسی سخن می گویند. شهرستان ایرانشهر ۱۵ ٪ گستره استان را از آن خود کرده است و آب و هوای گرم و خشک دارد. ایرانشهر از جمله شهرهای ایران است، که دارای فرمانداری ویژه است. تاریخچه کهنترین منابعی که از ایرانشهر نامی به میان آوردهاند منابع تاریخی یونانی و لاتین میباشند که در آنها از شهر پورا (Poura) به عنوان پایتخت ساتراپی اصلی گدروزی نام بردهاند. ساتراپی نامی است، که یونانیان بهطور کلی به شهربانیهای مختلف شاهنشاهی هخامنشیان دادهاند. از دیگر نامهایی، که در تاریخ به این شهر از بلوچستان گفته میشدهاست میتوان پره، پهره و معرب آن فهره را نام برد. در این منطقه میتوان وجود قلعههای متعدد در این شهر نشان از رونق و اهمیت آن در ادوار گوناگون میدهد، بنای قلعه بمپور به دوره ساسانیان بازمیگردد و قلعه ناصری در عهد قاجاریان ساخته شدهاست. شهر بمپور از زمان افشاریان تا زمان قاجار به عنوان مرکز حکمفرمایی بلوچستان جنوبی شناخته میشدهاست؛ اما پس از دورهٔ قاجار و مرکزیت یافتن ایرانشهر، بمپور اقتدار خود را از دست داد. جغرافیا شهرستان ایرانشهر در قسمت مرکزی استان سیستان و بلوچستان واقع شدهاست. ایرانشهر از شمال به زاهدان، از باختر به بمپور، از خاور به مگس و از جنوب به چابهار محدود شده و در منتهی الیه قسمت خاوری با کشور پاکستان هممرز است. شهرستان ایرانشهر در ۳۳۳ کیلومتری جنوب باختری زاهدان و در مسیر راه زاهدان – بندر چابهار قرار دارد. رود بمپور از ۴ کیلومتری جنوب شهر گذشته و پس از ۱۳۰ کیلومتر به هامون جازموریان میریزد. مردمشناسی در ایرانشهر اکثریت مردم بلوچ و اقلیتی از بلوچ ها و عده زیادی از جمعیت ایرانشهر، که از بم و شهر های اطرافش به این شهر مهاجرت کرده اند نیز، شیعه هستند. سنی ۷۷٫۵٪، شیعه ۲۲٫۵٪ مردم این منطقه از کشاورزی، دامداری، صیادی، تجارت و صنایعدستی امرار معاش میکنند. درصد بالایی از جمعیت مناطق روستایی ایرانشهر را عشایر تشکیل میدهند، که عموماً در سیاه چادرها و کپرهای ساخته شده از شاخ و برگ نخل خرما زندگی میکنند و همچنین عده زیادی از جمعیت ساکن در این شهر از استان کرمان و شهر بم هستند و عمده معیشت این قشر از طریق نگه داری دام به خصوص بز انجام میشود. جمعیت بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۱۱۳٬۷۵۰ نفر بودهاست. زبان زبان مردم این منطقه زبان بلوچی با گویشهای بمپوری، ایرندگانی، ابتری، دامنی، بزمانی، سرحدی، دلگانی و نرماشیری هستند. اولین محققی که لهجههای بلوچی را بیشتر بهطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گایگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروههای شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی که به ترتیب توسط طوایف لغاری و مری نمایندگی میشدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجهها به این واقعیت اشاره میکند، که بلوچی شمالی به میزان بالایی از زبانهای هندی همسایه لغت اقتباس میکند؛ در حالیکه بلوچی جنوبی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی است. یکی دیگر از محققین لهجههای بلوچی «سر جرج گریرسون» Sir George Grierson میباشد. او لهجههای بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه است و آنها را بر اساس منطقه عمدهای که در آن صحبت میشوند، لهجه کراچی، کیچی و پنجگوری نامید. محقق برجسته دیگری که به صورت سیستماتیک لهجههای بلوچی را مطالعه کردهاست پروفسور جوزف الفنبین Josef Elfenbein میباشد، او در کتاب «زبان بلوچی، لهجهشناسی بامتن» برای نشان دادن تفاوت بین لهجههای مختلف، لیستی شامل آواشناسی، دستور (صرف و نحو) و لغت تهیه کرده و آن را به عنوان معیار مقایسه شباهتها و تمایز لهجهها بکار بردهاست. زبان و لهجه در ایرانشهر اغلب لهجه بلوچی آنهم از نوع ایرانشهری 'سربازی 'لاشاری 'سرحدی'، بزمانی و… میباشد و زبان رسمی فارسی است.
سنگ نگارههای دره نگاران ناهوک :دره نگاران» مجموعه ای کمنظیر از نقش و نگار کنده شده بر روی سینه سنگها و صخرهها است، که نظر هر بیننده ای را به خود جلب میکند. در این محل، انبوهی از نقوش اصیل و قابل مطالعه وجود دارد، که با توجه به تعداد زیاد نقش و نگار آن را از جمله باستان شناسان اعلام کردهاند که توجهی به مجموعه نقوش دره نگاران مشخص میکند، که مهاجران و مهاجمان در هزاره قبل از میلاد مسیح به این سرزمین وارد شدهاند تاریخچه امانالله جهانبانی در سال ۱۳۰۸ منطقهٔ سرحد و نواحی اطراف آن را دزدآب(دزآپ) و خاش (واش) ذکر میکند، که حدود ۵۰۰۰ نفر جمعیت داشته است. وی در کتاب خاطرات خود، جمعیت سرحد را شامل طوایف بلوچ با بیشترین درصد جمعیتی ذکر میکند. مردمشناسی محققانی همچون اعتمادالسلطنه و سایر محققان اولین ساکنان سرحد را مردم بلوچ با بیشترین درصد جمعیتی ذکر میکند. بهنقل از کتابچهٔ میرزا مهدیخان و کتاب احیاء الملوک (ملک غیاث الدین)، ساکنان سرحد، طوایف بلوچ هستند مشتمل بر شهلیبر ۱۲۰خانوار، میر ۱۲۰خانوار، یاراحمد زهی ۱۵۰خانوار، نارویی ۲۰۰خانوار، گمشادزهی ۱۰۰خانوار، مزارزهی ۳۰خانوار، ریگی ۵۰خانوار، جمال زهی (خاشی) ۱۵۰خانوار، کرد (سهرابزهی) ۱۰۰خانوار، تمندانی ۲۰۰ خانوار، ترشابی ۱۸۸خانوار، بامری و برهانزهی ۶۰خانوار، مرادزهی ۸۰خانوار و قلندرزهی ۱۰۰خانوار، جمشیدزهی ۳۰خانوار. سرپرسی سایکس و اعتمادالسلطنه، جمعیت بلوچ را دارای بیشترین شمار جمعیتی سرحد تمندانی و شهلی بر به عنوان نخستین ساکنان سرحد یادشده و ایل شهلیبر،( طایفه کرد میر بلوچ زهی سهرابزهی) ، مرادزهی، یاراحمد زهی و نارویی، ریگی را مهمترین طایفه این منطقه دانسته است. جمعیت پرجمعیتترین طایفه سرحد طایفه ریگی است با جمعیتی بالغ بر ۴۵هزار نفر، که به صورت پراکنده در سرحد و دیگر نقاط بلوچستان ساکن هستند، طایفهٔ نارویی ۴۰هزار، طایفهٔ شهبخش ۳۵هزار، طایفه شهنوازی ۴۳هزار، طایفه کرد-میربلوچ زهی- سهرابزهی ۲۴هزار، مرادزهی ۲۰هزار خانوار و طایفه قلندرزهی ۲۰ هزار و طایفه هاشمزهی ۱۵هزار بزرگترین طوایف سرحد میباشند. این ناحیه مرزی، از دوران صفویان و پس از آن دارای سیستم ناحیهایِ سنتی مبتنی بر داد و ستد نابرابر میان کشاورزان واحدهای محلی و گروه قومی غالب بوده است، که خراجی را به عنوان تضمین دسترسیِ کشاورزان به زمین جمعآوری میکردند. ادامه دارد...
امروزه به شهرستانهای خاش، میرجاوه، زاهدان و نوک آباد (تفتان)، گلشن، سراوان و سیب و سوران و کلیه توابع این ناحیه را سرحدِ بلوچستان میگویند. حاکمیت در تاریخ معاصر ایالت سرحد یکی از ایالتهای تابع دولت خانات کلات بود، که توسط گروههای کُرد. به صورت کنفدراسیونی اداره میشد. منطقهٔ سرحد قبل از معاهده و مرزبندی گلد اسمیت در سال ۱۸۷۱ که موجب جداسازی بلوچستان ایران از اراضی خانات کلات و اهدا به ایران قاجاری شد، به صورت یک ایالت با نام «ایالت سرحد» با مرکزیت خاش تابع و جزء اراضی حکومت کنفدراسیونی خانات کلات بود، که توسط قبایل بلوچ اداره میشد. بعد از قرار داد گلد اسمیت و اهدای بلوچستان ایران به قاجار باز هم سرحد با مرکزیت خاش به صورت قبایلی توسط قبایل بلوچ اداره میشد. پیشینه تقسیمات کشوری ایران § تغییرات تدریجی استانهای دهگانه نامه وزارت کشور به استانداری بلوچستان و سیستان در دورهٔ پهلوی دوم نام این استان در اوایل دورهٔ جمهوری اسلامی از استان بلوچستان و سیستان به سیستان و بلوچستان تبدیل شد. بعد از فتح بلوچستان ایران توسط رضاشاه سرحد تابع دولت پهلوی شد و به همراه مکران در تقسیمات سال ۱۳۱۶ خ. جزء استان هشتم استان کرمان و بلوچستان قرار گرفتند. به ترتیب استان کرمان و بلوچستان؛ شامل شهرستانهای ۱ـ کرمان ۲ـ بم ۳ـ بندرعباس ۴ـ خاش بود، که خاش مرکزیت کل بلوچستان را بر عهده داشت و در آن زمان زاهدان به صورت روستایی با نام دزآپ از توابع شهرستان خاش بود. سپس در سال ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ با جدا شدن و شهرستان شدن زاهدان مرکزیت بلوچستان از خاش به زاهدان منتقل شد و برای اولین بار ایده فرمانداری کل با نام «فرمانداری کل بلوچستان» با مرکزیت زاهدان ایجاد شد، که شامل استان سیستان و بلوچستان فعلی میشد. فرمانداری در این نوع تقسیم، ابتدا مستقل از استانداری بود، ماده ۲ مصوبه تغییر کرد و به جای کلمه «والی» عبارت «فرماندار کل» که هم ردیف با استاندار بود، قرار گرفت. حوزهٔ بلوچستان با نام «فرمانداری کل بلوچستان» مرکب از ۳ فرمانداری تابعه سراوان، ایرانشهر و چابهار با مرکزیت زاهدان تحت نظر مأمور عالیرتبه به نام والی از طرف مرکز (تهران) اداره میشد. ضمن آن که زابل هم از استان نهم جدا و به بلوچستان الحاق شد. طولی نکشید، که در سال ۱۳۳۶ فرمانداری کل بلوچستان به «استان بلوچستان و سیستان» تبدیل شد و مرکزیت آن در زاهدان قرار داشت. نام استان بلوچستان و سیستان در اوایل دورهٔ جمهوری اسلامی به سیستان و بلوچستان تغییر یافت. از مشخصات عمدهٔ این ناحیهٔ کوهستانی، درّههای عمیق است، که کوه تفتان در مرکز آن واقع شده است. ظاهر اکثر مناطق ناحیهٔ سرحد، خشک و کوهستانی است؛ امّا دامنههای تفتان را میتوان تا حدودی استثناء گرفت، که حاصل آبی است که با آب شدن برفها در قلّهٔ تفتان در تابستان سرسبز شده است. روستای تمندان یکی از زیباترین و سرسبزترین روستاهای بلوچستان، که در کوه پایه کوه تفتان قرار گرفته و از تمام خاکهای بلوچستان حاصلخیزی بیشتری دارد، که میوه معروف آن زرد آلوی خاصش است. احتمال وجود شهر یا محوطه باستانی عظیمی در این کوه پایههای تفتان داده میشود؛ چرا که یکی از بهترین بوم سازگانهای کشور محسوب میشود و بی تردید، یکی از سکونت گاههای انسانهای ادوار گذشته بوده است. روستای سنگان در فاصله ۴۵کیلومتری شهرستان خاش یکی از زیباترین و سرسبزترین روستاهای سرحد است که به دهکده یاقوت قرمز (انار) معروف هست. از دیگر جاهای دیدنی سنگان به درخت کهنسال میتوان اشاره کرد، که قدمتی بالغ بر چندین هزار سال دارد و هنوز هم استوار و سرسبز است. آبشارها متعدد و باغات انار زیبایی منحصر بهفردی به این منطقه بخشیده است. سنگ نگارههای گشت سنگ نگارههای گشت، مربوط به هزارهٔ اول قبل از میلاد است مناطق کوهستانی و درههای فراوان اطراف گُشت، زیستگاههای کهن بلوچستان را به نشان میگذارند. قدمت بعضی از آنها در کوههای اطراف گُشت به ۱۲۰۰۰ سال قبل میرسد، که نشان از تاریخ کهن، هنر کهن منطقه گُشت است. سنگ نگارههای سراوان بزرگترین نگارخانه سنگی در ایران: مهمترین و بیشترین محل قرارگیری سنگ نگارهها در محدوده مناطق شهرستان را «کوه مهرگان»، «دره کندیک»، «دره شیر و پلنگان»، «دره درو»، «دره هلی»، «کوه تونان» در سب و سوران و نقاشیهای صخره ای «پیرگوران» و همچنین شامل روستای ناهوک، سنگ نگارههای «سر دشت ناهوک»، «دره نگاران» و «گشت» اشاره کرد. مهمترین این سنگ نگارهها که بر روی کوههای منطقهٔ سردشت دردره ای به نام دره نگاران در محدوده روستای ناهوک واقع شده است و بر اساس بررسیهای تاریخی و کارشناسیهای باستانشناسی مربوط به درهٔ شکار مربوط به ده هزار سال پیش است.
جغرافیا زاهدان بهعنوان مرکز استان سیستان و بلوچستان و در محدوده جنوب شرق کشور و در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده. این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار شده و پاکستان، خراسان و کرمان را به هم متصل میکند. آب و هوا آب و هوای زاهدان در بیشتر روزهای سال گرم و خشک میباشد. در فصل تابستان روزهایی بسیار گرم و شبهایی با حرارت نسبی کم را تجربه میکند. معمولاً در این شهر برف نمیبارد. با این حال، بیشترین میزان نزولات جوی در استان، مربوط به زاهدان و هم چنین شهرستان خاش میباشد که عمدتاً در فصل زمستان رخ میدهد. در ماههای دی و بهمن، آب و هوایی عمدتاً خنک و شبهایی سرد در این منطقه حاکم است. آبها آب آشامیدنی مورد نیاز زاهدان در حال حاضر از طریق چاه نیمههای زابل و هامون تأمین میشود کوهها از مهمترین کوههای این شهر میتوان کوههای اشتران (ارتفاع: ۳۰۱۲ متر)، انجیردان (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، جیکو، پیرخان (ارتفاع: ۲۲۲۱ متر) و ملکسیاه را نام برد. کشاورزی درآمد برخی از ساکنان زاهدان از طریق کشاورزی تأمین میگردد؛ از جملهٔ محصولات کشاورزی این شهر میتوان جو، ذرت دانهای، ذرت علوفهای، سبزیجات، علوفه، گندم، گیاهان و نیز محصولات باغی و صیفی را بیان کرد. حاشیهنشینی حدود ۳۵۰ هزار نفر از جمعیت زاهدان حاشیهنشین هستند و در سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند که فاقد حداقل زیرساختهای شهری؛ از جمله فضای سبز، آسفالت، معابر و مرکز درمانی هستند. شیرآباد و سیک سوزی از جملهٔ محلات حاشیهای زاهدان هستند، که با آسیبهای اجتماعی مانند تکدیگری، اعتیاد و سکونت بیپناهان و زنان آسیبدیده مواجه هستند. خدمات شهری همچون دفع زباله و فاضلاب به این محلات ارائه نمیشود. شهرستان زاهدان شهرستان زاهدان بزرگترین شهرستان استان سیستان و بلوچستان و یکی از گستردهترین شهرستانهای ایران، که مرکز آن شهر زاهدان است. شهرستان زاهدان در محدوده شمالی استان سیستان و بلوچستان و در جنوب شرقی کشور ایران قرار دارد. مردم این شهرستان اغلب سیستانی و بلوچ هستند، که در مرزهای چندین کشور زندگی به سر می برند. بر پایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۴۰۰ جمعیت این شهرستان ۷۷۰،۸۰۰ نفر بودهاست. تقسیمات کشوری شهرستان زاهدان دارای ۳ بخش، ۶ دهستان و ۳ شهر به نامهای زیر است: بخش مرکز بخش جمعیت بخش ۱۳۹۵ نام دهستان مرکز دهستان جمعیت دهستان ۱۳۹۵ شهر جمعیت شهر ۱۳۹۵ مرکزی زاهدان ۶۲۸،۲۱۹، چشمه زیارت چشمه خانمحمد ۳۴،۶۹۳، زاهدان ۵۸۷،۷۳۰ حرمک حرمک ۵،۷۹۶ کورین سرجنگل ۲۵،۸۹۸، کورین سرجنگل ۱۵،۹۷۴، سرجنگل ۳،۷۹۰ شورو شورو ۸،۱۳۴ نصرتآباد نصرتآباد ۱۸،۶۴۲ نصرتآباد شهرک حصاروئیه ۷،۷۸۷ نصرتآباد ۵،۲۳۸ دومک دومک ۵،۴۳۷ نواحی بلوچستان ایران ناحیه سرحد (شامل زاهدان تا انتهای خاش و سراوان) به همراه ناحیه مکران (شامل ایرانشهر تا چابهار) نواحی بلوچستان ایران در استان سیستان و بلوچستان هستند، که سرحد در شمال مکران قرار دارد و با نام سرحدِ بلوچستان شناخته میشود. سیستان (شامل زابل، زهک و نیمروز) در شمال بلوچستان است. اینان در اصل روایتگر مرزهای شمالی و انتهایی بلوچستان است، که به زهک سیستان منتهی می شود. در دوره جدید (از دورهٔ پهلوی به بعد)، هرچند به ظاهر با برچیده شدن حکومتهای ملوک الطوایفی یا خان سالاری، به منظور ایجاد نظام حکومتی دولت ملت، همه پهنه حکومت در دست دولت مرکزی قرار گرفت، اما ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی نظامهای اجتماعی ایلیاتی و قبیله ای، که هنوز در این قبیل جوامع جاری است، سبب شد بسیاری از حرکات در این جوامع پیشبینی ناپذیر شود. سرحد (بلوچستان) سرحدِ بلوچستان به معنای مرزهای شمالی بلوچستان، یکی از دو نواحی بلوچستان ایران را شامل میشود. سرحد ناحیهای با فلات خشک و مرتفع و کوهستانی در استان سیستان و بلوچستان است، که بزرگترین درهٔ این ناحیه، درّهٔ خاش و بلندترین دامنه کوهستانی این ناحیه کوه تفتان است، که از منظر عارضهنگاری غالب ناحیه کوه تفتان و آتشفشانی نیمه فعال میباشد. ارتفاع زیاد سبب اعتدال ناحیه میشود با این حال، اقلیم آن در تابستانها گرم و خشک و کمباران و در زمستانها سرد است. موقعیت جغرافیایی ناحیه سرحد واقع در شمال بلوچستان ایران و از غرب به کوههای جبال بارز در استان کرمان، از شرق به کوههای نواحی واشک خاران و ناحیه چاغی در پاکستان، از جنوب به ناحیهٔ مکران در استان سیستان و بلوچستان و از شمال به ناحیه سیستان در استان سیستان و بلوچستان محدود میشود. ناحیهٔ سرحد شامل شهرستان خاش در جنوب و جنوب غربیِ ناحیه، که به منطقهٔ مکران منتهی میشود، شهرستان سراوان در جنوب شرق ناحیه، شهرستان تفتان (نوک آباد) در مرکزِ ناحیه و شهرستان زاهدان در شمالِ ناحیه منتهی به مرز سیستان قرار دارند.
شمار ادارهها و مراکز دولتی دزآپ و کارمندان که در این مراکز مشغول به کار بودند، روز به روز بیشتر میشد؛ از همینروی برخی از بازرگانان و تاجران برای خرید و فروش و رفع نیازهای روزانهٔ مردم به این روستا آمده و ساکن آن شدند. اغلب بازرگانان اهل کشور هند بودند. ایستگاه راهآهن زاهدان مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ خ. دستور تأسیس و آبادانی زاهدان را داد. در سال ۱۳۰۹ خ. به پیشنهاد تیمسار جهانبانی و به دستور رضاشاه، نام شهر از دزآپ به زاهدان تغییر کرد. معماری زاهدان با توجه به آب و هوای گرمسیری آن و به پیروی از معماری شهرهای قدیم ایران توسط معماران ایرانی تهیه شده است. راهاندازی راهآهن کویته-زاهدان از نخستین نشانههای شهرنشینی در این شهر بهشمار میرود. بازرگانان هندی نیز برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز مردم، برای خود دکانهایی ساختند؛ تعدادی از بازاریان اهل مشهد و یزد به این شهر آمده و در آن سکونت گزیدند. بعد از ایجاد راهآهن گروهی از هندوها به هدف کار در بخش راهآهن وارد دزآپ شدند؛ اما با اتمام خط راهآهن و همچنین پایان جنگ اول از اهمیت سیاسی این خط کاسته شد. موقعیت دزآپ جهت (نزدیکی به هند، هم چنین به آبهای آزاد دریای عمان، و درنتیجه تسهیل امور تجاری) افزایش اهمیت اقتصادی راهآهن دزآپ و شهر دزآپ را درپی داشت. این امر، سبب مهاجرت گروهی دیگر از سیکها به دزآپ و اشتغال آنها در بخش تجارت شد، که با حمایت دولت ایران و انگلیس در بخشهای گمرک و عوارض راه هم راه بود. سیکها اتباع هندی انگلیس قلمداد میشدند و این امر مزایایی داشت که البته کسب این مزایا سبب محرومیت اتباع ایرانی از آن میشد. این امر وضعیت سختی را بر اتباع ایرانی به ویژه ساکنان محلی شهر مترتب میکرد؛ چراکه در زاهدان به منزلهٔ شهری تازه تأسیس، افزون بر مهاجران جدید، ساکنان بومی نیز در بخشهایی از شهر ساکن بودند؛ ازجمله طایفهٔ سرابندی، که جز اولین طایفهٔ مستقر در شهر نوبنیاد زاهدان بودند و طایفهٔ گرگیج که در شمال زاهدان مستقر بودند. این طوایف که به گلهداری و زراعت اشتغال داشتند ورود مهاجران جدید و هم چنین اقدامات دولت مرکزی، غصب زمینها توسط مهاجران جدید که از حمایت ارتش برخوردار بودند و مسئله کشف حجاب اوضاعی را بر آنها مترتب میکرد که شماری از ساکنان بومی به سبب این اوضاع مجبور به مهاجرت میشدند. . حمله نظامیان انگلیسی هنگامی که کمپانی هند شرقی بریتانیا بر هند و پاکستان امروزی مستولی شد و منطقه کلات و بلوچستان پاکستان به تصرف انگلیسیها درآمد، در نخستین روز اکتبر سال ۱۸۷۷ ژنرال ریجنالد ادوارد هری دایر به این منطقه حمله کرد. در این بین، عدهای از سران بلوچ با حمله به کاروان انگلیسیها مانع حضور انگلیس در سرحد شده بودند. در این زمان انگلیس به فکر کشیدن خط آهن به بلوچستان ایران بود. مهمترین سرداران بلوچ، که با انگلیسیها جنگیدند سردار جمعهخان اسماعیلزهی شهبخش، سردار خلیلخان گمشادزهی و سردار جنیدخان یاراحمد زهی شهنوازی بودند. جنگهای این سرداران بلوچ با قوای انگلیس منجر به کشته شدن بسیاری از نیروهای انگلیسی شد. در نبردی که بین نیروهای جمعهخان با انگلیس در شمال دزآپ (زاهدان کنونی) روی داد بیش از ۷۰ انگلیسی کشته شدند. در نبرد دره نالک نیز بیش از ۳۳۰ انگلیسی توسط یاراحمد زهیها به قتل رسیدند. هری دایر به هندوستان رفت و ۶ سال بعد در بریستول انگلستان در گذشت. وی ماجرای جدال خود با بلوچها را در کتابی به نام «مهاجمان سرحد» که درسال ۱۹۲۱ درلندن انتشار پیدا کرد به چاپ رساند. محدودهٔ شهری زاهدان در این دوران به فاصلهٔ میان خیابان تهران از یک سو و خیابان پشت شهرداری از سوی دیگر محدود شدهبود. برقرسانی در شهر زاهدان در سال ۱۳۲۸ خ. انجام شد. کارخانهٔ برق زاهدان در ابتدای خیابان سنایی قرار داشت و بانی آن یکی از اهالی یزد به نام «رزاقزاده» بود. وی همچنین مقدمات احداث اولین باغ در زاهدان بهنام کلاته رزاقزاده را فراهم آورد که در جادهٔ زاهدان به خاش قرار دارد. شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسیها از قدیمیترین شهرهای ایران است که دارای آب لولهکشی شد. این لولهکشی البته در ایستگاه راهآهن شهر و برای خانههای کارکنان آن انجام شد. گسترش لولهکشی آب شهر توسط شهرداری در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت در سالهای ۱۳۲۷ و ۲۸ در زاهدان دو دبیرستان ساخته داشت به نامهای پروین و ۱۵ بهمن. پس از آن نیز دبیرستانهای تازهای به نامهای علم، امیرمعزی، شاه، شهناز، ایراندخت و ارم در شهر احداث شد. تنها بیمارستان شهر در این سالها، بیمارستانی بود در پشت خیابان شهرداری که یک پزشک داشت. اهالی محل به خاطر سیاهپوست بودن این پزشک، این بیمارستان را به عنوان «بیمارستان دکتر سیاه» میشناختند. پس از آن، سازمان بهداری در ابتدای خیابان دکتر شریعتی، بیمارستانی به نام بیمارستان علم (بوعلی فعلی) احداث کرد..