- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
دوستان عزیز، داستان این هفته نسبتاً طولانی است و خواندن کامل آن در ابتدای نشست امکانپذیر نیست. لطفاً حتماً داستان را از قبل بخوانید تا فرصت بیشتری برای گفتوگو و تحلیل داشته باشیم.
مدافع ایمان از آثار اولیهٔ مهم اوست. راث در این داستان از تجربهٔ یک سرباز یهودی در ارتش استفاده میکند تا مسئلهای بزرگتر را بررسی کند: آیا وفاداری به گروه و همکیشان باید بر عدالت و وظیفهٔ فردی مقدم باشد؟ نکتهٔ جالب دربارهٔ راث این است که با وجود اینکه بسیاری از آثارش دربارهٔ یهودیت و هویت یهودی هستند، خودش در سالهای پایانی زندگی بیشتر بر این تأکید داشت که نمیخواهد صرفاً به عنوان «یک نویسندهٔ یهودی» شناخته شود؛ او خود را در درجهٔ اول یک نویسندهٔ آمریکایی میدانست.
فیلیپ راث (Philip Roth، ۱۹۳۳–۲۰۱۸) یکی از مهمترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم بود. او در خانوادهای یهودی در نیوارک، نیوجرسی بزرگ شد و تجربهٔ زندگی یهودیان طبقهٔ متوسط آمریکایی تأثیر زیادی بر آثارش گذاشت. راث بیشتر به خاطر پرداختن به هویت، مذهب، خانواده، جنسیت، اخلاق، سیاست و تضاد میان خواستههای فردی و انتظارات جامعه شناخته میشود. راث نویسندهای بسیار بحثبرانگیز بود. او اغلب از خودِ جامعهٔ یهودی آمریکا نیز انتقاد میکرد و همین موضوع باعث شد برخی او را متهم به تصویرسازی منفی از یهودیان کنند. در مقابل، بسیاری معتقد بودند که او دقیقاً به این دلیل مهم است که حاضر بود دربارهٔ تناقضها و مشکلات جامعهٔ خودش صادقانه بنویسد. اولین موفقیت بزرگ او مجموعهداستان Goodbye, Columbus (1959) بود که جایزهٔ National Book Award را دریافت کرد. بعدها رمانهایی مانند Portnoy’s Complaint (1969)، American Pastoral (1997) و The Human Stain (2000) جایگاه او را در ادبیات آمریکا تثبیت کردند. American Pastoral در سال ۱۹۹۸ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر شد.
مدافع ایمان فیلیپ راث سرور کرمپور دشتی
без подписи
در ادامهٔ مجموعهٔ «یک قرن داستان در نیویورکر»، داستان بعدی که میخوانیم «مدافع ایمان» (Defender of the Faith) نوشتهٔ فیلیپ راث است؛ داستانی که نخستینبار در سال ۱۹۵۹ در مجلهٔ نیویورکر منتشر شد. راث در این اثر، با نثری دقیق، طنزی ظریف و نگاهی موشکافانه، به مسئلهٔ هویت، وفاداری، مسئولیت و تعارض میان اصول اخلاقی و تعلق به یک گروه میپردازد. در پسِ فضای ظاهراً سادهٔ یک پادگان نظامی، داستان پرسشهایی عمیق دربارهٔ اعتماد، قدرت، وجدان و مرز میان همدلی و جانبداری را پیش روی خواننده میگذارد؛ ویژگیهایی که آن را به یکی از مهمترین داستانهای کوتاه ادبیات آمریکا تبدیل کردهاند. 🗓 جمعه 🕘 ساعت ۹ شب به وقت ایران
شادترین لحظهای که داشتهام جان آپدایک 🗓 جمعه 🕘 ساعت ۹ شب به وقت ایران
без подписи
без подписи
без подписи
مجموعهٔ «خرگوش» (Rabbit) مشهورترین اثر جان آپدایک است و زندگی هری «خرگوش» آنگستروم، یک بازیکن سابق بسکتبال دبیرستانی را از جوانی تا پیری دنبال میکند. این مجموعه در چهار رمان، تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آمریکا از دههٔ ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ را از خلال زندگی یک مرد طبقهٔ متوسط روایت میکند. آپدایک با این مجموعه تصویری کمنظیر از زندگی روزمره، ازدواج، مذهب، بحران هویت و رؤیای آمریکایی ارائه میدهد. دو جلد از این مجموعه، Rabbit Is Rich و Rabbit at Rest، برندهٔ جایزهٔ پولیتزر شدند.
جان آپدایک (John Updike) (۱۹۳۲–۲۰۰۹) یکی از مهمترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم بود. او بیش از شصت کتاب، شامل رمان، مجموعهداستان، شعر، نقد ادبی و مقاله نوشت. آپدایک بهخاطر نثر شاعرانه، دقت خیرهکننده در توصیف جزئیات زندگی روزمره و کاوش در احساسات پیچیدهٔ انسان شهرت دارد. آثارش اغلب به عشق، ازدواج، مذهب، هویت، طبقهٔ متوسط آمریکا و گذر زمان میپردازند. او دو بار جایزهٔ پولیتزر را برای رمان دریافت کرد و از معدود نویسندگانی است که این افتخار را بیش از یک بار به دست آوردهاند.
شادترین لحظهای که داشتهام جان آپدایک ترجمهشده توسط هوش مصنوعی
без подписи
در ادامهٔ مجموعهٔ «یک قرن داستان در نیویورکر»، این هفته به سراغ نخستین داستان منتشرشدهٔ جان آپدایک در این مجله میرویم. 📖 «شادترین لحظهای که داشتهام» (The Happiest I've Been) نوشتهٔ جان آپدایک؛ داستانی که نخستین بار در سال 1959 در مجلهٔ نیویورکر منتشر شد. این داستان، روایت سفری یکروزه است که در ظاهر چیزی جز دیدار چند دوست و یک مسابقهٔ تیراندازی نیست؛ اما در لایههای پنهان خود، لحظهٔ گذار از نوجوانی به بزرگسالی را به تصویر میکشد. آپدایک با نثری ظریف و سرشار از جزئیات، از عشق، حسادت، رقابت، معصومیت و اضطراب ورود به آینده سخن میگوید و نشان میدهد که شادی، گاهی درست در لحظهای رخ میدهد که هنوز از پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر آگاه نیستیم. 🗓 جمعه 🕘 ساعت ۹ شب به وقت ایران
برنارد مالامود در طول زندگی فقط هشت رمان نوشت، اما داستانهای کوتاهش از مهمترین آثار ادبیات آمریکا به شمار میروند. رمان «قهرمان» (The Natural) در سال ۱۹۸۴ با بازی رابرت ردفورد به فیلمی موفق تبدیل شد. مالامود اعتقاد داشت: «همهٔ انسانها یهودیاند؛ فقط بعضیهایشان این را میدانند.» منظور او این بود که رنج، تبعیض و امید، تجربههایی مشترک میان همهٔ انسانها هستند. آثار او اغلب نشان میدهند که انسان از دل شکست و رنج، امکان رشد و دگرگونی پیدا میکند؛ موضوعی که در داستان «مطالعهٔ تابستانی» نیز بهخوبی دیده میشود. 🗓جمعه 🕘 ساعت ۹ شب به وقت ایران
برنارد مالامود (۱۹۱۴–۱۹۸۶) یکی از مهمترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم و از چهرههای برجستهٔ ادبیات یهودی-آمریکایی است. او بیشتر به خاطر داستانهای کوتاه و رمانهایی شناخته میشود که با نگاهی عمیق و انسانی، زندگی آدمهای معمولی، مهاجران، کارگران و کسانی را روایت میکند که با شکست، تنهایی، فقر و امید دستوپنجه نرم میکنند. مالامود در بروکلین نیویورک و در خانوادهای مهاجر و یهودی به دنیا آمد. بسیاری از تجربههای کودکی و زندگی در محلههای فقیر، بعدها الهامبخش داستانهای او شدند. او باور داشت ادبیات باید انسان را به همدلی، مسئولیت و شناخت خود و دیگران برساند. از مهمترین آثار او میتوان به The Natural، «دستیار» (The Assistant)، «تعمیرکار» (The Fixer) و مجموعهداستان «بشکهٔ جادو» (The Magic Barrel) اشاره کرد. رمان «تعمیرکار» در سال ۱۹۶۷ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر و جایزهٔ ملی کتاب آمریکا شد. سبک مالامود ساده و موجز است، اما در دل همین سادگی، پرسشهای عمیقی دربارهٔ اخلاق، هویت، رنج، بخشش و امید مطرح میکند. به همین دلیل، بسیاری او را در کنار سال بلو و فیلیپ راث، از سه نویسندهٔ بزرگ ادبیات یهودی-آمریکایی میدانند.