tgindex
🎶✨🌀 نغز نوا 🌀✨🎶

🎶✨🌀 نغز نوا 🌀✨🎶

Статистика
@Naghznavaперсидский

@ Naghznava63

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
32
Всего постов
94
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
163
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
69
40 постов
Вовлечённость
42,3%
к подписчикам
Постов в день
4,6
всего 94
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
66
1/48двое суток
75
1/72трое суток
81

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • رو دست شب موندم از بس نخوابیدم🌀

  • سـَرَم بازار مسگرهاست،دلم دُکان سمساری 🌀

  • برایت، شنیدن واژه های مهربان سرودهای عاشقانه دوش گرفتن زیر آبشار خواندن آوازهای نو انتظاری عاشقانه در ایستگاه قطار و یک مهمانی پر از صدای گیتار برایت آرزو می کنم . برایت، یافتن خاطرات یک عشق قدیمی داشتن شانه های صمیمی کف زدن های شادمانه بعد از ظهرهای آرام نواختن گیتار برای او که دوستش داری ، شرابی سفید و یک دنیا عشق آرزو مى کنم . #کارلوس_دروموند #آوا_مریم_عسگری

  • без подписи

  • از تک تک این فیلتر سیگارای روی زمین می شه یه قصه نوشت! مخصوصاً اونایی که روش جای رُژ لب هم هست🌀

  • و چون تو رویایی،زیاد می‌خوابم🌀 #محمود_درویش

  • без подписи

  • شاعر در وصف خستگی فرموده؛ « خستگی از حد گذشته چای‌لیوانی بریز؛ موی خود را باز کن ، بر روی پيشانی بریز..»🌀

  • без подписи

  • -حس می‌کنم یه بخشی ازم برای همیشه تبدیل به غروب جمعه شده🌀

  • من گل‌فروش فال‌به‌دستِ چهارراه او تا همیشه دسته‌گلی روی تخت ماه من بختِ تیره در دل پیراهنی سفید او چشمِ سبز در پس یک عینکِ سیاه من عاشقی که منتظر یک اشاره است او دختری که میل ندارد به اشتباه! در صفحه‌ای که زخمیِ باران نقطه‌هاست من آیِ بی‌کلاهم و او آیِ باکلاه هنگام گل‌خریدنِ از من، به جای من با شیطنت به ساعت خود می‌کند نگاه فکر غریبیِ سر من نیست دامنش هرچند داده است به گنجشک‌ها پناه در مهربانی‌اش همه با هم موافقند اما نمی‌رسد به من از او به غیر آه شاکی نمی‌شوم که دهان باز می‌کند حتی به نفع گفته‌ی او میز دادگاه پشت چراغ‌قرمز لب‌هاش _ای دریغ!_ امروز هم به حسرت یک‌بوسه شد تباه شب شد، دوباره خلوتمان پا گرفته است؛ گل‌های رنگ‌رفته و من در چهارراه #سعید_مبشر #آوا_مریم_عسگری

  • ✨ من خدا را در قمقمه‌ی آب یافته‌ام! در عطر یک گل، در خلوص برخی کتاب‌ها و حتی نزد بی‌دینان! اما تقریبا هیچ‌گاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست، نیافتم🌀 " کریستین بوبن "

  • #حرف_آخر بهترین شیوۀ زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی؛ بلکه آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی🌀

  • گفتم «بوی یوسفی، چشم چگونه وا دهد؟» چشم مرا نسیم تو، داد ضیا که «هم‌چنین»🌀 #مولانا

  • ‏به خونِ ما وضو کردی، به چشم خود تماشا کن ‏زِ خون تو حنا گردد به زودی دست و پای ما🌀

  • ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان! عطری بیفشان بر حیاطِ خانه، شب بو جان! من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد حالا که وقت آبروداری ست جارو جان! اینقدر بی‌تابی نکن پیراهنِ نازم! هی روی پیشانی نیا با شیطنت، مو جان! وقتی تو می‌آیی در و دیوار می رقصند انگار چیزی خورده باشد خانه بانو جان عاشق شدن را داشتم از یاد می‌بردم این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان در چشم‌هایت شیشه‌ی عمرِ مرا داری وقتی که می‌بندیش دیگر مُرده ام...کو جان؟ کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کشتی گیرم که روزی بازگردی نوش‌دارو جان! #مهدی_فرجی #آوا_مریم_عسگری

  • بس که طواف کردمت؛ مرا به حج نیاز نیست 🌀

  • عشق انجیر نیست ، زیتون تلخه 🌀

  • شرح موقعیت؟ - [دست ما کوتاه و خرما بر نَخیل]:(

  • چنان که مادیان می‌دویدند من تو را فتح می‌کردم شانه‌ها و سرانگشتان تو را🌀