- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 161
- 1/48двое суток
- 2 476
- 1/72трое суток
- 2 670
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نه فانوسی کنار لحظههای تارمان مانده نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟ چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟ چقدر از داغهای بر جگر بسیارمان مانده؟ صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید: بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده! #حامد_عسکری دکلمه #نگاه_موسوی #ابوالفضل_فتحی_آزاد
به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را که یک عمر است عادت کرده ام بی سرپناهی را منم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب میبیند به روی شانههایش فوج کفترهای چاهی را زلیخاها اگر پیراهنی پاره نمیکردند به یوسفها که میآموخت رسم بی گناهی را؟ سواری خستهام از کوه پایین آمدم دختر! ببند این زخمهای کهنهٔ مشروطه خواهی را تفنگ و اسب را دادم به جای شانهٔ نقره بکش هموارتر کن پیچ و تاب این دو راهی را چه می فهمند سربازان مست روس و عثمانی شمیم اشکهایم روی کاغذهای کاهی را؟ سپیداری که بر آن پیکر ستّارخان رقصان چه سازد شرمساری را؟ چه نالد روسیاهی را؟ سپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگذار مگیر از شیرمَردت لطف صید صبحگاهی را رهاتر از سر زلفت بخند امشب، پریشانم برقصان توی تُنگ صورتت دو بچه ماهی را #حامد_عسکری #آوا_مریم_عسگری @Naghznava, 🌿 @hamedaskari
دردا که چه شبها، که چه شبها، که چه شبها .... @hamedaskari
без подписи
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد اه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد بـــــــرد #حامد عسگری #شاهین شاهدوست https://t.me/nedaaye_aramesh
همه شهـــر فهمیده بیــــتابتم... مگه قول ندادی به هیشکــی نگی ؟!🙃 ✒️شعر: حامد عسگری 🎼صدا : دل آرام
شاید اگه یه فصل دیگهای بود ... ترانه: #حامد_عسکری صدا: #فاطمه_یوسفی #یاس_سفید #قرص_خواب
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حوا که لب گشود، عسل اختراع شد! آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت تا هالهای به دور زحل اختراع شد! آدم نشسته بود، ولی واژهای نداشت نزدیک ظهر بود غزل اختراع شد! آدم که سعی کرد کمی منضبط شود مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد! یک دست جام باده و یک دست زلف یار اینگونه بود ها..! که بغل اختراع شد! #حامد_عسکری آوا : #پریسا_رشیدی http://t.me/Parisa_Rashidi
گفتی یه مدت دور باشیم، عشق با دوریه که بیکران میشه گفتم نمیشه گفتی جونِ من من میدونستم داستان میشه ویزات که اومد ساکتو بستی گفتی واسه آیندمون میری باهم بلیطاتو گرفتیم و... بعدش همش غُر میزدی گیری یه مدتی رفتی دلت یخ زد ایمیل دادی که فراموش کن شب گریه هامو که تو جریانی حالا از اون به بعدشو گوش کن اول بلایی که سرم اومد بیت های خوب و روشنم گم شد عطر نجیب و ساده ی موهات از یقه ی پیراهنم گم شد تو آخرین مهمونی که بودیم با تک تکِ اون خنده ها سوختم هیچی نبود من رو نگه داره وقتی کتابخونم رو میفروختم ایمیلتو میخوندم و بغضو تو بی کسی هام خاک میکردم خیلی چیزا روی زبونم بود هی مینوشتم پاک میکردم حتما زبانت خوب شده دیگه با دوستات از کشورت میگی از مزه ی سالادِ شیرازی رو تیکه های سرخِ ته دیگی تو توی یه کافه با دوستاتی نسکافتو با خنده می نوشی من گوشه ی بم توی نخلستون غرقم تو مرداب فراموشی آیندمون هروقت روشن شد برگرد من رو صحبتام هستم من آخرین پُل روهم خراب کردم امشب دیگه ایمیلمم بستم... #حامد_عسکری @hamedaskari
فصل جنگ اپیزود چهارم: کافه گلاسه شکلاتی! 🎙 به روایت: علیرضا رافتی 🔹 کارگردان: فواد عبدالعلیپور @LovelyTehran_pod
@hamedaskari
دو نامه آخر پریدخت
مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست #حامد_عسکری
#شاعر_می_خواند با همه گرمیم، با دلهای تنها بیشتر
✨ شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمهی عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد شعر: #حامد_عسکری دکلمه: #مهسا_مهرسا
گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست؟ از شاخ گل به خاک فتاد و تپید و مرد حزین لاهیجی
@hamedaskari
دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند فکر بی همسفری با تو سرم را سوزاند عقل از نیمهی معمولی من رد شد و رفت عشق هم نیمهی دیوانهترم را سوزاند ابرها آمده بودند نفس تازه کنم رعد و برقی همهی برگ و برم را سوزاند من گنجشک کجا جرئت پروانه کجا خواستم گرم شوم شعله پرم را سوزاند #حامد_عسکری #مرجان_جهان @hamedaskari
شاعر میخواند
شعر: حامد عسکری خوانش: الناز کریمپناه