Лучшие посты
за три месяцаسقراط در جایی میگه شیوهی زندگی شرافتمندانه اینه که همون شکلی باشیم که تظاهر میکنیم.
یکی هم میگفت: فرق آدما توی جبران کردنشونه، وگرنه همه اشتباه میکنن.
برای خانوادهٔ ایرانی آبرو مهم تر از سلامت روان بچههاشه.
واقعا چرا تسلیم بشم؟
من همینقدر دیوونم که همین کسی که این حرفا رو پشتم میزنه، با دخترش صحبت میکردم که آرومش کنم، چرا؟ چون درس نمیخوند و میخواست خودش رو از پشت بوم خونه پرت کنه پایین بخاطر شاگرد یه تریلی! از من ساده تر مامانمه که شب حادثه اونم یکماه بعد از مرگ برادرم سررسیده بود خونهشون و مچشو روی پشت بوم گرفته بود که خودش رو پرت نکنه. یعنی واقعا من باید برم شبکههای ماهوارهای یه سریال از فامیل به شدت سمیمون بسازم، پرفروش هم میشه.
صبح شد، خدا بخیر بگذرونه امروزی که شبش رو نخوابیدم.
″میدانی، من مجبورم موفق شوم، وگرنه همه آن رنجهایی که تا به حال کشیدهام، فقط رنج بودهاند.″ ـ ویکتور فرانکل
″فهمیدم که ضعیف ها بیرحمند و مهربانی خصلت افراد قویست.″
حالا جالب اینه همه میدونن من سالهاست کسی رو دوست دارم و دلیل ازدواج نکردنم مخالفت خانوادههاست و بعد اون آدمم هیچکس به چشمم نمیاد، ولی خب هزار تا داستان مسخره برام میسازن.
قصهی عشق، بازی چرخ روزگاره. @NotesNegar
درست میشه، درست هم نشد، ما که صبور شدیم.
هرچی بیشتر فرو ریختم، عمیقتر ریشه زدم.
همیشه باید بجنگی، مخصوصا اگر فکر میکنی قراره ببازی. اتفاقا همون موقعست که باید سختتر از همیشه بجنگی.
اینم از خوندنیهای امروز: «مدتی سعی کردم برای کسی سودی نداشته باشم، نقاب خیلیها افتاد.»
راز لذتبردنه توی شل کردنهست. هرچقدر بیشتر سخت بگیری، بیشتر از دماغت درمیاد.
[شاگرد: چگونه خودم را بابت اشتباهاتم ببخشم؟ شمس: تو آدمی را محاکمه میکنی که دیگر وجود ندارد. او تاوان داد تا تو امروز آگاه باشی.]
عصبانی شدن، همیشه انتخاب ما نیست؛ اما اینکه با عصبانیت چه کنیم، کمکم میتونه انتخاب ما بشه.
دست خودمو گرفتم و از پرتگاهی کشیدم بیرون که با ترسهام برای خودم ساخته بودم.
تغییر وقتی سختتر میشه که بخوای هم آدم قبلی بمونی، هم زندگی جدیدی بسازی.
هنرِ دوام آوردن؟ زندگی در مورد دوام آوردن نیست، زندگی در مورد زندگی کردنه؛ اینکه اگر شرایط دلخواهتم نبود، خوب زندگی کنی.