فلسفه علم امیرکبیر
Статистикаکانال گروه فلسفه علم دانشگاه امیرکبیر برای ارتباط با ادمین : @amirkabirphilsci ⭕️ شبکههای اجتماعی ما instagram.com/philsciaut twitter.com/PhilSciAUT virgool.io/@PhilSciAUT aparat.com/PhilSciAUT
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 161
- 1/48двое суток
- 184
- 1/72трое суток
- 198
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آدورنو و ویتگنشتاین در مرکز میشائیل هانکه؛ سکوتی که اینبار در عرصه فيلمسازیش رخ داد میشائیل هانکه، فیلمساز اتریشی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای اروپا، در هشتادوپنجسالگی از فیلمسازی کناره گرفته است. مارکوس شلاینتسر، فیلمساز و دوست نزدیک او، این خبر را روزهای اخیر تأیید کرد و گفت هانکه ده فیلم ساخت، درست مثل برسون، بت همیشگیاش، و اکنون با آرامش زندگی میکند. آخرین فیلم بلند او، «پایان خوش»، به سال ۲۰۱۷ بازمیگردد و از آن پس نامی از پروژهای تازه در میان نبود. کارنامهی هانکه از «قارهی هفتم» آغاز شد و با «بازیهای شادیآور»، «معلم پیانو»، «پنهان»، «روبان سفید» و «عشق» ادامه یافت. «روبان سفید» و «عشق» هر دو نخل طلای کن را برایش به ارمغان آوردند و «عشق» جایزهی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را هم گرفت. اما آنچه این کارنامه را از بسیاری همتایانش متمایز میکند، ریشهای فلسفی است که کمتر فیلمساز دیگری آن را اینقدر آشکار به زبان آورده. هانکه در دانشگاه وین فلسفه و روانشناسی خواند و بارها گفته است آدورنو و ویتگنشتاین بیش از هر نویسندهی دیگری بر نگاهش به جهان اثر گذاشتند. آنچه از ویتگنشتاین او را جذب کرد، به گفتهی خودش، بعد عرفانی اندیشهی او بود، همان بخشی از رسالهی منطقی-فلسفی که اخلاق و اراده و امر متعالی را بیرون از مرز گزارههای قابلبیان میداند و در نهایت به سکوت میرسد. همانجا که ویتگنشتاین مینویسد آنچه را نمیتوان گفت، باید در سکوت گذاشت. این منطق را میشود در سرتاسر سینمای هانکه ردیابی کرد. خشونت در فیلمهای او تقریباً هرگز بهطور مستقیم دیده نمیشود، توضیحی برای رفتار آدمها داده نمیشود، و پایانبندیها اغلب چیزی را ناگفته باقی میگذارند. در «پنهان»، تماشاگر تا آخرین قاب هم به پاسخ روشنی نمیرسد. در «بازیهای شادیآور»، لحظهی خشونت از قاب بیرون میماند. این حذفها تصادفی نیستند، آنها همان ژستیاند که ویتگنشتاین در پایان رساله توصیه میکند، نردبانی که باید پس از بالارفتن از آن، دورش انداخت. شاید به همین دلیل، کنارهگیری هانکه هم بیسروصدا و بدون بیانیه اتفاق افتاد. او فیلمی نساخت که در آن از پایان کار حرف بزند، مصاحبهای نداد، جشنی برگزار نکرد. تنها یک دوست نزدیک، سالها بعد، در گفتوگویی کوتاه، خبر را به دنیا رساند. برای فیلمسازی که کارش را وقف نشانندادن، نگفتن، و باقیگذاشتن جای خالی برای تماشاگر کرده بود، این شاید تنها راه ممکن برای پایان دادن به کار بود، نه با گزارهای تازه، که با سکوت. @PhilSciAUT
🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی 👈سخنران: آقای دکتر آرش اباذری، دانشگاه بیلکنت 📝عنوان: نقش رهایی بخش تکانه های بدنی: آدرنو در برابر فیشته 🗓زمان: دوشنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸ 🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران 🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است
#سیاست_گذاری_علم #فلسفه_علم شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش مدلها درحال نابودی میلیونها کتاب چاپی هستند شرکتهای هوش مصنوعی برای دستیابی به دادههای متنی باکیفیت و فرار از محتواهای آلوده اینترنتی، میلیونها جلد کتاب چاپی را خریداری و آنها را برای اسکن دیجیتال نابود میکنند. در این روش تخریبی، شیرازه کتابها جدا شده و صفحات برای آموزش مدلها به اسکنرهای صنعتی پرسرعت داده میشوند. این روش که شرکتهایی از جمله آنتروپیک از آن استفاده میکنند، باعث نابودی فیزیکی میلیونها جلد کتاب و ذخیره آنها در پایگاههای داده خصوصی میشود که دسترسی عموم و نسلهای آینده به آنها غیرممکن است. @PhilSciAUT
گاه میشود که مصالح جامعه چنان عمیقاً مدخلیت داشته باشد که مجازاتِ فردی بیگناه روا باشد، «تا تمام ملت هلاک نشود». در چنین موردی، وظیفهٔ بادیِ امریِ رعایت مصلحت عمومی از وظیفهٔ بادیِ امریِ کاملاً متمایزی که مقتضیِ محترم شمردنِ حقوق کسانی است که خود حقوق دیگران را محترم شمردهاند، الزامآورتر از کار درآمده است. قطعهی فوق بخشی است از ضمیمهٔ دوم دیوید راس بر فصل دوم از کتاب مشهورش با عنوانِ «درست و خوب/خیر» (The Right and the Good). در این ضمیمه، راس به توضیح نتایجِ دیدگاهش دربارهی تفکیک میانِ درستی یا نادرستی یک عمل در موقعیتی خاص، از یک سو، و خوبی یا بدی اخلاقیِ آن، از سوی دیگر، برای بحث از مجازات قضایی میپردازد. همانطور که از این قطعه برمیآید، از نظر او ملاحظات مختلف (از جمله نفع عمومی) میشود که انجام عملی اخلاقاً بد (مثلاً مجازات بیگناه) را توجیه کند بهنحوی که انجام آن عمل (در آن شرایط) درست (right) باشد. پیتر گیچ در مقالهی «خیر/خوب و شر» (Good and Evil)، از جمله به این تمایز راس حمله میکند و میگوید چنین دیدگاهی به اباحهگری میانجامد. پیتر گیچ و عقاید مذهبیاش را اگر بشناسیم، اصلاً تعجب نخواهیم کرد که مثال او برای چنین اباحهگریای این باشد که فیالمثل راه باز میشود برای این که کسی بگوید زنا اخلاقاً بد است اما هنوز در شرایطی خاص آن را کاری درست بپندارد. اما، آنچه بیشتر گیچ را برآشفته میکند جملهای است که در متن راس بدون هیچ توضیح و ارجاعی در گیومه آمده است: «تا تمام ملت هلاک نشود». علیرغم ارجاع ندادن راسل، برای گیچ البته که بالبداهه آشکار است که این جمله بخشی از آیهی ۵۰ از باب ۱۱ انجیل یوحنا است و سخنانی است از زبان کاهن اعظم یهودی، قیافا، در توجیه مجازات مرگ برای عیسی ناصری. با این حال، گیچ سعی میکند تساهل مذهبی نشان دهد و ترجیح میدهد فکر کند راس صرفاً این عبارت را نقل کرده است چون خیلی مبهم فکر میکرده است دارد به متنی مقدس ارجاع میدهد برای تقویت موضعش: باید از سرِ حسنِ ظن امیدوار باشیم که برای او [یعنی راس]، سخنانِ منقول از قیافا صرفاً تداعیگر هالهای مبهم و مقدس از عبارتی از انجیل بوده است، و او فراموش کرده است که این سخنان در اصل توصیه به مجازات مرگ برای چه کسی بودهاند. و خب، شاید پرسید: «وگرنه چه؟» .
⭕️ تبارشناسیِ اتهامی مقالۀ یوسف اباذری دربارۀ آرای مهرداد وهابی به نوعی تعیینتکلیفِ ایدئولوژیک میمانَد. نقطۀ آغاز لغزش اباذری چهبسا خلطی باشد که در همان اولین گام مرتکب شده است: یکیانگاری گرایشی از چپ آنارشیستی با لیبرتارینیسم راست. این دو گرایش گرچه در سطحی کلی بهیکسان دولتستیزند اما فقط اشتراک لفظی دارند. یکی در سطح مبانی هنجاری و اهداف اجتماعی به برابری و رهایی جمعی نظر دارد اما دیگری به آزادی بازار و مالکیت خصوصی. اباذری با غفلت از این تمایز است که وهابی را بهخطا راست میانگارد. همین غفلت است که ما را به پیشفرض عمیقتری در بحث اباذری میرساند. اباذری مفاهیم را همچون حاملان لایتغیرِ شناسنامههای ایدئولوژیک در نظر میگیرد. انگار هر مفهوم، همین که در متنی نشست، تمامِ بارِ تاریخی و اردوگاهیاش را نیز با خود حمل میکند. پس اگر وهابی از مفاهیمی بهره بگیرد که در سنتهای فکری متفکرانی چون هایک یا بوکانان نیز دیده میشوند، تکلیف از پیش معلوم است: وهابی در اردوگاه راست قرار دارد. استنتاج اباذری چقدر معتبر است؟ برای پاسخ باید پلی بزنیم به یک تمایز بنیادیتر: تمایز میان «دستگاههای ایدئولوژیک» و «مفاهیم». دستگاههای ایدئولوژیکِ متعارض را نمیتوان بیتناقض در کنار هم نشاند. اما مفاهیم، برخلاف دستگاهها، قابلیت جابهجایی و بازترکیب دارند. تاریخ اندیشه دقیقاً از خلال همین جابهجاییها پیش رفته است. گزینکردن مفاهیم از متفکرانی که حتی با یکدیگر در تعارضاند لزوماً به معنای التقاط فکری نیست. آنچه اهمیت دارد نسبت تازهای است که این مفاهیم در دستگاه فکری جدید با یکدیگر پیدا میکنند: آیا در بطن دستگاه جدید با هم ناسازگاری درونی دارند؟ آیا استنتاجهای دستگاه جدید با واقعیتهای تجربیِ بیرونی ناهمخوان است؟ اینجا میتوان بهروشنی دید که نقد اباذری از این معیارهای حداقلی فاصله میگیرد. نه نشان میدهد که مفاهیمِ برگرفتۀ وهابی در کنار هم دچار تناقض میشوند و نه مستدل از ناهمآهنگیشان با واقعیت اجتماعی پرده برمیدارد. از این خلأ تحلیلی است که راه اباذری به نوع دیگری از مواجهه باز میشود: تبارشناسی اتهامی. کارکرد تبارشناسی اتهامی نه تحلیل مفاهیم در متنِ آماجِ نقد که معرفی سرچشمهها همچون مدرک جرم است. مهم نیست که مفاهیم اینجا در متن چگونه کار میکنند. مهم این است که مفاهیم از کجا آمدهاند. تبارشناسی اتهامی درعینحال ناگزیر از حذفی سیستماتیک است: باید کاربرد همان مفاهیم در سنتهای دیگر، خاصه میان جریانهای چپ، نادیده گرفته شود. تبارشناسی اتهامی، برای سادهسازی نسبتها، روی واقعیتِ عریانِ چندمعنایی را میپوشاند. این نوع مواجهه فقط خطایی روششناختی نیست، رگهای از قبیلهگرایی فکری را نیز در خود دارد. ارزش و اعتبار یک ایده در این الگو نه بر اساس انسجام درونی یا رابطهاش با دادههای تجربی بلکه بر اساس پیوندش با قبیلهای خاص تعیین میشود. ایدهها نه سنجش که دستهبندی میشوند: خودی یا غیرخودی، چپ یا راست، مجاز یا نامجاز. گفتوگو بر سر مفهومها تبدیل میشود به مرزبندی بر اساس هویتها. قبیلهگرا که باشیم امکان نقد واقعی را از کف میدهیم. همۀ حواسمان میرود به انحرافها و آلودگیها. مستمر نه با شبکهای پویا از مفهومها که با نقشهای ایستا از اردوگاهها مواجهایم. به نقطۀ آغاز بازگردیم. نقد اباذری بر عادتی مألوف تکیه دارد که زمانهاش سپری شده است. نشان نمیدهد وهابی چه میگوید بلکه میکوشد جایگاهش را در نقشهای ازپیشساخته تعیین کند. آرای وهابی باید به بحث گذاشته شود. مقولۀ انفال، که نوآوری وهابی است، پرتو تازهای به درک ما از اقتصاد سیاسی ایرانِ دهههای اخیر افکنده است: هم برخی اقتصاددانان راست را به بازاندیشی در تفاسیر باژگونهشان از تاریخ اقتصادیِ پس از انقلاب واداشته هم افقی تازه در فهم نقش اسلام سیاسی در اقتصاد ایران برای چپ گشوده است. نوآوریهای وهابی شایستۀ تحسین است، همانقدر که رویکرد آنارشیستیاش به نقش دولت در اقتصاد ایران و تلقیاش از نولیبرالیسم سزاوار تنقید. اما هیچیک از این دو، نه تحسین و نه تنقید، بدون مطالعۀ آثارش میسر نیست، کاری که مقالۀ «همۀ تئوریهای مهرداد وهابی» بهعیان گواهی میدهد صورت نگرفته است. یوسف اباذری جامعهشناسی است ممتاز و اهتمامش به گفتوگو با اقتصاددانان چپ قطعاً مغتنم. اما گفتوگو از جایی آغاز میشود که خواندن بر جای نخواندن بنشیند تا ابتدا استدلالها فهمیده شوند و سپس به داوری درآیند، نه این که نامهربانانه پیشاپیش با مُهر این یا آن اردوگاه به محاکمه کشیده شوند. 🆔 @mmaljoo
در یکی از مناظرههایی که اخیراً در شبکههای اجتماعی منتشر شده است، موسی غنینژاد، اقتصاددان و استاد دانشگاه، هنگامی که بحث به تاریخنگاری انقلاب ۱۳۵۷ و آثار مورخان معاصر میرسد، با لحنی تحقیرآمیز، آثار ارواند آبراهامیان را لایق «ظرف آشغال» میخواند. این تنها تعبیری تند دربارهی یک کتاب یا یک مورخ نیست. چنین سخنی پرسشی فراتر از ارزیابی آثار آبراهامیان پیش روی ما میگذارد: میان این شیوه سخنگفتن و اصولی چون آزادی اندیشه، خطاپذیری و گفتوشنودِ استدلالی، که سنت لیبرالی مدعی دفاع از آنهاست، چه نسبتی وجود دارد؟ سنتی که غنینژاد خود را پایبند به آن میداند. ____________ 👈متن کامل
#سیاست_گذاری_علم #فلسفه_علم علم رو به جلو حرکت میکند، آمریکا و دولت ترامپ رو به عقب رویترز: رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت آمریکا، مجموعهای از اقدامات گسترده را برای تغییر سیاستهای چند دههای واکسیناسیون در این کشور دنبال کرده است؛ از جمله پیشنهاد اختصاص ۵ میلیارد دلار برای پژوهش درباره «ارتباط واکسن و اوتیسم» و بررسی حذف کامل برنامه فدرال واکسیناسیون کودکان. کندی در نهایت با حذف واکسنهای مربوط به ۶ مورد از ۱۷ بیماری، برنامه توصیهشده واکسیناسیون را محدود کرد، اما یک قاضی فدرال اجرای این تغییرات را متوقف کرد. او همچنین برخی برنامههای واکسنهای مبتنی بر mRNA را متوقف و ادبیات CDC درباره واکسنها و اوتیسم را تغییر داده است. به گفته مقامها، کندی در این تصمیمها بیش از همه به استفانی اسپیر و آرون سیری، وکیل شناختهشده پروندههای مرتبط با واکسن، تکیه کرده و در بسیاری موارد نظر کارشناسان باسابقه دولت را نادیده گرفته است. @PhilSciAUT
🎤 سخنرانی محمد مالجو در نشست کتاب روزآروز در ۸ تیر ۱۴۰۵ ✔️ در این سخنرانی به این پرسش پردخته میشود که چگونه بخشی از جامعۀ ایران مدافع حملۀ خارجی برای براندازی شد. برای پاسخ به این پرسش از دادههای تجربی پیمایشی استفاده میشود. 🆔 @mmaljoo
✅ ثبتنام کارگاه دو روزهی «معناشناسی صفتها و قیدها» (۴ جلسه- حضوری) مدرس: ساجد طیبی ✅ هزینهی ثبتنام: ۲۰۰ هزار تومان 🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ از ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۹:۳۰. 🔹مکان: پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ساختمان نیاوران. ثبتنام از طریق لینک: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScIdPCnHK5FrgtrWgdIYmoKodiNlcNho5-AvksAKyalCLnj_Q/viewform?usp=header لطفاً پس از ثبتنام از طریق لینک فوق، هزینهی ثبتنام را از طریق درگاه پرداخت پژوهشگاه دانشهای بنیادی: (https://payment.ipm.ir/portal/payment.php) پرداخت نمایید. توضیح: در صفحهی پرداخت «واحد» را «پژوهشکدهی فلسفه» انتخاب کنید و در قسمت نام رویداد عبارت «کارگاه معناشناسی» را بنویسید. ✅ تصویر رسید پرداخت را به آیدی https://t.me/sadjedtayebi در تلگرام ارسال کنید تا لینک عضویت در گروه تلگرام کارگاه برایتان ارسال شود.
طراح اقتصاد بیمهار در ۱۰۰ سالگی درگذشت معمار سقوط آلن گرینسپن، پدر بحران ۲۰۰۸ و اقتصاددانی که جهان را به آتش کشید ✍️ احسان محمدی آلن گرینسپن، رئیس فدرال رزرو آمریکا بین سالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۶، در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ در ۱۰۰ سالگی درگذشت. او یکی از قدرتمندترین سیاستگذاران اقتصادی جهان بود؛ تصمیمهایش درباره نرخ بهره بازارهای مالی را تحت تأثیر قرار میداد و به «ماسترو» شهرت داشت. با این حال، بسیاری او را از چهرههای اثرگذار در شکلگیری بحران مالی ۲۰۰۸ میدانند. جهانبینی گرینسپن بهشدت تحت تأثیر آین رند، فیلسوف و نویسنده آمریکایی، بود. او به بازارهای آزاد و خودتنظیمگر باور داشت و معتقد بود منافع شخصی مؤسسات مالی برای جلوگیری از رفتارهای پرریسک کافی است؛ بنابراین با مقرراتگذاری گسترده مخالفت میکرد. آدام کرتیس، مستندساز بریتانیایی، این باور را محور انتقاد خود از گرینسپن قرار داده و آن را یکی از زمینههای اصلی بحران مالی دانسته است. گرینسپن در دوران ریاستش اقتصاد آمریکا را از بحران ۱۹۸۷ عبور داد و بر رونق دهه ۱۹۹۰ نظارت داشت، اما منتقدان معتقدند این موفقیتها بیش از آنکه حاصل سیاستهای او باشد، نتیجه عواملی مانند انقلاب فناوری، پایان جنگ سرد و انضباط مالی دولت کلینتون بود. او با وجود هشدار درباره «سرخوشی غیرعقلانی» بازارها، اقدام مؤثری برای مهار حبابهای مالی انجام نداد و پس از ترکیدن حباب داتکام نیز با کاهش شدید نرخ بهره، به شکلگیری حباب بزرگتر مسکن کمک کرد. گرینسپن همچنین با نظارت بر بازار مشتقات مالی و ابزارهای پرریسکی مانند CDO و CDS مخالفت کرد؛ تصمیمی که به گسترش ریسکهای پنهان در نظام مالی انجامید. پس از بحران ۲۰۰۸، او در کنگره پذیرفت که در باور خود به خودتنظیمگری بازارها «نقصی» یافته است، اما بعدها از بخشی از این اعتراف عقبنشینی کرد. به باور بسیاری از اقتصاددانان، میراث گرینسپن تنها یک اشتباه فنی نبود، بلکه شکست فلسفهای بود که بازار را بینیاز از نظارت میدانست. از این منظر، بحران ۲۰۰۸ نهفقط فروپاشی یک نظام مالی، بلکه رد عملی ایدهای بود که دههها بر سیاست اقتصادی آمریکا سایه انداخته بود. خواندن متن کامل: https://avash.ir/n/STm @PhilSciAUT
🎉شروع به کار حلقه مطالعاتی فلسفه علم عمومی به سرپرستی آقای دکتر حامد طباطبایی، استاد سابق فلسفه علم کینگز کالج لندن و پژوهشگر ارشد پژوهشگاه دانش های بنیادی 🗓جلسه نخست: سه شنبه ۹ تیر ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۳:۱۵ 📍مکان: سالن جلسات پژوهشکده فلسفه تحلیلی 🌐لینک شرکت مجازی: https://meet.google.com/szz-ogik-tyn 🟢 موضوع جلسه اول: بحث روی مقاله پرادئو و دیگران ۲۰۲۴ Philosophy in Science: Can Philosophers of Science Permeate through Science and Produce Scientific Knowledge?, British Journal for Philosophy of Science 🔴لطفا برای ثبت نام و هماهنگی جهت شرکت در حلقه با ایمیل hamed@ipm.ir مکاتبه فرمایید.🔴
هوش مصنوعی؛ ماشینی که هم میکُشد و هم دعا میخواند وقتی AI در میناب فاجعه آفرید! ✍️ احسان محمدی، دانشآموخته ارشد فلسفه علم هوش مصنوعی دیگر مفهومی انتزاعی نیست؛ فناوریای است که هم ثروت و قدرت میآفریند و هم میتواند در جنگ به ابزاری مرگبار تبدیل شود. افکار عمومی در آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان نسبت به گسترش هوش مصنوعی نگرانی فزایندهای دارد. نظرسنجیها نشان میدهد مردم در عین باور به مزایای این فناوری، به توانایی دولتها در مدیریت و نظارت بر آن اعتماد چندانی ندارند. در همین حال، سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی به رکوردهای بیسابقه رسیده و بخش مهمی از آن صرف توسعه سامانههای نظامی شده است. یکی از مهمترین نمونهها، پروژه «ماون» پنتاگون است که با استفاده از دادههای ماهوارهای، راداری و پهپادی، اهداف نظامی را شناسایی و برای حمله پیشنهاد میکند. هدف اصلی این سامانهها کوتاه کردن زمان تصمیمگیری و افزایش سرعت عملیات نظامی است. حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب به نمادی از خطرات این روند تبدیل شد. تحقیقات رسانهها و نهادهای بینالمللی نشان داد که مختصات این مدرسه احتمالاً بر اساس اطلاعات قدیمی و خطای سامانههای هدفگیری شناسایی شده بود. این حادثه که به کشته شدن دهها کودک و غیرنظامی انجامید، پرسشهای جدی درباره اتکای ارتشها به هوش مصنوعی و مسئولیت حقوقی تصمیمهای مبتنی بر الگوریتم ایجاد کرد. در سوی دیگر، شرکت آنتروپیک، سازنده مدل «کلود»، نمونهای از تناقضهای عصر هوش مصنوعی است. این شرکت از یک سو با پروژههای نظامی همکاری داشته و از سوی دیگر در مباحث اخلاقی و گفتوگوهای واتیکان درباره آینده هوش مصنوعی مشارکت کرده است. رساله پاپ لئوی چهاردهم درباره هوش مصنوعی نیز هشدار میدهد که فناوری ذاتاً خیر یا شر نیست، بلکه بازتاب ارزشها و اهداف سازندگان و کاربرانش است. مسئله اصلی امروز نه توانایی فنی هوش مصنوعی، بلکه نبود حکمرانی مؤثر و پاسخگویی روشن درباره پیامدهای انسانی استفاده از آن است. https://avash.ir/n/Rv0 @PhilSciAUT
📢 پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میکند: کارگاه «معناشناسی صفتها و قیدها» (4 جلسه) مدرس: ساجد طیبی 🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 28 و 29 مرداد 1405، از ساعت 15:00 الی 19:30. 🔹مکان: پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ساختمان نیاوران. اطلاعات تکمیلی مربوط به برنامه کارگاه و نحوهٔ ثبتنام بهزودی اعلام خواهد شد.
پاپ مخالف نظریه جنگ عادلانه؛ جنگ علیه ایران عادلانه نبود پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان در گفتوگو با خبرنگاران به پرسشی پیرامون جنگ علیه ایران پاسخ داد. او در پاسخ به این سوال که آیا جنگ علیه ایران میتواند جنگ عادلانه تلقی شود، گفت: هیچ جنگ عادلانهای وجود ندارد. گفتنی است؛ این پرسش پس از آن مطرح شد که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور دولت آمریکا، برای دفاع از اقدامات نظامی علیه ایران به نظریه «جنگ عادلانه» استناد کرده بود. @PhilSciAUT
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи