Quantenphysik 🎲
СтатистикаWenn die Könige bauen haben die Kärrner zu tun. لینک دعوت به گروه: https://t.me/QuantenphysikEssy چطور سریع آلمانی یاد بگیرم؟ https://t.me/GermanwithoutToil مدیر گروه: @EM9674
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 115
- 1/48двое суток
- 131
- 1/72трое суток
- 142
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پست موقت دوستانی که عضو گروه Oxymoronic هستند میدونند که گروه احتمالا هک شده و میتونند وارد گروه جدید Oxymoronic بشوند. لینک گروه جدید اوکسی: https://t.me/+Q7Us71-TRlc3NmM0 تم گروه : فلسفه و هنر "من تمام ِ باورهای جهانشناختی ِ قبلی ِ خود را خاموش میکنم، دیگر آنها را به کار نمیگیرم." ادموند هوسرل
آخرین باری که مرکز منظومهی شمسی در داخل خورشید قرار داشت ده سال پیش بود و سال بعد دوباره وارد خورشید خواهد شد! https://youtube.com/shorts/x585QtnQ8GM?is=6O8xbbLpyWVdposD
نظرتان درباره جاودانگی کوانتومی چیست؟ به نظر من چرت و پرت میآید. پستی را که کانال دیگر در این باره گذاشته است را در گروه¹ ارسال میکنم تا شاید نظر شما را هم درباره آن بشنویم. ¹ لینک گروه در بیو کانال موجود میباشد.
«قانون پارکینسون» میگوید: «کار آنقدر گسترش مییابد تا تمام زمانی را که برای انجامش در اختیار دارد، پر کند.» بنابراین نوشتن یک مقاله یا انجام یک پروژه، بسته به مهلت تعیینشده، ممکن است یک هفته یا یک ماه طول بکشد. کار همان فضایی را پر میکند که در اختیارش…
«قانون پارکینسون» میگوید: «کار آنقدر گسترش مییابد تا تمام زمانی را که برای انجامش در اختیار دارد، پر کند.» بنابراین نوشتن یک مقاله یا انجام یک پروژه، بسته به مهلت تعیینشده، ممکن است یک هفته یا یک ماه طول بکشد. کار همان فضایی را پر میکند که در اختیارش میگذارید. جالب اینجاست که دربارهی آدمها هم همینطور است. اگر از کسی انتظار درخشیدن داشته باشیم، او خود را تا سطح آن انتظار بالا میکشد. اگر انتظار داشته باشیم ناامیدمان کند، ممکن است تا سطح همان انتظار پایین بیاید. این پدیده را «اثر پیگمالیون» و حالت معکوس آن را «اثر گولم» مینامند.
آلبرت اینشتین احتمالاً مشهورترین فیزیکدان سه قرن اخیر، و شاید مشهورترین فیزیکدان تمام دوران است. او بیش از همه بهسبب نظریهٔ نسبیت شناخته میشود، اما دستاوردهایش در فیزیک نظری بسیار متعددند و تقریباً همهٔ حوزهها را دربرمیگیرند. کاری که جایزهٔ نوبل بهخاطر آن به او اعطا شد، توضیح اثر فوتوالکتریک بود. او در این توضیح، این اندیشه را مطرح کرد که نور از کوانتومهای مجزا و منفرد، یعنی فوتونها، تشکیل شده است. این اندیشهٔ کوانتیدهبودن، در دههٔ ۱۹۲۰ به یکی از سرچشمههای اصلی الهام برای شکلگیری مکانیک کوانتومی تبدیل شد. در سال ۱۹۲۴، اینشتین نامهای از ساتیندرا نات بوز، دانشمند هندی، دربارهٔ ویژگیهای آماری فوتونها دریافت کرد. بوز دریافته بود که ناسازگاریهای میان آزمایشها و نظریهٔ تابش را میتوان با این فرض برطرف کرد که فوتونها در واقع از یکدیگر تمایزناپذیرند. چندین مجله مقالهٔ بوز را دربارهٔ این موضوع رد کرده بودند؛ بنابراین او تصمیم گرفته بود شخصاً برای اینشتین نامه بنویسد. اینشتین بلافاصله با نظر بوز موافقت کرد. او مقاله را به آلمانی ترجمه کرد و همراه با توصیهنامهای قوی برای مجلهٔ مشهور Zeitschrift für Physik فرستاد؛ مقاله نیز بیدرنگ پذیرفته شد. آمار ویژهای که از اندیشهٔ بوز به دست آمد، به نام آمار بوز–اینشتین شناخته شد و ذراتی که از آن پیروی میکنند، بوزون نام گرفتند. اینشتین پس از آنکه در سال ۱۹۰۰ از مدرسهٔ پلیتکنیک فدرال زوریخ فارغالتحصیل شد، نزدیک به دو سال بیهوده در جستوجوی شغلی بهعنوان مدرس دانشگاه بود. سرانجام شغلی بهعنوان کارشناس دستیار در ادارهٔ ثبت اختراعات سوئیس در برن پذیرفت. او در مدتی که در ادارهٔ ثبت اختراعات کار میکرد، روی رسالهٔ دکتری خود نیز کار میکرد و انتشار مقالههایی در زمینهٔ فیزیک نظری را آغاز کرد. سال ۱۹۰۵ بهعنوان سال شگفتیهای او شناخته شد؛ سالی که در آن چهار اثر بنیادین منتشر کرد که بعدها فیزیک را متحول ساختند: او اثر فوتوالکتریک و حرکت براونی را توضیح داد، نظریهٔ نسبیت خاص خود را ارائه کرد و رابطهٔ مشهور میان جرم و انرژی، یعنی E=mc² را به دست آورد. این مقالهها بهسرعت برای او شهرت و اعتبار به همراه آوردند و در سال ۱۹۰۸ به مقام مدرس خصوصی دانشگاه در برن منصوب شد. او در سالهای بعد به زوریخ، پراگ و سپس دوباره به زوریخ رفت و سرانجام در سال ۱۹۱۴ مدیر مؤسسهٔ فیزیک کایزر ویلهلم در برلین شد. هنگامی که هیتلر در ژانویهٔ ۱۹۳۳ به قدرت رسید، اینشتین برای ارائهٔ مجموعهای از سخنرانیها در ایالات متحده به سر میبرد. او بلافاصله تصمیم گرفت به آلمان بازنگردد و مقامی را در دانشگاه پرینستون پذیرفت. اینشتین در سال ۱۹۴۰ تابعیت آمریکا را به دست آورد و تا هنگام مرگش در سال ۱۹۵۵ در آنجا ماند. مکانیک کوانتوم پیشرفته یولی نازاروف و جرون دنون
آلبرت اینشتین (۱۸۷۹–۱۹۵۵) او در سال ۱۹۲۱ بهسبب «خدماتش به فیزیک نظری، و بهویژه بهسبب کشف قانون اثر فوتوالکتریک» جایزهٔ نوبل را دریافت کرد.
در ۲۰ جولای ۱۹۰۵، آلبرت اینشتین رساله دکترای خود را ارائه داد. رساله اینشتین با عنوان انگلیسی : INVESTIGATIONS ON THE THEORY OF THE BROWNIAN MOVEMENT تنها ۲۴ صفحه بود. در سال ۱۹۰۵، که اینشتین آن را سال شگفتانگیز (annus mirabilis) مینامید، اینشتین پنج مقاله علمی انقلابی منتشر کرد. یکی از این مقالهها رساله دکترای او با عنوان «تعیینی نو برای ابعاد مولکولها» بود که به دانشگاه زوریخ ارائه داد. این رساله در سال ۱۹۰۶ مدرک دکترای او را از این دانشگاه برایش به ارمغان آورد. رساله زوریخ او بعدها به یکی از پراستنادترین پژوهشهای اینشتین تبدیل شد. او سرانجام در سال ۱۹۲۱ به خاطر اکتشافات بنیادینش برنده جایزه نوبل فیزیک شد. مشاهده رساله اینشتین به زبان آلمانی ترجمه انگلیسی رساله اینشتین @ScienceTodaymag
رفتار آشوبناک (chaotic) و به ظاهر غیر قابل پیشبینی یک آونگ دوتایی @ScienceTodaymag
۹ سال قبل در ۲۳ تیر ۱۳۹۶ «مریم میرزاخانی» ریاضیدان نخبه ایرانی و نخستین زن ریاضیدان برنده جایزه فیلدز و استاد دانشگاه استنفورد، در چهل سالگی درگذشت. یاد و نام مریم میرزاخانی را گرامی میداریم. مریم میرزاخانی ریاضیدان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی تنها زن و اولین ایرانی برنده مدال فیلدز است. زمینه تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولی، نظریه ارگودیک و هندسه همتافته بود... مریم میرزاخانی زمانی که در بستر بیماری بود گفت:« دنیا هیچ وقت عادلانه نبوده، زمانی که با هوشی سرشار و در خانوادهای خوب و اطرافیانی خوب به دنیا آمدم در حالی که خیلیها چنین شرایطی را نداشتند نیز عادلانه نبود، پس امروز به هم شرایطم اعتراضی ندارم.» 🆔 @big_bangpage
https://youtube.com/shorts/e-Hkupcj44w?is=CEEnkBgBWSuF83So
видео или голосовое, без подписи
امشب و بخصوص فردا شب (۹ جون) زهره و مشتری را در نزدیکی هم خواهیم دید.
چرا اینطوریه؟ فرق میدانهای الکتریکی مغز در حالت آگاه و غیر آگاه در حالت ناآگاه یا ناهشیار دامنه میدان خیلی بزرگتره. متناقض به نظر میاد.
گنبد قابوس در استان گلستان. چرا فرد در فضای بیرون از برج در آن نقطه که میایستد صدایش اکو میکند؟ شاید راحتتر بتوان پژواک صدای او در نقطهای در داخل برج را فهمید. اما درمورد بیرون برج چه فکر میکنید؟
حرفه فیزیک تعادلی بین تلخ و شیرین؟
видео или голосовое, без подписи
درباره این نظر پنروز چه فکر میکنید؟ شاید ابتدا به نظر برسد که پنروز به فیلدی که در آن سررشته ندارد، وارد میشود، اما نظر او درباره اینکه هوش مصنوعی هرگز نمیتواند آگاه شود و آگاهی کیفیتی محاسبهناپذیر است، به برداشت او از اصل ناتمامیت گودل برمیگردد. چیزی که پنروز به عنوان ریاضیدانی که جایزه نوبل فیزیک (در زمینه سیاهچاله ها) گرفته است، به آن اشراف دارد. البته اشتهای پنروز در کند و کاو در شاخه های دیگر علمی از جمله کوانتوم و همچنین آگاهی نیز همیشه بزرگ بوده.
🕰 به این سوال فکر کنید. آیا زمانِ حال را میتوان مانند نقطه ای روی جهانخط مان دید که در حال حرکت است؟ آیا زمان حال بر تمام زمان های دیگر ارجحیت دارد و به نوعی از گذشته و آینده متفاوت است؟ ما گذشته را به یاد داریم. میدانیم که در زمانی که گذشته اتفاقاتی افتاده اند. میتوانیم خاطرات کودکی و نوجوانی و جوانی مان را مرور کنیم. اگر آنچه اتفاق افتاده بود را با دوربین ضبط کرده باشیم میتوانیم آن را تماشا کنیم. اما آنچه که تماشا میکنیم صرفا تصاویر هستند. خود آن تجربه دیگر نیست. مامان بزرگ دیگر نیست. خانه باغ او دیگر نیست. الان از خانه باغ او خیابان عبور میکند. آن واقعیت مادی کجاست؟ نیست. میتوانید بروید و در وسط آن خیابان بین خودرو هایی که عبور میکنند بایستید و دیگر آن باغ و حیاط باصفا و خانه باغ نیستند. اما طبق نظریه نسبیت، زمان حال مطلقی وجود ندارد. اولا زمان را میتوانیم تنها با همزمانی رویداد ها درک کنیم، و دوما این همزمانی مطلق نیست. آن باغ و خانه باغ و مامان بزرگ از دید ناظر هایی که در دوردست با سرعت به سمت ما میآیند وجود دارند. چون آن ناظر ها با چیزی همزمان هستند که من آن را گذشتهی خودم میدانم. و بین ناظر ها ارجحیتی نیست. برای همین از دید فیزیک هر لحظه از این دنیا به مثابه یک ورق از کل کتاب هستی موجود میباشد. مانند برشی از کل واقعیت. گذشتهی ما دیگر در دسترس ما نیست. اما از دید ناظر هایی در دوردست واقعا وجود دارند. آنها هم چون در دوردست قرار دارند به آن دسترسی ندارند ولی میتوانند قاعدتا گواهی دهند که اکنون دارد این اتفاق میافتد. اکنون از نظر آنها.
مشاهده آنچه گالیله ادعا کرده بود.