- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 944
- 1/48двое суток
- 1 081
- 1/72трое суток
- 1 166
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
"واقعه" شب جمعهتان فراموش نشود. زمان مطالعه: ۳ دقیقه.
یک بار قاسم سلیمانی برای دخترش نوشت: «این راه را انتخاب نکردم که آدم بکشم، تو میدانی من قادر به دیدن بریدن سر مرغی هم نیستم. من اگر سلاح به دست گرفتهام برای ایستادن در مقابل آدمکشان است نه برای آدم کشتن ...» از وقتی این لحظههای سید عبدالرحیم را دیدم، بغضی عجیب گلویم را تنگ کرده. پیرمرد، بازی کردن با نوهاش را بیشتر از دستور دادن به سربازان دوست داشت، بغل کردن آن کودک را بیشتر از اسلحه دست گرفتن. اما چه کند که بیچاره بود. بیچارهی ما، بیچارهی ایران، بیچارهی اسلام. خدایا، انتقام این چشمان خسته را بگیر. «دخترم خیلی خستهام. سی سال است که نخوابیدهام اما دیگر نمی خواهم بخوابم. من در چشمان خود نمک می ریزم که پلکهایم جرأت بر هم آمدن نداشته باشــد تا نکند در غفلت من آن طفل بیپناه را سر ببرند. وقتی فکر می کنم آن دختر هراسان تویی، نرجس اســت، زینب است و آن نوجوان و جوان در مسلخ خوابانده که در حال سربریده شدن است حسینم و رضایم است از من چه توقعی دارید؟ نظارهگر باشم، بیخیال باشم، تاجر باشم؟ نه من نمی توانم اینگونه زندگی بکنم.»
"واقعه" شب جمعهتان فراموش نشود. زمان مطالعه: ۳ دقیقه.
ناگاه مریدی برخاست و ندا داد که یا شیخ، اگر پایبند نماند چه؟ شیخ دستی بر ریش خود کشید و فرمود: دوباره بیشتر میکوشیم.
видео или голосовое, без подписи
کاش فرصت تنها یک بار رقصاندن دستم، درحالی که شمشیری را گرفتهام و در برابر شریرترین دشمن تو ایستادهام را داشته باشم. پیش از آنکه اولین پرتو خورشید سرد نهمین روز ماه اسپند از پس دماوند بتابد، خون، جای نور را در چشمانم بگیرد. تحمل دوباره آن صبح شوم، ناممکن است. همان برای تمام زندگانیام بس بود.
بسم الله الرحمن الرحیم مشارکت در قربانی به نیت سلامت رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله مبلغ مورد نیاز 30 میلیون تومان شماره کارت مشارکت 5859471124109467 بانک خاورمیانه (بانکینو ) به نام امیرمنصور بنی اسدی ( روی شماره کارت بزنید کپی میشه ) یا 6063731146058574 بانک مهر ایران به نام امیر منصور بنی اسدی ان شالله به کمک دوستان هرچه زودترمبلغ مورد نیاز تامین و قربانی صورت بگیره .
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خوابها کم است
من بهیاد ندارم در زندگیام، رجز و خطابهای به حماسه و قدرتمندی فریادهای این مادر شهید مینابی شنیده باشم. آنجا که میگوید یا محمد و یا علی، گویی تمام فرشتگان مامور انجام دستورات او میشوند. انگار زور و بازویش را از خود شخص حضرت امیر گرفته است. آنجا که حضرت صاحبالزمان را صدا میزند، به گمان من نزدیکترین لحظه تاریخ انسان به ظهور بود. العجل، العجل، العجل، الساعه، الساعه، الساعه. کدام قلم میتواند حماسه این داستان را به تصویر بکشد؟ چیزی جز صدای خود او؟ هزاران سال دیگر، این صدا را به گوش کسی برسانید، میفهمد داستان از چه قرار است، میفهمد که ما با یک اقتدار و صلابت، در پی یک رنج عظیم که در نتیجه یک جنایت هولناک رخ داده است روبرو هستیم. اگر نخلستانهای سرافراز میناب و بوشهر و آبادان، به صدا در میآمدند، همین تن صدا را داشتند. موسیقیشان در همین گوشه و دستگاه بود. من حالا میفهمم رسوایی حکومت یزید را. وقتی که کنیز حضرت زینب اینگونه با کلماتش شمشیر میزند، دیگر ببینید دختر سرافراز علی ابن ابیطالب و فاطمهی زهرا چه کرده است.
"واقعه" شب جمعهتان فراموش نشود. زمان مطالعه: ۳ دقیقه.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
امروز دو دستاورد دیگر به آن لیست رویایی اضافه شد. الحمدلله
پس از سالها، ایران یک سنگ محک جدی و پرقدرت دارد. میناب. در میناب است که میتوان در زمانه توحش، انسانیت را پیدا کرد. لای خرابههای مدرسه شجره طیبه، زیر نیمکت دانشآموزانش، بغل تخته سیاه، کنار آبخوریها، کنج تیرک دروازه زمین آسفالتش و گوشه نمازخانه. میناب از آن چیزهایی است که نمیشود کتمانش کرد، برایش اما و اگر آورد و نادیدهاش گرفت. حمایت از جنایتکار میناب، عین خیانت آن چوپانیست که راه به لشکر اسکندر نشان داد. حمایت از قاتلان میناب، شما را میبرد در تیم رجوی، در میانه دفاع مقدس اول. حمایت از عامل میناب، شما را به مقام "شغاد" میرساند. من، با تمام نفرتم، هلهلهگران شب ۱۰ اسفند را میتوانم بفهمم، جنایتکاران ۱۸ و ۱۹ دی را هم. اما حامیان کودککشان میناب را هرگز. در برابر میناب محکم باشید. خجالت نکشید. میناب در حقترین نقطه بشریت ایستاده است. در مظلومانهترین لحظه تاریخ. خیمهاش جزو یکی از خیام کربلاست. میناب، سرو سرافراز ایران است، در زیر سایهاش بنشینید و به تنهاش تکیه دهید، و از هیچ نترسید. خدا با شماست.
این چیزایی که صداسیما از رهبری پخش میکنه رو جدی نگیرید، آقا خودش تو جلسات خصوصی خلاف اینا رو به ما میگفت. میگفت برید ببندید دیگه. بسه، خسته شدیم، بدید بره. الانم نیست که تایید و تکذیب کنه، بقیه هم غیرت ندارن تو دهن من بزنن.
سیدعلی حسینی خامنهای، رهبر ایران، در بمباران خانهاش توسط آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید. این خبر یک جملهای ساده را من هر روز، چند بار، فراموش میکنم. عمق آن را درک نمیکنم و هر بار که به آن فکر میکنم، دوباره از نو شوکه میشوم. من نیاز دارم که هر لحظه، یک نفر، عین شکنجهگرهای اتاقی در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری، بزند در گوشم و این جمله را بلند بگوید تا دوباره یادم بیاید که چه شده و چگونه شده. نه من، همه مردم ایران، همه مسئولان جمهوری اسلامی. اسمع، افهم، یا ایرانی. هل انت علی العهد الذی فارقتنا علیه من شهاده؟
видео или голосовое, без подписи
برای جنوب چه کنیم؟ همین الان بلند شویم، و دکمه خاموشی کولر را بزنیم. بهیاد دلاورانی که در آن گرمای سوزان برای وطن عرق میریزند، کمی گرما را تحمل کنیم. یک ساعت، نیم ساعت، ده دقیقه، هرقدر که توان دارید. اجرتان با پسر رشید و دلاور سیدالشهدا، علیاکبر علیهالسلام.
در هر کجا که هستید، همین لحظه، سه عدد صلوات بفرستید، یکی به نیت تعجیل در ظهور مولایمان، حضرت صاحبالزمان، دیگری به نیت شادی روح رهبر شهیدمان و صلوات آخر برای سلامتی و موفقیت قائد شجاع و دلاورمان، سیدمجتبی حسینی خامنهای. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم
سخنگوی دولت در مورد حملات کجا و چه کشوری داره صحبت میکنه؟ چرا اسم نداره این کشور؟