tgindex
رشد و توسعه

رشد و توسعه

Статистика
@RoshdoTowsehперсидский

اشتراک و انتشار اخبار و محتواهای علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،... با پرهیز از تعصبات دینی، زبانی، قومی و ... در جهت ارتقاء دانش، نگرش و عملکرد فردی و جمعی. ارتباط با ادمین: @DrAlitarighatEsfanjani لینک گروه: https://t.me/DrTarighat

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
8
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 213
+11 за 5 дн.
Сутки
+6
+0,14%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
468
26 постов
Вовлечённость
11,1%
к подписчикам
Постов в день
1,1
всего 26
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
317
1/48двое суток
363
1/72трое суток
391

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • 💎 «شرایط ما متفاوت است»؛ کلمه‌ای حق که گاه مراد باطل پشت آن پنهان می‌شود ✍️ عطا - ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ 🌍 هنگامی که از نمونه‌های موفق دموکراسی، حقوق بشر، توسعه، حکمرانی خوب و پیشرفت علمی و اقتصادی سخن گفته می‌شود، گاه می‌شنویم: ▪️ «جامعه، فرهنگ، تاریخ، جغرافیا، مذهب، قومیت و شرایط ایران با آن کشورها متفاوت است؛ بنابراین نمی‌توان الگوهای آنان را عیناً در ایران به کار گرفت.» در اصل، این استدلال درست و عقلانی است. هیچ جامعه‌ای دقیقاً مشابه جامعه‌ای دیگر نیست و هر سیاستی باید با مقتضیات زمانی، مکانی، تاریخی و فرهنگی خود سازگار شود. اما گاهی، به تعبیر مشهور امیرالمؤمنین علی(ع) در ماجرای صفین، «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا باطِل»؛ یعنی سخنی حق که می‌تواند در خدمت غرضی باطل قرار گیرد. 🔹 نخست؛ تفاوت جوامع، نفی اصول مشترک نیست. همه‌ی جوامع در مصادیق متفاوت‌اند، اما این تفاوت مانع وجود قواعد و اصول قابل تعمیم نمی‌شود. حاکمیت قانون، پاسخ‌گویی قدرت، شایسته‌سالاری، امنیت اقتصادی، مبارزه با فساد، آزادی گردش اطلاعات، مشارکت عمومی و استقلال نهادهای نظارتی می‌توانند در جوامع مختلف، با شکل‌ها و سازوکارهای متناسب با شرایط آنان، کارآمد باشند. 🔹 دوم؛ پیشرفت بشر حاصل انباشت تجربه است. هیچ ملت و تمدنی پیشرفت خود را از نقطه‌ی صفر آغاز نکرده است. علوم، فناوری‌ها، نظام‌های اداری و تجربه‌های حکمرانی، حاصل آزمون، خطا و انباشت دانش نسل‌ها و ملت‌های مختلف‌اند. بنابراین بومی‌سازی به معنای نادیده گرفتن تجربه‌ی جهانی نیست؛ بلکه یعنی آموختن، ارزیابی، اصلاح و متناسب‌سازی آن. 🔹 سوم؛ تفاوت‌ها گاهی به پوششی برای توجیه وضع موجود تبدیل می‌شوند. ممکن است به جای آنکه درباره‌ی استبداد، ناکارآمدی، فساد، انحصار قدرت، ضعف مدیریت و فقدان پاسخ‌گویی پرسش شود، مشکلات کشور به «شرایط خاص ایران» نسبت داده شود؛ گویی وضعیت موجود، نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر تاریخ و فرهنگ ماست، نه حاصل انتخاب‌ها و عملکرد انسان‌ها و ساختارهای حکمرانی. 🔹 چهارم؛ حتی اگر الگوی اختصاصی لازم باشد، چه کسی گفته فقط یک گروه حق طراحی و اجرای آن را دارد؟ اگر روش‌ها و ساختارهای تصمیم‌سازی و حکمرانی موجود طی چند دهه توانسته‌اند کشور را به نتیجه‌ی مطلوب برسانند، باید دستاوردهایشان روشن و قابل ارزیابی باشد؛ و اگر ناتوان بوده‌اند، چرا نباید از دانش متخصصان، تجربه‌ی کشورهای دیگر، نقد نخبگان و راه‌حل‌های آزموده‌شده بهره گرفت؟ 🔹 پنجم؛ مسئله فقط الگو نیست؛ مسئله سازوکار قدرت است. گاهی پشت استدلال «شرایط ما متفاوت است» نگرانی دیگری پنهان می‌شود: پذیرش شفافیت، پاسخ‌گویی، گردش قدرت، شایسته‌سالاری و نظارت واقعی ممکن است به منافع، امتیازات و رانت‌های گروه‌هایی آسیب بزند که از وضع موجود سود می‌برند. ⚖️ بنابراین باید میان دو گزاره تفاوت گذاشت: «ایران باید راه متناسب با شرایط خود را پیدا کند»؛ گزاره‌ای عقلانی و قابل دفاع. و «چون ایران متفاوت است، تجربه‌ی دیگران و اصول آزموده‌شده را کنار بگذاریم و همان روش‌های گذشته را ادامه دهیم»؛ گزاره‌ای که نیازمند اثبات است، نه پذیرش. 🧭 نتیجه‌گیری ایران قطعاً نسخه‌ی بدل هیچ کشور دیگری نیست؛ اما خاص بودن ایران نباید به مصونیت سیاست‌ها از نقد و ارزیابی تبدیل شود. بومی‌سازی یعنی انتخاب آگاهانه از میان تجربه‌ی بشری، نه انکار آن. و شاید پرسش اصلی این نباشد که: ▪️ «آیا شرایط ما با دیگران متفاوت است؟» بلکه این باشد: «آیا این تفاوت‌ها واقعاً مانع استفاده از تجربه‌ی موفق دیگران است، یا گاهی بهانه‌ای برای فرار از پاسخ‌گویی، حفظ انحصار قدرت و ثروت و ادامه‌ی وضع موجود؟» 🌱 ملت‌ها با پذیرش تفاوت‌های خود پیشرفت می‌کنند، اما با یادگیری از تجربه‌ی دیگران و اصلاح مداوم خویش، نه با مقدس کردن روش‌های گذشته. 🔹 کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 🚆دستیابی به سرعت ۸۰۰ کیلومتر برساعت در ۵.۳ ثانیه قطار مغناطیسی ۱۱۱۰ کیلوگرمی چینی رکورد زد کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 🔴🟡🟢 🔴 چه کسانی نخواهند گذاشت صلح شود؟      کالبدشکافی ذینفعانِ «انسداد» ‌ صلحِ واقعی میان ایران و آمریکا، صرفاً یک «آتش‌بس دیپلماتیک» نیست؛ یک تغییر پارادایم است که هندسه‌ی قدرت و ثروت را در منطقه جابه‌جا می‌کند. اما چرا هر زمان که بوی تنش‌زدایی می‌آید، ناگهان لشکری از «نقطه کور»های سیاست سر برمی‌آورند؟ حقیقت این است: آرامش، قاتلِ «اقتصادِ سایه» و «سیاستِ هیجانی» است. ✅ ۱- کارتل‌های «اقتصادِ تاریک» (رانت‌خواران انسداد) تحریم برای ملت «هزینه» است، اما برای این کارتل‌ها «مزیت رقابتی». این گروه از «عدم شفافیت سیستماتیک» تغذیه می‌کنند. صلح یعنی بازگشت به استانداردهای FATF، نظارت بانکی و پایان دوران «تراکنش‌های غیرقابل ردیابی». برای کسی که از کارمزدِ ۱۵ تا ۲۰ درصدیِ جابه‌جایی پول و انحصار در وارداتِ بی‌رقیب ثروت ساخته، صلح یعنی «خودکشی مالی». ✅ ۲- روسیه؛ مهارِ رقیب در تله‌ی ژئوپلیتیک روسیه از ایران به عنوان «سپرِ انسانی-دیپلماتیک» استفاده می‌کند. ایرانِ منزوی، یعنی «شریکِ ناچار». مسکو به خوبی می‌داند که صلح ایران با غرب یعنی ورود ۳۴ تریلیون متر مکعب گاز به سفره اروپا؛ یعنی شکستن ابدیِ اهرم فشار انرژی کرملین. روسیه ایران را نه به عنوان یک «متحد مقتدر»، بلکه به عنوان یک «متغیر وابسته» می‌خواهد که انرژی‌اش در گلوگاه تحریم بماند تا بازار گاز دست‌نخورده باقی بماند. ✅ ۳- جریان‌های «بحران‌زیست» در منطقه (از تل‌آویو تا امارات) برای رادیکال‌ترین لایه‌های قدرت در منطقه، «ایرانِ همیشه تهدید» یک کالای سیاسی است. این جریان‌ها از «ایران‌هراسی» برای توجیه بودجه‌های نظامی نجومی و سرپوش گذاشتن بر بحران‌های داخلی خود استفاده می‌کنند. صلح، «منطقِ وجودی» این جریان‌ها را از بین می‌برد و آن‌ها را با یک فضای خالیِ استراتژیک روبرو می‌کند که در آن دیگر «دشمنِ دمِ دست» برای بسیج افکار عمومی وجود ندارد. ✅ ۴- تکنوکرات‌های ناکارآمد (فرار از آزمونِ عملکرد) تحریم، بزرگترین «دیوارِ حاشا» برای مدیران ناتوان است. در فضای صلح، دیگر نمی‌توان سقوط ریال، فرار سرمایه و فقر ساختاری را به «ایالات متحده» نسبت داد. صلح، مدیریت را از حالت «مدیریت بحران» به «مدیریت توسعه» تغییر می‌دهد. بسیاری از صندلی‌های فعلی، طاقتِ پاسخگویی در شرایط نرمال را ندارند؛ آن‌ها در آشوب، «متخصص» جلوه می‌کنند اما در آرامش، «بی‌مصرف» می‌شوند. ✅ ۵- پیاده‌نظام ایدئولوژیک (ترس از فروپاشیِ هویت) برای بخشی از بدنه‌ی سیاسی، دشمنی با آمریکا نه یک «ابزار»، بلکه یک «هویت» است. صلح برای این گروه به معنای «پایانِ تاریخ» است. آن‌ها سال‌ها روی نفرت سرمایه‌گذاری کرده‌اند. صلح، «اعتبارِ شعار» آن‌ها را ابطال می‌کند. آن‌ها از روزی می‌ترسند که مجبور شوند بدون فریاد زدن علیه «دشمن»، از برنامه‌شان برای «آینده» حرف بزنند؛ برنامه‌ای که احتمالاً وجود ندارد. ✅ ۶- ذینفعانِ «فلج استراتژیک» آمریکا در داخل واشینگتن نیز، اتاق‌های فکر و پیمانکاران دفاعی که از «حفظ تنشِ کنترل‌شده» نان می‌خورند، مانع صلح‌اند. صلح با ایران یعنی انتقال منابع نظامی آمریکا به شرق اروپا و دریای چین؛ تغییری که لابی‌های قدیمی اسلحه در خاورمیانه را به وحشت می‌اندازد. ⚠️ جمع‌بندی: صلح، آزمونِ برهنگی صلحِ واقعی، نقابِ تمام کسانی را که پشتِ نام «منافع ملی» سنگر گرفته‌اند اما منافع «محفلی» خود را تامین می‌کنند، برمی‌دارد. 👈وقتی می‌بینید کسی با رگِ گردنِ متورم علیه هرگونه توافقی فریاد می‌زند، به دنبال «عقیده»اش نگردید؛ به دنبال «منفعتِ گمشده‌»اش در لابلای بندهای آن توافق بگردید. صلح، فقط پایانِ دشمنی نیست؛ آغازِ پاسخگویی است. کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 🌹از داده تا خرد کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • بنابراین وظیفه‌ی اصلی سیاست‌گذاران و جامعه، نه اعتماد ساده‌لوحانه به روایت‌های رسمی داخلی و خارجی است و نه افتادن در دام بدبینی مطلق و توهم توطئه؛ بلکه تحلیل منافع، محاسبه‌ی هزینه‌ها، شناخت بازیگران و سنجش نتایج واقعی هر تصمیم است. ایران باید مراقب باشد که نه با نام «مقاومت» وارد جنگی شود که هزینه آن عمدتاً بر دوش مردم قرار گیرد، و نه با نام «صلح» توافقی را بپذیرد که استقلال و آینده کشور را تضعیف کند. مقاومت واقعی شاید آن باشد که اجازه ندهیم دیگران ــ چه با جنگ و چه با صلح تحمیلی ــ آینده‌ی ایران را برای ما طراحی کنند. و شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد: آیا ما در حال انتخاب سرنوشت خود هستیم، یا در حال بازی کردن نقشی که دیگران برایمان نوشته‌اند؟ کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • ✅ آیا مسئله واقعاً تسلیم ایران است؟ 💎تأملی درباره‌ی بازی قدرت، تنگه‌ی هرمز، جنگ و هزینه‌های مقاومت 🌍 بیش از چهار دهه تقابل رسمی؛ اما برای چه نتیجه‌ای؟ ✍️ عطا - ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ ▪️بیش از چهار دهه از تقابل رسمی ایران با آمریکا، اسرائیل و متحدان آنان می‌گذرد؛ چهار دهه‌ای سرشار از تحریم، تهدید، درگیری، جنگ، عملیات نیابتی، مذاکره و توافق‌های شکننده. ▪️در سال‌های اخیر نیز، خواسته‌هایی همچون باز ماندن تنگه‌ی هرمز، محدود شدن توان موشکی ایران، برچیده شدن نیروهای نیابتی و پذیرش نوعی توافق یا عقب‌نشینی در ظاهر به‌عنوان بخشی از مطالبات طرف مقابل مطرح شده است. اما پرسش مهم‌تر این است: آیا اینها واقعاً تمام مسئله و هدف نهایی قدرت‌های بزرگ است، یا تنها بخشی از یک بازی پیچیده‌تر قدرت؟ 🎭 ظاهر خواسته‌ها، لزوماً باطن راهبردها یکی نیست ممکن است در نگاه نخست چنین به نظر برسد که آمریکا و اسرائیل برای پایان دادن به تهدیدها، کاهش توان نظامی ایران و برقراری ثبات منطقه تلاش می‌کنند. اما در سیاست قدرت، همیشه باید میان هدف اعلام‌شده، هدف عملیاتی و منافع نهایی تمایز قائل شد. ممکن است ساختار بازی به گونه‌ای باشد که هم توافق و تفاهم و هم جنگ و مقاومت، هر یک به شیوه‌ای متفاوت، برای برخی بازیگران بزرگ منفعت ایجاد کنند. در صورت توافق، بازارها، قراردادها، امنیت انرژی، بازآرایی سیاسی منطقه و مناسبات اقتصادی می‌تواند در جهت مطلوب آنان حرکت کند؛ و در صورت جنگ و تنش نیز افزایش قیمت انرژی، فروش تسلیحات، تضعیف رقبا، فرسایش اقتصادی و سیاسی کشورهای منطقه و بازتعریف موازنه‌ی قدرت می‌تواند منافع دیگری ایجاد کند. از این منظر، پرسش اساسی نباید فقط این باشد که: «آیا ایران تسلیم می‌شود یا مقاومت می‌کند؟» بلکه باید پرسید: «چه کسی از هر دو سناریو سود می‌برد و چه کسی هزینه‌ی آن را می‌پردازد؟» 🛢️ تنگه‌ی هرمز؛ اهرم ایران یا ابزار بازی بزرگ‌تر؟ تنگه‌ی هرمز برای ایران یک اهرم راهبردی مهم است؛ اما هرگونه اختلال طولانی‌مدت در آن می‌تواند قیمت نفت و انرژی را افزایش دهد و اقتصاد جهانی و منطقه‌ای را دچار شوک کند. بنابراین، حتی اگر ایران از این اهرم برای افزایش قدرت چانه‌زنی استفاده کند، باید توجه داشت که افزایش تنش الزاماً فقط به زیان طرف مقابل نیست. ممکن است یک بحران انرژی برای برخی بازیگران هزینه‌زا باشد، اما برای برخی دیگر فرصت اقتصادی، سیاسی یا ژئوپلیتیکی ایجاد کند. همین مسئله درباره‌ی جنگ نیز صادق است: جنگ برای ملت‌های منطقه می‌تواند فاجعه باشد، اما لزوماً برای همه‌ی بازیگران حاضر در معادله زیان یکسانی ندارد. 🧠 آیا مقاومت همیشه به معنای پیروزی است؟ این نگرانی نیز جدی است که ما گاهی «مقاومت» را صرفاً با میزان ایستادگی و تحمل هزینه می‌سنجیم، نه با نتیجه‌ی نهایی آن. اگر کشوری سال‌ها مقاومت کند اما در این مسیر اقتصادش فرسوده، سرمایه‌ی اجتماعی‌اش تضعیف، نخبگانش مهاجر، مردمش فقیرتر و امید نسل جوانش کمتر شود، باید پرسید: آیا صرف استمرار مقاومت، بدون سنجش نتیجه، به‌تنهایی پیروزی محسوب می‌شود؟ از سوی دیگر، اگر توافقی حاصل شود که امنیت، استقلال و منافع بلندمدت کشور را قربانی کند، پذیرش آن نیز الزاماً عقلانیت نیست. بنابراین مسئله، انتخاب ساده میان «تسلیم» و «مقاومت» نیست؛ مسئله، یافتن نقطه‌ای است که در آن عزت و استقلال کشور با عقلانیت، توسعه و رفاه مردم جمع شود. 🕊️ خطر بزرگ‌تر؛ گرفتار شدن در بازی دیگران شاید خطرناک‌ترین وضعیت آن باشد که یک ملت تصور کند صرفاً در حال انتخاب میان دو گزینه‌ی «جنگ» و «تسلیم» است، در حالی که طراحی بازی توسط بازیگران قدرتمندتر انجام می‌شود و هر دو مسیر می‌تواند بخشی از محاسبات آنان باشد. در چنین شرایطی، نه جنگ باید هدف باشد و نه مقاومت برای مقاومت؛ همان‌گونه که مذاکره نیز نباید به هر قیمتی پذیرفته شود. معیار باید منافع واقعی ایران و ایرانیان باشد. 💰 آیا تصمیمی اقتصاد کشور را نجات می‌دهد یا فرسوده‌تر می‌کند؟ 🛡️ آیا امنیت را افزایش می‌دهد یا احتمال جنگ بعدی را بیشتر می‌کند؟ 🌱 آیا امید و آینده‌ی نسل جوان را حفظ می‌کند یا از بین می‌برد؟ ⚖️ آیا قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد یا آن را کاهش می‌دهد؟ و مهم‌تر از همه: آیا این تصمیم ایران را از بازی دیگران خارج می‌کند یا صرفاً جایگاه آن را در همان بازی تغییر می‌دهد؟ 🧭 جمع‌بندی لازم است از دوگانه‌های ساده‌ی «تسلیم یا مقاومت» عبور کنیم. قدرت‌های بزرگ ممکن است اهداف و منافع پیچیده‌تری از خواسته‌های اعلامی خود داشته باشند و در برخی شرایط، هم توافق و هم منازعه بتواند برای آنان دستاوردهایی ایجاد کند.

  • 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 📌مردان در حال انقراض‌اند؛ نه از روی زمین، از زندگی 🔹یک زمانی مرد بودن، فقط به نان‌آوری و محکم بودن خلاصه نمی‌شد. مردها رفیق داشتند، پناه داشتند، هم‌صحبت داشتند. عصرها جایی برای نشستن بود، کسی بود که صدایت کند، بگوید: «کجایی؟ بیا یک چایی بخوریم.» مردها اگرچه کمتر از امروز از احساساتشان حرف می‌زدند، اما بیشتر کنار هم بودند. اما امروز اتفاق عجیبی افتاده است؛ مردان هنوز هستند، اما آرام‌آرام از زندگی یکدیگر حذف می‌شوند. مردی را می‌بینی که صبح از خانه بیرون می‌رود و شب خسته برمی‌گردد و فردا دوباره همان مسیر را تکرار می‌کند. نه وقت رفیق دارد، نه حوصله‌ی مهمانی، نه پول دورهمی و سفر و تفریح؛ و گاهی حتی دیگر نمی‌داند با چه کسی می‌تواند بدون ملاحظه حرف بزند. مردها یاد گرفته‌اند خستگی‌شان را پنهان کنند. یاد گرفته‌اند بگویند «خوبم»، حتی وقتی خوب نیستند. یاد گرفته‌اند مشکلاتشان را خودشان حل کنند و اگر نتوانستند، باز هم چیزی نگویند. و این‌گونه است که «مرد قوی» کم‌کم تبدیل می‌شود به «مرد تنها». شاید انقراض مردان از جایی شروع می‌شود که دیگر کسی سراغشان را نمی‌گیرد؛ وقتی یک مرد می‌تواند هفته‌ها و ماه‌ها با کسی بیرون نرود و هیچ‌کس متوجه غیبتش نشود. وقتی رفاقت تبدیل می‌شود به چند پیام مناسبتی در شبکه‌های اجتماعی؛ وقتی «رفیق قدیمی» تبدیل می‌شود به یک اسم در فهرست مخاطبان تلفن؛ وقتی فوتبال دیدن، سفر رفتن، چای خوردن و چند ساعت بی‌هدف حرف زدن، جای خود را به کار، صفحه‌ی موبایل و خستگی می‌دهد. مردان همیشه برای خانواده، کار و مسئولیت‌هایشان وقت گذاشته‌اند؛ اما کمتر کسی از آنها پرسیده است: «خودت چه می‌خواهی؟ با چه کسی حرف می‌زنی؟ وقتی خسته‌ای، به چه کسی پناه می‌بری؟» شاید به همین دلیل است که بعضی مردان در ظاهر همه چیز دارند؛ خانه، خانواده، شغل و مسئولیت… اما در درون، جایی خالی دارند که هیچ‌کدام از اینها به‌تنهایی پرش نمی‌کند. مرد به رفیق نیاز دارد؛ نه برای فرار از خانواده، بلکه برای اینکه بتواند با روحی سالم‌تر به خانواده بازگردد. رفیق، رقیب همسر نیست. رفیق، رقیب خانواده نیست. رفاقت، یکی از ستون‌های سلامت اجتماعی انسان است. ما نباید به گذشته برگردیم؛ به روزهایی که بعضی مردان رفاقت را به خانواده ترجیح می‌دادند. اما نباید به نقطه‌ی مقابل هم برسیم؛ جایی که مرد هیچ‌کس را جز خودش ندارد. شاید «انقراض مردان» از بین رفتن جسم آنها نباشد؛ از بین رفتن رفاقت، گفت‌وگو، همدلی، شوخی، اعتماد و احساس تعلق باشد. مردی که دیگر کسی را برای یک فنجان چای، یک قدم زدن، یک سفر کوتاه یا حتی یک درد دل ساده ندارد، شاید هنوز در میان جمع زندگی کند؛ اما بخشی از وجودش سال‌هاست در سکوت زندگی می‌کند. پس اگر رفیقی دارید که مدت‌هاست ندیده‌اید، اگر مردی را می‌شناسید که همیشه می‌گوید «سرم شلوغ است»، اگر دوستی دارید که همیشه خودش را قوی نشان می‌دهد، یک بار شما سراغش را بگیرید. گاهی یک «کجایی رفیق؟» می‌تواند بیشتر از هزار جمله ارزش داشته باشد. رفاقت را جدی بگیریم؛ قبل از آنکه مردان، نه از روی زمین، بلکه از زندگی یکدیگر منقرض شوند. تقدیم به همه‌ی رفیق‌هایی که هنوز هستند؛ و به آنهایی که مدت‌هاست کسی صدایشان نکرده است. عاقبت به خیر باشین رفقا.    🤍🤍🤍 کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 10 авг.4475из MedicalNut

    سفسطه‌ی داروهای طبیعی ❗️ 🔹 کانال تغذیه‌ی پزشکی: 👉 t.me/MedicalNut

  • 🧠 مسئله، ایدئولوژی نیست؛ ایدئولوژی‌زدگی است ✍️ عطا - ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ 📌 در سال‌های اخیر، نقد و حتی مذمت «ایدئولوژی» و «ایدئولوژیست‌ها» به یکی از رایج‌ترین رویکردها در تحلیل مسائل ایران تبدیل شده است. بسیاری از صاحب‌نظران و فعالان سیاسی، مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور را عمدتاً به ایدئولوژی‌محور بودن جمهوری اسلامی و بی‌توجهی به منافع ملی نسبت می‌دهند. ❓ اما آیا واقعاً مسئله، خودِ ایدئولوژی است؟ 📚 در علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و فلسفه، ایدئولوژی صرفاً مجموعه‌ای از شعارهای سیاسی نیست؛ بلکه نظامی از باورها، ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای رفتاری است که به انسان و جامعه در تفسیر جهان، تعیین اهداف و جهت‌دهی به کنش‌های فردی و جمعی کمک می‌کند. از این منظر، هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان کاملاً فارغ از ایدئولوژی تصور کرد؛ زیرا حتی تأکید بر «منافع ملی»، «آزادی»، «عدالت»، «لیبرالیسم»، «سوسیالیسم»، «ملی‌گرایی» یا «سکولاریسم» نیز بر نوعی دستگاه فکری و ارزشی، یعنی یک ایدئولوژی، استوار است. 🔍 به همین دلیل، «بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی، از جمله کارل مانهایم، آنتونیو گرامشی، لویی آلتوسر، کلیفورد گیرتز و تری ایگلتون، با وجود اختلاف‌نظرهای بنیادین درباره‌ی ماهیت و کارکرد ایدئولوژی، آن را پدیده‌ای گریزناپذیر در حیات اجتماعی و سیاسی انسان می‌دانند؛ اختلاف آنان بیش از آنکه بر سر اصل وجود ایدئولوژی باشد، درباره‌ی کارکرد، منشأ و نسبت آن با قدرت و سلطه است.» هرچند درباره‌ی کارکردها و پیامدهای آن اختلاف نظر دارند. ⚖️ بنابراین، اصلِ داشتن ایدئولوژی نه‌تنها امری زائد یا زیان‌بار نیست، بلکه می‌تواند موجب هویت‌بخشی، انسجام اجتماعی، ایجاد افق مشترک و جهت‌دهی به سیاست‌گذاری و کنش جمعی شود. 🚨 آنچه خطرآفرین است، تبدیل ایدئولوژی به ابزار قدرت است؛ یعنی هنگامی که یک نظام فکری به جای آنکه راهنمای اخلاق، عدالت و خیر عمومی باشد، به وسیله‌ای برای کسب، حفظ یا انحصار قدرت، حذف مخالفان، توجیه ناکارآمدی‌ها و جلوگیری از نقد تبدیل شود. در چنین وضعیتی، مسئله دیگر «ایدئولوژی» نیست، بلکه «ایدئولوژی‌زدگی» است. ⚠️ همچنین باید میان ایدئولوژی و پدیده‌هایی مانند تعصب، جزم‌اندیشی، شخصیت‌پرستی، خرافه‌گرایی، نفی عقلانیت، تقدس‌بخشی به قدرت و انحصار حقیقت تفاوت قائل شد. این آسیب‌ها نه ویژگی ذاتی ایدئولوژی، بلکه پیامد سوءبرداشت یا سوءاستفاده از آن هستند و می‌توانند در هر مکتب فکری یا نظام سیاسی، اعم از دینی یا غیردینی، پدیدار شوند. 🎯 ازاین‌رو، نقد علمی و منصفانه باید متوجه نحوه‌ی به‌کارگیری ایدئولوژی، میزان پایبندی به اصول اخلاقی و انسانی، و سازوکارهای قدرت باشد، نه صرفِ وجود یک نظام فکری. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که هر ایدئولوژی، اگر از اخلاق، عقلانیت، نقدپذیری، پاسخ‌گویی و کرامت انسان فاصله بگیرد، می‌تواند به ابزاری برای سلطه تبدیل شود؛ اما همین ایدئولوژی، اگر با این اصول همراه باشد، قادر است نقش مهمی در توسعه، عدالت، همبستگی اجتماعی و پیشرفت ایفا کند. 💡 شاید پرسش اصلی این نباشد که «آیا جامعه به ایدئولوژی نیاز دارد یا نه؟»؛ بلکه این باشد که چه نوع ایدئولوژی، با چه میزان عقلانیت، اخلاق‌مداری، نقدپذیری و التزام به منافع عمومی، می‌تواند به رشد و تعالی جامعه کمک کند؟ کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 7 авг.5617из MedicalNut

    🎥رستوران‌هایی که آینده را پیش‌بینی می‌کنند ✍️نسیم بنایی صنعت رستوران‌داری نسبت به گذشته، دچار تحولات بزرگی شده است. اکونومیست می‌گوید مسائلی مانند فناوری، تورم و تغییر رفتار مشتریان منجر به تحول در صنعت رستوران‌داری شده و آن‌ها که می‌خواهند در این کسب‌وکار موفق باشند، باید به این تحولات توجه داشته باشند. در این ویدیو به گزارش اکونومیست درباره‌ی تغییرات اساسی در صنعت رستوران‌داری پرداخته شده است. 🔹 کانال تغذیه‌ی پزشکی: 👉 t.me/MedicalNut

  • Ⓜ️ فشار بی‌پولی چه بلایی سر مغز می‌آورد؟ ➕ استرس مزمن می‌تواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش امور دیگر شود، درگیر کند. نتایج پژوهشی تازه نشان می‌دهد استرس ناشی از فقر می‌تواند آسیب‌هایی بلندمدت به مغز وارد کند. در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از ۲۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شده‌اند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعی‌شان طی سال‌های متمادی پیگیری شود. محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود جزو ۲۰ درصد کم‌درآمد این گروه بودند، در میانسالی آزمون‌های شناختی را با سرعت کمتری انجام می‌دادند و در آزمون‌های حافظه نیز امتیازهای پایین‌تری کسب می‌کردند. همچنین افرادی که در اواخر دهه‌ی ۳۰ یا در دهه‌ی ۴۰ زندگی خود دست‌کم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورت‌حساب‌هایشان مشکل دارند، در سال‌های بعد عملکرد شناختی ضعیف‌تری از خود نشان دادند. در این مقاله که در نشریه‌ی علمی Innovation in Aging منتشر شده، آمده است که آثار منفی بر سلامت مغز حتی پس از کنترل عواملی مانند محرومیت‌های دوران کودکی، سطح تحصیلات و توانایی‌های شناختی افراد در کودکی نیز مشاهده شد. این یافته‌ها نشان می‌دهد فشار مالی انباشته‌شده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد این تغییرات مغزی بوده است. البته سرعت افت توانایی‌های شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سال‌های پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند دلیل این موضوع آن باشد که آسیب اصلی پیش‌تر وارد شده و ظرفیت چندانی برای از دست رفتن باقی نمانده است. به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه متمایز می‌کند، دسترسی به اطلاعات چند دهه از زندگی شرکت‌کنندگان است، نه صرفاً داده‌های مقطعی. ولز، جامعه‌شناس و پژوهشگر داده‌های اجتماعی در دانشگاه کالج لندن، در مصاحبه‌ای گفت این پژوهش نتوانست به‌طور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد کم‌درآمد مستقیماً ناشی از فشار مالی بوده است؛ فشاری که می‌تواند با ایجاد التهاب زیان‌بار، بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر می‌شود، به خود اختصاص دهد. همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیب‌ها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بوده که احتمال بروز آن‌ها در میان افراد فقیر بیشتر است. با این حال، او گفت نتایج به‌طور قوی نشان می‌دهد این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد؛ زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکت‌کنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود. ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطه‌ای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامت مغز بود. ما شاخص‌هایی از سلامت مغز، مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکن‌های مغزی را در اختیار داریم. این‌ها نشانگرهای زیستی روشنی هستند که نشان می‌دهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.» او افزود این پژوهش به‌روشنی نشان نمی‌دهد افرادی که با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدام‌هایی می‌توانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافته‌ها برای سیاست‌گذاران پیامی روشن دارد: کاهش فقر می‌تواند به کاهش مشکلاتی مانند زوال عقل در سال‌های بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی بخش بزرگی از ظرفیت ذهن را اشغال می‌کند. با این حال، آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس، مانند بیماری‌های قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیش‌تر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟ جرونیموس که تحقیقاتش بر تأثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و توانایی‌های شناختی ترسیم می‌کند، بیش از اندازه ساده‌سازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفاً به پول مربوط می‌شود. این پژوهش در واقع به نابرابری‌های اجتماعی اشاره دارد که به سلامت مغز آسیب می‌زنند.» https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 📝📝 نقل‌قول و تأمل «جامعه نه فقط بر کنش‌های انسان اثر می‌گذارد، بلکه از خلال همان کنش‌ها پیوسته بازتولید می‌شود.» ✍ آنتونی گیدنز ♈️ تأمل گاهی تصور می‌کنیم جامعه چیزی بیرون از ماست؛ مجموعه‌ای از قوانین، نهادها و سنت‌هایی که فقط بر زندگی ما تأثیر می‌گذارند. ♈️اما گیدنز یادآوری می‌کند که ما فقط از جامعه تأثیر نمی‌پذیریم. ♈️هر بار که به کسی سلام می‌کنیم... در صف می‌ایستیم... به یک قانون احترام می‌گذاریم... یا حتی شیوه‌ای خاص از گفت‌وگو را تکرار می‌کنیم... در حال بازتولید همان جامعه هستیم. ♈️جامعه، فقط چیزی نیست که در آن زندگی می‌کنیم؛ جامعه، چیزی است که هر روز با رفتارهای خود آن را می‌سازیم. 🔰 برای امروز به این سؤال فکر کنیم: ♈️کدام رفتار روزمره‌ی ما، بدون اینکه متوجه باشیم، هر روز در حال ساختن یا حفظ کردن بخشی از جامعه است؟ کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • ✅دوران مته و پر کردن دندان رو به پایان است کشف روشی ساده برای متوقف کردن پوسیدگی بدون درد و بی‌حسی نتایج یک پژوهش بزرگ در آمریکا نشان می‌دهد یک محلول ارزان‌قیمت که تنها در چند ثانیه روی دندان مالیده می‌شود، می‌تواند بدون نیاز به مته، تزریق بی‌حسی یا جراحی، پوسیدگی بسیاری از دندان‌های شیری کودکان را متوقف کند. کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • ✅ چرا حافظه‌ی ما مثل دوربین فیلم‌برداری کار نمی‌کند؟ عموم مردم فکر می‌کنیم خاطرات مثل فایل‌هایی هستند که داخل مغز ذخیره شده‌اند. یعنی اتفاقی می‌افتد، مغز از آن یک نسخه ضبط می‌کند و هر وقت لازم باشد، همان فایل را دوباره باز می‌کند. اما مغز اصلاً این‌طوری کار نمی‌کند. در واقع، هر بار که یک خاطره را به یاد می‌آورید، مغز آن را از نو می‌سازد. بله... از نو. به همین دلیل است که حافظه انسان، برخلاف تصور رایج، یکی از قابل‌اعتمادترین چیزهای ذهن نیست؛ بلکه یکی از خطاپذیرترین آن‌هاست. فرض کنید پنج سال پیش با دوستانتان به سفر رفته‌اید. امروز اگر آن سفر را تعریف کنید، احتمالاً مطمئن هستید که تمام جزئیات را درست به یاد دارید. اما اگر از همان سفر، دوستتان هم تعریف کند، ممکن است بخش‌هایی از روایتش کاملاً با روایت شما فرق داشته باشد(مثلا خود من؛ همیشه سر جلسه امتحان از پاسخ های که میدادم اطمینان داشتم، ولی نتیجه تفاوت داشت) جالب‌تر اینکه هر دو نفر هم کاملاً مطمئن باشید که درست می‌گویید. این به معنای دروغ گفتن نیست. مشکل از حافظه است. وقتی مغز یک خاطره را بازیابی می‌کند، در واقع تمام جزئیات را از یک فایل آماده بیرون نمی‌کشد. بلکه تکه‌های مختلف اطلاعات را از بخش‌های مختلف مغز کنار هم می‌گذارد و دوباره آن خاطره را بازسازی می‌کند. بعد از اینکه خاطره دوباره ساخته شد، همان نسخه جدید دوباره در مغز ذخیره می‌شود. یعنی هر بار که خاطره‌ای را مرور می‌کنید، این احتمال وجود دارد که کمی تغییر کند. حالا تصور کنید در این میان، حرف دیگران، عکس‌هایی که بعداً دیده‌اید، فیلم‌ها، احساسات امروزتان یا حتی چیزی که فقط تصور کرده‌اید هم وارد این بازسازی شوند. کم‌کم ممکن است خاطره‌ای شکل بگیرد که شما صددرصد به واقعی بودنش باور دارید، در حالی که بخشی از آن هرگز اتفاق نیفتاده است. شاید عجیب به نظر برسد، ولی حتی می‌توان در بعضی شرایط، خاطرات کاملاً نادرست را در ذهن افراد ایجاد کرد؛ خاطراتی که فرد با اطمینان کامل از آن‌ها صحبت می‌کند. این یعنی حافظه، بیشتر از اینکه یک دستگاه ضبط باشد، شبیه یک نویسنده است. هر بار داستان را دوباره می‌نویسد. گاهی فقط چند کلمه را عوض می‌کند... گاهی یک شخصیت جدید اضافه می‌کند... و گاهی هم بخشی از داستان را حذف می‌کند، بدون اینکه خودتان متوجه شوید. از نظر تکاملی هم این موضوع منطقی است. هدف مغز، ثبت دقیق گذشته نبوده است. هدف اصلی، کمک به تصمیم‌گیری برای آینده بوده است. برای مغز مهم‌تر است که از تجربه‌ها الگو استخراج کند تا اینکه تک‌تک جزئیات را مثل یک هارددیسک نگه دارد. به همین دلیل حافظه انسان، بیشتر از آنکه یک آرشیو باشد، یک سیستم بازسازی و پیش‌بینی است. شاید به همین خاطر است که دو نفر می‌توانند دقیقاً در یک لحظه، کنار هم باشند، یک اتفاق را ببینند، اما سال‌ها بعد دو داستان متفاوت از همان اتفاق تعریف کنند. نه به این دلیل که یکی دروغ می‌گوید... بلکه چون مغز انسان، گذشته را ذخیره نمی‌کند؛ هر بار آن را دوباره می‌سازد. 🔹 کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 5 авг.57716из MedicalNut

    🥤⏱️ در ۶۰ دقیقه‌ی نخست پس از مصرف یک قوطی نوشابه‌ی گازدار چه اتفاقی می‌افتد؟ 🔹 ۱۰ دقیقه‌ی اول: حدود ۳۰ تا ۴۰ گرم قند وارد بدن می‌شود و بخش زیادی از حد مجاز قند افزوده‌ی روزانه را تأمین می‌کند. 🔹 ۲۰ دقیقه‌ی اول: قند خون افزایش یافته و انسولین ترشح می‌شود؛ بخشی از قند اضافی نیز می‌تواند به چربی تبدیل شود. 🔹 ۳۰ تا ۴۵ دقیقه: در نوشابه‌های حاوی کافئین، هوشیاری افزایش یافته و ممکن است ضربان قلب و فشار خون اندکی بالا برود. 🔹 ۴۵ تا ۶۰ دقیقه: در برخی افراد، کاهش نسبی قند خون می‌تواند باعث احساس گرسنگی، افت انرژی یا میل دوباره به مصرف شیرینی شود. ⚠️ نکته‌ی علمی مصرف گاه‌به‌گاه نوشابه معمولاً مشکل مهمی ایجاد نمی‌کند، اما مصرف مداوم آن با افزایش خطر چاقی، دیابت نوع ۲، پوسیدگی دندان، کبد چرب و بیماری‌های قلبی‌عروقی همراه است. ✅ جمع‌بندی 💧 نوشابه لذت کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند، اما آب سالم‌ترین و بهترین نوشیدنی برای بدن است. 🔹 کانال تغذیه‌ی پزشکی: 👉 t.me/MedicalNut

  • 🌹خنده بر لب می‌زنم تا کَس نداند رازِ من ورنه این دنیا که ما دیدیم؛ خندیدن نداشت کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • 💥 قانونِ بی‌یال و دم و اشکم...! ✍️ #علی_مرادی_مراغه‌ای ✅ امروز، ۱۴ امرداد، سالروز صدور فرمان مشروطیت است. ۱۲۰ سال پیش، در حالی که بخش اعظم جهان برده‌وار زیر سلطه‌ی حکومت‌های استبدادی می‌زیست، ایرانیان خود را برای مترقی‌ترین جنبش تاریخ خویش آماده می‌کردند. آنان می‌خواستند صاحب قانون باشند و از جامه‌ی مندرس رعیتی بیرون آمده، جامه‌ی فاخر شهروندی بر تن کنند و از حقوق طبیعی خویش برخوردار شوند. مشروطیت را به دست آوردند و پیروز شدند و با هزاران امید، کعبه‌ی آمال خود را در بهارستان، زیر سایه‌ی شوم دو قدرت استعماری، برپا ساختند. اما پرسش اساسی این است: آیا به مشروطه و قانونی که می‌خواستند، رسیدند؟ ♦️ سال‌ها پیش از مشروطه، عباس‌میرزا ملک‌آرا در خاطرات خود می‌نویسد: هنگامی که ناصرالدین‌شاه از سفر فرنگ بازگشت، روزی همه‌ی ما را جمع کرد و گفت: «در این سفر ملاحظه کردیم تمام نظم و ترقی اروپا از آن روست که قانون دارند. ما نیز عزم خود را جزم کرده‌ایم که در ایران قانونی ایجاد کنیم و از روی قانون رفتار نماییم.» آن‌قدر بر این موضوع اصرار کرد که هیچ‌یک از ما جرئت نکرد عرض کند که بند نخست هر قانون، سلب امتیاز و خودسری از شخص همایون است و اعلیحضرت هرگز به آن تمکین نخواهند کرد. سرانجام قرار گذاشتند بخش‌هایی از قوانین اروپا که با اسلام منافاتی نداشته باشد ترجمه شود و بند به بند در مجلسی خوانده و تصویب گردد. قرعه‌ی ترجمه نیز به نام عباس‌میرزا ملک‌آرا افتاد. او نخستین بخش را ترجمه کرد و هنگامی که در مجلس به این بند رسید که: «اعضای مجلس اعیان نباید کمتر از ۳۲ سال سن داشته باشند.» نایب‌السلطنه و امین‌السلطان، چون خود کمتر از این سن داشتند، به آن اعتراض کردند و آن بند را تغییر دادند! بندهای دیگر نیز که خوانده می‌شد، افراد مختلف یکی پس از دیگری ایراد می‌گرفتند که «این بند نباید باشد»؛ چنان‌که خود ملک‌آرا می‌نویسد: «به غالب بندها ایراد گرفتند و اشخاصی که جز خوردن مال مردم چیزی نمی‌دانستند... هر بندی که خوانده شد، گفتند این بند نباشد.» (شرح حال عباس‌میرزا ملک‌آرا، صص. ۱۷۵–۱۷۶) ملک‌آرا سپس می‌نویسد که از این وضع سخت اندوهگین شدم و داستانی از مثنوی معنوی را به یاد آوردم: پهلوانی در قزوین نزد دلاکی رفت و گفت بر شانه‌ام نقش شیری بزن. دلاک نخستین سوزن را بر شانه‌ی او فرو برد. پهلوان از درد فریاد کشید. دلاک گفت: باید تحمل کنی. پهلوان پرسید: کدام اندام شیر را آغاز کردی؟ گفت: دم شیر. پهلوان گفت: دم لازم نیست! دلاک بار دیگر سوزن فرو برد. پهلوان فریاد زد: اکنون کدام عضو را می‌کشی؟ گفت: گوش شیر. پهلوان گفت: گوش هم لازم ندارد، عضو دیگری را نقش بزن! بار دیگر سوزن را فرو کرد. پهلوان از درد نالید و پرسید: این بار کدام عضو است؟ دلاک گفت: شکم شیر. پهلوان گفت: این شیر سیر است، شکم هم لازم ندارد! دلاک که به ستوه آمده بود، سوزن را بر زمین زد و گفت: شیرِ بی‌یال و دم و اشکم که دید؟ این‌چنین شیری خدا کی آفرید؟ ♦️ اما بازگردم به مشروطیت. مشروطه پیروز شد؛ بر دشمنان خود غلبه کرد. مشروطه‌خواهان تهران را فتح کردند، شیخ فضل‌الله را به دار آویختند، محمدعلی‌شاه مستبد را از سلطنت برکنار کردند و احمدشاه را بر تخت نشاندند؛ پادشاهی که دست‌کم در مقام نظر، خود را وفادار به مشروطه نشان می‌داد. اما چرا، به جای آنکه اوضاع سامان یابد، هرج‌ومرج حاکم شد؟ چرا آن «قانون» همچنان بی‌یال و دم و اشکم ماند؟ ♦️ به گمان من، عباس‌میرزا ملک‌آرا آنجا که بر ناصرالدین‌شاه خرده می‌گیرد و می‌نویسد: «بند اول قانون، سلب امتیاز از شخص همایون است و شما هرگز تمکین نخواهید فرمود.» سخنی درست می‌گوید؛ اما از مسئله‌ای بنیادی‌تر، که شاید ریشه‌ی بسیاری از دردها باشد، غفلت می‌کند: فرهنگ سیاسی جامعه. گویی هر یک از ما، در مقیاسی کوچک، همان منش استبدادی را در خود حمل می‌کردیم. از همین رو، پس از فتح تهران، دیگر تنها دشمن مشروطه، محمدعلی‌شاه یا دربار نبود؛ بلکه مانع بزرگ‌تر، فرهنگ دیرپای استبدادزده‌ای بود که در لایه‌های مختلف جامعه ریشه دوانده بود. به نظر می‌رسد جانِ کلام را طالبوف به‌خوبی بیان کرده است: «ایران تاکنون اسیر یک گاو دوشاخ استبداد بود؛ اما بعد از این، اگر قادر به اداره‌ی خود نشود، به گاو هزارشاخی دچار می‌گردد.» (آزادی و سیاست، طالبوف، ص. ۳۹) و چه نیکو که سخن را با مولوی به پایان ببریم: ای شهان، کشتیم ما خصمِ برون ماند خصمی زو بتر در اندرون... #هفته_مشروطیت کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c

  • ✅ ما به بازسازی نظم، احتیاج داریم کانال‌‌های رشد و توسعه: 👉 t.me/RoshdoTowseh 👉 whatsapp.com/channel/0029Vb4Qg785q08ZOydxqg2c