- Последний пост
- 7 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امروز روز جهانی بخششِه… ولی هر چقدر به خودم فشار میارم، نمیتونم قلبم رو راضی کنم اونایی رو ببخشم که جوانیمون رو دزدیدند. نه از روی کینه، از روی احترام به زخمهایی که هنوز خونریزی میکنن. شاید یه روز… ولی امروز، هنوز نه.
یک دم آرام ندیدیم دل خود را همه عمر بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود چشم تا باز کردیم فرصت دیدار گذشت همۀ طولِ سفر، یک چمدان بستن بود
شاید عاشقانه ترین کار همین باشد که در میان این همه اندوه، کسی را دوست بداری.
بهرحال این اوضاعیست که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و هم میسازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد، سگ بریند به قسمت و همهچیز.
видео или голосовое, без подписи
ای کاش... ای کاش، آدمی وطنش را مثلِ بنفشهها (در جعبههای خاک) يک روز میتوانست، همراهِ خويشتن ببرد هر کجا که خواست. در روشنای باران، در آفتابِ پاک. محمدرضا شفیعی کدکنی
هنوز اسمی واسه احساسی که الان دارم، ندارم.
این سری نِتا قطع بشه وقتی وصل بشه همچی بی فیلتره
این را خطاب به مرغ آمین مینویسم، که شاید در راه باشد: از این روزهای کوفتی حتی خاطرهای نمانَد؛ آمین.
- ای غم ! نمی دانم روز ِ رسیدن روزی ِ گام ِ که خواهد بود اما درین کابوس ِ خون آلود در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست !
видео или голосовое, без подписи
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری...
یه عده همون 57 فهمیدن یه عده با 66 فهمیدن یه عده بعد از 88 فهمیدن یه عده با 96 فهمیدن یه عده آبان 98 یه عده هم 1401 بقیه هم 1404 اونی ک تا الان نفهمیده نونش تو نفهمیدنه
یک ماه پیش بود که با خون روی زمین نوشتن: «ایران»
ما پیرترین بیست و چندساله های دنیاییم.
видео или голосовое, без подписи
به ازای هر پلک زدن یکی از مژه هام میفته.
تا میتونی بغلش کن که شاید فردا نباشیم.
touch starved..
منو ببخش که با هم رفتیم بیرون و بدون هم برگشتیم .. منو ببخش که دست همو ول کردیم🖤