tgindex
Science beyond the belief1علم فراتر از باور

Science beyond the belief1علم فراتر از باور

Статистика
@Sciencebeyondthebelief1персидский

Quantum physics and Astrophysics کوانتوم فیزیک و اختر فیزیک ارتباط جهت تبلیغات یا تبادل Gharsh3

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
59
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 083
−2 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
537
40 постов
Вовлечённость
25,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 59
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
486
1/48двое суток
556
1/72трое суток
600

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • آیا شبه‌ذرات واقعا وجود دارند؟ وقتی برای اولین بار واژه شبه‌ذره را می‌شنویم، ممکن است این پرسش ایجاد شود که آیا با یک ذره واقعی روبه‌رو هستیم یا فقط با یک مفهوم ریاضی که دانشمندان برای ساده‌تر کردن محاسبات ساخته‌اند؟ پاسخ، ساده نیست؛ زیرا #شبه‌ذرات نه مانند ذرات بنیادی، موجودیت‌هایی مستقل هستند و نه صرفا یک ابزار ذهنی. شبه‌ذره چیست؟ در فیزیک باید میان ذرات بنیادی و شبه‌ذرات تفاوت گذاشت. ذرات بنیادی مانند الکترون، فوتون و کوارک، موجودیت‌هایی هستند که می‌توانند مستقل از ماده و حتی در خلا وجود داشته باشند. اما شبه‌ذرات از جنس دیگری هستند. آن‌ها برانگیختگی‌های جمعی کوانتومی هستند که از رفتار تعداد بسیار زیادی از ذرات درون یک سامانه، مانند یک بلور یا ماده مغناطیسی، به وجود می‌آیند. به بیان ساده، #شبه_ذره یک ذره جدید نیست؛ بلکه الگویی منظم از رفتار ذرات بنیادی است که آن‌قدر ویژگی‌های مشخصی پیدا می‌کند که دانشمندان می‌توانند آن را مانند یک ذره پژوهش کنند. یک مثال ساده: موج در ورزشگاه برای درک ایده رفتار جمعی، می‌توان موجی را تصور کرد که در یک ورزشگاه میان تماشاگران حرکت می‌کند. خود موج یک جسم مستقل نیست؛ از حرکت هماهنگ هزاران نفر ساخته شده است. با این حال، موج ویژگی‌های مشخصی دارد؛ مثلا سرعت دارد، جهت حرکت دارد و می‌توان آن را دنبال کرد. شبه‌ذرات نیز از این نظر شبیه هستند. آن‌ها حاصل رفتار جمعی اجزای یک ماده‌اند، اما این رفتار آن‌قدر منظم است که می‌توان آن را به‌صورت یک موجودیت فیزیکی مستقل در معادلات و آزمایش‌ها بررسی کرد. البته یک تفاوت مهم وجود دارد؛ موج ورزشگاه یک پدیده کلاسیک است، اما بسیاری از شبه‌ذرات در چارچوب فیزیک کوانتومی تعریف می‌شوند. برای مثال، فونون(نه فوتون) در واقع کوانتیده‌شده‌ی ارتعاشات جمعی اتم‌ها در یک شبکه بلوری است. آیا شبه‌ذرات فقط یک ابزار ریاضی هستند؟ خیر. شاید تصور شود که شبه‌ذرات فقط یک روش ساده برای انجام محاسبات هستند، اما آن‌ها آثار فیزیکی قابل اندازه‌گیری دارند. برای مثال، فونون را در نظر بگیرید. فونون یک بسته انرژی از ارتعاشات کوانتومی شبکه بلوری است و نقش مهمی در توضیح انتقال گرما در مواد جامد دارد. همچنین شبه‌ذراتی مانند اکسیتون‌ها در توضیح رفتار نوری و الکتریکی نیمه‌رساناها، مگنون‌ها در توضیح مغناطیس، و آنیون‌ها در توضیح حالت‌های توپولوژیک ماده مانند اثر هال کوانتومی کسری اهمیت دارند. چرا به آن‌ها شبه می‌گوییم؟ زیرا آن‌ها ذرات بنیادی مستقل نیستند. یک الکترون می‌تواند در خلا وجود داشته باشد، اما بیشتر شبه‌ذرات برای شکل‌گیری به یک محیط مادی و برهم‌کنش تعداد زیادی ذره نیاز دارند. اگر آن محیط از بین برود، شبه‌ذره نیز دیگر وجود نخواهد داشت. برای مثال، فونون بدون یک شبکه بلوری معنایی ندارد و مگنون بدون یک سامانه مغناطیسی شکل نمی‌گیرد. آیا شبه‌ذرات واقعی هستند؟ این پرسش به تعریف ما از واقعی بودن بستگی دارد. اگر منظور از واقعی، یک ذره بنیادی مستقل مانند الکترون باشد، پاسخ منفی است. اما اگر منظور چیزی باشد که بتوان آن را اندازه‌گیری کرد، ویژگی‌هایش را پیش‌بینی کرد و اثر فیزیکی آن را مشاهده کرد، پاسخ مثبت است. در فیزیک، بسیاری از پدیده‌ها مانند دما، فشار یا امواج نیز حاصل رفتار جمعی تعداد زیادی ذره هستند، اما به همین دلیل غیرواقعی محسوب نمی‌شوند. شبه‌ذرات نیز در همین دسته قرار می‌گیرند، آن‌ها ذرات بنیادی نیستند، اما پدیده‌هایی واقعی و قابل بررسی هستند. مرز میان واقعیت بنیادی و واقعیت فیزیکی شبه‌ذرات نشان می‌دهند که طبیعت همیشه با تصویر ساده ما از جهان سازگار نیست. گاهی مجموعه‌ای عظیم از ذرات می‌تواند رفتاری چنان منظم ایجاد کند که خود آن رفتار به موضوعی مستقل در فیزیک تبدیل شود. بنابراین پاسخ نهایی این است که شبه‌ذرات ذرات بنیادی جدید نیستند، بلکه برانگیختگی‌های جمعی کوانتومی در ماده هستند که ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری دارند و نقشی اساسی در فهم جهان ماده و فناوری‌های مدرن ایفا می‌کنند. کانال علم فراتر از باور

  • چرا #سیاهچاله نامرئی ولی #ستاره_نوترونی مرئی است؟ 🔸سیاهچاله یک #افق_رویداد با مرزی یکطرفه دارد که طبق قوانين نسبیت به دلیل گرانش بسیار بالا حتی نور نمی‌تواند از گرانش آن بگریزد، ولی ستارهٔ نوترونی چگالی کمتر و به تبع گرانش کمتری نسبت به سیاهچاله دارد و نمی‌تواند نور را به دام گرانش خود بیاندازد. بنابراین سیاهچاله نامرئی و ستاره نوترونی به روشنی می‌درخشد. کانال علم فراتر از باور

  • ​نظر تایسون در مورد خالق قادر مطلق کانال علم فراتر از باور

  • سه تئوری برای ماهیت ماده بنابر نظریات آلبرت اینشتین؛ ماده صورتی از انرژیست. بنابر #نظریه_کوانتومی؛ ماده چیزی جز تابع‌موج نیست. بنابر #نظریه_ریسمان؛ ماده ارتعاشی از ریسمان‌هاست. کانال علم فراتر از باور

  • شتابدهنده جدید ۱۰۰ کیلومتری و تفاوت های آن با شتابدهنده ۲۷ کیلومتری سرن کانال علم فراتر از باور

  • اگر فیزیک چیزی را نفهمید مفهومش این نیست که دست نامرئی خدا پشت پرده است بالاخره، روزی فیزیک برای معماهای جدید مانند معماهای گذشته جوابی خواهد یافت. پروفسور نیل دگراس تایسون کانال علم فراتر از باور

  • آزمایش بمب کوانتومی آزمایشی که حتی از #آزمایش_دوشکاف هم عجیب‌تر است! تصور کنید ۱۰۰ بمب در اختیار دارید. بعضی از آن‌ها سالم هستند و با برخورد حتی یک فوتون منفجر می‌شوند، اما بعضی دیگر خراب‌اند و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند. حالا سؤال اینجاست: آیا می‌شود بمب‌های سالم را پیدا کرد، بدون اینکه حتی یک فوتون به آن‌ها برخورد کند؟ اگر پاسخ شما «غیرممکن است» باشد، فیزیک کوانتومی دوباره شما را غافلگیر خواهد کرد. در سال ۱۹۹۳ دو فیزیکدان، به نام‌های آوی الیتزور (Avshalom Elitzur) و لو وایدمن (Lev Vaidman)، آزمایشی فکری پیشنهاد کردند که نشان می‌داد در دنیای کوانتوم می‌توان گاهی وجود یک جسم را بدون هیچ برهم‌کنش مستقیمی با آن تشخیص داد. این ایده به «آشکارسازی بدون برهم‌کنش» (Interaction-Free Measurement) معروف شد و یکی از شگفت‌انگیزترین نتایج #مکانیک_کوانتومی به شمار می‌رود. آزمایش چگونه کار می‌کند؟ در این آزمایش از دستگاهی به نام تداخل‌سنج ماخ-زندر استفاده می‌شود. وقتی یک فوتون وارد دستگاه می‌شود، طبق قوانین مکانیک کوانتومی به طور همزمان در دو مسیر مختلف حرکت می‌کند (یا دقیق‌تر بگوییم، تابع موج آن در هر دو مسیر گسترش می‌یابد). اگر هیچ مانعی در مسیر نباشد، این دو مسیر هنگام خروج با یکدیگر تداخل می‌کنند و فوتون همیشه به آشکارساز اول می‌رسد؛ آشکارساز دوم هرگز کلیک نمی‌کند. اما حالا فرض کنید یک بمب سالم در یکی از مسیرها قرار داده‌ایم. اگر فوتون واقعا از آن مسیر عبور کند، بمب منفجر می‌شود. اما در بعضی موارد اتفاق عجیبی رخ می‌دهد: بمب منفجر نمی‌شود. فوتون نیز از آن مسیر عبور نکرده است. با این حال، آشکارساز دوم کلیک می‌کند. همین کلیک به ما می‌گوید که در آن مسیر حتما یک بمب سالم وجود داشته است؛ حتی اگر هیچ فوتونی هرگز با آن برخورد نکرده باشد! چرا این اتفاق عجیب است؟ در زندگی روزمره، برای فهمیدن وجود یک جسم باید با آن تعامل داشته باشیم؛ نور به آن برخورد کند، صدا از آن بازتاب شود یا آن را لمس کنیم. اما در این آزمایش، صرف امکان وقوع یک برهم‌کنش کافی است تا نتیجه آزمایش تغییر کند. به بیان ساده، حضور بمب، حتی بدون اینکه فوتونی به آن برخورد کند، الگوی تداخل را تغییر می‌دهد و اطلاعاتی درباره وجود آن در اختیار ما می‌گذارد. این یکی از نمونه‌های مشهور این حقیقت عجیب در مکانیک کوانتومی است که: آنچه «ممکن بود اتفاق بیفتد» نیز می‌تواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد. آیا این فقط یک آزمایش ذهنی است؟ خیر. تنها دو سال بعد، در سال ۱۹۹۵، گروهی از پژوهشگران به سرپرستی پاول کویات نسخه آزمایشگاهی این ایده را با فوتون‌های واقعی اجرا کردند و نشان دادند که آشکارسازی بدون برهم‌کنش واقعا امکان‌پذیر است. بعدها با استفاده از اثر زنو کوانتومی (Quantum Zeno Effect) بازده این روش بسیار افزایش یافت؛ به طوری که در شرایط مناسب می‌توان با احتمال بسیار بالا وجود جسم را بدون جذب فوتون تشخیص داد. این آزمایش نشان می‌دهد که: • در جهان کوانتومی، «ندیدن» همیشه به معنای «نبودن» نیست. • گاهی احتمال وقوع یک رویداد به اندازه خود رویداد اهمیت دارد. • اطلاعات را می‌توان در برخی شرایط بدون انتقال انرژی قابل‌توجه به جسم به دست آورد. به همین دلیل، آزمایش الیتزور–وایدمن یکی از مشهورترین مثال‌های تفاوت بنیادین جهان کوانتومی با شهود روزمره ماست و بسیاری آن را حتی شگفت‌انگیزتر از آزمایش معروف دوشکاف می‌دانند. کانال علم فراتر از باور

  • ایجاد میدان مغناطیسی توسط جرم درحال حرکت یکی از پیش‌بینی‌های عجیب گرانش اینشتین این است که جرمِ در حال حرکت می‌تواند چیزی شبیه به میدان مغناطیسی ایجاد کند. در تقریب میدان ضعیفِ نسبیت عام، جریان‌های جرم (Mass Currents) یک میدان «گراویتو‌مغناطیسی» (Gravitomagnetic Field) تولید می‌کنند، درست مانند اینکه جریان‌های الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد می‌کنند. این اثر فوق‌العاده کوچک است، اما در اطراف زمین اندازه‌گیری شده است. نمونهٔ آن «کشش چارچوب» یا Frame Dragging است که در آن چرخش زمین، فضازمان اطراف خود را اندکی می‌پیچاند. بنابراین گرانش فقط کشش جرم‌ها به سوی یکدیگر نیست. هنگامی که ماده حرکت می‌کند، فضازمان به شکلی واکنش نشان می‌دهد که رفتار آن تا حدی شبیه الکترومغناطیس است و تصویری عمیق‌تر و پویاتر از جهان را آشکار می‌کند. کانال علم فراتر از باور

  • نگاهی به اصل هولوگرافی در فیزیک نظری تصور کنید در یک اتاق نشسته‌اید، و تمام اتفاقاتی که در این اتاق می‌افتد (حرکت اشیاء، صداها، دما و حتی موقعیت شما در فضا) روی دیوارهای اتاق نوشته شده باشد. نه فقط خلاصه‌ای از آن‌ها، بلکه همه‌ی اطلاعات کامل و دقیق. اصل هولوگرافی می‌گوید: هر چیزی که در یک ناحیه از فضا رخ می‌دهد، می‌تواند به‌طور کامل روی مرز آن ناحیه، یعنی سطح اطرافش، ذخیره شود. اما چرا این ایده مطرح شد؟ ماجرا از بررسی سیاه‌چاله‌ها آغاز شد. فیزیک‌دانان متوجه شدند که سیاه‌چاله‌ها انتروپی دارند اما برخلاف انتظار، این انتروپی نه با حجم سیاه‌چاله، بلکه با مساحت سطح افق رویداد متناسب بود. این موضوع عجیب بود. چون معمولاً انتظار داریم تعداد حالت‌های ممکن یک سیستم، با حجم آن بیشتر شود، نه با سطحش. از اینجا ایده‌ای جسورانه شکل گرفت: شاید در کل طبیعت، اطلاعات موجود در یک حجم، واقعاً روی سطح اطرافش ذخیره شده باشد. به‌طور خلاصه: اگر یک ناحیه از فضا را در نظر بگیریم، مقدار کل اطلاعات فیزیکی آن، هیچ‌گاه بیشتر از اطلاعاتی نیست که بتوان روی سطح پیرامونی آن ناحیه ذخیره کرد. مهم‌تر اینکه، می‌توان کل فیزیک درون آن حجم را از روی اطلاعات سطحی بازسازی کرد. یعنی فضای سه‌بعدی ما (یا حتی چهاربعدی، با در نظر گرفتن زمان) ممکن است چیزی شبیه به یک تصویر سه‌بعدی از داده‌های دوبعدی روی مرز فضا باشد درست مثل یک هولوگرام. بیش از دو دهه است که فیزیک‌دانان در چارچوب نظریه ریسمان، مدلی دقیق از این ایده ساخته‌اند. در سال ۱۹۹۷، جان مالداسنا نشان داد یک جهان پنج‌بعدی که گرانش دارد، معادل دقیق یک جهان چهار‌بعدی بدون گرانش روی مرز آن است. این رابطه را هم‌ارزی AdS/CFT می‌نامند. یعنی آنچه در یک فضای دارای گرانش اتفاق می‌افتد، دقیقاً معادل چیزی است که در فضای بدون گرانشِ مرزی رخ می‌دهد — با تمام جزئیات و توان پیش‌بینی. آیا جهان ما یک #هولوگرام است؟ مدلی که مالداسنا ارائه کرد، در نوع خاصی از فضاها به نام فضای «پاد-دوسیتر» (AdS) تعریف می‌شود، در حالی‌که جهان ما به‌نظر می‌رسد «دوسیتر» (dS) باشد (یعنی دارای انبساط شتاب‌دار). اما بسیاری از فیزیک‌دانان معتقدند که اصل #هولوگرافی کلیدی برای درک نهایی گرانش کوانتومی و ماهیت فضا و زمان است. اگر این اصل درست باشد، آنگاه واقعیتی که ما سه‌بعدی تجربه می‌کنیم، ممکن است ناشی از داده‌هایی دوبعدی روی مرز کیهان باشد. کانال علم فراتر از باور

  • فراتر از تابش زمینه کیهانی حدود ۳۸۰ هزار سال پس از بیگ‌بنگ، جهان برای نخستین بار شفاف شد و اولین فوتون‌ها آزاد شدند؛ همان تابش زمینه #کیهانی (CMB). اما از همان لحظه، خودِ فضا هم در حال انبساط بود. بنابراین هر ناظر در هر نقطه از کیهان، فقط می‌تواند بخشی از این نورها را دریافت کند و به همین دلیل، هر ناظر «جهان قابل مشاهده» و «تابش زمینه»‌ی مخصوص به خودش را دارد. به بیان ساده، برای هر ناظر سه ناحیه وجود دارد: افق رویداد کیهانی: ناحیه‌ای که هم گذشته آن را می‌توان دید و هم اگر از امروز به بعد اتفاقی در آن رخ دهد، نورش سرانجام به ما خواهد رسید. جهان قابل مشاهده: ناحیه‌ای که فقط گذشته آن را می‌بینیم. نورِ اتفاقات جدیدی که امروز در این بخش رخ می‌دهد، دیگر هرگز به ما نخواهد رسید. جهان غیرقابل مشاهده: ناحیه‌ای که حتی نور گذشته آن هم هنوز به ما نرسیده و احتمالاً هرگز نخواهد رسید. به همین دلیل، «جهان قابل مشاهده» به معنی اندازه واقعی جهان نیست؛ بلکه فقط حباب اطلاعاتی ما از کیهان است. کل جهان ممکن است بسیار بزرگ‌تر از آن باشد! کانال علم فراتر از باور

  • نظریه همه چیز #نظریه_همه_چیز ، راز ابعاد بالاتر و... کانال علم فراتر از باور

  • دیدگاه های نظریه راسل و نظریه ریسمان و نظریه M نظریه های والتر راسل نظریه ریسمان و نظریه M هر کدام دیدگاههای متفاوتی درباره ی ساختار و اصول حاکم بر جهان ارائه میدهند. در اینجا به مقایسه ای این نظریه ها میپردازیم: نظريه والتر راسل مبانی نظریه راسل بر اساس الکتریسیته و قطبیدگی استوار است. او معتقد است که نیروهای الکتریکی و قطبیدگی باعث ایجاد و حفظ اجرام آسمانی در مدارهای خود میشوند. حرکت مارپیچی راسل توضیح میدهد که اجرام آسمانی در مدارهای خود به صورت مارپیچی حرکت میکنند و سرعت آنها به طور مداوم تغییر میکند. نظریه ریسمان مبانی نظریه ریسمان بیان میکند که اصول اولیه طبیعت ذرات نیستند بلکه رشته های یک بعدی ارتعاشی هستند که با ارتعاشات مختلف نوع ذرهای که به وجود می آید را تعیین میکنند. ابعاد اضافی این نظریه نیازمند وجود ابعاد اضافی بیش از چهار بعد فضا زمان است که در مقیاسهای کوچک پیچیده شده اند. یکپارچگی نیروها نظریه ریسمان تلاش می کند تا تمام نیروهای بنیادی طبیعت گرانش الکترومغناطیس نیروی هسته ای قوی و ضعیف را در یک چارچوب واحد توضیح دهد. نظریه M‏ مبانی نظریه M یک گسترش از نظریه ریسمان است که شامل 11 بعد میشود و تلاش میکند تا تمام نسخه های مختلف نظریه ریسمان را در یک چارچوب واحد ترکیب کند. غشاها و ابعاد در این نظریه علاوه بر رشته ها غشاهای چند بعدی نیز وجود دارند که میتوانند در ابعاد بالاتر حرکت کنند. یکپارچگی کامل نظریه M به دنبال یکپارچگی کامل تمام نیروهای بنیادی و توضیح ماهیت جهان در سطحی عمیقتر از نظریه ریسمان است. مقایسه کلی دیدگاههای بنیادی نظریه راسل بر اساس الکتریسیته و قطبیدگی استوار است در حالی که نظریه ریسمان و نظریه M بر اساس رشته ها و غشاهای چند بعدی. ابعاد نظریه راسل به ابعاد اضافی اشاره نمی کند در حالی که نظریه ریسمان و نظریه M نیازمند وجود ابعاد اضافی هستند. یکپارچگی نیروها نظریه راسل به یکپارچگی نیروهای بنیادی نمیپردازد در حالی که نظریه ریسمان و نظریه M تلاش میکنند تا تمام نیروهای بنیادی را در یک چارچوب واحد توضیح دهند. هر یک از این نظریه ها دیدگاههای منحصر به فردی درباره جهان ارائه میدهند و تلاش می کنند تا اصول حاکم بر آن را توضیح دهند. کانال علم فراتر از باور

  • نظریه های #بیگ_بنگ و #بیگ_بنس کانال علم فراتر از باور

  • میدان هیگز، ذره هیگز همه چیز درباره #هیگز کانال علم فراتر از باور

  • چه موضوعاتی در مدل استاندارد فیزیک ذرات قابل بررسی نیستند؟ ذره ی نیروی گرانشی، یعنی گراویتون در این طرح دیده نمی شود. دلیل آن است که این ذره هنوز به طور تجربی کشف نشده است و تنها یک ذره ی فرضی به شمار می آید. در واقع موضوعاتی از این قبیل، در قالب مدل استاندارد قابل توضیح نیستند و آنها را باید در مدلی به نام BSM به معنای مدل فیزیک فراتر از مدل استاندارد بررسی کنیم. موضوعاتی مانند منشا جرم، سی‌پی قوی، نوسان نوترینو، عدم تقارن ماده ـ ضدماده ، ماهیت مادهٔ تاریک و انرژی تاریک با مدل استاندارد قابل توضیح نیستند و باید به کمک BSM توصیف شوند. کانال علم فراتر از باور

  • سفری بی نهایت بزرگ به درون ذره ای بی نهایت کوچک قسمت دوم رمزگشایی پیچیده در قلب طیف های نور کانال علم فراتر از باور

  • سفری بی نهایت بزرگ به درون ذره ای بی نهایت کوچک قسمت اول رمزگشایی پیچیده در قلب طیف های نور ادامه مطلب در پست بعدی کانال علم فراتر از باور

  • اثبات پیش‌بینی نظریه گرانش کوانتومی بر روی کامپیوتر کوانتومی گوگل محققان آمریکایی موفق شدند کرمچاله #هولوگرافیک که از پیش‌بینی‌های نظریه گرانش کوانتومی و اصل هولوگرافیک است را بر روی کامپیوتر کوانتومی گوگل ایجاد کنند. نظریه گرانش کوانتومی به نوعی پیوند دهنده نظریه نسبیت عام اینشتین و نظریه #مکانیک_کوانتومی است که با آزمایش اخیر تایید تجربی یکی از پیش‌بینی‌های خود را به دست آورد. کرمچاله نوعی تونل است که در سال ۱۹۳۵ توسط آلبرت اینشتین و ناتان روزن نظریه‌پردازی شد که در آن با عبور از یک بعد اضافی در فضا می‌توان اطلاعات را از مکانی به مکان دیگر منتقل کرد. این آزمایش بی‌سابقه این امکان را بررسی می‌کند که فضا-زمان به نحوی از اطلاعات کوانتومی بیرون می‌آید. این کرم چاله مانند یک هولوگرام، از کیوبیت‌ها که در مدارهای ابررسانای کوچک ذخیره شده‌اند پدید آمد. در این پژوهش، محققان با دستکاری کیوبیت‌ها، اطلاعاتی را از طریق کرم چاله ارسال کردند. کانال علم فراتر از باور

  • مفاهیم فیزیک مفاهیم فیزیک به صورت جذاب از #فیزیک نیوتنی تا مفاهیم پیچیده نسبیت و فیزیک انرژی های بالا کانال علم فراتر از باور

  • لمس کردن توهم است بطور خلاصه و به ترتیب قدرت : 1 - نیروی قوی هسته ای : کوارک ها و نوترون ها و پروتون ها را کنار هم نگه میدارد. 2 - الکترومغناطیس : الکترون را در کنار هسته نگه میدارد و با ایجاد پیوندهای یونی و کوالانسی، ماده را شکل میدهد. 3 - هسته ای ضعیف : واپاشی هسته اتم ها و تبدیل نوترون به پروتون و بالعکس، توسط این نیرو انجام میشود. 4 - گرانش : که ساختارهای بسیار بزرگ کیهانی را شکل میدهد. اطراف تمامی هسته های اتمی، ابر الکترونی قرار دارد که تماماً حامل بار الکتریکی منفی می‌باشد. نیروی الکترومغناطیس حداقل 10³⁶ بار از جاذبه قوی تر است! شما هرچقدر هم که تلاش کنید نمیتوانید واقعاً چیزی را لمس کنید و این حس لمس، درد، زخم، ضربه و هر چیز دیگری که شما احساس میکنید، در واقع همان دافعه قدرتمند الکترونی است که توسط مغز شما به عنوان لامسه واقعی احساس میشود. با این حال اگر تمام اتم های شما درست در مجاورت اتم های دیوار قرار بگیرند، شما میتوانید از آن عبور کنید البته احتمال به شکل غیر قابل تصوری پایین است. کانال علم فراتر از باور

Science beyond the belief1علم فراتر از باور — tgindex