تماشاگه راز
Статистикаاینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 80
- Всего постов
- 333
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 30
- 1/48двое суток
- 34
- 1/72трое суток
- 37
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پیام شب: «وفجأة يستجيب الله لكل دعواتك» و ناگهان خداوند همه دعاهای شما را مستجاب می کند.
هر ناله و فریاد که کردم نشِنیدی پیداست نگارا، که بلند است جَنابت #حافظ
چه گفتگوی نغزی👌🏼
این دهانِ باز و چشم بیتحرّک را ببخش آن قدر جذّابیت داری که حیرت میکنم #کاظم_بهمنی
گفتی نظر خطاست تو دل میبری رواست؟ خود کرده جرم و خلق گنهکار می کنی سعدی
دلم آنجاسـت که آن دلبــــرِ عیّــار آنجاسـت✋ ✿حضرت سعدی
دلم آنجاسـت که آن دلبــــرِ عیّــار آنجاسـت✋ ✿حضرت سعدی
видео или голосовое, без подписи
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
اي خسرو خوبان نظري سوي گدا کن رحمي به من سوخته ي بي سر و پا کن در دل درويش و تمـــــــــناي نگاهــــي زان چشم سيه مست به يک غمزه دوا کن شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند اي دوست بيا رحم به تنهـــــــايي ما کن با دلشدگان جور و جفا تا به کـــــي آخر آهنگ…
جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی جان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟ هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه #مولانای_جان
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است حافظ🌱
ای که در کوی خرابات مقامی داری جم وقت خودی ار دست به جامی داری ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری حافظ💐
جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی جان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟ هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه #مولانای_جان
من می زده دوشم شاید که خیال تو امشب به یک ساغر مستانه کند ما را
خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است حافظ🌱
باز آی که خلوتگه جانم حرم توست زیرا که تو شمعی و صفا در قدم توست امیّد قبولِ همه بر حاصل خویش است بی حاصلی ما به امید کرم توست دل را ز غم چشم خوشت حال خراب است وین طرفه که او را به چنین حال غم توست #خیالی_بخارایی
دو زلفونت بود تار ربابم چه میخواهی ازین حال خرابم ته که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمهشو آیی به خوابم بابا طاهر
بهر تو ز عقل و دل بیگانه شدم آری ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را
بیم است که سوادیت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را امیر خسرو دهلوی