tgindex
دفترچه‌خاطرات‌سال۱۳۲۰

دفترچه‌خاطرات‌سال۱۳۲۰

Статистика
@The1320DiariesМузыкаперсидский

من یه خاطره نویس با یه قلم کج‌وکوله‌ام که یه بخشی از من توی ذهنیت تو زندگی میکنه و تو این دفترچه می‌نویسه.

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 572
−3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 170
20 постов
Вовлечённость
74,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
209
1/48двое суток
239
1/72трое суток
258

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چه کسی درونت مرده که با وجود خون‌های روی دستانت، هنوز ادعای بی‌گناهی داری؟ عجیب است؛ آدم گاهی برای بی‌گناه ماندن باید نخست شاهدِ خودش را بکشد.

  • "برایم چه داری در آن چشم ها؟"

  • بایدی شدی در شایدم؛ و جهان بی‌آنکه بداند چرا یک احتمالِ دیگر را از دست داد؛ شاید تمام بایدها از ابتدا اشتباهِ کوچکی در حافظه‌ی جهان بودند.

  • 30 мая1 17244

    او تو را هرگز از هیچ خدایی نخواست.

  • 29 мая1 00110

    چه ویران‌ساخته‌های تلخ و ساکنی شده‌ایم.

  • 21 февр.1 59914

    خونت را می‌بوسم که ریخته بر زخم و خشم من. خون تو شده آتش و الهام من و من به دنباله‌روی آرزویت بر مزار قاتلین تو پایکوبی خواهم کرد؛ روحت روزی بر من لبخند خواهد زد که جان و غیرتت را حرام نکرده‌ام.

  • بوی مرگ گرفته‌ایم اما هنوز امید داریم

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 19 февр.1 1214из Narrative_of_death

    «يک شمع كه تمام عمرِ مختصرش را به انتظار آمدن غريبِ غربت گريزى اشک به راه است. در تاريكىِ وسيع پشتِ پلكها به انتظار خواهم بود. حتی اگر بادی نسوخته فرسوده‌ام كند. حتی اگر اين اشک‌ها سيلِ كوچكى شود كه تنها خودم را در آن غرق كند و سلحشوران بميراندم. منتظر خواهم بود. قائم به فراموش‌ناپذيرى روايتی كه پس از ما نيز زنده خواهد بود. منتظر خواهم بود.» #پاینده_ایران

  • 18 февр.1 15215

    "چهره‌ام بیشتر به جنگ رفته تا مادرم"

  • 17 февр.1 0982из elodiedeMinuit

    видео или голосовое, без подписи

  • 16 февр.2 40924

    چهل روز گذشته و خاک هنوز گرم است، انگار زمین هم باور نکرده چطور جوانانی این‌قدر ناگهانی به سکوت ترجمه شدند. هر کدامشان کسی بودند؛ نه اسمی بر سنگ و نه آماری در خبرها. پشت پلکِ مادرها هنوز نفس می‌کشند، با خنده‌ای خاص،با رویایی نیمه‌کاره، با آینده‌ای که حتی فرصت آغاز نیافت. جوانانی زیبا که قرار بود شهر را روشن‌تر کنند، نه آن‌که چراغی شوند بر مزار خود. چهل روز گذشته است و ما هنوز میان پرسش‌هایی قدم می‌زنیم که پاسخی ندارند: چرا دفاع جرم شد؟ چرا ایستادن بهایش جان بود؟ چرا باید جوانی این‌گونه ناتمام بماند؟ چهلم نه پایان سوگواری‌ست و نه عادت کردن؛ چهلم اعترافی‌ست به این‌که درد ماندنی‌تر از آن است که تقویم می‌پندارد. نامشان را بلند می‌خوانیم، برای آن‌که جهان بداند جوانی نباید این‌قدر ارزان تمام شود. و ما می‌مانیم با وطنی که هم دوستش داریم و هم از او زخم خورده‌ایم؛ با قلب‌هایی که هنوز می‌تپند و حافظه‌ای که فراموش نخواهد کرد.

  • 16 февр.8021из myparabatai

    ببین عزیزم. هوش مصنوعی نیست. ببین! ته نداره. نت قطع نبود، فیلمش دراومد. گلوله نبود متفرق نشدن. اینجا شهرای خودمون نیست، کشور خودمونم نیست، ولی اون آدما ماهاییم. دیدی گفتم ما بی‌شماریم؟ ترسیدی؟

  • 15 февр.8444из roshantarin

    دارم بهت هشدار میدم، قدرت‌ها چه خودی، چه اجنبی، میان و میرن، پسرم! تو پشت مردم بایست! -سریال خاتون.

  • هر لحظه که اسمی بیرون میاد، پستی می‌بینم، تو خیابون می‌رم، صدای کسی رو می‌شنوم مغزم پر می‌شه از "بمیرم برای جوونای دست گل مردم. بمیرم برای مادراشون. بمیرم.. بمیرم"

  • 10 февр.1 1725из lumadejavu

    نوشته: «اگر ذره‌ای میل یا احتمال مهاجرت توو وجودم بود، از بین رفت. من توو همین خیابونا می‌مونم. جایی که رفیقام خونشون توش ریخته شد. زنده یا مرده، خونه‌ی من ایرانه.»

  • 10 февр.1 39212

    نای نوشتن ندارم؛ حتی برای بیان غم و نفرتی که این روزها توی رگهام جریان داره.

  • من همیشه سعی کردم از کانال‌های شما حمایت کنم و بخونمشون اما این روزها از لا به لای همون زیبانویسی‌ها قلم‌هایی پیدا کردم که از جنس اکثریت نبود. دیگه حتی نوشته های گذشته‌تون هم برام زیبا نبود؛ ماسک هاتون افتاده، نخ نما و انگشت نما شدید. قلم‌هاتون با خون می‌نویسه نه برای خون. برید و با قلم‌های نازیباتون برای قاتلین بالفطره این جگر گوشه‌های بی‌گناه خوش رقصی کنید؛ ما یک‌بار از شما و صدها بار از اسطوره‌های قاتل و وحشی شما نفرت داریم!

  • 8 февр.1 15316

    به یاد تمامی جگر گوشه های پرپر شده‌مان

دفترچه‌خاطرات‌سال۱۳۲۰ — tgindex