Охват к подписчикам
23,6%
ERR
Реакции к просмотрам
0,46%
11 на 24 постов
Пересылки к просмотрам
0,46%
11
Постов в день
0,1
всего 25
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 12 авг.اولین تاثیرِ فقر کشتنِ فکر است، یعنی اگر شما به اندازهی کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، بردهی بیاختیارِ پول خواهید شد همان شرایطی که طبقهی متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند. جورج اورول4,76%
- 27 июл.افزایش حجم اطلاعات منجر به گسترش تنوع در انتخابها میشود، اما این امر لزوماً به معنای یک نتیجه مطلوب نیست.4,05%
- 2 авг.بزرگ ترین چالش در دی تریدینگ انتخاب بین ساخت یک استراتژی قانون مند و دقیق یا ترید با شهود و مشاهده آنی و استفاده از احساسات نیست بزرگ ترین چالش اینه که اون شهود پرورش یافته طی سالیان که تکامل پیدا کرده برای بی نقص بودن رو تبدیل به یک سیستم قانون مند با اجرای خشک و بدون شهود کنی.3,45%
- 27 июл.کشتن آرزوها، چنانچه موجب یأس، ناامیدی، انفعال و درماندگی نگردد، اقدامی بسیار خردمندانه است. زیرا فردی که دارای آرزو است، به دلیل تمایلات خود، همواره در معرض فریب و توهم قرار میگیرد.1,61%
- 1 авг.من روزهای خونی و پُر التهاب را من سطلهای سوختهی انقلاب را بر سنگفرشِ کهنه، بساط کتاب را بوسیدم و برای شما جا گذاشتم... من خشّ و خشِ رفتگر از صبح زود را سیگار بهمن و ریهی غرقِ دود را من هر که عاشقم شده بود و نبود را بوسیدم و برای شما جا گذاشتم..... فاطمه اختصاری @dokhtare_zemestoon1,56%
- 1 авг.«موفقیت همیشه ثابت نمیکند که تصمیم درستی گرفتهای، همانطور که شکست همیشه ثابت نمیکند تصمیمت اشتباه بوده است.»1,52%
- 29 июл.🔵استراتژی من برای پاس پراپ1,47%
- 24 мая 2025 г.без подписи0,54%
- 10 авг.Ⓜ️ توهم بوقلمون:چرا نمیتوانیم رویدادهای گذشته را به آینده تعمیم دهیم؟ 📝 محمدرضا سلیمی توهم بوقلمون نوعی خطای شناختیست که نشان میدهد استدلال استقرایی همیشه قابل اعتماد نیست.این سوگیری توضیح میدهد که اگر صرفاً براساس تجربههای گذشته دربارهی آینده قضاوت کنیم، ممکن است با فاطعیت به نتیجهای برسیم که کاملاً نادرست است. تصور کنید بوقلمونی در یک مزرعه زندگی میکند. هر روز صبح، کشاورز به او غذا میدهد و از او مراقبت میکند. این وضعیت روزها، هفتهها و ماهها تکرار میشود.بوقلمون کمکم به این نتیجه میرسد که کشاورز انسانی مهربان است و همیشه از من مراقبت خواهد کرد. هر روز که میگذرد اعتماد بوقلمون به کشاورز بیشتر میشود، زیرا تمام شواهد گذشته این نتیجه را تأیید میکنند. اما ناگهان روز کریسمس کشاورز بوقلمون را ذبح میکند. در یک لحظه، نتیجهگیری بوقلمون فرو میریزد. مشکل این نیست که شواهد گذشته اشتباه بودند؛مشکل اینجاست که شواهد بوقلمون ناقص بودند و از نیت واقعی کشاورز خبر نداشت. توهم بوقلمون به ما هشدار میدهد که گذشته همیشه تضمینکنندهی آینده نیست و تکرار یک الگو به معنای دائمی بودن آن نیست؛ ممکن است عوامل پنهانی وجود داشته باشند که ما از آنها بیخبریم.همچنین، توهم بوقلمون به ما هشدار میدهد که یک رویداد نادر اما بسیار مهم میتواند همهی پیشبینیهای ما را بر هم بزند. توهم بوقلمون میتواند برای افرادی که در دام دلالان عشق و محبت میافتند نیز عبرتآموز باشد؛ دلالان عشق کسانیاند که با حرفهای عاشقانه افراد را در دام خود میاندازند و سرانجام آنها را قربانی میکنند. توهم بوقلمون به مسئلهی استقرا ربط دارد؛ مسئلهای که نخستین بار دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی، مطرح کرد. هیوم این سوال را مطرح کرد: «از کجا مطمئن هستیم آینده مانند گذشته خواهد بود؟» سپس، او پاسخ میدهد هیچ دلیل منطقی و قطعی برای این فرض وجود ندارد و ما بیشتر از روی عادت چنین انتظاری داریم. بعدها برتراند راسل این ایده را با داستان بوقلمون توضیح داد تا نشان دهد مشاهدههای فراوان بهتنهایی حقیقت را تضمین نمیکنند. بعد کارل پوپر این مسئله را از زاویهی دیگری بررسی کرد و گفت: «هیج تعداد یا تکراری نمیتواند نظریهای را اثبات کند؛ اما یک شاهد نقض میتواند آن را رد کند.» از این دیدگاه، علم با تلاش برای رد کردن فرضیهها پیشرفت میکند، نه صرفاً با جمعآوری شواهد تأییدکننده. نسیم نیکلاس طالب در کتاب قوی سیاه این داستان را دوباره مطرح کرد. از نگاه او بوقلمون قربانی یک رویداد قوی سیاه شد؛ یعنی رویدادی که بسیار نادر است و تأثیر بسیار بزرگی دارد و پس از وقوع مردم تلاش میکنند آن را با خیالپردازی توضیح دهند. طالب هشدار میدهد که اگر فقط به دادههای گذشته تکیه کنیم، ممکن است خطرهای بزرگِ پنهان را نبینیم. چرا در دام توهم بوقلمون میافتیم؟ ما عادت داریم بیشازحد به روندهای گذشته اعتماد کنیم و عوامل پنهان را در رویدادهای آینده نادیده بگیریم. همچنین، تمایل داریم شواهد تأییدکننده را جمعآوری کنیم و به هشدارها توجه نکنیم، با این تصور که چون اتفاقی تاکنون روی نداده، در آینده نیز روی نخواهد داد. توهم بوقلمون با «سوگیری وضعیت عادی»¹ ارتباط تنگاتنگ دارد. در سوگیری وضعیت عادی ما تمایل داریم احتمال وقوع فاجعه را کمتر از واقعیت برآورد کنیم و باور داشته باشیم زندگی، حتی در شرایطی که با تهدیدها یا بحرانهای جدی روبهرو هستیم، مانند گذشته و به روال عادی ادامه خواهد داشت. ✅ چند مثال: سرمایهگذاری که تصور میکند بازار همیشه صعودی خواهد ماند، شرکتی که فکر میکند مشتریانش هرگز آن را ترک نخواهند کرد و زوجی که گمان میکنند چون سالها رابطهی خوبی با هم داشتهاند،هیچگاه از هم جدا نخواهند شد در دام توهم بوقلمون افتادهاند. چگونه از توهم بوقلمون دوری کنیم؟ برای اجتناب از این خطای شناختی میتوانید چند راهکار را دنبال کنید. ۱.فقط به رویدادهای گذشته تکیه نکنید. ۲.همیشه احتمال رویدادهای غیرمنتظره را در نظر بگیرید. ۳.سوال کنید: «اگر پیشفرضهای من اشتباه باشند، چه اتفاقی میافتد؟» ۴.به دنبال شواهدی باشید که باورهای شما را به چالش بکشند. ۵.برای سناریوهای بدبینانه نیز برنامه داشته باشید. توهم بوقلمون یادآور این حقیقت مهم است که تکرار گذشته تضمینی برای آینده نیست. هرچه یک رویداد یا روند بیشتر ادامه پیدا کند، ممکن است اعتماد ما به آن بیشتر شود؛ اما همین اعتماد میتواند ما را در برابر تغییرات ناگهانی و رویدادهای غیرمنتظره آسیبپذیر کند. گاهی بزرگترین خطر خودِ تغییر نیست؛ ناتوانی ما در پذیرفتن تغییر است. بنابراین، خردمندانه است که علاوه بر شواهد گذشته، همیشه احتمال وجود عوامل پنهان و تغییرات پیشبینینشده را نیز در نظر بگیریم. 1. The Normalcy Bias0,00%
- 8 авг.💢مجموعهی Incerto نوشتهی نسیم نیکولاس طالب (Nassim Nicholas Taleb) یک سری پنججلدی از کتابهایی است که به بررسی عدمقطعیت، شانس، ریسک، و شناخت انسانی از جهان میپردازد. این مجموعه ترکیبی از فلسفه، آمار، روانشناسی و تجربیات شخصی نویسنده است. Incerto به معنای "نامطمئن" یا "ناقطعیت" است. فهرست کتابهای مجموعه Incerto (به ترتیب انتشار): 1. Fooled by Randomness (فریبخورده با تصادف) 📘 خلاصه: این کتاب دربارهی این است که انسانها چقدر به اشتباه موفقیت یا شکست خود را به مهارت نسبت میدهند، در حالیکه اغلب ناشی از شانس یا تصادف است. طالب نشان میدهد که ما مستعدیم در درک نقش شانس دچار خطا شویم. 2. The Black Swan (قوی سیاه) 📘 خلاصه: در این کتاب، طالب از «رویداد قوی سیاه» حرف میزند: رویدادهایی نادر، غیرقابلپیشبینی و با تأثیر شدید، که پس از وقوعشان سعی میکنیم آنها را منطقی جلوه دهیم. مثالهایی مانند فروپاشی مالی ۲۰۰۸ یا حملات ۱۱ سپتامبر. 3. The Bed of Procrustes (تخت پروکروستس) 📘 خلاصه: این کتاب مجموعهای از جملات قصار و تأملبرانگیز است. طالب در آن مفاهیمی مثل مدرنیته، دانش، غرور روشنفکری و ریسک را با زبان تیز و طنزآمیز نقد میکند. 4. Antifragile (ضدشکننده) 📘 خلاصه: این کتاب دربارهی چیزهایی است که نه تنها در مواجهه با شوکها و آشوبها نمیشکنند، بلکه قویتر میشوند. مثل برخی سیستمهای زیستی، بازارهای موفق یا افراد مقاوم. "ضدشکننده" مفهومی فراتر از "مقاوم" است. 5. Skin in the Game (درگیر بودن در بازی) 📘 خلاصه: در این کتاب طالب استدلال میکند که افراد باید مسئول تصمیمها و نتایجشان باشند. اگر کسی نظری میدهد یا تصمیمی میگیرد، باید در صورت خطا زیان ببیند؛ چیزی که در مورد بسیاری از سیاستمداران یا اقتصاددانان صدق نمیکند.0,00%
- 1 авг.نوع دومش که من این مدلیم اینه که تو خوبی و تلاش میکنی خوب باشی چون کم هزینه ترین و کم دردسرترین روش زندگیه0,00%
- 1 авг.یک نوعش اینه که تو خوبی و سعی میکنی خوب باشی چون تصور میکنی فضیلت اخلاقیه0,00%