tgindex
واژه‌گردی 🎒

واژه‌گردی 🎒

Статистика
@VajheGardiперсидский

طعم لحظه آشنایی‌زدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
49
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
212
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
126
40 постов
Вовлечённость
59,4%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 49
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
51
1/48двое суток
58
1/72трое суток
63

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • دو دیگر: راه نیمش ننگ، نیمش نام اگر سر بر کنی، غوغا وگر دَم در کشی، آرام اخوان ثالث

  • پیشنهادش این بود که در فرهنگستان، گروهی برای یافتن و احیای واژگان مهجور فعال شود. به‌جای انبوه‌سازی واژه‌های جدید، بازگرداندن کلماتی که پیش‌تر در زبان به کار می‌رفته‌اند، پیشنهاد ارزشمندی است. چند نمونه هم آورده بود که متأسفانه در لینکدین گمش کردم.

  • من راه می‌بُردم زنگ می‌زنن. (می‌دونستم زنگ می‌زنن) من راه می‌بُردم میان. (می‌دونستم میان) راه نمی‌بَرم: نمی‌دونم، بلد نیستم. راه‌ بردن به معنی دانستن مال شعر فردوسی و نثر بیهقیه اما کرمونیا هنوز به کار می‌برنش. خیلی قشنگه.

  • 10 авг.927из language_niceties

    شادروان هوشنگ ابتهاج دربارهٔ انتخاب نام هنری خود، سایه، گفته است: «حروف و کلمات برای من رنگ دارند. «ر» خاکستری، «گ» نارنجی و «ج» سیاه است؛ یا کلمات برایم سرد و گرم‌اند. «سایه» کلمه‌ای سرد است. «گلابی» کلمه‌ای گرم. به‌گمان من، در کلمه سایه یک مقدار آرامش و خجالتی‌بودن و فروتنی و بی‌آزار بودن هست. این‌ها برای من جالب بود و با طبیعت من می‌ساخت. خود کلمه سایه از نظر حروف الفبا حرف نرم و بدون ‌ادعا است. در آن نوعی افسوس است و ذات معنای این کلمه، نوعی افتادگی دارد؛ در مقابل خشونت و حتی می‌شود گفت وقاحت.» سایه: سرد، آرام، خجالتی، بی‌ادعا، افتاده، افسرده 🔷 خوش‌رنگ‌ترین و باشخصیت‌ترین واژه چیست؟ واژه‌ای که اگر می‌خواستم نام هنری داشته باشم، آن را انتخاب می‌کردم؟ ابرانه: بلنداندیش، بلندپرواز، نرم، سفید، مهربان آرام‌دست: آبی، شکیبا، خون‌‌گرم، کم‌رو، اندیشمند ترنج: نارنجی، گرم، کم‌یاب، زیبا، پرانرژی، هنرمند #خلاقیت_زبانی #دقت‌ورزی_زبانی

  • 8 авг.151104

    آماتور و حرفه‌ای خیلی‌ها فکر می‌کنن «آماتور» یعنی ناشی، کارنابلد یا کسی که تازه کار رو شروع کرده؛ اما این اشتباهه. تفاوتِ واقعیِ آماتور و حرفه‌ای اصلاً توی «مهارت» نیست، توی پول و عشقه. آماتور در لاتین یعنی عاشق، ‌شیفته و دوست‌دار. پس آماتور کسیه که یه کاری رو فقط و فقط واسه دلِ خودش، از روی عشق و لذت انجام میده. اما «حرفه‌ای» قضیه‌اش فرق می‌کنه. اون از این راه امرار معاش می‌کنه. مجبوره به بازار، سلیقه مشتری و قراردادش متعهد باشه. حرفه‌ای شاید به اندازه آماتور عاشقِ کارش نباشه، ولی بلده چطور در ازای پول، کار باکیفیت تحویل بده. خلاصه اینکه آماتور برای دلش کار می‌کنه و حرفه‌ای برای دخلش. شما هم کار آماتوری انجام می‌دین؟

  • میگه دو جور زعفرون تو بازار می‌فروشن: سوپرنگین و پوشالی. شاکیه که چرا اسم دومی رو گذاشتن پوشالی و بازارشو نابود کردن؛ می‌تونست اسم مشتری‌پسندتری داشته باشه.

  • 6 авг.233169

    توی کاشمر دو سه تا امامزاده هست. یکیشون معروفه به سیدمرتضی دستپاچه. از بس که زود حاجت می‌ده. نرگس موسوی از #واژه_گردی شما @N_Moussavi

  • 6 авг.181112

    میگه بختیاری‌ها به جای برقص می‌گن: بباز. راست میگه؟ آخه تو ترکی هم واژه‌ی بازی و رقص یکیه. #دست‌افشاندن #پای‌کوبی

  • گرد کردن میگه ما اعداد رو گرد می‌کنیم ؛مثلا به جای عدد ۶.۴۵۹.۷۵۱ می گیم ۶.۴۵۹. نمی‌دونه من اگه حوصله داشته باشم کلا اینو گرد می‌کنم به ۶.۵.

  • «لا استرسم» می‌دونید یعنی چی؟ یعنی لای استرس و فشارم. ما بیشتر «تحت» فشاریم. یعنی فشار از بالا بهمون وارد میشه اما وقتی یه اصفهانی میگه «لا استرسم» یعنی فشار از همه جهات بهم وارد شده و من لاش گیر کردم. می‌خوام بیام بیرون، می‌خوام نفس بکشم.

  • من راه می‌بُردم زنگ می‌زنن. (می‌دونستم زنگ می‌زنن) من راه می‌بُردم میان. (می‌دونستم میان) راه نمی‌بَرم: نمی‌دونم، بلد نیستم. راه‌ بردن به معنی دانستن مال شعر فردوسی و نثر بیهقیه اما کرمونیا هنوز به کار می‌برنش. خیلی قشنگه.

  • اینکه هنر نیست که، تیکه انداختن و گُنده‌گوشه گفتن. روانشناس اصفهانی در باب کنترل خشم

  • جاروبرقی رو از تعمیرکار گرفتم، موتورو عوض کرده بود، گفتم داغی‌شم بده. انگار به اون تکه تعویض شده و فرسوده می‌گن داغی. ---------- با همین آیدی تو بله هم هستیم. @vajhegardi

  • جوگندمی: سیاه و سفید. موی سر و ریش که سیاه و سفید باشد. حالا چرا فکر می‌کنید جوگندمی یعنی به رنگ جو و گندم نمی‌دونم.

  • اولین ماشین رو مظفرالدین شاه سال ۱۲۸۱ از رنوی فرانسه با راننده وارد کرد 🚙. یه سال طول کشید با کشتی بیارنش و برسه به تهران 🚢. ماشین «به رنگ آبی آسمانی و تودوزی ماهوت فلفل نمکی» بود. 📚ا ز کتاب ۵۰ خاطره از ۵۰ سال ابراهیم صفایی ماهوت «فلفل نمکی» چه رنگیه؟…