ديدهبانِ زنان
Статистикаبا ما در ارتباط باشيد: womenwatcher96@gmail.com
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 129
- 1/48двое суток
- 147
- 1/72трое суток
- 159
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خشونت گسترده آنلاین علیه زنان معترض در هند تهدید به مرگ و تجاوز و انتشار اطلاعات خصوصی 🟠 دیدبان آزار: جنبش مردمی سوسک، در ۱۶ مه پس از آن پدیدار شد که قاضی ارشد هند، در جریان جلسه دادگاه، برخی از جوانان بیکار را «انگل» و «سوسک» نامید و اظهارات او واکنشهای شدیدی را در رسانههای اجتماعی برانگیخت، اگرچه این قاضی بعداً کرد که گفته های وی توسط برخی رسانهها به اشتباه نقلقول شده است. در آن زمان، مرد هندی جوانی با ایجاد یک وبسایت طنز برای «حزب سوسک جانتا» به این اظهارات جنجالی پاسخ داد و آن را خانهای برای «تنبلها، بیکاران و فراموششدگان» هند و صدایی برای «میلیونها جوان هندی که احساس میکنند توسط سیاستهای سنتی نادیده گرفته شدهاند» معرفی کرد. اعتراضات با درز سوالات امتحانی در هند و مجموعهای از دیگر رسواییها در امتحانات، گسترده شد. این جنبش امروز به نمایندهای برای نسل زد، برای جوانان خشمگین از بیکاری، کاهش فرصتها و ناکارمدی نظام آموزشی تبدیل شده است. نسخه کامل متن: https://harasswatch.com/news/2628/ @harasswatch
سقف وام زنان دهکهای ۱ تا ۵ افزایش پیدا میکند 📍معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور از تصویب افزایش سقف #تسهیلات برای زنان دهکهای یک تا پنج در هیئت دولت خبر داد. به گفته زهرا بهروزآذر، پیش از این برای #زنانی که در دهکهای یک تا پنج قرار داشتند و برای دریافت وام به ضامن نیاز داشتند اما امکان پیدا کردن ضامن برایشان وجود نداشت، ضمانت انجام میشد. او توضیح داد که سقف این تسهیلات پایین بود و به همین دلیل پیشنهاد افزایش آن در دولت مطرح شد. بر اساس مصوبه جدید هیات دولت، سقف وام میتواند تا میزانی که شورای عالی اشتغال هر سال تعیین میکند، افزایش پیدا کند. البته هنوز مبلغ مشخصی برای سقف جدید اعلام نشده و رقم نهایی به مصوبه سالانه شورای عالی اشتغال بستگی دارد./ایسنا @womenwatcher
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایتهای…
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایتهای نظامی، شهر اغلب فقط بهعنوان «هدف» یا «زمین عملیات» دیده میشود؛ سطحی برای بمباران، محاصره، کنترل و اجرای تاکتیکهای نظامی. این نگاه، زندگی مردم، بدنها، خانهها و تجربه روزمره ساکنان شهر را از نظر پنهان میکند. سونچانا لاکتا در این فصل میکوشد #جنگ_شهری را از منظری #فمینیستی بفهمد؛ منظری که به جنسیت، تفاوت اجتماعی، بدن، زندگی روزمره، مراقبت، آوارگی، روابط صمیمانه و مقاومت توجه میکند. استدلال اصلی این فصل این است که جنگ و شهر جدا از یکدیگر نیستند. جنگ، شهرها را شکل میدهد، اما شهرها نیز شکل جنگ را تغییر میدهند. جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ در خانه، خیابان، محله، اردوگاه، مسیر رفتوآمد و بدن انسانها نیز ادامه پیدا میکند. رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری، صداها و دانشهایی را در مرکز قرار میدهند که در روایتهای رسمی جنگ #حذف یا به #حاشیه رانده شدهاند. این رویکرد، مردم را قربانیانی منفعل نمیداند؛ بلکه آنان را سوژههایی فعال در ساختن، حفظکردن و ازهمگشودن جنگ شهری میبیند. در این نگاه، مقیاسهای مختلف ــ از دولت و شهر گرفته تا محله، خانه و بدن ــ جدا از هم نیستند. آنها بهطور متقابل یکدیگر را میسازند. بنابراین برای فهم جنگ شهری باید پرسید: • جنگ چگونه به زندگی خانوادهها و بدنها نفوذ میکند؟ • تجربه ناامنی برای زنان و مردان چگونه متفاوت است؟ • چه کسانی امکان حرکت، ماندن یا ترککردن شهر را دارند؟ • چه کسانی در روایتهای رسمی جنگ دیده نمیشوند؟ شهرها در جنگ؛ از شهرکُشی تا بازساخت یکی از مفاهیم اصلی فصل، #شهرکُشی یا urbicide است؛ یعنی نابودی هدفمند شهر و فضاهای شهری بهعنوان بخشی از راهبرد جنگی. در این معنا، تخریب پل، میدان، بازار، محله یا دیگر فضاهای عمومی فقط نابودی ساختمانها نیست. این مکانها امکان زندگی مشترک، تکثر و ارتباط میان گروههای مختلف را فراهم میکنند. نابودی آنها میتواند خودِ امکان همزیستی و «حق بر شهر» را از میان ببرد. تخریب #پل قدیمی #موستار و دیگر فضاهای عمومی در جنگهای یوگسلاوی نمونهای از این فرایند است. در اینجا، نابودی مکان به ساختن جغرافیاهای قومی و طردکننده کمک میکند. (پل موستار در اینجا فقط یک بنای تاریخی یا اثر معماری نیست. پل نماد ارتباط میان دو بخش شهر و امکان رفتوآمد و همزیستی میان گروههای مختلف بود.) اما جنگ فقط ویران نمیکند؛ جنگ همزمان مکان، نظم اجتماعی و هویتهای جدید تولید میکند. دیوارها، ایستهای بازرسی، موانع جادهای و زیرساختهای امنیتی، شهر را دوباره سازمان میدهند. آنها تعیین میکنند چه کسی میتواند حرکت کند، چه کسی باید متوقف شود و چه محلههایی به یکدیگر دسترسی داشته باشند. در #فلسطین، محیط ساختهشده و زیرساختهای امنیتی برای کنترل حرکت و تثبیت سلطه به کار گرفته شدهاند. این زیرساختها بر زنان و مردان نیز اثر یکسانی ندارند. زنان ممکن است همزمان بهعنوان مادر و مراقبتکننده، و بهعنوان تهدید بالقوه دیده شوند. برنامهریزی برای جنگی که هنوز نیامده است جنگ فقط در لحظه حمله یا اشغال حضور ندارد. تصور تهدید دائمی تروریسم، بیماری، مهاجرت یا شورش، شهرها را به سمت برنامهریزی برای جنگهای احتمالی آینده سوق میدهد. در این فرایند، #برنامهریزی_شهری میتواند به ابزاری برای ایجاد #فضاهای #طردکننده و هویتهای متخاصم تبدیل شود. نظارت، کنترل دسترسی و معماری امنیتی به بخش عادی زندگی شهری راه پیدا میکنند. از نظر لاکتا، جنگ فقط ابزار دولت و ارتش نیست؛ بلکه از طریق توسعهدهندگان، شرکتها، بازار زمین و سرمایه جهانی نیز در ساختار شهر پراکنده میشود. فراتر از شهر بهمثابه هدف روایتهای نظامی، شهر را اغلب از بالا و مانند سطحی بیجان میبینند؛ نقشهای از ساختمانها و خیابانها که در آن مردم و زندگی روزمره ناپدید شدهاند. اصطلاح «#خسارت_جانبی» نیز بخشی از همین حذف است. این عبارت، مرگ و رنج ساکنان شهر را به پیامدی فرعی و فنیِ عملیات نظامی تبدیل میکند. رویکرد #فمینیستی توجه را به کسانی برمیگرداند که زیر عنوان «خسارت جانبی» نادیده گرفته میشوند؛ بهویژه زنان و کودکان. #زنان و #کودکان معمولاً فقط بهعنوان قربانی نمایش داده میشوند؛ قربانیانی منفعل که نیازمند حمایتاند. اما چنین روایتی عاملیت سیاسی آنان را پنهان میکند. زنان در شهرهای جنگزده اغلب مسئول تأمین غذا، آب و کمکهای بشردوستانهاند. آنان از کودکان و سالمندان مراقبت میکنند، شبکه میسازند و میان خطوط دشمن مذاکره میکنند.
видео или голосовое, без подписи
از روزی که محمود دولتآبادی حجاب بر سر سیمین بهبهانی گذاشت تا روزی (سال گذشته ۴۰۴) که گلی امامی بدون حجاب اجباری روی سن رفته و جایزه یک عمر فعالیت ادبی را گرفته، راه دراز و دوری آمدهایم. این شادی تقدیم به آنها که دیگر در میان ما نیستند و به امید آزادی یارانمان./توییتر چیزها #گلی_امامی #نه_به_حجاب_اجباری @womenwatcher
معرفی کتاب | درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی «درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» نوشته رزمرری تانگ و تینا فرناندز باتس، یکی از شناختهشدهترین کتابهای مقدماتی برای آشنایی با #اندیشههای_فمینیستی است. این #کتاب با زبانی روشن، مهمترین جریانهای فمینیسم، از جمله فمینیسم لیبرال، رادیکال، مارکسیستی، سوسیالیستی، پسااستعماری، اکوفمینیسم و دیگر رویکردهای معاصر را معرفی و مقایسه میکند. نویسندگان تلاش کردهاند بدون جانبداری از یک دیدگاه خاص، مبانی، استدلالها و نقدهای هر جریان را توضیح دهند تا خواننده تصویری جامع از تحول نظریههای فمینیستی به دست آورد. به همین دلیل، این اثر از منابع معتبر و پرکاربرد در دانشگاهها و برای علاقهمندان به مطالعات زنان، فلسفه، علوم اجتماعی و مطالعات جنسیت به شمار میآید. ترجمه فارسی این کتاب با عنوان «درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی» نخستین بار در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. اما از آن زمان نسخه اصلی چندین بار بازنگری شده است؛ بنابراین ترجمه فارسی قدیمی، همه مباحث افزودهشده در ویرایش ششم ۲۰۲۴ را در بر نمیگیرد. این کتاب برای : آشنایی با مکاتب مختلف فمینیسم و همچنین شناخت تفاوت میان رویکردهای لیبرال، رادیکال، مارکسیستی، پسااستعماری و سایر گرایشها مناسب است و یک منبع دانشگاهی و نسبتا جامع برای شروع مطالعه نظریههای حوزه فمینیسم است. @womenwatcher
видео или голосовое, без подписи
فایل پیدیاف کتابچه نوشته شده توسط شبکه فمینیستها برای ژینا با عنوان: فمینیسم علیه اعدام: لغو بیقید و شرط مجازات اعدام و تخیل عدالت دگرگونساز @Feminists4jina
🔴 لغو بیقید و شرط مجازات اعدام و تخیل عدالت دگرگونساز آيا تصور ایرانی بدون زندان و اعدام تصوری خام و دور از دسترس است؟ حتی در ايران امروز و تحت نظام ديكتاتوری جمهوری اسلامی، با وجود سركوب و جلوگيری از سازماندهی مستقل، نمونههایی از تجارب جمعی وجود دارد كه راههای تازهای را پيش پای ما میگذارند، نه تنها برای لغو اعدام، بلكه در به پرسش كشيدن اصل مجازات به عنوان تنها راه رسيدن به عدالت و مسئوليتپذيری. ما در شبکه فمینیستها برای ژینا کتابچهای نوشتهایم با عنوان: فمینیسم علیه اعدام: لغو بیقید و شرط مجازات اعدام و تخیل عدالت دگرگونساز 🟣 لینک کتابچه در وبسایت شبکه فمینیستها برای ژینا @Feminists4jina
کودکان مبتلا به سرطان زیر سایه انفجار؛ روایت یک شب پراضطراب در بیمارستان بقایی ۲ اهواز موج انفجارهای ناشی از حملات هوایی در اطراف بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز، شامگاه چهارشنبه بیست و چهارم تیر، یکی از حساسترین مراکز درمانی جنوب غرب کشور را با بحرانی کمسابقه روبهرو کرد؛ بحرانی که در آن دهها کودک مبتلا به سرطان و بیماران بدحال، در میانه درمان، ناچار به تخلیه اضطراری شدند. بر اساس گزارش «پیام ما»، در زمان وقوع انفجارها ۲۱۱ بیمار در بیمارستان بستری بودند که حدود ۹۰ نفر از آنان کودک بودند. از این میان، نزدیک به ۵۰ کودک مبتلا به سرطان تحت درمان قرار داشتند و دستکم ۱۰ نفر از آنان به دلیل شرایط جسمی وخیم، امکان جابهجایی سریع نداشتند. به گفته مسئولان دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، انفجارها در مجاورت بیمارستان رخ داد و به منظور حفظ جان بیماران و کارکنان، دستور تخلیه کامل این مرکز درمانی صادر شد. بیماران با آمبولانس و خودروهای امدادی به بیمارستانهای گلستان، شفا، سینا و آیتالله کرمی منتقل شدند و روند درمان آنان بدون وقفه ادامه یافت. همچنین اعلام شد که هیچیک از بیماران در جریان این حادثه آسیب جسمی ندیدهاند. در روایتهای منتشرشده از این شب، کادر درمان از لحظاتی سخن گفتهاند که صدای انفجار، لرزش ساختمان و نگرانی خانوادهها فضای بیمارستان را فرا گرفته بود. برخی بیماران در میانه شیمیدرمانی قرار داشتند و برای انتقال، نیازمند مراقبتهای ویژه بودند. پزشکان و پرستاران در شرایطی دشوار تلاش کردند ابتدا بیماران بدحال و سپس سایر کودکان را با رعایت اصول ایمنی به مراکز درمانی دیگر منتقل کنند. با وجود این شرایط، بیمارستان بقایی ۲ کمتر از شش ساعت پس از تخلیه، فعالیت خود را از سر گرفت و پذیرش بیماران بار دیگر آغاز شد. مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تأکید کردهاند که استمرار درمان بیماران مبتلا به سرطان، بهویژه کودکان، اولویت اصلی بوده و اجازه داده نشد وقفهای جدی در روند درمان ایجاد شود. در حالی که گزارشهای منتشرشده تأیید میکنند انفجارها در نزدیکی بیمارستان رخ داده و موجب تخلیه اضطراری آن شده است، تاکنون شواهد مستقلی مبنی بر اصابت مستقیم موشک به ساختمان بیمارستان منتشر نشده است. با این حال، این حادثه بار دیگر نگرانیها درباره امنیت مراکز درمانی و بیماران آسیبپذیر در مناطق درگیر جنگ و عدم رعایت قوانین بینالمللی از سوی آمریکا و اسرائیل را افزایش داده است. @womenwatcher منابع: https://payamema.ir/payam/157085 و وبسایت ایران چهل و هشت
آیا جنگ و بحران، پایان زن، زندگی، آزادی است؟ یا فرصتی برای تولد دوباره آن؟ این یادداشت به قلم روشنک خانبلوکی، عضو گروه مطالعات زنان، در تیرماه ۱۴۰۵ در کانال علمی مطالعات زنان منتشر شده است. نویسنده با طرح این پرسش آغاز میکند که آیا جنگ و بحران، جنبش «#زن، #زندگی، #آزادی» را به حاشیه میبرد یا میتواند زمینهای برای تحول و تداوم آن باشد. در ادامه تاکید میشود که اهمیت این جنبش تنها در اعتراضات خیابانی نبود، بلکه در ایجاد تغییرات فرهنگی و اجتماعی، از جمله تغییر نگرش به جایگاه زنان، آزادیهای فردی، رابطه دولت و جامعه و سبک زندگی روزمره، نمود یافت. از اینرو، سرنوشت آن را نمیتوان صرفا با حضور یا عدم حضور مردم در خیابان ارزیابی کرد. به باور نویسنده، در شرایط جنگ و بحران، اولویتهای عمومی بهطور طبیعی به سمت امنیت، معیشت، اشتغال و آینده اقتصادی سوق پیدا میکند؛ اما این به معنای کنار گذاشتن مطالبات آزادیخواهانه نیست، زیرا مردم همزمان خواهان آزادی و زندگی شایسته هستند. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آینده جنبش «زن، زندگی، آزادی» در گرو پیوند میان #آزادی، #کرامت_انسانی و #عدالت_اجتماعی است. از نگاه او، مفهوم «زندگی» در این شعار میتواند رفاه، اشتغال، آموزش، سلامت، مسکن و امنیت اقتصادی را نیز دربرگیرد و زمینهساز مرحلهای تازه از این جنبش باشد که در آن آزادی و عدالت اجتماعی مکمل یکدیگرند. @womenwatcher منبع: کانال علمی مطالعات زنان https://www.instagram.com/women.studies/
زنان جنوب؛ میان جنگ، سوگ و ماندن بامداد پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵، در پی حمله به چابهار، پروین سپاهی، زن بلوچ ساکن محله جنگلوک، جان خود را از دست داد و چهار عضو خانوادهاش، از جمله یک زن باردار و یک دختر دارای معلولیت، مجروح شدند. این حادثه یکی از تلخترین نمونههای تأثیر جنگ بر زندگی غیرنظامیان، بهویژه زنان، در جنوب ایران بود. همزمان، گزارش نسترن فرخه در روزنامه شرق با عنوان «خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم» از زندگی زنانی روایت میکند که در عسلویه، چابهار، ایرانشهر و دیگر شهرهای جنوبی، با وجود اضطراب حملات و ناامنی، همچنان بار زندگی و مراقبت از خانواده را بر دوش میکشند. یکی از فعالان اجتماعی ایرانشهر میگوید: «شعلههای آتش از دور دیده میشد و بوی دود تا محله ما رسیده بود. مردم با ترس از خانهها بیرون آمدند. ما بلوچها ضربالمثلی داریم که میگوید وطن، مادر ماست؛ مگر میشود آدم مادرش را رها کند؟» فعال اجتماعی دیگری از چابهار نیز تاکید میکند که حتی پس از اعلام آتشبس، نگرانی مردم جنوب پایان نیافته است: «حمله به چابهار باعث قطع برق منطقه شد. شاید برای دیگران یک قطعی برق باشد، اما برای مردم اینجا، ادامه همان اضطرابی است که سالها با آن زندگی کردهاند.» در میان همه روایتها، یک جمله بیش از هر چیز تکرار میشود:«خانه ما همینجاست؛ جایی برای رفتن نداریم.» @womenwatcher لینک گزارش شرق
چرا برابری جنسیتی برای مقابله با تغییرات اقلیمی حیاتی است؟ #بحران_اقلیمی بزرگترین چالشی است که بشر تاکنون با آن روبهرو بوده است. برای مقابله با این بحران، کشورها باید با فوریت اقدام کنند تا به سوی اقتصادها و جوامعی کمکربن و تابآور گذار کنند و همزمان اولویتهای توسعه پایدار را نیز پیش ببرند. #نابرابریهای_ساختاری، از جمله نابرابریهای مبتنی بر #جنسیت، نژاد، قومیت، سن یا پیشینه اجتماعی ـ اقتصادی، مانعی در برابر این گذار به شمار میروند؛ زیرا توانمندی افراد و جوامع را برای مشارکت در اقدامات اقلیمی و بهرهمندی از مزایای آن محدود میکنند. افزون بر این، دسترسی نابرابر به راهکارهای کاهش آثار تغییرات اقلیمی و سازگاری با آن میتواند این نابرابریها را، هم در داخل کشورها و هم میان کشورها، تشدید یا حتی عمیقتر کند. به همین دلیل، برای موفقیت اقدامات اقلیمی، اتخاذ #رویکردی مبتنی بر #حقوق_بشر که بر توانمندسازی، مشارکت فراگیر و عدالت استوار باشد، ضروری است. پیشبرد برابری جنسیتی بخش اساسی این رویکرد به شمار میآید. با گنجاندن تدابیر پاسخگو به جنسیت در برنامههای ملی اقلیمی، کشورها میتوانند نیازها و ظرفیتهای متفاوت زنان و مردان را برای سازگاری با پیامدهای تغییرات اقلیمی در نظر بگیرند. همچنین میتوانند از تواناییها، دانش و ظرفیتهای رهبری هر دو گروه بهره ببرند و در عین حال اطمینان حاصل کنند که منافع حاصل از اقدامات اقلیمی بهطور برابر میان همه تقسیم میشود./برنامه توسعه سازمان ملل متحد @womenwatcher https://climatepromise.undp.org/news-and-stories/why-gender-equality-crucial-tackling-climate-change
شهرنوش پارسیپور (۱۳۲۴–۱۴۰۵) از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایران بود؛ نویسندهای که ادبیات را نه فقط برای روایت داستان، بلکه برای طرح پرسشهای بنیادین درباره آزادی، قدرت، زن، سانسور و حقیقت به کار گرفت. او در ۱۲ تیر ۱۴۰۵ (۳ ژوئیه ۲۰۲۶) در ۸۰ سالگی، در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو، جایی که سالها در تبعید زندگی میکرد، درگذشت. پارسیپور با آثاری چون «سگ و زمستان بلند»، «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» جایگاهی ماندگار در ادبیات فارسی پیدا کرد. او از نخستین #نویسندگانی بود که #تجربه_زیسته #زنان را با زبانی بیپرده، درهمآمیخته با رئالیسم جادویی و نگاهی انتقادی به ساختارهای اجتماعی روایت کرد. «زنان بدون مردان» سالها در ایران ممنوع بود و بعدها با ترجمه انگلیسی، در فهرست بلند جایزه بینالمللی بوکر ۲۰۲۶ نیز قرار گرفت. زندگی شخصی او نیز از آثارش جدا نبود. پارسیپور زندان را هم در حکومت پهلوی و هم در جمهوری اسلامی تجربه کرد. نخستین بار در سال ۱۳۵۳، پس از استعفا از رادیو و تلویزیون ملی در اعتراض به اعدامهای سیاسی، بازداشت شد. بار دیگر در سال ۱۳۶۰ بدون محاکمه رسمی دستگیر شد و بیش از چهار سال را در زندان گذراند. او همواره تأکید میکرد که فعال حزبی یا سیاسی نیست؛ اعتراضش به سرکوب، خشونت و حذف انسانها بود، نه از موضع وابستگی به یک جریان سیاسی. ثمره آن سالها، کتاب «خاطرات زندان» است؛ کتابی که بیش از آنکه صرفا روایت زندان باشد، تلاشی برای فهم تاریخ معاصر ایران است. او درباره فضای سالهای پیش از انقلاب مینویسد: «از فاصله سال ۱۳۵۰–۱۳۵۱ نظام سانسور شدیدی بر همه امور حاکم شد… دستگیری روشنفکران آغاز شد و جو بسیار خفقانآور و غیرقابل تحمل شده بود.» و درباره فضای انقلابی که بسیاری را با خود برد، با نگاهی انتقادی مینویسد: «همه یکشبه مذهبی شده بودند، همه یکشبه عارف شده بودند… نیروی جمعیت، ثقل جمعیت، ابهت جمعیت، ناگهان جای هر منطق و استدلالی را گرفته بود.» در بخشی دیگر، موضع مستقل خود را چنین توضیح میدهد: «کمونیست نیستم… اما به اعدام بیرویه و دستگیریهای مشکوک اعتراض دارم.» و شاید دقیقترین جمعبندی او از چرخه خشونت در سیاست ایران این جمله باشد: «یکی از مشکلات اصلی جامعه ایران علاقه تمام گروهها به حذف مطلق بقیه بود و در این لحظه در زندان میکوشیدم خلاف این جریان حرکت کنم.» اما ماندگارترین جمله او، درباره مسئولیت نویسنده است؛ جملهای که امروز بیش از همیشه به یاد آورده میشود: «یک نویسنده ممکن است به بدترین گناهانی که مرتکب شده اعتراف کند، ممکن است ترسو باشد یا خودخواه؛ اما اگر درگیر دروغگویی بشود، نور قلمش برای همیشه خواهد چکید و ذهنش تاریک خواهد شد.» شهرنوش پارسیپور تنها نویسنده چند رمان مهم نبود؛ او نسلی از خوانندگان را با ادبیاتی آشنا کرد که از طرح پرسشهای دشوار نمیترسید. میراث او نه فقط در کتابهایش، بلکه در پافشاری بر آزادی اندیشه، صداقت در نوشتن و مقاومت در برابر سانسور باقی خواهد ماند. @womenwatcher
видео или голосовое, без подписи
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم، تهیهکننده و فعال اجتماعی ایرانی، روز گذشته در بیمارستانی در حومه سانفرانسیسکو درگذشت. خانم پارسیپور که از دهه ۷۰ خورشیدی در شمال کالیفرنیا زندگی میکرد، از هفته گذشته به علت سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود. او در سال ۱۳۲۴ در تهران به دنیا آمد و اوایل دهه ۵۰ خورشیدی از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. نخستین داستان بلندش، «سگ و زمستان بلند»، را نیز در تهران منتشر کرد. خانم پارسیپور در دهه ۵۰ برای مدتی در تلویزیون ملی ایران کار کرد و سپس برای ادامه تحصیل ایران را ترک کرد، اما در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت. او مدت کوتاهی پس از بازگشت به ایران بازداشت شد و چهار سال را در زندان گذراند. پس از آزادی به ترجمه و کتابفروشی پرداخت، اما فشارها ادامه یافت و سرانجام به آمریکا مهاجرت کرد. خانم پارسیپور در سالهای اقامت در آمریکا نیز چند داستان بلند و ترجمه منتشر کرد. شناختهشدهترین آثار او در ایران «طوبا و معنای شب» و در خارج از ایران «زنان بدون مردان» است./بیبیسی @womenwatcher
تقدیم به راویان شجاع #می_تو؛ زنانی که با وجود همه ترسها و موانع، سکوت را شکستند ✍🏽نویسنده: ناشناس این یادداشت با الهام از مقاله «آزارگر یک شبکه است» نوشته سارا احمد (برگردان دریا موسوی، منتشرشده در HarassWatch) نگاشته شده است. هدف از این نوشته کوتاه، تامل انتقادی بر سازوکارهای نهادی، شبکههای قدرت، سکوت سازمانی، و موانع موجود برای شکایت در پروندههای #آزار و #خشونت_جنسی است. این متن تلاش میکند مفاهیم مقاله را در زمینه ایرانی و معاصر به کار گیرد. بهمنظور حفظ امنیت و حریم خصوصی راویان، از ذکر نام یا جزئیات شناساییکننده برخی افراد خودداری شده است. ارجاعات به تصمیم نهادها بر اساس بیانیهها و گزارشهای عمومی است. این نوشته یک تحلیل فمینیستی است، نه گزارش قضایی. با گوش سپردن به روایت بازماندگان، دوباره آموختهام چرا بسیاری در ایران شکایت نمیکنند. نمونههای فراوانی را میتوان در جنبش #می_تو ایران، بررسی کرد اما در این نوشته کوتاه، به موضوعات و روند موضعگیریها، شبکه قدرتمندی که از آزارگر حمایت میکنندو موانعِ شکایت، اشاره خواهم کرد. شکایت از پ، کارگردان متهم به آزارگری؛ یعنی ارجاع به همان سیستمی که او در فیلمهایش نقد کرده و با انتقاد از آن، راه جشنوارههای خارجی و بیبیسی را برای خودش باز کرده. سوءاستفادهگر فقط یک نفر نیست؛ او #شبکه است؛ شبکهای از روابط رسانهای، نهادهای فرهنگی و اعتبارهایی که از او محافظت میکنند. گروهی از زنانی که متحمل آسیبهای جنسی و روانی از این کارگردان مستندساز شدند، در نوشتههای خود اشاره کردهاند که: بسیاریشان مدتها سکوت کردند. برخی از ترس، برخی چون گزارش آزار در ایران را ایمن یا جدی نمیدانستند، و برخی از تهدید، بولیگری و حملات سازمانیافته طرفداران کارگردان و عواقب حرفهای هراس داشتند. اما کمکم شروع به صحبت کردند. دو شب پیش، جمعه ۵ تیرماه ۱۴۰۵؛ بخش آپارات #بیبیسی_فارسی «آسو پا به سنگ» ساخته کارگران را پخش کرد. فیلمی که در آن داور زن که جامعهشناسی خوانده و سابقا در فوتبال زنان ایران فعال بوده، روبهروی دوربین این کارگردان نشسته، در بخشی از آنونس فیلم، این داور در حال روایت «حاشیهساز» بودن خود و سرکوب در سیستم ورزشی ایران است. حالا اما جلوی دوربین همان متهم به آزار نشسته و به جای پاسخگویی به راویان، که از او میپرسند، چرا؟ اینستاگرامش را دیاکتیو کرده است. جشنواره بینالمللی UNIMA و مسئولیتپذیری و حمایت از زنان آزاردیده این جشنواره وقتی اتهامات مطرحشده توسط روایان را شنید، بررسیهای داخلی انجام داد و فیلم کارگردان متهم را از برنامه ۲۰۲۵ «Garden of Peace» حذف کرد. در مقابل، مسوول بخش #آپارات بیبیسی فارسی به جای پاسخگویی شفاف، کامنتهای مربوط به فیلم «آسو پا به سنگ» را در اینستاگرامش محدود کرده و برخی کامنتهای انتقادی را هاید کرده است. این عمل مسئولانه UNIMA International را بیبیسی فارسی میتواند الگو قرار دهد: به جای محدود کردن کامنتها، هاید کردن انتقادها و دیاکتیو کردن پستها، با مسئولیتپذیری واقعی مواجه شود. این نوع واکنش بیبیسی فارسی دقیقا همان «نادانی عمدی» و «هیچ کاری نکردن» است که شبکه آزار را قویتر میکند. شکایتها به آرشیو خاکخورده سپرده میشوند، روایتها به «حاشیه» تقلیل پیدا میکنند و قدرتمندان محافظت میشوند. فمینیست بودن امروز یعنی نگهبان این «آرشیو شکایت» بودن و افشای شبکههایی که با پرچم نقد قدرت، آزار را بازتولید و سپس با سکوت یا حذف پوشش میدهند. زنانی که با وجود ترس، تهدید، رسانههای سلبریتیپرور و زرد و سکوت نهادها، سکوت را شکستید؛ شما تنها نیستید. @womenwatcher #می_تو #زنان_راوی #کارگردان_آزارگر
نشست تخصصی «زن در مواجهه با جنگ»؛ موسسه رحمان جنگ و بحران تنها به میدانهای نبرد محدود نمیشود؛ روایتهایی که در رسانهها شکل میگیرند نیز بر زندگی زنان، جایگاه اجتماعی و حتی وضعیت معیشتی آنان تأثیر میگذارند. درنشست تخصصی «#زن در مواجهه با #جنگ» که به همت موسسه #رحمان برگزار شد، پژوهشگران به بررسی بازنمایی زنان در رسانهها، نقش آنان در گفتمانهای جنگ و پیامدهای اقتصادی بحران بر زندگی زنان پرداختند. کوثر کریمیپور، پژوهشگر جامعهشناسی محاسباتی، در نشست «زن در مواجهه با جنگ» با اشاره به آمارهای بازار کار، هشدار داد که حذف تدریجی زنان از چرخه اقتصاد، تابآوری جامعه را در برابر بحرانها بهشدت کاهش داده است. به گفته او، نرخ مشارکت اقتصادی زنان سالهاست در سطحی پایین باقی مانده و این روند، توان اقتصادی و اجتماعی کشور را در شرایط بحرانی تضعیف کرده است. شیما وزوایی، پژوهشگر ارتباطات، با بررسی محتوای رسانههای داخلی و خارجی گفت زنان در بسیاری از روایتهای جنگی یا حذف میشوند، یا در قالب قربانی، نماد وطن و یا ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی بازنمایی میشوند؛ در حالی که تجربه واقعی و زیسته آنان کمتر دیده میشود. او تأکید کرد که برای درک حقیقت زندگی زنان، باید به احساسات، سکوتها و تجربههای روزمره آنان نیز توجه کرد، نه فقط به روایتهای رسمی. فرشته طوسی، پژوهشگر علوم اجتماعی، نیز بر ضرورت کنشگری مسئولانه و مبتنی بر واقعیتهای جامعه تاکید کرد و گفت تغییرات اجتماعی تنها از مسیر حرکتهای بزرگ به دست نمیآید، بلکه شکلگیری فضاهای کوچک حمایتی، تقویت همبستگی و گسترش ادبیات ضد جنگ میتواند زمینهساز تغییرات موثر باشد. پژوهشگران حاضر تاکید کردند که تجربه واقعی زنان اغلب در میان روایتهای سیاسی و رسانهای نادیده گرفته میشود و برای ساختن آیندهای مقاومتر، باید به واقعیتهای زیسته زنان و نقش آنان در جامعه توجه کرد. ادامه گزارش در وبسایت موسسه رحمان
видео или голосовое, без подписи