نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
описание
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن 💌📚📕مجموعهای ارزشمند از فیلمها، کتابها و نقل قولهای نویسندگان بزرگ معصومه حامیدوست دکتری زبان و ادبیات فارسی
2 687
подписчиков
Охват к подписчикам
12,0%
ERR
Реакции к просмотрам
2,28%
216 на 25 постов
Пересылки к просмотрам
1,92%
182
Постов в день
0,7
всего 27
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 14 авг.без подписи7,06%
- 11 авг.من به جوانان توصیه میکنم که در سن بیست و یک سالگی، رمانهای خودزندگینامهای ننویسند، بلکه آنها را برای زمانی نگه دارند که پنجاه و یک یا شصت و یک سال داشته باشند. ابتدا باید رمانهای دیگری بنویسند تا مهارت نویسندگی را بیاموزند؛ نباید خاطرات ارزشمند دوران کودکی را برای نوشتن از دست بدهند، زیرا هرگز مواد بهتری برای کار وجود نخواهد داشت. © لورا هابسون @Writing_lovers6,86%
- 10 авг.نوشتن فعالیت زیر آب است. شیرجه رفتن در مناطقی که برای آدم غریب است یا آنها را فراموش کرده. آدم در زندگی خود فرو میرود و میبیند زندگیای که واقعاً دارد این است و نه آنچه شاید آرزویش را داشته است. ناگهان جایی هیچ کس نگاهش نمیکند. كاملاً با خود تنهاست. نباید بترسی. به نفس کشیدن ادامه بده و به نوشتن ادامه بده. 📕 دعوت به نوشتن © دوریس دوریه @Writing_lovers5,78%
- 8 авг.ماجرای بالش و سبک ادبی سی شوناگون اسم یه نویسنده زن ژاپنی هست. اون یه کتابی داره به اسم بالش. بالش داستان جالبی داره؛ یک روز ملکه دستهای از کاغذهای مرغوب و گرانبهاش را به سی شوناگون نشون داد و ازش پرسید بنظرت با اینا چکار میشه کرد؟ سیشوناگون گفت: «میتونیم با اونها بالش درست کنیم». ملکه با خنده گفت: «پس این کاغذها مال تو!» سی شوناگون هم دستهکاغذها رو به خونه برد و توی بالشت خودش پنهان کرد. او یادداشتهای روزانه، افکار و تجربیاتش رو هر روز روی اونها مینوشت و دوباره توی بالش میذاشت. به همین دلیل اسم اثرش شد «کتاب بالش» روش نوشتن یادداشتهاش هم جالب بود. او فهرستی از جزئیات زندگی روزمره را توی این کاغذها مینوشت. فهرستی از «چیزهایی که دل آدم را به تپش درمیآورند»، «چیزهای نفرتانگیز و خندهدار». چیزهایی که مایه ملال و خستگیاند»، " صداهایی که روی مخ هستند"، «درختانی که شکوفههای باشکوه دارند» و... فهرستی که خوندنش واقعا لذتبخش و الهام دهنده هست. شوناگون نظرات شخصی، انتقادات تند، حسادتها، تمسخرها و غرورهایش را هم بدون سانسور در این نوشتههای بالینی میآورد و اونها رو به دور از چشم دیگران و در خلوت اتاق یا پشت پردهها مینوشت. او با پنهان کردن نوشتههاش درون بالشت، گنجینهای خلق کرد که بعد از گذشت بیش از هزار سال، هنوز به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات جهان و مدرنترین شکل خاطرهنویسی شناخته میشه و باعث شد تا پایهگذار سبک ادبی جدیدی به نام زویهیتسو یعنی «پیرو جریان قلم یا افکار» توی ژاپن بشه. سی شوناگون هرگز قصد نداشت نوشتههای شخصیاش رو برای خوندن به دیگران بده. اما ماجرایی باعث شد بخشی از آنها لو بره؛ او یک بار دستنویسش رو به اشتباه درون بالشی که برای مهمان آماده کرده بود جا گذاشت. آن مهمان (که یکی از اشرافزادهها بود) متوجه اونها شد و با وجود اصرار و التماسهای سی شوناگون، نوشتههاش را با ذوق و شوق با خودش برد و همین باعث شد دستنوشتههاش به بیرون از اتاق خصوصیاش بره و طولی نکشید که دستبهدست چرخید و باعث شهرتش شد. ✍ معصومه حامیدوست @Writing_lovers5,70%
- 7 авг.نوشتن مانند هرمان ملویل اگر دنبال رازهای نوشتن هستید، به مدرسه داستانهای ملویل بروید. در این مسیر یاد می گیرید چه طور از نمادها استفاده کنید و شخصیتهای داستانی به یادماندنی خلق کنید. یکی از رازهای کار ملویل این بود که هرگونه نگرانی را در قبال آن چه ممکن بود دیگران درباره کارش فکر کنند و نقدهایی که ممکن بود به نوشته هایش داشته باشند، کنار میگذاشت. چیزی که مسیر او را هموار کرد، یکی گوشه گیری و دیگری ساعتهای کاری منظم بود. ملویل برای نوشتن موبیدیک از خانواده و دوستانش جدا شد تا بتواند نسخه اول کارش را با تمرکز بنویسد. "رفتم نیویورک و یک هفته یا چیزی در همین حدود خودم را در اتاقی در طبقه سوم حبس و روی نهنگ سفیدم کار کردم و جان کندم. به این دلیل است که توانسته ام حالا تمامش کنم شرایط بیرونی ذهنم را به شدت منحرف میکند. برای نوشتن همیشه به آرامش، آسایش و سکوتی نیاز است که در آن صدای رویش گیاه شنیده میشود همان چیزهایی که متأسفانه به ندرت نصیب آدم میشود." 📕 نوشتن مانند بزرگان © ویلیام کین @Writing_lovers4,69%
- 12 авг.آیا میخواهید درباره یک فرد بیشتر بدانید؟ به کتابهایی که خوانده و نحوه خواندن آنها توجه کنید. © کری هیوم @Writing_lovers4,38%
- 6 авг.نویسنده فیلم ذهن زیبا، آکیوا گلدزمن، در سال ۲۰۰۸، میگوید: در طول زندگیاش بارها و بارها از افراد بسیاری شنیده که بهتر است دست از نوشتن بردارد. چرا که "آنچه شخصی را به یک نویسنده تبدیل میکند" یعنی استعداد را ندارد. فکر میکنید رمز موفقیت او چه بود؟ اینکه هرگز از نوشتن دست برنداشت. این جملهی ساده، به نظر بسیار عاقلانه است. نمیدانم چند نفر از ما با استعداد متولد شدهایم. بعضی چیزها ممکن است در ذهن کسانی سریعتر یا درونیتر از باقی افراد نقش ببندد، نوشتههای بیشتر ما زمانی که دیگران آنها را میخوانند بنظر آنقدر که باید خوب نیستند. از نظر من استعداد یک قابلیت ذاتی نیست، بلکه چیزی است که به طور صد در صد به تمرین و شیوه کار بستگی دارد. 📕 کتاب بزرگ ایده © اریک بورک @Writing_lovers3,30%
- 2 авг.. کسی بودن یعنی داشتن داستانی برای گفتن ©ایساک دینسن @Writing_lovers3,23%
- 1 авг.تمرین تمرکزتان را معطوف چیزهایی بکنید که در شما ثابت مانده است. چند خط در بارهاش بنویسید؛ به سالهای سپری شده نگاه کنید. چه چیزی در طول این سالها تغییر نکرده و ثابت مانده است؟ 📕چه داستانی را زندگی میکنی؟ © کاترین آن جونز @Writing_lovers3,13%
- 4 авг.ایدههای داستانهایم را از کجا میآورم؟ من به کسانی که همیشه این سؤال را از من میپرسند جواب میدهم: "از فروشگاه بزرگ سر خیابون، اونها یک کارخانه بزرگ ایدهسازی دارند. من مشترکشون هستم و اونها هر ماه یک ایدهی تازه و آکبند مییارن دم در منزل بهم تحویل میدن. پیشنهاد من این است که کمی فکر کردن را هم امتحان کنید." هارلن الیسون @Writing_lovers3,02%
- 30 июл.من نوشتن را با خواندن کتابهایی که خودم دوست داشتم بنویسم، یاد گرفتم. © باربارا کینگ @Writing_lovers3,01%
- 31 июл.پشت میز کوچک نشست. از کشوی میز، یک قلمدان، یک دوات و یک دفترچه قطور با عطف قرمز و جلد طرح مرمر بیرون کشید. دفترچه الهام بخش نوشتنش بود. جور خاصی قشنگ بود. کاغذ لطیف کرم رنگ که حدس میزد مال خیلی قدیمترها باشد. حالا که میخواست دفترچه خاطراتش را شروع کند. دلهره به جانش افتاد ناغافل این سؤال به ذهنش آمد که اصلا برای کی دفتر خاطرات مینویسد؟ برای آینده؟ برای نازادهها؟ مدتی به کاغذ زل زد! هرگز به ذهنش نرسیده بود چیزی جز شهامت لازمش بشود. فقط میبایست تکگویی متلاطم و پایان ناپذیری را که سالها در ضمیرش میجوشید، روی کاغذ بیاورد اما در این لحظه حتی چشمه این تکگویی خشک شده بود. ۱۹۸۴📕 © جورج اورول @Writing_lovers2,97%